قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش پاسخ می‌دهد  در ماه رمضان چگونه دعا کنیم

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش پاسخ می‌دهد

در ماه رمضان چگونه دعا کنیم؟

در ماه رمضان چگونه دعا کنیم؟

یک استاد حوزه با اشاره به جایگاه دعا در ماه رمضان، ضمن تشریح مضامین عرفانی دعای «یا علی و یا عظیم»، به نگاه فراگیر دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» پرداخت و گفت: در این دعا، درخواست‌ها شامل همه انسان‌ها بدون توجه به دین و مذهب می‌شود که نشان‌دهنده وسعت رحمت الهی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم- در گفت‌وگو با ایسنا، به تبیین جایگاه دعا در ماه مبارک رمضان، به تشریح انواع ادعیه این ماه و مضامین دعای «یا علی و یا عظیم» و «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» پرداخت.


ماه رمضان، ماه وسعتِ دعاها و ماه شنیدن دعاهاست

وی با بیان اینکه دعا در ماه رمضان در همه زمان‌ها مطلوب و مورد سفارش است، اظهار کرد: دعا کردن در این ماه اختصاص به زمان خاصی ندارد و در سحر، ظهر، هنگام افطار یا هر زمان دیگری سفارش شده است. از نظر محتوا نیز محدودیتی وجود ندارد و انسان می‌تواند برای هر امر مطلوب دنیوی و اخروی دعا کند. پیامبر اکرم(ص) ماه رمضان را ماه دعا، ماه استجابت و ماه شنیده شدن دعای بندگان از سوی خداوند معرفی کرده‌اند.


ماه رمضان و سه شکل دعا کردن

حجت‌الاسلام سروش در ادامه، دعاهای ماه رمضان را به سه دسته تقسیم کرد و گفت: دسته نخست، دعاهای عمومی است که در تمام ایام و اوقات این ماه می‌توان خواند. دسته دوم، ادعیه و اعمال مشترک ماه رمضان است که برای همه روزها یا شب‌های این ماه سفارش شده‌اند؛ مانند دعای افتتاح در شب‌ها، دعای سحر در سحرگاهان و برخی دعاها پس از نماز. دسته سوم نیز دعاهای اختصاصی روزها و شب‌های خاص ماه رمضان است؛ مانند دعاهای ویژه هر یک از روزهای سی‌گانه و نیز دعاهای مخصوص شب‌های قدر از جمله شب‌های بیست‌ویکم و بیست‌وسوم.

در ماه رمضان چگونه دعا کنیم؟


دعای «یا علی و یا عظیم» بیانگر محور مهم در معرفت الله

وی درباره دعای «یا علی و یا عظیم» که از دعاهای مشترک ماه رمضان است و پس از هر نماز سفارش شده، گفت: این دعا به دلیل محتوای بنیادین و اعتقادی‌اش تکرار می‌شود. در این دعا، اصول اساسی دین به‌ویژه توحید و خداشناسی مورد توجه قرار گرفته است. تعبیراتی همچون «یا علی یا عظیم، یا غفور یا رحیم» بیانگر توجه به اسماء و صفات الهی و تأکید بر بی‌همتایی خداوند است. توحید، محور همه معارف دینی از جمله نبوت، امامت و معاد است و این دعا بر این اصل بنیادین تأکید دارد.


عظمت ماه رمضان در دعای «یا علی و یا عظیم»

حجت الاسلام سروش افزود: بخش دیگری از این دعا به معرفی عظمت ماه رمضان می‌پردازد؛ ماهی که خداوند آن را بزرگ داشته، به آن کرامت و شرافت بخشیده و قرآن را در آن نازل کرده است. یادآوری مکرر این ویژگی‌ها مانع عادی شدن عظمت این ماه در ذهن انسان می‌شود. در این دعا به نزول قرآن در شب قدر اشاره شده و قرآن به‌عنوان کتاب هدایت برای همه انسان‌ها معرفی می‌شود؛ کتابی که راه حق و باطل را از هم جدا می‌کند و مسیر سعادت را برای همگان قابل دسترس می‌سازد.


دوری از آتش‌های اخلاقی در دنیا باعث دوری از آتش اُخروی است

وی ادامه داد: بخش پایانی دعای «یا علی و یا عظیم» به طلب مغفرت و رهایی از آتش اختصاص دارد. درخواست رهایی از آتش قیامت، مستلزم دوری از آتش‌های دنیوی همچون کینه، حسادت، دشمنی، تضییع حقوق دیگران و سایر رذایل اخلاقی است.

در ماه رمضان چگونه دعا کنیم؟


دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» جامع خواسته‌های انسانی


این استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم همچنین درباره دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» گفت: این دعا نیز از ادعیه مشترک ماه رمضان است و خواندن آن پس از نماز مناسب‌تر است، هرچند در هر زمان می‌توان آن را قرائت کرد. در این دعا، مجموعه‌ای از درخواست‌ها برای گروه‌های مختلف مطرح می‌شود؛ از درگذشتگان آغاز می‌شود و سپس نیازهای زندگان از جمله فقرا، گرسنگان، بدهکاران، بیماران، گرفتاران، اسرا و دیگر نیازمندان را در بر می‌گیرد.

در دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» خیر و خوبی محدود به چیزی نشده و برای همگان مطرح است

حجت الاسلام سروش با اشاره به تکرار واژه «کل» در این دعا تصریح کرد: کاربرد مکرر این واژه نشان می‌دهد که دعا نباید محدود به گروه یا افراد خاصی باشد. در این دعا، درخواست‌ها شامل همه مردگان، همه گرسنگان، همه بدهکاران، همه بیماران و دیگر اقشار نیازمند می‌شود و اختصاص به مسلمانان یا گروه خاصی ندارد. این نگاه، وسعت رحمت الهی را یادآور می‌شود و به انسان می‌آموزد که در دعا، دیدی فراگیر و انسانی داشته باشد.

توصیه بوعلی سینا به محدود نکردنِ رحمت خدا برای فرد و یا عده خاص

وی با اشاره به دیدگاه‌های ابن سینا، معروف به شیخ‌الرئیس و صاحب آثاری چون «الاشارات و التنبیهات»، گفت: از منظر حکمای اسلامی نیز دعا باید با نگاه گسترده و برای همگان باشد. اگر انسان خیر و رحمت را برای همه بخواهد، آثار اجتماعی آن نیز نمایان می‌شود و کاهش رنج‌ها، تبعیض‌ها و آسیب‌های اجتماعی را در پی خواهد داشت. دعای فراگیر برای همه انسان‌ها، علاوه بر طلب رحمت الهی، زمینه‌ساز آرامش، همدلی و کاهش آسیب‌های اجتماعی در جامعه خواهد بود.

روزگار سخت دینداری و بازگشت به اصولِ فراموش شده دین: نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

روزگار سخت دینداری و بازگشت به اصولِ فراموش شده دین: نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ دوشنبه ۰۴ / ۱۲ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۴:۰۴

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی نوشت: دین مجموعه اعتقادات و اخلاقیات و رفتاری است که در چهارچوب خاصی تعریف شده و شخص دیندار باید پای بند به آن باشد.

دینداری، وظیفه مشترک ادیان

طبق دستور الهی در تمام ادیان توحیدی، دینداری یک وظیفه است: شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ … (شوری/۱۳) ترجمه: آيينى را براى شما مقرّر ‌‌نمود كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه همان دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد و آنچه مشركان را به آن دعوت مى‌كنيد بر آن‌ها گران است.

روزگاری است که حرکت در این محدوده سخت است، بشکلی که در دوران غیبت امام دوازدهم حضرت مهدی (ع) در فرهنگ شیعه؛ دینداری تشبیه به کشیدن دست بر خارهای ساقه ی پر خار گل تشبیه شده است و از آن امامان شیعه به “کخرط القتاده” نام برده اند.

دینداری در حیطه مسائل فردی

در حیطه مسائل فردی؛ در این با سختی دینداری مواجه ایم. مثلا؛ جوانی بدون قصدپست تلگرام و اینستا را باز می کند و مواجه با تصویر نامناسب می شود! ویا یکباره با صدای ترانه مشکل دار مواجه می شود! و یا در دوستی با دوست، همکلاسی و همکار، یک باره به یک چالش رفتاری خارج از حدود و مرزهای دین برمیخورد! خوب؛ چه باید کرد؟

بله چون بدون قصد گناه است مورد اغماض است ، خصوصا وقتی همراه با استغفار باشد آثار تکوینی و ناخواسته بکلی محو می شود، اما بالاخره این جوان میخواهد پاک باشد و این تصاویر وقتی پی در پی شد اگرچه معصیت هم نباشد تاثیر وضعی خود را بر قلب انسان میگذارد. اینجاست که دینداری سخت میشود. خوشبختانه راه وجود دارد و آن اینکه به هر مقدار این چالشهای ناخواسته زیاد میشود باید ما رابطه باخدا و معنویت را جدی تر کنیم؛ مانند نماز اول وقت و روزانه مقداری قرآن خواندن و شرکت مناسبت گونه در مراسم مربوط به اهلیبت.

دینداری در حیطه اجتماع

اما مهم حفظ آداب و رسوم، بلکه حقیقت دینداری در جامعه و در برابر با دیگران است. اینجا؛ سخن در دو نقطه است؛ دینداری ما و نحوه برخورد ما با دینداری و یا هنجارشکنی دینی از سوی دیگران مطرح است.

در بخش اول؛ متاسفانه خبرهای خوبی مخابره نمی شود! برخی مدعیان دینداری، خود گرفتار هنجارشکنی های دینی در جامعه هستند! اختلاس، تندی، دست در بیت المال، توجیه رفتار غلط با ادبیات دینی، و حذف رقیب در فضای سیاسی نمونه هایی رایج از فاصله هایی که مدعیان دینداری در جامعه دارند.

در بخش دوم، مواجهه دینداران با بی اعتنایی شهروندان با آداب و رسوم دینی است. متاسفانه آسیب دیدگی و آسیب رسانی جلوه های مدعی دین، در این بخش جدی است.

به عنوان نمونه؛ فردی میخواهد امر به معروف بکند اما غافل از شرط وجوب آن که ‘تاثیر و بازخوردمثبت’ است می کند و با جست دینداری نهی ازمنکر می کند و لجازی ایجاد کرده و خصوصا گاهی باعث اهانت به دین و تمسخر دین و یا اعلام خروج از دین می شود!

در سالهای قبل که وضع حجاب در کوی و برزن به این شکل نبود، با یک شخص روحانی در بهشت زهرا بودم سه خانم در کنار قبری نشسته بودند و آن روحانی به من بریم نهی ازمنکر کنیم ! من چیزی نگفتم ولی او رفت و آنان را در امر بدحجابی نهی از منکر کرد، و یکی از آنان سکوت نمود و دومی به روی آن دوست ما برگشت که بروید و خودتان و زن و بچه تان نهی از منکر کنید، سومی با زبان کنایه بسیار منفی به احکام الهی حمله ور شد!

ضعف دینداری حیطه سیاسی

در سیاست دینداری سخت و روز به روز سیر سقوطی آن بالعیان است! عده ای از چهره های به اصطلاح دینی به بهانه دفاع از اعتقاد به شخصیتِ دینی-سیاسی [به زعم خود] ، از همه آداب و اخلاق انسانی و دینی عبور می کنند! از حق پدر و مادر و حق فرزند و حق فامیل تا حق دوست و یا حق یک مومن ، و بر سر طرف مقابل خراب می شوند! در اینجاست که امروز بسیاری از دلخوری ها تا قطع ارتباط با فامیل دست اول دیده میشود در صورتی که صله رحم واجب و قطع آن حرام و خلاف دین است. خوب؛ ببینید درهمین نقطه چقدر “بی دینی” صورت می گیرد!

تازه، ما ذکری از سخنرانی های هتاکانه و مداحی های هجوگونه و مقالات بی شرمانه و برخوردهای حضوری بی ادبانه نکرده ایم که قدم به قدمش چقدر با معیار اصولی دین ما منافات دارد و آسیب های فراوانی به دینداری جامعه زده که صدها سال طول می کشد تا ترمیم شود!

باید درمان آسیب های دینداری را از خود آغاز کنیم

اینها درد است اما درمان، اینکه اصلا درمانی وجود دارد؟ به باور این قلم میتوان تغییر روش داد و در این میدان سخت روش کارآمد و درست و مقبولی ارائه کرد.

اول: باید خود در امور شخصی دین دار صادقی باشیم. آیا کسی که از واجبات فردی مثل نماز و خمس غافل است و اهل ریاکاری و خودنمایی است اگر در امور دینی حنجره پاره کند علامت دینداری است؟!

دوم‌: دیندار واقعی، دیندارِ دلسوز است، او از اقوام و نزدیکانی که با آنان مرتبط است و می بیند چگونه آن عزیزان در گرفتاری بیماری یا فقر و یا… غفلت نمی کند.

سوم: لازم نیست کاتولیک تر از پاپ شویم؛ در امور غیر ضروری ورود نکنیم، چه اصراریست که باید در همه جا حرف و قضاوت داشته باشیم؟

بازگشت به اصولِ فراموش شده دین

راه؛ دینداری بر موازین عقل و شرع است. دین مُبین؛ برخی از واجبات در حوزه دینداری در جامعه شرائط و مقدمات ضروری قرار قرار داده مانند شرائط امربمعروف و اجرای حدود شرعی و عدم ضرر بدیگران و در مشقت قرار نگرفتن و مانند آن.

دین مبین؛ در مواردی نیز، جدیت به خرج داده و هزینه سنگین قرار داده که برخی از چهره های به اصطلاح متدینِ ما، درباره آنها به ارزان فروشی روی آورده اند!! سخت گیری در مورد بیت المال و یا دستور جدی و تهدیدآفرین درباره تعدی به آبروی انسان ها ، و بالاتر توجه و تهدید بی نظیر به خون مردم ، و فریاد بر علیه ظلم و مطالبه حقِ هر ذی حقی، نمونه های روشن برای تاسی به دین برای دینداران است.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • اصول دینداری
  • جامعه دینی
  • دینداری

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: آیا جامعه ما، جامعه دینداری است ؟

استاد هادی سروش مطرح کرد: قیام حیرت آورِ حضرت مهدی (ع)‌...

استاد هادی سروش: اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ...

استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

تهدید به قرآن سوزی! | حجت الاسلام هادی سروش

تهدید به قرآن سوزی! | حجت الاسلام هادی سروش

۱ اسفند ۱۴۰۴

۰ زمان تقریبی مطالعه 2 دقیقه

بنی امیه و تزریق فسق به متن دین برای استمرار حاکمیت | هادی سروش

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:

متاسفانه بعد رخدادهای تلخ و خونین دی ماه که دلِ هر آزاده ای را خون کرد سخنانی از جنس خشونت و تهدید نسبت به هویت دین و باورهای دینی میشنویم!

اخیرا فردی فاقد هویت دینی و حتا فاقد هویت اخلاقی است، پیشنهاد داده در برابر هر اعدام نسبت به افراد دخیل در اغتشاشات و اعتراضات، باید یک قرآن (معاذالله) آتش زد!

توجه به نکات ذیل بجاست؛

۱ – قرآن کتابِ آسمانی و کتاب هدایت برای بیش از دومیلیارد انسان است که هویت دینی آنان را نشان میدهد و اهانت به آن اهانت به میلیاردها انسان و هویت آنان است.

۲ – قرآن ، کتابی است که حقیقت آن منحصر در کاغذ نیست ، بلکه محتوایِ ژرف او ؛ توحید ، عدالت و عقلانیت است ، و هدایت به این حقایق ابدی است و از دسترس هر ناخردی دور است که بخواهد تهدید و یا تحریم کند.

۳ – سخن از قرآن سوزی از سوی این عنصر زشت رفتار و خشونت گفتار ، اولین نبوده ، و دیگرانی که فاقد کمترین هویت اخلاقی بوده اند چنین تعدی را داشته اند!

۴ – فردی که کمترین عُلقه ای به یک دین داشته باشد ، حریم شکنی نسبت به دین را جایز ندانسته و وارد این حریم نمی‌شود حتا اگر خود دین و آیینِ متفاوتی داشته باشد. آتش زدن قرآن فعل و رفتار خشونت بار است.

۵ – گذشته از اینکه سخن از تهدید قرآن و اهانت به قرآن ناشی از روحی پلشت است ، روح و روان دو میلیارد انسانی که این کتاب را مقدس دانسته و به آن ارادت و علاقه دارند مورد رنج قرار می دهد و مصداقِ آزردن جمع کثیری از انسان‌هاست که با نوع‌دوستی و انسان‌دوستی در تنافی جدی است و نشان از دروغگو بودنِ شخصِ تهدید کننده در رابطه ادعایِ حرمت انسان و آزادی دارد.

۶ – چقدر یک فرد در انحطاط اخلاقی و دینی و حتا در درک قرار می گیرد که قرآن را با نماد سیاسی یک کشور و یا یک حاکمیت مساوی می گیرد!!، در حالیکه کودکان هم میدانند ؛ قرآن ، مخصوص ایران و یا اختصاص به حکومت ایران ندارد تا با سوزاندن آن مخالفت با ایران و یا حکمرانی ایران را ثابت کند. قرآن کتاب آسمانی و الهی برای بیش از دومیلیارد انسان است.

۷ – برای مانع شدن از اعدام نباید تمسک به ریسمانی کرد که خود میتواند باعث مهدورالدم شدن افراد دیگر شود. آیا تهدیدکننده به سوزندان قرآن ، این مسئله روشن را درک می کند؟!

۸ – بجاست ؛ حکمرانان کمی وقت بگذارند و اندیشه کند چه شده که کار به اینجا رسیده؟! و بجاست که علماء بزرگوار و خصوصا بزرگان حوزه که عمری در خدمت قرآن بوده اند جامعه و حکمرانی را رصد کنند که مبادا قرآن و دین و مقدسات اهرم قدرتِ ریاست طلبان قرار گیرد . در اینصورت است که کم خرد و یا بی خردِ تشنه قدرت ، جرأت سوء استفاده از مقدسات را نخواهد داشت و حریم قرآن و پیامبر معظم (ص) اهلبیت (ع) در برابر یک رخدادهای سیاسی محفوظ می ماند.

https://ensafnews.com/?p=637096

استاد هادی سروش: آیا جامعه ما، جامعه دینداری است ؟

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: آیا جامعه ما، جامعه دینداری است ؟

انتشار :‌ پنج‌شنبه ۳۰ / ۱۱ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۶:۰۰

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی نوشت: پرسش فراگیری در این سالها مطرح است که آیا جامعه مان دینی است؟

آیا بعداز حکومت سابق، در ظواهر و محتوای دین؛ جامعه مان پیشرفت داشته یا پسرفت؟

پاسخ به این سوال بستگی دارد که دین را در جامعه به چه شکلی تعریف می کنیم؟

میزان دینداریِ جامعه

اگر مقصود از دینداری ؛ رونق و شرکت در مراسم شبهای قدر و اعتکاف و دسته های عزاداری و راهپیمایی هایی نظیر اربعین است ، بله جامعه مان جامعه ای ارزشی و دیندار است.

ولی اگر بخواهیم ملاک را فرمایش امام سجاد (ع) قرار دهیم که در زمان امویان زیست مینمود و اتفاقا در حجاز و عراق و خصوصا در شام ؛ مسجد و حج و جماعت و جمعه رونق داشته ، پاسخ چیز دیگری خواهد بود!

سخن امام سجاد در معیار دینداریِ جامعه

سخن امام زین العابدین(ع) را ملاحظه کنید؛ «وقتی ابی مالک از امام سجاد در رابطه همه شرعیت و دین پرسش نمود؟ امام (ع) دین و دینداری را در سه چیز معرفی فرمود: قول حق، داوری و قضاوت عدل ، و پایبندی به تعهدات؛ عن أَبی مالِك قال: قُلْتُ لِعَلِی بْنِ اَلْحُسَيْن (ع) أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ اَلدِّينِ؟ قَالَ (ع) : قَوْلُ اَلْحَقِّ وَ اَلْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ». (خصال صدوق ؛ ج۱ص۱۱۳)

بررسی سه نشانگر میزان دینداریِ جامعه

نشانگرِ اول دینداریِ جامعه: تریبون ها و رسانه ها

واژه “قول حق” که در حدیث فوق از زبان امام سجاد (ع) ملاحظه نمودید ،پایه در قرآن دارد و در قرآن آمده ؛ «قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ » (مریم /۳۴)

نماد قول حق در جایگاه تریبون های مذهبی و حکومتی و احزاب است . اگر از تریبون ها و رسانه ها “قول حق” شنیده شود و منتشر شود ، رکن اول دینداری در جامعه شکل گرفته است .

اجازه دهید درباره “قول حق” بگویم ؛بحق که این کلمه از واژه هایی است که در معنا دریایی از سخن بهمراه دارد.

فقط ساحل آن یعنی “حق گفته شود و حق شنیده شود”، عمق آن توصیف دیگری دارد .

حق گفتن یعنی سخنی که بر اساس راستگویی ، واقع گوئی، زیباگوئی باشد.

جامعه و اهمیتِ حضورِ افرادی که خود نماد حق هستند

در مورد قول حق ، آنجا مطلب دقیق تر میشود و آموزهای قرآنی ما را به “عمق” مسئله راهنمایی میکند که نه تنها گفتار بلکه “خودشخص” مصداق قول حق شمرده می شود.

در قرآن شخصِ عیسی مسیح قول حق است ؛ یعنی همه شخصیت او که گفتار و رفتار و اخلاق و باورهایش باشد ، حق میشود ؛ «ذلِکَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذي فيهِ يَمْتَرُونَ (مریم/۳۴) …. این است عیسی بن مریم ، همان قول حق که درباره اوبرخی در تردیدند.»

در برابر شخصیتی که در قرآن به قول حق نامگذاری میشود ، شخصیتی است که همه وجودش “دروغ” است ! یعنی کذب ، فریب ، منفعت طلبی ، سراب نمایی ، درشت گوئی ، تبخر و تکبر است.

جامعه ای که اشخاص تریبون دارش قول حق نباشند ، تردید نکنید که به حد و اندازه جامعه دینی نرسیده است !

نمونه ای را ملاحظه کنید؛

معاويه يكي از بزرگ‌ترين سياستمداران تاريخ اسلام است، وقتی به او گفتند كه چگونه توانستی اين جامعه ای كه علي بن‌ابيطالب(ع) نتوانست مهار كند و به شهادتش منجر شد، اداره كنی؟ او گفت : مردم خشم هایی دارند، عصيان‌های موقت و مقطعی ميكنند ، من احساس ميكنم كه رابطه شام با مردم به اندازه يك نخ شده، من در این شرائط هرقدر مردم بكشند،آن سر نخ که دست من است را شل ميكنم. مدتی نمیگذرد مردم زود خسته ميشوند و به خواب مي‌روند، اما من خسته نميشوم و بعد كه آنها به خواب رفتند من هر قدر كه اين نخ را كشيده بودند، دوباره آن را ميكشم و هر كس كه با آن نخ جمع شده، به دست من مي‌افتد و نتیجتا نخبگان را دانه دانه صید میکنم و برمی چينم وسطح جامعه تامدت‌ها ساكت خواهند بود!”

این روش حاکمیت بنامِ اسلامی ! در شام است که در عراق و حجاز هم دنبال میشود و آن فریب دادن جامعه و به بندکشیدن نخبگان است آنهم در شرائطی که محراب و منبر ، جمعه و جماعتشان پر رونق است!

آیا این چنین جامعه ای دینی و دیندار است؟!

سخن امام سجاد(ع) دقیقاً متوجه همین شرائط پست حکومتی است.

نشانگرِ دوم دینداریِ جامعه: داوری ها و نظارت ها

“حُکم رانی” مخصوص خداست ؛ «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِله ». (انعام/۵۷) پس آنکه حکمی میراند در جایگاه ربوبی جلوس فرموده !

علامه طباطبایی نکته ظریفی را اشاره دارند و مینویسند؛ «حُکم در وقتی حُکم است که محکم و متقن باشد و این درصورتی است که چنان اجزاء و جوانب آن حکم دارای استواری باشد که خُلل و فُرَجی بر آن وارد نشود تا ضعف و ازهم گستگی دچارش شود”.»(المیزان ج۷ ص۱۱۶)

حرف اول و آخر از آنِ عدالت باید باشد

در جامعه دینی؛ باید عدالت حرف اول و آخر را بزند .

دو نشانه خیلی ساده از اینکه در جامعه ای “حُکم بالعدل” وجود دارد یا ندارد؛

یکی؛ کاهش جرم که محصول تاثیر داوری ها و دادگاه هاست.

دیگری کاهش فساد در نظام اداری که محصول نظارت است.

نکته دقیقی اینجا نهفته است که براساس آیه «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِله » که خدا احدی را در حکم خود سهیم نمیکند ، باید به قاضی و ناظر گفت : ” آقای قاضی خودت باش ، آقای ناظر خودت باش”. یعنی ؛ دوستان و همفکران خود را در داوری ات دخالت مده! حتی ؛ امیال و گرایشات خود را هم در قضاوت و نظارت دخالت نده.

درست؛ مشکل همین جاست!

شاخص سوم جامعه دیندار: پای بندی تعهدات

وفای به عهد از شاخصه های اخلاقی است و تمرد از آن نشان از نقصِ اخلاقی است .

عدم وفتی به وفا نه تنها یک حرکت فردی و ضد اخلاق است بلکه یک پدیده شوم اخلاقی است که دامنه آتش آن به رابطه انسان با خالق هم سرایت می کند.

از اینجاست که در ادعیه آمده است؛ «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِ‏ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ‏ وَ كُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ كُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ؛ خدایا! از تو آمرزش می‌ خواهم به خاطر همه عهدها و نذرهایی که بستم؛ ولی وفا نکردم.» (بلدالامین /۱۱۷)

وسعت دایره تعهد و وفای به عهد

استاد آیت الله جوادی در درس میفرمودند: «خداوند فرمود چه در شرق عالم و چه در غرب عالم به عهدتان وفادار باشيد، چيزي كه فروختيد كم نگذاريد ﴿لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ﴾،(هود/۸۵) با كسي قرار گذاشتيد، تعهد سپرديد، به عهدتان وفادار باشيد، اين حرف همه انبياست، فرمود قرار شد يك جا درس بگويي بي‌مطالعه نرو درس بگو، خواستي سخنراني كني بي‌مطالعه نرو سخنراني كن، اين دستور اختصاصي به فروشندگي ندارد، فرمود حقّ هيچ كسي را چه كافر و چه مسلمان، حقّ هيچ شنونده‌اي را چه مجلس عزا چه مجلس غير عزا، چيزي را از هيچ كس كم نگذاريد.»

بازگشتِ وعده و تعهد در فقه به اخلاق

در فقه ؛ اگرچه به تعهدی باید عمل کرد که در ضمن عقد و قرارداد مورد تعهد قرار گرفته باشد که به شرط ضمن عقد می گویند. اما در میان فقیهان جناب آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی صاحب کتاب ‘عروة الوثقی’ از معدود فقیهانی است که شرط بیرون از قرارداد که اصطلاحا به آن شرط ابتدایی میگویند را همانند دیگر تعهدات، معتبر شمرده و پایبندی به آن را لازم دانسته است. این نظر سید صاحب عروه ؛ فقه را با اخلاق هماهنگی بیشتری میدهد.

تعهدات فردی، شرکتی و اداری، حکومتی و بین المللی

تعهدات در سه بخش فردی ، حکومتی و بین المللی قابل بررسی است.

ما با شنیدنِ جمله ‘وفای به عهد’ منتقل به وعده های فردی و خصوصی بین دو نفر می شویم ، در حالیکه وعده های بین شرکت ها و ارادت و کمپانی با افراد و شرکت های مرتبط بسیار مهم است .

در جامعه تعهداتی که بین ادارات و شرکت ها و بین مردم است ، دریچه خوبی است برای ارزیابی حضورِ دین در جامعه. آیا شرکت ها و مدیران به تعهدات خود در قبال کارمندان و زیردستان بدرستی وفادارند ، و یا با بهانه های مختلف از زیر تعهدات خود فرار می کنند ؟!

تعهداتِ حکومتی

تعهداتِ حکومتی در دوبخش است ؛ وعده ها و تعهداتی که صاحب مقامان در سخنرانی ها و نامه ها به مردم میدهند. و وعده ها و تعهداتی که مسئولین بر اساس قانون اساسی ، قبول کرده اند که به انجام رسانند و بر آن تعهدات قسم یاد کرده اند.

تعهدات حکومتی باید مورد عمل باشد و اهمیت آن به مراتب از عمل به وعده های شخصی مهمتر است چرا که طرف تعهد یک فرد نبوده ، بلکه یک مجموعه انسانی است که از آن به حق الناس یاد می شود.

تعهداتِ حکومتی پیامبر رحمت (ص)

در سال ششم هجري که مسلمین برای حج و طواف کعبه به سمت مکه حرکت کردند، با ممانعت مشرکان مواجه شد، و در نهايت، به انعقاد صلح حديبيّه رسید. يکي از موادّ صلحنامه اين بود که «اگر كسى از قرشي ها ـ كه تحت سرپرستی ولايت ديگرى است ـ به نزد پیامبر آمد و حتا مسلمان شد ، بايد او را به سوى قريش باز گردانند، ولي اگر يكى از مسلمانان و پيروان اسلام به نزد قريش برود، لازم نيست او را به مدينه باز گردانند». اين بند از صلحنامه البته با اعتراض برخی از صحابه رسول الله(ص) مواجه گشت ، ولی همواره مورد احترام و عمل پيامبر قرار داشت. بازگرداندن «ابوجندل»، پسر سهيل بن عمرو امضا کننده صلحنامه از سوي قريش، و «عتبه بن اسيد» از مصاديق اين سيره اخلاق حکومتي رسول خداست. (سیره نبویه ؛ ج۳ ص۳۳۲)

امروز ؛ جامعه ، دینداری هر مدعیِ دینداری که بر اریکه قدرت است را با تعهد به وعده هایش ارزیابی میکند . هر مسئولی که از این قدم اول که وفای به عهد است وا بماند، گزاره ای از فاصله جامعه از معیارهای دینداری است.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • جامعه دیندار
  • جامعه دینی
  • دینداری جامعه

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش مطرح کرد: قیام حیرت آورِ حضرت مهدی (ع)‌...

استاد هادی سروش: اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ...

استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی...

استاد هادی سروش:‌ زینب (س) ظلمِ به نام عدالت را افشایِ...

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او...

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

استاد هادی سروش:«قلم»؛ در سوگ چهل روز غم!

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش:«قلم»؛ در سوگ چهل روز غم!

انتشار :‌ دوشنبه ۲۷ / ۱۱ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۳:۳۸

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی نوشت: چهل روز از حادثه اندوه بار دی ماه ۱۴۰۴ و ریخته شدنِ خون های زیادی گذشت.

صاحب این قلم آنچنان در اندوه غوطه ور شد که توان نوشتن نیافت مگر در روزهای اول در تقدیر از ملت شایسته ایران عزیز.

در این سوگ ؛ قلم ها باید با نوشتن ، در مسیرِ اداءِ دِینِ خود بوده و از رسالت دینی و یا اخلاقی خود غافل نباشند.

اول ؛ بحثِ مسئولیت است

قبول مسئولیت ، یعنی ؛ قبول مورد سوال بودن و بالاتر ؛ قبول زیر سوال بردن . آنچه برای آنان در قیامت است که مسئولین را نگه میدارند و از آنان سوال می کنند و زیر سوال می بردشان که در قرآن فرمود: وقفوهم انهم مسئولون . (سوره صافات ۲۴) ، در لحظه لحظه این مسئولیت در دنیا ، سوال باید باشد و بهترین سوال کننده و زیرسوال بردنده ‘افکارعمومی’ است.

مسئولیت مسئولین محترم جمهوری اسلامی طبق قانون ؛ ترتیب زندگی فاخر برای همه شهروندان است. در زندگی فاخر ؛ رفاه ، احترام به فرهنگ و مذهب ، آبرومندی شخصی و ملی ، ارزش پول ملی ، آموزش و بهداشت ، بهرمندی از حقِ اطلاع و اخبار داخلی و خارجی است .

اگر این موارد آسیب ببیند ، جای اعتراض برای ذی حق که مردم هستند به دلیل اخلاق و عقل باید محقق باشد.

دوم ؛ بحثِ مسئولیت نسبت به خون

بحثِ خون ، بحث مهم از زاویه همه نگاه هاست . نگاه دینی ، نگاه عقلی ، نگاه اخلاقی ، نگاه حقوقی و نگاه عاطفی . پس انتظار نداشته باشند که دینداران ، عقل مداران ، اخلاق پیشگان و دلهای عطوف و رئوف از ماجرای خون بگذرند و خاموش باشند.

در آيات نصوص دینی تعبيراتى درباره ريختن خون بى گناهان آمده که شبيه آن در هيچ موضوع ديگرى ديده نمى شود: طبق آموزه قرآن عزیز ؛ «ریختنِ یک خونِ بی گناه ، مساوی با خون همه انسانهاست ، مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْس أَوْ فَساد فِي الاَْرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعاً» (مائده / ۳۲)

و برای قاتل جهنم ، جاودانگی در عذاب و غضب خدا و لعنت را قرار داد ، چنین فرمود : «مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَغَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً» (نساء/۹۳)

کسى خدمت رسول خدا (ص) رسيد و عرض کرد: اى رسول خدا کشته اى در مسجد جُهَيْنه افتاده است. پيامبر برخاست و حرکت کرد تا به مسجد آنها رسيد. هنگامى که مردم اين سخن را شنيدند در آنجا اجتماع کردند پيامبر فرمود: چه کسى اين فرد را کشته است؟ عرض کردند: اى رسول خدا نمى دانيم. عرض کرد: کسى در ميان مسلمانان کشته شود و قاتل او معلوم نباشد؟ قسم به خدايى که مرا مبعوث به حق کرده است اگر تمام اهل آسمان ها و زمين شريک خون مسلمانى باشند و راضى به آن شوند همه آنها را به صورت در آتش دوزخ خواهد افکند . ؛ وَاللهِ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ شَرِکُوا فِي دَمِ امْرِئ مُسْلِم وَرَضُوا بِهِ لاََکَبَّهُمُ اللهُ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي النَّارِ أَوْ قَالَ عَلَى وُجُوهِهِمْ».(بحارالانوار؛ج۱۰۱ص۳۸۳)

عجبا ! امیرالمومنین (ع) در بحبوبه صفین سخن از اصلاح و آرامش و حفاظت از ‘خون’ دارد ؛ «اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَينِنَا وَ بَينِهِمْ وَ اهْدِهِمْ». (نهج البلاغه ؛ خطبه۲۰۶)

و خود آن جناب به مالک اشتر نوشت؛

«اولا ؛ مبادا خون به ناحقی ریخته شود.

ثانیا ؛ خون دامنه حاکمیت را جمع میکند .

ثالثا ؛خدا در قیامت ، خود مستقیم ورود در تقاص خون را دارد.

رابعا ؛ توسعه سیاسی را با خون رقم مزن» ؛ «إِيَّاکَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْکَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْنَى لِنِقْمَة، وَلاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَة، وَلاَ أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَة، وَانْقِطَاعِ مُدَّة، مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. وَاللهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ فَلاَ تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَم حَرَام..» (نهج البلاغه نامه ۵۳)

و سوم ؛ بحث وظیفه امروز و راه حل است

وظیفه امروز ؛ قدم در مسیر اصلاح واقعی آسیب ها و امور کشور و مردم است؛

یکم ؛

مسئولی که نمیتواند در بزنگاه ها و شرایط پیچیده سیاست های داخلی و خارجی بر موارد فوق که حق ملت است ، تشخیص صحیح و کارآیی درست داشته باشد طبق آموزه نهج البلاغه باید کنار رود و صریحا اعلام کند ؛ من توان ارزیابی درست از شرایط بگونه ای که دلها همراه باشد و تشتت افکار را جمع کنم ، ندارم! امیرالمومنین (ع) که خود ؛ اقوی و اعلم به زمان بود ، ورود در حوزه سیاست را چنین معرفی فرمود : “دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ علیه العقول» .( خطبه ۹۱)

دوم ؛

«خون به حق ریخته شده» باید وجوه شرعی و حقوقی آن بصورت واضح به افکار عمومی عرضه شود و آنقدر استدلال و شواهد محکم و متقن باشد که مورد قبول و تمیکن تمام نگاه ها قرار گیرد . و «خون به ناحق ریخته شده» باید بعد روشن شدن با جبران خسارات وارده و بدون لکنت زبان با همه وجود عذرخواهی شده و عوامل ذی ربط از جایگاه مربوطه کنار روند. این حداقلی است که در اخلاق و حقوق و فقه مدون است.

و مهم ؛«اتیام زخمی» است که از این خون ها بر دلها نشسته است. نگاهِ تأسی گونه به سیره پیامبر رحمت (ص) و امیرالمومنین (ع) در مواردی که خونی بحق و به ناحق ریخته می شد ، ضروری است.

سوم ؛

«تغییر» است. تغییر در تمام مناسباتی که مورد توجه مردم است. تغییر در سیاست هایی است که مورد رنجش مردم قرار گرفته است . این تغییر؛ شاملِ تغییر در سیاستهای آموزنِ منفی داده در سیاست خارجی ، و در اقتصاد است تا رفاه مردم تامین شود. و نیز تغییر اساسی در سامانه امنیت کشور و پر کردن حفره های احتمالی نفوذ ، و تغییر در مسیر رسیدنِ به مسئولیت هاست تا از یک سو افراد لایق مسئولیت، از این حق محروم نباشند و از سویِ دیگر بساط تملق ها و دورغ هایِ احتمالی و قدرت طلبی ها و تیغِ حذف شایستگان در پیشگاه ملت ، برای همیشه جمع شود.

چهارم‌؛

تردیدی نیست ؛ «اکثرِ ایرانیان دل در گرو ایران آباد و متمدن و حفظ فرهنگ و مذهب» دارند . این مهم با ورود جنایت پیشگان و مستبدانِ خارجی شناسنامه دار که در استبداد و تباهی و خونریزی و بد اخلاقی حرف آخر را زده اند، در تعارض ، بلکه در خطر است!

ما موظف به مانع شدنِ ورود آن جنایت پیشگان خارجی هستیم‌ تا ایران عزیز از «تجزیه» ، «هرج و مرج» ، «ضدیت با فرهنگ اصیل ایرانی» ، و «ضدیت با مذهب» حفظ شود.

پنجم ؛

اگر سخن از بقاء نظام “جمهوری اسلامی” داریم‌، روشن است که مقصود آن جمهوری اسلامی است که در ۴۷ سال پیش مردم شریف این کشور با پیروی از امام خود بوسیله مجاهدات و خون خود پدیدآوردند و آن جمهوری اسلامی که طبق تفسیر آیت الله مطهری در شبهای رفراندوم جمهوری اسلامی در سال ۵۸ در تلویزیون داشت و به مردم عرضه شد که به آن رأی دهند و «مردم دقیقا به آن رأی دادند» ، و آن ؛ این بود ؛ «جمهوری اسلامی ؛ محتوایش اسلام است ، و چگونه اداره آن ؛ به اراده ملت است.»

  • برچسب ها
  • استاد هاذی سروش
  • حوادث دی ماه
  • حوادث دی ماه ۱۴۰۴
  • خون حق
  • خون ناحق

    هادی سروش/چالش‌های دوران غیبت امام مهدی (عج)شناخت امام، خطرات مدعیان و حفظ امید

    حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش/چالش‌های دوران غیبت امام مهدی (عج)شناخت امام، خطرات مدعیان و حفظ امید

    حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش/چالش‌های دوران غیبت امام مهدی (عج)شناخت امام، خطرات مدعیان و حفظ امید

    • بهمن ۱۹, ۱۴۰۴

    حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش/چالش‌های دوران غیبت امام مهدی (عج)شناخت امام، خطرات مدعیان و حفظ امید

    حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش/ چالش‌های دوران غیبت امام مهدی (عج)شناخت امام، خطرات مدعیان و حفظ امید

    🔴 دوران غیبت امام مهدی (عج) برای شیعیان با چالش‌های گوناگونی همراه است که باید با ایمان، معرفت و زمان‌شناسی در برابر آن‌ها ایستاد

    🔴 نخستین محور در این دوران، شناخت امام و امامت است. روایت امام صادق (ع) به ابوبصیر درباره اهمیت شناخت امام در دوران غیبت، به این نکته اشاره دارد که اگر فرد امام خود را نشناسد، در گمراهی خواهد بود. امام، حجت خداست که باید به او ایمان داشت تا از انحراف دور ماند.اما در دوران غیبت، سه چالش بزرگ به‌ویژه خطرات مهمی ایجاد می‌شود:

    1. مدعیان ظهور: کسانی که خود را به‌عنوان مهدی (عج) یا زمینه‌ساز ظهور معرفی می‌کنند، همچون محمد علی باب و ابوبکر بغدادی که در تاریخ و زمانه‌های مختلف بر مسند ادعا نشستند.

    2. بدبینی به دین: برخی از رفتارهای افراد تأثیرگذار در جامعه اسلامی باعث بدبینی به دین و آموزه‌های آن شده و موجب ایجاد شک و تردید در دل مؤمنان می‌شود.

    3. ناامیدی: در دوران غیبت، یأس و ناامیدی می‌تواند بر دل‌های شیعیان غلبه کند، که باید با ایمان و اعتقاد به وعده‌های خدا و ظهور امام مهدی (عج) مقاومت کرد.

    با توجه به این چالش‌ها، شناخت صحیح امام، حفظ امید و تلاش برای عمل به آموزه‌های دینی از مهم‌ترین وظایف شیعیان در دوران غیبت است. امام مهدی (عج) از شیعیان خود مراقبت کرده و حتی بدون حضور ظاهری، همواره بر دل‌های مؤمنان آگاهی و هدایت می‌بخشد.

    اندیشه ما- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:در رابطه با حضرت ولی عصر آنچه مهم است دو محور است ؛ اول درباره شناخت امامت و امام ، و دوم ؛ درباره غیبت و مسائل پیرامون آن.

    محور اول ؛ شناخت امام و امامت باعث ایمنی از انحراف

    در رابطه با شناخت امام مهدی (ع) و دوران غیبت ، روایت ابوبصیر از امام صادق (ع) مهم است که وقتی در رابطه با زمان غیبت سوال کرد ، امام فرمود ؛ این دعا را بخوان ؛ «اللهم عرفنی نفسک , فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک ، اللهم عرفنی رسولک , فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک ، اللهم عرفنی حجتک , فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی » ؛ « خدایا خود را به من بشناسان زیرا اگر خود را به من نشناسانی من پیامبرت را نمی شناسم . خدایا پیامبرت را به من بشناسان زیرا اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت . خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه می گردم». (کافی ، ج ۱ ص۳۴۲)

    شیخ صدوق در رابطه با سه امام سه اثر مستقل دارند که دو اثر از آن به ما رسیده است و یک اثر آن بنام کتاب «مدینه العلم» که در رابطه با امیرالمؤمنین (ع) است به ما نرسید! کتاب دیگر ایشان “عیون اخبار الرضا” است که در رابطه با حضرت امام رضا علیه السلام است و کتاب سوم که به صورت مستقل شیخ صدوق نوشت؛ کتاب “کمال الدین” است که درباره امام عصر حضرت مهدی (عج) است و طبق گفته خودش در مقدمه کتاب ، این تالیف طبق امر حضرت (عج) در ملاقاتی که در ایام حج در مکه برای ایشان رخ داده می باشد.

    این روایت را در این کتاب می خوانیم که امام صادق (ع) فرمود : «امام عروه الوثقی و ریسمان الهی است [که با این ریسمان نفسِ انسان ارتقاء پیدا میکند و او را از خطرات حفظ می‌کند ] ، امامت یعنی ؛ حجت خدا که هرکسی با امام و امامت زاویه پیدا کند انحراف پیدا کرده است ، امام ؛ کسی است که حقایق عالم را بر اساس قرآن درمیان می‌گذارد ، امام ؛ کسی است که سخن او سخن پیامبر است اگر کسی امام را نشناسد و از دنیا برود در جهالت از دنیا رفته است ، در امام خداترسی و عفت و صدق و صلاح است ، امام ؛ اهل شب زنده داری و اهل دوری از معاصی است ، امام کسی است که همه زندگی او در حال انتظار برای فرج می‌گذرد ، [پس ما همانطور که نماز را از امام یادمیگیریم انتظار فرج هم از آنها یا گرفتیم ] امام ؛ با هرکس که مواجه می‌شود بهترین برخورد را دارد و با هرکس که همسایه شود بهترین همسایه است‌» . ؛ «العروه الوثقى وائمه الهدى والحجه على أهل الدنیا إلى أن یرث الله الأرض ومن علیها، وأن کل من خالفهم ضال مضل باطل تارک للحق والهدى وأنهم المعبرون عن القرآن والناطقون عن الرسول (ص) بالبیان ومن مات ولم یعرفهم مات میته جاهلیه وأن من دینهم الورع والعفه والصدق والصلاح والاستقامه والاجتهاد وأداء الامانه إلى البر والفاجر وطول السجود وصیام النهار وقیام اللیل واجتناب المحارم وانتظار الفرج بالصبر وحسن العزاء وکرم الصحبه..» (کمال الدین ، ب ۳۳ ح ۹)

    محور دوم ؛ دوران غیبت

    یک شیعه دوازده امامی که خدا توفیقِ چنین هدایتی را به او داده باید بعد از بررسی امام و امامت و مسیر توحیدی او و شناخت آن ، به بررسی آسیب های دوران غیبت توجه وافر کند . در مجموع میتوان در این موضوع ، از سه آسیب و چالش بزرگ دوران غیبت ، سخن داشته باشیم.

    چالش اول ؛ وجودِ مدعیانِ امامت و یا نیابت و یا ظهور

    خطر اول در دوران غیبت ؛ مدعیان و ادعاهای درباره مهدی (ع) و ظهور است.
    کسی که در این محور اول که شناخت امام است را مورد شناسایی و سپس باور قرار داد ، باید محور دیگر که درباره چالش های عصر غیبت است را شناسایی کند.

    اصبغ بن نباته می گوید: «دیدم امیرالمؤمنین(ع) در فکر فرو رفت ؛ [ما لی اراک متفکراً] ، پرسیدیم درباره حقوقی که از شما بردند ، فکر می کنید؟ فرمود: نه ، در فکر فرزندم مهدی (عج) هستم ، که دورانش دوران حیرت و غیبت است.»(کمال الدین ؛ ص۲۷۴، ب ۲۶،ح۱)

    در روایت دیگر ؛ شاگردان خصوصی امام صادق (ع) نقل می‌کنند که در مواردی که اشاره ای به امام دوازدهم می شد ، امام صادق شدیدا گریه میکرد.(کمال الدین / ۳۰۰ و ۳۳۷)
    این چه دورانی این که امام امیرالمؤمنین عمیقا در فکر فرو می‌روند و امام صادق شدید گریه می‌کنند؟!

    این دوران غیبت که ما در آن هستیم؛ سه چالش بزرگ را با آن مواجهیم و اگر آماده به سلاح ایمان و معرفت و زمان شناسی و دشمن شناسی نباشیم ، گرفتار می شویم.

    چالش اول در دوران غیبت ؛ وجود ادعاها و مدعیان ظهور است!
    روزی محمد علی باب آمد و ادعای بابیت کرد و بعد ادعای مهدی بودن !
    چند سال پیش رئیس داعش ؛ ابوبکر بغدادی خود را به عنوانِ زمینه سازِ ظهور منجی تعریف نمود !

    در این لیست مدعیان ظهور ؛ نام مغول است که آن جنایت ها را کرد و گفت ما آمده ایم زمینه ظهور را آماده کنیم!
    پس یک سمت انحراف دوران غیبت؛ داعش است ، و سمت دیگر مغول است !
    یکی از انحرافات زمان ما انجمن حجتیه است ، گرچه امروز، انجمن حجتیه پوست انداخته است ، امام راحل و مرجعیت حوزه علمیه در دهه ۵۰ و ۶۰ بصورت واضح با مخالفت خود را اعلام کرد.
    اینها از سنخِ انحرافاتی است که امیرالمؤمنین (ع) را عمیقاً در فکر فرو می برد!

    در جریان دوران غیبت ، صنوف و احزاب و نحله های مختلف در کشورهای اسلامی و بلکه در جهان غرب و شرق دارای فرصت ریاست و قدرت می شوند تا معلوم شود که توانایی برپایی عدالت ندارند.
    در کتاب “غیبت نعمانی” از امام صادق (ع) روایت شده ، جریان غیبت طولانی می شود تا اینکه هیچ صنفی باقی نمی ماند مگر اینکه به قدرت میرسد ، تا اینکه کسی بعدها ادعا نکند اگر به من موقعیتی داده می شد مانند حضرت (عج) عدالت را بر پا می کردم. ؛ «مَا یَکُونُ هَذَا اَلْأَمْرُ حَتَّی‌ لاَ یَبْقَی‌ صِنْفٌ مِنَ اَلنَّاسِ إِلاَّ وَ قَدْ وُلُّوا عَلَی‌ اَلنَّاسِ حَتَّی‌ لاَ یَقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّینَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ یَقُومُ اَلْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ اَلْعَدْلِ ». (الغیبه نعمانی /۲۷۴)
    در این میان روحانیت هم یکی از صنوف است که فرصت قدرت را پیدا کرد .

    در مورد این روایت نعمانی باید با یگ نگاه وسیع تمام حکمرانان را ارزیابی کرد و گفت بوته امتحان در حکمرانی در عصر غیبت ؛ منحصر به شیعه نیست و خارج از بحث شیعه همه و همه از شرق تا غرب همه می آیند و امتحان پس می‌دهند.

    چالش دوم عصر غیبت ؛ بدبینی به دین و انحطاط مسلمین

    مشکل و چالش دوم در دوران غیبت بدبینی به دین است و این آسیب بسیار هزینه بردار است. غرص ان است که در دوران غیبت گاهی برخی افراد تاثیرگذار از پایگاه دین ، رفتار هایی دارند که موجب بدبینی به دین می‌شود!
    به گمانم این سنخ بدبینی به دین حتی در دوران بی امیه یا بنی عباس دیده نمی‌شود چون جامعه به برکت وجود و حضور امام معصوم ؛ حساب دین از سیاستهای حکمرانان را جدا می کند، ولی در دوران غیبت این آسیب قابل انکار نیست.

    امام صادق (ع) در بیانی متوجه این آسیب می کند :«چه خواهید کرد آن روزی که امام (ع) بین شما نیست ! ، روزگاری که شما مؤمنین از هم جدا میشوید و گروه گروه میشوید و روبروی هم قرار خواهید گرفت ، آن روزی است که شما را امتحان می کنند و مؤمنان واقعی باید شناسایی شوند.» (ر.ک : کمال الدین /۳۲۶ و غیبت نعمانی /۲۰۶)

    در رابطه جمله ای امام راحل دارد که قابل توجه و سوزناک است ، ایشان می‌فرماید: «ازداخل جبهه خودی ؛ گلوله حیله و تقدس مآبی و تحجر بود ، گلوله زبان نفاق و دو رویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر وجان را می سوخت و می درید». (صحیفه؛ ج۲۱ص۲۸۰)

    ائمه ما این دوران را به دوران ادعاها و ریاست طلبی و خاموش کردن صدای حق از پایگاه دین معرفی کرده اند.

    چالش سوم دورانِ غیبت ؛ ناامیدی

    در دوران غیبت ، نگاه ها از طرف امام زمان برمی‌گردد، یاس و نامیدی بر دل ها غلبه می‌کند!

    جناب کلینی از امام صادق (ع) نقل می‌کند ؛ «ظهور نمی‌رسد مگر بعد از یأس شدید است ؛ ان هذا الامر لایآتیکم الا بعد ایاس» (کافی ؛ ص ۲۱۸ باب التمحیص)

    این عبارت آقای مطهری در بیش از ۵۰ سال پیش است که نوشت : «جهان روی باروت است ، اگر علل طاهری باشد باید به دین بدبین باشیم اما ، ‘یومنون بالغیب’ در عمق جانباور داریم ، جهان را صاحبی باشد خدا نام، لطف الهی از عالَم گرفته نمی شود.»

    پس در تمام حوادث شدید نباید امید را از دست داد و باید دائما متذکر شویم ؛ از ما خواسته اند که ؛ «الذین یومنون بالغیب» (بقره / ۳) باشیم و باور داشته باشیم ؛ ‘جهان را صاحبی باشد خدا نام’ .

    ما بدون راهنما نیستیم و از یک سوی امام مهدی (ع) بر ما اشراف دارد ، و از سوی دیگر ؛ به تعبیر امیرالمؤمنین(ع)؛ در دوران غیبت؛ گرچه امام حضور ظاهری ندارد اما آموزه ها و دانش و آداب او در قلوب مومنین زنده است ؛ «ان غاب عن الناس شخصه فی حال هدایتهم ، فان علمه و آدابه فی قلوب المومنین مثبته،فهم بها عاملون.» (کمال الدین/۲۸۶)

    امام مهدی (ع) و توجه به شیعیان

    اگر ما و جامعه ما ، به حداقل های وظایف مان توجه داشته باشیم ، قطعا توجه و دعا و امداد از ناحیه آن امام بزرگوار (عج) را خواهیم داشت .
    شیخ مفید که دارای حساسیت راجع به نقل روایت دارد و هر روایتی را نقل نمی کند ، این روایت را نقل میکند ؛ «حسین بن فضل می‌گوید؛ بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام به سامراء رفتم تا شاید نشانی از امام دوازدهم بیابم .

    وقتی وارد مسجد شما یکی از شیعیان مرا به فردی به نام محمد ابن احمد معرفی نمود و به منزل وی رفتم و بعد از دو سه روزی او به من گفت ؛ وقتی به مسجد رفتی شخصی شمارا می‌بیند و شما را می‌شناسد و او با امام (عج) ارتباط دارد و پیغامی برای تو دارد ، من به مسجد که رفتم شخص با وقار و محترمی به سوی من امد و بعد از سخنانی که بین ما مطرح شد گفت ؛ ای حسین ابن فضل یک نشانه به تو دهم و یک بشارت ؛ نشانه این است که یک کیسه پولی با این تعداد سکه برای امام آورده ای . و این بشارت این است ، امام (عج) برای شما هدیه ای داده اند و می‌فرمایند: «انا ربما فعلنا ذلک بموالینا و ربما سألونا ابتداءا ذلک یتبرکون به » ؛ ما به فکر شیعیانمان هستیم ، شیعیان ما اگر از ما چیزی بخواهند ما به آنها می‌دهیم ، و اگر به زبان هم نیاورند باز هم ما آنان لطف خود را می رسانیم.» (ارشاد شیخ مفید؛باب ۳۹ ح ۱۰)

    امیدواریم ؛ همه شیعیان از چالش های دوران غیبت مصون باشند ، و همه آنان و همه آزادی خواهان موحد جهان ؛ معرفت و مجاهدت و انجام وظیفه در راستای عقلانیت و عدالت را فراموش نکنند.

      دوران غیبت، دوران مدعیانِ دروغین عدالت، و دوران بدنامیِ دین و انحطاط دینی | هادی سروش

      دوران غیبت، دوران مدعیانِ دروغین عدالت، و دوران بدنامیِ دین و انحطاط دینی | هادی سروش

      ۱۸ بهمن ۱۴۰۴

      ۰ زمان تقریبی مطالعه 7 دقیقه

      هادی سروش

      هادی سروش

      حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:

      دوران غیبت، دوران مدعیانِ دروغین عدالت، و دوران بدنامیِ دین و انحطاط دینی | هادی سروش

      حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:

      در رابطه با حضرت ولی عصر آنچه مهم است دو محور است ؛ اول درباره شناخت امامت و امام ، و دوم ؛ درباره غیبت و مسائل پیرامون آن.

      محور اول ؛ شناخت امام و امامت باعث ایمنی از انحراف

      در رابطه با شناخت امام مهدی (ع) و دوران غیبت ، روایت ابوبصیر از امام صادق (ع) مهم است که وقتی در رابطه با زمان غیبت سوال کرد ، امام فرمود ؛ این دعا را بخوان ؛ «اللهم عرفنی نفسک , فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک ، اللهم عرفنی رسولک , فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک ، اللهم عرفنی حجتک , فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی » ؛ « خدایا خود را به من بشناسان زیرا اگر خود را به من نشناسانی من پیامبرت را نمی شناسم . خدایا پیامبرت را به من بشناسان زیرا اگر پیامبرت را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت . خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه می گردم». (کافی ، ج ۱ ص۳۴۲)

      شیخ صدوق در رابطه با سه امام سه اثر مستقل دارند که دو اثر از آن به ما رسیده است و یک اثر آن بنام کتاب «مدینه العلم» که در رابطه با امیرالمؤمنین (ع) است به ما نرسید! کتاب دیگر ایشان “عیون اخبار الرضا” است که در رابطه با حضرت امام رضا علیه السلام است و کتاب سوم که به صورت مستقل شیخ صدوق نوشت؛ کتاب “کمال الدین” است که درباره امام عصر حضرت مهدی (عج) است و طبق گفته خودش در مقدمه کتاب ، این تالیف طبق امر حضرت (عج) در ملاقاتی که در ایام حج در مکه برای ایشان رخ داده می باشد.

      این روایت را در این کتاب می خوانیم که امام صادق (ع) فرمود : «امام عروه الوثقی و ریسمان الهی است [که با این ریسمان نفسِ انسان ارتقاء پیدا میکند و او را از خطرات حفظ می‌کند ] ، امامت یعنی ؛ حجت خدا که هرکسی با امام و امامت زاویه پیدا کند انحراف پیدا کرده است ، امام ؛ کسی است که حقایق عالم را بر اساس قرآن درمیان می‌گذارد ، امام ؛ کسی است که سخن او سخن پیامبر است اگر کسی امام را نشناسد و از دنیا برود در جهالت از دنیا رفته است ، در امام خداترسی و عفت و صدق و صلاح است ، امام ؛ اهل شب زنده داری و اهل دوری از معاصی است ، امام کسی است که همه زندگی او در حال انتظار برای فرج می‌گذرد ، [پس ما همانطور که نماز را از امام یادمیگیریم انتظار فرج هم از آنها یا گرفتیم ] امام ؛ با هرکس که مواجه می‌شود بهترین برخورد را دارد و با هرکس که همسایه شود بهترین همسایه است‌» . ؛ «العروه الوثقى وائمه الهدى والحجه على أهل الدنیا إلى أن یرث الله الأرض ومن علیها، وأن کل من خالفهم ضال مضل باطل تارک للحق والهدى وأنهم المعبرون عن القرآن والناطقون عن الرسول (ص) بالبیان ومن مات ولم یعرفهم مات میته جاهلیه وأن من دینهم الورع والعفه والصدق والصلاح والاستقامه والاجتهاد وأداء الامانه إلى البر والفاجر وطول السجود وصیام النهار وقیام اللیل واجتناب المحارم وانتظار الفرج بالصبر وحسن العزاء وکرم الصحبه..» (کمال الدین ، ب ۳۳ ح ۹)

      محور دوم ؛ دوران غیبت

      یک شیعه دوازده امامی که خدا توفیقِ چنین هدایتی را به او داده باید بعد از بررسی امام و امامت و مسیر توحیدی او و شناخت آن ، به بررسی آسیب های دوران غیبت توجه وافر کند . در مجموع میتوان در این موضوع ، از سه آسیب و چالش بزرگ دوران غیبت ، سخن داشته باشیم.

      چالش اول ؛ وجودِ مدعیانِ امامت و یا نیابت و یا ظهور

      خطر اول در دوران غیبت ؛ مدعیان و ادعاهای درباره مهدی (ع) و ظهور است.
      کسی که در این محور اول که شناخت امام است را مورد شناسایی و سپس باور قرار داد ، باید محور دیگر که درباره چالش های عصر غیبت است را شناسایی کند.

      اصبغ بن نباته می گوید: «دیدم امیرالمؤمنین(ع) در فکر فرو رفت ؛ [ما لی اراک متفکراً] ، پرسیدیم درباره حقوقی که از شما بردند ، فکر می کنید؟ فرمود: نه ، در فکر فرزندم مهدی (عج) هستم ، که دورانش دوران حیرت و غیبت است.»(کمال الدین ؛ ص۲۷۴، ب ۲۶،ح۱)

      در روایت دیگر ؛ شاگردان خصوصی امام صادق (ع) نقل می‌کنند که در مواردی که اشاره ای به امام دوازدهم می شد ، امام صادق شدیدا گریه میکرد.(کمال الدین / ۳۰۰ و ۳۳۷)
      این چه دورانی این که امام امیرالمؤمنین عمیقا در فکر فرو می‌روند و امام صادق شدید گریه می‌کنند؟!

      این دوران غیبت که ما در آن هستیم؛ سه چالش بزرگ را با آن مواجهیم و اگر آماده به سلاح ایمان و معرفت و زمان شناسی و دشمن شناسی نباشیم ، گرفتار می شویم.

      چالش اول در دوران غیبت ؛ وجود ادعاها و مدعیان ظهور است!
      روزی محمد علی باب آمد و ادعای بابیت کرد و بعد ادعای مهدی بودن !
      چند سال پیش رئیس داعش ؛ ابوبکر بغدادی خود را به عنوانِ زمینه سازِ ظهور منجی تعریف نمود !

      در این لیست مدعیان ظهور ؛ نام مغول است که آن جنایت ها را کرد و گفت ما آمده ایم زمینه ظهور را آماده کنیم!
      پس یک سمت انحراف دوران غیبت؛ داعش است ، و سمت دیگر مغول است !
      یکی از انحرافات زمان ما انجمن حجتیه است ، گرچه امروز، انجمن حجتیه پوست انداخته است ، امام راحل و مرجعیت حوزه علمیه در دهه ۵۰ و ۶۰ بصورت واضح با مخالفت خود را اعلام کرد.
      اینها از سنخِ انحرافاتی است که امیرالمؤمنین (ع) را عمیقاً در فکر فرو می برد!

      در جریان دوران غیبت ، صنوف و احزاب و نحله های مختلف در کشورهای اسلامی و بلکه در جهان غرب و شرق دارای فرصت ریاست و قدرت می شوند تا معلوم شود که توانایی برپایی عدالت ندارند.
      در کتاب “غیبت نعمانی” از امام صادق (ع) روایت شده ، جریان غیبت طولانی می شود تا اینکه هیچ صنفی باقی نمی ماند مگر اینکه به قدرت میرسد ، تا اینکه کسی بعدها ادعا نکند اگر به من موقعیتی داده می شد مانند حضرت (عج) عدالت را بر پا می کردم. ؛ «مَا یَکُونُ هَذَا اَلْأَمْرُ حَتَّی‌ لاَ یَبْقَی‌ صِنْفٌ مِنَ اَلنَّاسِ إِلاَّ وَ قَدْ وُلُّوا عَلَی‌ اَلنَّاسِ حَتَّی‌ لاَ یَقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّینَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ یَقُومُ اَلْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ اَلْعَدْلِ ». (الغیبه نعمانی /۲۷۴)
      در این میان روحانیت هم یکی از صنوف است که فرصت قدرت را پیدا کرد .

      در مورد این روایت نعمانی باید با یگ نگاه وسیع تمام حکمرانان را ارزیابی کرد و گفت بوته امتحان در حکمرانی در عصر غیبت ؛ منحصر به شیعه نیست و خارج از بحث شیعه همه و همه از شرق تا غرب همه می آیند و امتحان پس می‌دهند.

      چالش دوم عصر غیبت ؛ بدبینی به دین و انحطاط مسلمین

      مشکل و چالش دوم در دوران غیبت بدبینی به دین است و این آسیب بسیار هزینه بردار است. غرص ان است که در دوران غیبت گاهی برخی افراد تاثیرگذار از پایگاه دین ، رفتار هایی دارند که موجب بدبینی به دین می‌شود!
      به گمانم این سنخ بدبینی به دین حتی در دوران بی امیه یا بنی عباس دیده نمی‌شود چون جامعه به برکت وجود و حضور امام معصوم ؛ حساب دین از سیاستهای حکمرانان را جدا می کند، ولی در دوران غیبت این آسیب قابل انکار نیست.

      امام صادق (ع) در بیانی متوجه این آسیب می کند :«چه خواهید کرد آن روزی که امام (ع) بین شما نیست ! ، روزگاری که شما مؤمنین از هم جدا میشوید و گروه گروه میشوید و روبروی هم قرار خواهید گرفت ، آن روزی است که شما را امتحان می کنند و مؤمنان واقعی باید شناسایی شوند.» (ر.ک : کمال الدین /۳۲۶ و غیبت نعمانی /۲۰۶)

      در رابطه جمله ای امام راحل دارد که قابل توجه و سوزناک است ، ایشان می‌فرماید: «ازداخل جبهه خودی ؛ گلوله حیله و تقدس مآبی و تحجر بود ، گلوله زبان نفاق و دو رویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر وجان را می سوخت و می درید». (صحیفه؛ ج۲۱ص۲۸۰)

      ائمه ما این دوران را به دوران ادعاها و ریاست طلبی و خاموش کردن صدای حق از پایگاه دین معرفی کرده اند.

      چالش سوم دورانِ غیبت ؛ ناامیدی

      در دوران غیبت ، نگاه ها از طرف امام زمان برمی‌گردد، یاس و نامیدی بر دل ها غلبه می‌کند!

      جناب کلینی از امام صادق (ع) نقل می‌کند ؛ «ظهور نمی‌رسد مگر بعد از یأس شدید است ؛ ان هذا الامر لایآتیکم الا بعد ایاس» (کافی ؛ ص ۲۱۸ باب التمحیص)

      این عبارت آقای مطهری در بیش از ۵۰ سال پیش است که نوشت : «جهان روی باروت است ، اگر علل طاهری باشد باید به دین بدبین باشیم اما ، ‘یومنون بالغیب’ در عمق جانباور داریم ، جهان را صاحبی باشد خدا نام، لطف الهی از عالَم گرفته نمی شود.»

      پس در تمام حوادث شدید نباید امید را از دست داد و باید دائما متذکر شویم ؛ از ما خواسته اند که ؛ «الذین یومنون بالغیب» (بقره / ۳) باشیم و باور داشته باشیم ؛ ‘جهان را صاحبی باشد خدا نام’ .

      ما بدون راهنما نیستیم و از یک سوی امام مهدی (ع) بر ما اشراف دارد ، و از سوی دیگر ؛ به تعبیر امیرالمؤمنین(ع)؛ در دوران غیبت؛ گرچه امام حضور ظاهری ندارد اما آموزه ها و دانش و آداب او در قلوب مومنین زنده است ؛ «ان غاب عن الناس شخصه فی حال هدایتهم ، فان علمه و آدابه فی قلوب المومنین مثبته،فهم بها عاملون.» (کمال الدین/۲۸۶)

      امام مهدی (ع) و توجه به شیعیان

      اگر ما و جامعه ما ، به حداقل های وظایف مان توجه داشته باشیم ، قطعا توجه و دعا و امداد از ناحیه آن امام بزرگوار (عج) را خواهیم داشت .
      شیخ مفید که دارای حساسیت راجع به نقل روایت دارد و هر روایتی را نقل نمی کند ، این روایت را نقل میکند ؛ «حسین بن فضل می‌گوید؛ بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام به سامراء رفتم تا شاید نشانی از امام دوازدهم بیابم .

      وقتی وارد مسجد شما یکی از شیعیان مرا به فردی به نام محمد ابن احمد معرفی نمود و به منزل وی رفتم و بعد از دو سه روزی او به من گفت ؛ وقتی به مسجد رفتی شخصی شمارا می‌بیند و شما را می‌شناسد و او با امام (عج) ارتباط دارد و پیغامی برای تو دارد ، من به مسجد که رفتم شخص با وقار و محترمی به سوی من امد و بعد از سخنانی که بین ما مطرح شد گفت ؛ ای حسین ابن فضل یک نشانه به تو دهم و یک بشارت ؛ نشانه این است که یک کیسه پولی با این تعداد سکه برای امام آورده ای . و این بشارت این است ، امام (عج) برای شما هدیه ای داده اند و می‌فرمایند: «انا ربما فعلنا ذلک بموالینا و ربما سألونا ابتداءا ذلک یتبرکون به » ؛ ما به فکر شیعیانمان هستیم ، شیعیان ما اگر از ما چیزی بخواهند ما به آنها می‌دهیم ، و اگر به زبان هم نیاورند باز هم ما آنان لطف خود را می رسانیم.» (ارشاد شیخ مفید؛باب ۳۹ ح ۱۰)

      امیدواریم ؛ همه شیعیان از چالش های دوران غیبت مصون باشند ، و همه آنان و همه آزادی خواهان موحد جهان ؛ معرفت و مجاهدت و انجام وظیفه در راستای عقلانیت و عدالت را فراموش نکنند.

      انتهای پیام

      https://ensafnews.com/634299/

      امید در دوران سخت چگونه زنده می‌ماند؟ /  هادی سروش

      امید در دوران سخت چگونه زنده می‌ماند؟

      امید در دوران سخت چگونه زنده می‌ماند؟

      در تمام برهه‌ها که امامت در انزوا قرار می‌گیرد، «دوران ظلم» است که وظیفه؛ صبر و امید است و صد البته که افضل دوران است.

      به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین هادی سروش - استاد فقه وفلسفه حوزه علمیه قم- در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار ایسنا، قرار داد، آورده است:

      امید آفرینی در روزگاران سخت غیبت

      در امتداد روزگار تا زمان ظهور حضرت امام مهدی (عج) و اقامه دولت کریمه مهدوی، یک ضرورت است.

      دورانِ حضورِ ائمه مانندِ دورانِ غیبت امام، دورانِ پر مرارت دستگاه ظلم

      تمام دوران غیبت، دوران پر مرارتی است و در این دوران سخت همواره باید در تلاش بر زنده نگه داشتن امید در دل خود و دل‌های دیگران کوشا باشیم.️ نه تنها این عصر که در آن هستیم دوران غیبتِ امام و ظلمِ ظالم است، بلکه در تمام برهه‌ها که امامت در انزوا قرار می‌گیرد، «دوران ظلم» است که وظیفه؛ صبر و امید است و صد البته که افضل دوران است.

      به این حقیقت، اولین بار حضرت صادق(ع) تصریح فرمود، آنجا که عمارساباطی که پرسید چگونه «زمان ما» از زمانی که در آینده خواهد آمد که دولت حق اقامه می‌شود، والاتر و افضل است؟ امام(ع) فرمود: چون شمادر ورود به دین متقدم هستید و ایمان و دینداری شما در "دوران ظلم" قرار گرفته و در عین حمایت از امام تان، زندگی پرمشقتی را پرسر می‌گذارید، گوارای تان باد آن اجرمضاعفی که از خدا می‌گیرید؛ «سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَی اَلدُّخُولِ فِی دِینِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَی اَلصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ إِلَی کُلِّ خَیْرٍ وَ فِقْهٍ وَ إِلَی عِبَادَةِ اَللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّکُمْ مَعَ إِمَامِکُمُ اَلْمُسْتَتِرِ مُطِیعِینَ لَهُ صَابِرِینَ مَعَهُ مُنْتَظِرِینَ لِدَوْلَةِ اَلْحَقِّ خَائِفِینَ عَلَی إِمَامِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ مِنَ اَلْمُلُوکِ اَلظَّلَمَةِ تَنْتَظِرُونَ إِلَی حَقِّ إِمَامِکُمْ وَ حُقُوقِکُمْ فِی أَیْدِی اَلظَّلَمَةِ قَدْ مَنَعُوکُمْ ذَلِکَ وَ اِضْطَرُّوکُمْ إِلَی حَرْثِ اَلدُّنْیَا وَ طَلَبِ اَلْمَعَاشِ مَعَ اَلصَّبْرِ عَلَی دِینِکُمْ وَ عِبَادَتِکُمْ وَ طَاعَةِ إِمَامِکُمْ وَ اَلْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّکُمْ فَبِذَلِکَ ضَاعَفَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَکُمُ اَلْأَعْمَالَ فَهَنِیئاً».(کافی، ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

      در بیانی دیگر امام صادق(ع) فرمود : «شما امروز از اصحاب امام قائم (عج) با فضیلت‌تر هستید چراکه صبح و شام شما همواره با خوف بر سلامتی امام تان از ناحیه دستگاه ظلم هستید»؛ «انتم افضل من اصحاب القائم و ذلک انکم تمسون و تصبحون خائفین علی امامکم و علی انفسکم من ائمه الجور ...» (الاختصاص/۲۱)



      مرارت‌های شیعیانِ آزادی خواه در دوران غیبت امام

      دوران غیبت امام (عج) دوران سختی برای یک شیعه آزادی خواه است. جناب کلینی در روضه کافی از زبان نورانی امام صادق (ع) حدیثی نقل می‌کند که در آن اشاره به دو رکن «معرفت و مجاهده» شده و این رکن از یک سوی وظیفه شیعه است و از سوی دیگر باعث افضلیت شیعیان زمان غیبت گشته است، بیان امام صادق(ع) چنین است؛ "شیعیان ما؛ به خدا قسم! پیوسته از روزی که خدای پیامبرش را قـبـض روح کرد تاکنون ما را یاری کرده و در راه ما جنگ کرده و به آتش سوخــته و دچــار عــذاب شدند و شکنجـه شـده و در شهرها آواره گشته‌اند خدای متعال آنان را از جانب ما پاداش نیکو دهد. ؛ «شیعَتُنا وَ اللهِ لَمْ یَزالوا مُنْذُ قَبَضَ اللهُ عَزَّ ذِکْرُه رَسُولَهُ یَنْصُرونا وَ یُقاتِلُونَ دُونَـنا وَ یُـحْرَقُـونَ و یُعَـذَّبُـونَ وَ یُشَـرَّ دوُنَ فی الْبُلْـدان جَزاهُـمُ اللهُ عَنـّـا خَـیْـراً». (روضه کافی / ۲۶۸)

      شاخصه‌ها برای️ عبورِ سالم از دوران غیبت

      مهم عبور سالم و ظفرمندانه از دوران غیبت و در دوران غیبت است، سلامت در این دوران در گِرو «دینداریِ منتظرانه و مجاهدانه» است.

      امام مهدی (عج) چنین نوشتند؛ «اگر شیعیان ما، که خداوند برای طاعتش توفیق‌شان دهد؛ در وفای به عهدی که داشتند یک‌دل و مجتمع بودند، برکت دیدار با ما از آنان به تاخیر نمی‌افتاد و به‌زودی سعادت دیدار ما به آن‌ها می‌رسید. پس ما را از آنان محبوس نمی‌کند، مگر اعمال زشتی که از آنان به ما می‌رسد» - «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ‌ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ‌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‌ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ». (احتجاج، ج۲ص۴۹۸)

      امام مهدی موعود (ع) در توقیع دیگر که به جناب شیخ مفید نوشتند، مرقوم نمود : «پس هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد، و از آنچه خوشایند ما نیست و باعث کدورت خاطر ما می‌شود، اجتناب ورزند. « فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وسَخَطِنا». (الاحتجاج، ج۲ص۴۹۵)

      فضیلتِ عبورِ سالم از دوران غیبت

      این عده چون از زمین و زمان برون رفته‌اند متصل به حضور پیامبر(ص) هستند و چنان ارزشی در محضر خاتم انبیاء می‌یابند که؛ پیامبر (ص) آنان را به مدال‌های بزرگی چون؛ «با کرامت‌ترین امت اسلام، رفقاء خود و برادران خویش» مفتخر می‌فرماید؛ اولا؛ فرمود : اکرم امتی علی ...(کمال الدین/۲۷۱)، ثانیا؛ فرمود : ذلک من رفقائی ...(کمال الدین/۲۷۱) وثالثا؛ فرمود : اولئک اخوانی ...(کمال الدین/۳۲۵) عبادت در دوران پر مرارت دستگاه ظلم، افضل از عبادت مومنان در عصر ظهور محسوب می‌شود.

      راوی از امام صادق(ع) می‌پرسد: کدامیک از این دو بهتر است؛ عـبـادت پـنـهـانـی بـا امـام پـنـهـان در زمـان دولت بـاطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشکار؟
      امام صادق(ع) در پاسخ می‌فرمایند: «بـدانید هر کس از شما که در این زمان نماز واجبش را در وقتش به جماعت گزارد و از دشمنش پـنـهـان کـنـد و آن را تـمـام و کـامـل به جا آورد، خدا برای او ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گـذارده بـنـویـسـد... و آنکه از شما کار نیکی انجام دهد، خدای عزوجل برای او به جای آن، بیست حسنه نویسد و حسنات مؤمـن از شـمـا را خـدای عـزوجـل چـنـد بـرابـر کـنـد ... به خدا، ای عمار؛ هر کدام از شماشیعیان بـر ایـن حالیکه اکنون دارید (عبادت توام با خوف و تقیه) بمیرد از بسیاری از شهداء بدر و اُحد بهتر و برتر است، پس مژده باد شمارا. ؛ اعـْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّی مِنْکُمُ الْیَوْمَ صَلَاةً فَرِیضَةً فِی جَمَاعَةٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فـِی وَقـْتـِهـَا فـَأَتَمَّهَا کَتَبَ اللهُ لَهُ خَمْسِینَ صَلَاةً فَرِیضَةً فِی جَمَاعَةٍ... ٍ. وَ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ حَسَنَةً کَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِینَ حَسَنَةً... أَمَا وَ اللهِ یَا عَمَّارُ لَا یـَمـُوتُ مِنْکُمْ مَیِّتٌ عَلَی الْحَالِ الَّتِی أَنْتُمْ عَلَیْهَا إِلَّا کَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللهِ مِنْ کَثِیرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا» (اصول کافی، ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

      خداوند متعال حال که بر ما منت گذارده و ما را از امت پیامبر (ص) در آخرالزمان قرار داده، منت دیگر گذارد و ما از منتظرانِ دیندار و مجاهد و امیدآفرین قرار دهد که دینداری و مجاهدت سرچشمه امید است.

      استاد هادی سروش مطرح کرد: قیام حیرت آورِ حضرت مهدی (ع)‌ در مواجهه با مقدس نماها و کاسبانِ دین

      شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

      استاد هادی سروش مطرح کرد: قیام حیرت آورِ حضرت مهدی (ع)‌ در مواجهه با مقدس نماها و کاسبانِ دین

      انتشار :‌ چهارشنبه ۱۵ / ۱۱ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۰:۴۸

      شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی به مناسبت نیمه شعبان و ولادت امام زمان(عج)، آورده است: دوران طولانی غیبت در زمان امامت حضرت امام مهدی (ع) دوران رواج تحریف دین است بشکلی که در ظاهر دین است ولی در باطن بی دینی ترویج می شود!

      این بی دینی در جامعه بظاهرِ دینی؛ نتیجه ی دینداری های تُهی از دین، ادعاهایِ بی محتوا از سوی متحجران و کاسبانِ قدرت و ثروت است که آن را می توان از بیان رسول الله (ص) استفاده نمود که فرمود:

      «به زودى روزگارى بر امّت من فرا مى رسد كه از قرآن جز نوشته هايش و از اسلام جز نامش باقى نمى ماند. خود را مسلمان مى نامند در حالى كه دورترين مردم از اسلامند؛مسجدهايشان [از بنا ]آباد است، اما از هدايت خراب (تُهى) مى باشد. فقيهان (دين شناسان) آن روزگار بدترين فقيهانِ زير اين آسمان كبودند، فتنه و گمراهى از آنها بر مى خيزد و [باز ]به آنها بر مى گردد».؛ «يَأْتِيَ عَلَى امتی زَمَانٌ وَلا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلا رَسْمُهُ و لا يَبْقَى مِنَ الإِسْلامِ إِلا اسْمُهُ یسمون به و هم ابعد الناس عنه، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ , وَهِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى , فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت السماء منهم خرجت الفتنه و الیهم تعود». (روضه کافی ؛ ح ۴۷۹. ثواب الاعمال ؛ ص۲۵۳)

      پدیده دزدان مقدس

      دزد و دزدی یک پدیده نوظهور نیست ولی دزدی از دین با نام دین و به عبارتی دزدیِ مقدس یک پدیده شگفت آور است. حقیقت این است که دزدی، دزدی است چه مقدس و چه نامقدس. در دزدی مقدس بگونه ای چهره سازی می شود جامعه از او یک چهره ارزشی می بینند!

      این روایت از شیخ صدوق عجیب و جالب است، «عبدالسلام بن صالح هروی میگوید از حضرت رضا پرسیدم: وقتی قائم شما قیام میکند از چه کاری شروع می کند؟ و حضرت فرمود: اول دستان بنی شیبه را قطع می کند آنان دزدان خانه خدایند! . ؛ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) یابن رسول الله ؛ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ یَبْدَأُ الْقَائِمُ(ع)مِنْکُمْ إِذَا قَامَ ؟ قَالَ یَبْدَأُ بِبَنِی شَیْبَةَ فَیُقَاطِعُ أَیْدِیَهُمْ لِأَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَیْتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ » (عیون أخبار الرضا، ج‏۱/۲۷۳ وسائل ج۲۵۲/۱۳).

      این دزدان مقدس و یا دزدانی که با چهره ارزشی وارد صحنه شده اند، کارشان این است مردم را به نام دین و موسسه خیریه و مسجد و محراب و منبر و حرم؛ سر کیسه می کنند و مال مردم را بنام دین به یغما میبرند و از آن برای خود و رفاهیات مخفیانه خود و فرزندانشان در خارج از کشور و زندگی لاکچری و یا برای رسیدن به قدرت در نظام دینی استفاده می کنند!

      نمونه دیگر؛ کشورهای اسلامی و زمامداران و مدیران بی اخلاق هستند مورد پاکسازی در عصر ظهور قرار می گیرند. امام عصر(عج) به ابراهیم بن مهزیار فرمودند؛ «اذا حیل بینکم و بین الکعبه باقوام لا خلاق لهم» (کمال الدین ؛ ج ۲ص۴۶۹)

      باری؛ امام مهدی (ع) در ظهورش دست این کاسه لیسان قدرت که با کسوتِ دینی و مذهبی در عرصه قدرت قرار دارند را قطع و نابود می کند.

      ️حیف و میل کنندگان بیت المال

      از این رهگذر به انانکه اموال بیت المال را حیف و میل میکنند میرسیم که با انگیزه شیطانی و هوی و هوس دست در بیت المال می برند و با اختلاس و رانت اموال عمومی را به تاراج می برند و یا با نفوذ در بوجه های سالانه کشور از آن برای خود و اطرافیان و توسعه طلبی ها استفاده می کنند!

      در ظهور عدالت حضرت مهدی عج اینان یکی از مهم ترین چهره هایی هستند که منکوب و مقهور و منفور می شوند.

      استاد مطهری در این باره می گوید: «بودجه‌ی مصالح عامه را آقایان می‌گیرند و به خودِ اصلاحات عمومی کاری ندارند و بلکه ایمان به آن کار هم ندارند و عقیده‌ی خلاف دارند».

      بت های محبوب مردمان گمراه

      امام هادی به عبدالعظیم: «خرج باذن الله عزوجل فلایزال یقتل اعداء الله … فاذا دخل المدینه اخرج اللات و العزی فاحرقهما» (کمال الدین/۳۵۲)

      گرچه نام بت بر ساخته های دستِ انسانی از چوب و سنگ و فلز است، اما در اصطلاح عمومی بت هر چیزی است که برای انسان در مقابل خدا وابستگی آورده باشد اعم از مال، امکانات، چهره های محبوب و مانند آن.

      حضرت محمد (ص) می‌فرماید: «در آن عصر (آخرالزمان)، خدای مردم، شکم‌هایشان خواهد شد و پول و ثروت، دین و آیین آنها خواهد گشت. زنان، قبله‌گاه آنان خواهند بود و تجمل و مادیات را مایه اعتبار و ارج و قرب خود خواهند دانست. سپس حضرت، در مقابل شگفتی اصحاب از این سخنان، و در پاسخ به سوال آنها که آیا مردم آخرالزمان بت پرست خواهند بود؟ فرمودند: «آری! هر مال و ثروت و درهمی به نزد آنان، بتی است که در حد پرستش به آن وابسته خواهند بود.» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۰)

      آخرالزمان یکی از وِجه سازی های مقدس ، از افراد است که به تعبیر استاد مطهری؛ “بت گوشتی” درست کرده و مردمانی ّخاطر شدت علاقه آن شخص را محبوب داشته و بر منویات او کورکورانه قدم برمی دارند!

      ️ فقیهان بی تفقه؛

      فقیهانِ بی فقه و یا به تعبیری بی تفقه و یا بی تقوا، کسانی هستند که در آخرالزمان مورد مذمت بخشی از روایات قرار گرفته اند و روشن است که تاثیر آنان در جامعه دینی قابل انکار نیست.

      در شیعه طبق آموزه های اهلبیت (ع)؛ فقهیانِ راستین که بهره از علم و تقوایِ بالایی دارند؛ اُمناء الرسول نام برده شده است، اما اگر این فقهان ، فقه و علم خود را در خدمت سلاطین و اصحاب قدرت قرار دهند، توصیه شده که از آنان باید برحذر بود؛ «الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ يَدْخُلُوا فِي الدُّنْيَا. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ مَا دُخُولُهُمْ فِي الدُّنْيَا؟ قَالَ: اتِّبَاعُ السُّلْطَانِ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَى دِينِكُم.» (کافی ،ج۱ص۴۶)

      استاد عالی مقام جناب شهید آیت الله مطهری درباره فقیهانِ بی تقوا و در مرکز قدرت ظلم و ثروت و یا در حاشیه قدرت و ثروت می نویسد؛ «علمای شیعه و فقهای شیعه خود را نائب حضرت حجت بن الحسن (عج) معرفی می‌کنند، ولی فقط در بعضی کارها نه در همه‌ی کارها. هر کاری که منفعت دارد و از آن کار، پولی و مقامی درمی‌آید، نیابت آن کارها را قبول دارند مثل گرفتن وجوه و ولایت بر صِغار و اِفتا و قضا؛ و هر کاری که فقط زحمت و مجاهده می‌خواهد، می‌گویند خود حضرت بیایند و آن کار را درست کنند. از این‌جا باید فهمید که چرا در روایات وارد شده که فقها به قتل حجت بن الحسن فتوا خواهند داد، هرچند آقایان تأویل می‌کنند و می‌گویند مقصود، فقهای عامه می‌باشند!! البته قضیه، علت طبیعی دارد؛ وقتی که کسی ظاهر شود که دکّان آقایان را می‌بندد، با او کاری ندارند؛ بلکه صددرصد با او مخالف‌اند.» (یادداشتهای استاد مطهری، ج ۱۵ ص ۱۵۰)

      این عالمان منحرف و فقیهانِ بی فقه، گاهی روی به حدیث های جعلی آورده و آن روایاتِ بی اصل و نسب را با دغل بازی آن را به خورد جامعه می دهند.

      از خاتم الانبیاء(ص) روایت شده است که فرمود: «در آخرالزّمان دغل‌بازان و فریب‌کارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند، آن‌چنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث‌هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبادا به دام تزویر و فریبشان بیفتید.» (کنزالاعمال، حدیث ۲۹۰۳۲۴)

      مکان های مقدس در ظهور

      در زمان ظهور؛ مکان های مقدس واقعی از مکان های مقدسِ ساختگی جدا شده و بر آبادی مقدس ها افزوده می شود و مکان هایی که نشانه ای تقدس خیالی و موهوم دارند تخریب می شوند.

      امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: «به راستی او (مهدی علیه السلام ) از یارانش بیعت می گیرد که سرقت نکنند و زنا ننمایند و به مسلمانی دشنام ندهند… و مسجدی را [بدون جهت و دلیل] تخریب نکنند. ؛ أَنَّهُ یَأْخُذُ الْبَیْعَةَ عَنْ اَصْحابِهِ عَلی اَنْ لا یَسْرِقُوا وَلا یَزِنُوا وَلا یَسُبُّوا مُسْلِما… وَلا یُخَرِّبُوا مَسْجِدا.» (الشریف بالمنن/ ۲۹۵)

      در روایت دیگری ابو بصیر از امام باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، به کوفه رود و در آنجا چهار مسجد را ویران کند و مسجد کنگره داری در روی زمین نباشد، جز آنکه حضرت آن را خراب سازد؛ اِذا قامَ الْقائِمُ سارَ اِلَی الْکُوفَةِ فَهَدَمَ بِها اَربَعَةَ مَساجِدَ وَلَمْ یَبْقَ مَسْجِدٌ عَلی وَجْهِ الاَْرْضِ لَهُ شُرَفٌ اِلاَّ هَدَمَها.»(ارشادشیخ مفید ؛ ج۲ ص ۳۸۵ ، وسائل؛ج۲۵ص۴۳۶)

      نه تنها چهار مسجد مشخص توسط حضرت (عج) تخریب می شود، بلکه هر مسجدی که خارج از سادگی و معنویت باشد و به تزیین های افراطی مزین باشد مورد تخریب قرار می گیرد.

      ابو بصیر از حضرت صادق (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «آن گاه که قائم علیه السلام قیام کند، داخل کوفه شود و دستور انهدام مساجد چهارگانه را صادر فرماید تا به پایه های آنها برسد و آنها را همانند سایبان حضرت موسی علیه السلام قرار می دهد و کلیه مساجد، ساده و بدون کنگره خواهند بود؛ آن گونه که در زمان رسول خدا (ص) [ساده و بی آلایش] بودند. ؛ اِذا قامَ الْقائِمُ علیه السلام دَخَلَ الْکُوفَةَ وَاَمَرَ بِهَدْمِ الْمَساجِدِ الاَْرْبَعَةِ حَتّی یَبْلُغَ اَساسَها وَیُصَیِّرُها عَرِیشا کَعَرِیشِ مُوسی وَیَکُونُ الْمَساجِدُ کُلُّها جُمّا لا شُرَفَ لَها کَما کانَ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله.»(الغیبه طوسی / ۴۷۵)

      در این رابطه امام باقر (ص‎ (‎در بیانی فرمود: «هنگامی که امام زمان قیام می کند بر روی زمين ایشان هر مسجدي كه به شكل كاخ­ها ساخته شده است خراب خواهد كرد؛ اذا قام القائم لم يَبقِ مسجدٌ عَلي الاَرضِ لَه شُرف الّا هَدَمها و جَعلهاجمّاء.» (وسائل؛ ج۲۵ص۴۳۶ از ارشادمفید)

      حذف فرهنگ و شخصیت ها و دیدگاههای انحرافی

      فرهنگ های منحط و شخصیت های منحرف یکی از خاستگاه های مهم در بحث ظهور است و برخورد با چهره های منحرف که با زبان به طاهر استدلالی به انحراف جامعه دست زده اند؛ یکی از مطالبات الهی است که امام مهدی به آن می پردازد.

      حضرت صادق(ع): «قائم ما که قیام کند به نزد مردم می آید در حالی که همه آنان آیه های قرآن را تأویل و توجیه می کنند و با کتاب خدا بر علیه او دلیل می آورند. ؛ ان قائمنا اذا قام اتی الناس و کلهم یتاولون علیه کتاب الله و یحتج علیه به و یقاتله علیه» (الغیبه نعمانی / ۲۹۷)

      آنچه از مجموع روایات در این موضوع بدست می آید این است که حضرت امام مهدی (عج) در سیره خود توجه وافر به چهره ها و مکان های دینی و مذهبی دارد و هر کدام از آنان که از معیارهای اسلامی خارج باشد، مورد حذف قرار خواهد داد.

      امام صادق(ع) فرمود: «او هر بدعتی را زائل کرده و هر سنتی را احیاء خواد نمود . ؛ لایدَع بدعة الا ازالها و لا سنة الا اقامها». (ارشاد مفید؛ ج۲ص۳۸۵)

      ابزار و روش برخورد امام مهدی (ع)

      در پایان توجه به این نکته ضروری است که برخورد امام مهدی (ع) با شخصیت های دروغینِ مذهبی و مکان های موهوم و ساختگی بنام دین، تنها با شمشیر نبوده و از نیروی عقلانی جامعه و افکار عمومی بهره خواهد برد.

      امام باقر(ع) می فرماید: «چون قائم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند و در نتیجه خردشان کامل شود.؛ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اَللَّهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ» (کافی ؛ ج۱ص۵۶)

      توجه آن امام همام که ذخیره الهی است و عنایات او را برای جامعه دینی خواستاریم.

      • برچسب ها
      • استاد هادی سروش
      • حضرت مهدی (ع)
      • قیام حضرت مهدی (ع)‌
      • کاسبان دین
      • مقدس نماها
      • میلاد حضرت مهدی (ع)‌

      اخبار مرتبط

      استاد هادی سروش: اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ...

      استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی...

      استاد هادی سروش:‌ زینب (س) ظلمِ به نام عدالت را افشایِ...

      استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او...

      توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

      شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

      بدون نظر

      پاسخ دیدگاه

      نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

      • العربی
      • افغانستان
      • لبنان
      • العراق
      • آذربایجان
      • اردو
      • Pakistan
      • India
      • Turkish
      • English
      • French
      • Russian
      • Spanish
      • ورزشی
      • قم
      • زندگی
      • رسانه
      • آینده
      • اقتصادی
      • نشان

      © Shafaqna News | Copyright 2023

      در دوران ظلم، سرچشمه «امید» را حفظ کنیم | هادی سروش

      در دوران ظلم، سرچشمه «امید» را حفظ کنیم | هادی سروش

      ۱۳ بهمن ۱۴۰۴

      ۰ زمان تقریبی مطالعه 4 دقیقه

      هادی سروش: شهيد مطهرى در روزگار بی‌حجابی و مشروب فروشی، نگران خرافات و تحریف دین بود

      حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه در یادداشتی نوشت:

      امید آفرینی در روزگاران سخت غیبت

      در امتداد روزگار تا زمان ظهور حضرت امام مهدی (عج) و اقامه دولت کریمه مهدوی ، یک ضرورت است.

      دورانِ حضورِ ائمه مانندِ دورانِ غیبت امام ، دورانِ پر مرارت دستگاه ظلم

      تمام دوران غیبت ، دوران پر مرارتی است و در این دوران سخت همواره باید در تلاش بر زنده نگه داشتن امید در دل خود و دلهای دیگران کوشا باشیم.

      ️ نه تنها این عصر که در آن هستیم دوران غیبتِ امام و ظلمِ ظالم است ، بلکه در تمام برهه ها که امامت در انزوا قرار میگیرد ، «دوران ظلم» است که وظیفه ؛ صبر و امید است و صد البته که افضل دوران است.

      به این حقیقت، اولین بار حضرت صادق(ع) تصریح فرمود، آنجا که عمارساباطی که پرسید چگونه «زمان ما» از زمانی که در آینده خواهد آمد که دولت حق اقامه میشود ، والاتر و افضل است؟ امام(ع) فرمود: چون شمادر ورود به دین متقدم هستید و ایمان و دینداری شما در “دوران ظلم” قرار گرفته و در عین حمایت از امام تان ، زندگی پرمشقتی را پرسر میگذارید، گوارای تان باد آن اجرمضاعفی که از خدا میگیرید ؛ «سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَى اَلدُّخُولِ فِی دِینِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى اَلصَّلاَهِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ وَ فِقْهٍ وَ إِلَى عِبَادَهِ اَللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّکُمْ مَعَ إِمَامِکُمُ اَلْمُسْتَتِرِ مُطِیعِینَ لَهُ صَابِرِینَ مَعَهُ مُنْتَظِرِینَ لِدَوْلَهِ اَلْحَقِّ خَائِفِینَ عَلَى إِمَامِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ مِنَ اَلْمُلُوکِ اَلظَّلَمَهِ تَنْتَظِرُونَ إِلَى حَقِّ إِمَامِکُمْ وَ حُقُوقِکُمْ فِی أَیْدِی اَلظَّلَمَهِ قَدْ مَنَعُوکُمْ ذَلِکَ وَ اِضْطَرُّوکُمْ إِلَى حَرْثِ اَلدُّنْیَا وَ طَلَبِ اَلْمَعَاشِ مَعَ اَلصَّبْرِ عَلَى دِینِکُمْ وَ عِبَادَتِکُمْ وَ طَاعَهِ إِمَامِکُمْ وَ اَلْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّکُمْ فَبِذَلِکَ ضَاعَفَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَکُمُ اَلْأَعْمَالَ فَهَنِیئاً».(کافی ،ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

      در بیانی دیگر امام صادق(ع) فرمود : «شما امروز از اصحاب امام قائم (عج) با فضیلت تر هستید چراکه صبح و شام شما همواره با خوف بر سلامتی امام تان از ناحیه دستگاه ظلم هستید» ؛ «انتم افضل من اصحاب القائم و ذلک انکم تمسون و تصبحون خائفین علی امامکم و علی انفسکم من ائمه الجور ….» ( الاختصاص/۲۱)

      مرارت های شیعیانِ آزادی خواه در دوران غیبت امام

      دوران غیبت امام (عج) دوران سختی برای یک شیعه ی آزادی خواه است.

      جناب کلینی در روضه کافی از زبان نورانی امام صادق (ع) حدیثی نقل می کند که در آن اشاره به دو رکن «معرفت و مجاهده» شده و این رکن از یک سوی وظیفه شیعه است و از سوی دیگر باعث افضلیت شیعیان زمان غیبت گشته است ، بیان امام صادق(ع) چنین است ؛ “شیعیان ما ؛ به خدا قسم ! پیوسته از روزی که خدای پیامبرش را قـبـض روح کرد تاکنون ما را یاری کرده و در راه ما جنگ کرده و به آتش سوخــته و دچــار عــذاب شدند و شکنجـه شـده و در شهرها آواره گشته اند خدای متعال آنان را از جانب ما پاداش نیکو دهد. ؛ «شیعَتُنا وَ اللهِ لَمْ یَزالوا مُنْذُ قَبَضَ اللهُ عَزَّ ذِکْرُه رَسُولَهُ یَنْصُرونا وَ یُقاتِلُونَ دُونَـنا وَ یُـحْرَقُـونَ و یُعَـذَّبُـونَ وَ یُشَـرَّ دوُنَ فی الْبُلْـدان جَزاهُـمُ اللهُ عَنـّـا خَـیْـراً». (روضه کافی / ۲۶۸)

      شاخصه ها برای️ عبورِ سالم از دوران غیبت

      مهم عبور سالم و ظفرمندانه از دوران غیبت و در دوران غیبت است ، سلامت در این دوران در گِرو «دینداریِ منتظرانه و مجاهدانه» است.

      امام مهدی (عج) چنین نوشتند ؛ «اگر شیعیان ما، که خداوند برای طاعتش توفیق‎شان دهد؛ در وفای به عهدی که داشتند یک‎دل و مجتمع بودند، برکت دیدار با ما از آنان به تاخیر نمی افتاد و به‎زودی سعادت دیدار ما به آن‎ها می‌رسید. پس ما را از آنان محبوس نمی‌کند، مگر اعمال زشتی که از آنان به ما می‌رسد» – «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ‏ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَهُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ‏ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‏ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» . (احتجاج،ج۲ص۴۹۸)

      امام مهدی موعود (ع) در توقیع دیگر که به جناب شیخ مفید نوشتند ، مرقوم نمود : «پس هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد، و از آنچه خوشایند ما نیست و باعث کدورت خاطر ما میشود ، اجتناب ورزند.؛ فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وسَخَطِنا». (الاحتجاج،ج۲ص۴۹۵)

      فضیلتِ عبورِ سالم از دوران غیبت

      این عده چون از زمین و زمان برون رفته اند متصل به حضور پیامبر(ص) هستند و چنان ارزشی در محضر خاتم انبیاء می یابند که ؛ پیامبر (ص) آنان را به مدال های بزرگی چون ؛ «با کرامت ترین امت اسلام ، رفقاء خود و برادران خویش» مفتخر میفرماید ؛
      اولا ؛ فرمود : اکرم امتی علی ..(کمال الدین/۲۷۱)
      ثانیا ؛ فرمود : ذلک من رفقائی ..(کمال الدین/۲۷۱)
      وثالثا؛ فرمود : اولئک اخوانی ..(کمال الدین/۳۲۵)

      عبادت در دوران پر مرارت دستگاه ظلم ، افضل از عبادت مومنان در عصر ظهور محسوب میشود.
      راوی از امام صادق(ع) می‌پرسد: کدامیک از این دو بهتر است ؛ عـبـادت پـنـهـانـى بـا امـام پـنـهـان در زمـان دولت بـاطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشکار ؟
      امام صادق(ع) در پاسخ می فرمایند: «بـدانید هر کس از شما که در این زمان نماز واجبش را در وقتش به جماعت گزارد و از دشمنش پـنـهـان کـنـد و آن را تـمـام و کـامـل به جا آورد، خدا براى او ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گـذارده بـنـویـسـد… و آنکه از شما کار نیکى انجام دهد، خداى عزوجل براى او به جاى آن، بیست حسنه نویسد و حسنات مؤمـن از شـمـا را خـداى عـزوجـل چـنـد بـرابـر کـنـد.. به خدا، اى عمار؛ هر کدام از شماشیعیان بـر ایـن حالیکه اکنون دارید (عبادت توام با خوف و تقیه) بمیرد از بسیارى از شهداء بدر و اُحد بهتر و برتر است، پس مژده باد شمارا. ؛ اعـْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّى مِنْکُمُ الْیَوْمَ صَلَاهً فَرِیضَهً فِى جَمَاعَهٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فـِى وَقـْتـِهـَا فـَأَتَمَّهَا کَتَبَ اللهُ لَهُ خَمْسِینَ صَلَاهً فَرِیضَهً فِى جَمَاعَهٍ …. وَ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ حَسَنَهً کَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِینَ حَسَنَهً… أَمَا وَ اللهِ یَا عَمَّارُ لَا یـَمـُوتُ مِنْکُمْ مَیِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِى أَنْتُمْ عَلَیْهَا إِلَّا کَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللهِ مِنْ کَثِیرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا» (اصول کافی ، ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

      خداوند متعال حال که بر ما منت گدارده و ما را از امت پیامبر (ص) در آخرالزمان قرار داده ، منت دیگر گذارد و ما از منتظرانِ دیندار و مجاهد و امیدآفرین قرار دهد که دینداری و مجاهدت سرچشمه امید است .

      انتهای پیام

       
        BLOGFA.COM