آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) / بخش سوم نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سومین بخش از نوشتار خود با عنوان «آموزه های مسلمانی در سیره پیامبر(ص) ؛ سیاستِ اساسی در حاکمیت و حکمرانیِ رسول الله» که دراختیار شفقنا قرار داده این گونه آورده است:

“رواج محبت و اخوت و برقراری پیشرفت و امنیت”

تمام خاستگاه حکمرانی پیامبر اعظم برای پیاده شدنِ دو حقیقت کم یاب در تمام حکومتهاست ؛ اول ؛ رواج و نهادینه شدنِ محبت و اخوت در تمام سطوح جامعه و دوم؛ پیشرفت و امنیت کامل برای تمامی شهروندان است .

قرآن شریف در هر دو محور مهم ، اعلام پیروزی قاطع برای حکمرانی و حاکمیت پیامبر رحمت فرمود و در مورد خاستگاه اول فرمود: “اصبحتم بنعمته اخوانا” (آل عمران۱۰۳) و در مورد پیروزی در محور پیشرفت و امنیت نیز فرمود: “اطعمهم من الجوع و آمنهم من الخوف”

پیامبر خدا این دو را بر اساس محوریتِ توحید و برابری و شفافیت بدست آورد و این راه برای تاسی به پیامبر (ص) بسته نیست.

اجازه دهید به توضیح راه و روش پیامبر اکرم (ص) بیشتر بپردازیم.

“توحید و خداخواهی و خدا محوری در آموزه های پیامبر”

در بخش توحید باید گفت نگاه پیامبر اعظم به رضایت خدا و خداخواهی است و نفی هر گونه هواپرستی و خودمحوری و ریاست طلبی میباشد.
رسول الله محور برنامه هایش ؛ از یک سو ؛ “یزکیهم و یعلمهم” بود و از سوی دیگر بر اساس آیات ۸۵ و ۱۳۵ سوره نساء ؛ قسط و عدل بود و صریحا میفرمود: «بالعدل قامت السموات و الارض» ، ایشان در امور کوچکی مانند نگاه به تساوی به اصحابش در حال سخنرانی و یا گفتگو و یا امور مهمی مانند اجراء حد شرعی و یا جنگ بر محور قسط و عدل بود.
ایت الله بهشتی از دوران رهبری پیامبر چنین توصیف میکند ؛ “در طول ۱۳ سالی که پیامبر در مکه بود، مسائلی مانند چگونگی عبادت خداوند، نماز، روزه، مسائل اخلاقی و مبارزه با شرک و خودپرستی و این گونه مسائل مطرح شد و جنبه‌های سیاسی در آن کم بود. زمانی‌که پیامبر به مدینه آمد مسائل جدیدی مطرح شد و منادی آزادی بود و یکی از مسائلی که در موفقیت اسلام بسیار مؤثر بود، این است که پیامبر منادی آزادی، عدالت و برابری بود.”

“تمرُد و تخلف و ظلم یک فرد بنام اسلام!”

این نمونه در مورد خالد توجه کنید؛
مدت حدود ۲۰ روزی که پیامبر بعد از فتح مکه در مکه حضور داشت ، افرادی را به اطراف اعزام میفرمود برای دعوت به اسلام . از این روی خالد بن ولید عازم منطقه ای شد که فبیله خَذیمه بودند . خالد برخورد قهری داشت و نیمه فردی فردا زد که تمام قبیله به اسارات بگیرید که باعث درگیری شد و عده ای کشته شدند ! خبر به رسول الله رسید و پیامبر بسیار متاثر و ناراحت شد و امام علی را برای بررسی و جبران تمام خسارات وارده فرستاد و امام هم با مقدار پول و امکانات راهی شد و تمام خسارات مالی و دیه افراد را پرداخت نمود و حتی ظرف آبخوری سگ های انان را نیز پرداخت نمود و از باب احتیاط انچه از طلا و نقره پیشش مانده بود را بیتگن آن قبیله تقسیم نمود و بازگشت و پیامبر (ص) کار امام را تایید نمود و علاوه بر پرداخت خسارت و جلب رضايت افراد قبيله ، رسول خدا اعلان بيزاری و برائت از اعمال ظالمانه خالد بن وليد کرد و این مطابق با فرمان الهي بود که در قرآن فرمود: «فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنيّ ِ بَرِي ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون ؛ اگر تو را نافرماني كنند بگو : من از آنچه شما انجام مي دهيد بيزارم!» (شعراء۲۱۶). و سپس رسول خدا دستهایش تا نهایت به طرف آسمان بلند كرد و با انابه به خدا عرضه داشت : اللهم إني أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ! (تاريخ الطبري ، ج۲ص۱۶۴ ، السيرة النبوية ، ج۵ص۹۶۶)

اگرچه ما از جوانب کامل ماجرا بی اطلاعیم اما با روش و سیره پیامبر (ص) به این واقعیت میرسیم که در صورت تخریب ها و جنایت ها بوسیله ماموران حکومتی دو اصل اصیل را پیامبر فرا القاء فرمود و ان عبارت است از اعلام بی زاری از اعمال شنیع یک مامور متخطی ، دوم‌ اینکه ؛ حاکم خود را در ضمانِ حق الناس دیده و اقدام به پرداخت کامل همه ی خسارتهای وارده نمود.
بدیهی است که این روش متواضعانه پیامبر اعظم بر گرایش قلبی و محبت افراد و نیز ایجاد امنیت در جامعه آنان موثر خواهد بود.

عدم خودی وغیرخودی دربرابرفساد

از عوامل مهمی که از خاستگاه عدالت و برابری برمیخیزد و در سیره و آموزه های رسول الله دیده میشود ؛ مقابله با فساد است .
روشن است که اگر در برابر فساد کوچکترین “مداهنه ای” که حکایت از سستی و تزویر داشته باشد از حاکمیت شکل بگیرد ، نه تنها فساد را کم نمیکند بلکه فساد را بیشتر قبل خواهد کرد. و بجایی میرسد که جای سالم در تمام نقاط یک جامعه باقی نمیماند ؛ “ظهر الفساد في البر والبحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون” (روم/ ۴۱)

برای رفع و دفع فساد و ایجاد امنیت اقتصادی و اخلاقی در جامعه ؛ باید بصورت مساوی و عدم مرزبندی با مفسدین برخورد شود و این یکی از نقاط برجسته سیره پیامبر در مواجهه بافساد و مفسدین است .

نمونه تاریخی چنین است ؛ خاله پیامبر (ص) غلامی دارد بنام “ماتع” و در طائف زندگی میکرد. بعد از فتح مکه که مسلمین به رهبری پیامبر ، عزم طائف نمودند ، این غلام به خالد که چهره ای سرشناس بود گفت : در طائف دختری بنام “بادیه” زندگی میکند . از او غفلت نکن ! چنین خبری به پیامبر رسید و ایشان ناراحت شد و دستور تبعید غلام خاله خود را صادر نمود. و او تبعید شد و فقط گاهی با اذن برای مدتی کمی میتوانست به شهر وارد شود.

این روش جدیِ پیامبر نشان از این مهم است که نه “خاله” مانع از برخورد میشود و نه حرکت ناصواب یک “غلام” .

چه زیبا و راهگشا پیامبر اعظم فرمود : ” کسانی که در گذشته به نابودی رسیدند بدین علت بود که وقتی دزدی میشد و دزد از خانواده صاحب نام بود او را به بازجویی و کیفر نمی کشاندند ولی اگر از بی نامان و ضعیفان بود بر او حد جاری میکردند! ؛ – إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ . (نهج الفصاحه ۷۷۴ از بخاری و مسلم و احمدحنبل)

برابری و برادری واقعی در سیره رسول الله

رواج محبت و اخوت خود حدیث مفصلی است که فرصت مفصلی را می طلبد ، اما برای تکمیل حداقلی این بحث به این گزارش تاریخی توجه کنید ؛
عرب‌ بياباني‌ آمد حضور حضرت‌ (ص) و نشست‌. پاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ دراز كرد! و ‌گفت‌: يا ‌ ‌محمّد‌ ‌براي‌ ‌من‌ قصه‌ بگو! ‌و حتی گفت : زير ‌اينکه‌ آسمان‌ كذاب و گوینده خیالاتی مثل‌ تو نيست‌ ! حضرت‌ سول (ص)‌ ‌با‌ كمال‌ ملايمت‌ فرمود: ‌اگر‌ اينكه‌ ‌در‌ آستين‌ داري‌ شهادت‌ بصدق‌ ادعای پیامبری ‌من‌ بدهد قبول‌ ميكني‌ ؟‌ آن مرد عرب گفت‌: آري‌ و سوسماري‌ ‌در‌ آستين‌ شكار كرده‌ ‌بود‌ رها كرد سوسمار شهادت‌ داد ‌او‌ ايمان‌ آورد.
معروف است که ‌در‌ فتح‌ مكه‌ سران‌ قريش‌ ‌از‌ ترس‌ پناه‌ برده‌ بودند به مسجد الحرام‌ و حضرت‌ وارد مسجد شد فرمود: ‌”با‌ ‌شما‌ معامله‌ ميكنم‌ معامله‌ يوسف‌ ‌با‌ برادرانش‌ لا تَثرِيب‌َ عَلَيكُم‌ُ اليَوم‌َ يَغفِرُ اللّه‌ُ لَكُم‌ . ” (يوسف‌ ‌آيه‌ ۹۲). (تفسیر اطیب الطبیان ج ۱۴ ص ۹۶)

آنچه ملاحظه نمودید گزارشی بسیار مختصر از آموزه های مهم پیامبر اکرم در زمینه حکمرانی بود