قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

؛ این دفاع ضروری بود ..» : نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

«جوان عزیز؛ این دفاع ضروری بود ..» : نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ دوشنبه ۲۷ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۰۹:۱۰

شفقنا- استاد هادی سروش در نوشتاری به عنوان« جوان عزیز ؛ این “دفاع” ضروری بود ..» اینگونه آورده است:

«بعد از خویشتن داری های متعدد در برابر جنایت های اسرائیل در تجاوز و با شهادت رساندن سربازان ارزشمند ایران اسلامی ، حمله به کنسولگری ایران در سوریه که در تنافی با تمام قواعد بین المللی بود ، اجازه سکوت که در واقع پذیرش ظلم و تضییع روحیه دفاع است را نداد و نیروهای نظامی مردانه وارد عمل شدند.

قرآن در مسئله “دفاع” که یک “حکم فطری” است ، ارشاد نموده و اعلام اذن مقاتله داده است ؛ “أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ ؛ – به كسانى كه جنگ بر آنان تحميلگرديده، اجازه‌ي جهاد داده شده است؛ چراكه مورد ستم قرارگرفتهاند و به يقين خدا بر يارى آن‌ها تواناست.” [حج / ۳۹]

بی رغبتی به احقاق حق ، و یا ظلم پذیری ؛ نشانه پذیرش ذلت معنوی و دوری از کرامت الهی است ، امیرالمؤمنین علی (ع) در این‌باره فرمودند: «إِذَا أَكْرَمَ اَللَّهُ عَبْدا أَعَانَهُ عَلَى إِقَامَةِ اَلْحَق؛هر گاه خداوند بخواهد بنده‌اى را گرامى بدارد، او را براى برپاداشتن حق یارى مى‌کند.»

راه احقاق حق ؛ فقط در جدیتِ عاقلانه در رسیدنِ هر کسی به حق خویش است ؛ امیرالمومنین(ع) فرمود: لایمْنَعُ الضَّیمَ الذَّلیلُ وَ لایدْرَک الْحَقُّ الّا بِالْجِدِّ . آن كه تن به خوارى و ذلت داده، توان دفع ستم ندارد ، و حق جز با كوشش و نیرو و جدیت بدست نيايد."


از این رهگذر است که استاد مطهری میگوید؛ "اسلام به طور عجیبی مردم را به قیام برای احقاق حق خود امر کرده است. بدون شک یکی از شرایط تأمین حقوق و آزادیها این است که صاحب حق شعور به حق خود و غیرت دفاع از حق خود را پیدا کند."

ویل دورانت در کتاب‏ تاریخ تمدن‏، مینویسد: "هیچ دینی مانند اسلام پیروان خودش را به قوّت دعوت نکرده است. البته همین‌طور است."

در فقه ؛ “دفاع” از جان و مال به عنوان یک حکم تکلیفی مطرح است. اما هیچ گاه در شریعت و فقه هیچ تکلیفی ، رها شده از معیارهای عقل نیست . از اینجاست که دفاع و سیلی به دشمن باید با توجه به “عقلانیت” و دست دادنِ “فرصت” مناسب در نظر گرفته شده است.

دولت اسلامی موظف است در عین حساسیت به احقاق حقوق ملت خود در برابر دشمن قدّار ؛ با توجه به رسیدن به مصالح ، و دوری از مفاسدِ محتمل اقدام لازم در جهت دفاع از مال و جان و آبروی شهروندان را اِعمال کند.

در نتیجه ؛ برخورد با اسرائیل جنایتکار ، مندرج در قوانین فطری و دینی ماست، و روا نیست که شخصی که در برخی مسائل کشور نقد دارد و حتما نقد او ، حق اوست و بجاست ، ضرورت دفاع عاقلانه و غیرتمندانه را نادیده گیرد.

امروز میبینیم کشوری که مدعی آسمانی تحت پوشش “گنبدآهنین” بود و حدود ده کشور در امور پدافندی به کمکش آمدند و میلیاردها هزینه کردند! ، اما به “اذن الهی” برای اولین بار در این سطح وسیع آسمانش در برق غیرت ایران اسلامی قرار گرفت بگونه ای که خود مسئولین صهیونی اعتراف به مواجه با بزرگترین حمله هوایی را کرده اند.

این قدرت نمایی و این حضور ، با هر نتیجه ای در برخورد و یا عدم برخورد موشکها به هدف ، بسیار مغتنم و قابل تقدیر است .

و تردیدی نیست که توان مقابله و جمع کردنِ بساط “نفوذ” ، مانند “وعده صادق” شدنی است همانطوریکه “اشراف اطلاعاتی ، صلابت و عقلانیت در برخورد با تهدیدات آینده” ضروری است.

پایگاه ثبات نیروهای ارزشمند نظامی در دو محور مستقر است ؛

اولا در دین مستقر است ، یعنی؛ رعایت تمام احکام و شرائط ایجابی و سلبی که در فقه و اخلاق در باب برخورد با دشمن مقرر است.

و ثانیا ؛ بذر و شکوفایی و میوه افتخار آفرینیِ نیروی نظامی در دلهای شهروندان است و لاغیر .

با این دو شاخصه است که در دفاع از مال و جان و ارزشهای یک کشور ، نیروهای نظامی میتوانند در جهان چشم گیر باشند.

حتما شهروندان شریف و نجیب ایران قدردان نیروهای اقتدار بخش میهن خود بوده و از آنان در چالش های فرهنگی و مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی انتظار کمال مهرورزی را دارند ، و این پدیده است که میتواند قدرت نیروهای نظامی و انتظامی عزیز را از محاسبه دشمن خارج نماید.

در پایان متذکر شوم ؛ طبق آیات صریح قرآن در سوره “اسراء” خدای متعال دوبار قوم ظالمِ اسرائیل را بعد از داشتنِ امکانات ، به ذلت نشانده .

امیدواریم با دعای مظلومان جهان و خصوصا مظلومان بی پناهِ “غزه” بار دیگر شاهد ذلت دولت خائن و متعفنِ اسرائیل باشیم . ان شاء الله»

هادی سروش : جوان عزیز ؛ این "دفاع" ضروری بود

جماران

کدخبر: ۱۶۲۸۸۰۹تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۱/۲۶ ۱۹:۵۷:۲۳

🔰 جوان عزیز ؛ این "دفاع" ضروری بود ..

✍️ هادی سروش


🔹️بعد از خویشتن داری های متعدد در برابر جنایت های اسرائیل در تجاوز و با شهادت رساندن سربازان ارزشمند ایران اسلامی ، حمله به کنسولگری ایران در سوریه که در تنافی با تمام قواعد بین المللی بود ، اجازه سکوت که در واقع پذیرش ظلم و تضییع روحیه دفاع است را نداد و نیروهای نظامی مردانه وارد عمل شدند.

✅️قرآن در مسئله "دفاع" که یک "حکم فطری" است ، ارشاد نموده و اعلام اذن مقاتله داده است ؛ "أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ ؛ - به كسانى كه جنگ بر آنان تحميلگرديده، اجازه‌ي جهاد داده شده است؛ چراكه مورد ستم قرارگرفتهاند و به يقين خدا بر يارى آن‌ها تواناست." [حج / ۳۹]

⛔️بی رغبتی به احقاق حق ، و یا ظلم پذیری ؛ نشانه پذیرش ذلت معنوی و دوری از کرامت الهی است ، امیرالمؤمنین علی (ع) در این‌باره فرمودند: «إِذَا أَكْرَمَ اَللَّهُ عَبْدا أَعَانَهُ عَلَى إِقَامَةِ اَلْحَق؛هر گاه خداوند بخواهد بنده‌اى را گرامى بدارد، او را براى برپاداشتن حق یارى مى‌کند.»

✅️و راه؛ فقط در جدیت عاقلانه در احقاق حق است ؛ امیرالمومنین(ع) فرمود: لایمْنَعُ الضَّیمَ الذَّلیلُ وَ لایدْرَک الْحَقُّ الّا بِالْجِدِّ ؛آدم ذلیل، بخاطرذلت پذیری كه تن به خوارى داده، توان دفع ستم ندارد ، و حق جز با كوشش و نیرو و جدیت بدست نيايد."

🔹️از این رهگذر است که استاد مطهری میگوید؛ "اسلام به طور عجیبی مردم را به قیام برای احقاق حق خود امر کرده است. بدون شک یکی از شرایط تأمین حقوق و آزادیها این است که صاحب حق شعور به حق خود و غیرت دفاع از حق خود را پیدا کند."

🔻ویل دورانت در کتاب‏ تاریخ تمدن‏، مینویسد: "هیچ دینی مانند اسلام پیروان خودش را به قوّت دعوت نکرده است. البته همین‌طور است."


🔸️در فقه ؛ "دفاع" از جان و مال به عنوان یک حکم تکلیفی مطرح است. اما هیچ گاه در شریعت و فقه هیچ تکلیفی ، رها شده از معیارهای عقل نیست . از اینجاست که دفاع و سیلی به دشمن باید با توجه به "عقلانیت" و دست دادنِ "فرصت" مناسب در نظر گرفته شده است.

♨️ دولت اسلامی موظف است در عین حساسیت به احقاق حقوق ملت خود در برابر دشمن قدّار ؛ با توجه به رسیدن به مصالح ، و دوری از مفاسدِ محتمل اقدام لازم در جهت دفاع از مال و جان و آبروی شهروندان را اِعمال کند.

♨️در نتیجه ؛ برخورد با اسرائیل جنایتکار ، مندرج در قوانین فطری و دینی ماست، و روا نیست که شخصی که در برخی مسائل کشور نقد دارد و حتما نقد او ، حق اوست و بجاست ، ضرورت دفاع عاقلانه و غیرتمندانه را نادیده گیرد.

🔸️امروز میبینیم کشوری که مدعی آسمانی تحت پوشش "گنبدآهنین" بود و حدود ده کشور در امور پدافندی به کمکش آمدند و میلیاردها هزینه کردند! ، اما به "اذن الهی" برای اولین بار در این سطح وسیع آسمانش در برق غیرت ایران اسلامی قرار گرفت بگونه ای که خود مسئولین صهیونی اعتراف به مواجه با بزرگترین حمله هوایی را کرده اند.

🔹️این قدرت نمایی و این حضور ، با هر نتیجه ای در برخورد و یا عدم برخورد موشکها به هدف ، بسیار مغتنم و قابل تقدیر است .

🔸️و تردیدی نیست که توان مقابله و جمع کردنِ بساط "نفوذ" ، مانند "وعده صادق" شدنی است همانطوریکه "اشراف اطلاعاتی ، صلابت و عقلانیت در برخورد با تهدیدات آینده" ضروری است.

✅️پایگاه ثبات نیروهای ارزشمند نظامی در دو محور مستقر است ؛
🔻اولا در دین مستقر است ، یعنی؛ رعایت تمام احکام و شرائط ایجابی و سلبی که در فقه و اخلاق در باب برخورد با دشمن مقرر است.
🔻و ثانیا ؛ بذر و شکوفایی و میوه افتخار آفرینیِ نیروی نظامی در دلهای شهروندان است و لاغیر .
با این دو شاخصه است که در دفاع از مال و جان و ارزشهای یک کشور ، نیروهای نظامی میتوانند در جهان چشم گیر باشند.

✅️حتما شهروندان شریف و نجیب ایران قدردان نیروهای اقتدار بخش میهن خود بوده و از آنان در چالش های فرهنگی و مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی انتظار کمال مهرورزی را دارند ، و این پدیده است که میتواند قدرت نیروهای نظامی و انتظامی عزیز را از محاسبه دشمن خارج نماید.

✅️در پایان متذکر شوم ؛ طبق آیات صریح قرآن در سوره "اسراء" خدای متعال دوبار قوم ظالمِ اسرائیل را بعد از داشتنِ امکانات ، به ذلت نشانده .
امیدواریم با دعای مظلومان جهان و خصوصا مظلومان بی پناهِ "غزه" بار دیگر شاهد ذلت دولت خائن و متعفنِ اسرائیل باشیم . ان شاء الله

شستشوی مغزی با خشونت و جسارت .. _ هادی سروش

Englishالعربیه

پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۳ ۱۸:۴۶:۲۱

نمایش همه بخش ها

  • خانه>
  • فقه و حقوق
  • کدخبر: 1628535
  • نسخه چاپی
  • ۱۴۰۳/۰۱/۲۳ ۱۶:۲۸:۳۸

یادداشت

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

به بهانه سخنان مهم"شوقی علام" مفتی اعظم مصر ؛

«شستشوی مغزی به خشونت وجسارت»، وجه اشتراک اِخوان المسلمینِ مصر و اِخوان المسلمین ما

یادداشتی از: هادی سروش

اشاره ؛ ما در عین حمله به اِخوان المسلمین ، اِخوان المسلمینی نهادینه شده داریم ! همانانی که وقتی عدم همراهی مردم را با سیاست های افراطی خود می بینند، به مقدس ترین چهره ها تهمت "گوشت تلخ" میزنند تا سطح جامعه و نخبگان و دلسوزان را که دردِ دین و مردم دارند را "حسود" معرفی کنند! و از سوی دیگر شاید بتوانند از ریزش نیروهای خود ممانعت به عمل آورند که چه غصه ای دارید؟ پیامبر هم بخاطر گوشت تلخی -معاذالله- کسی برایش نماند! و جالب تر اینکه ؛ ظاهرا ؛ اخوان المسلمین های ما ! از اخوان المسلمین های مصر هم پیشی گرفتند ، چرا که امکان سندزدن اموال عمومی بنام شخصی و فرزندان را دارند!

«شستشوی مغزی به خشونت وجسارت»، وجه اشتراک اِخوان المسلمینِ مصر و اِخوان المسلمین ما

اخوان المسلمین گروه عقیدتی سیاسی اهل سنت بود که در سال ۱۳۰۷ شمسی توسط حسن البنا در مصر تشکیل شد و تحت برداشت های تند و جهادی سید قطب بود. به اعتراف بسیاری از اندیشمندان مصری ؛ اخوان المسلمین پایه گذار خشونت_دینی در مصر و دیگر کشورها بوده است.

این سخنان مفتی معاصر مصر ، چهره شناخته شده بنام "شوقی علام" است که میگوید : «سید قطب و گروه اخوان المسلمین، دین را نظامی کردند و روش آنان مبتنی بر انحصار حق و حقیقت است. اخوان المسلمین مغز هواداران و طرفداران خود را شستشو دادند و همین موضوع باعث شد جوانان از خشونت پر شوند.»!

این سخنان حکایت از پیدایش خشونت در فرهنگ دینی_سیاسی برخی از اهل سنت دارد . شما میتوانید ؛ اسکلت فکریِ "داعش" را در این منظومه فکری جستجو کنید.

امروز؛ به برکت افکار استاد شهید مطهری ، تفکر و روش سیاسی اخوان المسلمین مردود دانسته شده ، چرا که آن متفکر بی مثال درباره اخوان المسلمین بر این باور بود که گرچه موسس آن "حسن البناء" حرکتی در جهت بیداری و تقریب امت اسلام آغاز کرد ، ولی منتهی به "تروریسم و کنارآمدنِ با ظالمان" شد!.

با وجود اینکه نقدهای متفکران و نواندیشان دینی بر اخوان المسلمین سرازیر است ، اما نمیتوان وجود لایه هایی از این تفکر خشونت بار اخوان المسلمینی را در برخی تریبون ها به تبعیت از تئوری پردازانِ خشونت ، منکر شد!

علت این ضایعه این است که متاسفانه برخی از رجال بزرگ سیاسی ما هم تحت تاثیر آنان بوده و از اسلام فقط جهاد را بمعنای مبارزه مستقیم و بدون در نظر گرفتن مصالح مسلمین در جهت فتح دنیا شناخته اند!

این جماعت و یا بهتر بگویم ؛ "جبهه" خودحق پندار و تابعانِ "صاحب اندیشه ارهاب" ، آنچنان در ارضای احساسات ‌غیرمتکی بر عقلانیت خویش جلو رفتند که تاکتیک مهم شیعه بنام "تقیه" را دین فروشی ، و رعایت مصالح کشور را وادادگی ، توجه به نظر مردم را غرب زدگی معرفی میکنند !

این حضرات ! اِخوان المسلمین هستند ، اِخوان المسلمینی نهادینه شده! همانانی که وقتی عدم همراهی مردم را با سیاست های افراطی خود می بینند ، به مقدس ترین چهره ها تهمت "گوشت تلخ" میزنند تا سطح جامعه و نخبگان و دلسوزان را که دردِ دین و مردم دارند را "حسود" معرفی کنند! و از سوی دیگر شاید بتوانند از ریزش نیروهای خود ممانعت به عمل آورند که چه غصه ای دارید ؟ پیامبر هم بخاطر گوشت تلخی -معاذالله- کسی برایش نماند!

و جالب تر اینکه ؛ ظاهرا ؛ اخوان المسلمین های ما ! از اخوان المسلمین های مصر هم پیشی گرفتند ، چرا که امکان سندزدن اموال عمومی بنام شخصی و فرزندان را دارند!

برجوان امروز لازم است؛ لایه های مخفی و غیر مخفی رجال دینی_سیاسی که در سیستم کشور و فرهنگ ما فعال است را شناسائی کرده تا بتوانند مانع این انحراف باشند. چون به طور اعجاب انگیزی اندیشه اخوان المسلمینی که بر مدار خشونت دینی با شاخصه حذف شریعت و اخلاق با مقدس ترین نام ها دینی است در اندیشه برخی عالمان تئوری پرداز و سیاستمداران این سرزمین رسوخ کرده و‌گسترش یافته است!

"شستشوی مغزی به خشونت و جسارت"، وجه اشتراک اِخوان المسلمینِ مصر و اِخوان المسلمین ما _ هادی سروش

کد خبر: ۷۷۵۳۴۵

تاریخ انتشار: ۵۵ : ۲۲ - ۲۲ فروردين ۱۴۰۳

سیاست >> سیاست خارجی

"شستشوی مغزی به خشونت و جسارت"، وجه اشتراک اِخوان المسلمینِ مصر و اِخوان المسلمین ما

هادی سروش در کانال تلگرامی خود نوشت:اخوان المسلمین گروه عقیدتی سیاسی اهل سنت بود که در سال ۱۳۰۷ شمسی توسط حسن البنا در مصر تشکیل شد و تحت برداشت‌های تند و جهادی سید قطب بود. به اعتراف بسیاری از اندیشمندان مصری؛ اخوان المسلمین پایه گذار خشونت_دینی در مصر و دیگر کشور‌ها بوده است. این سخنان مفتی معاصر مصر، چهره شناخته شده بنام "شوقی علام" است که میگوید: «سید قطب و گروه اخوان المسلمین، دین را نظامی کردند و روش آنان مبتنی بر انحصار حق و حقیقت است. اخوان المسلمین مغز هواداران و طرفداران خود را شستشو دادند و همین موضوع باعث شد جوانان از خشونت پر شوند.»! با وجود اینکه نقد‌های متفکران و نواندیشان دینی بر اخوان المسلمین سرازیر است، اما نمیتوان وجود لایه‌هایی از این تفکر خشونت بار اخوان المسلمینی را در برخی تریبون‌ها به تبعیت از تئوری پردازانِ خشونت، منکر شد!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

هادی سروش در کانال تلگرامی خود نوشت: اشاره ؛ ما در عین حمله به اِخوان المسلمین ، اِخوان المسلمینی نهادینه شده داریم ! همانانی که وقتی عدم همراهی مردم را با سیاست های افراطی خود می بینند، به مقدس ترین چهره ها تهمت "گوشت تلخ" میزنند تا سطح جامعه و نخبگان و دلسوزان را که دردِ دین و مردم دارند را "حسود" معرفی کنند! و از سوی دیگر شاید بتوانند از ریزش نیروهای خود ممانعت به عمل آورند که چه غصه ای دارید؟ پیامبر هم بخاطر گوشت تلخی -معاذالله- کسی برایش نماند! و جالب تر اینکه ؛ ظاهرا ؛ اخوان المسلمین های ما ! از اخوان المسلمین های مصر هم پیشی گرفتند ، چرا که امکان سندزدن اموال عمومی بنام شخصی و فرزندان را دارند!

به نام خدا

اخوان المسلمین گروه عقیدتی سیاسی اهل سنت بود که در سال ۱۳۰۷ شمسی توسط حسن البنا در مصر تشکیل شد و تحت برداشت های تند و جهادی سید قطب بود. به اعتراف بسیاری از اندیشمندان مصری ؛ اخوان المسلمین پایه گذار خشونت_دینی در مصر و دیگر کشورها بوده است.

این سخنان مفتی معاصر مصر ، چهره شناخته شده بنام "شوقی علام" است که میگوید : «سید قطب و گروه اخوان المسلمین، دین را نظامی کردند و روش آنان مبتنی بر انحصار حق و حقیقت است. اخوان المسلمین مغز هواداران و طرفداران خود را شستشو دادند و همین موضوع باعث شد جوانان از خشونت پر شوند.»!

این سخنان حکایت از پیدایش خشونت در فرهنگ دینی_سیاسی برخی از اهل سنت دارد . شما میتوانید ؛ اسکلت فکریِ "داعش" را در این منظومه فکری جستجو کنید.

امروز؛ به برکت افکار استاد شهید مطهری ، تفکر و روش سیاسی اخوان المسلمین مردود دانسته شده ، چرا که آن متفکر بی مثال درباره اخوان المسلمین بر این باور بود که گرچه موسس آن "حسن البناء" حرکتی در جهت بیداری و تقریب امت اسلام آغاز کرد ، ولی منتهی به "تروریسم و کنارآمدنِ با ظالمان" شد!.

با وجود اینکه نقدهای متفکران و نواندیشان دینی بر اخوان المسلمین سرازیر است ، اما نمیتوان وجود لایه هایی از این تفکر خشونت بار اخوان المسلمینی را در برخی تریبون ها به تبعیت از تئوری پردازانِ خشونت ، منکر شد!

علت این ضایعه این است که متاسفانه برخی از رجال بزرگ سیاسی ما هم تحت تاثیر آنان بوده و از اسلام فقط جهاد را بمعنای مبارزه مستقیم و بدون در نظر گرفتن مصالح مسلمین در جهت فتح دنیا شناخته اند!

این جماعت و یا بهتر بگویم ؛ "جبهه" خودحق پندار و تابعانِ "صاحب اندیشه ارهاب" ، آنچنان در ارضای احساسات ‌غیرمتکی بر عقلانیت خویش جلو رفتند که تاکتیک مهم شیعه بنام "تقیه" را دین فروشی ، و رعایت مصالح کشور را وادادگی ، توجه به نظر مردم را غرب زدگی معرفی میکنند !

این حضرات ! اِخوان المسلمین هستند ، اِخوان المسلمینی نهادینه شده! همانانی که وقتی عدم همراهی مردم را با سیاست های افراطی خود می بینند ، به مقدس ترین چهره ها تهمت "گوشت تلخ" میزنند تا سطح جامعه و نخبگان و دلسوزان را که دردِ دین و مردم دارند را "حسود" معرفی کنند! و از سوی دیگر شاید بتوانند از ریزش نیروهای خود ممانعت به عمل آورند که چه غصه ای دارید ؟ پیامبر هم بخاطر گوشت تلخی -معاذالله- کسی برایش نماند!

و جالب تر اینکه ؛ ظاهرا ؛ اخوان المسلمین های ما ! از اخوان المسلمین های مصر هم پیشی گرفتند ، چرا که امکان سندزدن اموال عمومی بنام شخصی و فرزندان را دارند!

برجوان امروز لازم است؛ لایه های مخفی و غیر مخفی رجال دینی_سیاسی که در سیستم کشور و فرهنگ ما فعال است را شناسائی کرده تا بتوانند مانع این انحراف باشند. چون به طور اعجاب انگیزی اندیشه اخوان المسلمینی که بر مدار خشونت دینی با شاخصه حذف شریعت و اخلاق با مقدس ترین نام ها دینی است در اندیشه برخی عالمان تئوری پرداز و سیاستمداران این سرزمین رسوخ کرده و‌گسترش يافته است

درباره شب عید فطر/ یادداشت استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

درباره شب عید فطر/ یادداشت استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۲۱ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۷:۰۰

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در مطلبی به مناسبت عید سعید فطر اینگونه آورده است: «امام سجاد (ع) در توصیه ای به فرزندانش فرمود: شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست _ لیس بدون اللیله (اقبال الاعمال/۲۳۱)

به تعبیر امام صادق (ع)؛ زمان گرفتن پاداش و جائزه رب العالمین است؛ لَيلَةُ الفِطرِ اللَّيلَةُ الَّتي يَستَوفي فيهَا الأَجيرُ أجرَهُ (الهدایه/۲۱۰)

امیرالمومنین (ع) فرمود: اگر برای شما امکان دارد شب عید فطر را در کثرت دعا و نماز و تلاوت قرآن قرار دهید؛ فَافعَل، وأكثِر فيهِنَّ مِنَ الدُّعاءِ وَالصَّلاةِ وتِلاوَةِ القُرآنِ. (مصباح المتهجد/۸۵۳)

شيخ مفيد می فرماید: از آثار بدست رسیده از مکتب وحی و اهلبیت این است که بر دعا و استغفار و دعا د شب عید فطر سفارش شده است. (المسارالشیعه/۲۹)

استاد علامه حسن زاده آملی (ره) می فرمود: حالات خوب و خوشی که در ماه رمضان داشتید تا ماه رمضان بعدی ادامه دهید تا در نفس شما رسوخ کند ، و آنگاه آثار آن را خواهید دید ، و اشاره به روایت می نمودند؛ امام صادق (ع) فرمود: هرگاه شخصی عملی انجام می‌دهد، تا یک‌سال ادامه دهد، سپس اگر خواهد به عمل دیگری منتقل شود. (کافی ج۲ ص۸۲)»

  • برچسب ها
  • شب عید فطر
  • عید فطر
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش پایانی

انتشار :‌ دوشنبه ۲۰ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۳:۴۱

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهایی اخلاقی بمناسبت ماه رمضان باعنوان «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! » و در بخش هشتم و پایانی که در اختیار شفقنا قرار داده، این گونه آورده است:

اشاره ؛
در زمینه اخلاقی‌شدن از خوبان عالم استمداد بجویید. اما روشن است که مراد کسانی نیستند که فاقد کمال باشند و در واقع دکان باز کرده‌اند و عرفان‌های کاذب را ترویج می‌کنند! این قماش افراد که چه بسا در لباس روحانیت هم دیده شوند، با تسبیح و گریه و صدا در گلو پیچاندن، از مردم مریدبازی مطالبه میکنند، و از حاکمان بدنبال قدرت و ثروت بنام اوقاف و خیریه و بیت المال و… هستند! اینان هستند که غبار غربت بر آرمان های اخلاقی مینشانند!

بسمه تعالی

از اموری که در شخصیت اخلاقی انسان موثر است، استمداد از ارواح عالیه، نفوس مطهره و انسان‌های برجسته معنوی است.
ما هرچقدر مطالعه کنیم و مراقبه داشته باشیم، برای اخلاقی‌شدن موثر است و در نفس ما اثر می‌گذارد.

از حرف‌های بی‌اساس وهابیت و برخی از روشنفکرانی که در نگاه‌های فکری آنها رسوب وهابیت جای گرفته، این است که مستقیم به خدا مراجعه می‌کنیم و کاری به واسطه‌ها نداریم.

انکار وسائط فیض الهی نوعی شرک است

منکر شدن نقش وسائط الهی و آنها که وسیله قرب به خداوند هستند، مانند انبیا و اولیای الهی، نوعی از شرک و دوری از توحید است.
خداوند در سوره مائده می‌فرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، یعنی ای مومنان در ارتباط با خدای عالم از مجاری فیض خدا بهره ببرید. طبیعتاً باید این سخن خدا را به گوش جان بشنویم.

وسائط فیض الهی موظف به دستگیری هستند

در آیه ۶۴ سوره نساء آمده است «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»، یعنی ای رسول خدا، وقتی مومنینی که گناهکار هستند و ظلمی به خود کرده‌اند، خدمت شما می‌رسند، شما واسطه شوید و برای آنها از خدای متعال طلب مغفرت کنید.
این امر خدا به پیامبر(ص) است که وقتی مومنی آمد و از خدای متعال طلب بازگشت و توبه کرد و درخواست کرد که برای او نیز استغفار کنید، شما برای او استغفار کنید. استمداد از خوبان عالم و از آبرومندان در درگاه حضرت حق‌تعالی یک نکته مهم و اساسی در قرآن شریف است.
پیش از پیامبر اکرم(ص) در مورد فرزندان یعقوب(ع) نیز چنین آمده است که فرزندان یعقوب(ع) به پدر عرض کردند که برای ما طلب استغفار کنید و یعقوب(ع) نیز فرمود برای شما استغفار می‌کنم که در آیه ۹۷ سوره یوسف به این مسئله پرداخته شده است؛ «قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ».
پیش از جریان یوسف(ع) و پس از جریان یوسف(ع) نیز این مسئله را شاهد هستیم و این دو نمونه در مورد استمداد از خوبان برای توبه و استغفار است.
اما در سوره مبارکه بقره، آیه ۶۱، این را داریم که بنی اسرائیل از موسی(ع) استمداد کردند که از خدا بخواه تا تنوع غذایی برای ما نازل کند که محصولات غذایی متنوعی داشته باشیم. بنابراین استمداد از نفوس کامله یک امر قرآنی است و مطلبی قابل انکار نیست.

واسطه فیض ، باید کامل مکمل باشد

عارفان، انسانی را نشان داده‌اند که می‌توان به او مراجعه کرد که اولاً باید انسان باشد، ثانیاً کامل باشد و ثالثاً مکمل باشد و قدرت تربیت نفوس در او باشد.
وقتی سخن این بزرگان را بررسی می‌کنیم به کلام بلند صاحب کتاب فتوحات مکیه می‌رسیم و تعبیر ایشان این است که انسان‌های کاملی که به نقطه‌ای رسیده‌اند که می‌توانند از دیگران هم دستگیری کنند، نه فقط در دنیا، بلکه در همه عوالم چون دست بازی دارند، هرکسی به آنها مراجعه کند، می‌توانند دستگیری کنند. آنچه که خدای عالم اراده کند، اینها تابع هستند و دستگیری می‌کنند.

اعتقاد به وساطت اولیاء غلو نیست

لذا اگر در اخلاق سفارش شده که به سراغ اولیای خدا برویم، چیزی نیست که به تعبیر برخی، شیعیان غالی آن را ترویج کرده باشند. این مسئله در کتب معتبر عارفان وجود دارد و غلوی وجود ندارد.

همین سخنی که ابن عربی دارد، مرحوم فیض کاشانی نیز در کتب اخلاقی خود دارد. مرحوم فیض می‌فرماید؛ حجت خدا (ع) که واسطه فیض ما و حضرت حق تعالی هستند، روح عالم محسوب می‌شوند ، چطور روح ما به بدن ما سیطره دارد، ائمه(ع) نیز روح این عالم هستند و آنچه آنها اراده کنند به اذن الهی، این عالم در محضر آنها است و تبعیت می‌کند.
پس باید سطح دید را بالا برد و تنها برای شفای مریض به ذوات مقدسه آنان مراجعه نکرد ، بلکه برای رسیدن به معرفت و اخلاق هم باید از آنان استمداد جست.

استمداد از نفوس کامله معصومین برای اخلاقی شدن ضروری است

ما وقتی که زندگی اولیای الهی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم به ما دستور دادند برای اخلاقی‌شدن، همه راه‌های اخلاقی را داشته باشید.
امام خمینی بیانی در کتابهای عرفانی دارد که قابل توجه است، می‌فرماید “تمایلات نفسانی به قدری قوی است که باید با ابزار مختلف به جنگ آن رفت و یکی از ابزار مهم استمداد و طلب کمک کردن از ارواح عالیه عالم و از نفوس کامله است.”

نباید فریب عارف نمایان را خورد

اگر ضرورت و دستور موکد عارفان و معلمان بزرگ اخلاق و معرفت این است که در زمینه اخلاقی‌شدن از خوبان عالم استمداد بجویید. اما روشن است که مراد آن بزرگواران معنوی ، کسانی نیستند که فاقد کمال باشند و رونمایی بر وجود ناقص خود قرار داده اند بنام “هدایت های اخلاقی و عرفانی” و در واقع دکان باز کرده‌اند و عرفان‌های کاذب را ترویج می‌کنند! این قماش افراد که چه بسا در لباس روحانیت هم دیده شوند که با تسبیح و گریه و صدا در گلو پیچاندن نسبت به مردم بدنبال مریدبازی هستند و نسبت به حاکمان بدنبال جمع آوری و بهرمندی از قدرت و ثروت بنام اوقاف و خیریه و بیت المال و… هستند! اینان در زبان پیامبر خدا ؛ “قُطاع الطریق_دزدان سرگردنه” هستند که باید از آنان پرهیز کرد . تردید نفرمایید که اینان هستند که غبار غربت بر آرمان های اخلاقی مینشانند و جامعه را از اخلاق بیگانه میکنند !

این سلسله مقالات که بدرخواست پایگاه بین المللی شیعه ، شفقنا تقدیم شد به پایان میرسد و امید است توفیق یار شود و بار دیگر مباحث بعدی مورد بررسی و عرضه قرار گیرد.
وماتوفیقی الا بالله الکریم.

بیشتر بخوانید:

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش دوم

«غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش سوم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

«غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش چهارم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش پنجم

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش ششم‌

«غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش هفتم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

  • برچسب ها
  • غبار غربت بر آرمانهای اخلاقی
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

«غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش هفتم/ نوشتاری از استاد هادی...

جایگاه “فهم مردم” در حکومتِ علی (ع) و در سلطنت معاویه؛...

شب قدر را از دست ندهیم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

«غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

استاد هادی سروش: «مگر می‌شود روحانی رانت بخورد، زندگی لاکچری داشته...

گوینده “گوشت تلخ” و سماجت بر غلط گذشته و دو خطای جدید!  نوشته هادی سروش

گوینده “گوشت تلخ” و سماجت بر غلط گذشته و دو خطای جدید!

۱۹ فروردین ۱۴۰۳

۰ زمان تقریبی مطالعه ۲ دقیقه

بنی امیه و تزریق فسق به متن دین برای استمرار حاکمیت | هادی سروش

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

گوینده “گوشت تلخ” بعد از آن گفتار بسیار غلطش که محتوا و ظاهر آن کاملا با مقام شامخ رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) منافات جوهری داشت؛ در شب بعد بار دیگر در رسانه حکومتی ظاهر شد و با چهره ای مضطرب و صدای لرزان با توهم وجود طرفداران زیاد و حمایت آنان از کلام گذشته اش! به توجیه سخن شب گذشته خود پرداخت!

وی اضافه بر خطای فاحش گذشته اش که باعث بیانیه حدود ده استاد شناخته شده حوزه قم شد و نیز فرهیختگان گرامی علوم حوزوی اظهار ناراحتی نموده و اقدام به پاسخ نمودند، بار دیگر خطا دوم و سوم را مرتکب شد!

خطاء دوم او این است عبارت خود را توجیه کرد که آنچه گفته بوده؛ قضاوت دیگران بوده و نه حرف خود! عجبا؛ در جاییکه اکثر شنوندگان از عبارت جلسه قبل ایشان برداشت اهانت کردند، چگونه توجیه بر خلاف افکار عمومی میکند؟! چون عبارت صریحش این بود : «پیامبر وضعیتی درست کرده بود که حتی یک رفیق نه برای خودش و نه برای امام علی نمانده بود. فکر نکنیم پیامبر مهربان بود، امام علی خشن و گوشت‌تلخ، پیامبر به‌خاطر گوشت‌تلخی همه را از خود می‌تاراند.»! با دقت به عبارات و استخدام کلمات و فعل هایی که استفاده نموده، راه هر گونه توجیه را میبندد.

خطاء سوم؛ در آیه پایانی سوره فتح دست برده و تفسیر من درآوردی از آن آیه مطرح کرد! ایشان آیه «اشداء علی الکفار» به “اشداء علی الحساد” برگرداند!
شگفتا! حسد بجای کفر؟!

در فقه تصریح شده؛ کفر -بمعنای جحود، یعنی؛ انکارِ دانسته، با حق- دارای حکم شرعی اعدام است، ولی حکم شرعی “حسد” تا زمانیکه به شخصِ مورد حسادت از سوی حسدبرنده آسیب نرسد، اصلا مورد عقاب اُخروی نیست تا چه برسد به عقاب دنیوی.

ای کاش گوینده این شبهای رسانه حکومتی، حداقل بحث “برائت” کتاب رسائل -که هر طلبه ای در سال هشتم میخواند- را خوانده بود تا تفاوت ماهوی حسد و کفر را دانسته و در جایگزین کردن حسد بجای کفر، دست در آیه نمیبرد.

در پایان دو مطلب را تقدیم دارم و حتما برای جوانان عزیز مغتنم است؛

اول؛ جمله ای یک وقت در درس از استاد عظیم الشان آیت الله جوادی آملی (ادام الله بقائه) در مورد جریان انحرافی سقیفه شنیدم که فرمودند؛ آنان خواستند بر جایگاه عصمت تکیه زنند و چون نتوانستند خود را بالا کشند، رسول الله (ص) را (معاذالله) پایین کشیدند!

دوم؛ باید سخنان افراد را با توجه به منظومه فکریشان بشنویم و معنا کنیم.
امروز؛ ما درمقابل جریانی هستیم که گوینده و سخنگوی آن به صراحت؛ از یک سوی ولایت را مقدم بر عدالت و اخلاق دانسته و اخلاق را در برابر دین قرار میدهد! و از سوی دیگر؛ مقام معصوم (ع) را پایین کشیده تا بتوانند مشکلات امروز را توجیه کنند.

پاسخ هادی سروش به گوشت تلخ پناهیان

پاسخ هادی سروش به گوشت تلخ پناهیان

باتهمتِ "گوشت تلخ" به شیرین‌ترین‌های هستی، نمی‌توانید تلخی‌های‌تان را شیرین کنید!

۱۸ فروردین ۱۴۰۳

۰ زمان تقریبی مطالعه ۳ دقیقه

پاسخی به گوشت تلخ پناهیان

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در واکنش به اظهارات حجت الاسلام علیرضا پناهیان در تلویزیون درباره‌ی خلق و خوی پیامبر اسلام و حضرت علی نوشت:

هر دم از این باغ بری می‌رسد ، تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد!

صاحب آنتن زنده و مویَد من جمیع الجهات، بار دیگر شگفتی آفرید!
ایشان ! بعد از ارائه نظریه “تقدم ولایت بر عدالت” و “استواری بعثت برقدرت ونه اخلاق”، در سحر ماه مبارک رمضان در برنامه زنده رسانه فراگیر حکومتی دادِ از “تلخی گوشت پیامبر و علی” زد!

سخن ما این است ؛ باتهمتِ “گوشت تلخ” به شیرین ترین های هستی، نمیتوانید تلخ های تان را شیرین کنید! و دیگر سخنی نداریم .
اما با چند جوانی که احیانا تصور میکنند محبوبشان آنچه میگوید مطابق با موازین دین است ، سخنی استدلالی و مستند به منابع دینی داریم تا نکند که بعد از مدتی خدای ناکرده ببینند که همه دین خود را خرج احساسات خود کرده و کالای بازار دنیای دیگران را حمل کرده‌اند!

قرآن و حدیث و تاریخ نشان از پیامبر (ص) به عنوان شیرین ترین گوهر عالَم هستی دارد و علی (ع) لحظه ای در علم و عمل جدای از رسول مهربان خدا (ص)‌ نیست ، بعد از رسول الله (ص) شیرین ترین جهان هستی است.
این مدعا، با توجه مختصری به منابع دینی قابل دسترسی است.

قرآن در عظمت اخلاقی و شیرینی رسول الله (ص) برای همگان در مراحل مختلف توصیف خواندنی دارد ؛

در مرحله نخست در رابطه با شیرینی اخلاق و سیره او نسبت به همگان فرمود : “انک لعلی خلق عظیم” (قلم/۴)

در مرحله بعد ؛ خدای متعال نسبت به خصوص مومنان ، شیرینی رفتار او را چنین ترسیم فرمود : “لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ ؛ – قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏ شما در رنج بيفتيد در مورد شما مشتاق و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است.﴿توبه/۱۲۸﴾

او مشمول دستورِ به پهن کردن بال محبت برای مومنان بود ؛ “وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ” (شعراء ۲۱۵) و بخوبی موفق شد و خدا او را تایید کرد ؛ “فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ” (آل عمران/۱۵۹)تحقق مفاد این آیات در سراسر زندگی پیامبر دیده میشود ، به عنوان نمونه ؛ رسول رحمت الهی (ص) در غم و شادي همراه مردم بود. لذا به تشيع جنازه آنها مي رفت و در دورترين نقطه شهر مدينه به عيادت مريض مي رفت؛ “يشيع الجنائز و يعود المرضي في اقصي المدينه.” (بحار۲۲۸/۱۶)

در مرحله سوم ؛ شیرینی سبک و سیره او در قبال نادانان و حتی دشمنان است که دستور به عفو و خیرخواهی و گذر از جهالت هاست ؛ “خذالعفو و امربالعرف و اعرض عن الجاهلین” (اعراف۱۹۹)

از این روست که در کتاب معروف “تاریخ دمشق” لیست افرادی آمده که پیامبر مبالغ زیادی را به آنان داده ، و در این بین آنان نام ابوسفیان و تبار او به چشم می خورد ،حتا پیامبر (ص) از سهم خود از خمس هم به مشرکان میداده است.

🔸️شیرینی وجود مبارک پیامبر (ص) در کلمات اصحاب او -از مردان و زنان- قابل شمارش نیست.

به عنوان نمونه ؛ همسر عمرو بن جموح بر شتری بعد از جنگ اُحد جنازه همسر و برادر و فرزندش که هر سه در جنگ احد شهید شده بودند را به سمت شهر حمل می کرد و می گفت: «همین که رسول الله (ص) در سلامتی میبینم باعث است که مصائب­ی با آن مواجه هستم را آسان ببینم ». (سیره ابن هشام،ج۱ص۶۷۷)

🔸️مگر امکان دارد کسی “گوشت تلخ”! باشد و جوامع بشری را یکی پس از دیگری فتح کند؟!

این فتح ها ریشه در فتح مدنیه دارد که مردم با اخلاق و ادب و فرهنگ غنی اسلام مواجه میشدند و مسلمان میشدند، تا جائیکه گفته اند : “فتحت المدینه بالقرآن”.

‼️اینجاست که دشمن شماره اول پیامبر -ابوسفیان- اعتراف میکند: «قیصر و کسری و پادشاهان آن رادیدم امّا به اندازه­ای که ارادت و محبت در میان مسلمین و پیامبرش دیدم در جائی ندیدم». (بحار،ج۲۱ص۹۹)

چقدر زیبا نهایت نفوذ پیامبر (ص) را حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه به این عبارت ترسیم فرمود که دلها مملو از محبت پیامبر خدا شد و چشم ها دیگر تمایلی به دیدن غیر پیامبر نداشت : «تملا القلوب و العیون غنیً …» (خ/۱۹۲)

استاد مطهری در مورد نفوذ محبت او در دلها مثال میزند و میگوید، “نوعی هیپنوتیزم وسیع بوده است.”

وقتی سبک و سیره رسول مهربان خدا بدین شکل است ، رفتار پر محبت حضرت امیرالمومنین با دوست و دشمن روشن است و جای تریدی نمیگذارد . و روایت “علی خشن فی ذات الله” که در این برنامه گوینده خواند ، اگر دارای سند قابل پذیرشی باشد مربوط به جریانی خاص است در رابطه مستقیم با “حرام شرعی و حق الناس” است که دوستان میتوانند مراجعه کنند.

در پایان ؛ نسبت به توهین به ساحت مقدس رسول الله (ص)‌ و امیرالمومنین (ع) در “رسانه حکومت” که حاصل خون صدها هزاران شهید عزیز بوده ، اظهار شرمندگی فراوان داریم .

اللهم انا نشکو الیک

راه مخالفت با "علوم و معارف عقلی" بُن بست است!  یادداشتی از:�هادی سروش

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

راه مخالفت با "علوم و معارف عقلی" بُن بست است!

یادداشتی از: هادی سروش

راه مخالفت با

در این روزها کلیپی منتشر شده که یکی از اساتید در گذشته حوزه در محضر یکی از مراجع به نقل خاطره ای از نجف میپردازد که خروجی آن ضدیت مرجعیت بزرگ نجف در دهه ۳۰ با فلسفه بوده . حال شرائط حوزه در ان روز چه بوده که آن مرجع چنین تشخیصی داشته ، میتواند محل نقد و بررسی باشد .

سخن در اینجاست که پخش این سنخ کلیپ ها ، آن هم توسط پایگاه های فضای مجازی که بنام برخی از رجال برجسته علم چه ضرورتی دارد ویا چه تاثیری بر نهاد علم و اندیشه دینی دارد؟! آیا خود آنان اگربودند، راضی به این شکل کار بودند؟!

کلی تر عرض کنم ؛ آیا شرائط کنونی درس و بحث در رشته های "علوم عقلی" در حوزه علمیه قم که بخشی از آن حکایت از عدم توانایی مدیریت ها دارد، مطلوب است؟! در حالیکه در دهه ۷۰ و ۸۰ ، شرائط تعلیم و تعلم دروس فلسفه و عرفان در حوزه علمیه قم قابل قبول و افتخار آمیز بود.

به نظر اینجانب به عنوان یک فرد کوچک که بیشترین سالهای عمرم را در حوزه گذارنده و با جامعه و جوانان و رسانه ها در ارتباط هستم، این است ؛

اول : علوم عقلی مانند ؛ فلسفه و عرفان نظری ، رشته ای از علوم حوزوی است که ساختاری به قدمت رشته های دیگر علوم حوزوی چون ادبیات و فقه و اصول و تفسیر دارد و همیشه بوده و خواهد بود و قابل حذف نیست.

دوم : این تبلیغات سوء در رابطه با یک دانش دینی-عقلی؛ هیچ تاثیری در پیشبرد اهداف کسانیکه ضدیت با فلسفه و علوم عقلی دارند، ندارد ، غیر از اینکه عده ای را صاحب انگیزه میکند که این رشته از علوم را دنبال کنند و بازارش را داغ تر نمایند ، و نیز عده ای دیگر که روش سکولارانه دارند ؛ بهانه ای پیدا مبکنند تا بر کل دانش دینی و علماء دینی بتازند!

سوم : این اختلافات در نگاه های به رشته های علوم دینی ، در واقع ؛ نگاه های درون حوزوی است که نمیتواند برای دردهای بیرون ، نسخه کامل و شفابخش باشد .

چهارم : بیرون از حوزه ، مطالبه ی جامعه جستجوگر و علم دوست از عالم دینی ؛ آشنایی به زبان روز است ، و قطعا فلسفه و استدلال بر واقعیات جدای از زبان روز نیست .

پنجم : آیا به خطر حذف "علوم عقلی و اندیشه های خردمحور" فکر کرده ایم؟!

روزی احمد حنبل به داعیه ترویج "حدیث"؛ درب "عقل" را بست! و امروز در پیروان او "داعش خونخوار" پدید آمده و خود اهل سنت هم نمیدانند چگونه آن را رام کنند!

ششم‌ : هر فهم بشری که خود را پایگاه علمی از علوم ظهور و بروز میدهد؛ خوبیها و نقاط ضعف دارد ، و هر اندیشمند و فقیه و یا فیلسوفی نگاه محتاطانه به غیر تفکر و روش فکری خود را دارد ، پس تمسک به آن احتیاط ها و یا قضاوتها برای مردود دانستن یک علم ملاک نیست.

هفتم : ما به عنوان یک مسلمان دارای دو منبع سرشار بنام وحی و عقل هستیم که هر دو برای ما "حجت" هستند و هر چقدر بتوانیم از این دو منبع بیشتر بهرمند باشیم ، عینِ سعادت است و روش های استفاده از این دو منبع متفاوت است و البته ارزشمند .

هشتم : بعد از کار طاقت فرسای دو اندیشمند فقیه و عقل گرا در حوزه علوم عقلی - یکی در عرفان نظری و دیگری در فلسفه اسلامی- یعنی ؛ فقیهِ متفاوت و عارف خبیر به حقائق امام خمینی ، و چهره پرافتخار حوزه در عصر حاضر علامه طباطبایی، دو رشته مهم از علوم عقلی به شکل خوب و مدون در آمده است که قابلیت متن درسی دارد و از حشو و زوائد و عبارات سوال برانگیز مُنقح شده است. آثار آن دو بزرگوار در این راستا از این قرار است ؛ سه متن سنگین و بی نظیر امام خمینی در عرفان نظری؛ مصباح الهدایه ، شرح دعای سحر و تعلیقات بر فصوص الحکم . و نیز سه اثر گرانبهای علامه طباطبائی در فلسفه اسلامی ؛ بدائه الحکمه ، نهایه الحکمه و کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم.

البته در مقام ذکرِ شرح و تدریس آثار نام برده، نمیتوان از دو استاد بزرگ و عزیزم که در این سالها کمر همت بلند و عالی در ارتقاء دانش عقلی و معرفتی حوزه بستند ، نام نبرم ، یعنی ؛ حضرت استاد آیت الله حسن زاده آملی (رضوان الله علیه) و حضرت استاد آیت الله جوادی آملی (حفظه الله).

خداوند بر درجات همه عالمان ربانی؛ فقیهان بزرگ و حکیمان و عارفان افزوده و ما را از آثار ارزشمندشان محروم نفرماید

ساخت مسجد الزامات اخلاقی و حدود شرعی ،  هادی سروش

    • روزنامه هم میهن ۱۴ فروردین ۱۴۰۳۰۰:۰۰

    ساخت مسجد الزامات اخلاقی و حدود شرعی

    ساخت مسجد الزامات اخلاقی و حدود شرعی

    ساخت و اداره مسجد، حدود شرعی و شروط فقهی و الزامات اخلاقی دارد و نباید مورد بی‌توجهی قرار گیرد، چنانکه بنا به صراحت قرآن مسجدسازی و مسجدداری، باید با توحید و اخلاص همراه باشد.

    هادی سروش؛ استاد حوزه علمیه

    ساخت این جایگاه مقدس و اداره آن نباید به منظور سیاست‌بازی یا برای تقویت یک جناح‌سیاسی انجام شود. مسجد یکی از شاخصه‌های دین است و در فقه ترویج بر دین تحسین شده اما در همان فقه، مطرح است که ترویج دینداری نباید به شکلی باشد که باعث تنفیر (نفرت افکار عمومی نسبت به دین) شود.

    در مسائل مربوط به حقوق معنوی مردم، اگر تعدی صورت گیرد یا افکار عمومی پذیرای آن نباشد و باعث نفرت و گریز مردم از دین شود، فقه نه‌تنها از آن استقبال نمی‌کند که در برخی موارد که مسئله مذکور باعث صدمه به آبروی دین یا خروج مردم از دین شود،‌ در برابر آن می‌ایستد و موضعی مخالف دارد.

    همانطور که اگر مسجدی باعث تفرقه باشد، به‌لحاظ شرعی مسجد نیست. «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ‌الْمُؤْمِنِینَ (توبه / ۱۰۷)» مسجد بسیار مهم و دارای شرایط ویژه‌ای‌ است. ازیک‌طرف به‌عنوان محل نماز، باید احکام مکان مصلی در آن رعایت شود و ازسوی‌دیگر عنوان مسجد عنوانی محدودکننده است و مانند عنوانِ نمازخانه نیست که بعداً بتوان آن را تخریب کرد یا تغییر کاربری داد. ساخت مسجد با موضوع «وقف» در فقه آمیخته است که احکامی جدی به‌دنبال دارد. چند نکته در مسجدسازی باید موردتوجه قرار گیرد که در ادامه توضیح داده می‌شود:

    ۱- زمین مسجد: زمینی که قرار است مسجد در آن بنا شود، باید صددرصد از نظر مالکیت شناخته شده و از نظر شرعی مورد تایید باشد. اگر مالکیت زمین دچار هرگونه مردودیت و منع باشد، ساخت مسجد در آن نامشروع است، چنانچه اگر مالکیت زمین مورد شبهه باشد، ساخت مسجد در آن به‌لحاظ فقهی دارای ایراد است، چون زمین مسجد باید کاملاً پاک باشد. ساخت مسجد در زمینی که دارای مالکیت شخصی است یا زمینی که مالک شخصی دارد و در حال حاضر مشخص نیست مالک کجاست و درنتیجه رضایت او قابل کسب نباشد یا زمینی که از اموال عمومی خاص است، قطعاً محل اشکال است.

    درباره اموال عمومی یا بیت‌المال باید به این مسئله توجه شود که بیت‌المال بر دو نوع است؛ اموال عمومی مطلق (آزاد) و اموال عمومی که طبق قانون و یا در یک قرارداد شرعی تعریف شده‌اند، بر این اساس ساخت مسجد در زمینی که از طرف مالک خصوصی برای ساخت پارک، بیمارستان و... وقف شده یا ساخت مسجد در زمینی که از اموال عمومی بوده اما کاربری آن تعریف شده باشد مانند پارک، تفرجگاه عمومی،‌ خیابان و... اشکال فقهی دارد. بنابراین زمینی که مالک شخصی دارد حتماً باید توسط او برای ساخت مسجد واگذار شود و اگر از اموال عمومی است، باید طبق ضوابط عمل شود.

    2- مسجدیتِ مسجد: اگر حدود شرعی و ضوابط فقهی در مورد مسجدی حاصل بود و ایرادات مرتبط با زمین و مالک زمین وجود نداشت و قرار شد زمینی تبدیل به مسجد شود، آن بنا در دو صورت مسجد می‌شود؛ یکی اینکه صیغه وقف خوانده شود و شکل دوم که یک مکان را مسجد می‌کند آن است که بعد از ساخت بنای مسجد و محفوظ‌بودن همه ضوابط فقهی، عموم مردم در آن نماز بخوانند. دراین‌صورت نیز آن مکان مسجد خواهد بود.

    3- جایی که مسجدیت محقق نمی‌شود: مسجدی که برخلاف موازین فقهی ساخته شود، مسجد نیست و به لحاظ شرعی باید تغییر کاربری داده شود. به این معنی که اگر زمین مالک خصوصی دارد، باید آن بنا تخریب و زمین به مالک بازگردانده شود. اگر زمین برای کاربری غیر از مسجد مانند پارک، بیمارستان و... وقف یا ازسوی مالک شرط شده بوده،‌ بنایی که به‌عنوان مسجد ساخته شده، باید تخریب و به‌شکل اولیه بازگردانده شده و مطابق با خواسته واقف، مورد کاربری قرار گیرد. این مطالب مورد اختلاف فقها نیست و آنها دراین‌زمینه متفق‌القول هستند.

    4- مسجدی که نماز در آن شبهه پیدا کند: نماز خواندن در مسجدی که زمین یا مصالح آن مشکل شرعی دارد و در تعریفِ «غصب» مندرج باشد، شبهه شرعی پیدا می‌کند، یعنی از مکلفی که در آن مسجد نماز بخواند، نماز برداشته نمی‌شود و باید در مکان مباح دیگری نماز خود را اعاده کند. نماز در مسجدی که برخلاف خواست و اهداف واقف ساخته شده، محل ایراد مهم فقهی است، همانطور که مسجدی که مسجد «ضرار» باشد، مشکل فقهی دارد. اما نماز خواندن در مسجدی که باعث تنفیر از دین شده باشد، اگرچه نمی‌توان از دیدگاه فقهی باطل دانست، اما فضیلت نمازخواندن در مسجد را هم ندارد و خالی از عنصر معنوی است

    https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-14139

    استاد هادی سروش: نمی توانیم تمام حقیقت “فزت و رب الکعبه” را دریابیم

    شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

    استاد هادی سروش: نمی توانیم تمام حقیقت “فزت و رب الکعبه” را دریابیم!

    انتشار :‌ دوشنبه ۱۳ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۰۹:۴۴

    شفقنا- حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری در شرح “فُزتُ و رب الکعبه” آورده است: “فُزتُ ورب الکعبه” اولین جمله حضرت امیرالمومنین و وصی رسول رب العالمین علی بن ابیطالب (ع) بعد از ضربتی بود که منجر به شهادت آن عزیز عالَم هستی شد و قطعا این جمله باید خیلی مهم و پر معنا باشد که در آن لحظات امام اول شیعیان بر زبان آورده است.

    به نظرم؛ شرح و یا حداقل مفاد این جمله را در جملاتِ دو روز پایانی عمرِشریف امیرالمومنین جستجو کرد. چرا که امیرالمومنین در طلیعه صبح ۱۹ رمضان ضربت خورد و در حدود فجر ۲۱ رمضان به شهادت رسید. این حدود ۴۸ ساعت از ساعات طلایی است که میتوان با نگاه به حالات و جملات امام علی از دنیای پر راز او دور نمایی بدست آورد، و جمله ؛ “فزت و رب الکعبه” کلید آن صندوق پر راز روح علی (ع) است.

    معنای “فزت ورب الکعبه”

    قبل تبیین و تفسیر این جمله، عرضه دارم‌؛

    این جمله را دو عالِمِ سرآمد در شیعه و سنی نقل کرده اند، یعنی ؛ جناب سید رضی (قرن چهارم) و ابن اثیر (قرن ششم)

    و اما معنای “فزت و رب الکعبه” ، ترجمه این جمله چنین معروف است؛ به خدای کعبه قسم که به فوز رسیدم.

    معنا این جمله بسیار مهم است ؛ مشهور این عبارت را بمعنای رستگار شدم معنا می کنند، ولی این ترجمه دقیق نیست.

    مشکل این است که برخی کلمات زبان فصیح عربی؛ با یک کلمه فارسی قابل برگشت نیست.

    به نظر معنای این جمله با توجه به کتابهای لغت قدیم بمعنای “با سلامتی به مقصد رسیدم” است.

    علامه جعفری به معنای رها شدم ترجمه کرده و مقصود امام را در خیر مقدم به مرگ دانسته.

    و استاد آیت الله مطهری مفهوم این جمله را خوشحالی حضرت دانسته و می گوید: “علی(ع) وقتی می بیند مرگش به صورت شهادت نصیبش شده از خوشحالی در پوست نمی گنجد، لذا در لحظات آخرین حیاتش می فرماید: به خدا سوگند هیچ امر مکروه و خلاف انتظاری برای من رخ نداده است، همان رخ داد که می خواستم و به آرزوی خود که شهادت است رسیدم، مثل من مثل کسی است که شب تاریک در جستجوی آب در صحرایی می گردم، ناگاه چاه آبی یا سرچشمه ای پیدا می کند، مثل من مثل جوینده ای است که به مطلوب خود نائل گشته است.”

    به نظر می رسد با توجه به معنای زیبایی که استاد شهید مطهری ارائه نمودند، اما راه برای پژوهش بیشتر باقی است و آیه �ان الله مع الذین اتقوا و هم محسنون� دربردارنده مقصود حضرت امیر از جمله “فزت ورب الکعبه” است که با توجه به روایت ذیل ، توضیح تقدیم میشود.

    ملاقات های مهم امام علی در بستر شهادت

    امیرالمومنین در طول این دو روز بعد از ضربت تا لحظه شهادت، ملاقات های مختصری دارد که تاریخ ضبط کرده و هرکدام درخور بررسی و شرح است . یکی از آنها ملاقاتی است که امام علی گزارشِ از دیدن عالَم ملکوت میدهد و سپس آیه مهمی را میخواند . متن روایت چنین است؛

    یکی از شیعیان بنام حبیب بن عمر است که توفیق یافت و به ملاقات امام در روز آخر شتافت. او زمانی وارد می شود که زخم سر را باز کرده اند و وقتی عمق زخم را دید به حضرت عرضه داشت: این چه مصیبتی است که بر شما مولای من؟ حضرت با ضعف پاسخ داد: دیگر همین ساعت ها از میان شما جدا خواهم شد.

    ام کلثوم که پشت در ایستاده بود، شنید و شروع کرد به بلند بلند گریه کردن. حضرت پرسید: دخترم! چرا گریه می‌کنی؟ عرض کرد: به خاطر جدا شدن از شما و اینکه شما می‌خواهید ما را ترک کنید. امام فرمود: دخترم! اگر آنچه را من می‌بینم، تو هم می‌دیدی، هرگز برای من گریه نمی‌کردی.

    در اینجا حبیب پرسید مولایم چه می بینید؟ امیرالمومنین فرمود: صفی از ملائکه را می‌بینم که در انتظار و استقبال من ایستاده اند و رسول خدا را می‌بینم که آغوش باز کرده و می‌گوید: جایگاهی والا در بهشت برای تو فراهم است، زود به ما ملحق شو. و سپس آیه ۱۲۸ سوره نحل که آخرین آیه سوره نحل است را امام خواند : �ان الله مع الذین اتقوا و هم محسنون�

    حضرت امیر با دو حقیقت زندگی کرد

    بر اساس این آیه ، حضرت امیر با دو حقیقت زندگی کرده است و از زندگی با این حقیقت در کمال رضایت است و لذا در پایان میگوید ؛ به سلامت رسیدم..

    به جهت اهمیت مطلب ، تکرار میکنم ؛ انتخاب آیه �ان الله مع الذین اتقوا و هم محسنون� توسط امیرمومنان در آخرین لحظات و آن هم به عنوان آخرین جملات ، نشان از این است که این دو حقیقت هم مقصد و مقصود او بوده و ریشه عبارت ‘فزت ورب الکعبه’ گفتن علی است.

    اول؛ ارتباط با خدا، و دوم ؛ توفیق به احسان و نیکوکاری

    این دو حقیقت آنچنان وسیع است که ممکن است هر کسی با هر اندیشه و عقیده دینی قبول داشته باشد ، لکن هر کسی تفسیر مورد پسند و منطبق با آیین خود را ارائه کند.

    ما بدنبال شرح اندیشه علی (ع)‌ در پس این جمله هستیم که حاوی این دوحقیقت است ، و شرح این دو حقیقت -ارتباط با خدا و احسان به مردم- باید در کلام خود حضرت امیر (ع) که در نهج البلاغه آمده ، باید دیده شود و تفسیر شود.

    نهج البلاغه و شرح ‘فزت ورب الکعبه’

    نامه شماره ۴۷ نهج البلاغه که حاوی وصایای حضرت علی به دو فرزندش امام حسن و امام حسین است ، شرح شکلِ ارتباط با خدا و احسان به مردم ترسیم شده است و با تکرار واژه دلنشین “الله الله” در هر بندی قرار دارد.

    ترسیم شکل ارتباط با خدا

    در قسمتی از آن نامه نورانی چنین آمده؛

    اُوصيكُما بِتَقْوَى اللّهِ، وَ اَنْ لاتَبْغِيَا الدُّنْيا وَ اِنْ بَغَتْكُما، وَ لاتَأْسَفا عَلى شَىْء مِنْها زُوِىَ عَنْكُما.وَقُولا بِالْحَقِّ، وَاعْمَلااَْجْرِ.

    شما را به تقواى الهى سفارش مى نمايم، و اينكه دنيا را مجوييد گرچه دنيا شما را بجويد، و بر آنچه از دنيا ازدستتان رفته متأسّف نباشيد. حق بگوييد، و براى ثواب الهى بكوشيد.

    اللّهَ اللّهَ فِى الْقُرْآنِ، لايَسْبِقْكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ

    خدا را خدا را درباره قرآن، نيايد كه ديگران در عمل به آن از شما پيشى جويند.

    وَاللّهَ اللّهَ فِى الصَّلاةِ، فَاِنَّها عَمُودُ دينِكُمْ.

    خدا را خدا را درباره نماز، كه نماز عمود دين شماست.

    وَاللّهَ اللّهَ فى بَيْتِ رَبِّكُمْ، لاتُخَلُّوهُ ما بَقيتُمْ، فَاِنَّهُ اِنْ تُرِكَ لَمْ تُناظَرُوا.

    خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان، تا وقتى هستيد آنجارا خالى مگذاريد، كه اگر خالى گذاشته شود از كيفر حق مهلت نيابيد.

    وَ اللّهَ اللّهَ فِى الْجِهادِ بِاَمْوالِكُمْ وَ اَنْفُسِكُمْ وَ اَلْسِنَتِكُمْ فى سَبيلِ اللّهِ.

    خدا را خدا را در باره جهاد با اموال و جان و زبانتان در راه خدا

    ترسیم شکل احسان و نیکوکاری

    در فرازهای بعدی ، امام علی احسان و نیکوکاری به مردم را توصیف میفرماید؛

    ارتباط صمیمانه با جامعه

    علَيْكُمْ بِالتَّواصُلِ وَ التَّباذُلِ، وَ اِيّاكُمْ وَ التَّدابُرَ و التَّقاطُعَ.

    بر شما باد به پيوند و دوستی با هم و بخشش مال به يكديگر، و بپرهيزيد از پشت کردن و بریدنِ از یکدیگر.

    با دست خود زمینه حاکمیت اشرار را مهیا نکنید

    لاتَتْرُكُوا الاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ فيُوَلّى عَلَيْكُمْ اَشْرارُكُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا يُسْتَجابُ لَكُمْ.

    و قطع رابطه با هم. امر به معروف و نهى از منكر را وانگذاريد كه بدكارانتان بر شـما مسـلّط شوند، آن گاه دعـا كنيد و به اجابـت نرسـد.

    نسبت به ظلم بی خیالی نارواست

    وَ كُونا لِلظّالِمِ خَصْماً، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.

    دشمن ستمگر و يار ستمديده باشيد.

    حق حماسه سازی و ریختن خون مردم را به بهانه کشته شدن من ، ندارید

    لاَ أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ: قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ. أَلَا لَا تَقْتُلُنْ بِي إِلَّا قَاتِلِي أَنْظُرُوا إِذَا أَنَا مِثْ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ،

    نبینم شما را که در خون مسلمانان فروافتید و بگویید: امیرمؤمنان کشته شد! بدانید که به قصاص خون من فقط قاتلم كشته می‌شود.

    و در نامه ۲۳ تصریح میفرماید :

    اگر بمانم ، خودم صاحب خونم هستم و عفو میکنم..

    سخن پایانی ؛ تا اینجا جمله “فزت ورب الکعبه” را به این حقیقت بر اساس نهج البلاغه تفسیر نمودیم ؛ “به خدای کعبه قسم‌؛ با سلامت به تمام خواسته خود در ارتباط با خدا و توفیق برای نیکوکاری و احسان نائل آمدم”.

    اما ، اعتراف میکنیم ؛ ما نمیتوانیم تمام حقیقت “فزت ورب الکعبه” را دریابیم!

    بله هرچه با نهج البلاغه اُنس بیشتری پیدا کنیم ، میتوانیم به مقصد و مقصود مولایمان از دور راهی داشته باشیم . ان شاءالله

    شب قدر را از دست ندهیم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

    شب قدر را از دست ندهیم/ نوشتاری از استاد هادی سروش

    شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی در کانال تلگرامی خود به مناسبت فرارسیدن شب های قدر آورده است: «تمام حرف در مورد شب قدر در سوره قدر آمده و تمام حرفی که می توان از سوره قدر استنباط نمود، در چند کلمه خلاصه می شود؛ اول ؛ در شب قدر سراسر جهان طبیعت و ماده با سراسر جهان ماورای طبیعت، یعنی عالَم غیب و ملکوت ارتباط پیدا می کند. دوم؛ این ارتباط اینقدر بالا برنده است که می تواند مسافر خود را به اندازه هزار ماه -حدود هشتاد سال- بالا ببرد و ارتقاء ببخشد . سوم ؛ این راه که در شب قدر از طبیعت تا ماورای طبیعت کشیده شده مرتبط با وجود امام زمان (عج) است و قافله سالار شب قدری ها؛ امام مهدی (ع) است.

    ️ شب قدر، شب گرفتن است. البته منافات ندارد با این مطلب که بگوییم در شب قدر فیوضاتی را مجانا می دهند، بله کرامات خدای مهربان به انسان یک دست نیست ، برخی رایگان و بدون زحمت ، عنایت می کنند و برخی کرامات خاص و ویژه را با خواستن می دهند. در آیه ۱۸۷ سوره بقره که در رابطه با احکام روزه است فرمود: از آنچه خدا برای شما قرار داده ، بگیرید؛ – «وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللهُ لَكُمْ».

    در شب قدر کرامات و فیوضات و الطافشان که تامین کننده یکسال آدمی است را می دهند و باید رفت و گرفت. در شب قدر ؛ هم دنیا می دهند و هم معنویت و آخرت. نوشتم در شب قدر برای یکسال از الطافشان می دهند، اما به قول استاد عزیزمان علامه حسن زاده آملی (اعلی الله مقامه) اگر دهانِ روحت برای غذای بیشتر آمادگی دارد ، برای گرفتن فیوضات تنگ نظری روا نیست که خود را محدود برای یکسال کنی ، بلکه طلب رحمت و سعادت و گشایش و آرامش ابدی نمایید.

    ️ زنده ها از شب قدر بهرمند هستند. هر کسی بقدر زنده بودنِ معنویت در قلبش از شب قدر بهرمند است. اما وای بحال مرده دلانی که شب قدر را در غفلت و بی خبری سپری کنند ! نمی گویم عذاب می شوند چون خدا هیچ بنده ای را بر مستحبات عذاب نمی کند، بلکه می خواهم بگویم ؛ مرده دلان و غافلان از بهترین ها محروم می مانند!

    استاد مطهری درباره مراتب مردگی در شب قدر می گوید: «شب زنده داری به زنده بودن معنوی انسان است. برخی میخورند و تکان نمی خورند تا صبح این شب شان مرده است! برخی شب را به فسق می گذارنند این شب شان از گروه قبل مرده تر است! و اما برخی شب را زنده نگه می دارند یعنی به حیات معنوی می دهند.»

    ️ اگر مقدار استفاده از شب قدر را می خواهید بدانید ، کافی است نظری کنید و ببینید خوبانِ مقرب درگاه خدا از شب قدر چه بُردی می کنند ، سپس تکلیف ما هم روشن می شود. امام خمینی درباره بالاترین مرتبه زنده بودن در شب قدر و استفاده از الطاف خدا در شب قدر در کتاب آداب الصلاه می نویسد: «شب قدر ، شب مکاشفه رسول الله (ص)‌و ائمه (ع) است. جمیع امور مُلکیه از غیبیه ملکوت منکشف می شود و فرشتگان جمیع امور بصورت غیبیه ملکوتیه در قلب شان حاضر می کنند».

    واکنش هادی سروش به اظهارات اخیر علی مطهری؛ حمله به نوروز...

    اعتماد آنلاین

    واکنش هادی سروش به اظهارات اخیر علی مطهری؛ حمله به نوروز در طول سالهای بعد از انقلاب بصورت جدی تری دیده شده، آیت‌الله بروجردی در این ایام عیدی هم می‌داد!

    هادی سروش در واکنش به سخنان علی مطهری، یادآور شد: دفاع از مردم مظلوم غزه مسئولیت انسانی و اسلامی ماست، اما گرامی داشتن عید نوروز که یکی از رسومات نیکوی ما ایرانیان است باید در جای خود محفوظ بماند. احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر به عنوان زمامدار مصر است.

    واکنش هادی سروش به اظهارات اخیر علی مطهری؛ حمله به نوروز در طول سالهای بعد از انقلاب بصورت جدی تری دیده شده، آیت‌الله بروجردی در این ایام عیدی هم می‌داد!

    کد خبر: 655538

    ۱۴۰۳/۰۱/۰۸ ۱۴:۵۵:۰۰

    اعتمادآنلاین |

    علی مطهری، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با اشاره به جنایت‌های ادامه رژیم صهیونسیتی علیه مردم فلسطین و غزه، به فارس گفته است: جنایت اخیر رژیم صهیونیستی در بیمارستان شفا جنایت خیلی بزرگی بوده و باید دنیای اسلام و مجامع بین‌المللی را تکان دهد.

    به گزارش جماران، وی در ادامه گفت: اما متأسفانه می‌بینیم هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد و فقط در این بین، کشور یمن تحرکاتی انجام می‌دهد؛ کشورهای جهان و مجامع حقوق بشری سکوت کرده‌اند.

    اخبار مرتبط

    • داستان تکراری عابربانک‌های خالی در ایام تعطیلات عید نوروز!
    • وسط دیدوبازدیدهای عید بعید است کسی از ماجرای ازگل نگوید اما سیستم حکمرانی اقدامی نکرده است

    مطهری تصریح کرد: متأسفانه اکثر کشورهای اسلامی این موضوع غزه را فراموش کردند و در ایران هم که همه‌مان در این ایام درگیر نوروز هستیم و به‌طور کلی همه موضوع غزه را فراموش کردند و به نظرم به خاطر ظلمی که به مردم غزه شده ما اصلا نباید عید می‌داشتیم.

    در همین خصوص، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش استاد حوزه در کانال تلگرامی خود نوشت: این سخن دوست محترم جناب دکتر مطهری قابل قبول نیست که گفته اند: "بخاطر غزه نباید عید داشته باشیم"!

    دفاع از مردم مظلوم غزه مسئولیت انسانی و اسلامی ماست، اما گرامی داشتن عید نوروز که یکی از رسومات نیکوی ما ایرانیان است باید در جای خود محفوظ بماند .

    احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر به عنوان زمامدار مصر است.

    اجازه دهید به این بهانه، مطلبی را متذکر شوم؛

    حمله به نوروز، تنقیص آن و یا کمرنگ کردن آن در طول این سالهای بعد از انقلاب بصورت جدی تری دیده شده و همین امسال هم یک فرد بی هویتِ رسانه ای؛ نوروز را مورد حمله قرار داد!

    وخلاصه کلام؛ اگر نبود پیام های نوروزی رهبری و مرجعیت بزرگ شیعه در طول آن ده سال بعد از انقلاب، با اینکه همواره کشور درگیر جنگ وترور بود، امروز نوروز با چالش های بزرگی از سوی متحجران مواجه بود! مواجه ای از سنخ مبارزه با ورزش، موسیقی ، فیلم و شطرنج و ..

    خدا روح مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را با انبیاء و اولیاء محشور فرماید که درعید نوروز مانند اعیاد مهم دینی، در منزل جلوس داشت و ملاقات داشت و از قرار مسموع عیدی هم میداد.

    طراحی سایت خبری و خبرگزاری آسام

    جایگاه “فهم مردم” در حکومتِ علی (ع) و در سلطنت معاویه؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

    جایگاه “فهم مردم” در حکومتِ علی (ع) و در سلطنت معاویه؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

    شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان جایگاه “فهم مردم” در حکومتِ علی (ع) و در سلطنت معاویه این گونه آورده است:

    یکی از دریچه های حقانیت حکومت ها ؛ اعتبار داشتنِ “فهم مردم” در نزد حاکمان است.
    گاهی یک حاکم و یا دولت از “فهم مردم” استقبال میکند و با احترام آن را میپذیرد و گاهی هم یک حاکم و یک دولت تمام اراده خود بر “عدم فهم مردم” و بی اعتباری آن قرار میدهد.

    این دو نوع حکمرانی در فاصله کوتاهِ زمانی ، یکی در کوفه و دیگری در شام قابل مشاهده است؛

    امام امیرالمومنین (ع) با کمال تواضع و رعایت حقوق فرهنگی و اخلاقی مردم اجازه رسیدن اخبار و ارتقاء فکری جامعه را در دستور کار دارد.
    شاگردان صحابیِ پیامبر ؛ عبدالله بن مسعود، در آغاز جنگ صفین پیش حضرت آمدند و گفتند: ما با لشکر شما حرکت می‌کنیم، اما در مکانی نزدیک به بصورت جداگانه اردو می‎‌زنیم و از ورود به جمع شما دور خواهیم بود تا در کار شما و اهل شام نگریسته و نهایتاً ببینیم کدام حق است و کدام باطل؟‌
    حضرت امیرالمومنین (ع) با استقبالِ ستودنی این نظریه را پذیرفت و آن را علامت فهم دین و دانش به سنت معرفی نمود و تاکید کرد هر کسی به این پیشنهاد راضی نباشد جائر و خائن است: «مرحباً و اهلاً، هذا هو الفقه فی الدین و العلم بالسنه؛ من لم یرض بهذا فهو جائر خائن».

    از سوی دیگر ؛ معاویه به عنوان یک سلطان که با فریب حکومت را گرفته ، در وصیت‌نامه سیاسی خود به فرزندش یزید از مردم شام به عنوان سربازان آماده و مطیع یاد میکند و مینویسد ؛ اینان توان مقابله با دشمن دارند و میتوانی از آنان بهرمند شوی ، اما پس از دفع دشمن و پایان جنگ ، سربازان شامی را بازگردان ، چون اگر در سرزمینی غیر از شام ماندگار شوند، بمانند اخلاقشان دگرگون می‌شود: «فانهم ان اقاموا بغیر بلادهم تغیّرت اخلاقهم»!
    این، یعنی ؛ نگه داشتن مردم در نادانی و نااگاهی و خلاصه ؛ خیانت در فهم مردم !

    امروز درخواست نظرخواهی از مردم ، احترام به آراء آنان ، بازگذاشتنِ دریچه های فهم و آگاهی جامعه و ترتیب اثر دادنِ به افکار عمومی و حساسیت آنها به سیاست ها و اشخاص، نشان از عیار حکمرانی علوی و یا اُمَوی است .

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش ششم‌

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش ششم‌

    انتشار :‌ پنج‌شنبه ۰۹ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۱:۲۱

    شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهایی اخلاقی بمناسبت ماه مبارک رمضان باعنوان «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! » و در بخش ششم‌ که در اختیار شفقنا قرار داده، این گونه آورده است:

    اشاره ؛ بداخلاقی ها را در تنگنای مشکلات اجتماعی باید دید، و تنگناها و فشارهای اجتماعی آنجایی رخ می‌دهد که جامعه‌ای در محاق ظلم فرو رود ! ردیابی این همه مشکلات و بداخلاقی ها مانند ؛ بی تعهدی ، طلاق ، تن فروشی ، بیکاری ، تندخوئی ، فریبکاری و حال بد مردمان و … که جامعه را در رنج قرار داده از سرچشمه ی ظلم ریشه گرفته است. هزینه ی ظلم بر سر همگان ؛ حتا آنان که نقشی در ظلم نداشته اند ، فرود می آید و کدام هزینه سهمگین تر از ایجاد بداخلاقی سراغ دارید؟!
    امروز دیگر نمیتوان فقدان اخلاق و بداخلاقی های رایج در جامعه را با ترویج کتابهای اخلاقی ، و یا مسجدسازی های شهرداری، یا برنامه های تکراری تلویزیون مانند الگوی دهه های شصت و هفتاد توفیق یافت، امروز موعظه از سطح بالا به مردم ، ذره ای بداخلاقی های جامعه را درمان نمی بخشد ، بلکه باید به مردم احترام گذاشت و برای مردم یک زندگی راحت نسبی را فراهم آورد و سپس از آنان توقعِ اخلاق داشت .

    بسمه تعالی

    تاثیر منفی “مشکلات اجتماعی” بر اخلاق قابل انکار نیست . در جامعه مشکلاتی چون چشم وهم چشمی ، طلاق ، اُفت تحصیلی ، اعتیاد ، سختی کار ، تزلزل بنیان خانواده ، کم کاری ها و بی توجهی ها در ادارات ، بی تعهدی در کسب و تجارت و .. نمونه هایی از این دسته مشکلات است که که جملگی بر آرمان های اخلاقی یک ملت غبارِ غُربت می نشاند.

    سختی های اجتماعی و پیدایش بداخلاقی

    منشاء این مصائب اجتماعی گاهی در دست خود فرد آسیب زده است و گاهی در دست مدیران جامعه ، در قرآن با یک آیه به هر دو گروه اشاره فرمود : “وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ … وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ. = هرگونه‌ مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و خدا از بسيارى درمى‌گذرد.” (شوری/۳۰)
    به صراحت علامه طباطبایی ؛ مشکلات اجتماعی با اعمال انسان در ارتباط است. به این معنا که برخی از رفتار ما در پیدایش مشکلات اجتماعی ما در جامعه موثر است . (المیزان ۲ / ۱۸۰)

    وقتی سختی در زندگی روزه مره آدمی پیش آید ، آن سختی باعث اخلاق و رفتاری میشود که به شکل فراگیر سطح تمام جامعه را آسیب زده و درگیر میکند! در آیه ۴۱ سوره روم فرمود:
    «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»؛ یعنی گاهی فساد و مشکلات اجتماعی به حدی است که تمام زمین و دریا را می‌گیرد و دیگر محدود نیست. هرکجا انسان چشم باز می‌کند می‌بیند گرفتاری وجود دارد و اینجاست که اخلاق انسان‌ها به خطر می‌افتد!

    بد اخلاقی ها ارتباطی به خدا ندارد

    مشکلات اجتماعی که باعث بد اخلاقی میشود از حریم ذات کبریائی بدور است ؛ در سه مورد خدا تصریح نموده ایجاد مشکلات و سختی بدست انسان است و خدا ذره ای ظلم نمیکند؛فرمود: «ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»،؛( آل عمران ۱۸۲) این مشکلات، نتیجه رفتار شما است و خداوند ذره‌ای به بندگانش ظلم نمی‌کند.

    اگر رحم خدا نبود..

    با اینکه بسیاری و یا همه بداخلاقی ها بازگشت به بدرفتاری و ظلم ها دارد اما در عین حال خدای متعال با “رحمت واسعه” خودش از بسیاری آثار سوء ظلم انسان ها جلوگیری فرموده است وگرنه زنده ای در زمین باقی نمیماند ؛ در دو جای قرآن فرمود اگر بنا به تحقق آثار ظلم شما آدمیان بود ، هیچ جنبده ای زنده نمیماند: “وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ” (نحل /۶۱ و فاطر /۴۵)
    در روایات هم داریم پیامبر رحمت (ص) فرمود؛ اگر عنایت خدای مهربان به پیرمردان اهل عبادت و کودکان نبود ، عذاب بر شما نازل نشده ؛
    “لولا عباد ركّع و رجال خشّع و بهائم رتّع و أطفال رضّع ل‍صبّ عليكم العذاب صبّاً “(مجموعه ورام ج ۲ ص ۲۲۱)

    سرچشمه مشکلات و سپس بداخلاقی ها در “ظلم” است

    در این آیه یک عبارتی را خداوند به کار می‌برد که برای ما بسیار راه‌گشاست که در آیات سوره آل عمران و روم وجود نداشت ولی در سوره انفال آمده این عبارتِ «الَّذِينَ ظَلَمُوا» است، و این نشان می‌دهد که مشکلات اجتماعی آنجایی رخ می‌دهد که در جامعه‌ای ظلم وجود داشته باشد.
    اگر می‌خواهیم ردیابی کنیم که مشکلات از چه سرچشمه سوئی ایجاد شده است، آن سرچشمه، ظلم است.

    سرایت هزینه بداخلاقی ها به فردفرد جامعه

    ظلم ایجاد هزینه میکند و از آن جمله ؛ هزینه های اخلاقی است و این هزینه ها منحصر به ظالم و یا یک گروه مشخص نیست و دیگرانی که در این ماجرا نبودند نیز گرفتار می‌شوند.
    در آیه ۲۵ سوره مبارکه انفال فرمود: «وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ»، یعنی نسبت به ناگواری‌ها و فتنه‌های ناگوار زندگی که اگر آمد گریبان یک جامعه را می‌گیرد مواظبت کنید. آنهایی که گرفتار می‌شوند، دیگران را نیز گرفتار می‌کنند. بدانید که اگر کسی باعث مشکلات اجتماعی شود، آنچه از گرفتاری‌ها می‌بیند، ابتدای کار است و برخی از عقاب‌ها برای آینده او است.

    رابطه اختلافات داخلی و بد اخلاقی

    از عوامل موثر بر بداخلاقی ؛ اختلافات داخلی است .
    علامه طباطبایی بر ابن باور است : یکی از مشکلات و بداخلاقی های اجتماعی که دود آن به چشم همه می‌رود، اختلافات داخلی است. و اختلافات داخلی به تمام امت می‌رسد!
    آنهایی که در راس حکومت‌ها و در مدیریت ها هستند، اگر نتوانند با یکدیگر کنار آیند و هرکسی بخواهد حرف خود را بزند و حاضر نباشند مشورت کنند، جامعه را به بد اخلاقی ها آلوده می‌کنند و فتنه بی اخلاقی گریان همه را می‌گیرد.
    باید پذیرفت که ظلم؛ جامعه را مسموم می‌کند و سمِ فاسد کننده اخلاق همه مردم را به مشکل می‌اندازند.

    رابطه “سوءتدبیر” و بداخلاقی ها

    سوء تدبیر ، از اداره یک خانواده تا جامعه بشری ، باعث بداخلاقی است . سوء تدبیر؛ فرزند نامشروعی بنام بداخلاقی دارد.
    رسول خدا(ص) نسبت به مسئله سوء تدبیر در میام مسلمین بسیار حساس بوده است و بدین جهت به قول استاد شهید مطهری ، رسول الله جمله بزرگ و عالی فرمودند : “من در مورد امتم نسبت به فقر هراسی ندارم، اما آن چیزی که نسبت به آن هراس دارم سوءتدبیر است.”
    این جمله به معنای عدم اهمیت فقر نیست و اگر در جامعه‌ای فقر آید، دین مردم از بین می‌رود، اما مقصود این است که این فقر نیز از سوء‌تدبیر ریشه می‌گیرد.
    امروز در بالاترین آمار طلاق در کشور به سر میبریم‌! آیا این آمار وحشتناک را میتوان طبیعی دانست ؟! قطعا منشاء این ناهنجاری اجتماعی ؛ بداخلاقی است و اما بناید بداخلاقی در امور خانواده را محدود به عدم تحمل و ارتباط بین زن و مرد دانست ، بلکه همانطوریکه فروپاشی خانواده با سوءتدبیر همسر میتواند مرتبط باشد ، با سوء تدبیر سکانداران امور اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز مرتبط است.

    نتیجه ؛ بداخلاقی ها را در تنگنای مشکلات اجتماعی باید دید، و تنگناها و فشارهای اجتماعی آنجایی رخ می‌دهد که جامعه‌ای در محاق ظلم فرو رود ! ردیابی این همه مشکلات و بداخلاقی ها مانند ؛ بی تعهدی ، طلاق ، تن فروشی ، بیکاری ، تندخوئی ، فریبکاری و حال بد مردمان و … که جامعه را رنج قرار داده از سرچشمه ی ظلم ریشه گرفته است و هزینه ای سهمگین تر از ایجاد بداخلاقی نخواهد داشت!.
    امروز دیگر نمیتوان فقدان اخلاق و بداخلاقی های رایج در جامعه را با ترویج کتابهای اخلاقی ، و یا مسجدسازی های شهرداری و یا برنامه های تکراری تلویزیون مانند الگوی دهه های شصت و هفتاد توفیق یافت ، امروز موعظه از سطح بالا به مردم ذره ای بداخلاقی های جامعه را درمان نمی بخشد ، بلکه باید به مردم احترام گذاشت و برای مردم یک زندگی راحت نسبی را فراهم آورد و سپس از آنان توقعِ اخلاق داشت .

    ​​​​​​​

    هادی سروش: حرف آقای مطهری قابل قبول نیست

    بحث در مورد نداشتن عید نوروز به خاطر جنگ غزه/ علی مطهری: به خاطر ظلمی که به مردم غزه شده ما اصلا نباید عید می‌داشتیم/ هادی سروش: حرف آقای مطهری قابل قبول نیست؛ احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر است

    حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش استاد حوزه در واکنش به سخنان علی مطهری، یادآور شد: دفاع از مردم مظلوم غزه مسئولیت انسانی و اسلامی ماست، اما گرامی داشتن عید نوروز که یکی از رسومات نیکوی ما ایرانیان است باید در جای خود محفوظ بماند. احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر به عنوان زمامدار مصر است.

    بحث در مورد نداشتن عید نوروز به خاطر جنگ غزه/ علی مطهری: به خاطر ظلمی که به مردم غزه شده ما اصلا نباید عید می‌داشتیم/ هادی سروش: حرف آقای مطهری قابل قبول نیست؛ احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر است

    به گزارش جماران؛ علی مطهری نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با اشاره به جنایت‌های ادامه رژیم صهیونسیتی علیه مردم فلسطین و غزه، به فارس گفته است: جنایت اخیر رژیم صهیونیستی در بیمارستان شفا جنایت خیلی بزرگی بوده و باید دنیای اسلام و مجامع بین‌المللی را تکان دهد.

    وی در ادامه، گفت: اما متأسفانه می‌بینیم هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد و فقط در این بین، کشور یمن تحرکاتی انجام می‌دهد؛ کشورهای جهان و مجامع حقوق بشری سکوت کرده‌اند.

    نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، افزود: مصر و اردن که هم‌مرز با فلسطین هستند نیز فقط نظاره‌گر هستند، البته که از مجامع بین‌المللی انتظاری نیست، چراکه دست‌نشانده آمریکا و صهیونیست‌ها هستند، اما کشورهای اسلامی باید اقدامی انجام دهند.

    مطهری تصریح کرد: متأسفانه اکثر کشورهای اسلامی این موضوع غزه را فراموش کردند و در ایران هم که همه‌مان در این ایام درگیر نوروز هستیم و به‌طور کلی همه موضوع غزه را فراموش کردند و به نظرم به خاطر ظلمی که به مردم غزه شده ما اصلا نباید عید می‌داشتیم.

    وی ادامه داد: جبران این جنایت‌های غیر انسانی جبران خون بیش از ۲۰۰ هزار شهید و مجروح و مفقود و افراد زیر آوار امکان‌پذیر نیست و تنها راه جبران آن نابودی رژیم صهیونیستی است.

    هادی سروش: سخن آقای مطهری که گفته اند «بخاطر غزه نباید عید داشته باشیم» قابل قبول نیست

    در همین خصوص، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش استاد حوزه در کانال تلگرامی خود نوشت: این سخن دوست محترم جناب دکتر مطهری قابل قبول نیست که گفته اند: "بخاطر غزه نباید عید داشته باشیم"!

    دفاع از مردم مظلوم غزه مسئولیت انسانی و اسلامی ماست، اما گرامی داشتن عید نوروز که یکی از رسومات نیکوی ما ایرانیان است باید در جای خود محفوظ بماند .

    احترام به رسومات از سفارشات امیرالمومنین به مالک اشتر به عنوان زمامدار مصر است.

    اجازه دهید به این بهانه، مطلبی را متذکر شوم؛

    حمله به نوروز، تنقیص آن و یا کمرنگ کردن آن در طول این سالهای بعد از انقلاب بصورت جدی تری دیده شده و همین امسال هم یک فرد بی هویتِ رسانه ای؛ نوروز را مورد حمله قرار داد!

    وخلاصه کلام؛ اگر نبود پیام های نوروزی رهبری و مرجعیت بزرگ شیعه در طول آن ده سال بعد از انقلاب، با اینکه همواره کشور درگیر جنگ وترور بود، امروز نوروز با چالش های بزرگی از سوی متحجران مواجه بود! مواجه ای از سنخ مبارزه با ورزش، موسیقی ، فیلم و شطرنج و ..

    خدا روح مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را با انبیاء و اولیاء محشور فرماید که درعید نوروز مانند اعیاد مهم دینی، در منزل جلوس داشت و ملاقات داشت و از قرار مسموع عیدی هم میداد .

    تحریف در "برخوردِمومنانه"  یادداشتی از: هادی سروش

    Englishالعربیه

    پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

    سه‌شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۳ ۰۴:۵۷:۰۴

    نمایش همه بخش ها

    • خانه>
    • سیاست
    • کدخبر: 1627126
    • نسخه چاپی
    • ۱۴۰۳/۰۱/۰۷ ۰۳:۵۱:۵۵

    یادداشتپایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

    تحریف در "برخوردِمومنانه"

    یادداشتی از: هادی سروش

    استفاده از تعبیر "برخوردمومنانه" در عملکرد پرابهام در مسایل مالی مربوط به بیت المال ، تحریف آشکار مفاهیم دینی است.

    تحریف در

    همانگونه که مفاهیم میتواند جابجا شود ، واژه ها هم دستخوش جابجایی و تحریف قرار میگیرد.

    واژه و مفهوم "برخورد مومنانه" حکایت از برخورد اخلاقی و ایمانی در حیطه مسائل شخصی دارد.

    اما در حیطه "حق الناس" در فقه و حقوق و اخلاق چیزی بنام برخوردمومنانه تعریف نشده است. بلکه بر عکس در مسائل بیت المال و حق الناس حکومت دینی باید نهایت سخت گیری را داشته باشد.

    در نتیجه ؛ استفاده از تعبیر "برخوردمومنانه" در عملکرد پرابهام در مسایل مالی مربوط به بیت المال ، تحریف آشکار مفاهیم دینی است.

    توجه کنید ؛ پیامبر رحمت رسول الله (ص) و امام امیرالمومنین(ع) در بخش "حق شخصی" مانند تمسخر و اهانت از سوی دیگران و یا آزارهای شخصی ، نهایت عفو و بزرگواری را داشتند ، اما در مسائل بیت المال و حق الناس؛ شخصیت هایی انعطاف ناپذیر بودند.

    در سال فتح مکه زنی وابسته به یکی از خانواده‌های اشراف و قریش دزدی کرده بود. وقتی بنا شد حد درباره‌اش اجرا شود و دستش را قطع کنند، خاندان آن زن دسته‌ جمعی به سراغ پیامبر رفتند و از او درخواست کردند که از مجازات زن صرف‌نظر کند. رسول الله (ص) فرمود: هرگز صرف‌نظر نمی‌کنم. و هرچه که واسطه فرستادند، پیامبر ترتیب اثر نداد.در عوض مردم را جمع کرد و به آنها گفت: "می‌دانید چرا امت‌های گذشته هلاک شدند؟دلیلش این بود که در این گونه مسائل تبعیض روا داشتند. اگر مجرمی که دستگیر شده بود وابسته به یک خانواده بزرگ نبود و شفیع و واسطه نداشت او را زود مجازات می‌کردند، ولی اگر مجرم شفیع و واسطه داشت در مورد او قانون کار نمی‌کرد. خدا به همین سبب چنین اقوامی را هلاک می‌کند. من هرگز حاضر نیستم در حق هیچ کس تبعیضی قائل شوم."

    بعد از رحلت پیامبر رحمت (ص) ؛ جامعه اسلامی در طول سالهای سال عادت به امتیاز دادن به افراد متنفّذ و ذی نفوذ و مرتبط با حاکمیت شده بود و تنها کسی که در مقابل این تحریف آشکارِحُکمرانیِ دینی ایستاد و سیره پیامبر(ص) را احیاء نمود؛ حضرت علی (ع) بود. او بود که در جلوگیری از حیف و میل بیت المال و بازگشت آنچه در تُیول اشخاص مرتبط با حکومت قرار گرفته بود، یک "صلابت عجیبی" نشان داد و صریحا در برابر اصحابش که می‌گفتند: یک مقدار انعطاف داشته باشید. می‌گفت: "من کسی نیستم که از عدالت یک سر مو منحرف شوم."

    نقض قانون اسلام و یا دست در حق الناس بردن و مانند آن چیزی نیست که قابل انعطاف باشد.

    استاد مطهری میگوید: "آیا اگر کسی دزدی می‌کرد باز پیغمبر می‌گفت مهم نیست، لازم نیست مجازات بشود؟! ابداً. پیغمبر در سلوک فردی و در امور شخصی نرم و ملایم بود ولی در تعهدها و مسؤولیتهای اجتماعی نهایت درجه صلابت داشت. حساسیتی که اسلام در زمینه عدالت اجتماعی و ترکیب آن با معنویت اسلامی از خود نشان می‌دهد، در هیچ مکتب دیگری نظیرندارد."

    مدعیان حُکمرانی ناب دینی! و شعاردهندگان مبارزه با مفاسد! اگر به تعهدات خود با مردم وفادار نیستند ، حداقل مراقبِ "تحریف در مفاهیم دینی" از سوی هم کیشانِ سیاسی خود باشند.

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش پنجم

    شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد هادی سروش/ بخش پنجم

    انتشار :‌ یکشنبه ۰۵ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۰:۴۰

    شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهایی اخلاقی بمناسبت ماه رمضان باعنوان «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! » و در بخش پنجم که در اختیار شفقنا قرار داده، این گونه آورده است:

    اشاره ؛ در شگفتی ام چگونه یک مسئول پرمدعا از یک واقعیت بنام تاثیر مستقیم فقر و تنگنای اقتصادی بر اخلاق چشم میپوشد و در جماعت و جمعه ، در وزارت و وکالت و ریاست برای مردمِ گرسنه نسخه اخلاق مداری میپیچد!! ای کاش می فهمیدند که یک پدری که در تنگنای اداره خانه است ، اخلاقیاتی مانند راستگوئى، امانت داری ، حرمت آبرو و زبان مودب و متانت و .. كاری نشدنی و خنده آور است. بدون شک، وزر و وبال بی اخلاقی های جامعه تا حدود قابل توجهی به گردن آنانی است که فقر را بر جامعه ای تحمیل میکنند چرا که پیامبر در آخرین خطبه ؛ صریحا حکومت دینی از ایجاد فقر بر حذر داشت و تصریح کرد فقر با ذلت و کفر باهم است! متاسفم که استاد مطهری را حذف کردیم ! که میگفت : “اسلام نه تنها خواسته شما مشکل اقتصادی نداشته باشید بلکه خواسته اینقدر داشته باشید که کارهای بزرگ بکنید.”

    بسمه تعالی

    ️معاش و بخش مالی زندگی از ضرورات اجتناب ناگزیر زندگی بشر است و بدون تردید هر گونه حوادث اقتصادی وکمبودهای مالی ، براخلاق فرد و جامعه تاثیر منفی دارد و این حقیقت غیر قابل انکار است.

    تاکید اسلام بر غنایِ اقتصادی

    کسانیکه کمترین آشنایی با مبانی دینی دارند میدانند که اسلام بر غنایِ اقتصادی یک مسلمان و یک جامعه اسلامی تاکید زیادی کرده و حتی در صدر اسلام که شرائط اقتصادی بسیار دشوار بوده ، یکی از الطاف خدا که در سوره قریش ذکر شده ؛ شرائط مثبت اقتصادی مسلمانان است ؛ “الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ”

    از این رو اسلام به اموری سفارش نموده تا در نتیجه جامعه از گزند گرسنگی حفظ شود و گرفتار آثار شوم گرسنگی مانند بی ایمانی و بی اخلاقی نشود. برخی از آن امور را متذکر میشوم؛

    ۱) تلاش اقتصادی

    در نگاه پیامبر عزیزمان “تلاش اقتصادی” یک عبادت با فضیــلت است و با فضلیت ترین قسمت عبادت این است که انسان تلاش کند روزی حلال ومثبتی داشته باشد .
    امام صادق(ع) فرمود : “الکادعلی عیاله کالمجـاهد فی سبیله” ؛ کسانی که تلاش برای زندگی می‌کنند این ها مانند مجاهدان فی سبیل الله هستند.

    ۲) ضرورت تدبیر در اقتصاد

    اقتصاد و اداره زندگی امروزه یک مسئله عادی نیست و حتما باید برای ورود و خروج ها ، تامل کرد ، فکر کرد ، مشورت کرد ، وتجربه کرد ، چون اقتصاد امروز بسیارپیچیده است ، خیلی باید استاد بود تا بتوان پول حلال به دست آورد ، دیروز هم که اقتصاد پیچیده نبوده با درهم و دینار کسب و کار می کردند ، همان روز هم اهلبیت (ع) سفارش کردند که شیعیان ، مومنین ، حتما حتما حسابگرباشید ، تعقل داشته باشید و فکرکنید .
    امام هشتم (ع) می فرماید : “الکمال کل الکمال … التقدیر فی المعیشه” بالاتــرین نقطه های کمال برای انسان سه چیزاست که یکی از آنها “التقدیرفی المعیشه”

    ۳) توجه به معنویت در اقتصاد

    توجه به نقش الهیات و غیب در اقتصاد و زندگی
    قرآن به عنوان والاترین مرکز الهیات و غیب ، بعد توجه انسان به تلاش و توجه به استعدادها و عقلانیت ، به توجه به غیب و امداد الهی سوق میدهد.
    آیه ۹۶ سوره اعراف در این راستا مهم است ؛
    «و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض» = ؛ اگر مردمان شهرها از ایمان و تقوا بهرمند باشند، برکات آسمان و زمین بر آنان گشوده میشود. این آیه ازمهمترین آیات قرآن شریف است . از آیاتی است که بسیارانسان را دلگرم می کند بسیار به انسان انرژی مثبت درمعاش و در زندگی می دهد.

    چرایی توجه دین به زندگی راحت برای شهروندان

    این حقیقت درستی که بگوییم ؛ اسلام که تئوری آن در قرآن و سنت پیامبـر(ص) و عترت (ع) ترسیم شده ، روی مسئله اقتصاد ومعاش ، تلاش برای زندگی راحت تر، زندگی بهتر، حساسیت نشان داده است.

    اما چرا ؟ آیا اسلام یک دین صددرصد مادی است؟ نه خیر . بلکه پاسخ را در روایات ذیل خواهید یافت که همه سخن در این است که فشار و تنگنای اقتصادی و تحمیل فقر بر مردم ، جامعه را از ایمان و اخلاق و پیشرفت معنوی بکلی ساقط میکند.

    در نهج البلاغه؛ فقر و تهى دستی را مرگ بزرگتر می داند ؛ «اَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَكْبَرُ». (حکمت۱۶۳) آیا شما از یک مُرده انتظار اخلاق و حرکت معنوی میتوانید داشته باشید؟!

    در مورد نكوهش فقر و بدبختی اقتصادی همین قدر بدانید که امیرالمومنین (ع) فشار اقتصادی فرد و جامعه را باعث سقوط علمی و فرهنگی فرد و جامعه میداند ؛ «وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِينَ عَنْ حُجَّتِهِ»؛ فقر، انسانِ هوشمند را از بيان دليل و حجت خود گنگ مى سازد. (حکمت ۳)

    در مورد دیگری امام علی (ع) که خود زمامدار حکومت دینی است تصریح میکند ؛ فشار اقتصادی باعث سقوط دینداری و کاهش قدرت تعقل در مردم و بداخلاقی در جامعه میشود! چینی فرمود : «فَإنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّينِ! مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ». (حکمت ۳۱۹)

    تمام این تاکیدهای نهج البلاغه بر مسئله رفاه در زندگی مردم و عدم فقر و فشار اقتصادی ، آموزه ای از پیامبر بزرگ خدا (ص) است .
    شما این دعای مهم و صریح پیامبر را مرحوم کلینی نقل می کند با دقت ملاحظه کنید:
    “اللّهُمَّ بارِك لَنا فِي الخُبزِ ، و لا تُفَرِّق بَينَنا و بَينَهُ ؛ فَلَولاَ الخُبزُ ما صَلَّينا و لا صُمنا ، و لا أدَّينا فَرائِضَ رَبِّنا .= خدایا دراین لقمه نانی که ما می خوریم برکت قرار بده بین ما و نان فاصله قرار نده.اگر نان نداشته باشیم از نماز و روزه و دیگر واجبات دینی خبری نخواهد بود!” (کافی ج ۵ ص ۷۳)

    پیامبری که به مقام “دنی و فتدلی وقاب قوسین اوادنا” رسید یعنی به بالاترین نقطه تقرب الهی رسید . و پیــامبری که “نفس رحمانی” است . و پیامبری که خلقت اول بر او بکاررفته . و پیامبری که اشرف همه انسان‌ها و سـیدالمرسلمین وخاتم الانبیاست ؛ این پیامبرحرف از نان می زند.

    مسئولیت حکومت دینی در ترتیب زندگی مرفه برای مردم

    پیامبر رحمت نه تنها فقط در مورد رفاه اقتصادی جامعه دعا میکرد ، بلکه در آخرین خطبه رسمی در مسجد مدینه نکاتی را به عنوان دستور به والیان حکومت های دینی صادر میکند و از آن جمله مسئله رسیدگی به وضع معاش و نیازهای زندگی شهروندان جامعه اسلامی است .
    ایشان تصریح میکند؛ “أُذَكِّرُ اَللَّهَ اَلْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلاَّ يَرْحَمُ عَلَى جَمَاعَةِ اَلْمُسْلِمِينَ .. وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ ، وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ ..” خدا را بر والیان امور مسلمین شاهد میگیرم که باید برای جامعه باعث آرامش و راحتی باشند .. مبادا کاری کنند مردم آسیب دیده شوند و در نتیجه به ذلت اخلاقی کشیده شوند! ، مبادا فقر و تنگنا را بر مردم تحمیل کنند و باعث بی ایمانی جامعه شوند!.

    این سخنان پیامبر (ص) حجت را بر هر مسئولی درهر شهر و روستایی تا هر وکیل و وزیر و حاکمی تمام کرده است .
    تصریح رسول الله (ص) است که فشار اقتصادی باعث بداخلاقی و بی ایمانی در جامعه میشود. آیا گوش شنوایی این سخنانِ پیامبر را میشنود؟

    در شگفتی ام چگونه یک مسئول پرمدعا از یک واقعیت بنام تاثیر مستقیم فقر و تنگنای اقتصادی بر اخلاق چشم میپوشد و در جماعت و جمعه ، در وزارت و وکالت و ریاست برای مردمِ گرسنه نسخه اخلاق مداری میپیچد!! ای کاش می فهمیدند که یک پدری که در تنگنای اداره خانه است ، اخلاقیاتی مانند راستگوئى، امانت داری ، حرمت آبرو و زبان مودب و متانت و .. كاری نشدنی و خنده آور است. بدون شک، وزر و وبال بی اخلاقی های جامعه تا حدود قابل توجهی به گردن آنانی است که فقر را بر جامعه ای تحمیل میکنند چرا که پیامبر در آخرین خطبه ؛ صریحا حکومت دینی از ایجاد فقر بر حذر داشت و تصریح کرد فقر با ذلت و کفر باهم است! متاسفم که استاد مطهری را حذف کردیم ! که میگفت : “اسلام نه تنها خواسته شما مشکل اقتصادی نداشته باشید بلکه خواسته اینقدر داشته باشید که کارهای بزرگ بکنید.”

    بله جامعه ای که متحمل بی تدبیری و یا بدتدبیری مسئولین ذی ربطی شود که خود آنان تا بلغتِ الحلقوم سیر هستند! نمیواند از اهریمن فقر جدا شود، این حق شهروندان کشور اسلامی است که از یک زندگی حداقلیِ متعادل -همان قدر که در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده- بهرمند باشند. و اگر چنین باشد هیچ گاه غبار غربت بر آرمانهای اخلاقی را تجربه نمیکنند.

    • برچسب ها
    • آرمان های اخلاقی
    • غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی
    • هادی سروش

    اخبار مرتبط

    استاد هادی سروش: «مگر می‌شود روحانی رانت بخورد، زندگی لاکچری داشته...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش چهارم/ نوشتاری از استاد هادی...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش سوم/ نوشتاری از استاد هادی...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

    پایان شعبان و پیش بسوی ماه ذکر خدا و اسماء خدا...

    استاد هادی سروش:«مگر می شود روحانی رانت بخورد، زندگی لاکچری داشته باشد و به پای دین تمام نشود؟!»

    شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

    استاد هادی سروش:«مگر می شود روحانی رانت بخورد، زندگی لاکچری داشته باشد و به پای دین تمام نشود؟!»

    انتشار :‌ جمعه ۰۳ / ۰۱ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۵:۵۳

    شفقنا- استاد هادی سروش گفت«این یک اصل مهم اخلاقی برای همه روحانیت است ، مگر می شود روحانی رانت بخورد ، زندگی لاکچری داشته باشد و به پای دین تمام نشود؟! و اگر به پای دین تمام شود ، یعنی ؛ دین گریزی و انزجار از دین! و این همان رفتار غلط عالمان دینی یهود و مسیحیت بود که به تصریح امام عسکری (ع) طابقا نعل به نعل در علماء اسلام هم می تواند باشد! و این خطر مهم که در کمین عالمان دینی است در قرآن آمده است.»

    به گزارش شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در چهل و دومین سالگرد رحلت آیت الله شیخ مصطفی ملکی از روحانیون مبارز و موفق شمیرانات ، با موضوع ؛ عالم دینی ، خدمت یا خیانت به دین! گفت : قرآن علماء یهود و مسیحیت را با این عنوان معرفی کرده که اکثرشان حرام خواری بشکلِ دست در مال مردم و رانت حکومتی داشتند و نیز رفتاری داشتند که باعث انزجار و فرار مردم از دین می شد! و بصراحت تعبیر امام عسکری (ع) آنچه در علماء یهود بوده می تواند در علماء اسلام هم باشد!

    ارزش “دانش و علم”

    وی در رابطه با ارزش علم و دانش گفت: در علم الاصول فقیهان می گویند علم حالت کشف دارد و پرده از جهالت برمی دارد و هر کسی که به رتبه ای از علم و دانش در هر رشته برسد ، پرده ای از جهل را برداشته ، نور است و ارزشمند است.

    احترام به عالمان .. حتی دانشمندان غیرمسلمان ، در فرهنگ غنی اسلام ؛ عالمان محترم شمرده می شوند

    وی ادامه داد: ابواسحاق صابئی یک اندیشمند غیر مسلمان است و اصلا اینکه صابئی‌ها اصلاً جزو اهل کتاب مانند یهودی ها و مسیحی ها باشند در فقه دارای بحث است. ابواسحاق مردمؤدبی بود و به آیات قرآن توجه داشت و به ماه رمضان احترام میکرد و حتی نوشته اند چیزی نمی‌خورد.وقتی که از دنیا رفت، سید رضی، صاحب نهج البلاغه که یک عالم دینی درجه اول در بغداد بود برای این مرد صابئی مرثیه و مدحی عالی گفت که از شاهکارهای قصائد عربی است. برخی سید رضی را ملامت کردند، گفتند تو عالم بزرگ و سید شریف می‌آیی یک مرد کافری را مدح می‌کنی؟ گفت: «اِنَّما رَثَیْتُ عِلْمَهُ» من علمش را مرثیه گفتم، علمش را مدح گفتم. علم هرجا وجود داشته باشد محترم است.
    و نیز علامه حلّی فوق‌العاده شیعه متصلّب در تشیع است وقتی از کنار قبر فخر رازی که او هم یک سنی متصلب در تسنن است خواست رد بشود در حال سواره بود، به احترام قبر او پیاده شد و مقداری پیاده رفت. گفتند تو از این مرد احترام می‌گذاری؟! گفت من علمش را احترام می‌گذارم.

    رفتار بد روحانیت به پای اسلام است

    سروش گفت : وقتی رفتار بد به پای اسلام است نمی شودتوقع داشت به پای روحانیت نباشد.امام صادق(ع) یک وقت توصیه های اخلاقی به عموم مردم دارد ، اما یک وقت توصیه اخلاقی و درس اخلاق برای شاگردانش دارد که این بخش باید به عنوان درس اخلاق در میان روحانیت رایج باشد.

    امام صادق و درس اخلاق به روحانیت

    وی ادامه داد: امام صادق به یکی از شاگردانش فرمودند: «الحسن من کل احد حسن و منک احسن، لمکانک منّا و القبیح من کل احد قبیح و منک اقبح، لِمکانک منّا»؛ کار خوب، از هر کسی خوب است؛ اما از تو خوب تر است، به جهت نسبتی که با ما داری. کار بد، از هر کس بد است و از تو بدتر، به جهت نسبتی که با ما داری.
    این یک اصل مهم اخلاقی برای همه روحانیت است ، مگر می شود روحانی رانت بخورد ، زندگی لاکچری داشته باشد و به پای دین تمام نشود؟! و اگر به پای دین تمام شود ، یعنی ؛ دین گریزی و انزجار از دین! و این همان رفتار غلط عالمان دینی یهود و مسیحیت بود که به تصریح امام عسکری (ع) طابقا نعل به نعل در علماء اسلام هم می تواند باشد! و این خطر مهم که در کمین عالمان دینی است در قرآن آمده است.

    عالم دینی و استفاده از رانت! و ایجاد مانع در دینداری جامعه!

    استاد سروش با استشهاد به آیه ۳۴ سوره توبه تصریح کرد: امکان عالم دینی و استفاده از رانت محال نیست و عالم دینی و ایجاد مانع در دینداری جامعه نیز امکانپذیر است ؛ «إن کثيراًمن الاحبار و الرهبان ليأکلون اموال الناس بالباطل ويصدون عن سبيل الله »؛ در این آیه میفرماید؛ بسياري از دانشمندان يهود و راهبان ،اموال مردم را به ناروا مي خورند،ومردمان از راه خدا باز می دارند.خوردن اموال عمومی یا شخصی “باطل” است و شامل رانت خواری ها می شود و این باطل و ناروا بودن با توجیه های شرعی و بازی کردن های با قانون هم درست نمی شود. و تعبیر دیگر آیه “صد عن سبیل الله” است و این در مورد یک کافر ممکن معنا شود که اجازه دینداری به جامعه نمی دهد، اما وقتی سخن از رفتار غلط عالمانِ دینی است باید دقیق معنا شود و آن این هر چیزی که از عالمان دینی صادر شود و نتیجه اش مسدود شدن راه دینداری مردم باشد و مردم را از دین منزجر کند ؛ “صد عن سبیل الله” است.

    محافظت از دین در مواجهه با سه گروه خطرناک!

    حجت الاسلام سروش گفت : سه گروه برای دینداری فردی و عمومی بسیار خطرناک و پر آسیب هستند.این سخن امیرالمومنین به نقل صدوق در کتاب “الخصال” است که بجهت اهمیت متن آن را می خوانیم؛ عن سلیم بن قیس گوید از امیر المومنین شنیدم که فرمود: اِحْذَرُوا عَلَى دِينِكُمْ ثَلاَثَةً ؛ رَجُلاً قَرَأَ اَلْقُرْآنَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتَ عَلَيْهِ بَهْجَتَهُ اِخْتَرَطَ سَيْفَهُ عَلَى جَارِهِ وَ رَمَاهُ بِالشِّرْكِ . فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَيُّهُمَا أَوْلَى بِالشِّرْكِ ؟ قَالَ: اَلرَّامِي. وَ رَجُلاً اِسْتَخَفَّتْهُ اَلْأَحَادِيثُ كُلَّمَا أُحْدِثَتْ أُحْدُوثَةُ كَذِبٍ مَدَّهَا بِأَطْوَلَ مِنْهَا . وَ رَجُلاً آتَاهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سُلْطَاناً فَزَعَمَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِيَتَهُ مَعْصِيَةُ اَللَّهِ وَ كَذَبَ لِأَنَّهُ لاَ طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اَلْخَالِقِ لاَ يَنْبَغِي لِلْمَخْلُوقِ أَنْ يَكُونَ حُبُّهُ لِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ فَلاَ طَاعَةَ فِي مَعْصِيَتِهِ وَ لاَ طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اَللَّهَ إِنَّمَا اَلطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلاَةِ اَلْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ اَلرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لاَ يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي اَلْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ .

    وی ادامه داد: ترجمه حدیث چنین است ؛ از سه كس بر دين خودتان بترسيد ؛ اول ؛ کسیكه قرآن را فرا گرفته و بعلوم قرآن آشنا شده است و همين كه نشاطی از موقعيت اجتماعي پیدا میکند ، شمشيرش را بروي همسايه خود كشيده و او را هدف تير تهمت شرك قرار دهد! گفتم: يا امير المومنين كداميك به شرك سزاوارترند؟ فرمود: آنكه تير تهمت زده است. دوم ؛ وفردی که بازيچه جريانات روز گردد و هر افسانه دروغين كه ساخته شود او دنباله اش را درازتر بكشد. و سوم کسی كه خدا به او قدرت و ریاستی داده باشد و او گمان كند كه فرمان برداري از او فرمان بري از خدا است و سرپيچي از فرمانش سرپيچي از فرمان خداست. در صورتي كه چنين نيست زيرا در راه معصيت خدا از هيچ مخلوقي نبايد اطاعت كرد… فقط باید از خداوند و پيغمبرش و جانشينان او فرمان برد و اينكه خداوند دستور فرموده است: فقط از دستورات پيغمبر اطاعت شود براي اين است كه پيغمبر معصوم و پاك است و بنافرماني خداوند دستور نمي دهد و اينكه فقط به اطاعت جانشينان پيغمبر امر فرموده است براي اين است كه آنان نيز معصومند و پاك و امر بگناه نمي كنند.

    مردودیتِ بی دین دانستن مردم و گمان اطاعت مطلق از غیرمعصوم

    استاد حوزه علمیه گفت : این روایت شریف درس مهمی میدهد که نیاز امروز ماست و آن این است ؛ ما در مباحث دینی ، سخت گیری بر دین مردم نداریم ، و نیز به بیان قاطع امام علی ؛ حق کافر پنداری در جامعه دینی نداشته و نیز اطاعت مطلق خواستن از مردم بنام دین ، مردود است و خارج از ضوابط دینی است و قطعا مردم را از دین متنفر می کند.

    یکی از وظائف روحانیت ایجاد زمینه برای انتقال تفکر است

    سروش در پایان گفت : عالمان دینی فقط در نویسندگی و تئوری پردازی مانند علامه طباطبایی و نیز در خطابه مانند خطباء خلاصه نمی شود، گروهی دیگر از عالمان دینی هستند که با داشتن امکاناتی چون محراب و منبر و مسجد و کانونهای تبلیغی فرصتی را آماده می کنند تا تشنگان معارف در اطراف اساتید جمع شوند و بهره مند شوند.
    آیت الله ملکی در منطقه وسیع شمیرانات در دهه چهل و پنچاه این موفقیت را داشت و توانست با نفوذ در دلها ، افراد را در مسجد همت تجریش جمع کند و از معارف دینی و نواندیش های دینیِ بزرگانی چون آیت الله طالقانی و استاد آیت الله مطهری سیراب کند، و آیندگان بوسیله نوار و جزوه های آن مباحث استفاده وافر ببرد . الان بخشی از آثار شهید استاد مطهری با نام مسجد همت و آقای ملکی آمیخته است که استاد مطهری آن مباحث را در آن پایگاه معرفتی ایراد نموده و امروز منتشر شده است.

    اخبار مرتبط

    «غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش چهارم/ نوشتاری از استاد هادی...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان‌های اخلاقی!» بخش سوم/ نوشتاری از استاد هادی...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

    «غُبارِ غُربت بر آرمان های اخلاقی ! »/ نوشتاری از استاد...

    پایان شعبان و پیش بسوی ماه ذکر خدا و اسماء خدا...

    تاثیرات ملکوتی ولادت امام حسین و تجلی اخلاق/ نوشتار استاد هادی..

     
      BLOGFA.COM