قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

هادی سروش: پیامبر رحمة للعالمین (ص) و پایه گذارِ برادریِ جهانی است

هادی سروش: پیامبر رحمة للعالمین (ص) و پایه گذارِ برادریِ جهانی است

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی به مناسبت فرارسیدن میلاد پیامبر رحمت (ص) آورده است: ما انسان ها و بخصوصه شیعیان در مواجهه با سه گروه و مجموعه از انسانها هستیم ؛ هم کیشانِ مکتبی (اسلام) و مذهبی (شیعه)، و دینداران به ادیان الهی، سوم؛ هم نوعان انسانی. آموزه دین در هر سه مورد «برادری» است.

برادری در میان مسلمین‌

در رابطه با برادری با هر مسلمانی، تصریح نهج البلاغه است که فرمود؛ “أخٌ لَكَ في الدِّينِ ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ” (نهج البلاغه نامه۵۳)

این بیان امیرالمومنین (ع)‌ در ذیل آموزه های قرآنی است که خداوند متعال در آیه دهم سوره حجرات می فرماید :انما المومنون اخوه.

معیار اصلِ اسلام به عنوان یک مدار برای برادری معرفی شده و طبیعتا از مدار شیعه بودن توسعه بیشتری پیدا می کند، در نتیجه امروز مسلمانان با بیش از یک میلیارد حکم برادری خواهد داشت.

این روایت را ملاحظه کنید که امام صادق (ع) ملاک برادری را در مسلمان بودن تعریف نموده و فرمود : مسلمان ، برادر مسلمان است و حق مسلمان بر برادر مسلمانش آن است که سیر نشود در حالی که برادرش گرسنه است و سیراب نگردد در حالی که برادرش تشنه است و جامه بر تن نکند در حالی که برادرش برهنه است، پس چه سترگ است حق برادر مسلمان بر برادر مسلمانش ./المسلم اخو المسلم و حق المسلم علی اخیه المسلم ان لایشبع و یجوع اخوه و لایروی و یعطش اخوه ولایکتسی و یعری اخوه، فما اعظم حق المسلم علی اخیه المسلم . (کافی / ۱۷۴)
در روایت دیگری همه برادری را در یک عبارت تجمیع فرمودند : آنچه یک مسلمان برای خود می پسندد برای برادر مسلمان خود هم آن را بپسندد/ أَحِبَّ لِأَخِيكَ اَلْمُسْلِمِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ (کافی/ ۴۲۴)

در نتیجه؛ تعبیر آیه سوره حجرات «انما المومنون اخوه»؛ مربوط به مسلمین است چون اصطلاح مومن در قران به همان معنای مسلمان با ایمان است و البته این اصطلاح با اصطلاح مومن در روایات فقهی متفاوت است.

اقتضائات برادری

تعبیر امام خمینی راجع به آیه سوره حجرات این است که گویا تمام شئون مومن و وجود او خلاصه می شود در اینکه برادری داشته باشد.

تعبیر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان سوره حشر این است که برادری در جامعه را نمی توان از یک محبت خشک انتطار داشت ، بلکه برادری نیاز به یک نیروی قوی درونی دارد و آن ایمان است . یعنی کسی که دارای ایمان است از خودخواهی و خود برتر بینی جدا است و نسبت به دیگران برادری نشان دهد.

ریشه برادری در آموزه های عرفانیِ اهلبیت(ع)

امام صادق (ع) برای برادران ایمانی یک پدر روحانی و یک مادر معنوی معرفی کرد و فرمود: “خداوند مؤمن را از نور خود آفريد و آنان را در رحمت خود غوطه ور كرد .. مؤمن برادر پدرى و مادرى مؤمن است، پدرش نور است و مادرش رحمت و او با آن نورى كه از آن آفريده شده است، مى نگرد. / فالمؤمنُ أخُ المؤمنِ لِأبِيهِ و اُمِّهِ ، أبوهُ النُّورُ و اُمُّهُ الرَّحمَةُ” (بحار ، ج ۶۷ص۴۷)
یعنی؛ مدار در یک انسان والا شخصیت ؛ از آنِ نور و رحمت است ، یعنی آدمی که به تمام معنا اخلاقی و با کمال است و این انسانهای با کمال با هم اخوت و برادری دارند.

برادری در حوزه وسیع جهانی

آنچه که مطرح شد این بود که ما شیعیان ؛ با هم برادریم ، از این بالاتر رفتیم و گفتیم بلکه که هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است.
اما بالاتر اینکه انسان فارغ از دیدگاه های دینی ، در حوزه انسانی و اخلاقی با هر انسانی که صاحب منش بزرگواری باشد، برادر است.
این تئوری بر اساس روایت مهمی در کتاب اصول کافی از امام صادق (ع) است که دایره اخوت و برادری را محدود به مذهب و دین نفرمود ، و به انسانیت و اخلاق رساند و چنین فرمودند : “هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمردی او كامل است، عدالتش آشكار بوده و غیبت از او حرام است و برادرى با او واجب است. / مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ يَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُم فَلَمْ يَكْذِبْهُم وَ وَعَدَهُم فَلَمْ يَخْلِفْهُم فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَتْ مُرُوءَتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَتْ اُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غَيْبَتُهُ.” (کافی / ۴۶۰)

این آموزه امام صادق (ع) مورد توجه رجال علمی اهل سنت قرار گرفت و بمانند جناب فخر رازی در تفسیرش می گوید: «در سوره حجرات خدا فرمود: انما المومنون اخوه ، این ‘انما’ برای حصر نیست که دائره برادری فقط در میان مسلمین باشد ، بلکه برای تاکید است و هیچگونه انحصارِ برادری را محدود به مسلمین نمی رساند ، بلکه هر کجا و هر شخص که صداقت و عدالت قراری باشد آنجا برادری هم هست.»

استاد معظم آیت الله جوادی آملی بر این نظر هستند؛ «یک سلسله اُخوت بین شیعه است که عقد اخوت در روز غدیر می خوانند ، یک اُخوت بین مسلمانها و اهل کتاب است و یک اُخوت جهانی است که هر انسانی با انسان دیگر برادر است.»

توسعه برادری از نگاه امام علی (ع) تا میان دشمن

نکته مهم در این بحث این است که نگاه توسعه محورِ برادری در میان مسلمین در نهج البلاغه به شکل شگفت آوری مطرح شده است.
امیرالمومنین (ع) در رابطه با پیروان معاویه و جنگ صفین چنین دعا می کند ؛ اصلح ذات بیننا و بینهم. (نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶)
روشن است که اصلاح ذات البین در محدود یک خانواده کوچک و یا بزرگ خودی که دارای مشترکاتی هستند متصور است.
شگفت آورتر این است که سخن امیرالمومنین (ع) درباره خوارج است، خوارجی که دشمنان قطعی حضرت بودند و دستشان به خون حضرت آغشته بود و حضرت را کافر معرفی می کردند! اما تعبیر امیرالمومنین در رابطه با آنان برادر است که فرمود ؛ انما اصبحنا نقاتل اخواننا فی الاسلام ! (خطبه؛ ۱۲۲)
و نیز در جای دیگر امیرالمومنین از آنان چنین تعبیر نمود ؛ فانهم اخوان فی الدین. (نامه؛ ۲۶)

این تعبیرات نشان می دهد حتی در جایی که مسلمانی بر مسلمانی شمشیر می کشد و به مقتضای فطرت باید از هجوم دشمن ممانعت کرد و از کیان خود دفاع کرد، اما در عین حال نباید به آن رابطه برادری نهفته در خلقتِ آدمی غفلت ورزید . نور فطرت در ضعیف ترین روشنایی می تواند باشد و به حل مشکل منتهی شود.

مشکل جامعه و جهان

مشکلی امروز ما در جامعه و بلکه در جهان با آن مواجهیم در فقدان روحیه برادری است! چرا این واقعیات دور شده ایم‌ ؟! چرا جامعه در رنج بغض و دوری از یکدیگر است ؟! جواب این سوال را امیرالمومنین فرمود ؛ که مشکل از غرور و اخلاق باطنی شماست که در منش های شما ظهور می کند / انتم اخوان و علی دین الله ما فرق بینکم الا خبث السرائر. (خطبه ۱۱۳ نهج البلاغه)

چه زیبا استاد مطهری می گوید: « تصورات دروغ و وهمی از یکدیگر باعث تیرگی روابط جامعه می شود و در میان افراد جامعه شکاف ها به وجود می آورد و ما را به جای اینکه اجتماعی شویم انفرادی می کند! و روحِ اخوت از بین این می برد.»

بازگشت به برادری

راه روشن پیش روی ما بر اساس تمام‌آموزه های دینی و انسانی ؛ برادری است. باید برادری را از شعاع خانواده، به بین هم کیشان مذهبی برد و از آنجا رهسپار به کل جهان و تمامی انسانها کرد.
این دینی و اخلاقی نیست که عده ای بنام ولایتی بودن ؛ از برادری با اهل سنت دلخوش نیستند! وعده ای دیگر که خود را خیلی مسلمان دانسته ؛ از برادری با مسیحیان و دیگر ادیان ، گریبان چاک می زنند! و از همه تند وتیزتر عده ای هستند که فقط خود را آدم میدانند ، از برقراریِ برادری با جهان ، کفن میپوشند!

تا چنین دشمنی در میان فرزندان آدم برقرار است، باید چشم به راه باشیم …

توهین به علامه آیت الله حسن زاده با پوشش نقد!!  ✍هادی سروش

🔴 توهین به علامه آیت الله حسن زاده با پوشش نقد!!

✍هادی سروش

☑️‌ اخیرا در پیروِ حرکات اهانت آمیز به استاد آیت الله حسن زاده آملی (ره)‌ ، فایل صوتی از فردی در فضای مجازی پخش شده که سراسر اهانت واضح و یا تلویحی به استاد معظم است!

☑️ واقعیت این است که از آن رهگذر که متن گفتاری مذکور فاقد نکات علمی است و متاسفانه حاوی اهانت است و صریحا شاگردان استاد حسن زاده را "شارلاتان" خوانده !! نباید مورد بررسی و پاسخ باشد ، اما بلحاظ روشنگری ؛ مطالبی تقدیم می شود.
لازم بذکر است ؛ سابقا برخی شبهات به آثار و یا سخنان علامه آیت الله حسن زاده آملی (اعلی الله مقامه) را پاسخ داده بودم و در سایت "انصاف نیوز" منتشر شده است.

🚫اول : ناقد میگوید: فلسفه آقای حسن زاده فلسفه آمیخته با عرفان است و یک تفکر خالص فلسفی نیست!
🔺پاسخ این سخن چنین است که فلسفه ای که مورد اعتنای ملاصدرا و پیروان اوست، به اعتراف خودش در کتاب اسفار یک فلسفه خشک مانند فلسفه ابن سینا نیست. بلکه همراه با مبانی عرفانی و شواهد نقلی از نصوص دینی معتبر است .
استاد عزیزما علامه حسن زاده آملی و استاد بزرگوار ما آیت الله جوادی آملی و استاد این دو بزرگوار ؛ علامه طباطبایی (ره) ؛ پیرو فلسفه ملاصدرا هستند.
بر محققین پوشیده نیست که وقتی صاحبِ فکری در یک رشته علمی اتخاذ مبنا نمود و مثلا در فلسفه حکمت متعالیه ملاصدرا را روش فکری خود قرار داد ، هر گونه نقد های فرعی ، خارج از بحثِ علمی است.

🚫دوم : فرد ناقد میگوید: آقای حسن زاده در کتابش بنام "ممدالهمم" حرفی از خود ندارد و عبارات قیصری را آورده!
🔺 جالب است ، "ممد الهمم" کتابی است که ایشان در درس از آن به "خودآموز فصوص" نام میبردند و میفرمودند : من در این کتاب مطالب شارحان فصوص ، بخصوص مطالب قیصری را بفارسی برگرده ام و آورده ام . پس جای ندارد که کسی در مقام به اصطلاح نقد بگوید ؛ چرا در این کتاب ، طرح مطالب شارحان فصوص شده ! جدا این چنین اظهار نظر کردن بسیار دور از اولیات دانش و علم است.
گذشته از اینکه ؛ اگر کسی به این کتاب مراجعه کند مشاهده میکند که حضرت علامه بحث های مستقلی در این کتاب مطرح کرده اند که در کتابهای شارحان فصوص نیست.

🚫سوم ؛ مطلبی است که از اظهارنظر قبلی ، بیشتر فاقد مایه ی علمی است! و آن این است ناقد با توهین میگوید؛ آقای حسن زاده از توضیح مطلب سخت ابن عربی در فص شیثی از کتاب "ممدالهمم" در رفته !
🔺اولا ؛ کدام مطلب مد نظر ناقد است؟ و ثانیا خوب است این آقایِ ناقد! ، اول استاد خود که کلاس آکادمیک فصوص را با آن استاد داشته و از او خط به خط کتاب بسیار سختِ فصوص را تعلیم دیده ، معرفی کند تا به بقیه مسائل برسیم!

🚫چهارم ؛ آیت الله حسن زاده در گزارشی از شهوداتِ خود گفته من به محضر امام رضا رسیدم و ایشان ابواب علوم را برایم گشودند. ناقد از این مطلب استفاده نادرست کرده و میگوید: پس چرا آقای حسن زاده در تمام مطالب عالم نیست؟!
🔺پاسخ روشن است ، آیا استفاده علمی آیت الله حسن زاده در مقام توسل به یکی از اولیاء الله مانند حضرت ثامن الحجج (ع) ، یعنی باید استاد به تمام علوم عالَم آگاه شده باشد؟ روشن است که فیوضاتِ آن سویی که برخی علماء راستین داشته اند و نمونه هایی در شرح حال بزرگان مانند شیخ انصاری و یا عارف سید حیدر آملی داریم و مقصود ؛ مراتبی از حقایق علوم است که به فراخور ظرفیت افراد در گرفتن آن فیوضات بوده است.

🚫پنجم ؛ ناقدِ توهین کننده میگوید ؛ آقای حسن زاده در کتاب "فص فاطمیه" عبارت جناب ابن ترکه را نقل میکند و اسم نمیبرد!
🔺عجبا ؛ مگر مولفین در حوزه های مختلف علوم سطر به سطر کتاب شان را میگویند از کجاست؟ وقتی خود علامه حسن زاده آملی در مقدمه کتابهایش و در بسیاری از موارد در لابلای عبارات کتابهایشان مینویسند؛ من خوشه چین خرمن علم و دانش دیگران هستم ، چه جای توهین به ایشان است؟!

🚫و ششم ؛ از همه سخنان فاقد وجه علمی این فرد ، شنیع تر این است که میگوید آقای حسن زاده کتاب "فصوص" و روش عرفانی ابن عربی را نمیداند! چون بحث کتاب فصوص روی نبی است و حضرت فاطمه در ردیف نبی نیست تا ایشان به دنباله بحث های فصوص ؛ "فص فاطمیه" را اضافه کند!
🔺شگفتا کسی که چهار دوره کتاب "فصوص" را در حوزه علمیه قم تدریس کرده و شاگردان محقق و نویسنده و شایسته استادی در رشته عرفان نظری و تدریس آثار ابن عربی تربیت کرده ، از فصوص بی خبر است؟!
این فردِ نقد کننده ، از این مطلب ابتدایی عرفان نظری و کتاب فصوص دستش خالی است که بحث در کتاب فصوص روی "ولایت" است و نه "نبوت" ، و حضرت فاطمه صاحب مقام ولایت کلیه الهیه است.

✅️خداوند متعال روح پر فتوح حضرت استاد را در درجات عالیه میهمان فرماید و ما را از فیض علمی و روحانی او بهرمند فرماید.


https://t.me/soroushmarefat

هادی سروش : زندگی حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه الگوی سالم برای زندگی است

انتخاب همسر بدون توجه به جایگاه اقتصادی و اجتماعی/ زندگی حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه الگوی سالم برای زندگی است

10:06 - 24 شهريور 1403

کد خبر: ۴۷۹۲۶۷۹

دسته بندی: فرهنگی ، ادبیات، دین و اندیشه

انتخاب همسر بدون توجه به جایگاه اقتصادی و اجتماعی/ زندگی حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه الگوی سالم برای زندگی است

یک کارشناس علوم قرآنی، توجه به زندگی عاطفی حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) را الگویی از سبک زندگی درست و سالم و انتخاب درست بدون در نظر گرفتن جایگاه اقتصادی و اجتماعی را نکته‌ای آموزنده دانست.

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در گفت‌وگو با میزان درباره سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) گفت: رسول اکرم (ص) به عنوان الگو و شخصیتی جاودانه برای مسلمانان شناخته می‌شود. سبک زندگی این دو بزرگوار درس‌های ارزشمند از یک زندگی موفق را مطرح می‌کند.

وی ادامه داد: نگاهی به روند زندگی حضرت محمد (ص) نشان می‌دهد که باید سیر زندگی ایشان در زمان زندگی با حضرت خدیجه (س) را به سه بخش تقسیم کرد؛ در ابتدا به شخصیت و جایگاه حضرت خدیجه (س) باید پرداخت، این بانوی بزرگوار در زمان خود جایگاهی ویژه در جامعه داشت، زیرا به عنوان یک تاجر در منطقه حجاز و شام فعالیت می‌کرد. توانمندی او در عرصه اقتصادی و اجتماعی قابل توجه بود و به عنوان بازرگانی توانمند شناخته می‌شد.

سروش شرایط زنان در شبه جزیره عرب را مورد بررسی قرار داد و افزود: زمانی که حضرت خدیجه (س) به عنوان یک شخصیت ویژه شناخته می‌شد، زن در جزیره العرب جایگاهی نداشت، در عین حال باید در نظر داشت که شخصیت حضرت خدیجه (س) را نمی‌توان در چهارچوب خانه در نظر گرفت.

وی تاکید کرد: حضرت خدیجه (س) با توجه به جایگاه اجتماعی و اقتصادی خود خواستگاری حضرت محمد (ص) را پذیرفت و مطابق با معیار‌های پسندیده جواب مثبت به آن داد. نکته دیگر اینکه پیامبر اسلام (ص) اگرچه از نظر مالی جایگاهی در جامعه نداشت، اما شناخت حضرت خدیجه (س) از این شخصیت سبب شد تا پیوند مبارکی بین آن‌ها شکل گیرد. طی روند زندگی مشترک حضرت خدیجه با تمام اعتبار اجتماعی و اقتصادی تمام دارایی‌اش را در اختیار خاتم النبیین (ع) قرار داد و ایشان نیز این دارایی را در مسیر رشد و توسعه و گسترش اسلام به کار گرفتند.

این کارشناس علم قرآنی به زندگی حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) اشاره و بیان کرد: دوران زندگی پیامبر اسلام (ص) و حضرت خدیجه (س) دورانی بسیار شیرین است. اگرچه دشواری‌های مسیر راهنمایی و بعثت خاتم النبیین (ص) مشکلاتی را ایجاد کرد، اما در نهایت زمانی که حضرت محمد (ص) در کنار حضرت خدیجه (س) بود هرگز ازدواج دیگری نکرد و در عین حال حرمتی که حضرت محمد (ص) برای حضرت خدیجه (س) در نظر داشتند تا پایان عمر مبارکشان ادامه داشت. در یکی از روایت‌های تاریخی آمده است که حضرت محمد (ص) پس از هجرت به تعدادی از بانوان که به دیدار ایشان آمده بودند، احترام خاص می‌گذاشت و هنگامی که از وی درباره این احترام سوال شد، ایشان در پاسخ فرمودند: که این افراد از دوستان حضرت خدیجه (ص) بودند و من به احترام این بانو با دوستان وی با کرامت ویژه برخورد کردم.

سروش به اختلاف دیدگاه‌های پیامبر (ص) و برخی دیگر از همسران ایشان اشاره و بیان کرد: در آیات سوره تحریم به خوبی به فاصله دیدگاه‌های زنان حضرت محمد (ص) بعد از وفات حضرت خدیجه (س) پرداخته شده است. شادی، روشنایی و عواطف بلند انسانی که بین خاتم الانبیا (ص) و حضرت خدیجه (س) وجود داشت، دورانی خاص از زندگی را برای حضرت محمد (ص) شکل داده بود.

وی به تربیت حضرت فاطمه زهرا (س) توسط حضرت خدیجه (س) اشاره و تاکید کرد: رویکرد حضرت خدیجه (ص) در مراحل مختلف زندگی ایشان نکاتی است که باید به آن توجه داشت به عنوان مثال تربیت حضرت فاطمه زهرا (س) دربهترین سطح نشان دهنده توان این بانوی بزرگ است. همچنین احساس عاطفی که حضرت خدیجه (س) نسبت به حضرت محمد (ص) داشتند را می‌توان در سبک زندگی حضرت زهرا (س) انعکاسش را مشاهده کرد. این مهم در دنیای امروز که عواطف تعریف متفاوتی پیدا کرده قابل تامل است.

این کارشناس علوم قرآنی به بخشی دیگری از زندگی حضرت خدیجه (س) اشاره و بیان کرد: رفتار پیامبر اسلام (ص) نشان دهنده عظمت‌ ام المومنین (ص) بود. هنگامی که نام حضرت خدیجه (س) برده می‌شد، چشمان مبارک حضرت خاتم النبیین (ص) مملو از اشک می‌شد و از ایشان با احترام و ارادت ویژه یاد می‌کردند. در روایتی از پیامبر اسلام (ص)، سرور زنان جهان خدیجه (س)، فاطمه (س)، مریم و آسیه معرفی شده‌اند. همچنین پیامبر (ص)، خدیجه (س) را مانند آسیه و مریم از زنان کامل در جهان و نیز از بهترین زنان معرفی کرده است.

سروش تصریح کرد: ابتدای آشنایی، مسیر زندگی و انتهای زندگی مشترک بین حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (ص) سراسر درس‌هایی است از زندگی و الگو‌هایی ارزشمند، برای کسانی که می‌خواهند زندگی خود را بر پایه مسیر درست انسانی برنامه‌ریزی کنند و یا در ابتدای مسیر زندگی قرار دارند.
انتهای پیام/

حجت‌الاسلام سروش در گفت‌وگو با ایسنا:  امام عصر(عج) را با زبان نسل جدید معرفی کنیم‌

حجت‌الاسلام سروش در گفت‌وگو با ایسنا:

امام عصر(عج) را با زبان نسل جدید معرفی کنیم‌

امام عصر(عج) را با زبان نسل جدید معرفی کنیم‌

یک محقق حوزه مهدویت در مورد معرفی امام زمان(عج) به نسل جدید گفت: خوشبختانه امروزه افرادی هستند که درخصوص کودکان و نوجوانان فعالیت داشته و زبان کودک و نوجوان را می‌دانند، پس باید مطالب خام از امام‌ زمان(عج) را به آنها بیان کرد تا آنها به زبان نسل جدید موضوعات را مطرح‌ کنند.

حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش -استاد حوزه علمیه و محقق حوزه مهدویت- در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص‌ غیبت امام زمان(عج) و تفهیم این موضوع در بین جوانان به عنوان یک خواستگاه مشخص اظهار کرد: هر جوانی با هر فکر و عقیده‌ای نسبت به آینده روشن داشتن حساسیت جدی دارد، ما باید در خصوص حضرت بقیه‌الله(عج) آینده روشنی را تفسیر کنیم تا اذهان جوانان به این موضوع جذب شوند.

وی ادامه داد: هر جوانی نسبت به بحث عدالت و انصاف حساس است، در این خصوص‌ اگر عدالتی که در زمان حضرت مهدی(عج) برقرار خواهد شد را به خوبی مطرح و تبیین کنیم آنگاه جوانان به صورت انبوه و گروهی به این مباحث جذب خواهند شد.

این استاد حوزه علمیه با تاکید بر اینکه برخی باورهای انحرافی درباره ظهور امام زمان (عج)، مانع ارتباط جوانان می‌شود، تصریح کرد: تا زمانی که ظهور را مساوی با این دیدگاه مطرح کنیم که وقتی امام زمان(عج) ظهور کند از هر هزارنفر فلان میزان را اعدام می‌کند، بر این اساس جوانان به چنین حکومت حقی اهتمام نخواهند داشت. این طرز فکر درست نبوده و با نصوص دینی و روایات ما هم قابل تطبیق نیست.

حجت‌الاسلام سروش تاکید کرد: در حدیث لوح که بر پیامبر(ص) نازل شد، خداوند هریک از ائمه (ع) را با یک عنوانی تعریف کرد. در این حدیث خداوند حضرت مهدی(عج) را به این شکل تعریف می‌کند که «امامت و مکتب شیعه با فرزند امام حسن عسگری(ع) تکمیل می‌شود و او رحمتی برای کل جهانیان است»، وقتی امام عصر(عج) به عنوان رحمت جهانیان معرفی می‌شود به دور از انصاف نیست که روش و شیوه ایشان را بر خونریزی معرفی کنیم! این یک تفکر انحرافی است.

وی افزود: اگر بتوانیم امام عصر(عج) را برا ساس خاستگاه‌های درستی که در فطرت یک جوان وجود دارد، یعنی یک آینده روشن و برقراری عدالت مطرح کنیم، قطعا جوانان ما نگاه مثبتی نسبت به امام زمان خود پیدا خواهند کرد.

این استاد حوزه علمیه بیان کرد: بزرگان و مراجع ما همچون آیت‌الله مرعشی نجفی بیان‌ می‌کردند که در مورد امام عصر(عج) به‌ گونه‌ای صحبت نکنید که محقق نشود و مردم و به ویژه جوانان از امام زمان(عج) دست بکشند، وقتی برخی تاریخ ظهور را بیان می‌کنند یا خرافاتی را به خورد جامعه می‌دهند قطعا فرزندان امروز ما که با تکنولوژی سرکار دارند از ما نخواهند پذیرفت و حقیقت امام زمان(عج) هم مورد بی‌توجهی قرار خواهد گرفت.

حجت‌الاسلام سروش ابراز کرد: امام‌ زمان(عج) باید با زبان‌ نسل امروز بیان شود و این کار هم کارشناس خاص خود را می‌خواهد، خوشبختانه افرادی هستند که درخصوص کودکان و نوجوانان فعالیت داشته و زبان کودک و نوجوان را می‌دانند، پس باید مطالب خام از امام‌ زمان(عج) را به آنها بیان کرد تا آنها به زبان نسل جدید موضوعات را مطرح‌ کنند.

دفاع عملی از مردم غزه به نوعی بیعت با امام زمان(عج) است

وی در ادامه در مورد بیعت با امام عصر(عج) و مصادیق عملی آن اظهار کرد: در مورد بیعت با امام عصر(عج) بهترین جایی که می‌تواند ما را رهنمون کند دعای هر روز امام عصر(عج) است که بهترین راهنما برای بیعت با امام عصر(عج) را بیان می‌کند. در این دعا می‌خوانیم که «من هر روز در بیعت با شما و اطاعت از پیامبر(ص) و شما هستم»، کسی هم که در بیعت با امام عصر(عج) باشد در اصل در بیعت با خداوند است.

این محقق حوزه مهدویت اضافه کرد: شیخ صدوق نقل می‌کند از امام علی(ع) پرسیدند در دوران غیبت، امام عصر(عج) که نیست تا مردم به او اقتدا کنند پس چه باید کرد؟، ایشان پاسخ داد «امام زمان(عج) غایب است اما علم و شخصیت‌ ایشان از سوی روایات بیان شده و در دسترس مردم است»، پس اگر ما آدابی که اهل‌بیت(ع) گفتند عمل کنیم قطعا در بیعت با آنها هستیم.

حجت‌الاسلام سروش گفت: امروز در دنیا ظلمی همچون غزه را شاهد هستیم، اگر فرامین اهل‌بیت(ع) که ما را دعوت به کمک به مظلوم می‌کند را گوش کنیم قطعا در بیعت با امام عصر(عج) خواهیم بود، پس آنچه باعث می‌شود جامعه و خود ما و به ویژه جوانان توجه بیشتری به اصل بیعت با امام عصر(عج) را داشته باشیم این است که ما نسبت به عدالت و برخورد با ظلم در هر جای دنیا حساسیت داشته باشیم و اقدام عملی در مورد آن داشته باشیم.

مادر به عنوان نقطه پیدایش خانواده در بیعت با امام زمان(عج) نقش اساسی دارد

این استاد حوزه علمیه در ادامه در مورد بیعت خانوادگی با حضرت مهدی(عج) نیز خاطرنشان کرد: بیعت به معنای دلدادگی و وفاداری است، گاهی یک ‌فرد در مورد اهداف و آمال دیگری اعلام آمادگی می‌کند، یک زمان هم یک‌ نفر به‌ همراه خانواده‌ و جامعه‌اش با دیگران اعلام بیعت می‌کند، کلا بیعت یک موضوع شخصی است اما نباید از خانواده غافل شویم. ما با خانواده یک واحد را شکل می‌دهیم.

حجت‌الاسلام سروش ادامه داد: در مورد بیعت هم باید به دنبال یک واحد باشیم، هر آنچه در بیعت در مورد یک فرد می‌تواند اتفاق بیافتد در مورد خانواده هم می‌تواند رخ دهد. ما در اسلام‌ صله‌رحم را داریم و وقتی درباره این‌ مهم، سفارش زیادی شده است، نشان می‌دهد خانواده مهم است و تربیت فرد و خانواده به هم‌گره‌ خورده است.

وی افزود: وقتی بیعت از فرد به خانواده منتقل می‌شود طبیعتا تمام خوبی‌ها در یک بیعت فردی با امام زمان(عج) در شکل‌های مختلف در خانواده هم محقق می‌شود.

این محقق حوزه مهدویت تاکید کرد: در بخش خانواده «مادر» نقش اساسی دارد، مادر نقطه پیدایش خانواده است و از این رو قابل احترام و منشا تربیت در خانواده است. هرچقدر ارتباط مادران با اهداف اهل‌بیت(ع) بیشتر باشد در خانواده هم‌ تاثیر خود را خواهد داشت.

پرداختن به دین خدا و حقوق مردم دو عامل برای نزدیک شدن به امام زمان(عج) است

حجت‌الاسلام سروش در بخش پایانی این گفت‌وگو در رابطه با نهم ربیع‌الاول و بیعت با امام زمان(عج) و ارتباط آن با اهداف انقلاب اسلامی تصریح کرد: انقلاب اسلامی با دو هدف شکل پیدا کرد و مورد تایید عالمان قرار گرفت که ابتدا مسائل دینی و دیگری حقوق مردم بود.

وی ابراز کرد: انقلاب اسلامی به خاطر دین و حقوق مردم شکل گرفت و آمال امام عصر(عج) هم همین دو نکته است، دین خدا و حقوق مردم. هرچقدر انقلاب اسلامی بتواند به این دو هدف بیشتر نزدیک شود به بیعت با امام زمان(عج) نزدیک‌تر شده است.

انتهای پیام

  • خبرنگار لیلا امیدی
  • دبیر سیدمحمدصادق لواسانی

© 2024 Iranian Students' News Agency. All rights reserved

در امتداد موفقیت های بزرگ امام عسکری(ع) در فضای امنیتی و تهاجماتِ فکری


در امتداد موفقیت های بزرگ امام عسکری(ع) در فضای امنیتی و تهاجماتِ فکری


با اینکه جو سنگین امنیتی در سامرا برقرار بود، اما مردم با توجه به آگاهی شان از اینکه امام را هفته ای دوبار اجبارا به ملاقات معتمدعباسی می بردند، در خیابان ها به بهانه های مختلف جمع میشدند تا با امام دیدار کنند.


⁨11 سپتامبر، 2024⁩ توسط ⁨هادی سروش⁩


دوران حضرت امام عسکری (ع) دوران پر بهایی است که میتوان با الگوگیری از موفقیت های بزرگی در جوامع دینی دست یافت.
دوران زندگی کوتاه آن حضرت دوران سختِ امنیتی و تهاجم اعتقادی است اما امام (ع) با موفقیت از تمام این عرصه ها بیرون آمد و این میتواند الگوی خوبی برای جامعه دینی باشد‌.
دورانِ حاکمانِ سیاسی در عصر امام عسکری(ع)
گرچه یک مدت کوتاهی از زندگی امام عسکری در حاکمیت مهتدی عباسی است که مسعودی در کتاب مروج الذهب (ج۲ص۹۶)به عنوان که اخلاق اجتماعی داشت و به مردم رسیدگی میکرد و زندگی لهو ولعب نداشت ، اما بالاخره همو در نقشه قتل امام عسکری بود و البته مدت حاکمیتش به بیش از یکسال نرسید و نتوانست نقشه اش را عملیاتی کند ولی به نقل علامه مجلسی (ج۵۰ص۳۱۳)او امام را زندانی نمود.
بیشترین دوران سیاسی زندگی حضرت (ع) در دوران حاکمیت معتمدعباسی که که نوشته اند: "غرق فی الفساد و اللهو"
فشارهای امنیتی
از وجود جاسوسان گرفته تا زندان بانان بی مروت جملگی نشان دهنده جو امنیتی دوران امام عسکری است .
در جلسات خصوصی امام با شیعیان ، جاسوس وجود داشت . شیخ طبرسی در اعلام الوری نقل میکند؛ امام در جلسه ای به اصحابش فرمود : چیزی نگویید و نگاه به شخص معین نمود ! بعد وقتی او را تفتیش کردند در لباس او گزارش های متعدد از جلسات امام عسکری (ع) کشف کردند.
مسعودی در کتاب اثبات الوصیه مینویسد ؛ شخصی بنام عبدالعزیز بلخی گوید؛ در خیابان بودم و پیش خودم گفتم وقتی امام عسکری بخواهد عبور کند با صدای بلند او را به عنوان حجت الله معرفی میکنم. تا امام به من نزدیک شد به من نگاه نمود و با انگشت اشاره کرد ساکت باشم ؛ "فلما دنا منی نظرت الیه اومآ الیّ باصبعه السبابه ان اسکت"
و در نمونه مشابه دیگری علامه مجلسی نقل میکند (ج ۵۰ص۲۶۹) امام عسکری قبل از خروج از منزل پیام فرستادند ؛ "در وقت عبور من از مقابل شما ، هیچ کسی به من سلام نکند و حتی کسی به جانب من اشاره نکند که جان تان در خطر قرار خواهد گرفت! ؛ الا لا یسلمن علیّ احد و لایشیر الیّ بیده فانکم لاتؤمنون علی انفسکم"
طبق نقل کلینی در حدیث بیست وششم باب مولد امام عسکری ؛ امام را معتمدعباسی به دست فردی بنام نِحریر سپرد که آدمی بی عاطفه و محشور با حیوانات وحشی بوده که در درالخلافه برای تفریح و تفرج حاکم عباسی نگه داری میشده! و این شخص، امام را با این حیوانات آزار میداده تا جاییکه زن او به وی معترض میشود و میگوید از خدا بترس! وی برای لجبازی بیشتر امام را در میان آن حیوانات وحشی می برده ! کلینی نقل میکند گاهی در وقت نماز بوده و امام به نماز می ایستاد ، آن حیوانات در حول امام آرام میگرفتند؛ "هو قائم یصلی و هی حوله".
این نمونه ای از آزارها و جو امنیتی دستگاه عباسی بر علیه امام عسکری است.
تهاجمات فکری و فرهنگی بر باورهای دینی
دومین مشکل اساسی دوران امام عسکری(ع) تهاجم بر باورهای دینی و خصاص شیعی بود.
به نقل ابن شعبه بحرانی در تحف العقول ؛ خود امام عسکری (ع) دوران خود را از تمام دوران امامان دیگر در موضوع تهاجم بر باورها شدیدتر معرفی نموده ؛ "ما منی احد من آبایی بمثل ما مُنیت به من شک هذه العصابة"!
وجود جعفر کذاب از یک سوی و افرادی دیگر از بنی هاشم ، که داعیه امامت داشتند و هم پول داشتند و هم پول خرج میکردند و حتی به "قدرت حاکمه" نزدیک بودند و دارای انحراف دینی بودند!
در یک نمونه ای که کلینی نقل میکند ؛ جعفر کذاب در ملاقات با معتمدعباسی صریحا گفت : مرا در جای برادرم قرار ده به تو سالانه بیست هزار سکه طلا خواهم داد! "اجعل لی مرتبةاخی و اوصل الیک فی کل سنه عشرین الف دینار!" و معتمد عباسی جواب خوبی به او داد ؛ اگر شیعه امامش مانند پدر تو (امام هادی) و برادرت (امام عسکری) بوده ، هیچگاه به تو نظری نخواهد کرد و نیازی نیست من تو را معرفی کنم ؛ "فان کنت عند الشیعه ابیک و اخیک اماماً فلاحاجة بک الی السطان ان یُرتّبک مراتبهما و لاغیر السطان!"
به نقل مجلسی در بحار (ج ۵۰ص۲۶۹) این تهاجم به مدینه سرایت کرد و یکی از نوادگان ابوذر غفاری در مورد باورهای دینی به شک و تردید افتاد و روانه سامرا شد و خدمت حضرت رسید بلافاصله امام عسکری فرمود : شما از طائفه غفاری هستی... تا اینکه او از شک و تردید بیرون آمد.

امام در میان شور و شعف مردم
با اینکه جو سنگین امنیتی در سامرا برقرار است ، اما مردم با توجه به آگاهی شان از اینکه امام هفته ای دوبار در روزهای دوشنبه و پنجشنبه اجبارا به ملاقات معتمدعباسی در دربار می رفت ، در خیابان ها به بهانه های مختلف جمع میشدند تا بلکه بتوانند امام را ببینند.
شیخ طوسی از آن اجتماعات گزارش میدهد که جمع زیادی برای دیدنِ امام عسکری در خیابان های مسیر عبور امام تجمع میکردند بطوری که جای راه رفتن برای مردم باقی نبود ، همهمه بود تا اینکه امام عسکری تشریف آورده و عبور میکردند.. ؛ "کلما تاتی نوبة حضور الامام یحضر الناس المشاقین لرویته جمع کثیر و یغص الشارع بهم بحیث لایکون لاحد مجال للمشی فیه و تنسد الطریق فاذا جاء الامام سکن ضجیح الناس.." (الغیبه/۲۹)
عظمت امام عسکری در میان رجال سیاسی
احمد بن عبیدالله بن خاقان که مسئول کل امور مالی منطقه گسترده قم است و تمام بیت المال در نزد او بوده به نقل کلینی در کافی میگوید: نزد پدرم که وزیر دستگاه عباسی بود حضور داشتم که نگهبانان خبر آوردند که حسن بن علی ابن الرضا می‌آید به حضور پدرم تا این خبر به ایشان رسید خود را آماده کرد و به استقبال وی رفت و بسیار تکریم نمود. بعد از آن جلسه از پدرم که هیچ علاقه ای به آل ابی طالب نداشت علت آن همه تکریم را پرسیدم و او گفت من در سامرا در میان علویین کسی را به آرامش و عفت و بزرگواری و کرامت به مانند او نمیشناسم.
نکته مهم در نقل کلینی این است که یک دشمن ناصبی در عظمت و فضیلت امام عسکری چنین اعتراف میکند.

هرچقدر در نقطه مقابل ائمه (ع) که نقطه قدرت و ثروت است انسان فریب و قدرت پرستی میبیند ، اما در نقطه تمرکز امامت ، آدمی صداقت و سماحت میبیند.
کلینی در حدیث چهاردهم باب مولد امام عسکری(ع) نقل میکند ؛ فردی بنام اسماعیل در سر راه امام عسکری نشسته بود تا چیزی از امام بگیرد. وقتی در عبور امام قرار گرفت قسم خورد که چیزی از اموال ندارم و شدیدا گرفتارم . امام عسکری وقتی دید او برای کسب دنیا قسم دروغ میخورد ! امام فرمود : تحلف بالله کاذبا! شما ۲۰۰ اشرفی طلا مخفی کرده ای !
جالب اینجاست که امام عسکری در عین حال به او کمک کرد و فرمود : من این را به عنوان تذکر گفتم و نه اینکه نخواهم به تو کمک کنم "لیس قولی دفعا لک عن العطیه" . و سپس به او ۱۰۰ دینار هدیه نمود .
کلینی در کافی مینویسد؛ شخصی از اهل مصر بنام سیف بن لیث به سامرا آمد تا حاکم عباسی دستور دهد و مزرعه او را تصاحب نکنند. کسی در سامرا به او گفت : نامه ای با امام عسکری بنویس و وی برای امام نامه‌ای نوشت و مشکلش را مطرح کرد. امام عسکری (ع) پاسخ نامه او را داد و صریحا به او نوشت؛ فلاتتقدمالی السلطان ! ملاقات حاکم نرو بلکه برگرد به مصر و کسی که مسئول دولت در مورد زمین‌های کشاورزی شماست او را ببین و توصیه به تقوا کن و به او بگو از حاکم تو بزرگتر حاکمیت حضرت رب العالمین است ؛ "الق الذی فی یده الضیعه و خوفه بالسلطان الاعظم رب العالمین". آن شخص میگوید : پیش حاکم معتمد عباسی نرفتم و با مصر برگشتم و مشکل حل شد.
امام عسکری و موفقیت تشکیلاتی در امور مالی و دینی شیعیان
در ردیف موفقیت های امام عسکری نباید از موفقیت تشکیلاتی امام در سطح دنیای آن روز شیعه غفلت ورزید.
طبق نقل طبرسی در احتجاج از قزوین و همدان حدود چهار هزار اشرفی طلا به امام فرستاده میشود. و از قم توسط فقط یک نفر از وکلای امام عسکری بنام احمد بن اسحاق ؛ یکصد و شصت کیسه طلا و نقره ارسال میشود.
نکته قابل دقتی است که از زندان ، برخی شیعیان با امام در ارتباط هستند و امام عسکری توجه به آنان دارد.
کلینی در حدیث دهم از باب مولد امام عسکری نقل میکند ؛ ابوهاشم جعفری گرفتار زندان و شکنجه بود و در نامه ای مخفیانه با امام درد و دل کرد .. و امام عسکری بشارت آزادی او را داد و همانگونه شد و مهم این است که طبق همین روایت امام به آنان کمک مالی مینمود و برخی تا یکصد سکه طلا داد!
امام عسکری (ع) آنچنان محبوبیتی در دلها داشت که فرازهای گذشته این نوشتار به نظرتان رسید.
الایوما حتی وضع خدیه له و کان لایرفعبصرهالیه اجلالا و اعظاما و هو احسن الناس بصیرة!"
به نقل کلینی ، احمد بن عبیدالله بن خاقان که والی تام اختیار بیت المال در کل منطقه قم بوده از حضور خود در روزهای شهادت امام عسکری (ع) گزارش بالا را نقل نموده ؛ "حتی توفیت فصارت سرمن رای ضجةواحدةعُطلت الاسواق فکانت سرمن رای یومئذشبیها بالقیامة!"
امروز ما هستیم و این سیره نورانی امام عسکری(ع) که میتواند ما رد بهترین موفقیت ها رهسپار کند. ان شالله

فضای امنیتی دستگاه عباسی بر علیه امام عسکری ؛ نوشته هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی آورده است: «دوران حضرت امام عسکری (ع) دوران پر بهایی است که می توان با الگوگیری از موفقیت های بزرگی در جوامع دینی دست یافت. دوران زندگی کوتاه آن حضرت دوران سختِ امنیتی و تهاجم اعتقادی است اما امام (ع) با موفقیت از تمام این عرصه ها بیرون آمد و این میتواند الگوی خوبی برای جامعه دینی باشد‌.

دورانِ حاکمانِ سیاسی در عصر امام عسکری(ع)

گرچه یک مدت کوتاهی از زندگی امام عسکری در حاکمیت مهتدی عباسی است که مسعودی در کتاب مروج الذهب (ج۲ص۹۶)به عنوان که اخلاق اجتماعی داشت و به مردم رسیدگی میکرد و زندگی لهو ولعب نداشت ، اما بالاخره همو در نقشه قتل امام عسکری بود و البته مدت حاکمیتش به بیش از یکسال نرسید و نتوانست نقشه اش را عملیاتی کند ولی به نقل علامه مجلسی (ج۵۰ص۳۱۳)او امام را زندانی نمود. بیشترین دوران سیاسی زندگی حضرت (ع) در دوران حاکمیت معتمدعباسی که که نوشته اند: «غرق فی الفساد و اللهو»

فشارهای امنیتی

از وجود جاسوسان گرفته تا زندان بانان بی مروت جملگی نشان دهنده جو امنیتی دوران امام عسکری (ع) است. در جلسات خصوصی امام با شیعیان، جاسوس وجود داشت. شیخ طبرسی در اعلام الوری نقل می کند؛ امام در جلسه ای به اصحابش فرمود: چیزی نگویید و نگاه به شخص معین نمود! بعد وقتی او را تفتیش کردند در لباس او گزارش های متعدد از جلسات امام عسکری (ع) کشف کردند.

مسعودی در کتاب اثبات الوصیه می نویسد؛ شخصی بنام عبدالعزیز بلخی گوید؛ در خیابان بودم و پیش خودم گفتم وقتی امام عسکری بخواهد عبور کند با صدای بلند او را به عنوان حجت الله معرفی می کنم. تا امام به من نزدیک شد به من نگاه نمود و با انگشت اشاره کرد ساکت باشم؛ «فلما دنا منی نظرت الیه اومآ الیّ باصبعه السبابه ان اسکت»

و در نمونه مشابه دیگری علامه مجلسی نقل میکند (ج ۵۰ص۲۶۹) امام عسکری قبل از خروج از منزل پیام فرستادند؛ «در وقت عبور من از مقابل شما، هیچ کسی به من سلام نکند و حتی کسی به جانب من اشاره نکند که جان تان در خطر قرار خواهد گرفت! ؛ الا لا یسلمن علیّ احد و لایشیر الیّ بیده فانکم لاتؤمنون علی انفسکم”

طبق نقل کلینی در حدیث بیست وششم باب مولد امام عسکری؛ امام را معتمدعباسی به دست فردی بنام نِحریر سپرد که آدمی بی عاطفه و محشور با حیوانات وحشی بوده که در درالخلافه برای تفریح و تفرج حاکم عباسی نگه داری می شده! و این شخص، امام را با این حیوانات آزار می داده تا جائی که زن او به وی معترض می شود و می گوید از خدا بترس! وی برای لجبازی بیشتر امام را در میان آن حیوانات وحشی می برده! کلینی نقل می کند گاهی در وقت نماز بوده و امام به نماز می ایستاد، آن حیوانات در حول امام آرام می گرفتند؛ «هو قائم یصلی و هی حوله».

این نمونه ای از آزارها و جو امنیتی دستگاه عباسی بر علیه امام عسکری است.

تهاجمات فکری و فرهنگی بر باورهای دینی

دومین مشکل اساسی دوران امام عسکری(ع) تهاجم بر باورهای دینی و خصاص شیعی بود.

به نقل ابن شعبه بحرانی در تحف العقول؛ خود امام عسکری (ع) دوران خود را از تمام دوران امامان دیگر در موضوع تهاجم بر باورها شدیدتر معرفی نموده؛ «ما منی احد من آبایی بمثل ما مُنیت به من شک هذه العصابة»!

وجود جعفر کذاب از یک سوی و افرادی دیگر از بنی هاشم، که داعیه امامت داشتند و هم پول داشتند و هم پول خرج می کردند و حتی به «قدرت حاکمه» نزدیک بودند و دارای انحراف دینی بودند!

در یک نمونه ای که کلینی نقل می کند؛ جعفر کذاب در ملاقات با معتمدعباسی صریحا گفت: مرا در جای برادرم قرار ده به تو سالانه بیست هزار سکه طلا خواهم داد! «اجعل لی مرتبةاخی و اوصل الیک فی کل سنه عشرین الف دینار!» و معتمد عباسی جواب خوبی به او داد؛ اگر شیعه امامش مانند پدر تو (امام هادی) و برادرت (امام عسکری) بوده، هیچگاه به تو نظری نخواهد کرد و نیازی نیست من تو را معرفی کنم ؛ «فان کنت عند الشیعه ابیک و اخیک اماماً فلاحاجة بک الی السطان ان یُرتّبک مراتبهما و لاغیر السطان!»

به نقل مجلسی در بحار (ج ۵۰ص۲۶۹) این تهاجم به مدینه سرایت کرد و یکی از نوادگان ابوذر غفاری در مورد باورهای دینی به شک و تردید افتاد و روانه سامرا شد و خدمت حضرت رسید بلافاصله امام عسکری فرمود: شما از طائفه غفاری هستی… تا اینکه او از شک و تردید بیرون آمد.

امام در میان شور و شعف مردم

با اینکه جو سنگین امنیتی در سامرا برقرار است، اما مردم با توجه به آگاهی شان از اینکه امام هفته ای دوبار در روزهای دوشنبه و پنجشنبه اجبارا به ملاقات معتمدعباسی در دربار می رفت، در خیابان ها به بهانه های مختلف جمع می شدند تا بلکه بتوانند امام را ببینند.

شیخ طوسی از آن اجتماعات گزارش می دهد که جمع زیادی برای دیدنِ امام عسکری در خیابان های مسیر عبور امام تجمع می کردند بطوری که جای راه رفتن برای مردم باقی نبود، همهمه بود تا اینکه امام عسکری تشریف آورده و عبور میکردند.. ؛ «کلما تاتی نوبة حضور الامام یحضر الناس المشاقین لرویته جمع کثیر و یغص الشارع بهم بحیث لایکون لاحد مجال للمشی فیه و تنسد الطریق فاذا جاء الامام سکن ضجیح الناس..» (الغیبه/۲۹)

عظمت امام عسکری در میان رجال سیاسی

احمد بن عبیدالله بن خاقان که مسئول کل امور مالی منطقه گسترده قم است و تمام بیت المال در نزد او بوده به نقل کلینی در کافی می گوید: نزد پدرم که وزیر دستگاه عباسی بود حضور داشتم که نگهبانان خبر آوردند که حسن بن علی ابن الرضا می‌آید به حضور پدرم تا این خبر به ایشان رسید خود را آماده کرد و به استقبال وی رفت و بسیار تکریم نمود. بعد از آن جلسه از پدرم که هیچ علاقه ای به آل ابی طالب نداشت علت آن همه تکریم را پرسیدم و او گفت من در سامرا در میان علویین کسی را به آرامش و عفت و بزرگواری و کرامت به مانند او نمی شناسم.

نکته مهم در نقل کلینی این است که یک دشمن ناصبی در عظمت و فضیلت امام عسکری چنین اعتراف می کند.

امام و ترویج صداقت

هرچقدر در نقطه مقابل ائمه (ع) که نقطه قدرت و ثروت است انسان فریب و قدرت پرستی می بیند، اما در نقطه تمرکز امامت ، آدمی صداقت و سماحت می بیند.

کلینی در حدیث چهاردهم باب مولد امام عسکری(ع) نقل می کند؛ فردی بنام اسماعیل در سر راه امام عسکری نشسته بود تا چیزی از امام بگیرد. وقتی در عبور امام قرار گرفت قسم خورد که چیزی از اموال ندارم و شدیدا گرفتارم . امام عسکری وقتی دید او برای کسب دنیا قسم دروغ میخورد ! امام فرمود: تحلف بالله کاذبا! شما ۲۰۰ اشرفی طلا مخفی کرده ای !

جالب اینجاست که امام عسکری در عین حال به او کمک کرد و فرمود: من این را به عنوان تذکر گفتم و نه اینکه نخواهم به تو کمک کنم «لیس قولی دفعا لک عن العطیه» . و سپس به او ۱۰۰ دینار هدیه نمود.

امام و توصیه به دوری از حاکمیت ظلم

کلینی در کافی می نویسد؛ شخصی از اهل مصر بنام سیف بن لیث به سامرا آمد تا حاکم عباسی دستور دهد و مزرعه او را تصاحب نکنند. کسی در سامرا به او گفت: نامه ای با امام عسکری بنویس و وی برای امام نامه‌ای نوشت و مشکلش را مطرح کرد. امام عسکری (ع) پاسخ نامه او را داد و صریحا به او نوشت؛ فلاتتقدمالی السلطان! ملاقات حاکم نرو بلکه برگرد به مصر و کسی که مسئول دولت در مورد زمین‌های کشاورزی شماست او را ببین و توصیه به تقوا کن و به او بگو از حاکم تو بزرگتر حاکمیت حضرت رب العالمین است؛ «الق الذی فی یده الضیعه و خوفه بالسلطان الاعظم رب العالمین». آن شخص می گوید: پیش حاکم معتمد عباسی نرفتم و با مصر برگشتم و مشکل حل شد.

امام عسکری و موفقیت تشکیلاتی در امور مالی و دینی شیعیان

در ردیف موفقیت های امام عسکری نباید از موفقیت تشکیلاتی امام در سطح دنیای آن روز شیعه غفلت ورزید.

گزارش های تاریخ نشانه توفیقات امام در این زمینه است.

طبق نقل طبرسی در احتجاج از قزوین و همدان حدود چهار هزار اشرفی طلا به امام فرستاده میشود. و از قم توسط فقط یک نفر از وکلای امام عسکری بنام احمد بن اسحاق ؛ یکصد و شصت کیسه طلا و نقره ارسال می شود.

و یا طبق نقل اربلی در کشف الغمه از منطقه گرگان اموال قابل توجهی به خادم امام که بنام مبارک است رسید‌.

توجه امام به شیعیان در بند وزندان

نکته قابل دقتی است که از زندان، برخی شیعیان با امام در ارتباط هستند و امام عسکری توجه به آنان دارد.

کلینی در حدیث دهم از باب مولد امام عسکری نقل میکند ؛ ابوهاشم جعفری گرفتار زندان و شکنجه بود و در نامه ای مخفیانه با امام درد و دل کرد … و امام عسکری بشارت آزادی او را داد و همانگونه شد و مهم این است که طبق همین روایت امام به آنان کمک مالی می نمود و برخی تا یکصد سکه طلا داد!

و این کمک ها مخصوص به شیعیانی نبود که امام عسکری (ع) را امام می دانستند، بلکه امام (ع) به واقفی ها که امامتِ امام را قبول نداشتند نیز کمک مالی می کرد که کلینی در روایت سوم باب مذکور نقل نموده.

توجه و عملیاتی کردنِ این سیره است که نیاز امروز همه ماست و باید ما را از انحصار خواهی و تحجرطلبی به توسعه فکری و رفتاری برساند.

امام عسکری (ع) تسخیر دلها

امام عسکری (ع) آنچنان محبوبیتی در دلها داشت که فرازهای گذشته این نوشتار به نظرتان رسید.

این محبوبیت گاهی از حیطه شیعیان میگذشت و به دشمن هم سرایت می کرد.

کلینی در روایت هشتم باب مذکور نقل میکند؛ برای آزار امام عسکری از یک ناصبی و ضد شیعه کمک گرفتند که درباره اش نوشته اند؛ “انصب الناس و اشدهم علی آل ابی طالب” ! آن فرد بیش از یک روز نگذشت که شدیدا علاقمند به امام شد و صورت خود را بر قدم های امام گذاشت و یکی از بهترین شیعیان حضرت گشت! ؛ “ما اقام عنده

الایوما حتی وضع خدیه له و کان لایرفعبصرهالیه اجلالا و اعظاما و هو احسن الناس بصیرة!”

این محبوبیت تا آنجا رفت که در روز شهادت امام عسکری ؛ سامرا یک پارچه عزا شد و بازار تعطیل گشت.

به نقل کلینی ، احمد بن عبیدالله بن خاقان که والی تام اختیار بیت المال در کل منطقه قم بوده از حضور خود در روزهای شهادت امام عسکری (ع) گزارش بالا را نقل نموده ؛ “حتی توفیت فصارت سرمن رای ضجةواحدةعُطلت الاسواق فکانت سرمن رای یومئذشبیها بالقیامة!”

امروز ما هستیم و این سیره نورانی امام عسکری(ع) که می تواند ما رد بهترین موفقیت ها رهسپار کند. ان شالله»

هادی سروش : اساسِ پیامبری پیامبر(ص) بر توحید و معنویت از یک سو و رعایت حریم انسان و انسانیت از سوی د

هادی سروش : اساسِ پیامبری پیامبر(ص) بر توحید و معنویت از یک سو و رعایت حریم انسان و انسانیت از سوی دیگر است

دو عنصر در قرآن مهم است؛ اولا توحید و دوم اخلاق و حقوق و پیامبری پیامبر(ص) بر حول این دو محور است.

بهترین سخن، گفتن و شنیدن از سیره پیامبر (ص) است خصوصا آنجا که ما بتوانیم با استفاده از سیره پیامبر رحمت به رفع نیاز های روزمان پاسخگو باشیم‌. امروز دین مسئله اصلی است.
به گزارش جماران حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش استاد حوزه علمیه قم در شب رحلت خاتم الانبیاء در جمع عزاداران هیئت عشاق الائمه با بیان مطلب فوق افزود: امشب و فردا به عنوان رحلت رسول اکرم (ص) رخدادی است که امیرالمؤمنین در نهج البلاغه از آن تعبیر میکند که مواجهه با مصیبتی هستم که نظیر ندارد ؛ لقدانقطع بموتک ما لم ینقطع بموت احد .. یعنی رحلت پیامبر اعظم مصائب است که با فقدان ظاهری پیامبر فاصله ای بین ما و بین وحی ایجاد شد و این آسیب با موت هیچ کس دیگری اتفاق نمی افتاد!

وی با تاکید بر این که اول باید دید دین چیست و بعد در دین چه مسئله ای بالاترین اهمیت را دارد؟ ادامه داد: هر اندیشمندی تعریفی از دین ارائه کرده ، اما دو تعریف خوب از دو شخصیت برجسته که بر گرفته از تعریف علمای سابق است را در اینجا کنار هم قرار می دهیم.

اول تعریف دین از سید قطب در تفسیر قرآن وی بنام فی ضلال القرآن است که میگوید : الدین اتصال الانسان الفانی الی وجود الباقی الذی صدر عنه الوجود ، یعنی ؛ دین اتصال یک موجود به نام انسان است که او فنا پذیر است به یک موجودی که اصل اوست و مطلق است و باقی است و عالم وجود از او ساخته شده .
طبق این تعریف هرکس به ربوبیت الله اعتراف کند صاحب دین است .
تعریف دوم از علامه طباطبایی است و در جلد ۲۰ المیزان آمده، باید توجه داشت ایشان طی ۲۰ سال المیزان را نوشته و نظرات ایشان گاهی در جلدهای آخر المیزان عوض می‌شود. ایشان میگوید: دین هو انه سلوک فی الحیاة دنیا یتضمن بکمال الاخروی ؛ دین یعنی زندگی در دنیا که بشکل مقبولی باشد که متضمن کمالات آخرت شما هم باشد . علامه طباطبایی با این تعریف تمام رهبانیت و غیره را کنار می‌زند.
طبق این نظریه، عنصر اصلی پیامبری پیامبر(ص) این است که کمالات اخروی را با حفظ امور دنیوی انسان محقق می کند.
این مدرس حوزه افزود: پیامبر ،‌ تعلیم داشت اما تزکیه هم داشت و وارد عرصه اخلاقی و تربیت جامعه هم می‌شد، حال ما که ادعای ام القرای اسلامی داریم باید مقایسه کنیم و ببینیم آیا شبیه عناصر اصلی پیامبر هستیم یا نه .
دو عنصر در قرآن مهم است؛ اولا توحید و دوم اخلاق و حقوق و پیامبری پیامبر(ص) بر حول این دو محور است .

توحید ؛ یعنی تمام توجه به خداوند ، یعنی خدامحوری و خدا خواهی است ، آنقدر خداوند در رابطه با این توحید غیور است که در آیه سوره اسرا نشان دهنده غیرت الهی است تصریح میکند گوشه انحرافی از مسیر توحید به بت و بت خواهی و بت پرستی و بت پرستان باعث عذاب است و نسبت به پیامبر (ص) بصورت جدی تری بیان نموده ؛ "لو ترکن شیئا قلیلا" ای پیامبر اگر ذره ای به غیر خدا توجه کنی چند برابر آنچه کافران در عذاب قرار گرفتند شما هم گرفتار همان شدائد میشوی.

حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی ادامه داد: آنقدر ما را غرق سیاست کرده اند که همان هایی که طلایه دار ارزش اسلامی اند متاسفانه در بین شان هستند کسانیکه خدایی بودن و خدامحوی و خلوص از برخی از آنان دیده نمی‌شود! ما بر اساس سخن امیرالمومنین(ع) میتوانیم با دیدن وجنات و صورت و ادبیات افراد از نیت های توحیدی و یا شرک آمیزشان مطلع شویم .

وی افزود: علامت توحید این است که به تعبیر علمای اخلاق یک فرد مخلص و معنویت گرا ؛ "نُکران الذات" باشد ، یعنی کسی که به هیچ عنوان برای خودش حسابی باز نمی‌کند، ما این حال را در پیامبر مشاهده میکنیم ، وقتی یک عربی از بیرون مدینه که بخاطر اینکه با نام پیامبر آشنا شده و آمده پیامبر را ببیند و وقتی وارد مسجد شد و پیامبر را دید لکنت گرفت و نتوانست حرف بزند و اینجا بود که پیامبر به او نزدیک شد و فرمود من هم یک بنده خدا هستم و مانند شما از شیر بُز استفاده میکنم و خودم آن شیر را میدوشم. این چنین است که پیامبر کسی که نزدیک ترین خلائق به خدا بود .
امام خمینی در دهه سی در تابستانها به شهر محلات سفر میکردند و علماء شهر مساجد خود را تقدیم ایشان کردند و ایشان نپذیرفت ، بعد درخواست دوم را مطرح کردند که برای مردم مجلس وعظ و سخنرانی داشته باشید و ایشان باشرط اینکه علماء مساجد را تعطیل نکنند، پذیرفتند و در اولین روزی که حدود مغرب آمدند تا در مسجد جامع شهر صحبت کنند دیدند تشک کوچک و پشتی گذاشتند، امام راحل، اول آنها را کنار گذاشت و مانند مردم دیگر روی زمین نشست وبعد صحبت کرد. گمان کنم کتاب "شرح حدیث جنود عقل و جهل" که ایشان در پایان آن کتاب تصریح کرده اند در شهرمحلات نوشته اند ، مفاد آن جلسات اخلاقی امام باشد.

غرض این بود که شرط اول در دین ؛ توحید و خلوص و بیرون آمدن از پوسته های خود ساخته شرک و ریا است.

استاد حوزه ادامه داد: عنصر دوم در پیامبریِ پیامبر، رعایت اخلاق و حقوق است.
استاد شهید آقای مطهری مطلب جالبی دارد و می‌فرماید؛ دین قانون است اما مانند قوانین دنیا قانون تک بعدی نیست که بگوید باید این کار باید برای حفظ مصالح توسط مردم انجام شود مانند پرداخت مالیات، بلکه دین از مردم عملی را مطالبه میکند که در عین حال توام با روح باشد.

ما تمام حقوق و احترام به انسان و انسانیت را در آخرین سخنرانی و خطبه پیامبر در مسجد النبی میبینیم ، همان خطبه ای که پیامبر (ص) اعلام کرد تمام مسلمین جمع شوند و حتی از اطراف مدینه هم آمدند و امر فرمودند برای اینکه جلسه کاملا رسمی باشد؛ فرماندهان نظامی با لباس نظامی وارد شوند ، و پیامبر اکرم فرمودند : "اُذکر الله الولی من بعدی" یعنی به هرکسی که فردای بعد از من دارای جایگاه چنین است تذکر می‌دهم و خدا را ما بین خود و او قرار می‌دهم؛ مبادا بر مردم رحم نکند! باید بزرگ ها را احترام کند ، به کوچک تر ها عطوفت داشته باشد ، باید در جامعه به فرهیختگان و بزرگان اندیشه و علم احترام گذارد ، مبادا به جامعه ضرری وارد کند که مردم ذلیل میشوند ، و مبادا در تصمیم گیری کاری انجام شود که جامعه گرفتار فقر شود و اگر افراد فقیر شوند دیگر دین نخواهند داشت ( در مورد دین گفته شد که سلوک معنوی دنیا توام با آخرت معنا میشود ) مبادا مسئول و حاکم درب ها را ببندد! بین خود و مردم فاصله نیندازید که در اینصورت در جامعه آنهایی که زور دارند بر آن‌ها که زور ندارند مسلط میشوند و گردن ضعیفان را می‌شکنند، مبادا در هر شرایطی اعلام بسیج عمومی برای جنگ کند که چنین تصمیماتی نسل امت اسلام به انقراض خواهید کشاند .

با دقت در این خطبه انسان به پیامبریِ پیامبر(ص) بیشتر و بیشتر نیل پیدا می کند که این انسان بی نظیر در بشریت تا چه حد به فکر مردم و دلواپس آینده مردم و دین آنان است.

اخبار مرتبط

آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش سوم نوشتاری از استاد هادی سروش

آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش سوم نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سومین بخش از نوشتار خود با عنوان «آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) ؛ سیاستِ اساسی در حاکمیت و حکمرانیِ رسول الله» که دراختیار شفقنا قرار داده این گونه آورده است:

“رواج محبت و اخوت و برقراری پیشرفت و امنیت”

تمام خاستگاه حکمرانی پیامبر اعظم برای پیاده شدنِ دو حقیقت کم یاب در تمام حکومتهاست ؛ اول ؛ رواج و نهادینه شدنِ محبت و اخوت در تمام سطوح جامعه و دوم؛ پیشرفت و امنیت کامل برای تمامی شهروندان است .

قرآن شریف در هر دو محور مهم ، اعلام پیروزی قاطع برای حکمرانی و حاکمیت پیامبر رحمت فرمود و در مورد خاستگاه اول فرمود: “اصبحتم بنعمته اخوانا” (آل عمران۱۰۳) و در مورد پیروزی در محور پیشرفت و امنیت نیز فرمود: “اطعمهم من الجوع و آمنهم من الخوف”

پیامبر خدا این دو را بر اساس محوریتِ توحید و برابری و شفافیت بدست آورد و این راه برای تاسی به پیامبر (ص) بسته نیست.

اجازه دهید به توضیح راه و روش پیامبر اکرم (ص) بیشتر بپردازیم.

“توحید و خداخواهی و خدا محوری در آموزه های پیامبر”

در بخش توحید باید گفت نگاه پیامبر اعظم به رضایت خدا و خداخواهی است و نفی هر گونه هواپرستی و خودمحوری و ریاست طلبی میباشد.
رسول الله محور برنامه هایش ؛ از یک سو ؛ “یزکیهم و یعلمهم” بود و از سوی دیگر بر اساس آیات ۸۵ و ۱۳۵ سوره نساء ؛ قسط و عدل بود و صریحا میفرمود: «بالعدل قامت السموات و الارض» ، ایشان در امور کوچکی مانند نگاه به تساوی به اصحابش در حال سخنرانی و یا گفتگو و یا امور مهمی مانند اجراء حد شرعی و یا جنگ بر محور قسط و عدل بود.
ایت الله بهشتی از دوران رهبری پیامبر چنین توصیف میکند ؛ “در طول ۱۳ سالی که پیامبر در مکه بود، مسائلی مانند چگونگی عبادت خداوند، نماز، روزه، مسائل اخلاقی و مبارزه با شرک و خودپرستی و این گونه مسائل مطرح شد و جنبه‌های سیاسی در آن کم بود. زمانی‌که پیامبر به مدینه آمد مسائل جدیدی مطرح شد و منادی آزادی بود و یکی از مسائلی که در موفقیت اسلام بسیار مؤثر بود، این است که پیامبر منادی آزادی، عدالت و برابری بود.”

“تمرُد و تخلف و ظلم یک فرد بنام اسلام!”

این نمونه در مورد خالد توجه کنید؛
مدت حدود ۲۰ روزی که پیامبر بعد از فتح مکه در مکه حضور داشت ، افرادی را به اطراف اعزام میفرمود برای دعوت به اسلام . از این روی خالد بن ولید عازم منطقه ای شد که فبیله خَذیمه بودند . خالد برخورد قهری داشت و نیمه فردی فردا زد که تمام قبیله به اسارات بگیرید که باعث درگیری شد و عده ای کشته شدند ! خبر به رسول الله رسید و پیامبر بسیار متاثر و ناراحت شد و امام علی را برای بررسی و جبران تمام خسارات وارده فرستاد و امام هم با مقدار پول و امکانات راهی شد و تمام خسارات مالی و دیه افراد را پرداخت نمود و حتی ظرف آبخوری سگ های انان را نیز پرداخت نمود و از باب احتیاط انچه از طلا و نقره پیشش مانده بود را بیتگن آن قبیله تقسیم نمود و بازگشت و پیامبر (ص) کار امام را تایید نمود و علاوه بر پرداخت خسارت و جلب رضايت افراد قبيله ، رسول خدا اعلان بيزاری و برائت از اعمال ظالمانه خالد بن وليد کرد و این مطابق با فرمان الهي بود که در قرآن فرمود: «فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنيّ ِ بَرِي ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون ؛ اگر تو را نافرماني كنند بگو : من از آنچه شما انجام مي دهيد بيزارم!» (شعراء۲۱۶). و سپس رسول خدا دستهایش تا نهایت به طرف آسمان بلند كرد و با انابه به خدا عرضه داشت : اللهم إني أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ! (تاريخ الطبري ، ج۲ص۱۶۴ ، السيرة النبوية ، ج۵ص۹۶۶)

اگرچه ما از جوانب کامل ماجرا بی اطلاعیم اما با روش و سیره پیامبر (ص) به این واقعیت میرسیم که در صورت تخریب ها و جنایت ها بوسیله ماموران حکومتی دو اصل اصیل را پیامبر فرا القاء فرمود و ان عبارت است از اعلام بی زاری از اعمال شنیع یک مامور متخطی ، دوم‌ اینکه ؛ حاکم خود را در ضمانِ حق الناس دیده و اقدام به پرداخت کامل همه ی خسارتهای وارده نمود.
بدیهی است که این روش متواضعانه پیامبر اعظم بر گرایش قلبی و محبت افراد و نیز ایجاد امنیت در جامعه آنان موثر خواهد بود.

عدم خودی وغیرخودی دربرابرفساد

از عوامل مهمی که از خاستگاه عدالت و برابری برمیخیزد و در سیره و آموزه های رسول الله دیده میشود ؛ مقابله با فساد است .
روشن است که اگر در برابر فساد کوچکترین “مداهنه ای” که حکایت از سستی و تزویر داشته باشد از حاکمیت شکل بگیرد ، نه تنها فساد را کم نمیکند بلکه فساد را بیشتر قبل خواهد کرد. و بجایی میرسد که جای سالم در تمام نقاط یک جامعه باقی نمیماند ؛ “ظهر الفساد في البر والبحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون” (روم/ ۴۱)

برای رفع و دفع فساد و ایجاد امنیت اقتصادی و اخلاقی در جامعه ؛ باید بصورت مساوی و عدم مرزبندی با مفسدین برخورد شود و این یکی از نقاط برجسته سیره پیامبر در مواجهه بافساد و مفسدین است .

نمونه تاریخی چنین است ؛ خاله پیامبر (ص) غلامی دارد بنام “ماتع” و در طائف زندگی میکرد. بعد از فتح مکه که مسلمین به رهبری پیامبر ، عزم طائف نمودند ، این غلام به خالد که چهره ای سرشناس بود گفت : در طائف دختری بنام “بادیه” زندگی میکند . از او غفلت نکن ! چنین خبری به پیامبر رسید و ایشان ناراحت شد و دستور تبعید غلام خاله خود را صادر نمود. و او تبعید شد و فقط گاهی با اذن برای مدتی کمی میتوانست به شهر وارد شود.

این روش جدیِ پیامبر نشان از این مهم است که نه “خاله” مانع از برخورد میشود و نه حرکت ناصواب یک “غلام” .

چه زیبا و راهگشا پیامبر اعظم فرمود : ” کسانی که در گذشته به نابودی رسیدند بدین علت بود که وقتی دزدی میشد و دزد از خانواده صاحب نام بود او را به بازجویی و کیفر نمی کشاندند ولی اگر از بی نامان و ضعیفان بود بر او حد جاری میکردند! ؛ – إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ . (نهج الفصاحه ۷۷۴ از بخاری و مسلم و احمدحنبل)

برابری و برادری واقعی در سیره رسول الله

رواج محبت و اخوت خود حدیث مفصلی است که فرصت مفصلی را می طلبد ، اما برای تکمیل حداقلی این بحث به این گزارش تاریخی توجه کنید ؛
عرب‌ بياباني‌ آمد حضور حضرت‌ (ص) و نشست‌. پاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ دراز كرد! و ‌گفت‌: يا ‌ ‌محمّد‌ ‌براي‌ ‌من‌ قصه‌ بگو! ‌و حتی گفت : زير ‌اينکه‌ آسمان‌ كذاب و گوینده خیالاتی مثل‌ تو نيست‌ ! حضرت‌ سول (ص)‌ ‌با‌ كمال‌ ملايمت‌ فرمود: ‌اگر‌ اينكه‌ ‌در‌ آستين‌ داري‌ شهادت‌ بصدق‌ ادعای پیامبری ‌من‌ بدهد قبول‌ ميكني‌ ؟‌ آن مرد عرب گفت‌: آري‌ و سوسماري‌ ‌در‌ آستين‌ شكار كرده‌ ‌بود‌ رها كرد سوسمار شهادت‌ داد ‌او‌ ايمان‌ آورد.
معروف است که ‌در‌ فتح‌ مكه‌ سران‌ قريش‌ ‌از‌ ترس‌ پناه‌ برده‌ بودند به مسجد الحرام‌ و حضرت‌ وارد مسجد شد فرمود: ‌”با‌ ‌شما‌ معامله‌ ميكنم‌ معامله‌ يوسف‌ ‌با‌ برادرانش‌ لا تَثرِيب‌َ عَلَيكُم‌ُ اليَوم‌َ يَغفِرُ اللّه‌ُ لَكُم‌ . ” (يوسف‌ ‌آيه‌ ۹۲). (تفسیر اطیب الطبیان ج ۱۴ ص ۹۶)

آنچه ملاحظه نمودید گزارشی بسیار مختصر از آموزه های مهم پیامبر اکرم در زمینه حکمرانی بود

آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش دوم؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش دوم؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان «آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش دوم ؛ در وصف عقلانیت در رهبری و شفافیتِ در زندگیِ رسول الله» و در بخش دوم این گونه آورده است:

به الگوگیری از پیامبر مامور هستیم

پیامبر خدا به امر خدا باید مورد تاسی و الگوگیری هرمسلمانی باشد ؛ “لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ” (احزاب/۲۱)
برای الگو گیری لازم است شخصیت جامع ایشان را با دقت بررسی کنیم و سپس مورد تأسی قرار دهیم.

هویت پیامبر آمیخته با مهر و محبت

پیامبر هویت وجودیش و طبعا سراسر وجودش عفو و گذشت و محبت است و این نیست مگر آموزه های خدا در رابطه پیامبرش ، در قرآن دستور به پهن کردن بال و پر محبت برای مومنان نمود و فرمود ؛ «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ» (شعراء /۲۱۵) که این تعبیر نشان از کمال تواضع درمهر و محبت نسبت به مومنان است.
پیامبر خدا (ص) چنان بر این امر پروردگار کمر همت بست و متحمل سختی های بسیاری شد تا اینکه خدا به او فرمود نباید جان خود ره به خطر افکنی : «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنینَ»(شعراء/۳) و همین مفاد نیز در سوره کهف هم آمده است و سپس به ایشان جان خوو نباید در خطر قرار دهید ؛ “فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ‌” (فاطر/۸)
واقعا شخصیت ذاتی او بر محبت و دلسوزی نسبت به تک تک انسانها شکل گرفته است ؛ «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ‌.» (توبه /آیه آخر)

پیامبر و دوری از روش های غیرعقلایی

پیامبر خدا از روش های غیر عقلایی حتی اگر کار را جلو میبرد نیز دوری می جست .
ایشان در روابط با جامعه و القاء دستورات مهم حکومتی و پیامبری از خواب و رویا استفاده نمیکرد . بله اگر خوابی هم نسبت به ایشان و در رابطه با رسول الله باشد از زبان قرآن مطرح است.
پیامبر اکرم از “پیشگویی” در پیشبرد اهدافش هیچ گاه بهره نمی جست. پیشگویی های آنحضرت بسیار محدود است و جزء موارد خاص بنا به پیشگویی نداشت. در آن موارد خاص ، خدای متعال پنجره ای از عالم غیب را بر روی پیامبر اکرم(ص) خویش می گشود و که موارد نادری است ، مانند؛ پیشگویى پیامبر(ص) درباره ستم بر اهل بیت‏ عصمت و طهارت(ع) که چنین فرمود: «به زودى پس از من، اهل بیتم به وسیله امّتم با کشتار و آوارگى مواجه خواهند شد. همانا کینه‌توزترین قوم ما نسبت به ما، بنى امیّه و بنى مغیره و بنى مخزوم‌اند /«إنّ أَهْلَ بَیْتِی سَیَلْقَوْنَ مِنْ بَعْدِی مِنْ أُمَّتِی قَتْلًا وَتَشْرِیدًا، وَإِنَّ أَشَدَّ قَوْمِنَا لَنَا بُغْضًا بَنُو أُمَیَّةَ، وَبَنُو الْمُغِیرَةِ، وَبَنُو مَخْزُومٍ»؛ (المستدرک على الصحیحین،ج ۴، ص۵۳۴)

پیشگویی در مورد اهلبیش در چند مورد خلاصه میشود؛

یکی از آنها جریان شهادت امیرالمومنین است پیامبر خدا به ایشان فرمود: «تو کسى هستى که خلافتت را می‌گیرند، کشته می‌شوى و این محاسنت‏ از خون سرت‏، رنگین خواهد شد». (المعجم الکبیر، ج ۲، ص۲۴۷)

و دیگری در مورد شهادت حضرت زهرا(س) به عنوان اولین نفر از خانواده ایشان که به او ملحق میشود : «تو اولین فرد از اهل بیتم هستى که به من ملحق می‌شوى». و اوّلین شخص از اهل بیت پیامبر، حضرت فاطمه بود که بعد از آن‌حضرت به شهادت رسید.(بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۱۲)

و نیز در مورد شهادت امام حسین(ع)، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «جبرئیل به من خبر داد که پسرم حسین در زمین طفّ(نام دیگر کربلا) به شهادت می‌رسد. و از خاک آنجا براى من آورد و گفت: قبر حسین آنجا خواهد بود». (الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۶۸)

و یا خبر دادن به جابر که به محضر امام باقر(ع) خواهد رسید: امام صادق(ع) می‌فرماید: «جابر بن عبد اللَّه انصارى، آخرین صحابى پیامبر(ص)، زنده بود تا این‌که ما اهل بیت را درک نمود. در مسجد الرسول، عمامه خود را می‌بست و می‌فرمود: اى باقر! اى باقر! مردم می‌گفتند: این پیرمرد، هذیان می‌گوید. ولى جابر می‌گفت: به خدا قسم! من هذیان نمی‌گویم. خودم از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود: “تو مردى از اهل بیت مرا درک می‌کنى که همنام و همشکل من می‌باشد. علم را می‌شکافد شکافتنى”. جابر گفت: به‌خاطر این است که من این چنین می‌گویم…»(بحار الأنوار، ج۴۶، ص۲۲۵)

زندگی پیامبر در شفافیت

پیامبر همانطوریکه برای موفقیت در دعوت خود از راههای غیر معهود و غیر مقبولی چون دستور دادن و زبان زور داشتن یا پیشگویی کردن استفاده نکرد ، به همسان از هرگونه اسرارآمیز جلوه دادنِ زندگی طبیعی و ظاهری خود دریغ نداشت .
از این روی مردم براحتی با ایشان در متن زندگی و داخل خانه رسول الله مرتبط بودند و حتی وسائل زندگی را از خانه پیامبر بصورت امانت میگرفتند.

قرآن برای این مهم ، آداب و اخلاق مهمی را ترسیم کرده که حکایت از اجازه خواستن مسلمانان، هنگام ورود به خانه پیامبر اعظم (ص) است ؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ». (احزاب/۵۳)
مفاد توضیحیِ این آیه چنین است ؛ شما ،‌ ای مومنان ؛ در خانه‌های پیامبر داخل نشوید مگر در صورتیکه به شما برای صرف غذا دعوت شده اید و اجازه داده شود، و قبل از موعد مشخص در خانه رسول الله تجمع نکنید تا بخواهید در انتظار وقت غذا ببشینید. و هنگامی که دعوت شدید داخل شوید؛ و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و بعد از صرف غذا به بحث و صحبت با یکدیگر ننشینید؛ این عمل، پیامبر را ناراحت می‌نماید، ولی از شما شرم می‌کند و چیزی نمی‌گوید، امّا خداوند از بیان حق شرم ندارد! و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را بعنوان امانت از همسران پیامبر می‌خواهید بگیرید از پشت پرده خواسته خود را مطرح کنید.
در جمع بندی میتوان گفت : این آیه شریفه دربردارنده چهار حکمی است که تبیین کننده اخلاق و ادب در باره ورود و خروج به منزل رسول الله (ص) است و اخلاق و ادب در این رابطه را چنین ترسیم نمود و فرمود:
اول ؛ سر زده داخل منزل رسول الله نشوید.
دوم ؛ هنگامى که غذا میل کردید ، سریع پراکنده شده و به امورات خود بپردازید.
سوم ؛ بعد پایان صرف غذا ، آنجا را مجلس گفت‌وگو قرار ندهید.
چهارم؛ در رابطه اخلاق و عفاف است که می‌فرماید: هنگامى که چیزى از متاع و وسائل زندگى از همسران پیامبر(ص) خواستید از پشت پرده بخواهید.

اهلبیت و خانواده و اقوام پیامبر سپر لشگر هستند تا به لشگر آسیب نرسد

از زیبایی های سیره رسول الله (ص) مواجهه و استفاده ایشان در خطرات احتمالی از خانواده خویش است.
در سیره پیامبر مردم سپر سلامت برای پیامبر و خانواده او نیستند ، بلکه خانواده و اقوام ایشان سپر امنیتی برای مسلمین است.
در نامه نُهم نهج البلاغه که امام علی (ع) به معاویه نوشت و نامه کوتاهی است ، در خور توجه است . امیرالمومنین تصریح میکند و با ذکر نام اشخاصی چون عبیده ، جعفر ، حمزه میفرماید : “پیامبر، اهلبیت و خانواده اش را سپر لشگر قرار میداده. قدم اهل بیته فوقی بهم اصحابه حر السیوف”.

ادامه دارد ..

استاد هادی سروش: مسلمانی را در پیامبر خدا (ص) ببینید- بخش اول

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: مسلمانی را در پیامبر خدا (ص) ببینید- بخش اول

انتشار :‌ جمعه ۰۹ / ۰۶ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۷:۲۰

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است: «دعوت قرآن به نظر افکندن در شخصیت و اوصاف رسول الله (ص)‌ است . این دعوت حکایت از دیدن او و منش او و رفتار او و همه لحظات عمر او در خانه و جامعه دارد . سپس آنان که او را دیدند وقتی از شخصیت او و رفتار بهرمند نشدند را توبیخ میکند آنجا که فرمود: “تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ/ میبینی آنان را که به شما نگاه میکنند ولی شما را نمیبینند !” (اعراف / ۱۹۸)

نشود که ما پیامبر را نبینیم !!

استاد آیت الله علامه حسن زاده آملی (ره) میفرمود؛ افرادی در زمان پیامبر بودند که هر روز با ایشان بودند و نماز سه وقت را با حضرت بودند اما محشور با ایشان نبودند!

دعوت او بر وزان شخصیت او معنا می شود

ساختار شخصیتی او بر محور معرفت و کرامت و محبت و اخلاق و گذشت بود‌ لذا در زندگی پیامبرانه او همه چیز براساس “دعوت به نیکی” و زندگی و همزیستی استوار بر “صلح و مسالمت آمیز” معنا و تفسیر می شود. (اعراف/۱۹۹)

دعوتش بر اساس اذن الهی بسوی خدا بود ؛ داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا (احزاب /۴۶) در نتیجه دعوت او خداپسندانه و خارج از هرگونه رفتار غیرخدایی بود و هیچ گونه تیرگی و تاری در آن دعوت نبود و امکان اتهام “خاکستری” در زندگی نبوده و نیست. نتیجه این چنین دعوتی؛ ایجاد روشنی در جامعه است .

ثبات روحیه او بر “صلح”

رفتارهای او بر یک اصل کلیِ قرآنی استوار بود آن این بود؛ “الصلح خیر” ( نساء / ۱۲۸)

او اولا ؛ به دشمن فرصت میداد ، وثانیا ؛ اگر آنان پناه می خواستند به انان پناه میداد ، و ثالثا ؛ در مکان امن به آن مشرکین جای میداد تا کلام الهی را بشنوند و قبول و باور کنند.. (توبه/۱۰)

بله ، وقتی مواجه با “تجاوزگر” می شد که بر حریم حریم انسان و دین خدا تجاوز داشت ، مبارزه میکرد و مبارزه خود را صرف مبارزه با ریشه ظلم میکرد ؛ وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ (توبه/۱۲)

زندگی خصوصی او مثال زدنی است

رسول الله (ص) خانه ش محل رفت و آمد و انس مسلمین بود تا جاییکه خدا به مردم هشدار میدهد که بیش از حد مزاحم ایشان نشوید؛ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ ۖ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ(احزاب/۵۳)

اینکه میبینید در تاریخ اسلام هر آنچه دشمنان دیروز و امروز تلاش کرده اند بر زندگی خصوصی او خُرده گیرند و او در زندگی خود نقطه خاکستری و پر ابهام معرفی کنند ولی نشد و نتوانستند چون چیزی را از مردم مخفی و لاپوشی نمیکرد .

مهم این است خدای متعال آن چه رسولش در زندگی دارد او را علنی کرده است . به این نمونه توجه کنید؛

خدا به ایشان فرمود : أیها النبی لم تحرم ما أحل الله لک تبتغی مرضات أزواجک والله غفور رحیم (تحریم/۱)

ای پیامبر، چرا چیزی را که خداوند حلال کرده است، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام می کنی و خدا آمرزنده و مهربان است.

از اینجاست برخی شبهه ایجاد کردند که پیغمبر اکرم (ص) ـ العیاذبالله ـ در امر تشریع دخالت کرده، حلالهایی را حرام می کرد تا اینکه آیه نازل شد که چرا این کارها را انجام می دهی!

اجازه دهید برای پاسخ کامل به این شبهه اصل آیه را بررسی کوتاهی داشته باشیم؛

در مورد سبب نزول این آیه روایات مختلفی آمده و از جمله این است؛ گفته شده که پیغمبر اکرم (ص) روزی پیش یکی از همسرانش شربت عسل نوشیدند و بعد برای دیدار همسران دیگر (حفصه، عایشه) رفتند که آنها به حضرت گفتند: انا نشم منک مثل ریح المغافیر. مغافیر بویی بود که حضرت (ص) از آن کراهت داشتند. وقتی حضرت این را شنیدند، شربت عسل را بر خود حرام نمودند که آیه نازل شد: لم تحرم ما أحل الله لک…

البته صاحب تفسیر کشاف در مورد سبب نزول را چیز دیگری مطرح کرده که پیغمبر اکرم (ص) یک روز حضرت (ص) در خانه حفصه بودند و حفصه برای حاجتی از خانه بیرون رفت و حضرت (ص) ماریه را به حضور پذیرفتند. وقتی حفصه از این قضیه اطلاع یافت عصبانی شد و به پیغمبر اکرم گفت که امروز نوبت من بوده : «یا رسول الله، هذا یومی و فی داری و علی فراشی». پبغمبراحساس خجالت کردند و گفتند: «دیگر هیچگاه با ماریه نخواهم بود / فقد حرمت ماریه علی نفسی»!

در تفسیر این آیه تفسید مجمع البیان مینویس ؛ تحریم بعضی از همسران یا تحریم بعضی از لذتها (غیر از عقیده تشریع)، دارای اسباب باشد یا بدون علت، اصلاً قبح ندارد و گناه شمرده نمی شود.

و علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مینویسد : “اولاً؛ خطاب با «یا أیها النبی» متوجه آن جناب شده بدان جهت که نبی است، یعنی دلالت دارد بر اینکه این مسئله مورد عتاب یک مسئله شخصی است نه جزو رسالت او باشد. ثانیاً: تحریم در جمله «لم تحرم…» تحریم به عنوان جعل حکم شرع نیست، بلکه از آیه بعدی (قد فرض الله لکم تحلة ایمانکم) که در آن سخن از سوگند و گشودن آن است معلوم می شود که تحریم به وسیله سوگند بوده است. خاصیت سوگند نیز همین است که وقتی به ترک عملی متعلق شود آن را حرام می کند. پس حرمت ترک عمل به وسیله سوگند بوده نه اینکه برای خود تشریع کرده باشد. پس پیغمبر اکرم (ص) هیچ امر تشریعی حلال را بر خود حرام نکرده و عتاب نیز در حقیقت متوجه زنان آن حضرت (ص) است که باعث شدند حضرت به خاطر رضای آنها و اذیت هایی که بر آن حضرت (ص) روا داشتند، از چیزی بگذرد و قسم بخورد، که عنایت الهی شامل حال آن بزرگوار شد و آزادی اش را برگرداند و با این خطاب آن زنان را مورد عتاب قرار داد و نصرت و تأیید خود را در مورد پیغمبرش اثبات نمود.”

نتیجه میگیریم خداوند متعال از رهگذر که پیامبرش برترین تا قیامت برای هر انسان کمال جویی است ، از زندگی مخفی او پرده برداشته و رخدادهای متن زندگی او را مطرح میکند و نه تنها از فضیلت او چیزی کاسته نمیشود بلکه چون با “شفاعیت” پیامبر خود را مطرح کرده بر فضیلت او افزوده است.»

ادامه دارد‌…

  • برچسب ها
  • پیامبر اکرم (ص)
  • صفر ۱۴۰۳
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

«اربعین پر بهاء را کم بهاء نکنیم!!»/ نوشتار استاد هادی سروش

سخنی درباره سخت انگاریِ یا سهل انگاریِ «توبه مجرمان»/ نوشتاری از...

هادی سروش در پیامی رحلت همسر حضرت آیت الله شبیری زنجانی...

استاد هادی سروش: امام علی(ع) حاکمیت را درصورتی اسلامی می داند...

استاد هادی سروش: سیره پیامبر (ص) گویای دوری از هر گونه...

پاسخ استاد هادی سروش به شبهه «عدم تاثُّر ائمه اطهار از...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

«اربعین پر بهاء را کم بهاء نکنیم!!»/ نوشتار استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

«اربعین پر بهاء را کم بهاء نکنیم!!»/ نوشتار استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۶ / ۰۶ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۱:۴۹

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی اینگونه آورده است: «رخ نمایی عظیم اربعین سیدالشهداء (ع) در تابلویی در نهایت زیبایی و ظرافت و هنرنمایی که حکایت از اجتماع میلیون ها شیفته و عاشق را رقم زده، در مقابل دیدگان جهانیان گذر کرد.

اجتماع اربعین؛ رخداد بزرگی است که در خود ملیت های مختلف از جای جای جهان در نقطه همزیستیِ واحدی قرار میدهد تا فرهنگ و دین را به چهره سماحت و سخاوت را به رُخ عالَمیان کشد. ️آزادگان جهان می دانند که اسلام دین محبت است وخصوصیت مکتب تشیع در ظهور عشق است. برخی گفتند دین اسلام سراسر مبارزه و جنگ و قدرت نمایی است! و خواسته یا ناخواسته گرفتار تحریفات نسبت به اسلام و دین شدند، شاید با مشاهده این اجتماع پرشور محبت و ارادت بواسطه ی داوری وجدان به نگاه دیگری چشم باز کنند.

️ در روز اربعین در محافل عاشقان اباعبدالله (ع) درباره عشق دو سخن از دو چهره شاخص را تقدیم داشتم که چنین بود؛ شیخ الرئیس بوعلی سینا در کتاب الاشارات، بخش مهمی را اختصاص به بیان حالات عارفان داده و می نویسد؛ خودتان را به غیر از عشق واقعی مشغول نکنید که عشق اگر حقیقی نباشد و احساساتی باشد هیچ واقعیتی ندارد؛ کلها هی خیالات و عشق حقیقی در نقطه ای پیدا می شود که آنجا؛ معشوق واقعی باشد.

️و سخن دیگر از حکیم و عارف حاج ملا هادی سبزواری در کتاب شرح الاسماء الحسنی است؛ وی در ذیل این بند دعای جوشن کبیر ؛ «یا من به یفتخر المحبون» در مورد تمایز عشق حقیقی از عشق احساسی و یا به تعبیر دیگر عشق حیوانی می گوید؛ «عشقی که واقعی نباشد و خیالی باشد هیچ گاه برای عاشق فخرآور نیست و از عشق خود خجالت می کشد. پس معلوم می‌شود آنها که عشق به غیر خدا دارند افتخاری ندارند و افتخار از آن عاشقان خداست.»

قطعا امام صادق (ع) از آسمان ملکوت ناظر به استجابت دعای خویش است که در کنار قبرِ جد مظلومش (ع) که آن بدون نشان و بی شمع و چراغ بود به مقام ربوبی عرضه میداشت: «اللهم حبب إلیّ مشاهدهم و شهادتهم حتی تلحقنی بهم و تجلعنی لهم فَرَطا … ؛ خدایا دل من را عاشق حرم حسین کن و مرا به حضورش نائل فرما ، خدایا مرا سعادت بده به او ملحق شوم و خادم او باشم». آیا این عبارات در زیارت امام حسین (ع) نشانی غیر از زنده کردن عشق ها بسوی او دارد؟ با همه این زیبایی هایی که عاشقان او خلق کردند، اما نباید از کنار برخی نگاه های انتقادی حتی اگر محدود و مقهور باشد گذشت، بلکه باید آسیب شناسی کرد و آن را رفع نمود.

نکته مهم که انعکاس منفی در جامعه از زاویه فضای مجازی دارد بحث هزینه های مالی از بیت المال و صرف امکانات مورد احتیاج شهروندان مانند وسائل نقلیه برون شهری است که می تواند این حرکت عظیم و طنین انداز در جهان را در داخل کشور در «بعضی» از اذهان خاکستری کند!

اگر به همت دولت محترم در آینده تدبیری بهتری شود که هزینه ها به عهده مردم علاقمند وا داشته شود و از سوی دیگر مدیریت زائران بشکلی باشد که از یک سوی نسبت به زائران کریمانه باشد و نسبت به حقوق دیگر هموطنان مورد اما و اگر نباشد، قطعا طنین مثبت این اجتماع پر شور بیش از بیش خواهد بود.

در این میانه، نمی توان از تذکر نکته مهمی دریغ کرد و آن اینکه؛ این اجتماع، نقطه وحدتی در همزیستی و همفکری فرهنگی و دینی است و نباید با به رخ کشیدنِ چهره های مورد احترام یک گروه از یک کشور در مقابل چهره دیگر از گروه و یا کشور دیگری باعث سیاسی و فرقه ای شدنِ این رخداد بزرگ تاریخی شد.

️اضافه کنم؛ بجاست در این ایام اربعین که دلها آمادگی پیوستن به خیل عظیم عاشقان را دارد، اموری مانند رسیدگی مالی به مستمندان و یا آزادی زندانیان مدیون صورت گیرد‌. ️با این سنخ از نوآوری های خیراندیشانه که در راستای ایفاء حقوق و احسان قرار دارد، قطعا آثار این اجتماع بزرگ بدون بهاء و بهاگیری خواهد بود و طبعا برکات بیشتر هم خواهد داشت. ان شاءالله»

استاد هادی سروش: نغمه های سوء نباید ما را از وادی عشقِ حسینی محروم کند

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: نغمه های سوء نباید ما را از وادی عشقِ حسینی محروم کند

انتشار :‌ یکشنبه ۰۴ / ۰۶ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۴:۵۵

شفقنا- استاد حوزه تصریح کرد: بر نعمتِ عشق به امام حسین (ع) خدا را شکرگزار باشیم و تلاش های دشمن اعم از لاییک ها و وهابی ها را که در فضای حقیقی و مجازی که دست به دست هم داده اند تا ما را از آن حضرت جدا کنند، ناکام بگذاریم.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین سروش در جمع عزاداران روز اربعین سالار شهیدان گفت: خصوصیت اسلام این است که دین محبت است و خصوصیت مکتب تشیع در عشق است و آنان که گفتد دین اسلام سراسر مبارزه است خواسته یا ناخواسته گرفتار تحریفات نسبت به اسلام و دین شدند چون اگر اسلام دین جنگ بود محور موفقیت اسلام و پیامبرش در آیات متعددی به نام محبت رقم نمی خورد و در روایات؛ اسلام به “هل الدین الا الحب” معرفی نمی شد.

نمودهای محبت و عشق در میان چهره های صدراسلام

استاد سروش گفت: در طول تاریخ اسلام، نامی ترین شخصیت ها؛ چهره هایی است که عشق به پیامبر و اهل بیت داشتند، مانند؛ سلمان، ابوذر، میثم، مالک اشتر و.. همه اینان خصوصیتشان در عشق است، عشق به خدا و اهل بیت، پس این مکتب عشق است. در راه و رسم عاشقی؛ حساب امام حسین (ع) و اصحابش متفاوت است! آیا حادثه ای در دنیا هست که دنیا را تکان دهد که از همه جا و از همه راه ها می آیندبه سمت کربلا تا آیت عشق را نشان دهند.

نقطه محبت و عشق در رابطه با امام حسین از زبان رسول الله و امیرالمومنین

استاد حوزه گفت: اینها همه مبتنی بر معرفی امیرالمومنین (ع) از امام حسین(ع) و اصحابش است که سال ها قبل از حادثه کربلا در زمانی که رهسپار مسیر صفین بود از کربلا که عبور کرد، ایشان ایستاد و امیرالمؤمنین با احترام از مرکب پایین آمد و به یک نقطه هایی اشاره می‌کند و نگاه های معنادار و در عین حال پر تأسف می‌ خورد و مدام می‌گوید؛ “هاهنا ، هاهنا .. یعنی؛ اینجا ، اینجا ، اینجا ..”! رفتار امیرالمؤمنین شگفت آور بود تا بالاخره موضوع را سوال کردند و امام علی (ع) فرمود : “هاهنا مناخ رکاب و مصارع عشاق ؛ اینجا یک سوارانی به زمین می افتند ، و جایگاهی است که پهلوانان و توانمندانی که قدرت از عشق گرفتند پرواز می کنند”.
قبل از امیرالمؤمنین، پیامبرخدا (ص) فرزندش امام حسین را به عنوان یک مرکز حرارت در دلهای مومان معرفی نمود و فرمود : “ان للحسین حرارةفی قلوب المومنین لن تبرد ابدا”

امتیاز منحصرِ امام حسین و اصحابش

سروش در ادامه گفت: طبق نقل صدوق در امالی از امام صادق (ع)؛ “امام حسین (ع) به امتیازی دست پیدا کرد که هیچ یک از مخلوقین بدان نرسید، ان للحسین درجة لاینالها احد من المخلوقین. آیا این امتیاز غیر از سخن امیرالمومنین است که او را به “مصارع عشاق” معرفی نمود؟ همان امتیازی کا برای اصحاب و خانواده امام حسین (ع) نیز قرار دارد. چون آنان هم در “راه و رسم عاشقی” کوی سبقت را از دیگران ربودند.

در زیارتی که امام صادق (ع) در برابر مرقد امام حسین و اصحابش دارد به نقل ابوحمزه ثمالی، چنین فرمود: شما ربانیون هستید که؛ “انتم خاصة الله اختصکم الله ؛ شما انسان های ویژه این عالم هستید.”

ممکن است هجمه‌های به دین و این محبت و معرفت بشود تا این معرفت و عشق را ما بگیرند و چه بسا بی تاثیر هم نباشد، اما ما لحظه ای نباید از این معرفت و محبت غفلت کنیم. همانطوریکه حساب امام حسین و اصحابش طبق فرمايش امیر المؤمنین؛ عشق است و عشق، ما هم حسابمان عشق باشد و بس.

ارادت ویژه اهلبیت به امام حسین

سروش تصریح کرد؛ در میان ائمه عصمت (ع) ارادت به امام حسین (ع) شگفت آور است؛ کامل الزیارات نقل میکند؛ یک نفر از کوفه به مدینه آمد و خدمت امام ششم رسید و عرض کرد مشقتی را متحمل شدم تا خدمتتان رسیده عرض ارادت و و لایت بکنم. امام صادق فرمود: در مجاور شهر شما (شهر او کوفه بوده و مجاور آن یعنی کربلا ) یک قبری است که از آن امام توست و حق او ، از حق من که امام زنده و امام زمان هستم بالاتر است و آنجا را زیارت کن؛ “فهلا اتیت من کان اعظم حقا علیک منیّ” ! و آن قبر حضرت اباعبدالله (ع) است.

عشق حقیقی از نگاه عارف و حکیم

سروش گفت؛ درباره عشق دو سخن از دو چهره شاخص این معارف بگویم، یکی از جناب بوعلی سینا و سخن دیگر از عارف بزرگ حاج ملا هادی سبزواری ؛ اما سخن با ارزش شیخ الرئیس بوعلی سینا این است که در نمط نُهم از کتاب الاشارات که در حالات عارفان نوشته، میگوید؛ خودتان را به غیر از عشق واقعی مشغول نکنید که عشق اگر حقیقی نباشد و احساساتی باشد هیچ واقعیتی ندارد ؛ “کلها هی خیالات” و عشق حقیقی در نقطه ای پیدا میشود که آنجا؛ معشوق واقعی باشد.
حکیم و عارف حاج ملا هادی سبزواری در کتاب شرح اسماء حسنی ؛ در ذیل این بند از دعای جوشن کبیر؛ “یا من به یفتخر المحبوبون” در مورد تمایز عشق حقیقی از عشق احساسی و یا به تعبیر دیگر عشق حیوانی می گوید؛ عشقی که واقعی نباشد و خیالی باشد هیچ گاه برای عاشق فخرآور نیست و از عشق خود خجالت می کشد.
حکیم سبزواری می گوید پس معلوم می‌شود آنها که عشق به غیر خدا دارند افتخاری ندارند و افتخار از آن عاشقان خداست.

دعوت به وادیِ پر خبر عشق به اباعبدالله هستیم

وی گفت: همه ما و شما و همه عالم دعوت به عشق امام حسین شده اند. طبق نقل ابن قولویه در کامل الزیارات، این سخن امام صادق (ع) و هر زائر آن حضرت است که می گوید: “الهم حبب إلیّ مشاهدهم و شهادتهم حتی تلحقنی بهم و تجلعنی لهم فَرَطا … ؛ خدایا دل من را عاشق حرم حسین کن و مرا به حضورش نائل فرما ، خدایا مرا سعادت بده به او ملحق شوم و خادم او باشم” آیا این عبارات در زیارت امام حسین (ع) است ، معنایی غیر از عشق دارد؟!

برکات حضور در وادی عشقِ حسین

سروش در پایان به برکات ارتباط عاشقانه با امام حسین (ع) پرداخت و گفت؛ آنها که وارد در عرصه عشق به امام حسین (ع) می‌شوند حال خاصی دارند که تمام آنچه میگویم در کتاب معتبر کامل الزیارات مندرج است. اولا؛ در حرم حسینی، پای درد شما و ما می‌نشینند. آنجا خانه ای ملکوتی است که معشوق با یک محبتی سخن ما و غم های ما را گوش می‌دهد؛ “کل مکروب نفّس الله کربته”.

ثانیا؛ در وادی ملکوتی و حرم حسینی به ما توان پرواز می‌دهند و رحمت و تجلی خدا آماده بندگان و زائران است؛ “ان الله یتجلی لزوار الحسین”. نتیجه این تجلی است که علامه طباطبایی درست میکند چون وقتی از ایشان پرسیدند کلید راهیابی شما چه بوده؟ گفت: از کنار حرم سید الشهداء به فیوضات رسیدم.

و سوم اینکه آنانی که قدم در وادی عشق به امام حسین می گذارند و از هرچه با امام حسین(ع) سنخیت ندارد دست می کشند و با معرفت وارد به زیارت آن حضرت می شوند، به تعبیر امام صادق(ع) در جمعی قرار می گیرند و دیده می شوند که در آن جمع پیامبر و علی و فاطمه (علیهم السلام) حضور دارند.

بر نعمتِ عشق به امام حسین (ع) خدا را شکرگزار باشیم و تلاش های دشمن اعم از لاییک ها و وهابی ها که در فضای حقیقی و مجازی که دست به دست هم دادند تا ما را از آن حضرت جدا کنند، ناکام بگذاریم.

بررسی تأملات ذهنی درباره اربعین از جهت اعتقادی،حکومتی و اقتصادی/ نوشتاری از استاد هادی سروش

بررسی تأملات ذهنی درباره اربعین از جهت اعتقادی،حکومتی و اقتصادی/ نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در یادداشتی دیدگاه خود درباره مراسم اربعین را بیان داشته است.

در این یادداشت که با عنوان «بررسی تأملات ذهنی درباره اربعین از جهت اعتقادی ، حکومتی و اقتصادی» در اختیار شفقنا قرار گرفته آمده است:

در این سالها که اربعین سیدالشهداء (ع) با برقراری مراسم پیاده روی و وجود موکب های پرشور در مسیر نجف تا کربلا چشم‌گیر شده و از یک مراسم محلی گذشته که مربوط به جمعی از مردم بادیه نشین عراق در این منطقه خارج شده و تبدیل به یک پدیده بین المللی شده است.

برخی افراد با تاملات ذهنی خود وارد عرصه شده و مطالبی بصورت سوال و یا شبهه طرح میکنند که تلاش میکنم به برخی از آنها بپردازم .

در ابتدا متذکر شوم که صاحب این قلم مانند کسانیکه در مورد این مناسک به علتِ رفتار خارج از حد و حدود عدالت و حقوق آدمیان ملاحظاتی دارند و قانع نیستند، قانع نبوده و ملاحظات جدی دارد که در ادامه این یادداشت تقدیم خواهم داشت.

مهم این نکته است که نباید با مشاهده چنین نابسامانی های غیر قابل توجیه ؛ اصلِ اعتقاد به اربعین را مورد شبهه قرار دهیم.

برای روشن شدن و پاسخ به برخی سوالات و شبهات مطرح شده در فضای مجازی مطالب ذیل را مورددتوجه قرار دهید.

اربعین سیدالشهداء یک حقیقت منصوص دینی است

اربعین پدیده بدعت آمیز نیست و دارای ریشه عبادی و نُسکی در حدیث و فقه است.

اربعین امام حسین یک “امر مستحب” است که قوام و اعتبار آن زیارت جابربن عبداله انصاری در روز اربعین نیست، بلکه اعتبار دینی آن؛ ائمه اطهار علیهم السلام است که ریشه از دو روایت معتبر از امام صادق (ع) و امام عسکری (ع) گرفته است. و ما به شرح آن به اختصار می پردازیم.

استناد و اعتبار اربعین امام حسین(َع)

مراسمی که به عنوان مناسک دینی در جامعه میان مومنان رقم میخورد در صورتی میتواند یک مراسم دینی حساب آید که مستند به یکی از منبع کتاب و سنت باشد.

اربعین، یعنی چهلم شهادت امام حسین (ع) دارای دو مستند روائی است.

یکی از آن دو مستندِ زیارت اربعین ؛ روایت امام عسکری (ع) است.

متن حدیث بدین شکل است؛

” عن الامام العسکری(ع) قال: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُالْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ . ؛ – یعنی ؛ علامات مومن پنج چیز است: ۵۱ رکعت نمازگذاردن در هر شب و روز (۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله) و زیارت اربعین و انگشتر در دست راست کردن و بر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.”

به مقتضی فهم حدیث که فقیهان از آن تعبیر به “فقه الحدیث” میکنند باید گفت: اولا با توجه به مجموعه این نشانه ها؛ منظور از «مومن» در متن حدیث «شیعه» می باشد. و ثانیا امور پنچ گانه ذکر شده در روایت مورد باور اهل سنت نبوده و از اختصاصات شیعه است. و ثالثا برخی از بزرگان مانند آیت الله جوادی آملی با توجه به اینکه زیارت اربعین، درکنار نماز‌های ۵۱ گانه از علامات مومن دانسته شده میتوان هم ارزش باشد.

اما راجع به سند این حدیث انچه میتوان گفت این است که چون نقل کننده حدیث که شیخ طوسی است واسطه های بین خود و امام عسکری را نام نبرده ، حدیث اصطلاحا “مرسل” است و طبق قاعده ؛ حدیث مرسل تا زمانی که شاهد بیرونی بر صحت آن قائم نشود نمیتواند اثبات کننده حکم شرعی باشد.

اما در این حدیث شواهدی است که ما را به قبول و پذیرفتن این روایت رهنمون میکند؛

اولا این استناد نخستین بار در کتاب “المزار” نوشته شیخ مفید آمده و در نزد اهل فقه و حدیث معروف است که شیخ مفید در نقل روایت یک انسان سخت گیری که هر روایتی را کتاب های خود نقل نمیکند، وثانیا ایشان قبل از نقل این حدیث امام عسکری، از زیارت اربعین تعبیر ؛ “باب فضل زیاره الاربعین” میکند که نشان از پذیرش مفاد حدیث است و اینکه زیارت اربعین یک نُسک دینی باشد را پذیرفته است.

بعد از شیخ مفید ، شیخ طوسی در دو کتاب خود این حدیث را نوشته؛ یکی تهذیب الاحکام (ج۶، ص ۵۳) و دیگری مصباح المتهجد (ج۲، ص ۷۸۸). و بعد از این دو عالم برجسته شیعه، دیگر علمای امامیه این حدیث را پذیرفته اند.

البته جناب ابن مشهدی که از عالمان شیعه است در کتاب “المزار الكبیر” صفحه ۳۵۲، سندی برای حدیث آورده و میگوید؛ “بالاسناد الی ابی هاشم الجعفری”.

و سید بن طاوس در کتاب “اقبال الاعمال” صفحه ۵۸۹ این روایت را مستند از خود به شیخ طوسی و از شیخ طوسی به امام عسکری (ع) میداند و مینویسد؛ “روینا باسنادنا الی ابی جعفر الطوسی فیما رواه باسناده الی مولانا الحسن العسکری”.

و علامه مجلسی در کتاب “ملاذالاخیار” جلد نهم صفحه ۱۲۵ ؛ زیارت اربعین را پذیرفته وارد تبیین این مسئله میشود که علت اربعین داشتن امام حسین شده و میگوید: “گفته انداربعین بخاطر الحاق سرها به ابدان بوده، و این وجه بعید است و شاید اربعین به علت اول زائر کربلا جابر عبدالله انصاری باشد که در روز اربعین موفق شد، و شاید سبب دیگری دارد که ما نمیدانیم و خدا و حجج او میدانند.”

و علامه مجلسی در کتاب دیگرش بنام “زادالمعاد” ۵۳۹ از مستند روایت امام عسکری به کتابهای معتبر نام میبرد و میگوید : “ورد فی الکُتب المعتبره عن الامام العسکری”.

با صرف نظر از آنچه در استناد حدیث تقدیم داشتم ، دو راه دیگر در توثیق روایت مورد قبول مشهور فقهاء است که در اینجا میتواند مورد استفاده باشد و این روایت امام عسکری را معتبر کند ؛ یکی راه “تسامح درادله سنن” است ، و دیگری راه “اعتبارصدوری” که دارای بحث اصولی و حدیثی است .

مقصود از اربعین چیست ؟

مقصود از “زیاره اربعین” که مورد سفارش امام عسکری است روشن است که رفتن به زیارت امام حسین است و یا بوسیله متنی امام را از راه دور مورد زیارت قرار دادن است که در ادامه بدان اشاره خواهم نمود.

اما برخی مانند مانند علامه سید محمدفضل الله بنابر یک کلیپ ویدئویی در اینترنت است زیارت اربعین در این حدیث را به معنای زیارت چهل مومن می‌داند! در حالیکه چنین تحلیلی مورد قبول بزرگانی چون مرحوم شهید قاضی در کتاب “تحقیق درباره اربعین سیدالشهداء” و استاد آیت الله جوادی آملی در کتاب “کوثر اربعین” قرار نگرفته و مردود شمرده شده است.

مستند دوم برای اعتبار اربعین

در مسیر اثبات اربعین امام حسین (ع) بعنوان یک رخداد و مناسک دینی بعد از روایت امام عسکری که ما سند و متن آن را با توجه به شواهد و قرائن پذیدفتیم ، به دلیل دیگری بر میخوریم که چه بسا بتواند مهمترین علت گرامی‌داشت روز اربعین برای هر سال در آن تاریخ باشد ، و آن ؛ بیان امام صادق(ع) است که متضمن سفارش به زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است و حاوی زیارتنامه برای اربعین بوده و دارای یک متن عالی و جالب نظر قرار گرفته است.

این روایت ؛ به سند معتبر از صفوان نقل شده که حضرت صادق علیه السلام به صفوان فرمودند: “وقتی در روز اربعین روز بالا آمد امام حسین با این کلمات زیارت کن …”. متن تعبیر چنین است؛ “عن صفوان بن مهران الجمال قال: قال لی مولای الصادق صلوات الله علیه فی زیارة الاربعین: تزور عند ارتفاع النهار وتقول: السلام علی ولی الله وحبیبه،…”

با توجه به صراحت این متن ؛ اگر سوال شود آیا زیارت اربعین در همان اربعین اول پس از شهادت امام حسین (ع) اعتبار داشته و یا میتواند در هر اربعین بعد از عاشورا در هر سال را گرامی داشت و مراسم زیارت بر پا داشت ؟ پاسخ روشن است که هر سال اربعین داشتن مشروع و صواب است چرا که امام صادق (ع) وقتی به صفوان دستور زیارت اربعین میدهد و متنی را به عنوان زیارت تعلیم میدهد که سالها که از حادثه عاشورا و اربعین اول گذشته بوده و امام صادق سفارش به حفظ آن زیارت در روزهای اربعین سالهای آینده میفرماید.

اضافه بر این مستندات روائی ؛ بنابر تصریح ابوریحان بیرونی در کتاب “آثار الباقیه” ؛ روز اربعین -بیست ماه صفر- را زمانی شناخته شده و از ایام مشهور در میان مسلمین نام برده است.

پیاده روی و زیارت اربعین

پیاده روی بسوی حرم خدا و پیامبر (ص) و امام حسین مورد روایت است. در روایتِ صحیحه ابی صامت و نیز صحیحه ابن میمون صانع از امام صادق (ع) تصریح به ارزش داشتن پیاده روی بسوی حرم امام حسین (ع) شده است و آن دو روایت که کتاب “کامل الزیارات” در باب ۴۹ نقل نموده، چنین به ما رسیده ؛ “من اتی قبر الحسین ع ماشیا کتب الله له بکل خطوةالف حسنة و محا عنه الف سئيه و رفع له الف درجة.”

در آیین و مناسک اربعین در سابق بین مردمانی از عراق مرسوم بوده که در حد فاصل بین نجف و کربلا این مسیر پیاده قدم برمیداشتند که به نقل برخی از علماء ؛ مورد توجه شیخ انصاری قرار گرفته و با توجه به موقعیت والای شیخ انصاری در علمیت و مرجعیت مورد اقبال قرار گرفته و بعدها با همت محدث معروف جناب حاجی نوری که از چهره های مهم در مصاف با خرافات عاشورا و کربلا بحساب می آید ، جدی شده است. البته در حدود بیست سال به خاطر ممنوعیت پیاده روی توسط حزب حاکم بعث این برنامه تعطیل شد که با سقوط صدام پیاده‌روی به طور گسترده انجام ‌شده و جنبه بین‌المللی پیدا کرده است.

ناگفته نماند که آیین پیاده‌روی در مورد زیارت امام حسین موضوعیت دارد و برقرار کردن آیین پیاده روی -و نه عزاداری- در شهرها خارج از روایت است و دلیلی بر آن نداریم.

ورود حکومت دینی به مقوله اربعین

بعد از تامین مستند دینی اربعین حسینی بجاست به ورود حکومت و دولتها به این مقوله نظری داشته باشیم. در این سالها که زیارت اربعین و پیاده روی مورد توجه وسیعی قرار گرفته ، دولت ها و حکومت ها نیز وارد شده و مورد نظر شهروندان و کاربران میلیونی فضای مجازی قرار گرفته است.

در مورد ورود دولت به مقوله اربعین حسینی جوانب متعددی مورد بحث است؛ یکی بحث امنیت شهروندان است و دیگری بحث مدیریت و سوم مربوط به هزینه است.

در مورد وظیفه حکومت دینی در مورد مراسم مذهبی و هزینه نمودنِ برای آن لازم است فرصت نظریه پرازی و گفتگوی بیشتری اختصاص یابد تا پاسخ به پرسش هایی مانند؛ آیا حکومت دینی مسئولیت مالی در قبال مناسک دینی دارد ؟‌ اصلا مسئولیت حکومت دینی در امور مذهبی مردم چیست؟ و سوالات دیگر روشن شود.

پاسخ روشن که متکی به قانون است این است که مسئولیت تعریف شده حکومت؛ تامین امنیت و حفظ کرامت شهروندان است که در همین جا هم قصه خالی از ملاحظات نیست چرا که آمار تصادفات و معطلی و آسیب دیدگی شهروندان زائر در مسیر و توقفگاه های قانونی قابل توجه است.

در همین بخشِ امنیت، گسیل داشتن نیروها به یک نقطه و غفلت ورزیدن از مقوله امنیت در سائر نقاط و پایگاه های انتظامی ناروا است.

این امنیت فقط شامل زائران نمیشود بلکه شامل شهروندان هم میشود ، بدین معنا که سائر شهروندان نیز باید در روزهای مراسم اربعین از امنیت شغل و رفاه و .‌. بهرمند باشند. بله برخی آنچنان دگم برخورد میکنند که برای احدی از مردم حق و حقوقی قائل نیستند و حتی در زمینه برپایی مراسمی که باعث مزاحمت دیگر شهروندان شود و فرصت آنان دستخوش ترافیک در خیابان و یا پمپ بنزین و یا نبود وسائل نقلیه عمومی و .‌. شود ، صریحا میگویند؛ خوب ، باید مردم تحمل کنند!

اما در مورد هزینه ؛

اولا ؛ ما قائل به پرداخت هزینه مراسم مذهبی از جیب بیت المال نیستیم و راهکار درست در اداره مراسم و مناسک دینی را در خود جوش بودن و هزینه آن توسط خود مومنانی میدانیم که سر سپرده دین و اهلبیت ع بوده و با جان در طول تاریخ به اداره آن بپا خواسته و خواهند خواست.

وثانیا ؛ بوجه کشور حتی در مسائل فرهنگی در قانون اساسی و قوانین دست دوم آمده و هر هزینه ای باید باتوجه به قانون باشد و رضایت اکثریت شهروندان در این مهم دخالت دارد.

و ثالثا ؛ اگر به فرض نظر کسانیکه معتقد به هزینه کردن از بیت المال در حکومت دینی هستند، درست باشد! تازه اول بحث “اولویت” و اهم و مهم که یک قاعده عقلائی و فطری است پیش خواهد آمد.

ببینید وقتی اینهمه فقیر و گرسنه داریم تا جائیکه عده ای برای سیرکردن شکم بچه هایشان مجبور اعمال ناشایستی می شوند ، آیا نوبت به هزینه برای یک امر مستحب میرسد؟‌

حتا اگر یک مراسمی در “حُکم وجوب” باشد یعنی؛ یک امر واجب عبادی باشد بازهم به “حُکم الویت” هزینه کردن برای انجام یک امرواجبِ در رتبه دوم نمی رسد.

اما در مورد امکانات عمومی؛ استفاده از امکانات عمومی مسئله پیچیده نیست ، حکومت موظف به در اختیار گذاشتن وسائل و امکانات عمومی میباشد اما با توجه به اینکه هزینه آن نباید از کیسه ملت باشد، حکومت موظف به برنامه ریزی بر اساس داده های آماری است تا باعث کمبود امکانات حمل و نقل در سائر نقاط کشور و تضییع حقوق دیگر شهروندان نشود .

در همین جا لازم است اشاره به سخن برخی داشته باشم که برای مجاز بودن هزینه و استفاده از امکانات دولتی ؛ از برخی حکومتهای دنیا شاهد می آورند، عرضه دارم که ما نمیتوانیم شرائط خود را با کشورهای غربی مانند آمریکا که مانند چنین هزینه هایی را دارند، مقایسه کنیم و نتیجه بگیریم. چون اولا؛ در مورد اربعین و مانند آن امری مطرح است که محوریت دینی دارد و باید جوانب شرعی و تاثیرات سوء روانی و دینی آن در جامعه مورد محاسبه باشد ، و ثانیا ؛ در صرف بوجه در کشوری که مشکل میلیون ها نفر زیر خط فقر دارد، حتما باید اولویت ها لحاظ شود.

اضافه بر تمام موارد فوق یک مسئله قابل دقت است و مسئولیت حکومت دینی جدی میکند و آن مراقبت از رفتار و تصمیمات خویش است که مبادا یک رفتار گسترده ای باعث تردیدهای اعتقادی و خدشه درباورهای دینی مردم شود و آسیب به موقعیت ائمه اطهار داشته باشد!

حرمت “اذاعه” بمعنای آسیب به آبروی پیشوایان دینی -که دریک باب مجزا در اصول کافی آمده- فقط یک حُکم فردی نیست بلکه شامل حُکمرانان نیز میشود.

خلاصه؛ ورود حکومت دینی در پیاده روی اربعین تا یک حد تعریف شده مورد قبول است و مراسم اربعین مانند دیگر مناسک دینی باید برخاسته از متن دلها باشد. بر این اساس هر هزینه و رفتار و برنامه ای که منافات با حقوق عمومی دارد از قبیل؛ هزینه، تعطیلی برخی مراکز تصمیم گیری اجتماعی اعم از تقنینی و خدماتی، یا بسیج امکانات مورد نیاز و استفاده شهروندان، و یا مانور قدرت سیاسی، و مانند آن قابل پذیرش اکثریت جامعه نیست.

3

هادی سروش: اصل «پیاده روی در مسیر زیارت امام حسین (ع)» محل تردید نیست

استاد هادی سروش: اصل «پیاده روی در مسیر زیارت امام حسین (ع)» محل تردید نیست

شفقنا- استاد هادی سروش گفت: پیاده روی در مسیر زیارت امام حسین (ع) یک پدیده من درآوردی نیست! بلکه بنابر نقل کتاب کامل الزیارات، پیاده روی به سوی قبر اباعبدالله (ع) هزار حسنه به همراه دارد. ”

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در هیئت انصار المهدی تهران گفت: اسلام دین محبت است و مکتب تشیّع مکتب عاشقی است.

رابطه شیعه با رهبران الهی اش بر اساس رابطه محبت و عشق است

وی گفت: در طول بیش از هزار سال کسی نتوانسته رابطه شیعه با رهبران الهی اش را با هر گونه شبهه ای تخریب کند چون رابطه رابطه محبت و عشق حقیقی است و رابطه محب و محبوب؛ یک رابطه خاص و ویژه است که بین خدا و عبدش و نیز بین رهبران الهی با عاشقانش که متکی به هدایت و پرورش روحانی است شکل میگیرد و ناگسستنی است.

سروش بیان کرد: در خصوص رابطه پیامبر با پیروان در قرآن تعبیر ویژه ای شده است که آن رابطه متکی بر محبت و علاقه است که به جذبه های درونی است؛ قرآن در سوره مبارکه آل عمران آیه ۳۱ می فرماید: “قُل إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعوني يُحبِبكُمُ اللَّهُ وَيَغفِر لَكُم ذُنوبَكُم ۗ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ.” این آیه در خصوص پیامبر قابل دقت است. و مکرر این روایت را شنیدیم که ائمه (ع) فرمودند: “هل الدین الا الحب”

استاد حوزه گفت: ما حقیقتی به نام عشق داریم که عامل زنده بودن این مکتب است و توانسته عمیق ترین وصلتِ بین ما و ائمه (ع) برقرار سازد و کافی است شما اسلام و شیعه را چه مکاتب الهی، چه مکاتب غیر الهی در این موضوع مقایسه می‌کنید. به واقعیت بگویم که این حرکت عظیم در عزای سیدالشهداء چه در عاشورا و چه در اربعین که متکی به این رابطه ی عاشقانه ی ما با اهل بیت (ع) است قابل ارزیابی دیگران نیست! مگر مادری که مادر نشده و فرزند ندارد، می تواند رابطه عشق مادر به فرزند را درک کند؟! حال آنان بیرون از مکتب عشق شیعه و امام حسین (ع) نشسته اند و می خواهند حال عاشقان در خصوص پیاده روی اربعین مثلا، درک کنند چنین است.

پیاده روی به سوی حرم امام حسین(ع)

استاد سروش گفت: پیاده روی در مسیر زیارت امام حسین (ع) یک پدیده من درآوردی نیست! بلکه بنابر نقل کتاب کامل الزیارات به روایت ابی صامت از امام صادق (ع) است که فرمود: “من اتی قبر الحسین ماشیا .. / پیاده روی بسوی قبر اباعبدالله (ع) هزار حسنه و محو هزار سئیه و رفعت بر مدار هزار درجه را به همراه دارد. ” پس اصل پیاده روی محل تردید نیست.

هزینه زیارت و هزینه امور خیریه

وی ادامه داد: وقتی این رابطه محب و محبوب برای آنانکه بیرون از وادی عشق هستند قابل تصدیق نباشد، ایجاد شبهه می‌شود. مثلا می گویند؛ چرا این هزینه عظیم در این مسیر را برای مستمندان خرج نمی کنند! عافل از اینکه هیچ کار خیری بخاطر کار خیر دیگر نباید تعطیل شود، هرچی جای خویش نیکوست، بله نمی توان مستحب را بر واجب ترجیح دهیم و غلط است اما مستحب بر مستحب هیچ ترجیهی ندارد و ملاک در مستحب به خواسته و سلیقه و کسب درجات قُرب شخص انجام دهنده است. این شبهات جدید نیست، آیت الله مطهری ۵۰ سال پیش چنین می گفت؛ “شبهه می‌کنند که چرا پولت را خرج کربلا و زیارت می کنی؟! برو کار خیر انجام بده، درمانگاه و مدرسه بساز .. اینان توجه ندارند که این شخص با رفتن به زیارت امام حسین یا امیرالمؤمنین و یا رسول الله یک حال روحی پیدا میکند که وقتی برگشت با علاقه و شدت بیشتر، همان کار نیک را انجام می‌دهد.”

آسیب شناسی زیارت و مقدمات آن بر اساس فقه

سروش در ادامه تصریح کرد: بله، زیارات مانند هر عملی مبتنی بر معیارهای فقهی و معرفتی است و باید آسیب شناسی شود‌. اما اگر مشکلی در زیارت و فرد باشد باید این مشکل بررسی و حل شود. و حرف اول در این موضوع مال حلال است که در غیر از آن نمیتواند هزینه سفر را بصورت درست پوشش دهد.

وی گفت: امام صادق (ع) در عین حال که تشویق به زیارت می کند، اما -طبق نقل کتاب کامل الزیارات- می‌فرمایند : “لا تزورون خیر من تزورون” یعنی؛ بعضی افراد اگر زیارت نروند بهتر است از این که زیارت بروند! این سخن امام ششم هنگامی بود که به ایشان خبر رسید بعضی در این سفر زیارتی هم و غم شان غذا و شکم است و سفره های رنگین آماده میکنند! در روایت دیگری در همان کتاب شریف است امام صادق (ع)‌ از جمله آسیب های زیارت؛ ریاکاری و خوش گذرانی و باطل گرایی را نام برده اند.

یک اشتباه فردی نمی تواند یک برنامه معنوی را باطل کند

سروش گفت: همانطوریکه ندیدنِ آسیب های زیارت یک خلاف است، دیدنِ یک آسیب و سرایت دادنِ آن به کل یک مناسک عبادی و معنوی هم اشتباه است و کار درستی نیست. برای مثال عرض کنم؛ اگر وارد مسجد و یا یک مجموعه خیر و معنوی شویم و یک فرد را بشناسیم که خلاف کار است، آیا درست است بر کل آن مجموعه خط قرمز بکشیم؟!
با محبت راستین و عشق حقیقی میتوان در جمع اصحاب خاص ائمه جای گرفت.

استاد حوزه گفت: عرض شد که اساس دین محبت است و این اساس باید تقویت و باید حفظ شود و نباید با ورود چند شبهه ما از این حقیقت معنوی دست بر داریم. واقعا در حقیقت و کاربرد این عشق توجه داشته باشیم تا روزنه های عظیم معرفتی بر دلهای ما گشوده می شود.

وی اضافه کرد: یکی از حقایق مهم که در ریشه در روایت ها و بیانات معصومین (ع) دارد این است که همگونی در اعتقاد و رفتار با انگیزه معنوی انسان را به اصحاب ائمه ملحق میکند و این حقیقت یک مسئله ای در غایت اهمیت است.
در خطبه ۱۲ نهج‌البلاغه است که جنگ جمل تمام شد و فردی به امیر المؤمنین عرض کرد؛ ای کاش آن دوست عزیزمن در این جمع بود و به این فیض پیروزی می‌رسید. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: آیا او مانند تو به آنچا معتقدی معتقد است و به دل و جان پذیرفته؟ آن شخص عرض کرد: بله. امام علی (ع) فرمود؛ پس آن دوستت با ما بود و دوبار تاکید نمودند که او با ما بود؛ قد شهدنا معنا لقد شهدنا معنا.

سروش اظهار داشت: نکته این است که وقتی رابطه بین انسان و رهبر الهی اش بر اساس محبت و عاشقانه شد، اگر عاشق حضور زمانی هم نداشته باشد اما محبوب و معشوق او آغوش باز می‌کند و عاشق را بخود ملحق می کند.

هادی سروش در پایان گفت: سخنان شیخ الرئیس بوعلی سینا در اواخر کتاب الاشارات بسیار در خور توجه است. این حکیم بزرگ اسلامی می گوید؛ آنجا که عشق حقیقی باشد، جذبه عشق واقعی اتصال با معشوق پیدا می کند و معشوق آن عاشق حقیقی را می‌بیند و او را به حضور پذیرفته و به آغوش می‌کشد. ما بارها خوانده ایم؛ “یا لیتنی کنت معکم فافوز معکم فوزا عظیما”، بر مبنای خطبه ۱۲ نهج البلاغه انشاء الله برای محبان راستین این مقام محقق است

خطرِ انتقال فکریِ موعودگرایی به موهوم‌گرایی | هادی سروش

خطرِ انتقال فکریِ موعودگرایی به موهوم‌گرایی | هادی سروش

۱ شهریور ۱۴۰۳

۰ زمان تقریبی مطالعه ۲ دقیقه

هادی سروش

هادی سروش

هادی سروش، استاد حوزه، در کانال تلگرامی خود نوشت: «در رسانه ها از سوی تولیت محترم مسجد جمکران نقل است که گفته ؛ “تربیت کادری نیرومند برای امام زمان را وظیفه خود میدانیم. عمران مسجد جمکران در حدی که برای حضرت محل حاکمیت جهانی باشد در دستور کار است.”

جدا امیدوارم این خبر درست نباشد و تکذیب شود.
ایشان چه میگوید؟!
تربیت کادر نیرومند یعنی چه؟!
مسجد جمکران محل حاکمیت جهانی است؟!

آیا بر این دو موضوع ادعا شده، یک روایت معتبر داریم؟!
آیا بر این دو موضوع، یک اعتبار عُقلایی میتوان یافت؟!

بر اساس آموزه های اجتهادی فقه و فقاهت؛ وقتی در موضوع مهمی، نه مستند روایی داریم و نه اعتبار عُقلایی، آن نظریه چیزی بیش از تَوهُم و خرافه نخواهد بود.

هرازگاهی در زمینه “مهدویت” سخنی در رسانه ها پخش میشود که نتیجه ای جزء تضعیف باورهای دینی را بدنبال ندارد!

در زمان “دولت معجزه هزاره سوم!” که باب توهمات و موهومات در زمینه حضرت بقیةالله (عج) رواج پیدا کرد ؛ آیت الله آقای سیستانی -در دیدار با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی- در این موضوع ، اعلام هشدار جدی نمودند! چرا که روشن است اظهار نظرهای شخصی و بدون مستند به دلیل عقلی و شرعی باعثِ انتقال فکریِ جامعه دینی از موعود گرایی به موهوم گرایی میشود.

در زمینه “تربیت کادر نیرومند و محل حکومت جهانی” ما هیچ گزاره عقلی و یا دینی نداریم . محل حکومت جهانی در روایتی [اگر صحت سند ان را بپذیریم] کوفه ذکر شده ، و در مورد “تربیت کادر نیرومند” همان یک روایت ضعیف را هم نداریم!

مسئله مهدویت طبق روایات متعدد از “اسرار الهیه” است و از جوانب آن بی اطلاع هستیم و فقط موظف به “حفظ دینداری” در دوران پر غم غیبت هستیم ، والسلام!

برای اطلاع از هشدارهای معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) نسبت به خطر “موهوم گرایی” در زمینه حضرت ولی عصر (عج) این روایت شریف را باید با دقت خواند که خروجی “موهومات”؛ تحقق عینی ومیدانیِ این بیان روشنِ حضرت رسول الله (ص) خواهد شد که فرمود:

“زمانی برای اسلام در پیش است که از قرآن شکل ظاهری آن می‌ماند، و از اسلام فقط نامی شنیده می‌شود، و از مراکز مذهبی؛ هرگونه هدایتگری دیگر دیده نمی‌شوند، و از عالمان دینی فتنه بر می خیزد! يَأْتِيَ عَلَى امتی زَمَانٌ وَلا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلا رَسْمُهُ و لا يَبْقَى مِنَ الإِسْلامِ إِلا اسْمُهُ یسمون به و هم ابعد الناس عنه ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ , وَهِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى, فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت السماء منهم خرجت الفتنه…”

نکته و توصیه پایانی ؛ از “دین گریزی” دلمان خون است و سخنی نمانده که گفته نشده باشد!

اما آنچه باید مکرر گفته شود این است؛ امروز مردم شریف مسلمان و تمام شهروندانِ ما نیازمند تسهیل در آموزش، بهرمندی از بهداشت و درمان و برقراریِ آرامش و خلاصه رفاه برای زندگی آبرومندانه هستند. پس کسانی که میز و یا منبر رسمی دارند و اختیاری در وجوه شرعیه و یا دولتیه دارند؛ بجای تربیت کادر نیرومند و تهیه دیدنِ محل حاکمیت امام زمان (عج)‌، به این ضروریات رسیدگی بفرمایند.»

 
  BLOGFA.COM