قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

استاد هادی سروش: �عدالت و صداقت� راهبرد مهم حکمرانان حکومت دینی است

خبرگزاری بین المللی شفقنا

استاد هادی سروش: عدالت و صداقت؛ راهبرد مهم حکمرانان حکومت دینی است

انتشار :‌ دوشنبه ۲۷ / ۰۶ /۱۴۰۲ | ساعت ۱۲:۱۹

شفقنا- استاد هادی سروش تأکید کرد: امام رضا(ع) حکومت دینی را در عدالت و صداقت، مهار تندروها و رعایت حقوق انسان‌ها ‌می‌دانند.

به گزارش شفقنا به نقل از مردم سالاری آنلاین، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سومین شب از مراسم هیات عشاق‌الائمه حزب مردم‌سالاری گفت:

در باور و فرهنگ شیعه براساس نهج البلاغه؛ امام معصوم چه زنده یا مرده باشد قابل تأسی و الگوبرداری است. در جامعه دو گروه دینی داریم که دارای محوریت هستند و اینها دارای دو سلیقه در دینداری ‌می‌باشند؛ بعضی دینداری سنتی را ‌می‌‌پسندند که اساس آن توجه به مناسک است، و بعضی نگاهشان سیاسی و توجه‌شان به حکومت دینی است.

محور اول : توجه به ظواهر شریعت

در توجه به ظواهر دینی خطری به نام جعل حدیث وجود دارد که برخی افراد ناآگاه که تریبون مذهبی دارند می‌آیند و آن احادیث جعلی را در منابر ‌می‌خوانند و حرف‌هایی ‌می‌زنند که به صورت کلیپ در فضای مجازی پخش ‌‌می‌شود و باعث تمسخر ‌‌می‌‌شود.

به روایت صدوق؛ امام رضا به فردی به نام ابن ابی محمود مطالبی ارائه کردند که قابل توجه است و در مورد جعل حدیث و دروغ‌های دینی است. امام رضا (ع) تبیین نمود؛ مشکل ما در جعل حدیث و دروغ‌های دینی است که به سه شکل است؛ اول غلوگوئی و افراط در مورد ائمه است، دوم احادیثی مجعول که دارای محتوایِ خدشه‌آمیز در باورهای امامت و شیعه دارد، و سوم روایات جعلی است در مورد دشمنان اهل بیت که در روایات به دشمنان آنان اهانت‌ها شده و وقتی بدست شیعیان می‌افتد و دست به دست می‌شود باعث دردسر برای امامت و مکتب شیعه می‌شود. ما و جامعه ما باید آنقدر ارتقاء علمی و دینی داشته باشد که بتواند از این دروغ‌های دینی مصون بماند.

محور دوم مربوط به حکومت دینی از منظر امام رضا

ببینیم امام رضا (ع) که خود در یک حکومت به دین و خلافت رسول‌الله (ص) دارای یک منصب تحمیلی است در رابطه حکومت دینی چه ‌می‌گوید؟ کسانی‌که مدعی و طرفدار و مدافع حکومت دینی هستند باید به این نگاه امام هشتم درباره حکومت دینی احترام گذارند و این توقع بحقی از آنان است، یا مدعی حکومت دینی نباشند و یا اگر مدعی هستند باید به رهنمودها و آسیب‌شناسی‌های امام رضا احترام گذارده و بر طبق آن حکمرانی کنند.

عدالت و صداقت نکته راهبردی اول

وی افزود: نکته اول راهبردی امام رضا(ع) در بحث حکومت دینی درباره عدالت و صداقت حاکم و حکمرانان حکومت دینی است. در کتاب کافی جناب کلینی نقل ‌می‌کند؛ بر امام رضا، برخی خشک و مقدس‌ها خرده نسبت به لباس حضرت گرفتند. امام رضا(ع) صریحا فرمودند: آنچه مردم و جامعه از حاکم و حکمرانان ‌می‌خواهد و مطالبه ‌می‌کند لباس مندرس نیست بلکه عدالت و صداقت است، مردم در رابطه با حاکمان کاری با لباسشان ندارند مردم ‌می‌گویند؛ شما آقایان عدالت داشته باشید، با ما به صداقت رفتار کنید. به ما دروغ نگویند. اگر داوری و قضاوت ‌می‌کنید عادلانه قضاوت داشته باشید. بعد امام رضا به یوسف نبی استشهاد کردند که بهترین لباس را در تن داشت اما مهم عدالت و مدیریت او بود که برای مردم مصر رفاه را به همراه آورد.

مهار تندروها نکته راهبردی دوم

سروش اظهار داشت: نکته راهبردی دوم در حکومت دینی که مورد توجه امام رضا (ع) است؛ مهار تندرو‌ها است. در حکمرانی مامون، ردپای تندروهایی است که برخی از آنان متاسفانه از شیعیان بودند! و مامون از امام رضا تقاضا کرد اینها از شما حرف‌شنوی دارند و آنان را مجاب کن، تا جائیکه مامون گفت؛ برخی از آنان قصد ترور من را دارند و شما ‌می‌توانی کنترلشان کنید و امام رضا آنها را توبیخ کرد و در صحنه سیاسی حاکمیت محدود شدند. این سفارش امام رضا است که مواظب باشید با کسانی که از مرزها عبور کرده‌اند همراه نباشید.

حقوق انسانی و شهروندی سومین نکته راهبردی

سروش گفت: نکته راهبردی سوم در بیانات و سیره امام رضا در بحث حکومت دینی متوجه حقوق انسانی و شهروندی است. در اینجا کافی است شما یک روایت را ملاحظه کنید؛ شیخ صدوق نقل ‌می‌کند که نامه‌ای از حاکم و فرماندار نیشابور به مأمون رسید و مفادش این بود؛ یک مجوسی و زرتشتی از دنیا رفت و وصیت داشت که اموالم را بعد از مرگم برای فقرا هزینه کنید، و آدم متمولی بود حاکم آن پول‌ها را برای فقراء نیشابور هزینه کرد و ظاهرا مورد اعتراض قرار گرفت و در نامه از مامون طلب راهکاری نمود. مامون نامه را به امام رضا فرستاد و درخواست پاسخ کرد. امام فرمود؛ بی جهت اموال یک زرتشتی را برای مسلمین هزینه کرده! باید از بیت المال تمام آن اموال به فقراء زرتشتی بازگردد و حاکم حق چنین استفاده‌ای را نداشته است. توجه کنید از اموال یک میت برای استفاده شخصی و گروهی و مذهبی و… استفاده نشده، بلکه برای فقراء استفاده شده و امام رضا اعتراض ‌می‌فرماید!
آیا درست است از اموال شهروندان و بیت‌المال مردمی که در میانشان اقلیت‌های دینی هم حضور دارند در جهت مراسم و مناسک دینی استفاده شود؟‌ اگر به حکومت دینی معتقدیم این سه درس مهم و راهبردی امام رضا باید مورد توجه و الگوی رفتار رجال سیاسی باشد.

  • برچسب ها
  • حکومت دینی
  • راهبرد حکومتی امام رضا(ع)
  • سیره امام رضا(ع)
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

�به تفکر جهانی پیامبر(ص) بازگردیم� / نوشتاری از استاد هادی سروش

بررسی تأملات ذهنی درباره اربعین از جهت اعتقادی،حکومتی و اقتصادی/ نوشتاری...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

� Shafaqna News | Copyright 2023

خروج از نسخه موبایل

هادی سروش : امام رضا حکومت دینی رادر عدالت و صداقت، مهار تندروها و رعایت حقوق انسانها میداند


هادی سروش : امام رضا و اعلام خطری بنام جعل حدیث و دروغ های دینی /امروز برخی در منابر حکایات و حرفهایی بر اساس روایات غیر معتبر در مورد ائمه اطهار میزنند که بشکل کلیپ منتشر میشود و باعث تمسخر میشود/ امام رضا حکومت دینی رادر عدالت و صداقت، مهار تندروها و رعایت حقوق انسانها میداند

حجت الاسلام و المسلمین استاد هادی سروش در جمع هئیت عشاق الائمه در شب شهادت امام رضا گفت: در باور و فرهنگ شیعه بر اساس نهج البلاغه ؛ امام معصوم چه زنده یا مرده باشد قابل تاسی و الگو برادری است .
استاد حوزه گفت ؛ در جامعه دو گروه دینی داریم که دارای محوریت هستند و اینها دارای دو سلیقه در دینداری میباشند؛ بعضی دینداری سنتی را می‌پسندند که اساس آن توجه به مناسک است ، و بعضی نگاهشان سیاسی و توجه شان به حکومت دینی است.

سروش ادامه داد ؛ در محور اول که توجه به ظواهر شریعت
است خطری بنام "جعل حدیث" وجود دارد که برخی افراد ناآگاه که تربیون مذهبی دارند می آیتد و آن احادیث جعلی را در منابر میخوانند و حرفهایی میزنند که در بصورت کلیپ در فضای مجازی پخش میسود و باعث تمسخر میشود.

به روایت صدوق؛ امام رضا به فردی به نام ابن ابی محمود مطالبی ارائه کردند که قابل توجه است و در مورد جعل حدیث و دروغ های دینی است.
متن روایت چنین است ؛ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِينَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِيهَا التَّقْصِيرُ فِي أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِيحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا ؛ امام رضا (ع) تبیین نمود؛ مشکل ما در "جعل حدیث" و دروغهای دینی است که به سه شکل است ؛ اول غلوگوئی و افراط در مورد ائمه است ، دوم احادیثی مجعول که دارای محتوایِ خدشه آمیز در باورهای امامت و شیعه دارد ، و سوم روایاتِ جعلی است در مورد دشمنان اهلبیت که در روایات به دشمنان آنان اهانت ها شده و وقتی بدست شیعیان می افتد و دست به دست می‌شود باعث دردسر برای امامت و مکتب شیعه می‌شود.
استاد سروش تصریح کرد ؛ ما و جامعه ما باید آنقدر ارتقاء علمی و دینی داشته باشد که بتواند از این دروغهای دینی مصون بماند. امروز برخی در تربیون مذهبی و منابر حکایات و حرفهایی بر اساس روایات غیر معتبر در اثبات ولایت ائمه اطهار میزنند که بشکل کلیپ منتشر میشود و باعث تمسخر میشود . ما و هر سخنگوی دینی موظف است بر اساس معیارهای عقلانی مطالب دینی را عرضه کند.

وی گفت : محور دوم در کلام ما مربوط به حکومت دینی است .
ببینیم امام رضا (ع) که خود در یک حکومت به دین و خلافت رسول الله (ص) دارای یک منصب تحمیلی است دررابطه حکومت دینی چه میگوید؟ کسانیکه مدعی و طرفدار و مدافع حکومت دینی هستند باید به این نگاه امام هشتم درباره حکومت دینی احترام گذارند و این توقع بحقی از آنان است ، یا مدعی حکومت دینی نباشند و یا اگر مدعی هستند باید به رهنمودها و آسیب شناسی های امام رضا احترام گذارده و بر طبق آن حکمرانی کنند.
نکته اول راهبردی امام رضا در بحث حکومت دینی درباره عدالت و صداقت حاکم و حکمرانان حکومت دینی است.
در کتاب کافی جناب کلینی نقل میکند ؛ بر امام رضا ، برخی خشک ومقدس ها خرده نسبت به لباس حضرت گرفتند. امام رضا صریحا فرمود:"انّما يراد من الامام قسطه و عدله و إذا قال صدق و إذا حكم عدل و إذا وعد أنجز انّ اللّه لم يحرم ملبوسا و لا مأكولا" . یعنی؛ آنچه مردم و جامعه از حاکم و حکمرانان میخواهد و مطالبه میکند لباس مندرس نیست بلکه عدالت و صداقت است ، مردم در رابطه با حاکمان کاری با لباسشان ندارند مردم میگویند؛ شما آقایان عدالت داشته باشید ، با ما به صداقت رفتار کنید . به ما دروغ نگویند . اگر داوری و قضاوت میکنید عادلانه قضاوت داشته باشید. بعد امام رضا به یوسف نبی استشهاد کردند که بهترین لباس را در تن داشت اما مهم عدالت و مدیریت او بود که برای مردم مصر رفاه را بهمراه آورد.

استاد حوزه گفت : نکته راهبردی دوم در حکومت دینی که مورد توجه امام رضا (ع) است ؛ مهار تندرو ها است.
در حکمرانی مامون ، ردپای تندروهایی است که برخی از انان متاسفانه از شیعیان بودند! و مامون از امام رضا تقاضا کرد اینها از شما حرف شنوی دارند و آنان را مجاب کن ، تا جائیکه مامون گفت؛ برخی از آنان قصد ترور من را دارند و شما میتوانی کنترلشان کنید و امام رضا آنهارا توبیخ کرد و در صحنه سیاسی حاکمیت محدودشدند.
این سفارش امام رضا است که مواظب باشید با کسانی که از مرزها عبور کرده اند همراه نباشید.

نکته راهبردی سوم در بیانات و سیره امام رضا در بحث حکومت دینی متوجه حقوق انسانی و شهروندی است .

حجت الاسلام سروش گفت : در اینجا کافی شما یک روایت را ملاحظه کنید ؛ شیخ صدوق نقل میکند که نامه ای از حاکم و فرماندار نیشابور به مأمون رسید و مفادش این بود؛ یک مجوسی و زرتشتی از دنیا رفت و وصیت داشت که اموالم بعد از مرگم برای فقرا هزینه کنید، و آدم متمولی بود و به حاکم آن پولها را برای فقراء نیشابور هزینه کرد و ظاهرا مورد اعتراض قرار گرفت و در نامه از مامون طلب راهکاری نمود. مامون نامه را به امام رضا احاطا نمود و درخواست پاسخ کرد. امام رضا (ع) فرمودند: «إِنَ الْمَجُوسِیَ لَمْ یُوصِ لِفُقَرَاءِ الْمُسْلِمِینَ وَ لَکِنْ یَنْبَغِی أَنْ یُؤْخَذَ مِقْدَارُ ذَلِکَ الْمَالِ مِنْ مَالِ الصَّدَقَهًِْ فَیُرَدَّ عَلَی فُقَرَاءِ الْمَجُوس ؛ - مجوسیان به بینوایان مسلمان چیزی نمی دهند. نامه ای به قاضی نیشابور بنویس تا همان مقدار از مالیات های مسلمانان بردارد و به بینوایان زرتشتی بدهد.». بله ؛ بی جهت اموال یک زرتشتی را برای مسلمین هزینه کرده! باید از بیت المال تمام آن اموال به فقراء زرتشتی بازگردد و حاکم حق چنین استفاده ای را نداشته است. توجه کنید از اموال یک میت برای استفاده شخصی و گروهی و مذهبی و .. استفاده نشده ، بلکه برای فقراء استفاده شده و امام رضا اعتراض میفرماید!
استاد سروش گفت : آیا درست است از اموال شهروندان و بیت المال مردمی که در میانشان اقلیت های دینی هم حضور دارند در جهت مراسم و مناسک دینی استفاده شود؟‌

اگر به حکومت دینی معتقدیم این سه درس مهم و راهبردی امام رضا باید مورد توجه و الگوی رفتار رجال سیاسی باشد.

*رورنامه مردم سالاری

درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » / نوشتاری از استاد هادی سروش

« ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » / نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان « ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » که در اختیار شفقنا قرار داده این گونه آورده است:

تلاش در مخفی نگه داشتن چهره رحمانی پیامبر!

جهان معاصر به شدت محتاج شناخت جلوه های رحمانی رسول الله (ص) است.
امروز از آنجا که طالبان و داعش کریه ترین چهره از اسلام را برای جهان به نمایش گذارده اند و از سوی دیگر برخی از سیاسیون داخلی برای تقویت اقتدار خود سخنی از رحمت پیامبر خدا به میان نمی آورند ، نیاز به نوشتن و گفتن و شنیدن های پی در پی در مورد چهره رحمانی اسلام و اخلاق رحیمانه پیامبر خدا (ص) ضرورت بیشتری پیدا میکند.

رحمت ؛ کلید شخصیت پیامبر

برای ارزیابی یک شخصیت ، باید به کلیدشخصیت او دسترسی پیدا کرد وکلید شخصیت حضرت رسول (ص) در این جمله نهاده شده ؛《وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء۱۰۷)》، او در تلقی رسالتش و القاء رسالتش به جامعه ، تحت نفوذ رحمت بی انتهاء خداست.

رسالت رحمانی ، ریشه در شاکله وجودیش دارد که حضرت صادق(ع) فرمود : 《خدای متعال ، با عنصر محبت پیامبرش را ارتقاء بخشید / ادب نبیه علی محبته》
“رحمت و محبت” عنوان کلی و تابلوی شخصیت پیامبر برای جهانیان است.

ظهور رحمت در شرح صدر ومدارا

پیامبر خدا -ص- رحمت به تمام معنا برای تمام جهانیان است. و روشن است جهان تشکیل شده از مومن و غیر مومن ، و موحد و کافر است ، و مشی دینی و اجتماعی و سیاسی پیامبر خدا بر شرح صدر و اِعمالِ سیاست “مدارا ” است ، و واضح است هرکسی نمیتواند اهل مدارا باشد چرا که مدارا یک شرح صدر جدی میطلبد .
شرح صدر آن توسعه وجودی است که هم شخص دارای کمالات بی نهایت میشود و هم میتواند بسیاری از ناگواری ها را در وجود خود جای دهد تا جاییکه چیزی از آن ناگواری ها به بیرون نمایان نشده و که کسی خبر دار نمیشود. این میشود ؛ شرح صدر.

رحمت و مدارا در قبال دشمن

پیامبر عزیز ، رحمت و مدارای خود را فقط هزینه ی دوستان خود نمیکند بلکه در برابر دشمن مدارا میکند تا از هدایت آنان سر باز نزده و فرصت به آنان داده باشد.
دشمنانی چون ابولهب که پشت سر پیامبر میرود و کلمه و کلمه سخن ایشان را رد میکرد یا مورد اهانت قرارمیداد! و ازسوی دیگر؛زنش ام جمیل ؛ صبح زود تمام مسیر پیامبر خار میریخت..ودر همه جا بدگوئی میکرد.

بررسی برخی نمونه های درخور توجه ؛

در موقعیت برتر نسبت به دشمن ، معاهده “صلح حدیبیه” امضاء میکند. و صلح او میشود ؛ 《انا فتحنا لک فتحا مبینا》

این پیامبر (ص) بعد از فتح مکه “خانه ابوسفیان” را منطقه امن اعلام نمود همانطوریکه کعبه محل امن برای پناهندگان قرار داد. (البداء والتاریخ؛ ج۴ص۲۳۴)
پیامبر خدا (ص) در اوج قدرت و اقتدار سخنی که در قرآن درباره بخشش یوسف نسبت به برادرنش است را مطرح نمود ؛ “لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.(يوسف/ ۹۲)

پس از فتح خيبر جمعي از يهوديان كه تسليم شده بودند و غذاي مسموم براي حضرت فرستاده بودند ، اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد.

زن يهودي وقتي كه خواست در كام آن حضرت زهر بريزد او را نيز عفو كرد.

در مراجعت از غزوه تبوک جمعی از منافقان در سوء قصد به جان حضرت رسول الله كردند و خواستند مركبش را رَم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اين كه پيامبر آنان را شناخت با همه اصرار يارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرف نظر فرمود با اینکه این اقدام به براندازی نظام رسول خدا -ص- بود که تا به شهادت رساندن پيامبر پيش رفتند.

عبدالله بن اُبي ، سر دسته منافقان كه كارشكنی زياد می كرد و شايعه سازی بر عليه پيامبر مي كرد ياران پيامبر بارها از آن حضرت خواستند كه او را به سزای اعمالش برسانند اما حضرت اجازه نمي داد بلكه در حال بيماري به عيادت او رفت و پس از مرگ عبدالله بن اُبی لباس خود را در قبر او قرار دادند که اين کار باعث بازگشت درونی عده ای از منافقان شد.

به پيامبر عرض كردند درباره مشركين نفرين كن فرمود ، نه من براي لعنت نيامدم بلكه براي رحمت فرستاده شده ام . و مي فرمود خداوندا اين مردم را هدايت فرما . لذا فرمود:《ارحموا من في الارض يرحمكم من في السما》.

«صفوان بن ‏امّيه» از جمله سران مشركان مكه و آتش ‏افروزان جنگهاي متعدد عليه پيامبر(ص) بوده است. او مسلماني را در مكه در برابر ديدگان مردم به دار آويخته بود و از اين روي پيامر(ص)، خون او را حلال شمرده بود اما از ترس مجازات به جدّه گريخت زيرا اطلاع يافته بود كه نامش در ليست ده نفري كه پيامبر، آنان را از عفو عمومي استثناء نموده و حكم اعدامشان را صادر كرده، وجود دارد.

عمروبن‏ وهب، پسرعموي‏ صفوان‏ از پيامبر(ص) عفو خواست و پيامبر(ص)، صفوان را عفو نمود. صفوان باور نمي‏كرد كه عفو شده است مگر اينكه از رسول خدا(ص) نشانه‏اي دالّ بر عفوش بياورند، و پيامبر(ص)، عمامه، يا پيراهن خويش را به عنوان نشانه دادند و او برگشت. وقتي صفوان، چشمش به پيامبر(ص) افتاد، عرض كرد: به من دو ماه مهلت دهيد تا درباره اسلام تحقيق كنم. پيامبر(ص) فرمود: به تو چهار ماه مهلت مي‏دهم كه درباره اسلام تحقيق كني و مسلمان شوي. صفوان بعدها مي‏گفت: هيچ‏كس به اين نيك نفسي نمي‏تواند باشد مگر اينكه پيامبر باشد و گواهي مي‏دهم كه خدايي جز خداي يكتا نيست و او رسول خدا است؛ و مسلمان شد.
این موضوع منحصر به یک فرد بنام صفوان بن امیه نیست ، تمام کسانیکه عده معدودی بودند و برای حفاظت از امنیت مکه ی نوپا پیامبر (ص) به خود آنان در صورت جنگ و عدم بازگشت از خونریزی و فساد هشدار داده بود که تعدادشان بین ۶ نفر تا ۱۲ نفر مورد اختلاف تاریخ است، اینچنین برخورد شد و طلب عفو آنان پذیرفته شد مگر یکی دو نفر که هیچ بازگشتی نداشتند !

پیامبر رحمت در برابر معاندان دیروز ، “مولفه قلوبهم” است که نه تنها از زکات بلکه از خمس غنائم از قسمت اختصاصی به رهبری هم به آنان عنایت میکند.

پیامبر رحمت در قبال مومنان فاقد ادب و اخلاق

پیامبر رحمت در مواجه با جامعه با برخی افراد برمیخورد که از حداقل های ادب و اخلاق بی بهره بودند.
هرگز به آنان نمی فرمود ؛ شما در مجامع حضور نیابید ، و یا آنان را از ملاقات با خویشتن محروم نمیفرمود و بفرماید وقتم عزیز است و فرصت ندارم! تا جاییکه در برابر آنان ادب و محبت خرج میکرد که قرآن به دفاع از پیامبرش به میدان میآید و میفرماید :《يأيها الذين ءامنوا لا تدخلوا بيوت النبي إلا أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين … إِنَّ ذٰلِكُمْ كٰانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللّٰهُ لاٰیَستَحی مِن الحُق .. / اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آنكه در انتظار پخته‌شدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‌آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتار] شما پيامبر را مى‌رنجاند و[لى‌] از شما شرم مى‌دارد، و حال آنكه خدا از حق‌[گويى‌] شرم نمى‌كند》. (احزاب /۵۳)

این نمونه را توجه کنید ؛ روزي زني فرزند خود را نزد پيامبر فرستاد و گفت به حضرت بگو پيراهن خود را به ما لطف نمايد. فرزندش خدمت حضرت رسيد و تقاضاي پيراهن نمود. پيامبر هم پيراهن خود را به او داد. آيه نازل شد« لاتَبْسُطْهٰا كُلَّ الْبَسْطِ ../ هر چه داري در راه خدا انفاق مكن.» (اسراء /۲۹)

پیامبر رحمت و نفی هرگونه شدت و خشونت

باید در معنای آیه معروف ؛ “مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم”(فتح/۲۹) دقت نظر بیشتری مبدول داشت.
به باور این قلم در این آیه دو نکته مهم نهفته است .
اول ؛ معرفی رسول الله ، و سپس تبیین رفتار مومنان در حوزه داخلی و خارجی اسلام است ؛
در مورد معرفی پیامبر خدا فرمود :
او “رسول الله” است . و تمام حقیقتِ فرستاده خود را در “رحمت” معرفی نمود ؛
“وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ. (انبیاء/۱۰۷) و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.”
یعنی ؛ رسول الله ، پیامبرِ فقط و فقط رحمت است.
و جمله “والذین معه اشدا” مربوط به همراهان پیامبر است که در بین خود بسیار پر عاطفه هستند و نسبت به کافران جدی هستند.
دوم ؛ اینکه به نظر میرسد ؛ 《اشداء علی الکفار》اصل وجودِ شدت نسبت به کافران معاند مطرح است ، نه اینکه “شدت” را در کمیت و کیفیت برابر با “رحمت” معرفی بنماید. این استنباط ما از برخوردها و جنگها در مقایسه با محبت ها و مدارا ها کاملا قابل استخراج است.

گوشه ای از تاثیر چهره رحمانی رسول الله

نکته در خور توجه این است رحمت و محبت پیامبربزرگوار آنچنان در دلها رسوخ کرد که کسانی که سابقه خشونت و کفر و عناد با یکدیگر داشتند که قرآن چنین توصیف شان میکند ؛《الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ.. / بادیه‌نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند》 (توبه/ ۹۷)
حالا طوری شده محضر پیامبر را رها نمیکنند و جا حضور همگان میسر نمیشود : 《يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ 》. (مجادله/۱۱)

آیا ما هم از رحمتِ محمدی(ص) سهمی برده ایم‌؟

مهمترین برخورد قهری پیامبر(ص) با مشرکان که در سال هشتم هجرت اتفاق افتاده است و آن هم بر اساس آیات سوره توبه مبنی بر اعلام برائت از مشرکین بود.

در روش قهری پیامبر اسلام نیز؛ باز هم مهر و محبت و رحمت دیده می شود:
اولا؛ با تعبیر استادمان آیت الله جوادی آملی؛ بعد از فتح مکه، پیامبر مشرکین را آزاد گذاشت و نفرمود باید موحد شوید. و مشرکینی که خواستند بت پرست بمانند ماندند! و پیمبر نفرمود باید مسلمان شوند، بله تعهد داشتند به مسلمین کاری نداشته باشند. ولی چون پیمان شکنی کردند و دست به خون مسلمین آلوده کردند، آیات برائت نازل شد.
و ثانیا؛ براساس آیات اوائل سوره توبه؛ به آنان ۴ ماه فرصت داده شد.
و ثالثا؛ براساس همان آیات اوایل سوره توبه، پناهنده آنان پذیرفته می شد.
در روایت است: عده ای از اسرا را محضر پیامبر آوردند که چه بسا حکم اعدام بگیرند! پیامبر رحمت فرمودند: اسلام را به آنان عرضه کرده اید ؟ اصحاب گفتند: نه خیر! پیامبر (ص) فرمود: به محل امن آنان را ببرید و اسلام عرضه شود… وقتی به پیامبر اعتراض کردند چرا دستور اعدام ندادید؟! آیات ۴۵ ۴۶ سوره احزاب را خواندند : أَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰکَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِیرٗا ..
مهم این‌نکته قرآنی و تاریخی است که لازم است بدانیم روش پیامبر (ص) مطلقا بر تهاجم و خونریزی و به دردسر انداختن جامعه نبوده است.

چرا که؛ اولا ؛ «صلح حدیبیه» که در شرائط برتر بودن نیروی اسلام رخ داد، نمونه روشن از رحمت واسعه پیامبر (ص) است.
و ثانیا ؛ سیاست «تالیف قلوب» یکی از مظاهر اسلام رحمانی است ، پول دادن به مشرکین ، باج دهی و ترس نبوده ، بلکه ایجاد علاقمندی و نشان دادن حُسن نیت و اظهار سیاست «مدارا» در اسلام است.
در جلد پنجم تاریخ دمشق لیست افرادی آمده که پیامبر مبالغ زیادی را به آنان داده ، آمده است که در این بین نام ابوسفیان و تبار او به چشم می خورد..
حتا پیامبر (ص) از سهم خود از خمس هم به مشرکان میداده است.

این گوشه از «جلوه رحمانی و مهرمحمدی» است. از القاعده و طالبان و داعش بگذریم‌ ، آیا ما هم از مهرمحمدی (ص) سهمی برده ایم‌؟ چقدر و تا کجا

ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)!  نوشته : هادی سروش


🔰 ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)!

هادی سروش


تلاش در مخفی نگه داشتن چهره رحمانی پیامبر!

جهان معاصر به شدت محتاج شناخت جلوه های رحمانی رسول الله (ص) است.
امروز از آنجا که طالبان و داعش کریه ترین چهره از اسلام را برای جهان به نمایش گذارده اند و از سوی دیگر برخی از سیاسیون داخلی برای تقویت اقتدار خود سخنی از رحمت پیامبر خدا به میان نمی آورند ، نیاز به نوشتن و گفتن و شنیدن های پی در پی در مورد چهره رحمانی اسلام و اخلاق رحیمانه پیامبر خدا (ص) ضرورت بیشتری پیدا میکند.


رحمت ؛ کلید شخصیت پیامبر

برای ارزیابی یک شخصیت ، باید به کلیدشخصیت او دسترسی پیدا کرد وکلید شخصیت حضرت رسول (ص) در این جمله نهاده شده ؛《وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء۱۰۷)》، او در تلقی رسالتش و القاء رسالتش به جامعه ، تحت نفوذ رحمت بی انتهاء خداست.

رسالت رحمانی ، ریشه در شاکله وجودیش دارد که حضرت صادق(ع) فرمود : 《خدای متعال ، با عنصر محبت پیامبرش را ارتقاء بخشید / ادب نبیه علی محبته》
"رحمت و محبت" عنوان کلی و تابلوی شخصیت پیامبر برای جهانیان است.


ظهور رحمت در شرح صدر ومدارا

پیامبر خدا -ص- رحمت به تمام معنا برای تمام جهانیان است. و روشن است جهان تشکیل شده از مومن و غیر مومن ، و موحد و کافر است ، و مشی دینی و اجتماعی و سیاسی پیامبر خدا بر شرح صدر و اِعمالِ سیاست "مدارا " است ، و واضح است هرکسی نمیتواند اهل مدارا باشد چرا که مدارا یک شرح صدر جدی میطلبد .
شرح صدر آن توسعه وجودی است که هم شخص دارای کمالات بی نهایت میشود و هم میتواند بسیاری از ناگواری ها را در وجود خود جای دهد تا جاییکه چیزی از آن ناگواری ها به بیرون نمایان نشده و که کسی خبر دار نمیشود. این میشود ؛ شرح صدر.


رحمت و مدارا در قبال دشمن

پیامبر عزیز ، رحمت و مدارای خود را فقط هزینه ی دوستان خود نمیکند بلکه در برابر دشمن مدارا میکند تا از هدایت آنان سر باز نزده و فرصت به آنان داده باشد.
دشمنانی چون ابولهب که پشت سر پیامبر میرود و کلمه و کلمه سخن ایشان را رد میکرد یا مورد اهانت قرارمیداد! و ازسوی دیگر؛زنش ام جمیل ؛ صبح زود تمام مسیر پیامبر خار میریخت..ودر همه جا بدگوئی میکرد.


بررسی برخی نمونه های درخور توجه ؛


در موقعیت برتر نسبت به دشمن ، معاهده "صلح حدیبیه" امضاء میکند. و صلح او میشود ؛ 《انا فتحنا لک فتحا مبینا》


این پیامبر (ص) بعد از فتح مکه "خانه ابوسفیان" را منطقه امن اعلام نمود همانطوریکه کعبه محل امن برای پناهندگان قرار داد. (البداء والتاریخ؛ ج۴ص۲۳۴)
پیامبر خدا (ص) در اوج قدرت و اقتدار سخنی که در قرآن درباره بخشش یوسف نسبت به برادرنش است را مطرح نمود ؛ "لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.(يوسف/ ۹۲)

پس از فتح خيبر جمعي از يهوديان كه تسليم شده بودند و غذاي مسموم براي حضرت فرستاده بودند ، اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد.

زن يهودي وقتي كه خواست در كام آن حضرت زهر بريزد او را نيز عفو كرد.

در مراجعت از غزوه تبوک جمعی از منافقان در سوء قصد به جان حضرت رسول الله كردند و خواستند مركبش را رَم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اين كه پيامبر آنان را شناخت با همه اصرار يارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرف نظر فرمود با اینکه این اقدام به براندازی نظام رسول خدا -ص- بود که تا به شهادت رساندن پيامبر پيش رفتند.


عبدالله بن اُبي ، سر دسته منافقان كه كارشكنی زياد می كرد و شايعه سازی بر عليه پيامبر مي كرد ياران پيامبر بارها از آن حضرت خواستند كه او را به سزای اعمالش برسانند اما حضرت اجازه نمي داد بلكه در حال بيماري به عيادت او رفت و پس از مرگ عبدالله بن اُبی لباس خود را در قبر او قرار دادند که اين کار باعث بازگشت درونی عده ای از منافقان شد.

به پيامبر عرض كردند درباره مشركين نفرين كن فرمود ، نه من براي لعنت نيامدم بلكه براي رحمت فرستاده شده ام . و مي فرمود خداوندا اين مردم را هدايت فرما . لذا فرمود:《ارحموا من في الارض يرحمكم من في السما》.

«صفوان بن ‏امّيه» از جمله سران مشركان مكه و آتش ‏افروزان جنگهاي متعدد عليه پيامبر(ص) بوده است. او مسلماني را در مكه در برابر ديدگان مردم به دار آويخته بود و از اين روي پيامر(ص)، خون او را حلال شمرده بود اما از ترس مجازات به جدّه گريخت زيرا اطلاع يافته بود كه نامش در ليست ده نفري كه پيامبر، آنان را از عفو عمومي استثناء نموده و حكم اعدامشان را صادر كرده، وجود دارد.

عمروبن‏ وهب، پسرعموي‏ صفوان‏ از پيامبر(ص) عفو خواست و پيامبر(ص)، صفوان را عفو نمود. صفوان باور نمي‏كرد كه عفو شده است مگر اينكه از رسول خدا(ص) نشانه‏اي دالّ بر عفوش بياورند، و پيامبر(ص)، عمامه، يا پيراهن خويش را به عنوان نشانه دادند و او برگشت. وقتي صفوان، چشمش به پيامبر(ص) افتاد، عرض كرد: به من دو ماه مهلت دهيد تا درباره اسلام تحقيق كنم. پيامبر(ص) فرمود: به تو چهار ماه مهلت مي‏دهم كه درباره اسلام تحقيق كني و مسلمان شوي. صفوان بعدها مي‏گفت: هيچ‏كس به اين نيك نفسي نمي‏تواند باشد مگر اينكه پيامبر باشد و گواهي مي‏دهم كه خدايي جز خداي يكتا نيست و او رسول خدا است؛ و مسلمان شد.
این موضوع منحصر به یک فرد بنام صفوان بن امیه نیست ، تمام کسانیکه عده معدودی بودند و برای حفاظت از امنیت مکه ی نوپا پیامبر (ص) به خود آنان در صورت جنگ و عدم بازگشت از خونریزی و فساد هشدار داده بود که تعدادشان بین ۶ نفر تا ۱۲ نفر مورد اختلاف تاریخ است، اینچنین برخورد شد و طلب عفو آنان پذیرفته شد مگر یکی دو نفر که هیچ بازگشتی نداشتند !

پیامبر رحمت در برابر معاندان دیروز ، "مولفه قلوبهم" است که نه تنها از زکات بلکه از خمس غنائم از قسمت اختصاصی به رهبری هم به آنان عنایت میکند.


پیامبر رحمت در قبال مومنان فاقد ادب و اخلاق

پیامبر رحمت در مواجه با جامعه با برخی افراد برمیخورد که از حداقل های ادب و اخلاق بی بهره بودند.
هرگز به آنان نمی فرمود ؛ شما در مجامع حضور نیابید ، و یا آنان را از ملاقات با خویشتن محروم نمیفرمود و بفرماید وقتم عزیز است و فرصت ندارم! تا جاییکه در برابر آنان ادب و محبت خرج میکرد که قرآن به دفاع از پیامبرش به میدان میآید و میفرماید :《يأيها الذين ءامنوا لا تدخلوا بيوت النبي إلا أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين ... إِنَّ ذٰلِكُمْ كٰانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللّٰهُ لاٰیَستَحی مِن الحُق .. / اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آنكه در انتظار پخته‌شدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‌آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتار] شما پيامبر را مى‌رنجاند و[لى‌] از شما شرم مى‌دارد، و حال آنكه خدا از حق‌[گويى‌] شرم نمى‌كند》. (احزاب /۵۳)

این نمونه را توجه کنید ؛ روزي زني فرزند خود را نزد پيامبر فرستاد و گفت به حضرت بگو پيراهن خود را به ما لطف نمايد. فرزندش خدمت حضرت رسيد و تقاضاي پيراهن نمود. پيامبر هم پيراهن خود را به او داد. آيه نازل شد« لاتَبْسُطْهٰا كُلَّ الْبَسْطِ ../ هر چه داري در راه خدا انفاق مكن.» (اسراء /۲۹)


پیامبر رحمت و نفی هرگونه شدت و خشونت

باید در معنای آیه معروف ؛ "مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم"(فتح/۲۹) دقت نظر بیشتری مبدول داشت.
به باور این قلم در این آیه دو نکته مهم نهفته است .
اول ؛ معرفی رسول الله ، و سپس تبیین رفتار مومنان در حوزه داخلی و خارجی اسلام است ؛
در مورد معرفی پیامبر خدا فرمود :
او "رسول الله" است . و تمام حقیقتِ فرستاده خود را در "رحمت" معرفی نمود ؛
"وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ. (انبیاء/۱۰۷) و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم."
یعنی ؛ رسول الله ، پیامبرِ فقط و فقط رحمت است.
و جمله "والذین معه اشدا" مربوط به همراهان پیامبر است که در بین خود بسیار پر عاطفه هستند و نسبت به کافران جدی هستند.
دوم ؛ اینکه به نظر میرسد ؛ 《اشداء علی الکفار》اصل وجودِ شدت نسبت به کافران معاند مطرح است ، نه اینکه "شدت" را در کمیت و کیفیت برابر با "رحمت" معرفی بنماید. این استنباط ما از برخوردها و جنگها در مقایسه با محبت ها و مدارا ها کاملا قابل استخراج است.


گوشه ای از تاثیر چهره رحمانی رسول الله

نکته در خور توجه این است رحمت و محبت پیامبربزرگوار آنچنان در دلها رسوخ کرد که کسانی که سابقه خشونت و کفر و عناد با یکدیگر داشتند که قرآن چنین توصیف شان میکند ؛《الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ.. / بادیه‌نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند》 (توبه/ ۹۷)
حالا طوری شده محضر پیامبر را رها نمیکنند و جا حضور همگان میسر نمیشود : 《يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ 》. (مجادله/۱۱)


آیا ما هم از رحمتِ محمدی(ص) سهمی برده ایم‌؟

مهمترین برخورد قهری پیامبر(ص) با مشرکان که در سال هشتم هجرت اتفاق افتاده است و آن هم بر اساس آیات سوره توبه مبنی بر اعلام برائت از مشرکین بود.

در روش قهری پیامبر اسلام نیز؛ باز هم مهر و محبت و رحمت دیده می شود:
اولا؛ با تعبیر استادمان آیت الله جوادی آملی؛ بعد از فتح مکه، پیامبر مشرکین را آزاد گذاشت و نفرمود باید موحد شوید. و مشرکینی که خواستند بت پرست بمانند ماندند! و پیمبر نفرمود باید مسلمان شوند، بله تعهد داشتند به مسلمین کاری نداشته باشند. ولی چون پیمان شکنی کردند و دست به خون مسلمین آلوده کردند، آیات برائت نازل شد.
و ثانیا؛ براساس آیات اوائل سوره توبه؛ به آنان ۴ ماه فرصت داده شد.
و ثالثا؛ براساس همان آیات اوایل سوره توبه، پناهنده آنان پذیرفته می شد.
در روایت است: عده ای از اسرا را محضر پیامبر آوردند که چه بسا حکم اعدام بگیرند! پیامبر رحمت فرمودند: اسلام را به آنان عرضه کرده اید ؟ اصحاب گفتند: نه خیر! پیامبر (ص) فرمود: به محل امن آنان را ببرید و اسلام عرضه شود… وقتی به پیامبر اعتراض کردند چرا دستور اعدام ندادید؟! آیات ۴۵ ۴۶ سوره احزاب را خواندند : أَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰکَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِیرٗا ..
مهم این‌نکته قرآنی و تاریخی است که لازم است بدانیم روش پیامبر (ص) مطلقا بر تهاجم و خونریزی و به دردسر انداختن جامعه نبوده است.

چرا که؛ اولا ؛ «صلح حدیبیه» که در شرائط برتر بودن نیروی اسلام رخ داد، نمونه روشن از رحمت واسعه پیامبر (ص) است.
و ثانیا ؛ سیاست «تالیف قلوب» یکی از مظاهر اسلام رحمانی است ، پول دادن به مشرکین ، باج دهی و ترس نبوده ، بلکه ایجاد علاقمندی و نشان دادن حُسن نیت و اظهار سیاست «مدارا» در اسلام است.
در جلد پنجم تاریخ دمشق لیست افرادی آمده که پیامبر مبالغ زیادی را به آنان داده ، آمده است که در این بین نام ابوسفیان و تبار او به چشم می خورد..
حتا پیامبر (ص) از سهم خود از خمس هم به مشرکان میداده است.

این گوشه از «جلوه رحمانی و مهرمحمدی» است. از القاعده و طالبان و داعش بگذریم‌ ، آیا ما هم از مهرمحمدی (ص) سهمی برده ایم‌؟ چقدر و تا کجا؟

پیامبر اسلام؛ پیامبرِ پیمان، مدارا و گذشت  یادداشتی از: هادی سروش

پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

جمعه ۲۴ شهریور ۱۴۰۲ ۰۲:۱۱:۱۴

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

پیامبر اسلام؛ پیامبرِ پیمان، مدارا و گذشت

یادداشتی از: هادی سروش

پیامبر اسلام؛ پیامبرِ پیمان، مدارا و گذشت

پایگاه خبری جماران، حکومت پیامبر رحمت؛ حکومتی در نهایت مدارا است و این انعطاف رفتاری شگفت آور است.

گفتگو و قرارداد و مذاکره و معاهده نشانه آن مدارا و انعطاف است.

افتخار تاریخ اسلام بر صدها قرار داد محلی و منطقه‌ای و بین المللی و بین ادیانی است که توسط رسول الله (ص) امضاء شده. جالب نظر اینجاست؛ هنوز مکه در سیطره شرک و مشرکان است و پیامبر خدا با محدودیت مواجه است و دوازده نفر غیر مسلمان از مدینه برای انجام مناسک حج بشکل جاهلی در مکه حضور پیدا کردند و در مسجد با پیامبر رحمت مواجه شدند و او را شناختند و مسلمان شدند. پیامبر با آنان اولین معاهده را بست و امضاء کرد. در آن معاهده مطلقاحرفی از احکام اولیه اسلام نیست، بلکه توافق در مورد توحید، احترام به اموال، حرمت ناموس و اخلاق مطرح است.

پیامبر رحمت (ص) در مدینه

معاهده پیامبر با گروهی از مردم مدینه آنچنان در مدینه در میان افکار عمومی جای پیدا کرد که در سال بعد که جمعیت مسلمان مدینه که عازم حج شدند به ۷۳ نفر رسید و آنان با اشتیاق در مکه با وجود همه محدودیت های امنیتی به محضر رسول الله (ص) رسیدند و بعد از مذاکره، معاهده دیگری را امضاء کردند که پیامبر خدا متعهد شد؛ “خون شما خون من، و شما از من و من از شما هستم...” و مشتاقانه از پیامبر اسلام دعوت به هجرت به مدینه کردند.

پیامبر عزیز پذیرفت و در اولین روزهای ورود به مدینه معاهده و پیمان وسیعی در دوازده اصل با اهل مدینه بست که تاریخ را متحیر ساخت، در آن پیمان زیباترین عناوین مانند؛ عدالت، برابری، برادری و اخلاق مطرح شد.

رسول الله در پیمانی بنام "دستورالمدنیه" را امضاء کرد که پیمانی با دگراندیشانی بود که نه تنها دین دیگری غیر از اسلام داشتند بلکه در بربار اسلام دست به شمشیر برده بودند!

"دستور المدینه"؛ پیمانی ۴۸ ماده ای است که پیامبر رحمت (ص) در آن اعلام فرمودند: "هیچ‌کس حق ندارد به دین دیگری تعرض کند. هیچ‌کس حق ندارد اختلاف خود را با شمشیر حل کند و باید از طریق داوری حل کند."

پیمان دلنوازی که رسول الله با یهودیان بست که در آن؛ مسلمان و یهود به عنوان امت واحده و آزادی در انجام مناسک دینی شان مطرح شد و مورد امضاء قرار گرفت.

️برچسب قتل عام یهودیان بنی قریظه بر پیامبر (ص)

افسانه سرایان یهودی برای تخریب چهره رسول الله برچسبی به اسلام و حکومت نبوی زدند اما غافل از اینکه بزرگی دروغ اول دروغگو و دروغ ساز را رسوا می کند.

آن دروغ امروز تبدیل به شبهه ای شده و آن کشتار و قتل عام یهودیان است!

در این باره بعد ذکر مقدمه ای مهم به پاسخ این شبهه پرداخته می شود، پیامبری که اخلاق را مستقیم از خدا گرفته و اوج معنویت و شهود عرفانی است و سراسر وجودش و بلکه ذات پاکش بر اخلاق است، نمی تواند منشاء قتل یک نفر باشد تا چه برسد به قتل عام!

جریان قتل 700 یهودی بنی قریظه از دروغ های تاریخ است که بعد از صد وپنچاه سال توسط ابن اسحاق که تاثیرپذیر از افسانه های یهودیان بوده در تاریخ گنجانده شده! در حالیکه مقتولین فقط گروهی اندک از جنگجویان یهودی بوده که طبق برخی نقل ها کمتر از چهل نفر و یا حدود ده نفر یاد شده و اینان همان هائی بودند که پیشنهاد عدم مقاتله و تسلیم شدن را نپذیرفته بودند .

بعدها عده ای مغرض آمدند به انگیزه‌های مختلف تعداد کشته را بیشتر از واقعیت نشان داده‌اند که ثمره آن تخریب چهره اسلام و شخص رسول‌الله (ص) شده است، حال آنکه کشته شدن مخصوص جنایتکاران از بنی قریظه بوده نه همه مردان، آیه ۲۶ سوره احزاب قرآن نیز بر این تأکید دارد.

با این تحلیل لازم نیست برای پاسخ به شبهه کشتار یهودیان، بگوییم این رخداد بر اساس نظر فردی بنام معاذ بوده که از سوی طرفین حَکَم بوده و ارتباطی به پیامبر اسلام ندارد.

پیامبر (ص) بعد از فتح مکه

رسول الله (ص) بعد از فتح مکه در اوج قدرت است و دسترسی به دشمنان آدم کش فراهم آمده و قصاص حق حاکمیت و حکومت اوست اما او با روش "مدارا" برخورد می کند و اقتضای مدارا "عفو" است.

ایشان؛ خانه کسی که در طول سیزده سال مکه، کاری غیر دشمنی و تمسخر رسول الله نداشت و در طول 10 سال بعد در پی آمادسازی جنگ بود، یعنی ابوسفیان را منطقه امن اعلام کرد همانطوری که کعبه را محل امن برای پناهندگان قرار داد. (البداء والتاریخ؛ ج۴ص۲۳۴)

جالب نظر است، پیامبر خدا (ص) در اوج قدرت و اقتدار سخنی که در قرآن درباره بخشش یوسف نسبت به برادرنش است را مطرح کرد ؛ "لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.(یوسف/ ۹۲)

راز و رمز دستور به قتل بعد از فتح مکه

بعد از فتح مکه دستور نسبت به عده معدودی برای قصاص و قتل صادر شد.

در اینجا لازم است به شبهه "دستور قتل 12 نفر" را اشارت کنیم که راز و رمز قصه چه بوده که در مورد برخی از آنان -ونه همه آنان- پیامبر رحمت (ص) فرمودند: اگر به پرده کعبه هم پناه آورد باید کشته شود!؟

لازم به ذکر است؛ این افراد با نام و مشخصات در تاریخ ضبط شده و اکثر آنان با توبه و وساطت مورد عفو رسول الله (ص) قرار گرفتند.

به نقل شیخ صدوق؛ تنها یک نفر مورد تهدید جدی به قتل قرار گرفت و به نقل طبرسی چهار نفر با ایستادگی بر سرمواضع شان کشته شدند. (ر.ک : معانی الاخبار / ۳۴۷ و مجمع البیان ، ج ۸ص۹۵ )

و مهم این نکته است که قتل آنان یا به جهت اجرای "حق قصاص" بوده که یک حق شخصی است و یا "ارتداد" بوده است. و اصلِ دستور قتل هم که سرانجام محقق نشد، دارای علتی است، شاید علت آن باشد که آن چند نفر افراد بسیار پر خطری بودند و این احتمال عقلائی وجود داشت که با سوء استفاده از فرصت بوجود آمده اوضاع مکه را ناآرام کنند. پیامبر(ص) توانست با این دستور آنان را فراری داده تا اوضاع مکه تثبیت شده و بعد آنان را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.

آنچه محور باور ما در مورد پیامبر خداست مدارا و عفو و دلسوزی اوست.

امام خمینی در کتاب "جنودعقل و جهل" تصریح می کند؛ این از عجائب است که پیامبر خدا برای حتی کفار بیشترین دلسوزی را می نموده تا جائیکه که خدا به تسلا می دهد که؛ «فلعلک باخع نفسک على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذالحدیث اسفا» ؛ و بعد امام می نویسد؛ "سبحان‌اللّه‌ تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقه‌مندى به سعادت بندگان خدا کار راچقدر به رسول خدا، صلى‌اللّه‌ علیه و آله، تنگ نموده که خداى تعالى او را تسلیت دهد ودل لطیف او را نگهدارى کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت دل آن بزرگوار پاره شود و قالب تهى کند!

دستور خدا عفو در مورد خطاکاران

عفو و گذشت پیامبر اعظم گرچه بر اساس شاکله اخلاقی اوست، اما این شاکله اخلاقی جدای از دستورات الهی به پیامبر نیست: در قرآن چنین می خوانیم ؛ «خذ العفو وأمر بالعرف وأعرض عن الجاهلین؛ - با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی‌ها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن)!» [اعراف/۱۹۹]

این عفو و گذشت از خطاکاران چنان دامنه وسیعی دارد که شامل حال فـراریان اُحد شد و رسول الله نه تنها آنان را بخشید بلکه برایشان استغفار نمود و از نظرات آنان برای امور استفاده می کرد. این مفاد آیه قرآن در این رابطه؛ «فبما رحمة مـن اللّه لنـت لهم و لو کنت فظّا‌ غلیظ‌ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل‌ علی‌ اللّه‌ انّ اللّه یحبّ المتوکّلین؛ - به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگ‌دل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.» [آل عمران ۱۵۹ ]

و قرآن برای این عفو و گذشت استدلال دارد و استدلال قرآن بر محور به خیر و صلاح‌ بودن و در راستای تربیت و کمال لایق رسول الله (ص) است؛ "فاصفح الصّفح الجمیل انّ ربّک هو‌ الخـلّق‌ العلیم" [حجر ۸۵]

پیمان ها، مداراها و گذشت های پیامبرانه ی پیامبر خاتم (ص) از آنچنان محوریتی برخوردار است که جای تامل و پژوهش بسیار دارد .

اخبار مرتبط

پیامبری که تا لبه جان دادن به فکر مردم بود ...

تحجر می‌رود، ولی تفکر و دانش و استاد ماندنی است

ابن سینا در بلندای افق عرفان

هادی سروش: حکمرانی بنی امیه بیش از فساد، آلوده به «وقاحت اخلاقی» بود/ بنی امیه سرچشمه دین را مسموم کردند

مراسم عزاداری سید الشهدا (ع) در حسینیه محبان الائمه (ع)

پیامبر اسلام ؛ پیامبرِ پیمان ، مدارا و گذشت  ✍ هادی سروش


🔰پیامبر اسلام ؛ پیامبرِ پیمان ، مدارا و گذشت

✍ هادی سروش


حکومت پیامبر رحمت ؛ حکومتی در نهایت مدارا است و این انعطاف رفتاری شگفت آور است.
گفتگو و قرارداد و مذاکره و معاهده نشانه آن مدارا و انعطاف است.
افتخار تاریخ اسلام بر صدها قرار داد محلی و منطقه ای و بین المللی و بین ادیانی است که توسط رسول الله (ص) امضاء شده.
جالب نظر اینجاست ؛ هنوز مکه در سیطره شرک و مشرکان است و پیامبر خدا با محدودیت مواجه است و دوازده نفر غیر مسلمان از مدینه برای انجام مناسک حج بشکل جاهلی در مکه حضور پیدا کردند و در مسجد با پیامبر رحمت مواجه شدند و او را شناختند و مسلمان شدند. پیامبر با آنان اولین معاهده را بسته و امضاء نمود. در آن معاهده مطلقاحرفی از احکام اولیه اسلام نیست، بلکه توافق در مورد توحید، احترام به اموال ، حرمت ناموس و اخلاق مطرح است.

✅️ پیامبر رحمت (ص) در مدینه

معاهده پیامبر با گروهی از مردم مدینه آنچنان در مدینه در میان افکار عمومی جای پیدا کرد که درسال بعد که جمعیت مسلمان مدینه که عازم حج شدند به ۷۳ نفر رسید و آنان با اشتیاق در مکه با وجود همه محدودیت های امنیتی به محضر رسول الله (ص) رسیدند و بعد از مذاکره، معاهده دیگری را امضاء کردند که پیامبر خدا متعهد شد ؛ “خون شما خون من ، وشما از من و من از شما هستم..” و مشتاقانه از پیامبر اسلام دعوت به هجرت به مدینه کردند.
پیامبر عزیز پذیرفت و در اولین روزهای ورود به مدینه معاهده و پیمان وسیعی در دوازده اصل با اهل مدینه بست که تاریخ را متحیر ساخت، در آن پیمان زیباترین عناوین مانند ؛ عدالت، برابری، برادری و اخلاق مطرح شد.
رسول الله در پیمان بنام "دستورالمدنیه" را امضاء نمود که پیمانی با دگراندیشانی بود که نه تنها دین دیگری غیر از اسلام داشتند بلکه در بربار اسلام دست با شمشیر برده بودند!
"دستور المدینه"؛ پیمانی ۴۸ ماده ای است که پیامبر رحمت (ص) در آن اعلام فرمود : "هیچ‌کس حق ندارد به دین دیگری تعرض کند. هیچ‌کس حق ندارد اختلاف خود را با شمشیر حل کند و باید از طریق داوری حل کند."
پیمان دلنوازی است که رسول الله با یهودیان بود که در آن؛ “مسلمان و یهود به عنوان امت واحده و آزادی در انجام مناسک دینی شان” مطرح شد و مورد امضاء قرار گرفت.

🔴️ برچسب قتل عام یهودیان بنی قریظه

افسانه سرایان یهودی برای تخریب چهره رسول الله برچسبی به اسلام و حکومت نبوی زدند اما غافل از اینکه بزرگی دروغ اول دروغگو و دروغ ساز را رسوا میکند.
آن دروغ امروز تبدیل به شبهه ای شده و آن کشتار و قتل عام یهودیان است !
در این باره بعد ذکر مقدمه ای مهم به پاسخ این شبهه پرداخته میشود ؛ پیامبری که اخلاق را مستقیم از خدا گرفته و اوج معنویت و شهود عرفانی است و سراسر وجودش و بلکه ذات پاکش بر اخلاق است؛ نمی تواند منشاء قتل یک نفر باشد تا چه برسد به قتل عام!
جریان قتل ۷۰۰ یهودی بنی قریظه از دروغ های تاریخ است که بعد از صد وپنچاه سال توسط ابن اسحاق که تاثیرپذیرد افسانه های یهودیان بوده در تاریخ گنجانده شده! در حالیکه مقتولین فقط گروهی اندک از جنگجویان یهودی بوده که طبق برخی نقل ها کمتر از چهل نفر و یا حدود ده نفر یاد شده و اینان همان هائی بودند که پیشنهاد عدم مقاتله و تسلیم شدن را نپذیرفته بودند .
بعدها عده ای مغرض آمدند به انگیزه‌های مختلف تعداد کشته را بیشتر از واقعیت نشان داده‌اند که ثمره آن تخریب چهره اسلام و شخص رسول‌الله (ص) شده است، حال آنکه کشته شدن مخصوص جنایتکاران از بنی قریظه بوده نه همه مردان، آیه ۲۶ سوره احزاب قرآن نیز بر این تأکید دارد.
با این تحلیل لازم نیست برای پاسخ به شبهه کشتار یهودیان ، بگوییم این رخداد بر اساس نظر فردی بنام معاذ بوده که از سوی طرفین حَکَم بوده و ارتباطی به پیامبر اسلام ندارد.

✅️ پیامبر (ص) بعد از فتح مکه

رسول الله (ص) بعد از فتح مکه در اوج قدرت است و دسترسی به دشمنان آدم کش فراهم آمده و قصاص حق حاکمیت و حکومت اوست ، اما او روش "مدارا" برخورد میکند و اقتضای مدارا ؛ "عفو" است .
ایشان ؛ خانه کسی که در طول سیزده سال مکه کاری غیر دشمنی و تمسخر رسول الله نداشت و در طول ده سال بعد در پی آمادسازی جنگ بود ، یعنی ؛ ابوسفیان ، او را پذیرفت و "خانه ابوسفیان" را منطقه امن اعلام نمود همانطوریکه کعبه محل امن برای پناهندگان قرار داد. (البداء والتاریخ؛ ج۴ص۲۳۴)
جالب نظر است ؛ پیامبر خدا (ص) در اوج قدرت و اقتدار سخنی که در قرآن درباره بخشش یوسف نسبت به برادرنش است را مطرح نمود ؛ "لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.(يوسف/ ۹۲)

🔴 راز و رمز دستور به قتل بعداز فتح مکه

بعد از فتح مکه دستور نسبت به عده معدودی برای قصاص و قتل صادر شد.
در اینجا لازم است به شبهه "دستور قتل ۱۲ نفر" را اشارت کنیم که راز و رمز قصه چه بوده که در مورد برخی از آنان -ونه همه آنان- پیامبر رحمت (ص) فرمود : اگر به پرده کعبه هم پناه آورد باید کشته شود!؟
لازم بذکر است؛ این افراد با نام و مشخصات در تاریخ ضبط شده و اکثر آنان با توبه و وساطت مورد عفو رسول الله (ص) قرار گرفتند.
به نقل شیخ صدوق ؛ تنها یک نفر مورد تهدید جدی به قتل قرار گرفت ، و به نقل طبرسی چهار نفر با ایستادگی بر سرمواضع شان کشته شدند. (ر.ک : معانی الاخبار / ۳۴۷ و مجمع البیان ، ج ۸ص۹۵ )
و مهم این نکته است که قتل آنان یا به جهت اجرای "حق قصاص" بوده که یک حق شخصی است و یا "ارتداد" بوده است. و اصلِ دستور قتل هم که سرانجام محقق نشد ، دارای علتی است ؛ شاید علت آن باشد که آن چند نفر افراد بسیار پر خطری بودند و این احتمال عقلائی وجود داشت که با سوء استفاده از فرصت بوجود آمده اوضاع مکه را ناآرام کنند؛ پیامبر(ص) توانست با این دستور آنان را فراری داده تا اوضاع مکه تثبیت شده و بعد آنان را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.

✅️ دلسوزی و مدارا و گذشت

آنچه محور باور ما در مورد پیامبر خداست مدارا و عفو و دلسوزی اوست .
امام خمینی در کتاب "جنودعقل و جهل" تصریح می کند؛ این از عجائب است که پیامبر خدا برای حتی کفار بیشترین دلسوزی را می نموده تا جائیکه که خدا به تسلا می دهد که ؛ «فلعلک باخع نفسک على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذالحدیث اسفا» ؛ و بعد امام مینویسد؛ "سبحان‌اللّه‌ تأسف به حال کفار و جاحدین حق و علاقه‌مندى به سعادت بندگان خدا کار راچقدر به رسول خدا، صلى‌اللّه‌ علیه و آله، تنگ نموده که خداى تعالى او را تسلیت دهد ودل لطیف او را نگهدارى کند که مبادا از شدت همّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت دل آن بزرگوار پاره شود و قالب تهى کند!


✅️ دستور خدا به عفو در مورد خطاکاران

عفو و گذشت پیامبر اعظم گرچه بر اساس شاکله اخلاقی اوست ، اما این شاکله اخلاقی جدای از دستورات الهی به پیامبر نیست :
در قرآن چنین میخوانیم ؛ «خذ‌ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛ - با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی‌ها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن)!» [اعراف/۱۹۹]
این عفو و گذشت از خطاکاران چنان دامنه وسیعی دارد که شامل حال فـراریان اُحد شد و رسول الله نه تنها آنان را بخشید بلکه برایشان استغفار نمود و از نظرات آنان برای امور استفاده میکرد. این مفاد آیه قرآن در این رابطه ایت ؛ «فبما رحمة مـن اللّه لنـت لهم و لو کنت فظّا‌ غلیظ‌ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل‌ علی‌ اللّه‌ انّ اللّه یحبّ المتوکّلین؛ - به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگ‌دل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.» [آل عمران ۱۵۹]
و قرآن برای این عفو و گذشت استدلال دارد و استدلال قرآن بر محور به خیر و صلاح‌ بودن و در راستای تربیت و کمال لایق رسول الله (ص) است ؛ "فاصفح الصّفح الجمیل انّ ربّک هو‌ الخـلّق‌ العلیم" [حجر ۸۵]

پیمان ها ، مداراها و گذشتهای پیامبرانه ی پیامبر خاتم (ص) از آنچنان محوریتی برخوردار است که جای تامل و پژوهش بسیار دارد .

🆔https://t.me/soroushmarefat

پیامبری که تا لبه جان دادن به فکر مردم بود ...  یادداشتی از: هادی سروش

Englishالعربیه

پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ ۲۱:۵۳:۵۸

پیامبری که تا لبه جان دادن به فکر مردم بود ...

یادداشتی از: هادی سروش

پیامبری که تا لبه جان دادن به فکر مردم بود ...

پایگاه خبری جماران، یکی از موضوعات مهم در رابطه با دعوت های پر جاذبه رسول الله (ص) ، تلاشهای نفس گیر آنحصرت در راستای سعادت بشر است.

به گزارش قرآن ؛ خدای متعال او را دلداری میدهد؛ "یَشَاءُ فَلاَ تَذْهَب‌ْ نَفْسُکَ عَلَیْهِم‌ْ حَسَرَات‌ٍ ؛ - مبادا به سبب حسرت‌های (گوناگون‌) بر آنان جانت از کف برود.(فاطر/۸) .

" شاید که جانت را بخاطر ایمان نیاوردنشان از دست دهی! ؛ - لَعَلَّکَ بَاخِع‌ٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنِین‌َ"(شعراء/۴)

در لابلای فرمایشات ائمه دین (ع) نکاتی مهمی در این رابطه دیده میشود.

حضرت امام سجاد علیه‌السلام در دوم از دعاهای صحیفه سجادیه میفرماید؛ "کَمَا نَصَبَ لِأَمْرِکَ نَفْسَهُ‌ وَ عَرّضَ فِیکَ لِلْمَکْرُوهِ بَدَنَهُ‌ .. أَدْأَبَ نَفْسَهُ فِی تَبْلِیغِ رِسَالَتِکَ‌ وَ أَتْعَبَهَا بِالدّعَاءِ إِلَى مِلّتِکَ وَ شَغَلَهَا بِالنّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِکَ‌...

ترجمه آن را بخوانید ؛

بارالها،

پس درود فرست بر محمد که امین وحى تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده برگزیده در میان بندگان توست،

آن پیشواى رحمت، و قافله سالار خوبى، و کلید برکت،

چنان که او جان خویش را براى اجراى فرمان تو به زحمت انداخت،

و در راه تو بدنش را هدف ناراحتى قرار داد

و در دعوت به سوى تو با نزدیکانش درافتاد،

و براى خشنودى تو با قبیله خود جنگید،

و در راه احیای دینت رشته خویشاوندى خود را گسست،

و نزدیکترین بستگان خود را به علّت انکار حق از خویش دور کرد،

و آنان را که به ظاهر از اهل و عشیره او نبودند از آنجا که دعوت تو را اجابت کردند، به خود نزدیک فرمود،

و بخاطر تو با دورترین مردم دوستى کرد،

و با نزدیکترین آنان به خود، دشمنى نمود،

و جانش را در رساندن پیام تو خسته کرد،

و خود را به جهت فراخواندن مردم به آئینت به زحمت افکند،

و به نصیحت نمودن پذیرندگان دعوتت مشغول ساخت...

امروز ؛ ما هستیم و هدایت های رحیمیانه او که دشمن داخلی و خارجی با تحریف در محتوا و مقصد دین ، اسلام هراسی در دنیا و دین گریزی در داخل را رقم زده است !

راه ؛ معرفی درست پیامبر رحمت (ص) به افکار عمومی است .

اخبار مرتبط

دانلود مداحی رحلت پیامبر صل الله علیه و آله/ مهدی سلحشور

تحجر می‌رود، ولی تفکر و دانش و استاد ماندنی است

ابن سینا در بلندای افق عرفان

هادی سروش: حکمرانی بنی امیه بیش از فساد، آلوده به «وقاحت اخلاقی» بود/ بنی امیه سرچشمه دین را مسموم کردند

مراسم عزاداری سید الشهدا (ع) در حسینیه محبان الائمه (ع)

به تفکر جهانی پیامبر بازگردیم  ✍ هادی سروش

هادی سروش : امروز ما در برابر این پرسش قرار داریم؛ تفکر و رفتار متولیان دین در قبال جهان و مردم جامعه خویش چه مقدار با تفکرجهانی رسول الله و اصول رفتاری پیامبر خدا (ص) منطبق است؟
جای بسی تاسف است برخی مدعیان پیروی از آن پیامبر مکرم خدا، نه تنها پای جای پای او در جهان معاصر نگذاشته اند، بلکه با اقتدارگرائی و نفرت پراکنی؛ نماد طغیان و خشونت و تضییع حقوق و اخلاق هستند!
و متاسفانه همین ها تابلو جهانی در دعوت به دین شده اند!
شما محاسبه کنید اگر این مدعیان دروغین نبودند امروز رشد اسلام در جهان چند برابر همکنون بود؟

هادی سروش: یکی از اعضای مجلس خبرگان می‌گوید: �بی‌حجاب در بند شهوات دیگران است�

🔰 به تفکر جهانی پیامبر بازگردیم

✍ هادی سروش



خدا در قرآن پیامبر خود را به "رحمةللعالمین" و نذیرا للبشر" و "کافة للناس" معرفی میکند.
اما مهم‌ این است که این ها صِرف عناوینی نیست که حکومت نبوی در "حد شعار" از آن استفاده کند. بلکه واقعا بدان پای بند است و هزینه آن را هم میدهد و در نتیجه به استقبال رشد و بالندگی رهسپار میشود.

🔸️اول ؛ توحید

از همه مهمتر برای پیامبر خدا (ص) ؛ توحید بود . "قولوا لااله الاالله" ؛ یعنی پرسش خدای یکتا و در نتیجه دوری ازهر چیزی به عنوان شریک او قرار گیرد و انسان تحت ربوبیتش در آورد.
آن حضرت در پیاده کردن توحید بدون ایجاد موضع گیری از طرف مردم، گرایشات را توحیدی قرار داد. مانند جریان حج و طواف و قربانی که برای بت بود را برای خدا قرار داد.

عارف و عامی بر این نقطه اتفاق نظر دارند که مهمترین نکته در ابلاغ توحید توسط آن پیامبر مکرم خدا ؛ روش های پرجاذبه اخلاقی او بود و بس. پیامبر خدا (ص) بیشترین نقش را پیرامون توحید و توحیدگرائی از خود نشان داد و باعث "یدخلون فی دین الله افواجا" شد .

🔸️دوم ؛ انعقاد مترقی ترین پیمان ها

پیمان های پیامبر (ص) نشان از تفکر جهانی اوست.
پیامبر عزیز ما ، پیامبر گفتگو و قرارداد و مذاکره و معاهده است .
افتخار تاریخ اسلام بر صدها قرار داد محلی و منطقه ای و بین المللی و بین ادیانی است که توسط رسول الله (ص) امضاء شده.
جالب نظر اینجاست ؛ هنوز مکه در سیطره شرک و مشرکان است و پیامبر خدا با محدودیت مواجه است و دوازده نفر غیر مسلمان از مدینه برای انجام مناسک حج بشکل جاهلی در مکه حضور پیدا کردند و در مسجد با پیامبر رحمت مواجه شدند و او را شناختند و مسلمان شدند. پیامبر با آنان اولین معاهده را بسته و امضاء نمود. در آن معاهده مطلقاحرفی از احکام اولیه اسلام نیست، بلکه توافق در مورد توحید، احترام به اموال ، حرمت ناموس و اخلاق مطرح است.
چنان این معاهده در مدینه در میان افکار عمومی جای پیدا کرد که درسال بعد که جمعیت مسلمان مدینه که عازم حج شدند به ۷۳ نفر رسید و آنان با اشتیاق در مکه با وجود همه محدودیت های امنیتی به محضر رسول الله (ص) رسیدند و بعد از مذاکره، معاهده دیگری را امضاء کردند که پیامبر خدا متعهد شد ؛ "خون شما خون من ، وشما از من و من از شما هستم.." و مشتاقانه از پیامبر اسلام دعوت به هجرت به مدینه کردند.
پیامبر عزیز پذیرفت و در اولین روزهای ورود به مدینه معاهده و پیمان وسیعی در دوازده اصل با اهل مدینه بست که تاریخ را متحیر ساخت، در آن پیمان زیباترین عناوین مانند ؛ عدالت، برابری، برادری و اخلاق مطرح شد.
از این پیمان دلنوازتر ، پیمان محمد رسول الله با یهودیان بود که در آن؛ "مسلمان و یهود به عنوان امت واحده و آزادی در انجام مناسک دینی شان" مطرح شد و مورد امضاء قرار گرفت.

🔸️سوم ؛ عدم تحمیلِ یکدستی در جامعه

حکومت پیامبر(ص) در مدینه حکومتی یکدست نبود و دارای پیروان مخلتفی از گرایشات قبیله ای و مذاهب دینی بود و اسلام نبوی اصراری بر یکدستی در جامعه نداشت.
الگویِ رهبری پیامبر مکرم (ص) برای جامعه مبتنی بر ایجاد وحدت در عین حفظ تکثرات بود.
پیامبر نقطه همت خود را بر اصول مشترکی قرار داد که رعایت آن هیچ مشکلی برای قبائل و ادیان ایجاد نمیکرد و در پیمان خود با مسیحیت و یهود بر بقاء دینی آنان همت نمود وبنا بر همکاری و رعایت آن اصول مشترک داشت و توانست جامعه ای را اداره کند که مملو از قبائل و سلایق و احزاب و قومیت ها بود. بطوریکه هر کسی میتوانست به شریعت و به عادات خودش عمل کند در عین اینکه به اصول اخلاقی و حقوق اجتماعی پای بند باشد

🔸️چهارم ؛ رعایت حقوق و احترام به حریت و آزادی

اصول مورد اعتنای پیامبر رحمت در درجه اول احکام نبود بلکه تعبد به توحید و احترام به حقوق متقابل مانند؛ دوستی، برابری، همکاری بود که در مسئولیت های مشترک بایست مورد عمل قرار میگرفت.
از این رهگذر؛ بی احترامی بیکدیگر و حتا بی حرمتی به اعتقادات دینی یکدیگر را جمع کرد .
از سوی دیگر؛ پیامبر خدا بر عکس حکومت ها که حکومت را آزاد و دارای حقوق وسیع دانسته و ملت را محدود میکنند ، ملت را آزاد و حکومت خود را محدود معرفی نمود.
یهودی ازپیامبرطلبکاربود وایشان را از ظهرتا صبح روز بعد محدود کرد و وقتی اصحاب درپی تهدید برآمدند، پیامبر(ص) تاکید بر رعایت حقوق مسلمان و غیرمسلمان نمود.
فردی از نحوه تقسیم غنائم حُنین عصبانی شد و فریاد بر پیامبر برآورد؛ عدالت داشته باش! پیامبر با او به خوشی سخن فرمود و هیچ کسی متعرض او نشد و در کمال آزادی به زندگیش ادامه داد.

🔸️پنجم ؛ عدم دخالت دررسوم و عدم تحمیل در زندگی مردم

اسلام دین دنیاوآخرت است وطبعادرباره زندگی هم حرف دارد اما حرف خود را با فرهنگ سازی معقول و مقبول ارائه میکند و نه با تجسس و سپس دخالت و بعد از آن با تحمیل و تهدید!

روش پیامبر در مورد زندگی مردم بر این محور بود که به زندگی آنان و رسوم آنان دست نزد. وقتی پیامبر عزیز به مناسک حج آنان دست نمیزند و فقط سمت و سوی آن را "توحیدی" میکند ، قهرا از زندگی خصوصی مردم فاصله گرفته و آنان در انتخاب نوع زندگی آزاد میگذارد.
بله؛ پیامبر توانست با یک درون مایه متفاوتی، ظاهر زندگی مردم را با اشتیاق و با دستِ خودشان متحول کند.
بله؛ پیامبر توانست با یک درون مایه متفاوتی، ظاهر زندگی مردم را با اشتیاق و با دستِ خودشان متحول کند.


♦️ امروز ما در برابر این پرسش قرار داریم؛ تفکر و رفتار متولیان دین در قبال جهان و مردم جامعه خویش چه مقدار با تفکر جهانی رسول الله و اصول رفتاری پیامبر خدا (ص) منطبق است؟
جای بسی تاسف است برخی مدعیان پیروی از آن پیامبر مکرم خدا، نه تنها پای جای پای او در جهان معاصر نگذاشته اند، بلکه با اقتدارگرائی و نفرت پراکنی؛ نماد طغیان و خشونت و تضییع حقوق و اخلاق هستند!
و متاسفانه همین ها تابلو جهانی در دعوت به دین شده اند!
شما محاسبه کنید اگر این مدعیان دروغین نبودند امروز رشد اسلام در جهان چند برابر همکنون بود؟

🆔️https://t.me/soroushmarefat

پیام یک دوست ..

دوست گرامی جناب حاج آقای سید مرتضی میرحیدری -سفیر اسبق برخی از کشورهای اروپایی و آسیائی- که از خوبان هستند و تشنه معارف بوده و مشتاقانه پی گیر مباحث دینی از زاویه معرفتی هستند ، این متن زببا را ارسال فرموده اند که به سپاس لطف شان در اینجا منتشر میکنم .

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم والرحمه الله
استاد گرامی و سرور بزرگوار
روزگاری بس بسیار کوتاه حضورا،واز طریق مطالعه آثار زحمات خوب و انشاالله ماندنی جنابعالی را میبینم هر چندبعضی از مطالب را که در درس میخوانم ثقیل است ،اما بدلیل اینکه بکرم امام متقین سید الاوصیاءنگاه میکنم و امید به استفاده آن دارم (البته باذن الله)،کم وبیش قابل فهم میگردد،والبته ضرورت تام دارد که مداوم باشد و آنهم لابد عبور از صراط مستقیم الی الله و بآن بسیار دلبسته ام که چون از حوزه *چوپان و رفت وروب *حرکت کنم خداوند هم بنده ای که تلاش میکند محروم نمی نماید چرا که امکان خلف وعده اینجا معنی ندارد .
واما چندی که از حضور نوشتهای جنابعالی استفاده میبرم *با توجه بظرفیت*
و حضرت حق هم بیش از این بنده را *مکلف* نفرموده است،لذت برده و مطالب خوبی را فرا گرفته ام که ادامه آن *درخت تو گر بار دانش بگیرد بزیر آوری چرخ میان فری را *
غور در آثار ائمه علیهم السلام واولیاء خداوند از مسیر اخلاص میگذرد که همان*صراط مستقیم*است.
امید که فراموش نشود انشاالله که مسیر حضرت ابا عبدالله علیه السلام *دردانه حضرت زهرا سلام الله علیها* * که حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایدما *حجت بر مردم* و حضرت *زهرا* حجت بر ماست و توجه و توسل به حضرتش راه گشاست انشاالله (ب یک)

۲-واما بعد:پیگیری مکتوبات جنابعالی این جسارت را داد که خواهش کنم *ذکات*چه میشود واز قضا در این محرم و صفر چه کردید خودتان میداند و حضرت دوست آگاه است که با ادامه شرح *لبیک یا حسین** و درس امام شناسی بخصوص بپرداخت عمل نمودید و جا دارد که از زحمات طاقت فرسا که*باید هم نوشته وهم نیت خالص باشد که به حمد الله از این آثار دریافت میگردد* به مرحله ای رسید که از تعقیب آن انسان فلجی مثل* منِ بنده* بازمانده ام و مراتب خود را قربت الی الله تقدیم میدارم.
وبعون الله تعالی با توجه به مسولیت تدریس و توجه به ادامه راه پر مسولیت مسیری را که بر گزیده اید خداوند یار و مدد کارتان خواهد بود ودوستانیکه امکان استفاده دارند بهره لازم را خواهند بود.
بکرم ابا عبدالله الحسین علیه السلام جنابعالی از خصیصه خوبی که احترام استاد وبزرگان را داشته باشید برخوردار هستید که شکر این نعمت را در حضور بکرات شاهد بوده ام که از امام بزرگوار و علامه حسن زاده (ره) ودیگر بزرگواران (علامه جوادی آملی و استاد شهید مطهری) با ادب تمام و خضوع یاد میکنید . انشاالله دعای خیر این بزرگواران و پیشینیان که از آنها با تمام وجود یاد میکنید بمدد خواهد آمد انشاالله .

۳-در پایان و عذر از تصدیع :این جمله ضرورت بیان دارد که سر آمد تلاش جنابعالی در این تابستان درس*امام شناسی*میباشد
که حقا تا اینجا راه را برای تلاش گران والبته با معلم باز کرده است ولذت بخش است.
و آخر دعوانا آن الحمد و لله رب العالمین.
فقیر الی الله سید مرتضی میرحیدری ۱۴۰۲/۶/۱۸تهران

غفلت از «واجبات اجتماعي» توجيه شرعي و عقلايي ندارد _ هادی سروش

جمعه ۱۷ شهريور ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۰۸

غفلت از «واجبات اجتماعي» توجيه شرعي و عقلايي ندارد

هادی سروش

غفلت از «واجبات اجتماعي» توجيه شرعي و عقلايي ندارد

سروش معتقد است: توجه به مستحبات و غفلت از واجبات اجتماعي، توجيه شرعي و عقلايي ندارد خصوصاً وقتي با مردمي مواجهيم که در نهايت نجابت و شرافت هستند. به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمين‌ هادي سروش در سخنراني روز اربعين حسيني در جمع هيات انصارالمهدي تهران گفت: اربعين با دو روايت معتبر مستحکم است که يکي عبارت از روايت امام عسکري(ع) است که «زيارةالاربعين» را يکي از علائم پنجگانه معرفي کرده و نقل بزرگي در فقه و حديث چون شيخ مفيد و صحه‌گذاري بزرگ ديگري چون سيد ابن طاوس در اعتبار روايت کافي است. اضافه آن، بر روايت معتبر «صفوان» از امام صادق(ع) است که در آن تکريم اربعين و خواندن متن زيارت در آن سفارش شده است.
وي بعد از اثبات مستحب بودن زيارت امام حسين(ع) در مورد انجام مستحبات، گفت: انجام مستحباتي که مورد حرمت باشد مانند، والدين که فرزند بگويند نبايد به زيارت بروي! در اينجا اين زيارت بر اين فرزند قطعا حرام است و بايد نماز خود را در تمام مسير و مقصد تمام بخواند چون در سفرِ حرام نماز شکسته نمي‌شود! اين استاد حوزه در ادامه به تزاحم مستحب با واجب پرداخت و گفت: ترجيح واجب بر مستحب قبل از اينکه يک حکم شرعي باشد، يک حکم عقلايي است. رسيدگي به شرائط زندگي و مشکلات اقتصادي ارحام و خويشاوندان در صورت توان، يک واجب است و بر هر مستحبي مانند زيارت غلبه دارد و چه بسا نوبت به زيارت نمي‌رسد. وي اضافه کرد: رسيدگي به شرائط اقتصادي جامعه از سوي مسئولان، به آنان اجازه وقت گذاردن در امور مستحب را نمي‌دهد تا برسد به اينکه بخواهند از بودجه بيت‌المال خرج مستحبات کنند. پس يک مسئول نه ‌مي‌تواند به انگيزه يک مستحب مکان کار خود را ترک کند و نه ‌مي‌تواند تعطيل کند و انرژي خود و بيت‌المال را براي مستحبات قرار دهد. وي در استدلال بر باور خود از سه گزاره ديني از نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و اصول کافي استفاده کرد و گفت: در کلمات قصار نهج البلاغه آمده که حضرت امام علي(ع) فرمود: «اگر نافله‌ها -عبادات مستحبي- به واجبات ضرر رساندند، موظفيد که مستحب را ترک کنيد؛ – إِذا اضرتِ النَّوافِل بِالفَرائِض فِارفضُوها». و در دعاي 32 صحيفه سجاديه هم آمده که امام سجاد(ع) چنين به اين مهم اشاره دارد، «خدايا نمي‌خواهم به تو بوسيله مستحبات توسل کنم در حاليکه واجباتي که به عُهده دارم مورد غفلتم قرار گيرد و نهايتا مرا به دامنه حرام سوق دهد؛ – ولست اتوسل اليك بفضل نافله مع كثير ما‌اغفلت من وظائف فروضك و تعدّيت عن مقامات حدودک الى حرمات..» وي با اشاره به سيره ائمه در مورد کسي که محتاجي را ببيند ديگر نمي‌تواند به امور مستحب بپردازد، گفت: امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «من حج را خيلي دوست دارم تا جائيکه از آزاد کردن هفتاد بنده هم بيشتر دوست دارم، ليک رسيدگي به يک مسلمان در غذا و پوشش و حفظ آبروي او را از هفتاد حج بيشتر دوست دارم؛ – ولان أعول أهل بيت من المسلمين: أسد جوعتهم، وأكسو عورتهم، وأكف وجوههم عن الناس أحب إلي من أن أحج حجة وحجة وحجة ومثل‌ها ومثل‌ها حتى بلغ عشرا ومثلها ومثلها حتى بلغ السبعين» همين يک روايت براي کسانيکه دردِ دين و انجام مناسک مستحبي دين را دارند کافي است.
وي با اشاره به يک بحث اصولي در حوزه‌ها گفت: آنچه عقلاء بر آن صحه گذارند ‌مي‌تواند داراي وجه شرعي باشد؛ «امام خميني(ره) در اصول فقه نکته مهمي دارند که همه جا بايد به حُکم عقلاء احترام گذاشت و حتي در صورتي که شما ‌مي‌دانيد که عقلاء عالَم در آينده گزاره انتخابي خواهند داشت و بنايي خواهند داشت، ‌مي‌توانيد به عنوان «بناء عقلاء» از الان بدان عمل کنيد چرا آن گزاره حجت است و ‌مي‌توان از آن حکم شرعي را از آن استخراج نمود.» استاد سروش در پايان بيان کرد: بناء عقلاء عالَم ديروز و امروز و فردا بر اين استوار است که جامعه نبايد گرسنه و محتاج باشد و بايد در اين مسير دستاندرکاران از هيچ کاري غفلت نکرده و توجيهگر نباشند. توجه به مستحبات و غفلت از واجبات اجتماعي توجيه شرعي و عقلايي ندارد خصوصا وقتي با مردمي مواجهيم که در نهايت نجابت و شرافت هستند، همواره کنار نظام بوده‌اند و از جان و مال خود و فرزندانشان دريغ نکردند، اين مردم بر مسئولين حقوق بسياري دارند که به اين سادگي قابل جبران نيست.

کد مطلب: 202463 کپی متن خبر

Share

برچسب ها: غفلت از «واجبات اجتماعي» توجيه شرعي و عقلايي ندارد هادی سروش

شبهه‌افکنی در رابطه با امام سجاد(ع) و نفرین ایرانیان!

تحجر مي‌رود، ولي تفکر و دانش و استاد ماندني است

آقایان محترم، در رسوم ملی مردم دخالت نفرمایید

ناروایی قانونگذاری حجاب پشت درب‌‌‌های بسته

امام کاظم(ع) و تلاش‌هاي فرهنگي و سياسي در انسداد حاکميت

مصحف فاطمه در اندیشه ملاصدرا و امام خمینی

بسته شدن درب مساجد را در علل زیر بجوئید

پيوند «اين اربعين‌ها» به «آن اربعين»

اگر بلدید بجای پیشگوئی پیش‌بینی کنید

گردن کلفت‌هایی که«جمل»را به پا کردند!

وسعت آگاهی‌های روح پس از مرگ   یادداشتی از: هادی سروش

هادی سروش در مورد اشراف ارواح و خصوصا "روح امام معصوم" بر مکان دفن و وسعت آگاهی های روح پس از مرگ ، نوشت ؛

در خصوصِ اشراف ارواح اولیای الهی بر ابدانشان، عارف نامور جناب صدرالدین قونوی در کتاب "نفحات" تصریح می‌کند:

" روح تکامل‌یافته وقتی می‌بیند که با این بدن به آن کمالات معنوی و اُخروی دست پیدا کرده، اشراف خود را از بدن به‌کلی منقطع نمی‌کند".

وسعت آگاهی‌های روح پس از مرگ

🔰وسعت آگاهی‌های روح پس از مرگ

✍️هادی سروش

موضوعی که در عنوان یادداشت آمده مورد بحث در یکی از گروه های اساتید مطرح شد و بنده نوشتم‌؛

🔸️در خصوصِ اشراف ارواح اولیاء الهی بر ابدانشان ، عارف نامور جناب صدرالدین قونوی در کتاب "نفحات" تصریح میکند :
" روح تکامل یافته وقتی میبیند که با این بدن به آن کمالات معنوی و اُخروی دست پیدا کرده ، اشراف خود را از بدن بکلی منقطع نمیکند".
این سخن این عارف بزرگ در مورد زیارت رفتن به خرم و حریمِ اولیاء الهی و انسان کامل بسیار مغتنم و پر ارزشمند است.


🔸️ اجمالا بر اساس قاعده مهم ؛ "کل مجرد فهو عاقل" که بدین معناست که "هر موجودی که از ماده رها شده باشد و در عالَم مجردات قرار گرفته باشد ؛ دارای درک نسبت همه چیز خود میباشد" که مبنای شیخ الرئیس بوعلی سینا (ره) است و بر آن اساس برای توسعه علم و درک نفس بر اساس اتصال به عقل فعال و استفاده از علوم او ، کمک گرفته است.

✅️ ششصد سال بعد از او ، صدرالمتالهین (ره) آمد و یک تحول عظیم در فلسفه اسلامی ایجاد کرد و یکی از شاهکارهای او ؛ "توسعه در مقدار دانش روح" بود . ایشان؛ حقیقتِ مقامِ "عقل بالمستفاد" که برای نفس حاصل میشود را علت دست یابی روح به دانش ماورایی معرفی نمود که گاهی در عالَم رویا و یا حتا عالَم بیداری گوشه ای از آن نصیب انسانهای برجسته میشود .

✅️ملاصدرا نیز با ارائه مبنای اصیل و مهم "روحانیه البقاء بودن نفس"؛ بالاترین درجات علم حضوری را برای نفس پس از مرگ ثابت نمود و مدعی شد هر چقدر که غشاوه از روح برداشته شود و موانع رفع شود ؛ این علم و درک روح توسعه پیدامیکند تا جائیکه به تعبیر آن بزرگوار تا مقام "فوق تجرد" راه برای نفس گشوده خواهد بود.

✅️و این اوج نفس در علم و تمام دانستنیها آن جهان و این جهان ، در صورتی است که روح از مانع بدن عبور کند و به آن جهان سفر کند تا این علم بیشتر و بیشتر است .
روح پس از مرگ در افق بلندتر از زمان و مکان اِشراف پیدا میکند. مگر اینه گرفتار حجاب و عذاب خاص باشد . والبته همان ارواح هم در برزخ در بی آگاهی نیستند.

تا اینجا سخن حکیمان بزرگ و فیلسوفان اسلامی بود.

🔸️اما ؛ اهل معرفت ؛ حرف را فراتر برده و از این مقامات که سیطره علمی و اگاهی خارج از زمان و مکان است که روح به آن دست پیدا میکند تعبیر به "شهود" میکنند.
امام خمینی در شرح چهل حدیث تصریح میکند ؛ آنچه روح بعد از مرگ دارای احاطه و شهود میشود که اگر استیحاشی نبوده از مرگ باید به "حیات" نام برده میشد.
و بالاترین مرتبه "شهودِ دنیوی و برزخی و اخروی" را از آنِ "انسان کامل" میدانند که در معصوم قابل رویت است.
تمام این مباحث عمیق حِکمی و معرفتی را میتوان از یک آیه ، فقط یک آیه استخراج نمود و آن آیه ؛ «جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» استخراج نمود که در جای خود حکیمان و عارفان طرح نموده اند.

🔺️بازگردیم و نتیجه گیری و جمع بندی کنیم ؛
آگاهی و اشراف و علمِ نفس از ذرات بدن خود غریب نخواهد بود بلکه قابل قبول است مگر اینکه غشاوه و یا غشاوه هائی نفس را فراگرفته باشد.
این پرده ها و به تعبیر اهل معرفت ؛ "غشاوه ها" برای روح انسان کامل؛ صددرصد بی معناست ، لذاست که قرآناً و عقلا و عرفاناً قائلیم آن ذوات مقدسه از ذره ذره خود و جهان غفلتی ندارند تا حدی که مثلا حضرت اباعبدالله (ع) از مکانی که در کوفه و یا شام قطره خونی از سر مبارکش ریخته باشد ، کاملا آن روز و امروز و فردا مطلع است و مورد شهود اوست .

تعبیر اهل معرفت؛ "غشاوه ها" پرده ها و حجابها برای روح انسان کامل یعنی امام معصوم ؛ صددرصد بی‌معناست، لذا قائلیم؛ آن ذوات مقدسه از ذره ذره خود و جهان غفلتی ندارند تاحدی‌که به قرآن و برهان و عرفان معتقدیم مثلاً حضرت اباعبدالله (ع) از مکانی که در کوفه و یا شام قطره خونی از سر مبارکش ریخته باشد، کاملاً از آن روز و امروز و فردای خود از همه رخدادهای اطراف بدن مطهرش مطلع است و مورد شهود اوست .

تذکر ؛ گوشه از این مطلب کوتاه در سلسله مقالات مربوط "عالَم برزخ" نوشته همین قلم ، مطرح شده است .

https://t.me/soroushmarefat

استاد هادی سروش: غفلت از «واجبات اجتماعی» توجیه شرعی و عقلایی ندارد

استاد هادی سروش: غفلت از «واجبات اجتماعی» توجیه شرعی و عقلایی ندارد

شفقنا- استاد هادی سروش معتقد است: توجه به مستحبات و غفلت از واجبات اجتماعی، توجیه شرعی و عقلایی ندارد خصوصاً وقتی با مردمی مواجهیم که در نهایت نجابت و شرافت هستند.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سخنرانی روز اربعین حسینی در جمع هیئت انصارالمهدی تهران گفت: اربعین با دو روایت معتبر مستحکم است که یکی عبارت از روایت امام عسکری (ع) است که “زیارةالاربعین” را یکی از علائم پنجگانه معرفی کرده و نقل بزرگی در فقه و حدیث چون شیخ مفید و صحه گذاری بزرگ دیگری چون سید ابن طاوس در اعتبار روایت کافی است. اضافه آن، بر روایت معتبر “صفوان” از امام صادق(ع) است که در آن تکریم اربعین و خواندن متن زیارت در آن سفارش شده است.

وی بعد از اثبات مستحب بودن زیارت امام حسین (ع) در مورد انجام مستحبات، گفت: انجام مستحباتی که مورد حرمت باشد مانند، والدین که فرزند بگویند نباید به زیارت بروی! در اینجا این زیارت بر این فرزند قطعا حرام است و باید نماز خود را در تمام مسیر و مقصد تمام بخواند چون در سفرِ حرام نماز شکسته نمی شود!

این استاد حوزه در ادامه به تزاحم مستحب با واجب پرداخت و گفت: ترجیح واجب بر مستحب قبل از اینکه یک حکم شرعی باشد، یک حکم عقلایی است. رسیدگی به شرائط زندگی و مشکلات اقتصادی ارحام و خویشاوندان در صورت توان، یک واجب است و بر هر مستحبی مانند زیارت غلبه دارد و چه بسا نوبت به زیارت نمی رسد.

وی اضافه کرد: رسیدگی به شرائط اقتصادی جامعه از سوی مسئولان، به آنان اجازه وقت گذاردن در امور مستحب را نمی دهد تا برسد به اینکه بخواهند از بودجه بیت المال خرج مستحبات کنند. پس یک مسئول نه می تواند به انگیزه یک مستحب مکان کار خود را ترک کند و نه می تواند تعطیل کند و انرژی خود و بیت المال را برای مستحبات قرار دهد.

وی در استدلال بر باور خود از سه گزاره دینی از نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و اصول کافی استفاده کرد و گفت: در کلمات قصار نهج البلاغه آمده که حضرت امام علی(ع) فرمود: «اگر نافله ها -عبادات مستحبی- به واجبات ضرر رساندند، موظفید که مستحب را ترک کنید. ؛ – إِذا اضرتِ النَّوافِل بِالفَرائِض فِارفضُوها ».
و در دعای ۳۲ صحیفه سجادیه هم آمده که امام سجاد (ع) چنین به این مهم اشاره دارد، “خدایا نمیخواهم به تو بوسیله مستحبات توسل کنم در حالیکه واجباتی که به عُهده دارم مورد غفلتم قرار گیرد و نهایتا مرا به دامنه حرام سوق دهد؛ – ولست اتوسل اليك بفضل نافله مع كثير ‌ما‌اغفلت ‌من‌ وظائف فروضك و تعدّیت عن مقامات حدودک الى حرمات..”

وی با اشاره سیره ائمه در موردی کسی که محتاجی را ببیند دیگر نمی تواند به امور مستحب بپردازد، گفت: امام جعفر صادق (ع) فرمودند: “من حج را خیلی دوست دارم تا جائیکه از آزاد کردن هفتاد بنده هم بیشتر دوست دارم، لیک رسیدگی به یک مسلمان در غذا و پوشش و حفظ آبروی او را از هفتاد حج بیشتر دوست دارم؛ – ولان أعول أهل بيت من المسلمين: أسد جوعتهم، وأكسو عورتهم، وأكف وجوههم عن الناس أحب إلي من أن أحج حجة وحجة وحجة ومثلها ومثلها حتى بلغ عشرا ومثلها ومثلها حتى بلغ السبعين” همین یک روایت برای کسانیکه دردِ دین و انجام مناسک مستحبی دین را دارند کافی است.

وی با اشاره به یک بحث اصولی در حوزه ها گفت: آنچه عقلاء بر آن صحه گذارند می تواند دارای وجه شرعی باشد؛ “امام خمینی(ره) در اصول فقه نکته مهمی دارند که همه جا باید به حُکم عقلاء احترام گذاشت و حتی در صورتی که شما می دانید که عقلاء عالَم در آینده گزاره انتخابی خواهند داشت و بنایی خواهند داشت، می توانید به عنوان “بناء عقلاء” از الان بدان عمل کنید چرا آن گزاره حجت است و می توان از آن حکم شرعی را از آن استخراج نمود.”

استاد سروش در پایان بیان کرد: بناء عقلاء عالَم دیروز و امروز و فردا بر این استوار است که جامعه نباید گرسنه و محتاج باشد و باید در این مسیر دست اندرکاران از هیچ کاری غفلت نکرده و توجیه گر نباشند. توجه به مستحبات و غفلت از واجبات اجتماعی توجیه شرعی و عقلایی ندارد خصوصا وقتی با مردمی مواجهیم که در نهایت نجابت و شرافت هستند، همواره کنار نظام بوده اند و از جان و مال خود و فرزندانشان دریغ نکردند، این مردم بر مسئولین حقوق بسیاری دارند که به این سادگی قابل جبران نیست.

پیاده روی اربعین و حکومت دینی/ یادداشت هادی سروش

خبرگزاری بین المللی شفقنا

پیاده روی اربعین و حکومت دینی/ یادداشت هادی سروش

انتشار :‌ سه شنبه ۱۴ / ۰۶ /۱۴۰۲ | ساعت ۱۳:۱۴

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی آورده است: در این سالها که اربعین سیدالشهداء (ع) با برقراری مراسم پیاده روی و وجود موکب های پرشور در مسیر نجف تا کربلا چشم‌گیر شده و از یک مراسم محلی گذشته که مربوط به جمعی از مردم بادیه نشین عراق در این منطقه خارج شده و تبدیل به یک پدیده بین المللی شده است، برخی افراد با تاملات ذهنی خود وارد عرصه شده و مطالبی بصورت سوال و یا شبهه طرح می کنند که تلاش می کنم به برخی از آنها بپردازم.

در ابتدا متذکر شوم که صاحب این قلم مانند کسانیکه در مورد این مناسک به علتِ رفتار خارج از حد و حدود عدالت و حقوق آدمیان ملاحظاتی دارند و قانع نیستند، قانع نبوده و ملاحظات جدی دارد که در ادامه این یادداشت تقدیم خواهم داشت.

مهم این نکته است که نباید با مشاهده چنین نابسامانی های غیر قابل توجیه؛ اصلِ اعتقاد به اربعین را مورد شبهه قرار دهیم.

برای روشن شدن و پاسخ به برخی سوالات و شبهات مطرح شده در فضای مجازی مطالب ذیل را مورد دتوجه قرار دهید.

اربعین سیدالشهداء یک حقیقت منصوص دینی است

اربعین پدیده بدعت آمیز نیست و دارای ریشه عبادی و نُسکی در حدیث و فقه است.

اربعین امام حسین یک «امر مستحب» است که قوام و اعتبار آن زیارت جابربن عبداله انصاری در روز اربعین نیست، بلکه اعتبار دینی آن؛ ائمه اطهار علیهم السلام است که ریشه از دو روایت معتبر از امام صادق (ع) و امام عسکری (ع) گرفته است. و ما به شرح آن به اختصار می پردازیم.

استناد و اعتبار «اربعین امام حسین»

مراسمی که به عنوان مناسک دینی در جامعه میان مومنان رقم می خورد در صورتی می تواند یک مراسم دینی حساب آید که مستند به یکی از منبع کتاب و سنت باشد.

اربعین، یعنی چهلم شهادت امام حسین (ع) دارای دو مستند روائی است. یکی از آن دو مستندِ زیارت اربعین ؛ روایت امام عسکری (ع) است.

متن حدیث بدین شکل است؛

«عن الامام العسکری(ع) قال: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُالْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ . ؛ – یعنی ؛ علامات مومن پنج چیز است: ۵۱ رکعت نمازگذاردن در هر شب و روز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله) و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و بر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.»

به مقتضی فهم حدیث که فقیهان از آن تعبیر به «فقه الحدیث» می کنند باید گفت: اولا با توجه به مجموعه این نشانه ها؛ منظور از «مومن» در متن حدیث «شیعه» می باشد. و ثانیا امور پنچ گانه ذکر شده در روایت مورد باور اهل سنت نبوده و از اختصاصات شیعه است. و ثالثا برخی از بزرگان مانند آیت الله جوادی آملی با توجه به اینکه زیارت اربعین، درکنار نماز‌های ۵۱ گانه از علامات مومن دانسته شده می توان هم ارزش باشد.

اما راجع به سند این حدیث آنچه می توان گفت این است که چون نقل کننده حدیث که شیخ طوسی است واسطه های بین خود و امام عسکری را نام نبرده ، حدیث اصطلاحا «مرسل» است و طبق قاعده؛ حدیث مرسل تا زمانی که شاهد بیرونی بر صحت آن قائم نشود نمی تواند اثبات کننده حکم شرعی باشد.

اما در این حدیث شواهدی است که ما را به قبول و پذیرفتن این روایت رهنمون می کند؛

اولا این استناد نخستین بار در کتاب «المزار» نوشته شیخ مفید آمده و در نزد اهل فقه و حدیث معروف است که شیخ مفید در نقل روایت یک انسان سخت گیری که هر روایتی را کتاب های خود نقل نمی کند، و ثانیا ایشان قبل از نقل این حدیث امام عسکری، از زیارت اربعین تعبیر ؛ «باب فضل زیاره الاربعین» می کند که نشان از پذیرش مفاد حدیث است و اینکه زیارت اربعین یک نُسک دینی باشد را پذیرفته است.

بعد از شیخ مفید ، شیخ طوسی در دو کتاب خود این حدیث را نوشته؛ یکی تهذیب الاحکام (ج۶، ص ۵۳) و دیگری مصباح المتهجد (ج۲، ص ۷۸۸). و بعد از این دو عالم برجسته شیعه، دیگر علمای امامیه این حدیث را پذیرفته اند.

البته جناب ابن مشهدی که از عالمان شیعه است در کتاب «المزار الكبیر» صفحه ۳۵۲، سندی برای حدیث آورده و می گوید؛ «بالاسناد الی ابی هاشم الجعفری».

و سید بن طاوس در کتاب «اقبال الاعمال» صفحه ۵۸۹ این روایت را مستند از خود به شیخ طوسی و از شیخ طوسی به امام عسکری (ع) می داند و می نویسد؛ «روینا باسنادنا الی ابی جعفر الطوسی فیما رواه باسناده الی مولانا الحسن العسکری».

و علامه مجلسی در کتاب «ملاذالاخیار» جلد نهم صفحه ۱۲۵؛ زیارت اربعین را پذیرفته وارد تبیین این مسئله می شود که علت اربعین داشتن امام حسین شده و می گوید: «گفته اند اربعین بخاطر الحاق سرها به ابدان بوده، و این وجه بعید است و شاید اربعین به علت اول زائر کربلا جابر عبدالله انصاری باشد که در روز اربعین موفق شد، و شاید سبب دیگری دارد که ما نمی دانیم و خدا و حجج او می دانند.»

و علامه مجلسی در کتاب دیگرش بنام «زادالمعاد» ۵۳۹ از مستند روایت امام عسکری به کتابهای معتبر نام می برد و می گوید: «ورد فی الکُتب المعتبره عن الامام العسکری».

با صرف نظر از آنچه در استناد حدیث تقدیم داشتم، دو راه دیگر در توثیق روایت مورد قبول مشهور فقهاء است که در اینجا می تواند مورد استفاده باشد و این روایت امام عسکری را معتبر کند؛ یکی راه «تسامح درادله سنن» است، و دیگری راه «اعتبار صدوری» که دارای بحث اصولی و حدیثی است.

مقصود از اربعین چیست؟

مقصود از «زیاره اربعین» که مورد سفارش امام عسکری است روشن است که رفتن به زیارت امام حسین است و یا بوسیله متنی امام را از راه دور مورد زیارت قرار دادن است که در ادامه بدان اشاره خواهم نمود.

اما برخی مانند مانند علامه سید محمدفضل الله بنابر یک کلیپ ویدئویی در اینترنت است زیارت اربعین در این حدیث را به معنای زیارت چهل مومن می‌داند! در حالیکه چنین تحلیلی مورد قبول بزرگانی چون مرحوم شهید قاضی در کتاب «تحقیق درباره اربعین سیدالشهداء» و استاد آیت الله جوادی آملی در کتاب «کوثر اربعین» قرار نگرفته و مردود شمرده شده است.

مستند دوم برای اعتبار اربعین

در مسیر اثبات اربعین امام حسین (ع) بعنوان یک رخداد و مناسک دینی بعد از روایت امام عسکری که ما سند و متن آن را با توجه به شواهد و قرائن پذیدفتیم، به دلیل دیگری بر می خوریم که چه بسا بتواند مهمترین علت گرامی‌داشت روز اربعین برای هر سال در آن تاریخ باشد، و آن؛ بیان امام صادق(ع) است که متضمن سفارش به زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است و حاوی زیارتنامه برای اربعین بوده و دارای یک متن عالی و جالب نظر قرار گرفته است.

این روایت؛ به سند معتبر از صفوان نقل شده که حضرت صادق علیه السلام به صفوان فرمودند: «وقتی در روز اربعین روز بالا آمد امام حسین با این کلمات زیارت کن …». متن تعبیر چنین است؛ «عن صفوان بن مهران الجمال قال: قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الاربعین: تزور عند ارتفاع النهار وتقول: السلام علی ولی الله وحبیبه،…»

با توجه به صراحت این متن ؛ اگر سوال شود آیا زیارت اربعین در همان اربعین اول پس از شهادت امام حسین (ع) اعتبار داشته و یا می تواند در هر اربعین بعد از عاشورا در هر سال را گرامی داشت و مراسم زیارت بر پا داشت؟ پاسخ روشن است که هر سال اربعین داشتن مشروع و صواب است چرا که امام صادق (ع) وقتی به صفوان دستور زیارت اربعین می دهد و متنی را به عنوان زیارت تعلیم می دهد که سالها که از حادثه عاشورا و اربعین اول گذشته بوده و امام صادق سفارش به حفظ آن زیارت در روزهای اربعین سالهای آینده می فرماید.

اضافه بر این مستندات روائی؛ بنابر تصریح ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه»؛ روز اربعین -بیست ماه صفر- را زمانی شناخته شده و از ایام مشهور در میان مسلمین نام برده است.

پیاده روی و زیارت اربعین

پیاده روی بسوی حرم خدا و پیامبر (ص) و امام حسین مورد روایت است. در روایتِ صحیحه ابی صامت و نیز صحیحه ابن میمون صانع از امام صادق (ع) تصریح به ارزش داشتن پیاده روی بسوی حرم امام حسین (ع) شده است و آن دو روایت که کتاب «کامل الزیارات» در باب ۴۹ نقل نموده، چنین به ما رسیده؛ «من اتی قبر الحسین ع ماشیا کتب الله له بکل خطوةالف حسنة و محا عنه الف سئيه و رفع له الف درجة.»

در آیین و مناسک اربعین در سابق بین مردمانی از عراق مرسوم بوده که در حد فاصل بین نجف و کربلا این مسیر پیاده قدم برمی داشتند که به نقل برخی از علماء ؛ مورد توجه شیخ انصاری قرار گرفته و با توجه به موقعیت والای شیخ انصاری در علمیت و مرجعیت مورد اقبال قرار گرفته و بعدها با همت محدث معروف جناب حاجی نوری که از چهره های مهم در مصاف با خرافات عاشورا و کربلا بحساب می آید ، جدی شده است. البته در حدود بیست سال به خاطر ممنوعیت پیاده روی توسط حزب حاکم بعث این برنامه تعطیل شد که با سقوط صدام پیاده‌روی به طور گسترده انجام ‌شده و جنبه بین‌المللی پیدا کرده است.

ناگفته نماند که آیین پیاده‌روی در مورد زیارت امام حسین موضوعیت دارد و برقرار کردن آیین پیاده روی -و نه عزاداری- در شهرها خارج از روایت است و دلیلی بر آن نداریم.

ورود حکومت دینی به مقوله اربعین

بعد از تامین مستند دینی اربعین حسینی بجاست به ورود حکومت و دولتها به این مقوله نظری داشته باشیم. در این سالها که زیارت اربعین و پیاده روی مورد توجه وسیعی قرار گرفته ، دولت ها و حکومت ها نیز وارد شده و مورد نظر شهروندان و کاربران میلیونی فضای مجازی قرار گرفته است.

در مورد ورود دولت به مقوله اربعین حسینی جوانب متعددی مورد بحث است؛ یکی بحث امنیت شهروندان است و دیگری بحث مدیریت و سوم مربوط به هزینه است.

در مورد وظیفه حکومت دینی در مورد مراسم مذهبی و هزینه نمودنِ برای آن لازم است فرصت نظریه پرازی و گفتگوی بیشتری اختصاص یابد تا پاسخ به پرسش هایی مانند؛ آیا حکومت دینی مسئولیت مالی در قبال مناسک دینی دارد ؟‌ اصلا مسئولیت حکومت دینی در امور مذهبی مردم چیست؟ و سوالات دیگر روشن شود.

پاسخ روشن که متکی به قانون است این است که مسئولیت تعریف شده حکومت؛ تامین امنیت و حفظ کرامت شهروندان است که در همین جا هم قصه خالی از ملاحظات نیست چرا که آمار تصادفات و معطلی و آسیب دیدگی شهروندان زائر در مسیر و توقفگاه های قانونی قابل توجه است.

در همین بخشِ امنیت، گسیل داشتن نیروها به یک نقطه و غفلت ورزیدن از مقوله امنیت در سائر نقاط و پایگاه های انتظامی ناروا است.

این امنیت فقط شامل زائران نمی شود بلکه شامل شهروندان هم می شود، بدین معنا که سائر شهروندان نیز باید در روزهای مراسم اربعین از امنیت شغل و رفاه و .‌. بهرمند باشند. بله برخی آنچنان دگم برخورد می کنند که برای احدی از مردم حق و حقوقی قائل نیستند و حتی در زمینه برپایی مراسمی که باعث مزاحمت دیگر شهروندان شود و فرصت آنان دستخوش ترافیک در خیابان و یا پمپ بنزین و یا نبود وسائل نقلیه عمومی و .‌. شود، صریحا می گویند؛ خوب، باید مردم تحمل کنند!

اما در مورد هزینه؛

اولا؛ ما قائل به پرداخت هزینه مراسم مذهبی از جیب بیت المال نیستیم و راهکار درست در اداره مراسم و مناسک دینی را در خود جوش بودن و هزینه آن توسط خود مومنانی می دانیم که سر سپرده دین و اهلبیت (ع) بوده و با جان در طول تاریخ به اداره آن بپا خواسته و خواهند خواست.

وثانیا ؛ بوجه کشور حتی در مسائل فرهنگی در قانون اساسی و قوانین دست دوم آمده و هر هزینه ای باید با توجه به قانون باشد و رضایت اکثریت شهروندان در این مهم دخالت دارد.

و ثالثا؛ اگر به فرض نظر کسانیکه معتقد به هزینه کردن از بیت المال در حکومت دینی هستند، درست باشد! تازه اول بحث «اولویت» و اهم و مهم که یک قاعده عقلائی و فطری است پیش خواهد آمد.

ببینید وقتی این همه فقیر و گرسنه داریم تا جائیکه عده ای برای سیرکردن شکم بچه هایشان مجبور اعمال ناشایستی چون تن فروشی می کنند، آیا نوبت به هزینه برای یک امر مستحب می رسد؟‌

حتا اگر یک مراسمی در «حُکم وجوب» باشد یعنی؛ یک امر واجب عبادی باشد بازهم به «حُکم الویت» هزینه کردن برای انجام یک امرواجبِ در رتبه دوم نمی رسد.

اما در مورد امکانات عمومی؛ استفاده از امکانات عمومی مسئله پیچیده نیست، حکومت موظف به در اختیار گذاشتن وسائل و امکانات عمومی می باشد اما با توجه به اینکه هزینه آن نباید از کیسه ملت باشد، حکومت موظف به برنامه ریزی بر اساس داده های آماری است تا باعث کمبود امکانات حمل و نقل در سائر نقاط کشور و تضییع حقوق دیگر شهروندان نشود.

در همین جا لازم است اشاره به سخن برخی داشته باشم که برای مجاز بودن هزینه و استفاده از امکانات دولتی؛ از برخی حکومتهای دنیا شاهد می آورند، عرضه دارم که ما نمیتوانیم شرائط خود را با کشورهای غربی مانند آمریکا که مانند چنین هزینه هایی را دارند، مقایسه کنیم و نتیجه بگیریم. چون اولا؛ در مورد اربعین و مانند آن امری مطرح است که محوریت دینی دارد و باید جوانب شرعی و تاثیرات سوء روانی و دینی آن در جامعه مورد محاسبه باشد، و ثانیا؛ در صرف بوجه در کشوری که مشکل میلیون ها نفر زیر خط فقر دارد، حتما باید اولویت ها لحاظ شود.

اضافه بر تمام موارد فوق یک مسئله قابل دقت است و مسئولیت حکومت دینی جدی می کند و آن مراقبت از رفتار و تصمیمات خویش است که مبادا یک رفتار گسترده ای باعث تردیدهای اعتقادی و خدشه در باورهای دینی مردم شود و آسیب به موقعیت ائمه اطهار داشته باشد!

حرمت «اذاعه» بمعنای آسیب به آبروی پیشوایان دینی -که دریک باب مجزا در اصول کافی آمده- فقط یک حُکم فردی نیست بلکه شامل حُکمرانان نیز می شود.

خلاصه؛ ورود حکومت دینی در پیاده روی اربعین تا یک حد تعریف شده مورد قبول است و مراسم اربعین مانند دیگر مناسک دینی باید برخاسته از متن دلها باشد. بر این اساس هر هزینه و رفتار و برنامه ای که منافات با حقوق عمومی دارد از قبیل؛ هزینه، تعطیلی برخی مراکز تصمیم گیری اجتماعی اعم از تقنینی و خدماتی، یا بسیج امکانات مورد نیاز و استفاده شهروندان، و یا مانور قدرت سیاسی، و مانند آن قابل پذیرش اکثریت جامعه نیست.

https://fa.shafaqna.com/?p=1643871

بررسی تأملات ذهنی درباره "اربعین" از جهت اعتقادی ، حکومتی و اقتصادی    ✍️هادی سروش

🔰بررسی تأملات ذهنی درباره "اربعین" از جهت اعتقادی ، حکومتی و اقتصادی

✍️هادی سروش

چکیده : اربعین یک حقیقت مستند به دو روایت معتبر است / پیاده روی در زیارت امام حسین منصوص است / ورود حکومت دینی در پیاده روی اربعین تا یک حد تعریف شده که امنیت زائران باشد مورد قبول است / در مراسم اربعین باید به استفاده از بیت المال عمومی و ایجاد نگاه منفی دیگر شهروندان حساس بود / اربعین مانند دیگر مناسک دینی باید بدون دولتی شدن، برخاسته از متن دلها باشد

به نام خدا

در این سالها که اربعین سیدالشهداء (ع) با برقراری مراسم پیاده روی و وجود موکب های پرشور در مسیر نجف تا کربلا چشم‌گیر شده و از یک مراسم محلی گذشته که مربوط به جمعی از مردم بادیه نشین عراق در این منطقه خارج شده و تبدیل به یک پدیده بین المللی شده است.

برخی افراد با تاملات ذهنی خود وارد عرصه شده و مطالبی بصورت سوال و یا شبهه طرح میکنند که تلاش میکنم به برخی از آنها بپردازم .

در ابتدا متذکر شوم که صاحب این قلم مانند کسانیکه در مورد این مناسک به علتِ رفتار خارج از حد و حدود عدالت و حقوق آدمیان ملاحظاتی دارند و قانع نیستند، قانع نبوده و ملاحظات جدی دارد که در ادامه این یادداشت تقدیم خواهم داشت.

مهم این نکته است که نباید با مشاهده چنین نابسامانی های غیر قابل توجیه ؛ اصلِ اعتقاد به اربعین را مورد شبهه قرار دهیم.

برای روشن شدن و پاسخ به برخی سوالات و شبهات مطرح شده در فضای مجازی مطالب ذیل را مورددتوجه قرار دهید.

🔸️ اربعین سیدالشهداء یک حقیقت منصوص دینی است

اربعین پدیده بدعت آمیز نیست و دارای ریشه عبادی و نُسکی در حدیث و فقه است.

اربعین امام حسین یک "امر مستحب" است که قوام و اعتبار آن زیارت جابربن عبداله انصاری در روز اربعین نیست، بلکه اعتبار دینی آن؛ ائمه اطهار علیهم السلام است که ریشه از دو روایت معتبر از امام صادق (ع) و امام عسکری (ع) گرفته است. و ما به شرح آن به اختصار می پردازیم.

🔸️ استناد و اعتبار " اربعین امام حسین"

مراسمی که به عنوان مناسک دینی در جامعه میان مومنان رقم میخورد در صورتی میتواند یک مراسم دینی حساب آید که مستند به یکی از منبع کتاب و سنت باشد.

اربعین، یعنی چهلم شهادت امام حسین (ع) دارای دو مستند روائی است.

یکی از آن دو مستندِ زیارت اربعین ؛ روایت امام عسکری (ع) است.

متن حدیث بدین شکل است؛

" عن الامام العسکری(ع) قال: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُالْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ . ؛ - یعنی ؛ علامات مومن پنج چیز است: ۵۱ رکعت نمازگذاردن در هر شب و روز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله) و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و بر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم."

به مقتضی فهم حدیث که فقیهان از آن تعبیر به "فقه الحدیث" میکنند باید گفت: اولا با توجه به مجموعه این نشانه ها؛ منظور از «مومن» در متن حدیث «شیعه» می باشد. و ثانیا امور پنچ گانه ذکر شده در روایت مورد باور اهل سنت نبوده و از اختصاصات شیعه است. و ثالثا برخی از بزرگان مانند آیت الله جوادی آملی با توجه به اینکه زیارت اربعین، درکنار نماز‌های ۵۱ گانه از علامات مومن دانسته شده میتوان هم ارزش باشد.

اما راجع به سند این حدیث انچه میتوان گفت این است که چون نقل کننده حدیث که شیخ طوسی است واسطه های بین خود و امام عسکری را نام نبرده ، حدیث اصطلاحا "مرسل" است و طبق قاعده ؛ حدیث مرسل تا زمانی که شاهد بیرونی بر صحت آن قائم نشود نمیتواند اثبات کننده حکم شرعی باشد.

اما در این حدیث شواهدی است که ما را به قبول و پذیرفتن این روایت رهنمون میکند؛

اولا این استناد نخستین بار در کتاب "المزار" نوشته شیخ مفید آمده و در نزد اهل فقه و حدیث معروف است که شیخ مفید در نقل روایت یک انسان سخت گیری که هر روایتی را کتاب های خود نقل نمیکند، وثانیا ایشان قبل از نقل این حدیث امام عسکری، از زیارت اربعین تعبیر ؛ "باب فضل زیاره الاربعین" میکند که نشان از پذیرش مفاد حدیث است و اینکه زیارت اربعین یک نُسک دینی باشد را پذیرفته است.

بعد از شیخ مفید ، شیخ طوسی در دو کتاب خود این حدیث را نوشته؛ یکی تهذیب الاحکام (ج۶، ص ۵۳) و دیگری مصباح المتهجد (ج۲، ص ۷۸۸). و بعد از این دو عالم برجسته شیعه، دیگر علمای امامیه این حدیث را پذیرفته اند.

البته جناب ابن مشهدی که از عالمان شیعه است در کتاب "المزار الكبیر" صفحه ۳۵۲، سندی برای حدیث آورده و میگوید؛ "بالاسناد الی ابی هاشم الجعفری".

و سید بن طاوس در کتاب "اقبال الاعمال" صفحه ۵۸۹ این روایت را مستند از خود به شیخ طوسی و از شیخ طوسی به امام عسکری (ع) میداند و مینویسد؛ "روینا باسنادنا الی ابی جعفر الطوسی فیما رواه باسناده الی مولانا الحسن العسکری".

و علامه مجلسی در کتاب "ملاذالاخیار" جلد نهم صفحه ۱۲۵ ؛ زیارت اربعین را پذیرفته وارد تبیین این مسئله میشود که علت اربعین داشتن امام حسین شده و میگوید: "گفته انداربعین بخاطر الحاق سرها به ابدان بوده، و این وجه بعید است و شاید اربعین به علت اول زائر کربلا جابر عبدالله انصاری باشد که در روز اربعین موفق شد، و شاید سبب دیگری دارد که ما نمیدانیم و خدا و حجج او میدانند."

و علامه مجلسی در کتاب دیگرش بنام "زادالمعاد" ۵۳۹ از مستند روایت امام عسکری به کتابهای معتبر نام میبرد و میگوید : "ورد فی الکُتب المعتبره عن الامام العسکری".

با صرف نظر از آنچه در استناد حدیث تقدیم داشتم ، دو راه دیگر در توثیق روایت مورد قبول مشهور فقهاء است که در اینجا میتواند مورد استفاده باشد و این روایت امام عسکری را معتبر کند ؛ یکی راه "تسامح درادله سنن" است ، و دیگری راه "اعتبارصدوری" که دارای بحث اصولی و حدیثی است .

🔸️مقصود از اربعین چیست ؟

مقصود از "زیاره اربعین" که مورد سفارش امام عسکری است روشن است که رفتن به زیارت امام حسین است و یا بوسیله متنی امام را از راه دور مورد زیارت قرار دادن است که در ادامه بدان اشاره خواهم نمود.

اما برخی مانند مانند علامه سید محمدفضل الله بنابر یک کلیپ ویدئویی در اینترنت است زیارت اربعین در این حدیث را به معنای زیارت چهل مومن می‌داند! در حالیکه چنین تحلیلی مورد قبول بزرگانی چون مرحوم شهید قاضی در کتاب "تحقیق درباره اربعین سیدالشهداء" و استاد آیت الله جوادی آملی در کتاب "کوثر اربعین" قرار نگرفته و مردود شمرده شده است.

🔸️ مستند دوم برای اعتبار "اربعین"

در مسیر اثبات اربعین امام حسین (ع) بعنوان یک رخداد و مناسک دینی بعد از روایت امام عسکری که ما سند و متن آن را با توجه به شواهد و قرائن پذیدفتیم ، به دلیل دیگری بر میخوریم که چه بسا بتواند مهمترین علت گرامی‌داشت روز اربعین برای هر سال در آن تاریخ باشد ، و آن ؛ بیان امام صادق(ع) است که متضمن سفارش به زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است و حاوی زیارتنامه برای اربعین بوده و دارای یک متن عالی و جالب نظر قرار گرفته است.

این روایت ؛ به سند معتبر از صفوان نقل شده که حضرت صادق علیه السلام به صفوان فرمودند: "وقتی در روز اربعین روز بالا آمد امام حسین با این کلمات زیارت کن …". متن تعبیر چنین است؛ "عن صفوان بن مهران الجمال قال: قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الاربعین: تزور عند ارتفاع النهار وتقول: السلام علی ولی الله وحبیبه،…"

با توجه به صراحت این متن ؛ اگر سوال شود آیا زیارت اربعین در همان اربعین اول پس از شهادت امام حسین (ع) اعتبار داشته و یا میتواند در هر اربعین بعد از عاشورا در هر سال را گرامی داشت و مراسم زیارت بر پا داشت ؟ پاسخ روشن است که هر سال اربعین داشتن مشروع و صواب است چرا که امام صادق (ع) وقتی به صفوان دستور زیارت اربعین میدهد و متنی را به عنوان زیارت تعلیم میدهد که سالها که از حادثه عاشورا و اربعین اول گذشته بوده و امام صادق سفارش به حفظ آن زیارت در روزهای اربعین سالهای آینده میفرماید.

اضافه بر این مستندات روائی ؛ بنابر تصریح ابوریحان بیرونی در کتاب "آثار الباقیه" ؛ روز اربعین -بیست ماه صفر- را زمانی شناخته شده و از ایام مشهور در میان مسلمین نام برده است.

🔸️پیاده روی و زیارت اربعین

پیاده روی بسوی حرم خدا و پیامبر (ص) و امام حسین مورد روایت است. در روایتِ صحیحه ابی صامت و نیز صحیحه ابن میمون صانع از امام صادق (ع) تصریح به ارزش داشتن پیاده روی بسوی حرم امام حسین (ع) شده است و آن دو روایت که کتاب "کامل الزیارات" در باب ۴۹ نقل نموده، چنین به ما رسیده ؛ "من اتی قبر الحسین ع ماشیا کتب الله له بکل خطوةالف حسنة و محا عنه الف سئيه و رفع له الف درجة."

در آیین و مناسک اربعین در سابق بین مردمانی از عراق مرسوم بوده که در حد فاصل بین نجف و کربلا این مسیر پیاده قدم برمیداشتند که به نقل برخی از علماء ؛ مورد توجه شیخ انصاری قرار گرفته و با توجه به موقعیت والای شیخ انصاری در علمیت و مرجعیت مورد اقبال قرار گرفته و بعدها با همت محدث معروف جناب حاجی نوری که از چهره های مهم در مصاف با خرافات عاشورا و کربلا بحساب می آید ، جدی شده است. البته در حدود بیست سال به خاطر ممنوعیت پیاده روی توسط حزب حاکم بعث این برنامه تعطیل شد که با سقوط صدام پیاده‌روی به طور گسترده انجام ‌شده و جنبه بین‌المللی پیدا کرده است.

ناگفته نماند که آیین پیاده‌روی در مورد زیارت امام حسین موضوعیت دارد و برقرار کردن آیین پیاده روی -و نه عزاداری- در شهرها خارج از روایت است و دلیلی بر آن نداریم.

🔸️ ورود حکومت دینی به مقوله اربعین

بعد از تامین مستند دینی اربعین حسینی بجاست به ورود حکومت و دولتها به این مقوله نظری داشته باشیم. در این سالها که زیارت اربعین و پیاده روی مورد توجه وسیعی قرار گرفته ، دولت ها و حکومت ها نیز وارد شده و مورد نظر شهروندان و کاربران میلیونی فضای مجازی قرار گرفته است.

در مورد ورود دولت به مقوله اربعین حسینی جوانب متعددی مورد بحث است؛ یکی بحث امنیت شهروندان است و دیگری بحث مدیریت و سوم مربوط به هزینه است.

در مورد وظیفه حکومت دینی در مورد مراسم مذهبی و هزینه نمودنِ برای آن لازم است فرصت نظریه پرازی و گفتگوی بیشتری اختصاص یابد تا پاسخ به پرسش هایی مانند؛ آیا حکومت دینی مسئولیت مالی در قبال مناسک دینی دارد ؟‌ اصلا مسئولیت حکومت دینی در امور مذهبی مردم چیست؟ و سوالات دیگر روشن شود.

پاسخ روشن که متکی به قانون است این است که مسئولیت تعریف شده حکومت؛ تامین امنیت و حفظ کرامت شهروندان است که در همین جا هم قصه خالی از ملاحظات نیست چرا که آمار تصادفات و معطلی و آسیب دیدگی شهروندان زائر در مسیر و توقفگاه های قانونی قابل توجه است.

در همین بخشِ امنیت، گسیل داشتن نیروها به یک نقطه و غفلت ورزیدن از مقوله امنیت در سائر نقاط و پایگاه های انتظامی ناروا است.

این امنیت فقط شامل زائران نمیشود بلکه شامل شهروندان هم میشود ، بدین معنا که سائر شهروندان نیز باید در روزهای مراسم اربعین از امنیت شغل و رفاه و .‌. بهرمند باشند. بله برخی آنچنان دگم برخورد میکنند که برای احدی از مردم حق و حقوقی قائل نیستند و حتی در زمینه برپایی مراسمی که باعث مزاحمت دیگر شهروندان شود و فرصت آنان دستخوش ترافیک در خیابان و یا پمپ بنزین و یا نبود وسائل نقلیه عمومی و .‌. شود ، صریحا میگویند؛ خوب ، باید مردم تحمل کنند!

اما در مورد هزینه ؛

اولا ؛ ما قائل به پرداخت هزینه مراسم مذهبی از جیب بیت المال نیستیم و راهکار درست در اداره مراسم و مناسک دینی را در خود جوش بودن و هزینه آن توسط خود مومنانی میدانیم که سر سپرده دین و اهلبیت ع بوده و با جان در طول تاریخ به اداره آن بپا خواسته و خواهند خواست.

وثانیا ؛ بوجه کشور حتی در مسائل فرهنگی در قانون اساسی و قوانین دست دوم آمده و هر هزینه ای باید باتوجه به قانون باشد و رضایت اکثریت شهروندان در این مهم دخالت دارد.

و ثالثا ؛ اگر به فرض نظر کسانیکه معتقد به هزینه کردن از بیت المال در حکومت دینی هستند، درست باشد! تازه اول بحث "اولویت" و اهم و مهم که یک قاعده عقلائی و فطری است پیش خواهد آمد.

ببینید وقتی اینهمه فقیر و گرسنه داریم تا جائیکه عده ای برای سیرکردن شکم بچه هایشان مجبور اعمال ناشایستی چون تن فروشی می کنند ، آیا نوبت به هزینه برای یک امر مستحب میرسد؟‌

حتا اگر یک مراسمی در "حُکم وجوب" باشد یعنی؛ یک امر واجب عبادی باشد بازهم به "حُکم الویت" هزینه کردن برای انجام یک امرواجبِ در رتبه دوم نمی رسد.

اما در مورد امکانات عمومی؛ استفاده از امکانات عمومی مسئله پیچیده نیست ، حکومت موظف به در اختیار گذاشتن وسائل و امکانات عمومی میباشد اما با توجه به اینکه هزینه آن نباید از کیسه ملت باشد، حکومت موظف به برنامه ریزی بر اساس داده های آماری است تا باعث کمبود امکانات حمل و نقل در سائر نقاط کشور و تضییع حقوق دیگر شهروندان نشود .

در همین جا لازم است اشاره به سخن برخی داشته باشم که برای مجاز بودن هزینه و استفاده از امکانات دولتی ؛ از برخی حکومتهای دنیا شاهد می آورند، عرضه دارم که ما نمیتوانیم شرائط خود را با کشورهای غربی مانند آمریکا که مانند چنین هزینه هایی را دارند، مقایسه کنیم و نتیجه بگیریم. چون اولا؛ در مورد اربعین و مانند آن امری مطرح است که محوریت دینی دارد و باید جوانب شرعی و تاثیرات سوء روانی و دینی آن در جامعه مورد محاسبه باشد ، و ثانیا ؛ در صرف بوجه در کشوری که مشکل میلیون ها نفر زیر خط فقر دارد، حتما باید اولویت ها لحاظ شود.

اضافه بر تمام موارد فوق یک مسئله قابل دقت است و مسئولیت حکومت دینی جدی میکند و آن مراقبت از رفتار و تصمیمات خویش است که مبادا یک رفتار گسترده ای باعث تردیدهای اعتقادی و خدشه درباورهای دینی مردم شود و آسیب به موقعیت ائمه اطهار داشته باشد!

حرمت "اذاعه" بمعنای آسیب به آبروی پیشوایان دینی -که دریک باب مجزا در اصول کافی آمده- فقط یک حُکم فردی نیست بلکه شامل حُکمرانان نیز میشود.

خلاصه؛ ورود حکومت دینی در پیاده روی اربعین تا یک حد تعریف شده مورد قبول است و مراسم اربعین مانند دیگر مناسک دینی باید برخاسته از متن دلها باشد. بر این اساس هر هزینه و رفتار و برنامه ای که منافات با حقوق عمومی دارد از قبیل؛ هزینه، تعطیلی برخی مراکز تصمیم گیری اجتماعی اعم از تقنینی و خدماتی، یا بسیج امکانات مورد نیاز و استفاده شهروندان، و یا مانور قدرت سیاسی، و مانند آن قابل پذیرش اکثریت جامعه نیست .

-----

پرسش و پاسخ از پیج اینستاگرام "سروش معرفت"


❓️❓️ارادت
ارزوی قبولی عزاداریها
مقاله اربعین را دیدم بنظرم این پیاده روی بدعت بمعنای حرام نیست بلکه به معنای افزودن مناسک به دین است . فرض کنید فردا بگویند روز تولد امام رضا پیاده همه بروند مشهد !
مگر قرار است مناسک دینی هر دوره افزایش یابد؟ بنظر حقیر باید به مناسک دینی نگاه محافظتی از حداقل سنت اهل بیت را داشت نه اینکه فربه شان کرد که ۹۰ درصد جامعه از آن زده شوند.

⭕️ پاسخ بنده سلام عليكم . عرضه بدارم اتفاقا مقاله روحش در جهت حفظ میراث دینی و مناسکی ما به همان شکل و قدری است ائمه ع فرمودند.
در روایت زیارت رفتن مطرح است که گاه سواره و گاه پیاده افراد موفق میشوند . در دو روایت صحیحه که در مقاله اشاره شده ، مطلب از این قرار است پیاده رفتن دارای ثواب بیشتری است . اما کجا روایت فرموده و ما در مقاله خواستیم بگویم برای پیاده روی یک بساطی اضافه بر دستورات ائمه اطهار ع بر پا کنیم ؟ قطعا باید مناسک دینی در کم و کیف ، یعنی اندازه و کیفیت منطبق با دستورات دینی باشد و از اینجاست که نوشتیم پیادره روی در خیابان با قصد پیاده روی و نه عزاداری که عزاداری هم دارای چهار چوب تعریف شده خودش -میباشد در هیچ جای دین به آن دستور و حتی اشاره هم نشده است. قطعا در بحث عرض ارادت به ساحت مقدس اهلبیت ع باید تمام جنبهها از نظر مشروعیت دینی و حقوق شهروندان و تاثیرات منفی و یا مثبت آن روی مذهبی ها و غیر مذهبیها کاملا بررسی شود و کسی حق ندارد در مورد مسائل دینی سلیقه ای و غیر روشمند عمل کند

---

❓️❓️سوال دیگر که برای دوستان فرهیخته مطرح نمودند

سلام و ارادت
ارزوی قبولی عزاداریها مقاله اربعین را دیدم بنظرم این پیاده روی بدعت بمعنای حرام نیست بلکه به معنای افزودن مناسک به دین است فرض کنید فردا بگویند روز تولد امام رضا پیاده همه بروند مشهد !
مگر قرار است مناسک دینی هردوره افزایش یابد؟ بنظر حقیر باید به مناسک دینی نگاه محافظتی از حداقل سنت اهل بیت را داشت نه اینکه فربه شان کرد که ۹۰ درصد جامعه از آن زده شوند.

--
❓️❓️سلام عليكم و رحمه الله اعظم الله اجوركم. یک نفر از دوستان توضیح زیر را در باره مطلب شما نوشته اند
عزیز برادر زیارت اربعین به عنوان یکی از شاخصه های مومن زیارت چهل نفر است نه زیارت چهلم همه خطای دوستان از این جا ناشی شده که اربعین را چهلم معنا کرده اند و حال آن که چهل .است. اصلا زبان عربی چهلم و پنجاهم ندارد فتامل جيدا اربعین چیزی نیست که بشود به سادگی بدان مشروعیت بخشید. البته مثلا خیلی از کارهای دیگری
که انجام میدهند مثل ذکر یونسیه در سجده. و...

⭕️پاسخ ؛ سلام علیکم
ممنونم
در مقاله اشاره نمودم و در سخنرانی دیروز واضح تر عرض شد.
زیاره اربعین بمعنای دیدار چهل نفر را مرحوم سید محمد حسين فضل الله گفت و بسیاری از بزرگان مانند آیت الله جوادی پاسخ داده اند. مهم این است که ما مواجهیم با تعبیر "زیاره اربعین" ، آیا در کتاب العشره که احادیث درباب معاشرت است این تعبیر دیدار چهل نفر ، تکرار شده تا ما با آن قرینه زیارت اربعین در روایت "علائم المومن" را معنا کنیم ؟ بنده که پیدا نکردم . اضافه برای اینکه امام صادق به روایت معتبری با صفوان جمال زیاده اربعین را فرمودند و بعد متن زیارت را تعلیم او کردند پس در لسان اهلبیت ع زیارت اربعین ؛ زیارت اباعبدالله در روز اربعین است

❓️❓️با سلام و ارادت بسیار
اولا استحضار دارید که روایت مرسله است. روایت دیگری نقل شده که ده فقره دارد و زیارت اربعین در آن نیست بگذریم از سند روایت باید بین فقرات روایت یک ارتباطی باشد حقیر فرمایش جناب جوادی املی را دیدم صرف ادعا است. دلیلی برای آن بیان نشده است گویا چنان که الان اربعین علم شده است فکر میکند همان زمان نیز علم بوده است. الف و لامان را عهد ذهنی گرفته است و این هم از ایشان تا اندازه ای بعید است. اما در این روایت حداقل برای اربعین پنج مصداق بیان شده است ۱- زیارت چهل انسان بزرگ در بیستم صفر.
۲- خواندن زیارت معروف اربعین در بیستم
صفر.
۳- زیارت چهل تن از خاندان عصمت و طهارت از محل شهادت امام حسین ع در بیستم صفر
۴- زیارت امام حسین در بیستم صفر
۵- زیارت چهل نفر در روز وجهی برای ترجیح هر یک بر دیگری نخواهد بود. خصوصا برای تخصیص به چهلم بی وجه است.
اما اربعین به معنای چهلم گرچه خلاف ادبیات عرب است و این فارسی زبانها هستند که عربی را بدون لحاظ معنای آن با فرهنگ فارسی در
آمیزند. من نکته مهم به لحاظ شم الروایه که اساتید ما بر آن تاکید داشتند ارتباط بین فقرات روایت است. پنجاه و یک رکعت جزو اعمال هر روز است. سجده بر خاک جزو اعمال هر روز است. الله به جهر در همه چهل و سه رکعت نماز بسم فریضه و نافله است. انگشتر به دست راست جزو کارهای هر روز است. ولی همین که به زیارت اربعین میرسد می شود سالانه نمیشود در یک ساختار پنج فقره ای چهارتای آن جزو اعمال هر روز باشد و فقط یکی از آنها جزو اعمال سالانه بعيد بل ابعد است. پس بهتر که از آن همان معنای زیارت چهل نفر را فهم کرد تا با سایر فقرات سازگار شود. از ویژگیهای شیعه یا هر مومنی زیارت چهل نفر در روز است.
ضمنا ذکر چهل نفر در دعای دست نماز شب رکعت اخر هم میتواند موید بر همین معنا باشد. در شب در نماز چهل نفر را یاد کند و نام ببرد و برای آنها طلب استغفار کند و در روز به دیدار چهل نفر برود یا چهل نفر را ببیند خود حضرتعالی استحضار دارید که کارکرد خوبی هم دارد. همبستگی اجتماعی در پایان عارضم من مخالف رفتن به کربلا و زیارت امام حسین در اربعین نیستم. عمل حسنه ای .است مثل سیزده فروردین یا چهار شنبه سوری یا عید نوروز که جزو سنتهای ملی است. این جزو سنت .است آقا دوست داریم دلیلی هم برای آن نداریم و کسی را هم مجبور نمی کنیم به جهت کارکرد و اثرش بودش بهتر از نبود آن است این را قبول دارم نفس زیارت قبر امام حسین ارزشمند است. و برای ما شیعیان ارزش و اعتبار دیگری دارد ولی این که بخواهیم.....

⭕️پاسخ بنده سلام مجدد و تشکر از ادامه بحث علمی ؛ آنچه باید تقدیم کنم این است ؛
اولا ؛ فرمایش آیت الله استاد جوادی آملی در مورد زیاره "اربعین ادعا نیست ، اضافه بر اینکه طرف مقابل هم ادعا کرده که زیارت مربوط به چهل نفر است
ثانيا ؛ شم الروايه کجا چنین استشام میکند که زیاره مقصود دیدار چهل نفر باشد ؟ اتفاقا شم الروايه میگوید چون چهار فرقه دیگر حدیث درباره چهار حکم مورد اختلاف ما و اهل سنت است پس پنجمی هم باید مورد اختلاف باشد . کجا دیدار مومنان مورد اختلاف ما و اهل سنت
است ؟
ثالثا ، زیارت اربعین طبق رواین معتبر صفوان از امام صادق مطرح بوده ولی در زمان استبداد عباسيين اجازه زیارت نمیدادند همانطوریکه صدام بکلی زیارت در اربعین را به هر شکلی ممنوع کرد و افراد مجازات میکرد. اصلا مگر عزادرای روز عاشورا در زمان ائمه ع بوده که در مراکز دینی و خیابانها تجمع کنند آیا میتوان گفت : عاشورا را در این زمان علم کرده اند؟ رابعا : روايت علائم" المومن" را شما قبول ندارید! بسیار خوب ؛ بزرگان رجال فقه و حدیث پذیرفته اند که در مقاله به آن اشاره کرده ایم.
خامسا ؛ در رابطه با افراطی گری ها و استفاده از اموال عمومی که با شما هم نظريم.
موفق باشید

---

سوالات خود را در آدرس ذیل بنویسید 👇

https://www.instagram.com/p/Cw0KD0toF9X/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==

آفات و شبهات در مورد زیارت امام حسین(ع)؛ به بهانه راهپیمائی و زیارت اربعین / نوشتاری از هادی سروش

خبرگزاری بین المللی شفقنا

آفات و شبهات در مورد زیارت امام حسین(ع)؛ به بهانه راهپیمائی و زیارت اربعین / نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ دوشنبه ۱۳ / ۰۶ /۱۴۰۲ | ساعت ۰۸:۴۷

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان « آفات و شبهات در مورد زیارت امام حسین«ع) » به بهانه راهپیمائی و زیارت اربعین که دراختیار شفقنا قرار داده است، این گونه آورده اند:

چکیده ؛ عوامل چهارگانه محرومیت از آثار زیارت امام حسین / گردشگری و شهرت طلبی بوسیله زیارت / صرف بوجه عمومی در زیارت / پاسخ امام خمینی و شهید مطهری به دو شبهه درباره زیارت

در ایام اربعین سالار شهیدان که جمع قابل توجهی به زیارتش نائل شده و می شوند بجاست که به بالاترین نقطه کمال در این عمل استحبابی توجهی کرد و عوامل محرومیت از آن را بررسی اجمالی کنیم.

زیارت و نگاهی بالاتر از ثواب

زیارت امام حسین بسیار پر فضیلت است و فضیلت آن به تواتر ثابت شده .
نمونه ای از آن روایات این روایتی است که صاحب کتاب “کامل الزیارات” بصورت مستند و صحیح برای ما نقل میکند ؛ عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي فرمودند:
«قبر الحسين بن علي صلوات الله عليه عشرون ذراعا في عشرين ذراعا مكسرا روضة من رياض الجنة، و منه معراج الي السماء، و ليس من ملك مقرب و لا نبي مرسل الا و هو يسئل الله أن يزوره، ففوج يهبط و فوج يصعد».
«قبر حسين بن علي عليهماالسلام بيست ذراع در بیست ذراع است که باغي از باغهاي بهشت است، و آنجا محل صعود به آسمان است. و هيچ ملك مقرب و نبي مرسلي نيست مگر آنكه از خداوند مي خواهد تا آن حضرت را زيارت كند، پس گروهي از آنها براي زيارت پايين مي آيند و فوجي بالا مي روند»

در این روایت ، اوج زیارت معرفی شده و آن اوج ، “ثواب بردن” نیست ! بلکه آن اوج در این جمله است ؛ “منه معراج الی السماء” ؛ – یعنی ؛ از آن نقطه میتوان به سوی عالَم ملکوت ، مقام قرب سفر الی الله و سیر الی الله را آغاز کرد.
بسیاری از بزرگانِ معرفت ، خود را وام دار حرم امام حسین (ع) دانسته و مقامات خود را از آن جا کسب کرده اند مانند مرحوم عارف آقاسیدعلی قاضی و شاگردش جناب علامه طباطبائی و ..

عوامل چهارگانه آلودگی زیارت

ابن قولویه قمی در کامل الزیارات روایتی به سند صحیح نقل میکند که محتوای آن بسیار مهم است ، در آن روایت قدامة بن مالک از امام صادق (ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَینَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا ریاءً و سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کمَا یمَضَّضُ الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یبْقَی عَلَیهِ دَنَسٌ وَ یکتَبُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ کلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ»
«کسی که حسین (ع) را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای نفسانیات و یا خوش گذرانی و نه به جهت کسب شهرت و مطرح شدن، گناهانش فرو می‌ریزد، همان طور که لباس در آب شسته شده و پاک می‌شود.»

این حدیث یک محور معرفی شده و آن ؛ “دقت در اینکه زیارت خالصا و مخلصا برای خداباشد” ، بعد از بیان محوریت اخلاص ، امام ششم وارد تبیین آلودگی هایی میشود که میتواند آن اخلاص را بکلی از بین ببرد و آنها چهار چیز است ؛ نفسانیات مانند غرور ، طغیان، و دوم ؛ زیارت برای زیارت گردشگردی و خوش گذارانی ، و سوم ؛ ریاکاری ، و چهارم ؛ شهرت طلبی ومطرح شدن و معروف شدن .
هر زیارتی که مبتلا به هر یک از این آلودگی های اخلاقی شود بکلی از تاثیر ملکوتی خواهد افتاد.

زیارت با پول حرام و یا بیت المال شگفت آور است!

طبق روایت تقدیم شده ، وقتی کوچکترین بی اخلاصی در زیارت مانند نفسانیات و گردشگری و خوش گذرانی و ریا ، میتواند هستیِ معنوی زیارت را نابود کند ، تکلیف زیارتی که با پول حرام انجام شود و یا پولی که حق عمومی در آن نهفته باشد، روشن است!
مگر امکان دارد طبق موازین فقه و فتوای فقهاء ؛ “ریاء و شهرت طلبی” هر عبادتی را باطل کند ولی زیارت امام حسین را صدمه و آسیب نزند ؟!

چه زیبا شهید استاد مطهری میگوید؛ “مگر دستگاه امام حسین در مقابل دستگاه خداست! نه خیر؛ محال است امام حسین چیزی غیر رضایت خدا را در نظر بگیرد”.
نه پولی که با کسب و معامله حرام جمع شده میتواند زیارت امام حسین را دارای ثواب و عامل کسب درجات معنوی کند و نه پولی که مربوط به اموال عمومی و بیت المال است و همه شهروندان در آن سهم دارند میتواند زائری را ارتقاء بخشد.

خطر آفت شهرت طلبی

عجیب و شگفت آور این است که امام صادق(ع) در عین ترغیب شدید به زیارت امام حسین (ع) ، اما از بیان یک نگرانی خویش کوتاه نیآمده و آن ؛ “شهرت طلبی و مطرح شدن” بوسیله زیارت امام حسین است.
در کامل الزیارات به سند صحیح از حلبی نقل کرده که وقتی درباره مقدار تشرّف به زیارت امام حسین از امام ششم سوال نمود ، حضرت برای او زیارت سالی یکبار را تعیین نمود و سپس فرمود :”انی اَکره الشهره ؛ – من نسبت به مطرح شدن و شهرت دوری میکنم و خوشایندم نیست”.
گرچه علامه مجلسی در کتاب “مراةالعقول” این روایت را حمل به “تقیه” کرده ، اما معنای ظاهری روایت قابل صرف نظر نیست.
متاسفانه آفت مهمی که درامور دنیوی بنام شهرت طلبی رایج است ، در معنویات هم جا پیدا کرده و همانطوریکه عده ای برای مطرح شدن و شهرت از کار و خانه و خودرو و.. استفاده میکنند ، کسانی هم برای مطرح شدن و کسب وِجهه مردمی و معروفیت در جامعه روی به امور معنوی مانند زیارت می آورند.

پاسخ دو شبهه قدیمی و جدید درباره زیارت از امام خمینی وشهیدمطهری

همانطوریکه زیارت میتواند مورد حمله عوامل درونی قرار گیرد که از زبان امام صادق مطرح نمودیم‌، زیارت نیز میتواند مورد حمله اعتقادی از ناحیه بیرون قرار گیرد و گرفتار شبهات شود.
در اینجا دو شبهه وجود دارد که امام خمینی و شهید مطهری هر کدام پاسخگوی آن بوده اند.
در یک شهبه قدیمیِ وهابی؛ زیارت مساوی با پرستش معرفی شده که بیش از شصت سال پیش ‏امام خمینی (ره) در کتاب “کشف‌الاسرار” به آن پاسخ داده اند و نوشتند؛
“‌‏اولا ؛ اگر ساختن گنبد و بارگاه‌‎ ‌‏برای بت‌پرستی و امام‌پرستی و پیغمبر پرستی باشد، همان طور که‌‎ ‌‏بت‌پرست‌ها می‌کردند، شک نیست که شرک است اما اگر برای احترام آنها باشد، یا برای استراحت‏ اشخاصی که آنجا می‌آیند باشد، یا برای عبادت خدا در آنجا باشد،‌‎ ‌‏شرک که نیست هیچ، عین خداپرستی و فرمانبرداری از خدا است.‌‎
وثانیا؛ ‎ما به شما و همۀ‌‎ ‌‏عالم اجازه دادیم که از بزرگ و کوچک، مرد و زن، شهری و‌‎ ‌‏صحرانشین شیعۀ اثنی عشری (ما ضامن طوایف دیگر شیعه‌‎ ‌‏نیستیم) بپرسید و آنها را با هر طوری که می‌خواهید استنطاق کنید،‌‎ ‌‏اگر آنها یا یکی از آنها گفتند که ما برای پرستیدن و عبادت کردن‌‎ ‌‏امام و پیغمبر به مدینه یا کربلا می‌رویم و ما آنها را خدا یا خدای‌‎ ‌‏زمین می‌دانیم، ما گفته‌های خود را پس می‌گیریم.
‌‏وثالثا؛ از همۀ اینها گذشتیم، خانۀ کعبه جز چهار دیوارسنگی، و‌‎ ‌‏«حجر الاسود» جز یک سنگ سیاه، و «صفا و مروه» جز دو کوه‌‎ ‌‏کوچک نیستند. چه شد که در هر سالی، کم و بیش صدهزار‌‎ ‌‏جمعیت مسلمین دور آن سنگ‌ها طواف می‌کنند آیا مسلمانان خدا را در آن خانه و پیرامون آن سنگ‌ها و‌‎ ‌‏کوه‌ها پیدا می‌کنند یا آنکه چون خدا گفته، اطاعت اوست و عین‌‎ ‌‏توحید است؟ پس خوب است کار را یک باره کنید و بگویید خانۀ‌‎ ‌‏کعبه را هم باید خراب کرد.

شبهه دیگر این است در جاییکه امور خیر عام المنفعه مانند مدرسه سازی و بیمارستان سازی و .. وجود دارد چرا باید پول را خرج سفر زیارتی کرد؟
اولا ؛ هیچ گاه افرادی که برای زیارت هزینه می کنند ، اگر زیارت نروند آن پول را هزینه امور دیگر نمی کنند و اگر بنا داشته باشند کار خیر کنند از بخش دیگری از اموال خود کمک می گیرند.
و ثانیا ؛ استادمطهری بیش از پنچاه سال پیش در یکی از سخنرانی های خود این شبهه را پاسخ داده و گفته ؛ “زیارت یک امری است که به انسان روح و حیات میدهد و وقتی کسی می رود با امام حسین معاشقه می کند درنتیجه روح پیدا میکند و نیرو می گیرد و می تواند در بازگشت بسیاری از کارهای خیر را انجام دهد..”
این نکته قابل توجه است که پاسخ استاد مطهری در برابر کسانی بوده که زیارت را بکلی نفی می کردند و براین باور بودند پول آن را خرج امور خیر باید کرد. و این سخن ایشان بمعنای این نیست که کسی به زیارت نرفته باشد روح زنده و قوی برای امور خیر ندارد ، چنانچه خود ایشان در آثارشان اظهار تاسف می کنند که برای کسانی که مبتلاء به بیماریِ جذام هستند دو خانم از فرانسه به ایران آمده و بصورت رایگان پرستاری می کنند! حضرت استاد (ره) با بیان خود می خواهند شبهه ای که در جهت زیارت است را رفع کنند.

در پایان ؛ تصریح می شود، تبیین آفت ها و سوء استفاده های از زیارت اباعبدالله (ع) و پاسخ به شبهات وارده ، در کنار بیان فضیلت زیارت امری گریزناپذیر است

همراهی معرفتی با راهپیمایان و زائران اربعین و چند توصیه مهم  ✍ هادی سروش

🔻بدرخواست برخی از زائران اربعین نوشته شده ؛

هادی سروش: تاثیر ژرف گریه و زیارت سیدالشهداء در استکمال نفس، درصورت دوری از ظلم و انگیزه خوش گذرانی و ریاکاری محقق می‌شود

🔰 همراهی معرفتی با راهپیمایان و زائران اربعین و چند توصیه مهم

✍ هادی سروش



به نام خدا

🔹دوستانی پر مهر که توفیق شرکت در راهپیمایی زیارت اربعین حضرت حسین (ع) را یافتند ، خواستند تا نکاتی را در این موضوع، همراهشان نمایم .

✅️یکم : کسانیکه زائر حرم حضرت اباعبدالله (ع) شده اند بجاست که این فرصت مهم غفلت ورزی نشود ، چنین توفیقاتی همیشگی نبوده و نیست و فرصت های نادری که در زندگی بشر پیش می آید. این فرصت ها؛ نسیم های حیات بخشی است که باید نهایت بهره را از آن برد.
پیامبررحمت(ص)چنین فرمود: "همانا در طول عمر شما، نسیم­های الهی وزیدن می­گیرد، پس هشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید.
إن لربّکم في أيام دهرکم نفحات، ألا فتعرضوا لها."


✅️دوم : قدم به قدم این مسیر را در حالی طی شود که این باور درست و راست دائما تداعی شود که ؛ "امام (ع) ، زنده است و مرده بودن درباره او بی معناست".
در نهج البلاغه تصریح فرمود: "مرده ما هم زنده است .."
براین اساس معتقدیم؛ سخن ما رامیشنوم وسلام ما را جواب میدهد ؛ "تسمع کلامی و ترد سلامی" پس ؛ امام در هر زمانی و در هر مکانی میتواند حضور داشته باشد و هر دلی را میتواند تحت اِشراف و توانائی معنوی خود قرار دهد و آن را آباد کند.


✅️سوم ؛ فراموش نشود که آنچه در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد‌ و همه معنویت است و میتواند آخرت ابدی انسان کفایت میکند ، این گهر نایاب را امام صادق (ع) برای فرد فرد زائران حسینی از خدا خواسته است؛
ابن وهب گوید؛ بر امام صادق (ع) وارد شدم دیدم مشغول نماز و دعاست و در دعایش چنین کلماتی را داشت ؛ "مرا و برادرانم و زائران قبر پدرم حسین بن علی (ع) را ببخش که مال خود را خرج کردند و بدن خود را وقف آرزوی صلاح ما کردند، و امید به آنچه در نزد توست در این رابطه بسته اند. و شادی که برای پیامبرت آوردند، و اجابت آنان برای اجابت به امر ما، و خشم دشمنان و رضوان تو حرکت کرده اند .. ؛ - اغفر لي ولإخواني وزوار قبر أبي الحسين بن علي صلوات الله عليهما الذين أنفقوا أموالهم وأشخصوا أبدانهم، رغبة في برنا، ورجاء لما عندك في صلتنا، وسرورا أدخلوه على نبيك محمد صلى الله عليه وآله، وإجابة منهم لأمرنا، وغيظا أدخلوه على عدونا، أرادوا بذلك رضوانك. (کافی ۵۸۲/۴)
طی مسیر زیارت با پای پیاده ارزشی است روی ارزش هاست ؛ امام صادق فرمود : "خدادرازای هر قدم، هزارثواب نوشته وهزارگناه محو کرده وهزاردرجه عنایت میکند." (کامل الزیارات)


✅️ چهارم: در زیارت باید متوجه "تکامل و پیشرفت" خود و جامعه خود بود.
انسان های تکامل یافته، تنها نگاه "ثواب بردن" ندارند و به نهایت بهرمندی از این برنامه مهم می اندیشند و آن ؛ خواستار حیات روحی و تحول در انسانیت و در جامعه را دنبال میکنند.
در روایاتی که ثواب زیارت امام حسین را شمرده اند با عباراتی مواجه میشویم که دقت هایی در آن نهفته است که نباید به سرعت ازآن گذر نمود.
یک نمونه آن چنین است ؛ امام صادق(ع) فرمود: "اجر زیارت حسین(ع) اجر آزاد کردن هزار بنده و مانند تجهیز هزار مجاهد به اسب جنگی است.
من أتی قبر الحسین(ع)عارفا بحقه کتب اللّه له أجر من أعتق ألف نسمه و کمن حمل ألف فرس فی سبیل اللّه مسرجه ملجمه." (کافی، ج۴ ص۵۸۱)
در این حدیث دو چیز آمده ؛ آزاد کردن بنده و تجهیز نمودن مدافعین اسلام‌ ، آیا فکر نمیکنید زیارت مطلوب ، زیارتی است که انسان بوسیله آن زیارت ؛ حیات و رشد و پیشرفت پیدا کند و بتواند این حیات و پیشرفت را با قلم و زبان و قدم خویش به جامعه هدیه کند تا باعث رهاسازی انسانها از یوغ ظلم ، و دعوت به صلاح و خیر و محبت و عدالت شود؟
چه زیباآن عارفِ بصیر و راحل فرمود: درقضیۀ امام حسین(ع)،همه اش قضیه این نیست که مامیخواهیم ثواب ببریم، قضیه این است که ما میخواهیم پیشرفت کنیم.


✅️ پنجم ؛ دراین سفر معنویات و کمالات به اندازه استعداد افاضه میشود. گویا شما آیینه ای در برابر نور بی انتها هستید که به اندازه ابعاد خود که بستگی به معرفت تان دارد، ازآن نور بهرمند میشوید. پس باید معرفت را دگرگون کرد و ارتقاء بخشید تا فیض بیشتری نصیب شود.
واین بستگی به نکته بعدی دارد.


✅️ ششم : از امام حسین،"امام حسین خواستن" آخر حرف است. از او ، او را خواستن باعث میشود آنچه او میدهد تامین کننده همه معنویت ومعرفت و همه نعمتهای دنیوی ورفع همه نواقص باشد.

اربعین


✅ ونکته آخر : زائربامعرفت؛ بشدت مراقب حلال وحرام خداست، چه قبل ازحرکت وچه بعد حرکت و در حین قدم زدن بسوی محبوب خویش .
ببینید؛ هرعملی که درنهایت معنویت وقداست تعریف شده باشد ، ولی اگر با گناه و بد اخلاقی همراه شود همه چیز راتباه میکند.
امام سجاد (ع) دعای ۳۲ صیحفه سجادیه به این مهم اشارت دارد ، "خدایا نمیخواهم به تو بوسیله مستحبات توسل کنم در حالیکه واجباتی که به عُهده دارم مورد غفلتم قرار گیرد و نهایتا مرا به دامنه حرام سوق دهد؛ - ولست اتوسل اليك بفضل نافله مع كثير ‌ما‌اغفلت ‌من‌ وظائف فروضك و تعدّیت عن مقامات حدودک الى حرمات.."
به عنوان مثال ؛ بی توجهی به والدین ورضایت آنان در مورد این سفر، معنویت این سفر را با مخاطره مواجه میکند! همانطوریکه تعطیل کردن کار و مسئولیت اداری یک شخص که عازم سفر زیارتی است و باعث ایجاد مشکل برای ارباب رجوع آن اداره شود، مانند این امور ؛ "حق الناس"است وانسان را از بهره های معنوی این سفر مهم، بی نصیب میگذارد!
ناگفته پیداست ؛ هر گونه استفاده فرقه ای و ملی و سیاسی و جناحی از این رخداد بزرگ عصر اخیر که باعث انشقاق در میان شیعیان و اهل سنت که جملگی از امت اسلام هستند ، یا برتری یک ملیت بر ملیت دیگر به رخ کشیده شود ، و یا گفتگوهای مجادله گونه بی حاصل سیاسی و دفاع از شخصیت مورد نظر و اهانت به شخصیت دیگر و بد اخلاقی های مانند آن ؛ تباهی و خسارت غیر قابل بخشش است!

کانال تلگرامی سروش معرفت

https://t.me/soroushmarefat

پیوند «این اربعین‌ها» به «آن اربعین»  ، نوشته : هادی سروش

هادی سروش

پیوند «این اربعین‌ها» به «آن اربعین»

«اربعین» یک واژه­ای است که حکایت از یک «چهل روزی» می کند که باید «خبرها» در آن نهفته باشد ، و مهمترین خبرش؛ بیدار کردنِ «اندیشه های خفته» شد .

این همان مهمی است که امام سجاد(ع) و حضرت زینب (س) در اربعین انجام دادند.

اربعین ؛ “رسالت پیام” است ، که در واقع بدنبال “رسالت خون” قرار داشت که صاحب آن رسالت حضرت اباعبدالله(ع) بود .

و جالب اینجاست که غایت هر دو رسالت – رسالت خون و رسالت پیام- در واقع یک حقیقت است و آن ، همان است که در زیارت اربعین میخوانیم:

《و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة؛ – جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد》.

باری ؛ امام حسین و اهلبیت بزرگوارش توانستند؛ چهره بظاهر موجه زمانه که در باطن ، همه حقیقت ِ «استبداد دینی» بود را مفتضح تاریخ کنند، و مردمی را که گرفتار بدترین نوع تزویرشده بودند و درخفتگی وخواب عمیق فرو رفته بودند را ، بیدار سازند.

💠ابزار مؤثر در خفتگی اندیشه ها

حاکمیت مستبد «شامات» در طول چهل سال مردم تازه مسلمان آن خطه را چنان تخمیر اهداف قدرت طلبانه خود نمود که فرق چهارشنبه و جمعه را برای اقامه نماز جمعه نمی دانستند!! و یا برای خوردن «کدو»، اول آن را مانند یک ذبیحه «ذبح» میکردند و بعد می خوردند!!

و یا بر ماده بودنِ شتر نری ، جمع میشوند و شهادت میدادند !!

این نبود و نشد؛ مگر بوسیله سیاست باطلِ “تقویت تعصبات جاهلانه و ترویج تقلید کورکورانه”!

در اینجاست که جامعه را از تصمیمات “آگاهانه و انتخابی و غیراحساسی” محروم میشود!

«بت درست کردن» از «اشخاص» در «فرهنگ اموی» بگونه ای نهادینه شد که«تقلید کورکورانه» ، نهایت ارادت و فداکاری نسبت به ساحت دین شمرده می شد !!

استاد مطهری گوید:

«تقلید کورکورانه از شخصیت های مهم زمان، لغزش گاه عقل است….[شخصیت پرستان] هر کجا که او هدایت شان کند روی می نهند.

و عشق به آن شخصیت ، توجه به هدف را در نظرشان بی مقدار می کند. هر چه را که او بگوید یا بخواهد چون او گفته، آن را می ستایند … همین پَرستش است که به تعصب می انجامد …. درحالیکه شیعیان صدر اسلام که نوع بینش مخصوصی داشتند، به اصول اسلامی، نه به افراد و اشخاص، اهمیت می دادند. لذا مردمی منتقد و بت شکن بودند»!

💠موفقیت “ آن اربعین”

در چنان زمین و زمانی اربعین سال ۶۱هجری رقم خورد.

این “رسالت پیام” به زعامت امام سجاد(ع) و رهبری حضرت زینب ، نقطه درخشنده ای شد که تا ابد بر تارک تاریخ ، بر هر شیفته ی واقعی “اربعین” روشنی بخش است.

این موفقیت را باید در نیروی «تبلیغ» آنان جستجو کرد که بدون هزینه از «پول بیت المال» و تبلیغاتِ «بلندگوی حکومتی»، رسالتی را رقم زدند که از هیچ «ثروت توأم با قدرت و رسانه» کارساز نبوده و نیست .

نیروی محیرالقعول “تبلیغی” آنان بود که تا «اقصی المقصد» رسوخ کرد و دامنه آن خواص و عوام حکومتی را گرفت .

از سوئی نماینده رسمی روم و یا راهب مسیحی، و یا عبدالله عفیف و یا زید بن ارقم را ؛ به اشخاصیِ معترض، به سیاست های حکومت اموی قرار داد.
و از سوی دیگر ؛ “افکارعمومی” را به اما و اگرها در موردحاکمیت بلامنازع امویان سوق داد.

نتیجه پیام “آن اربعین” ؛

اولا :“ظالم” درجهان اسلام آن روز، رسوا شد.

وثانیا:توانستند “دین” را از حصرِ کاخ نشینان “خلافت” جدا سازند.

وثالثاً ؛ از تحریف بیشتر و بیشتر “دین” مانع شوند ، چرا که “نقاب اسلام” را از چهره پر تزویر حاکمان وقت برداشتند.

💠اما رسالت “این اربعین ها ”

مسئولیت ما در برابر این اربعین ها که می آید و میرود چیست ؟

پاسخ روشن است ؛ درست همان چیزی است که رسالت “آن اربعین” بوده .

چرا که همه خطرات آن روز ، امروز هم ، با رنگی دیگر ؛تهدید کننده کیان اسلام و مسلمین است .

خطر “سیاست معاویه ای” از بین نرفته است !

این عبارت استادمطهری ، لرزاننده است :

«اموی ها رفتند ولی مع الاسف عناصر فکری آنان باقی ماند و با تغییر، جزء اصول زندگی ما شده، امروز هم اصول معاویه ­ای عامل دیانت را استخدام کرده علیه دیانت و نمی شود یک کلمه علیه اصول اُمَوی سخن گفت که آن اشکی که در پای پیراهن عثمان ریختند، باز می ریزند».

پس ؛ امروز ، بایدچنان هوشیار باشیم که گرفتار «تعصبات جاهلانه» و «تقلید کورکورانه» نشویم ، بلکه پای بند «اصول اسلام»بوده.

ومهمتر آنکه ؛ نوع استفاده حاکمان در کشورها و عالمان ومبلّغان،ازمنابع دینی را بگونه­ ای رصد کنیم که «استفاده ابزاری از دین» را تشخیص دهیم.

گرچه پیاده روی در اربعین بسمت “حرم عشق” فضیلت و کمال پر مقداری است ، اما؛با همراه شدن با امام سجاد و زینب کبری ، در آن اهداف عالیه، قابل مقایسه نیست .

در اینصورت است که “این اربعین” ما ، به “آن اربعین” حضرت حسین(ع) ربط پیدا میکند.»

انتهای پیام

آفات و شبهات در زیارت امام حسین    ✍️هادی سروش

🔰آفات و شبهات در زیارت امام حسین

✍️هادی سروش

🔺️چکیده ؛ عوامل چهارگانه محرومیت از آثار زیارت امام حسین / گردشگری و شهرت طلبی بوسیله زیارت / صرف بوجه عمومی در زیارت / پاسخ امام خمینی و شهید مطهری به دو شبهه درباره زیارت

✅️ به بهانه زیارت اربعین

در ایام اربعین سالار شهیدان که جمع قابل توجهی به زیارتش نائل شده و میشوند بجاست که به بالاترین نقطه کمال در این عمل استحبابی توجهی کرد و عوامل محرومیت از آن را بررسی اجمالی کنیم.

✅️ زیارت و نگاهی بالاتر از ثواب

زیارت امام حسین بسیار پر فضیلت است و فضیلت آن به تواتر ثابت شده .

نمونه ای از آن روایات این روایتی است که صاحب کتاب "کامل الزیارات" بصورت مستند و صحیح برای ما نقل میکند ؛ عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي فرمودند:

«قبر الحسين بن علي صلوات الله عليه عشرون ذراعا في عشرين ذراعا مكسرا روضة من رياض الجنة، و منه معراج الي السماء، و ليس من ملك مقرب و لا نبي مرسل الا و هو يسئل الله أن يزوره، ففوج يهبط و فوج يصعد».

«قبر حسين بن علي عليهماالسلام بيست ذراع در بیست ذراع است که باغي از باغهاي بهشت است، و آنجا محل صعود به آسمان است. و هيچ ملك مقرب و نبي مرسلي نيست مگر آنكه از خداوند مي خواهد تا آن حضرت را زيارت كند، پس گروهي از آنها براي زيارت پايين مي آيند و فوجي بالا مي روند»

در این روایت ، اوج زیارت معرفی شده و آن اوج ، "ثواب بردن" نیست ! بلکه آن اوج در این جمله است ؛ "منه معراج الی السماء" ؛ - یعنی ؛ از آن نقطه میتوان به سوی عالَم ملکوت ، مقام قرب سفر الی الله و سیر الی الله را آغاز کرد.

بسیاری از بزرگانِ معرفت ، خود را وام دار حرم امام حسین (ع) دانسته و مقامات خود را از آن جا کسب کرده اند مانند مرحوم عارف آقاسیدعلی قاضی و شاگردش جناب علامه طباطبائی و ..

✅️ عوامل چهارگانه آلودگی زیارت

ابن قولویه قمی در کامل الزیارات روایتی به سند صحیح نقل میکند که محتوای آن بسیار مهم است ، در آن روایت قدامة بن مالک از امام صادق (ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود:

«مَنْ زَارَ الْحُسَینَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا ریاءً و سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کمَا یمَضَّضُ الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یبْقَی عَلَیهِ دَنَسٌ وَ یکتَبُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ کلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ»

«کسی که حسین (ع) را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای نفسانیات و یا خوش گذرانی و نه به جهت کسب شهرت و مطرح شدن، گناهانش فرو می‌ریزد، همان طور که لباس در آب شسته شده و پاک می‌شود.»

این حدیث یک محور معرفی شده و آن ؛ "دقت در اینکه زیارت خالصا و مخلصا برای خداباشد" ، بعد از بیان محوریت اخلاص ، امام ششم وارد تبیین آلودگی هایی میشود که میتواند آن اخلاص را بکلی از بین ببرد و آنها چهار چیز است ؛ نفسانیات مانند غرور ، طغیان، و دوم ؛ زیارت برای زیارت گردشگردی و خوش گذارانی ، و سوم ؛ ریاکاری ، و چهارم ؛ شهرت طلبی ومطرح شدن و معروف شدن .

هر زیارتی که مبتلا به هر یک از این آلودگی های اخلاقی شود بکلی از تاثیر ملکوتی خواهد افتاد.

✅️ زیارت با پول حرام و یا بیت المال شگفت آور است!

طبق روایت تقدیم شده ، وقتی کوچکترین بی اخلاصی در زیارت مانند نفسانیات و گردشگری و خوش گذرانی و ریا ، میتواند هستیِ معنوی زیارت را نابود کند ، تکلیف زیارتی که با پول حرام انجام شود و یا پولی که حق عمومی در آن نهفته باشد، روشن است!

مگر امکان دارد طبق موازین فقه و فتوای فقهاء ؛ "ریاء و شهرت طلبی" هر عبادتی را باطل کند ولی زیارت امام حسین را صدمه و آسیب نزند ؟!

چه زیبا شهید استاد مطهری میگوید؛ "مگر دستگاه امام حسین در مقابل دستگاه خداست! نه خیر؛ محال است امام حسین چیزی غیر رضایت خدا را در نظر بگیرد".

نه پولی که با کسب و معامله حرام جمع شده میتواند زیارت امام حسین را دارای ثواب و عامل کسب درجات معنوی کند و نه پولی که مربوط به اموال عمومی و بیت المال است و همه شهروندان در آن سهم دارند میتواند زائری را ارتقاء بخشد.

✅️ خطر آفت "شهرت طلبی"

عجیب و شگفت آور این است که امام صادق(ع) در عین ترغیب شدید به زیارت امام حسین (ع) ، اما از بیان یک نگرانی خویش کوتاه نیآمده و آن ؛ "شهرت طلبی و مطرح شدن" بوسیله زیارت امام حسین است.

در کامل الزیارات به سند صحیح از حلبی نقل کرده که وقتی درباره مقدار تشرّف به زیارت امام حسین از امام ششم سوال نمود ، حضرت برای او زیارت سالی یکبار را تعیین نمود و سپس فرمود :"انی اَکره الشهره ؛ - من نسبت به مطرح شدن و شهرت دوری میکنم و خوشایندم نیست".

گرچه علامه مجلسی در کتاب "مراةالعقول" این روایت را حمل به "تقیه" کرده ، اما معنای ظاهری روایت قابل صرف نظر نیست.

متاسفانه آفت مهمی که درامور دنیوی بنام شهرت طلبی رایج است ، در معنویات هم جا پیدا کرده و همانطوریکه عده ای برای مطرح شدن و شهرت از کار و خانه و خودرو و.. استفاده میکنند ، کسانی هم برای مطرح شدن و کسب وِجهه مردمی و معروفیت در جامعه روی به امور معنوی مانند زیارت می آورند.

✅️ پاسخ دو شبهه قدیمی و جدید درباره زیارت از امام خمینی وشهیدمطهری

همانطوریکه زیارت میتواند مورد حمله عوامل درونی قرار گیرد که از زبان امام صادق مطرح نمودیم‌، زیارت نیز میتواند مورد حمله اعتقادی از ناحیه بیرون قرار گیرد و گرفتار شبهات شود.

در ابنجا دو شبهه وجود دارد که امام خمینی و شهید مطهری هر کدام پاسخگوی آن بوده اند.

در یک شهبه قدیمیِ وهابی؛ زیارت مساوی با پرستش معرفی شده که بیش از شصت سال پیش ‏امام خمینی (ره) در کتاب "کشف‌الاسرار" به آن پاسخ داده اند و نوشتند؛

"‌‏اولا ؛ اگر ساختن گنبد و بارگاه‌‎ ‌‏برای بت‌پرستی و امام‌پرستی و پیغمبر پرستی باشد، همان طور که‌‎ ‌‏بت‌پرست‌ها می‌کردند، شک نیست که شرک است اما اگر برای احترام آنها باشد، یا برای استراحت‏ اشخاصی که آنجا می‌آیند باشد، یا برای عبادت خدا در آنجا باشد،‌‎ ‌‏شرک که نیست هیچ، عین خداپرستی و فرمانبرداری از خدا است.‌‎

وثانیا؛ ‎ما به شما و همۀ‌‎ ‌‏عالم اجازه دادیم که از بزرگ و کوچک، مرد و زن، شهری و‌‎ ‌‏صحرانشین شیعۀ اثنی عشری (ما ضامن طوایف دیگر شیعه‌‎ ‌‏نیستیم) بپرسید و آنها را با هر طوری که می‌خواهید استنطاق کنید،‌‎ ‌‏اگر آنها یا یکی از آنها گفتند که ما برای پرستیدن و عبادت کردن‌‎ ‌‏امام و پیغمبر به مدینه یا کربلا می‌رویم و ما آنها را خدا یا خدای‌‎ ‌‏زمین می‌دانیم، ما گفته‌های خود را پس می‌گیریم.

‌‏وثالثا؛ از همۀ اینها گذشتیم، خانۀ کعبه جز چهار دیوارسنگی، و‌‎ ‌‏«حجر الاسود» جز یک سنگ سیاه، و «صفا و مروه» جز دو کوه‌‎ ‌‏کوچک نیستند. چه شد که در هر سالی، کم و بیش صدهزار‌‎ ‌‏جمعیت مسلمین دور آن سنگ‌ها طواف می‌کنند آیا مسلمانان خدا را در آن خانه و پیرامون آن سنگ‌ها و‌‎ ‌‏کوه‌ها پیدا می‌کنند یا آنکه چون خدا گفته، اطاعت اوست و عین‌‎ ‌‏توحید است؟ پس خوب است کار را یک باره کنید و بگویید خانۀ‌‎ ‌‏کعبه را هم باید خراب کرد.

شبهه دیگر این است در جاییکه امور خیر عام المنفعه مانند مدرسه سازی و بیمارستان سازی و .. وجود دارد چرا باید پول را خرج سفر زیارتی کرد؟

اولا ؛ هیچ گاه افرادی که برای زیارت هزینه میکنند ، اگر زیارت نروند آن پول را هزینه امور دیگر نمیکنند و اگر بنا داشته باشند کار خیر کنند از بخش دیگری از اموال خود کمک می گیرند.

و ثانیا ؛ استادمطهری بیش از پنچاه سال پیش در یکی از سخنرانی های خود این شبهه را پاسخ داده و گفته ؛ "زیارت یک امری است که به انسان روح و حیات میدهد و وقتی کسی میرود با امام حسین معاشقه میکند درنتیجه روح پیدا میکند و نیرو میگیرد و میتواند در بازگشت بسیاری از کارهای خیر را انجام دهد.."

این نکته قابل توجه است که پاسخ استاد مطهری در برابر کسانی بوده که زیارت را بکلی نفی می کردند و براین باور بودند پول آن را خرج امور خیر باید کرد. و این سخن ایشان بمعنای این نیست که کسی به زیارت نرفته باشد روح زنده و قوی برای امور خیر ندارد ، چنانچه خود ایشان در آثارشان اظهار تاسف میکنند که برای کسانیکه مبتلاء به بیماریِ جذام هستند دو خانم از فرانسه به ایران آمده و بصورت رایگان پرستاری میکنند! حضرت استاد (ره) با بیان خود میخواهند شبهه ای که در جهت زیارت است را رفع کنند.

در پایان ؛ تصریح میشود، تبیین آفت ها و سوء استفاده های از زیارت اباعبدالله (ع) و پاسخ به شبهات وارده ، در کنار بیان فضیلت زیارت امری گریزناپذیر است .

تحجر می‌رود، ولی تفکر و دانش و استاد ماندنی است  یادداشتی از: هادی سروش

پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲ ۱۲:۴۶:۱۲

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

تحجر می‌رود، ولی تفکر و دانش و استاد ماندنی است

یادداشتی از: هادی سروش

تحجر می‌رود، ولی تفکر و دانش و استاد ماندنی است

پایگاه خبری جماران، "ایران" ؛ مهد علم است بگونه ای که سابقه علم و فلسفه او جهانگیر است و "اسلام" ؛ دینِ ترویج و آزادی اندیشه است.

مقابله با علم و استاد ؛ نه منطبق با فرهنگ ایرانی است و نه مورد تایید دین ! بله با فرهنگ جاهلیت -آن هم نه جاهلیت مدرن بلکه با جاهلیت وسطایی- سازگار است!

به بیان امیرالمومنین (ع) در خطبه دوم نهج البلاغه؛ جامعه جاهلی؛ "جامعه ای که بر دهان عالمان افسار می زنند ؛ - عَالِمُهَا مُلْجَمٌ" !

و وقتی عالمان و فرهیختگان و اساتید هدف اسکات و اخراج و نهایتاً هدف حذف قرار میگیرند، خروجی آن قابل پیش بینی است، و آن نیست مگر همان که آن حضرت فرمود : "بی خردان و توهم پیشگان چهره های نامور آن جامعه میشوند؛ - وَجَاهِلُهَا مُکْرَمٌ"

متحجران؛ برای عبرت این گزارش تاریخ را بخوانند ؛ معاویه درس تفسیر جناب "ابن عباس" را تعطیل کرد و بجای او درس تفسیر "سمرة بن جندب" را -که اهل سنت به کذب او معترف هستند- جایگزین نمود!

امروز در میان صدها تفسیرِ قرآن ، یک تفسیر که نام "سمره" را به عنوان استادِ تفسیر برده باشد نمیبینید، چرا که او یک "استادِساختگی" توسط نهادقدرت بود. در مقابل ؛ تفسیری نیست که نام "ابن عباس" را به عنوان مُفسّر متقدم قرآن نشناسد‌.

در نتیجه ؛نه تفکر حذف شدنی است و نه استاد قابل حذف است.

"ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُریدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللهِ ؛ - اگر شما را نهى مى‌کنم براى آن نیست که خود سودى ببرم. تا آنجا که بتوانم قصدى جز به صلاح‌آوردنتان ندارم" (سوره هود/​​​​​​۸۸)

هادی سروش ؛ استاد حاج اقامحمدرضا انصاری محلاتی خود را از تعلقات دنیا رها کرده بود..

نشریه حریم - هادی سروش ؛ استاد حاج اقامحمدرضا انصاری محلاتی خود را از تعلقات دنیا رها کرده بود..

حجت الاسلام والمسلمين هـادی سـروش خواهرزاده و شاگرد مرحـوم حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمدرضا انصاری محلاتی(رحمةالله تعالی علیه)در گفت وگوباحریم امام به نکاتی از فعالیتهای علمی و خصال اخلاقی ایشان اشاره کرد.

سابقه روحانیت و علـم در بیت انصاری محلاتی برای ما بفرمایید؟

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج آقا محمدرضا انصاری محلاتی که دایی ما هستند، فرزند آیت الله آقای آمیرزاحســن انصاری محلاتی هستند.

آیت الله میرزا حسن انصاری محلاتی,گنجینه تصاویر ضیاءالصالحین

مرحوم آیت الله انصاری محلاتی که پدربزرگ مــا و پدر این دایـی بزرگوار ما بـود، در زمان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری از شاگردان مرحوم آیت الله آسیدمحمدتقی خوانساری و آیت الله حجت کوه کمره ای و از دوستان و رفقای حضرت امام بود؛ البته در فقه و اصول می شـود گفت تا حدودیبا امام همدوره بودند اما در فلسفه، ایشان ظاهراً «اسفار» را محضر امام در آن کلاس خصوصی امام در مدرسه فیضیه شرکت داشتند. آیت الله آمیزراحسن انصاری از اوتاد بودند و چهره های شاخص حوزه مثل جناب آیت الله آقای آقاموسی شبیری زنجانی و مرحوم آیت الله آقای فاضل لنکرانی از ایشان بسیار به نیکی یادمیکنندو تعبیر جناب آیت الله آقای شبیری زنجانی به خود بنده این بود «جد شـما از اوتاد و از شخصیتهای کم نظیر حوزه علمیه قم بود». به هر جهت این عالم اندیشمند جناب آقامحمدرضا انصاری در دامن چنین پدری تربیت یافت. سابقه روحانی بودن در خانواده جد مادری ما هست کما این که در سلسه شجره نامه پدری هم روحانیت حضور دارند، پدربزرگ ما میرزاحســـن انصاری و پدرشـان عبدالحسین انصاری، تا ۵ واسطه که جلو برویم ، یکی از علمای بزرگوار به نام ملامحمدنجار تستری هست که از شاگردان مرحوم سیدنعمت اللہ جزائری بوده است.

در مورد خاندان مادری مرحوم دایی ما، آنها هم از چهره های موجه شهر محلات بودندوماشنیده ایم که خانواده مادری از تبار مرحوم ملا احمد نراقی بوده اند. آقادایی ما از یک خاندان علم و دانش بودند؛ وممکن است بعضی از افراد، پدر آنها جزو کسبه و بازاریهای موجه باشند، اما ایشان از خانواده ای بودند که سابقه علم و دانش در آنها بوده است؛ اضافه بر این که عرض کردم آقای آمیرزاحسن انصاری خودش یکی از چهره های تابناک تقوادر حوزه علمیه قم بوده است وحضرت امام(رضوان الله علیه)هم وقتی که از پاریس به تهران برگشتندوبعدهم آمدند قم، یکی از جاهایی که تشریف بردند و دیدار کردند، منزل همین جناب آیت الله آمیرزاحسن انصاری بود.

تحصيلات علمی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین انصاری محلاتی نزدچه کسانی بود؟

ایشان در سال ۱۳۲۷ در محلات متولد شدند و تا سه کلاس مکتب را در محلات خوانده بودند، کلاس چهارم را خودشان می گفتند من آمدم قم؛ و قم هم که آمدند، بعد از پایان کلاس ششم، طلبگی را شروع کردند و اولین استادشـان هم پدرشان بود. غیر از استفاده از محضر پدر، ایشان در ادبیات کتابهایی مثل «مطول» و «سیوطی» را از محضر مرحوم آقای آیت الله شیخ رحمت الله فشارکی استفاده کردند و کتاب هـای جنبی ادبیات را کـه آن موقع طلبه ها می خواندند مثل «شـرح نظام» یا «شرح جامی» از محضر پدرشان فراگرفتند. سطح را از محضر مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و جناب آیت الله آقای نوری همدانی استفاده کردند و فلسفه را در محضر مرحوم آیت الله آقای انصاری شیرازی آموخت. دوره درس خارج را هم خودشان می فرمودند از ابتدایی که خارج شروع کردم، در فقه محضر درس خارج مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی تشرف داشتند و در اصول هم از شاگردان جناب آیت الله آقای وحید خراسانی بودند که به این شکل تحصیلات مقدمات، سطح و خارج را به اتمام رساندند و به تعبیری فارغ التحصیل شدند.
در مورد قرآن ظاهراً بیشتر خودشان کار کرده بودند و بنده از ایشان نشنیدم که در دوران تحصیل شان مثلاً جایی تفسیر خوانده باشند. البته در دوره های ایشان یعنی در دهه ۳۰ و دهه ۴۰ چندان هم درس تفسیر مرسوم نبود و ایشان دیگر بر اساس آن ذوقی که داشتند، وارد مطالعات قرآنی شدند و خودشان زحمات زیادی کشیدند و الحمدلله از پژوهشگران و دانشمندان قرآنی حوزه محسوب شدند.


فعالیت های قرآنی ایشان در چه زمینه هایی بود؟


ایشان از سال ۵۰ یعنی آن موقع که سنشان حدود ۲۳ سال بود، نویسندگی و ترجمه را را شروع کردند. تا سال ۶۷ که دارالقرآن آیت الله گلپایگانی تأسیس شد، ایشان وارد دارالقرآن آیت الله گلپایگانی شدند و تا سال ۷۵ یعنی چیزی حدود ۹ سال به صورت مرتب روزانه در دارالقرآن مرحوم آیت الله گلپایگانی بودند و کار ایشان در آن جا ترجمه قرآن و تصحیح ترجمه های قرآنی بود که به دار القرآن ارائه می شد.

بعد از سال ۷۵ که دارالقرآن آیت الله گلپایگانی تعطیل شد، ایشان وارد موسسه ای به نام «ترجمان وحی» شدند که زیر نظر وزارت ارشاد بود و در آن جا همان کار قرآنی یعنی ترجمه قرآن و تصحیح ترجمه هایی که مطرح بود، را ادامه می داد که در همان موسسه ترجمان وحی، ترجمه آیت الله مکارم و ترجمه مرحوم فولادوند را تصحیح کرد که در دارالقرآن و موسسه ترجمان وحی دوستانی داشتند که با هم کار می کردند و یک بخشهایی را هم میدیدیم که منحصراً خودشان در منزل کار می کردند.

ایشان دو کار دیگر هم داشتند، یکی تصحیح و ویرایش ترجمه قرآن برای تفسیر راهنمای مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی بود و یکی هم تصحیح و ویرایش یک ترجمه بر اساس تفسیر «المیزان» بود که الان چاپ شده است. یعنی ایشان غیر از آن ترجمه ها و تصحیح هایی که در دار القرآن آیت الله گلپایگانی داشتند، مجموعاً ۴ تا کار ترجمه مشخص دارند: تصحیح ترجمه آیت الله مکارم، ترجمه فولادوند، ترجمه برای تفسیر راهنما و..

از تحصیلات خودتان از محضر ایشان بفرمایید؟

بنده درس های متعددی خدمت ایشان خواندم . ابتداء من در سال ۱۳۶۵ از ایشان از اول سیوطی تا حدود نیمه آن را فرا گرفتم که بخشی از سال را دو نفر بودیم و دوستی داشتم بنام شهید غلامرضا مرتضوی که در جبهه به شهادت رسید و بعد از آن من تنها خدمت ایشان در حیاط مدرسه فیضیه درس میخواندم.

در سال بعد ، بخشی از کتاب "مغنی اللبیب" که طلبه نمیخواندند را خدمت ایشان خواندم و هم زمان چنین بخش هایی از تفسیر «مجمع البیان» را ایشان به بنده آموزش دادندکه این دو درس را فقط من بودم و ایشان و به تعبیری دو به دو بودیم.

در فقه نیز از محضرشان بهرمند بودم ؛ بخش عبادات کتاب «شرح لمعه» را که یک بخش مفصلی هم هست با چند نفر از دوستان در مسجد امام حسن عسکری (ع) صبح ها خدمتشان می رسیدیم و استفاده می کردیم.

از خاطرات آن ایام تحصیل در حضور ایشان را بگویید؟

از خاطرات و دانش و اخلاق ایشان خیلی زیاد بهره بردم ایشان در درس خیلی دقیق بود؛ اولا ادبیات عرب و صرف و نحوش خیلی قوی بود و تدریس لمعه هم یک استادی را می طلبد که ادبیات قوی ای داشته باشد. متن شرح لمعه را برای ما به خوبی نه تنها بیان می کرد بلکه به خوبی تفهیم می کرد، بدون این که حالا توجهی به حواشی مطلب در یک مبحث بکند. خلاصه هم متن درس را با قدرت بیان می کرد و تفهیم می فرمود و هم در زمینه نحو الگوی بسیار قوی ای بود. از نظر نظم هم ایشان شاخص بود و ما یک روز ندیدیم ایشان غائب باشد؛ برف بود باران بود، مشکلات بود، ایشان اصلا وسیله هم نداشت و از منزلشان تا مسجد امام پیاده می آمدند و در همان شرائط بارندگی زمستان، ماها گاهی دیر می رسیدیم، ولی می دیدیم ایشان سروقت آن جا نشسته اند.
نکته سوم در مورد کلاس درسی که خدمت ایشان بودیم، این بود که ایشان بسیار به شاگردانشان احترام می گذاشتند.
این ۷-۶ نفر که خدمت ایشان بودیم، واقعاً مورد احترام آقای انصاری بودیم یعنی اصلا نگاهی که ایشان به شاگردانشان در آن ساعت داشتند و ما خدمتشان بودیم نگاه استاد شاگردی نبود، بلکه نگاه دوستانه و یک نگاه بسیار بزرگوارانه ای بود که ما اینها را از ایشان درس گرفتیم و الان هم که گاهی با همان رفقای شرح لمعه ذکر خیر مرحوم آقای انصاری می شود، همین نکات را می گویند که ما غیر از شرح لمعه، اخلاق، ادب، شخصیت، نظم، نجابت و متانت در صحبت کردن از ایشان آموختیم ایشان خیلی متین و با صدای آرام و الفاظ خیلی مودبانه صحبت می کرد که آن اوصاف اخلاقی در اذهان باقی است.


ایشان چه خصوصیات اخلاقی ویژه ای داشتند؟


اگر بخواهم یک اجمالی از خصوصیات اخلاقی ایشان خدمت شما عرض کنم، این است که مثلاً همان طور که عرض کردم ایشان بسیار آدم منظمی
بود و در درس نظافت و حتی در خیلی چیزهای ساده زندگی مثل لباس پوشیدن، بسیار انسان منظم و انسان مرتبی بود و در این جهت واقعاً برای شاگردانش الگوبود.
نکته دومی که من از ایشان دارم این است که ایشان بسیار انسان نجیبی بود تا ما سوالی نمی کردیم پاسخ نمی فرمودند و تا مطلبی به ایشان ارتباط پیدا نمی کرد وارد نمی شدند و بعضی از صحبت هایی که یک خورده جدی هم بود انسان می دید ایشان با یک نجابتی آن مسئله یا گفت و گو را پشت سر می گذاشت. سومین خصوصیتی که من از محضر ایشان بهره بردم، یک خصوصیت مهم اخلاقی ایشان به نام نكران الذات» بود که علمای اخلاق به آن پافشاری می کنند. نکران از ماده منکر شدن است؛ و ذات یعنی شخصیت خود انسان علمای اخلاق می گویند انسانهای وارسته به یک نقطه ای می رسند که نكران الذات دارند یعنی خودشان را حساب نمی کنند و اصلا برای خودشان حسابی باز نمی کنند. انصافاً مرحوم آقای انصاری چنین بود. وارسته بود و اصلاً برای خودش حسابی باز نمی کرد. هیچ وقت حتی یک بار ما از ایشان نشنیدیم که خودشان را به عنوان استاد یا به عنوان محقق در علوم قرآنی یا به عنوان یک آدم زحمت کشیده ای در مباحث قرآنی مطرح بفرمایند. نکته دیگری که ایشان داشتند و واقعاً درسی است برای همه ما طلبه ها، ایشان زندگی بسیار ساده و بسیطی داشت. منزل ایشان یک خانه کوچک فکر می کنم حدود ۱۰۰ متری در منطقه قدیمی با جک قم بود. یعنی در آن شعاع علمی که جزو محققین شناخته شده قرآنی در حوزه علمیه قم بود، اما یک زندگی بسیار ساده و بسیار بی آلایشی داشت و واقعاً ما به هیچ عنوان هزینه اضافی ای در زندگی ایشان و در حاشیه زندگی ایشان ندیدیم که این خصوصیت واقعاً باید باز هم در روحانیت بماند یا احیاء بشود.
خصوصیت دیگری که ایشان داشت و لازم است عرض کنم و این هم برای همه ماها و همه عزیزانی که این مطالب را دنبال می کنند، مفید است، این است که یک دورانی پدر ایشان مرحوم آیت الله آقامیرزا حسن انصاری بیمار بود و بعد هم به رحمت خدا رفت و مادرشان بیمار بود؛ واقعاً مرحوم آقای انصاری به این پدر و این مادر مخلصاً رسیدگی می کرد، بلکه مخلصاً پرستاری می کرد؛ که در این کلمه «پرستاری» ما می توانیم همه نوع نیازهایی که یک بیمار دارد و یک پرستار باید رفع کند، نهفته است. قبل از بیماری هم حتماً روزی یک بار یا روزی دوبار یعنی یک بارش قطعی بود گاهی هم دو بار - به منزل پدرش سری می زد و نیازهایشان را می خرید و تهیه می کرد و خدمتشان ارائه می داد.
این خصوصیاتی است که ما از اخلاقیات بزرگوارانه مرحوم آقای انصاری (رحمة الله علیه) در ذهن داریم.


تألیفات ایشان به چه حوزه هایی معطوف می شد؟


آثار ایشان مجموعاً به سه شاخه بر می گردد: ترجمه، تأليف و تصحیح، طبق آن چیزی که ایشان به قلم خودشان آثارشان را توصیف کرده اند و آمارش را ارائه کرده اند، مقالات قرآنی ایشان مجموعاً ۱۲ مقاله قرآنی است که اینها در مجلات متعددی چاپ شده است. مقالات متفرقه ای هم دارند که مربوط به مباحث معارف اسلامی است. تألیفاتی هم که ایشان دارند، مجموعاً ۳۲ تألیف است و خب ترجمه و تصحیح هم جزء آن است.
از همان سال ۱۳۵۰ به بعد که ایشان اهل نوشتن بوده است، ایشان با مرحوم آقای مصطفی زمانی که از نویسندگان معروف دهه ۵۰ بوده است، همکاری می کرد و در انتشارات «پیام اسلام» که آثار مرحوم آقای زمانی را چاپ می کرد، یک آثاری هم از ایشان چاپ شده است. یک آثار غیر چاپی هم دارند که آنها هم دارد جمع آوری می شود که بعداً ان شاء الله در یک فرصتی تکمیل بشود.


از آخرین دیدارتان با ایشان مطلبی به خاطر دارید؟


ایشان در این دوره آخر عمر شریفشان کسالت داشتند و دیگر نمی توانستند بیرون تشریف بیاورند. اما قبل از دوره کرونا یک روز دعوت شان کردیم، ظهری تشریف آوردند منزل ما و با این که یک مقدار مزاج شان هم ناراحت بود و ضعف داشتند، خدمتشان بودیم. یادم هست که من حس کردم ایشان چون صدای شان هم به خاطر بیماری و ضعف ضعیف شده بود می خواهد صحبت بکند؛ رفتم کنار ایشان نشستم ببینم صحبت ایشان چیست. آن صحبتی که ایشان کرد، آخرین جمله ای بود که من در منزل خودمان از ایشان شنیدم و بعدها که ایشان را زیارت کردم استراحت می کردند و دیگر حالی برای صحبت کردن نبود. یادم هست آن جمله ای که ایشان فرمودند، این جمله بود: «ما هر چه بخواهیم از کمالات از نظر معارف و معلومات در قرآن و اهل بیت وجود دارد؛ نباید ذره ای از این زاویه داشته باشیم». یعنی ایشان با همان صدای ضعیف شان در آن حالت کسالت شان دو تا الگو معرفی کرد که در باب معارف و علوم، هر چه بخواهیم در قرآن شریف هست و انسان را نورانی می کند و در مسائل عملی و در مسائل سیره رفتاری هم باید در این عالم نگاه مان فقط به اهل بیت باشد و اهل بیت (سلام الله عليهم اجمعین) معادلی در این عالم ندارند. این آخرین جمله ای است که من از ایشان یادگار دارم. پیام زندگانی ایشان را چه می دانید؟ به نظر من که با ایشان محشور بودم و هم خیلی در کلاس درس خدمتشان بودیم و هم در دایره صله رحم ایشان را خیلی زیارت می کردم، پیام زندگی ایشان این بود که واقعاً ایشان توجهی نداشت به این که از این دنیا و این مسائل مربوط به دنیا چه چیزی گیرش آمده و چه چیزی گیرش نیامده است و چه کسانی چه چیزی را تصاحب کرده اند یا تصاحب نکرده اند.
مرحوم کلینی در کتاب شریف «اصول کافی» نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرمودند «لایجد الرجل حلاوة الإيمان في قلبهِ حتَّى لا يبالي من أكل الدنيا (الكافي، ج ۲، ص۱۲۸) یک انسان حلاوت و شیرینی ایمان را در جان و روحش نمی یابد مگر این که از این اردوگاه و منزلگاه پا فرا گذاشته باشد که برایش مهم نباشد چه کسی در دنیا موفق می شود، چه کسی در دنیا سمتی پیدا می کند و چه کسی دارای منافع بسیار زیادی در این دنیا می شود. یعنی امام می فرماید وقتی کسی به این جا رسید، دیگر برایش آن کسی که دنیا را می خورد و به همه منافع دنیا می رسد، مهم نیست که حالا او رسید چرا من نرسیدم؟! او آیت الله شد چرا من نشدم؟! چرا او این عنوان را دارد ولی من که از او بالاتر بودم، این عنوان را ندارم؟! اگر کسی به این جایگاه رسید، طبق فرمایش معصوم (علیه السلام) طعم ایمان را می چشد.
انصافاً برای ایشان مهم نبود که چه کسی از این دنیا استفاده کرده، چه کسی نکرده است؛ چرا دیگران استفاده کردند چرا به ایشان چنین بهره هایی ندادند؟! به تعبیر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) خودش را از همه تعلقات این دنیا - البته در آن حد خودش - خلاص کرده بود و خلاصه با یک آرامشی در برابر دنیا طلبان قرار می گرفت و هیچ جزع و فزعی و هیچ سر و صدایی نداشت. اصلا در این فکرها نبود که کتابش را با چه عنوانی چاپ می کنند و یا در فضای مجازی با چه عناوینی مطرح است و .. خلاصه از این موهومات گذشته بود . و انسان باید تلاش بکند خیلی به اینها دل نبندد و توجه نکند تا کم کم نفس انسان از این حالاتی که به قول استادمان حضرت علامه حسن زاده آملی می تواند رهزن باشد ان شاء الله بتواند که جدا بشود.

در پایان اگر نکته ای باقی است، بفرمایید.

در رابطه با تکریم علما دو نکته را عرض می کنم. وقتی عزیزان چهره های علمی و چهره های شاخص معارف دینی و علوم اهل بیت را معرفی می کنند، این یک نوع قدردانی از زحماتی است که اندیشمندان و عالمان دینی داشتند و ما موظف به قدردانی هستیم.
نکته دومی که در تکریم علما وجود دارد، آن درس عملی ای است که در این تکریم ها می آید. یعنی در مصاحبه ها، در گزارشهای تصویری و حتی در گزارشهای غیر تصویری، وقتی ما مطالب، خاطرات و معارف بلندی را از بزرگان و علمای مان می شنویم این ها خودش خیلی آموزنده است؛ چون خیلی چیزها در کتاب ها نیست که ما بگوییم ما اینها را می رویم در کتاب ها مطالعه می کنیم؛ نه، خیلی چیزها را باید در سیره و حالات علما مطالعه کرد نه در کتابها؛ که حتی برنامه زندگی علمای ما برای ما درس است. یعنی این تکریم ها غیر از این که ترویج علمای بزرگوار و آثارشان و یک قدرشناسی است نسبت به زحمات آنها، طبیعتاً برای جامعه علمی، حوزه های علمی و دانشگاه ها، طلاب، دانشجویان و اساتید قطعاً یک الگویی است که می تواند مشوق باشد برای این که إن شاء الله مسیر را با این ستارگان پرفروغ آسمان علم و معرفت و اخلاق پیدا کنیم. و برای این کار ما باید مطالعه وبررسی کنیم و خودمان را از کنار شخصیت علمای اروزندگی و خاطرات و درس خواندن ها و درس گفتن های و تألیفات آنها و نیز سیره اخلاقی آن بزرگواران جدا نکنیم. یعنی عزیزانی که می توانند این موارد را منعکس کنند، منعکس کنند و دیگران هم مطالعه کنند و این مطالعاتشان را منظم و مستمر کنند. ما مکرر از استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله آقای جوادی آملی شنیدیم که ایشان می فرمود در ساعات روزتان که مطالعه می کنید و تدریس دارید، یک وقتی را بگذارید که آثار علما و حالات علما را بخوانید. ارتباط با علمای ربانی چه به شکل خواندن زندگی آنها و یا گفتن خاطراتی از آنان و یا شنیدن آن خاطرات و فضائل اخلاقی باعث انعکاس نور می شود و در حالات روحی انسان خیلی اثر می گذارد و ان شاء الله در ایجاد و ارتقای کمالات روحی انسان بسیار موثر است.

اولین سالگردرحلت محقق قرآن پژوه حجت الاسلام والمسلمین استاد محمدرضا انصاری محلاتی

اولین سالگردرحلت محقق قرآن پژوه حجت الاسلام والمسلمین استاد محمدرضا انصاری محلاتی

خبرگزاری بین المللی شفقنا

استاد هادی سروش: محمدرضا انصاری محلاتی علاوه بر کمالات علمی و اخلاقی یک «عالم قرآنی» بود

انتشار :‌ شنبه ۰۵ / ۰۶ /۱۴۰۱ | ساعت ۱۲:۰۸

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش درگذشت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقامحمدرضا انصاری محلاتی را تسلیت گفت.

به گزارش شفقنا متن پیام وی به شرح زیر است:

بسمه تعالی

انا لله وانا الیه راجعون

روح قرآنی ونجیب دائی ارزشمندم جناب استاد حجت الاسلام و المسلمین حاج آقامحمدرضا انصاری محلاتی درجوار رحمت الاهیه آرام گرفت.

آن گوهر خاندان ؛ نه تنها فرزند جسمانی حضرت آیت الله انصاری محلاتی بود بلکه مَثَل عینی از کمالات آن عبدِ عالم و صالح خدا بود.

او اضافه برکمالات علمی واخلاقی؛ یک «عالم قرآنی» بود که سیدالمرسلین (ص) دربارشان فرموده: «همانا بهترین مردم در نزد پروردگار بعد از پیامبران و علماء؛ حاملان قرآن هستند، آنان از دنیاخارج میشوند همان طوری که انبیاء خارج می‌شوند و از قبور برانگیخته می‌شوند همانند انبیاء و از صراط با انبیاء میگذرند و پاداش انبیاء را میگیرند، پس چه خوب پاداشی است برای طالب علم وحامل قرآن / ان اکرم العبادالی الله بعدالانبیاءالعلماءثم حملةالقرآن یخرجون من الدنیاکمایخرج الانبیاءویحشرون من قبورهم مع الانبیاءویمرون علی الصراط مع الانبیاء ویاخذون ثواب الانبیاء..».

افتخارِ شاگردی ممتد در محضر آن والامقام دردوران نوجوانی؛ خورشید تابان زندگی اینجانب است.

با روحی منکسر ازخداوند مهربان علودرجات وحشر با قرآن وعترت علیهم السلام را برایش خواستاریم.

هادی سروش

استاد حجت الاسلام و المسلمین انصاری محلاتی فرزند مرحوم آیت الله میرزا حسن انصاری از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی حایری یزدی -موسس حوزه- بود . آن مرحوم از محققین پر سابقه دارالقرآن مرحوم آیت الله گلپایگانی بود و دارای آثار ارزشمند قرآنی و حدیثی است که از آن جمله ترجمه قرآن و تصحیح ترجمه های ارائه شده به دارالقرآن و ترجمه اصول کافی و ثواب الاعمال و … بود .

انتهای پیام | www.fa.shafaqna.com

________

✍️ هادی سروش

‍ از این خانهhttps://t.me/soroushmarefat/2542 محقر و بسیار ساده مردی عروج کرد که یک "روحانی" واقعی بود.. آقا محمدرضا انصاری محلاتی (ره)
دوران تحصیل و تدریس و تحقیق اش بی مثال نبود چه بسا دیگران هم داشته و دارند ،
دوران رسیدگی متواضعانه به والدینش گرچه ممتاز بود اما این هم بی مثال نبوده و نیست ،
اما آنچه از او دیده شد و در این دوران کمتر دیده میشود؛ "گذرِ عالمانه از همه تعلقات و آرامش دربرابرمسابقه دنیاطلبان"بود. اوپای جای پای آن پدر ممتازش ؛ حضرت آیت الله انصاری محلاتی گذاشت و هر دو مصداق این بیان پيامبر خدا بودند که فرمود : "آدمى حلاوت ايمان را در قلب خود نمى يابد، مگر زمانى كه برايش مهم نباشد چه كسى دنيا را [بُرد و] خورد. / :لا يجِدُ الرّجلُ حلاوةَ الإيمانِ في قَلبهِ حتّى لا يُباليَ مَن أكلَ الدُّنيا."(الکافی)

جدا فقدان چنین انسانهای تکرار ناشدنی مصیبت را دوچندان میکند ‌، چه زیبا رسول الله (ص) از درگذشت چنین وارستگانی تعبیر به "شکاف در اسلام" نمود و چنین فرمود : "هرگاه عالمی بمیرد شکاف و رخنه ای جبران ناپذیر در اسلام ایجاد می شود كه تا روز قيامت هيچ چيز آن را فرو نمى ‏پوشد. / إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا يَسُدُّهَا شَيْءٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ." (المحاسن)

این مصیبت را به حضور دایی ارزشمندم جناب استاد حجت الاسلام و المسلمین آقامحمدباقر انصاری که بحمدلله صاحب فضیلت و کمالات علمی بوده و ازمفاخر شناخته شده در سطح بین المللی در حوزه دینی هستند ، از نهان دل تسلیت عرض میکنم .

لازم بذکر است مراسم تدفین دوشنبه از ساعت ۳/۵ از مسجدباب الجنه قم -خ ؛چهارمردان- به سمت گلزار شهدای علی بن جعفر ، و مراسم ترحیم دوشنبه از ساعت ۶ تا ۷/۳۰ در حسینیه شهداء خیابان صفاییه قم برقرار است .

هادی سروش

---------

✅️گزارش تصویری مراسم دفن 👇

https://t.me/soroushmarefat/2582?single

✅️گزارش تصویری مجلس ترحیم 👇

https://t.me/soroushmarefat/2586?single

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1565480

✅️زندگی نامه مرحوم استاد محمدرضا انصاری به قلم اخوی گرانقدرشان 👇

http://soroushmarefat.blogfa.com/post/1202

-----------

🔻پیام های تسلیت علماء و اندیشمندان و فرهیختگان

علیکم السلام و رحمة الله،

انا لله و انا اليه راجعون
ومنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبدیلا
خداوند والدين مكرم شما را رحمت فرمايد و روح همسر گرامى تان هم شاد باشد.
پيام زيباى تسليت شما را در گروه دوستان كه جمع زيادى در داخل و خارج از كشور هستند قرار دادم. ابقاكم الله و وفقكم. محمدباقر انصاری محلاتی

بسمه تعالی
آیت الله اقای حاج شیخ محمد سروش
حجت الاسلام والمسلمین اقای حاج شیخ هادی سروش
و حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ مهدی سروش دامت تاییداتهم
درگذشت عالم فرزانه مفسر و مترجم قران کریم و مروج مکتب نورانی اهل بیت علیهم السلام حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمد رضا انصاری محلاتی رحمت الله علیه را خدمت حضرات محترم و بازماندگان مکرم تسلیت عرض نموده رحمت واسعه الهی و حشر و نشر با ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام را برای آن عالم زاهد مسئلت دارم ۲۹ محرم الحرام ۱۴۴۴
محمد حسن صافی گلپایگانی

انالله واناالیه راجعون
این ضایعه مولمه رابه جنابعالی تسلیت گفته برای ایشان غفران الهی وبرای کلیه بازماندگان،صبرواجرمسالت دارم.
مسیح مهاجری

رحلت اندیشور فرزانه و قرآن پژوه ارجمند حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمدرضا انصاری محلاتی(ره) موجب تاثر گردید.
سال ها حضور تاثیرگذار در فعالیت های ارزشمند و ماندگار قرآنی بخشی از حیات آن عالم متقی است که عندالله ماجور خواهد بود.
اینجانب فقدان آن مرحوم مغفور را به خانواده، دوستان و آشنایان ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند غفار، برای ایشان رفعت مقام و حشر با ائمه اطهار (ع) و برای بازماندگان صبر جمیل توام با اجر وافر خواهانم.
علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه

انالله و اناالیه راجعون
سلام و ارادت
خدای منان سفر کرده عزیز را با اولیای خود محشور فرموده و صبر و اجر را نصیب بازماندگان گرامی فرماید.
پروازی

محضر برادر مکرم حضرت آقای سروش دامت برکاته
سلام علیکم
رحلت عالم ربانی و دایی عزیزتان مرحوم مغفور حجت الاسلام و المسلمین آقای انصاری، رحمة الله علیه را که حق استادی به گردن این حقیر نیز داشته اند، خدمت جناب عالی تسلیت می گویم و از درگاه خداوند مهربان برای آن عالم مهذب، رحمت واسعه و برای صاحبان عزا به ویژه جناب عالی سلامتی و پاداش صابران را درخواست می کنم. اللهم اغفر لنا و له و لجمیع المومنین و المومنات.
سیدضیاء مرتضوی

سلام علیکم
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت عالم فرزانه و وارسته، دایی گرامی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا انصاری محلاتی را تسلیت عرض می کنم. خداوند ایشان را با اولیائش محشور گرداند و به جناب عالی و فرزندان و عزیزانش صبر و اجر عنایت فرماید.
ارادتمند، ورعی

سلام عليكم
انا لله و انا اليه راجعون
ارتحال دايي والا مقامتان را تسليت عرض ميكنم.
خداوند آن مرحوم را با امام حسین علیه السلام محشور کرده و به جنابعالی و دیگر بستگان، صبر و اجر و عافیت، عطا فرماید.
با احترام: محمد جواد ارسطا

برادر اندیشمند جناب آیت الله محمد سروش محلاتی (دامت برکاته)
فاضل گرانقدر حضرت حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش ( زید عزه)
مصیبت ارتحال دایی بزرگوارتان را که علاوه بر مراتب علمی از جانی پاک و مهذّب برخوردار بودند، به محضر شریف شما اساتید معظم که با بیان و بنان خود سهمی به سزا و مؤثر در روشنگری و معرفی معارف اصیل دینی دارید، و نیز به بیت مکرم سروش و انصاری محلاتی خصوصا برادر ارجمند حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمد باقر انصاری ، تسلیت عرض می نمایم و از حضرت احدیت دوام توفیقات و افاضات آن جنابان و علو درجات آن مرحوم و صبر و اجر برای بازماندگان محترم را مسئلت دارم.
سید عباس حسینی قائم مقامی
۶/۶/۱۴۰۱
۳۰/محرم الحرام/ ۱۴۴۴

سلام عليكم
عرض تسليت بنده را پذيرا باشيد. از خداي مهربان براي آن عالم قرآني علو درجات و براي جنابعالي و ديگر بازماندگان شكيبايي خواهانم.
سیدعلیرضا بهشتی

برادر ارجمند حضرت استاد سروش عزيز،
مصیبت وارده درگذشت دائی بزرگوارتان را تسلیت عرضمیکنم ازخداوند متعال برای شما صبر و سلامتي وبرای آن مرحوم رحمت ورضوان الهی را خواستارم.
واشگتن سی تی / ایروانی

برادر ارجمند جناب آقای سروش دامت توفیقاته،
اينجانب نيز مصيبت وارده را خدمت جنابعالي، و ديگر بستگان تسليت مي گويم. براي ايشان غفران و رحمت و براي شما عزيزان صبر و سلامتي از درگاه خداوند متعال خواستارم.
ایازی

سلام عليكم مصيبت وارده رابجنابعالي وخاندان محترم تسليت عرض مينمايم وانشالله در مراسم تشييع جهت عرض تسليت وكسب فيض توفيق تشييع مومن عالم شركت مينماييم.
شاه آبادی

با سلام و عرض ادب و احترام
مصیبت وارده ، درگذشت دایی دانشمند و محترم را به به محضر حضرت مستطاب عالی و همه بازماندگان عزیز تسلیت عرض می کنم و از درگاه خدای متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و علو درجات و برای همه داغدیدگان صبر و اجر خواستارم.
عبدالرحیم اباذری

به نام او
سلام والرحمه ،
خدمت استاد سروش
مصیبت وارده درگذشت دایی گرامی جناب استاد انصاری ره را خدمت جنابعالی واخوی گرامی صمیمانه تسلیت عرض میکنم ، انشالله مشمول غفران الهی وبر سر خوان اهل بیت ع مهمان باشند .
نظام الدین حائری شیرازی

سلام و ارادت
استاد سروش عزیز
وفات دایی مکرم را تعزیت می گویم. تغمده الله بواسع رحمته و یلهمکم الصبر. دکتر مجید مرادی

هوالباقی
جناب استاد سروش محلاتی
با سلام و تحیت، مصیبت درگذشت دایی بزرگوارتان را به حضرتعالی و خاندان محترم تسلیت عرض می‌کنم. از خداوند منان علو درجات آن روحانی متعهد و صبر و اجر بازماندگان داغدار را خواهانم.
با احترام
مصطفی بروجردی

بسمه تعالی
انالله و انا الیه راجعون
صدیق معظم آیت الله محمد سروش محلاتی
برادر گرامی حجه الاسلام و المسلمین هادی سروش محلاتی
درگذشت دایی بزرگوارتان ، حجت الاسلام والمسلمین انصاری را از طرف خود و اعضای گروه دوستان فهیم تسلیت عرض میکنم.
از خدای بزرگ برای آن مرحوم غفران الهی و هم نشینی با اولیاء و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت میکنم
قاضی زاده

استاد بزرگوار آیه الله سروش محلاتی
استاد معظم حضرت حجه الاسلام و المسلمین هادی سروش محلاتی
درگذشت دایی بزرگوار، خادم قرآن کریم، را تسلیت عرض می کنم. خداوند ایشان را غریق رحمت کند و به بازماندگان صبر و اجر مرحمت فرماید.
حسین سیمائی

حضرات آیات سروش محلاتی و هادی سروش محلاتی
درگذشت دایی بزرگوار تان را تسلیت عرض می کنم. و غفران الهی برای ان سفرکرده و اجر جزیل برای شما دو برادر فرزانه و بزرگوار و سایر داغدیدگان از درگاه حضرت دوست خواستارم. بمنه و کرمه.
علی رضائی بیرجندی.

هوالباقی
اساتید ارجمند جناب اخوان سروش محلاتی، درگذشت دایی گرامی را تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند برای ایشان همنشینی با اولیاء و برای بازماندگان صبر طلب می کنم.
پویا

با سلام

به شما دو استاد جلیل القدر حضرت آیت الله سروش محلاتی و حضرت استاد هادی سروش تسلیت و تعزیت عرض می کنم و حشر آن رحیل سعید را با اولیآء دین(عليهم صلوات المصلین) از *حضرت ربُّ العالمین* مسئلت میکنم
محمدجواد واعظی

خاندان مکرم و معظم حضرت آیت الله سروش محلاتی رضوان الله تعالی علیه
با سلام و احترام درگذشت دایی محترم عالم ربانی و روحانی خدوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد رضا انصاری محلاتی رحمت الله علیه را خدمت آن خاندان بزرگ و جلیل القدر به ویژه به دوستان بسیار عزیز اخوان معظم حضرات حاج شیخ محمد و حاج شیخ هادی سروش دامت افاضاتهم صمیمانه تسلیت و تعزیت عرض نموده و رحمت و مغفرت الهی برای آن عزیز سفر کرده و اجر صابران را برای خانواده معزی از درگاه خداوند رحیم خواستارم.
ارادتمند شما - سید محمد موسوی زنجانی

کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام
درگذشت عالم متقی وقرآن پژوه ارجمند ، مترجم ومصحح شماری از ترجمه های قرآن کریم، حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدرضا انصاری محلاتی مایه تاسف وتاثر اینجانب گردید.
آن مرحوم، عالمی عامل و صاحب نظری دقیق در فن ترجمه وتفسیر بود.
خدای بنده نواز روح پاکش را با پیامبر و اهل بیت اطهار علیهم السلام محشور فرماید.
این مصیبت بزرگ را به خانواده آن مرحوم به ویژه خواهر زاده های گرامی اش حجج اسلام ومسلمین برادران سروش دامت افاضاتهما تسلیت می گویم.
محمّدعلی کوشا
1401/6/5

با سلام، خدمت دوستان معزز
اساتید مکرم، جنابان اخوان سروش محلاتی، فقدان مرحوم دایی گرامی را خدمت شما و سایر بازماندگان آن عزیز تازه درگذشته تسلیت عرض میکنم. رضوان و مغفرت الهی نثار روح آن مرحوم، و صبر جمیل نصیب بازماندگان، آمین.
سیدفاطمی

استاد فاضل حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش محلاتی
درگذشت دایی محترمتان را تسلیت عرض می کنم و از خدای کریم و رحیم رحمت واسعه برای ایشان و سلامت و دوام توفیقات را برای شما مسئلت دارم.
تقوی

*عالمان فاضل، و صاحبان قلم و بیانِ رسا، اخوان گرانقدر حاج شیخ محمد و حاج شیخ هادی سروش محلاتی دامت برکاتهما،*
باسلام،
ارتحال عالم فاضل، محققِ قرآن پژوه *مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا انصاری محلاتی رضوان الله تعالی علیه،* دایی گرامی تان را خدمت شما و همه مصیبت دیدگان تسلیت و تعزیت می گویم.
از خداوند رحمان و رحیم برای ایشان رحمت واسعه و حشر با قرآن و اهل بیت قرآن(ع)، و برای شما و سایر وابستگان سلامتی و صبر و اجر خواستارم.
هادی قابل جامی

اساتید بزرگوار حضرات اخوان محترم سروش محلاتی
مصیبت وارده را تسلیت عرض نموده و از خداوند متعالمغفرت و علو درجات را برای آن مرحوممسئلت دارم . حشره الله تعالی مع موالیه (ع) .
محمد فیضی

باسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
اساتید معزز حضرات اخوان محترم سروش محلاتی
مصیبت وارده را تسلیت عرض نموده ،از خداوند منان برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و حشر با مولایش حضرت آقا عبدالله الحسین علیه السلام و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت می نمایم.
با احترام، محمد محمدرضایی

باسمه تعالی
با سلام و احترام خدمت اساتید معزز جنابان سروش محلاتی
مصیبت وارده فقدان عزیز از دست رفته تان را تسلیت عرض می نمایم
ان شالله با اباعبدالله محشور باشند
ارادتمند
امین ناجی / دانشگاه پیام نور

استاد مکرم جناب آیت الله سروش محلاتی
استاد مکرم و صدیق عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ هادی سروش محلاتی
درگذشت حجت الاسلام و المسلمین انصاری دایی گرامیتان را تسلیت گفته، برای آن مرحوم رحمت و اسعه الهی و برای شما و دیگر بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارم.
علی پورمحمدی

باسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
استادان معظم حضرات اخوان محترم سروش محلاتی
تسلیت مرا برای درگذشت دایی مکرم پذیرا باشید. از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و حشر با اولیا و برای شما بزرگواران و همه بازماندگان محترم صبر و اجر و روح رضامندی به قضای الهی مسالت می نمایم. انه قریب مجیب.
رحیم نوبهار

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
اساتید گرانمایه و روحانیان فرزانه برادران سروش محلاتی
هجرت آسمانی دایی بزرگوار شما، حجت الاسلام والمسلمین انصاری موجب تاثر و تاسف فراوان است.
از خداوند بزرگ، برای آن مرحوم علو درجات و غفران و رحمت واسعه الهی و حشر با شهدای کربلا و برای شما اخوان بزرگوار و یکایک داغدیدگان، صبر و اجر مسالت دارم.
با احترام و ارادت وافر ، ابوالفضل فاتح

اساتید محترم جنابان اخوان سروش محلاتی
با سلام و عرض ادب
در گذشت عالم وارسته و اهل کمالات دایی محترم را خدمت آن بزرگواران تسلیت و از خداوند منان شادی و آمرزش بیکران برای روح آن عالم والا مقام و صبر و اجر برای بازماندگان به ویژه آن جنابان طلب می کنم‌.
با احترام
میرموسوی

بسمه تعالی
اساتیدبزرگوار ودانشمند فرزانه اخوان سروش محلاتی
درگذشت دایی بزرگوارتان حجت الاسلام والمسلمین انصاری که عمری در پژوهشهای قرانی اثرات درخشانی بجای گذارد را تسلیت عرض می نمایم
از خداوند منان برای آن مرحوم علو درجات و غفران و رحمت واسعه الهی و و برای شما و سایر داغدیدگان، صبر و اجر مسالت دارم.
سیدجعفر موسوی

انا لله و انا اليه راجعون
وفات غم انگیز محقق قرآنی مرحوم مغفور شیخ محمد رضا انصاری ( اعلي الله مقامه) را به خانواده ارجمند آن مرحوم و بخصوص دو ستاره درخشان آسمان علم و ادب، حکمت، بصیرت و مودت ،اخوین عزیزین اقایان شیخ محمد و شیخ هادی سروش محلاتی صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم !
اللهم اجعله عندك في اعلي عليين في جوار نبيك محمد و اله الطيبين الطاهرين
محمد علي الهي / آمریکا ، میشیگان

بسمه تعالی
دو استاد ارجمند اخوان سروش محلاتی
درگذشت حجت الاسلام والمسلمین انصاری را به شما وسایر وابستگان تسلیت عرض می نمایم
از خداوند برای آن مرحوم مغفرت و رحمت و برای شما و سایر داغدیدگان، صبر و دوام سلامتی درخواست می نمایم
با احترام. عنایتی

*عالمان فاضل، و صاحبان قلم و بیانِ رسا، اخوان گرانقدر حاج شیخ محمد و حاج شیخ هادی سروش محلاتی دامت برکاتهما،*
باسلام،
ارتحال عالم فاضل، محققِ قرآن پژوه *مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا انصاری محلاتی رضوان الله تعالی علیه،* دایی گرامی تان را خدمت شما و همه مصیبت دیدگان تسلیت و تعزیت می گویم.
از خداوند رحمان و رحیم برای ایشان رحمت واسعه و حشر با قرآن و اهل بیت قرآن(ع)، و برای شما و سایر وابستگان سلامتی و صبر و اجر خواستارم.
سیدمحمدباقرحسینی مهری

انالله و انا الیه راجعون
حضرت حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش محلاتی
درگذشت دایی معزز ، خادم القرآن حجت الاسلام والمسلمین انصاری را تسلیت عرض می کنم
از خدای منان برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان خصوصا حضرتعالی صبر و اجر برداران را مسالت دارم. ارادتمند حجت

إنا للّه و إنا إلیه راجعون.
سرور گرامی و صدیق مکرّم، حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آقا هادی سروش.
درگذشت دایی عزیزتان، جناب حجت‌الاسلام و المسلمین انصاری را تسلیت عرض می‌کنم.
از خداوند بزرگ و مهربان برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر خواستارم.
دکتر غفوریان

انالله واناالیه راجعون
با عرض تسلیت به اخوان معزز سروش محلاتی و بیت مکرم ، خداوند ایشان را غریق رحمتش فرماید وبه صاحبان عزا صبر و اجر صابران عنایت فرماید
شمس خراسانی

تسلیت خدمت اخوان سروش محلاتی و همه بستگان و علاقه مندان این عالم وارسته که عمری را در خدمت به آستان قران کریم سپری کرد.
اللهم اغفر له و اسکنه جنتک و احشره مع اولیائک برحمتک یا ارحم الراحمین . شیروانی

سلام
وفات حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ " محمّدرضا انصاری محلّاتی " را خدمت شما و دوده‌ی دانش و پرهیز " سروش محلّاتی " تسلیت می‌گویم. خداوند بر مراتب شُکر و شکیبِ تبارِ دردآشنای " سروش و انصاری " بیفزاید و آن مرحوم را بر گسترده‌ی رحمتش، هم نشینِ موالیانش قرار دهد
سرتان سلامت امیرحسین موسوی خویینی

حضرات استاد محمدسروش محلاتی و هادی سروش
از طرف خود واعضای گروه، درگذشت حجت الاسلام و المسلمین انصاری محلاتی را صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم، در ایام عزای آل الله، غفران و رحمت الهی و برای خانواده محترم صبر و اجر آرزو داریم‌.
فواد صادقی

سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند
بدین‌وسیله درگذشت دایی گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آن بزرگوار رحمت و غفران و برای شما و خانواده معزی صبر و اجر مسئلت دارم‌.
ستایشی

سلام . خبر رحلت حضرت استادمان ره تکان دهنده بود. خداوند روحش را شاد و با ائمه هدی ع محشورش فرماید. جنابعالی نیز تسلیت حقیر را پذیرا باشید.
حسین متقی

عموزادۀ گرامی، جناب حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش محلاتی؛
اینجانب مصیبت فقدان دایی گرامی‌تان؛ *مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقامحمّدرضا انصاری محلاتی* را خدمت حضرتعالی و سایر وابستگان تسلیت عرض نموده، از خداوند متعال برای روح آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای شما سلامتی و طول عمر مسئلت دارم.
شاگرد کوچک شما، حسین سروش

بسمه تعالی
جناب مستطاب حاج آقا هادی عزیز
رحلت دایی بزرگوارتان،عالم پارسا حجةالاسلام والمسلمین حاج آقا رضا انصاری محلاتی رابه جناب عالی و سایر خانواده های عزادار تسلیت عرض می کنم و از درگاه ربوبی برای آن عبد صالح رحمت و مغفرت و همنشینی با اولیای الهی و برای بازماندگان صبر و اجر و سلامتی خواهانم.
مهدی صفرزاده

سلام و عرض ارادت
رحلت دایی عالم و عزیزتان را تسلیت میگویم.
ایشان حق بزرگی به گردن همشهریان محلاتی دارد. سفرهای تبلیغی ایشان تا سالهای پس از رحلت آیت الله انصاری و تا پایان حیات مرحوم حاج آقاطه مقدسی ادامه داشت. رضوان الله علیهم
خداوند بشما صبر و سلامتی عنایت فرماید.
محمدصادق صفرزاده

با سلام و ارادت
رحلت عالم ربانی حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا انصاری رحمه اله علیه را خدمت حضرتعالی و کلیه خاندان مصاب تسلیت عرض می کنم و رحمت و غفران الهی برای ایشان از خداوند رحمن خواستارم . توفیق نماز لیله الدفن به نیت بزرگوار حاصل شد .
محمدباقرصفرزاده

انالله وانا الیه راجعون صدیق وبرادر عزیزم حضرت حجت اسلام والمسلمین استاد هادی سروش محلاتی خبر رحلت اسف انگیز جناب حجت اسلام والمسلمین حاج محمد رضا انصاری محلاتی دایی محترم و بزرگوار جناب عالی ویادگار کرانبهای حضرت ایت اله انصاری محلاتی بشدت باعث تاثر گردید شادی روح پر فتوح ان سفر کرده را از درگاه احدیت خواستارم و صبر وشکیبایی برای شما و خانواده محترم از درگاه احدیت مسیلت می نمایم شهسواری

انا لله و انا الیه راجعون
جناب حجت الاسلام و المسلمین استاد شیخ هادی سروش
ضایعه رحلت عالم جلیل القدر حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد رضا انصاری محلاتی ( دایی بزرگوارتان ) را خدمت حضرتعالی و اخوان معزز و خانوادهای محترم انصاری محلاتی و رضایی محلاتی تسلیت عرض می نماییم.
رحمت و رضوان الهی برای آن مرحوم و صبر و اجر برای حضرتعالی و خانواده های محترم وابسته از خدای منان مسئلت داریم.
روابط عمومی مسجد حضرت قائم(عج)آبباریک ورامین

سلام علیکم والرحمه الله
سرور عزیز واستاد بزرگوارم
در گذشت دائی بزرگوارتان را به جنابعالی ودیگر اعزه تسلیت عرض مینمایم واز خداوند متعال جهت ایشان حشر با سید الشهداء علیه السلام را دارم.وانشاالله همچنانکه عمر با برکت خویش را صرف تعلیم کلام الله مجید مصروف داشته اند
باائمه علیهم السلام محشور گردند وبپاس خدمت خالصانه ودر خدمت قرآن خداوند اجر زحمات ایشان راکفایت می نماید انشاالله
ومایه سرور است که جنابعالی هم از محضرشان کسب فیض داشته اید وقدر خودتان محفوظ است انشاالله. محبت فرموده به بستگان محترم مراتب تسلیت حقیر را ابلاغ فرمایید.
برایتان عافیت، طول عمر از خداوند مسئلت دارم .
ارادتمند سید مرتضی میرحیدری

استاد عزیز و بزرگوار
سلام عرض می کنم
رحلت حضرت حجت الاسلام و المسلمین انصاری (ره) را خدمت حضرت عالی و خانواده محترم و علاقمندان به ایشان تسلیت عرض میکنم برای ایشان علو درجات و برای بازماندگان صبر از حضرت پروردگار درخواست دارم دکتر محمدرضا نوری

با سلام و عرض ادب و احترام خبر در گذشت دائی عزیزتان جناب حجت الاسلام و المسلمین انصاری محلاتی موجب تاسف و تاثر گردید او که عمر خود را در راه تعلیم و اجرای کلام وحی سپری نموده انشالله با قرآن ناطق امیرالمومنین محشور گردند . این ضایعه بزرگ را به شما و خاندان سروش محلاتی و خاندان انصاری تسلیت عرض میکنم و از خداوند برای آن عزیز سفر کرده رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت مینمایم
محمد صادقی

استاد ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای هادی سروش
سلام علیکم
رحلت حجه الاسلام و المسلمین آقای انصاری محلاتی را خدمت حضرتعالی تسلیت عرض می نمایم. حشر آن مرحوم ان شاء الله با معصومین علیهم صلوات الله اجمعین
سید علیرضا صفوی
۵ شهریور ۱۴۰۱

انا لله و انا الیه راجعون .
برادر گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین سروش
با سلام و‌ احترام،
مصیبت فقدان تاسف بار دایی بزرگوارتان مرحوم مغفور حجت الاسلام و‌المسلمین انصاری محلاتی را تسلیت می گویم. خداوند ایشان را مشمول رحمت واسعه و مغفرت بیکران خویش قرار دهد و به جنابعالی و دیگر بازماندگان صبر و‌ سلامت عطا فرماید
ارادتمند . محمود حیدری

ابن سینا در بلندای افق عرفان  ✍هادی سروش

📆بمناسبت اول شهریور روز بزرگداشت شیخ الرئیس ابوعلی سینا

🔰ابن سینا در بلندای افق عرفان

✍هادی سروش


✅شیخ الرئیس حسین بن عبدالله سینا معروف به "ابوعلی سینا" در علم شهره آفاق است.

✅ابن سینا (رضوان الله علیه) یک "نابغه" واقعی است.
امام خمینی در آثارش از نبوغ او شگفت زده است و در کتاب "شرح چهل حدیث" نوشته است ؛ "بوعلی میگوید نوزادی خود را به یاد دارم و شاید بتوانم تولدم را نیز به یاد آوردم!"
و نیز درباره بوعلی سینا در کتاب «مصباح ‌الهدایه» مینویسد:
«ابن سینا ، در حالیکه در مسائل [الاهیات] دارای اشتباه است اما در عالَم علم بی همتاست / ابن سینا مع اخطاء کثیره لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ»
استاد عزیز و متفکر ارزشمند آیت الله جوادی آملی در درس میفرمودند: "این جمله امام خمینی ، جمله ای امامانه است."

از نبوغ او این صفحه از زندگی او خواندنی است که میگوید: "در ۱۸ سالگی از همه اساتید در رشته های مختلف بی نیاز شدم مگر در رشته الاهیات.!

نبوغ او به حدی است که شاگرد برومندش وقتی از نبوغ استاد ، حیران میشد میگفت: استاد؛ اگر ادعای نبوت کنید مردم میپذیرند! شیخ الرئیس با یک جوابِ عملی به این توهم شاگردش پاسخ داد و درسحر سرد همدان از او جرعه ای از آب داخل حوض خواست و وقتی شاگرد با توجیه حاضر به بیرون آمدن از زیر لحاف نشد ، شیخ الرئیس فرمود: پیامبر آن است که آنچنان تاثیر در نفوس مردم میگذارد که در این شرائط سخت و سرما ؛ پیرمردی در بالای مآذنه مشتاقانه نام او را میبرد.

✅ شهرت جهان گیر ابن سینا در دو رشته از دانش انسانی و تجربی است ؛ یکی در فلسفه -طبیعیات و الاهیات- و دیگری در پزشکی است.
اما از درجات و مراتب عرفانی او کمتر گفته و شنیده ایم در حالیکه معارفی که در عرفان پیاده کرده آنچنان مغتنم است که بزرگانی مانند غزالی و فخر رازی و خواجه طوسی را وامدار خود کرده .

🔻در این یادداشت که به احترام او رقم خورده برخی از معارف ملکوتی که از مکتب ابن سینا تعلیم گرفته ام و بر سفره او بوده ام را تقدیم میدارم .


🟢گمان نکنیم به حقایق اشیاء آگاهیم

بشر از دیر زمان در پی شناخت پیرامون خود بوده و بسیاری بعد از دست یافتن به زاویه از شناخت و معرفت ، ادعای معرفت کامل نموده اند! این خطاست.
شیخ الرئیس در کتاب "التعلیقات" مینویسد:
"در قدرت آدمی نیست که بر حقائق اشیاء دست پیدا کند ، بلکه همواره با خواص و لوازم و عوارض آنها آشنا میشود."


🟢 نقاط منفی در جهان را با دید دیگری بشناسیم‌

ما در جهانی زندگی میکنیم که مواجه بارخدادهای دردآوری هستیم ودرنهان خود میگوییم چرا خدا مانع شر ورخدادهای ناراحت کننده نمیشود؟
شیخ الرئیس در کتاب بی نظیر "الشفاء" می گوید:
«اگر عالم مادی که تلازم اجتناب‌ناپذیر با شرور دارد، به گونه ای خلق می‌شد که در آن شری محقق نمی‌شد، دیگر، مادی نبود؛ بلکه عالم دیگری می شد که خیر محض است؛ در حالی که خداوند، چنین عالمی را پیش از این خلق کرده است.»


🟢 لطف خدا را محدود نکنیم

امروز ما گرفتار متحجرانی "داعش باور" هستیم که فقط خود را سعادتمند میدانند و دیگران در جهنم میبینند!
شیخ الرئیس بوعلی در "الاشارت" دراین باره گوید:
"مپندار که سعادت در عالَم آخرت در یک نقطه جمع است ، مثلا سعادت از آنِ عالمان باشد. و مپندار که گناه ریشه رستگاری و نجات را قطع میکند... رحمت الهی را با تمام وسعت در قضاوت هایت ببین."


🟢 پایان خود را درست ارزیابی کنیم

بوعلی سینا در کتاب "النجاة" مینویسد:
"با فرا رسیدن‌ مرگ‌، حجاب‌ تن‌ کنار رفته، موانع‌ ادراک‌ زایل‌ می‌گردد. در نتیجه‌ روح‌ انسان‌ به‌ کمال‌ یا نقصان‌ خود پی‌ برده، غرق‌ در لذت‌ شده‌ یا گرفتار رنج‌ و عذاب‌ خواهد شد، لذت‌ و رنجی‌ که‌ هرگز با لذایذ و دردهای‌ جهان‌ ماد‌ی‌ قابل‌ مقایسه‌ نیستند."


🟢 عارفان را درست شناسائی کنیم

چه کسی عارف است و چه کسی عارف نماست و چه کسی دکان عرفان به راه انداخته؟

پاسخ را با توجه به معیاری که مرحوم بوعلی در کتاب "الاشارات" داده شناسائی کنیم، او تصریح میکند؛

اولا ؛ "عارف؛ کسی است که سالم ازهمه شواغل بوده باشد و از جلابیب تجریدیافته باشد."
مقصود وی از "همه شواغل" ؛ همه درگیری های دنیوی وسرگرمی ها وتعصبات است و غرضش ار "جلابیب" هر چیزی است میتواندبرای آدمی حجاب شود وحقیقت را نبیند.
پس عارف بایدچنان در "مقام توحید" قوی باشدکه از همه معاصی وحجاب ها رها باشد.

و ثانیا ؛ عارف باید درمرحله دوم توفیقات معنوی داشته باشد بگونه ای که در قصد و نیت خویش به "مقام توحید" واصل شده باشد. او چنین میگوید: "عارف، باید درتمام نیت ها؛خدائی محض باشد.وحتی اگر توجه به عرفان خود هم داشته باشد، عارف نیست؛ "من آثرالعرفان للعرفان فقد قال بالثانی".

وثالثا ؛ شیخ الرئیس بحث کرامت و معجزه را پیش میکشد و میگوید؛ "این چنین عارفی که توصیف نمودم میتواندصاحب کرامت باشد."

https://t.me/soroushmarefat

بیگانگی راهپیمایی اربعین از آلودگی های سیاسی و اقتصادی  ؛  هادی سروش

اندیشه ما

خانه/اساتید/استاد هادی سروش/بیگانگی راهپیمایی اربعین از آلودگی های سیاسی و اقتصادی/هادی سروش

اندیشه ما - بیگانگی راهپیمایی اربعین از آلودگی های سیاسی و اقتصادی/هادی سروش

عنصر اساسی و حیاتی راهپیمایی اربعین پاکی در نیت و مال مورد استفاده است، و اربعین با آلودگیهای قدرت و سیاست بیگانه است و باید مراقب بود که وجهه مردمی و مخلصانه آن آسیب نبیند.


بیگانگی راهپیمایی اربعین از آلودگی های سیاسی و اقتصادی

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش

زیارت ابا عبدالله (ع) امری موکد است و در خصوص روزهای نیمه ماه رجب، نیمه شعبان روز عرفه شب و روز عاشورا و اربعین سفارش شده است در گذشته که وسیله های نقلیه کمتر بود مردم با مرکب با پیاده خود را به کربلا می رساندند.
بنابراین راهپیمایی اربعین یک سنت قدیمی است که ریشه آن به روستاها و شهرهای اطراف کربلا می رسد و مردم با دل پاک و ثبت خاص قدم برمی داشتند تا اربعین در کربلا باشند.”کرامت انسان” بسیار والاست و خداوند این کرامت را به انسان داده است و باید جلوی هر گونه کرامت شکنی و شخصیت شکنی به انسان گرفته شود و حتی در جایی که امر مقدسی مطرح است باز هم نباید اجازه داد به خاطر اجرای آن، کرامت انسان مخدوش شود. کسی که به کرامت و شخصیت افراد توجه نمی کند نقص بزرگی دارد.درباره هزینه زیارت آنچه مسلم است و از دیدگاه فقهی کاملاً روشن است این است که هزینه زیارت باید در کمال “مشروعیت” باشد که از آن تعبیر به “حلال” میکنیم. ذره ای اموال غیر مشروع در این راه عامل تضییع و حبط آن عمل می شود.زیارت مورد تشویق ائمه اطهار (ع) زیارتی است که خود زائر از اموال حلال خود بهره گیرد. امام صادق(ع) در این باره ترغیب فرمودند که زائران از خودشان هزینه کنند.به “حکم عقل”؛ استفاده از بیت المال باید با توجه به اولویتها باشد. وقتی در احکام شرعی فقیه فتوا می دهد؛ در صورت تشنگی در صورت استفاده از آب برای وضو ، ترجیح با سیراب کردن تشنه است. تکلیف استفاده از بیت المال در مناسک دینی در جائیکه مردمی در رنج فقر باشند روشن است.
در هزینه کردن از بیت المال عمومی مانند پول نفت ، عوارض ، فروش تراکم و مالیات و.. در مناسک دینی اگر قانونی باشد باز هم دقت بسیار لازم است، و اگر خدای نخواسته کوچکترین تقصیر و یا قصوری باشد، مجریان نمی توانند پاسخگوی باشند.از سوی دیگر دولتی شدن مراسم مذهبی در هر کشوری و در هر دولتی به “خودجوش” بودن مراسم مذهبی آسیب زده است. مهمتر اینکه آن خلوص خاصی که باید در این مراسم وجود داشته باشد کم رنگ شده و کاهش می یابد و در نتیجه نه تنها آثار معنوی برای فرد و جامعه نخواهد داشت بلکه خدای نخواسته به بخش “دیانت جامعه” و مسائل “ملی کشور” آسیب می زند.برپا کردن محافل حسینی و راهپیمایی اربعین و نظائر آن پاکی لازم دارد بر این اساس کسی اجازه ندارد خدای نکرده هر خیانتی را در حق ملتی و یا شخصی به شکل دزدی و اختلاس و قدرت طلبی و دیگر زشتیها داشته باشد و سپس با برپانی و یا شرکت در دستگاه امام حسین (ع) بر همه آنها پوشش بگذارد تا به خیال خامش همه آن پلیدیها محو شود!استاد مطهری سخن بسیار زیبایی دارد و می پرسد؛ “آیا امام حسین دستگاه دیگری در مقابل دستگاه خدا دارد؟… خلاصه در چند روز دهه عاشورا به سادگی میتوان همه قضایا را صاف کرد؟… خیر، امام حسین اصلاً بدون اجازه و رضایت خدا محال است [اراده ای داشته باشد] به علاوه او کارش حساب دارد.”

خلاصه کلام عنصر اساسی و حیاتی راهپیمایی اربعین پاکی در نیت و مال مورد استفاده است، و اربعین با آلودگیهای قدرت و سیاست بیگانه است و باید مراقب بود که وجهه مردمی و مخلصانه آن آسیب نبیند.

* انتشار در روزنامه جمهوری اسلامی، دوم شهریور ۱۴۰۲ صفحه فرهنگ

https://t.me/soroushmarefat

 
  BLOGFA.COM