قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او به مردم معنا می شود / امام علی(ع)..

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او به مردم معنا می شود / امام علی(ع) با ادعای مصلحت، ظلم را توجیه نمی کرد

انتشار :‌ شنبه ۱۳ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۸:۴۳

شفقنا- استاد هادی سروش گفت: حضرت علی (ع)‌ هرگز نگفتند؛ مهم مصلحت حکومت است گرچه خانه خراب شود و با زراعتی تخریب شود و یا نگران بر مردم مستولی شود! اینها در قاموس فتوت علی علیه‌السلام وجود ندارد.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در جشن ولادت امیرالمومین در هیئت انصار المهدی که در مسجد الغدیر تهران بر گزار شد، گفت: معرفی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به وسیله چهره های مختلف در آثار متعددی نقش بسته است در رابطه با امیرالمؤمنین علیه السلام متفکران اسلامی و غیر اسلامی شرقی و غربی در رشته های مختلف ، مانند ادبیات و شعر ، علوم سیاسی ، و در علوم عرفانی ؛ همه و همه طبق سلیقه و آگاهی خود اثری برای امیرالمؤمنین گذاشته اند.

بهترین معرف علی، خداست

بهترین معرف امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خالقذ علی ابن ابیطالب است ، او که علی را خلق کرد. جمله معروفی است که جزو اولین جملاتی است که ما در کودکی با او آشنا شدیم و در همه اقشار و طبقات جامعه شیعه کوچک و بزرگ با سواد و بی سواد معروف است و آن این است؛ لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار.

حدیث لا فتی در ادبیات فارسی و عرفانی

این جمله در شعر و اشعار بزرگان ادبیات فارسی نیز نهادینه شده آمده است نمونه ای از متذکر می شوم؛
عطار نیشابوری:
لا فتی الا علی در جان من
ذوالفقار و سیف او ایمان من
شاه نعمت‌الله ولی:
نَفْس خیر المرسلین است و ولیِّ کردگار
لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار
محتشم کاشانی:
لا فتی الّا علی گویند اهل روزگار
ساکنان آسمان لا سیف الا ذوالفقار
شهریار:
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه مُلکِ لافتی را

معنی لا فتی الا علی

اولا این جمله لا فتی ألا علی لا سیف ألا ذوالفقار گوینده او خداوند است که از زبان جبرئیل صادر شده است.
در جریان جنگ احد که امیرالمؤمنین از پیامبر محافظت می‌کنند دور پیامبر میچرخید و شمشیر میزد و پیامبر نگاه پرچمدار سپاه کفر کرد که هنوز پابرجا هست، امیرالمؤمنین با دستور پیامبر در یک نبرد شجاعانه پرچمدار سپاه کفر را از بین برد. اینجا بود که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و لافتی را گفت و به نقل مورخین اهل سنت ؛ صدای لافتی همه شنیدند.

معروفیتِ حدیث لافتی در شیعه و سنی

لافتی ، روایتی است که بزرگترین رجال شیعه مانند شیخ صدوق شیخ طوسی و شیخ مفید این مشایخ سه گانه نقل کرده اند ، از میان علمای اهل تسنن ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ ، و طبری در تاریخش آورده است.

نقل طبری درجلد سوم تاریخش از ابی رافع چنین است ؛ در روز احد هنگامی که علی (ع) پرچمداران سپاه قریش را کشت و به زمین افکند رسول خدا عده ای از مشرکان قریش را دید، به علی دستور داد به آنان حمله کند حضرت به آنان حمله نمود و آنان را پراکنده کرد و شیبه بن مالک را کشت، سپس جبرائیل گفت: ای رسول خدا این است معنای برابری و برادری. پیغمبر فرمود علی ازمن است و من از او هستم. جبرئیل گفت: من هم از شما هستم.

ابی رافع گوید: در این هنگام مردم صدائی را شنیدند که می گفت: لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. این روایت را احمد بن حنبل در کتاب ” الفضائل ” از ابن عباس نقل کرده است.

فتوت در قرآن

اولا سابقه این واژه در قرآن شریف آمده است. سوره مبارکه انبیا آیه ۶۰ اولین شخصیتی که عنوان فتی بر او نهاد حضرت ابراهیم است … وقتی بت هارا ابراهیم شکست سوال کرد نمرود که چه کسی بت هارا شکسته شنیده ایم یک فتی ، یعنی یک جوانمردی که به او ابراهیم گویند این کار را کرد. مورد دیگری که در قرآن داریم درباره اصحاب کهف است که جوانان را به فتیه یعنی آن جوانمردانی که به خدا ایمان داشتند ، نام برده است.

معنی لا فتی و فتوت

فتی به معنی فتوت از آن کلمات عربی است که ما نمی‌توانیم یک واژه برای ترجمه او پیدا کنیم. در عرب کلماتی داریم که نمی‌توانیم یک کلمه در مقابلش برای ترجمه قرار داد. میگوند جوانمردی ولی این بخشی از آن را معنی می‌کند.

فتوت از نگاه عارف ملاعبدالرزاق کاشانی

عارف بزرگ مرحوم عبد الرزاق کاشانی کتابی درباره فتوت نوشته است و او می‌گوید فتوت برای کسی است که تمام مراتب اخلاق را به صورت آگاهانه در خود دارد ، بعد دارا بودنِ سه اصل را توضیح میدهد که یک مرد با فتوت دارای سه خصوصیت است.

امیرالمومنین و مقام توحید و خداخواهی

اول ؛ صاحب مقام توحید است و خدا در جان او تجلی کرده باشد و غیر خدا توجهی به کسی ندارد. خدامحوری امام علی خود یک فرصت وسیع می طلبد. در روایت است ؛ «ممسوس فی ذات الله» به عنوان نمونه؛ فاطمه زهرا در لحظات آخر گریه میکرد ، امیرالمؤمنین علت گریه را پرسید ، او فرمود گریه من برای حوادثی است بعد از من با شما خواهند داشت! امیرالمؤمنین فرمود : ان ذلک فی ذات الله قلیل . به خدا قسم تمام حوادثی که تا آخر عمر پیش می‌آید در برابر وظیفه ام پیش خدا برای من به حساب نمی‌آید این توحید و خداشناسی و عرفان امیرالمؤمنین است.

عدالت علی، روشن تر از آفتاب

دومین چیزی که در فتوت علی (ع) نقش آفرین است؛ عدالت است. عدالت علی آنچنان مانند آفتاب پر نور است که یک مسیحی هم برای امیرالمؤمنین می‌نویسد؛ صوت العداله انسانیه که در ادامه بیشتر از عدالت او گفته می شود.

جایگاه محبت و عواطف علی (ع) در فتوت او

ملا عبد الرزاق کاشانی می‌گوید؛ محبت، پایه سوم فتوت است. سر سلسله فتوت داران ؛ ابراهیم است که ‘ابوالفتیان’ است و قرآن از ابراهیم به عنوان فتی نام می برد. و پیامبر اسلام ‘سید الفتیان’ است . این نمونه ای سیادت و آقایی پیامبر در جوانمردی است که تاربخ نقل می کند ؛ ابن وهب است از سران شرک است نقشه قتل پیامبر را با کمک مشرکان مکه ریخت و آمد مدینه آن را پیاده کند ! متوجه شد فرزندش اسیر مسلمین است، خواست اول اورا آزاد کند و سپس پیامبر را به قتل رساند چنان جذب پیامبر شد مسلمان شد و پیامبر فرزند اورا آزاد نمود .

امیرالمؤمنین ، ‘قطب الفتیان’ است

علی (ع) قطب و مرکز فتوت است ، یعنی هر کسی درعام هستی زیر سایه ابراهیم و پیامبر رفتار آگاهانه اخلاقی دارشته باشد ، باید خود را با امیرالمؤمنین تراز کند و بسنجد .

فتوت علی در زمان قدرت

قدرت یک فرصتی است وقتی شخصی به قدرت رسید خیلی چیز ها یادش می‌رود. اما فتوت امیرالمؤمنین به هیچ عنوان در زمان حاکمیت با زمان خانه نشینی تفاوت ندارد.

جریان بصره و جنگ جمل تمام شد امیرالمؤمنین به هر نفر ۵۰۰ درهم تقسیم کرد و یک ۵۰۰ درهم آخر را برای خودشان ماند . یک نفر دیر رسید و گفت ؛ کنت معک و ان عاب جسمی ؛ من دلم با شما بود گرچه خودم نتونستم با شما باشم. پس سهمی به من عنایت کنید. امیرالمؤمنین نفرمود تمام شده و شما در نبرد حضور نداشتی بلکه با یک جوانمردی سهم شخصی خود را به آن شخص داد.

معاویه و ایجاد انحصارِ فکری

معاویه در این وصیت به یزید نوشت ؛ که شما این مردم را آزاد نگذار اگر هم در نبردی مجبور بودی به شهر دیگری آنان را اعزام کنی ، ولی زود برگردان زیرا من این مردم شام را تربیت کردم که چیزی غیر از معاویه نمی‌شناسند و نباید اخلاقشان عوض شود!

علی و حقِ آزادی انتخاب

در مقابل روش ناپسند معاویه ، سبک امیرالمؤمنین است ؛ عده ای از شاگردان ابن مسعود که از قاریان و مفسران قرآن بودند با دعوت امیرالمؤمنین بطرف صفین آمدند و به امیرالمؤمنین عرض کردند که ما نمیدانیم حق با شماست و یا با نیروی مقابل شما ! ما درخواستی داریم ، ما دنبال لشگر شما می آییم اما کمی عقب تر از شما و ما در مکانی اردو میزنیم تا ببینم کدام یک به عدالت و حق نزدیک است ، ما به همان ملحق خواهیم شد.

امیرالمؤمنین این جمله را فرمود: ‘مرحبا و اهلا ، هذا هو الفقه فی الدین ‘ ، آفرین اصل فهم دینی همین است که کسی را کورکورانه قبول نکند و این یعنی اجازه دادن به مردم برای آگاه شدن و انتخاب آگاهانه ، این نشان از مقام فتوت و اخلاق بزرگوارانه و جوانمردی امیرالمومنین است.

علی (ع) از خسارات احتمالی نیروی نظامی شانه خالی نمی کند

نمونه دیگر از فتوت و جوانمردی و اخلاق و بزرگواری علی (ع)‌ در نامه ۶۰ نهج البلاغه روشن می شود. لشگر امیرالمؤمنین از منطقه ای عبور می‌کند امیرالمؤمنین برای آن شهر پیغامی فرستاد نامه ۶۰ در نهج البلاغه است ، و نوشت ؛ من سفارش شما را لشگر کرده ام تا نیروهای نظامی هیچ گونه نگرانی و آسیبی برای شهر شما نداشته باشد.

علی (ع)‌ نمی‌گوید؛ مهم مصلحت حکومت است گرچه خانه خراب شود و با زراعتی تخریب شود و یا نگران بر مردم مستولی شود ! اینها در قاموس فتوت علی علیه‌السلام وجود ندارد.

سپس نوشت؛ من علی نسبت به هر رفتاری که موجب ناراحتی شما شود راضی نیستم ، اگر در عبور لشگر به شما ، یا به امنیت کسب کار شما خسارتی وارد شد ، من در این لشگر حضور دارم تا خسارت شمارا خودم پرداخت کنم در حالی که می‌توانست با یک جمله مصلحت اسلام هرکاری بکند این چنین برخور می‌کند.

در نتیجه؛ حدیث “لا فتی الا علی” را باید از جنگ احد عبور داد و به تمام عمر مبارک امام علی و خصوصا در پنج سال حکومت او وارد کرد و از اخلاق جوانمردانه او درس گرفت.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • حضرت علی(ع)
  • سیره حضرت علی(ع)
  • ظلم
  • مصلحت

اخبار مرتبط

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش:نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن ..

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست

یادداشتی از: هادی سروش

در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم را اعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست
در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم را اعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.


سی و هفت سال پیش در چنین روزی ( ۱۱دی ۱۳۶۷) امام خمینی نامه مهمی به صدر هیئت رئیسه شوروی سابق جناب گوربایچف نوشت و با اعلام آن در خبر سراسری ساعت ۱۴ ، جهان متوجه اسلام و ایران و امام شد.
در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم رااعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.
پیام تاریخی امام خمینی توسط استاد عزیز و بی بدیل آیت الله جوادی آملی به گوربایچف تسلیم و تعلیم شد.
استاد معظم ، در روز قبل از سفر؛ خبرِتعطیلی درس تفسیر در روز بعد را اعلام نمودند وهمه ما را متحیر از خبرِ تعطیلی درس کردند که سابقه نداشت ، تا اینکه روز بعد در اخبار سراسری ؛ خبر سفر ایشان به مسکو و دیدارشان با گوبایچف به نمایندگی از امام خمینی مطرح شد.
استاد بزرگوار ؛ بعد از بازگشت از سفر، ۱۵ دی در رابطه با آن سفر تاریخی مطالب شوق و شعف آوری فرمودند که در سالهای بعد در یک مصاحبه تصویری منتشر شد.
پیام امام خمینی با توجه به ماده (عناصر اولیه) و هیئت (محتوا) آن است .
ماده اصلی نامه امام در دفاع از مذهب در عقیده و رفتارهای عبادی ، اجتماعی و سیاسی است.
آن ماده در نامه در هیئت و محتوایی فاخر عرضه شده تا جایی که گذر زمان آن را کهنه نکرد و نمیکند .

در این محتوا امور مهمی دیده می شود؛
سخن اول امام خمینی در نامه شان این است ؛ « در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدید نظر نمایید. جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است».
امام راحل با حفظ رعایت استقلالِ سیاسی کشورها ، در نامه به گوربایچف با اعتقاد نوشتند ؛ « ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می دانیم».
امام از کسانی است به قدرت وسیع مذهب نگاه درستی داشت و مذهب راستین و دست کاری نشده را نقطه اتکاء بر برابر هر ظالم معرفی میکرد و بر این باور بود که اسلام راستین که شالوده آن بر عدالت و رحمت است ، جهان شمول است و از اینجاست که در نامه تصریح نمود ؛« آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ اسلام است که می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید».
جمله معروف در این نامه این جمله است ؛ «از این پس باید کمونیسم را در موزه‌های دنیا جست‌وجو کرد» تصریح به شکست مارکسیسم و کمونیسم قبل صدای شکستن آن است . شگفت آور است!
دعوت امام خمینی به دوری از معیار شناخت 'حس' از مباحث مهم این نامه است که در اوج قرار دارد و عظمت مقام علمی و فلسفی و عرفانی امام خمینی را حکایت میکند. گذر کوتاه بر برخی جملات این نامه شگفت آور است .
«قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می کند، و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده می شد. لَن نُؤمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی الله جَهرَةً می فرماید: لَا تُدرِکُهُ الأبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأبْصارَ وَ هو اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ . از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است».
«مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می توانند از آن بهره ای ببرند بسنده می کنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست؛ در محیطش چه می گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است».
«انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود».
امام خمینی در پایان به نمونه های از مبانی فکری فلسفی و عرفانی نمودند و تصریح کردند؛
امام راحل در ادامه نوشتند ؛ « از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدر المتألّهین - رضوان الله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین و الصالحین - مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده، و هر گونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.»
امام خمینی که یکی از نظریه پرادازان در عرفان نظری است در نامه با شجاعت مثال زدنی نوشتند : «دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محیی الدین ابن عربی نام نمی برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر ز موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.»
به باورم ؛ این نامه اشاره ای به اشکِ امام دارد ، آنجا که نوشت : «آقای گورباچف وقتی از گلدسته های مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتاد سال بانگ «الله اکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله و سلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت.»
پایان نامه ، بازگشت به سخن در صدر نامه بود که سخن از دعوت به اسلام بود ؛ «جناب آقای گورباچف، اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید.»
توجه به این نکته بجاست که در استناد این نامخ به امام خمینی تردیدی نیست، غیر از اینکه امضاء ی امام راحل کفایت میکند ، متن این نامه نیز ؛ گویای این حقیقت است که این نامه قطعا از شخص امام خمینی است ، چراکه چنین متنِ استوار ، علمی و دقیقی را ما از شاگردان امام که آثارشان در دسترس است سراغ نداریم ، تا برسد به برخی رجال سیاسی دهه شصت که آشنای با فلسفه بودند.
خدای متعال روح بزرگ امام راحل را با انبیاء و اولیاء و خصاصا با حضرت رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و اولاد طاهرین و معصومین (ع) آن ذوات مقدسه محشور فرماید. آمین.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1693375

​ توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌

یادداشت/

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد.

دوران امامت امام هشتم و نهم علیهماالسلام ؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است .

دراین دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان میدادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران ، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ - در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد ، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد ؛

«ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست ، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ - بخش مهم دیگر از این جامعه ، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور ، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق ؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت ، آن هم در کنار گوش حاکم ! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک ؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ - از سوی دیگر ؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنین نقل کرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَکِبْتَ أَخْرَجُوکَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر ...؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.&#۳۹;».

[عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ - ما طلبه ها ؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم ؛

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد. ؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علینا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصیر فی أعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود : «هر صبح و شام ، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ - سخن آخر ؛ سخنِ قرآن‌ : «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ - [ قمر ، آیه ۱۷]

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌ال

جماران

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد.

دوران امامت امام هشتم و نهم علیهماالسلام ؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است .

دراین دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان میدادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران ، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ - در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد ، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد ؛

«ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست ، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ - بخش مهم دیگر از این جامعه ، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور ، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق ؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت ، آن هم در کنار گوش حاکم ! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک ؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ - از سوی دیگر ؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنین نقل کرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَکِبْتَ أَخْرَجُوکَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر ...؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.&#۳۹;».

[عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ - ما طلبه ها ؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم ؛

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد. ؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علینا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصیر فی أعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود : «هر صبح و شام ، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ - سخن آخر ؛ سخنِ قرآن‌ : «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ - [ قمر ، آیه

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم»: نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم»: نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۹ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۲۰:۴۴

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در نوشتاری به مناسبت میلاد امام جواد(ع) نوشت: دوران امامت امام هشتم و نهم علیهم السلام؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است.

در این دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان می دادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ – در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد؛ «ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ – بخش مهم دیگر از این جامعه، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت، آن هم در کنار گوش حاکم! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ – از سوی دیگر؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنين نقل كرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر …؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.’». [عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ – ما طلبه ها؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم؛ امام رضا عليه‏السلام به موسی بن یسار فرمود: اي موسي: «آيا نمی دانی که اعمال و رفتار شيعيان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه مي ‏شود. اگر تقصيری در رفتار آنها ديديم از خداوند مي‏ خواهيم که از سر تقصير ايشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کرديم از خداوند مي‏خواهيم که به آنها جزاي خير دهد؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علينا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصير في أعمالهم سألنا الله تعالي الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود: «هر صبح و شام، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ – سخن آخر؛ سخنِ قرآن‌: «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ – [ قمر ، آیه ۱۷]

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • امام جواد(ع)
  • امام رضا(ع)
  • بیت المال
  • توصیه امام رضا(ع) به امام جواد(ع)
  • مردم

اخبار مرتبط

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش : درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

۰۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۰:۰۱

کد خبر: ۴۸۷۳۵۸۷

دسته بندی‌: فرهنگی ، ادبیات، دین و اندیشه

درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

یک استاد حوزه با اشاره به سیره امام هادی (ع) در دوران خفقان عباسیان تأکید کرد: نهادینه‌شدن اخلاق در جامعه، مستلزم آن است که بزرگان، نخبگان و رجال علمی و سیاسی، خود «مجسمه کمالات اخلاقی» باشند. این اصل کلیدی، راهبردی ماندگار برای مقابله با انحرافات و استحکام جامعه در هر زمانه‌ای است.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه، در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان به تبیین شیوه‌های امام هادی (ع) در حفظ و انتقال معارف دینی در دوران خفقان شدید پرداخت.

وی با اشاره به کنترل و مراقبت ویژه خلفای عباسی نسبت به امام هادی (ع) و امام عسکری (ع)، خاطرنشان کرد: حاکمان عباسی مانند متوکل از تولد حضرت مهدی (عج) از نسل این امامان آگاه بودند و از این رو محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کردند، حتی سکونت اجباری آنان در شهر نظامی سامرا.

این استاد حوزه مهم‌ترین روش امام هادی (ع) را انتقال معارف دینی در قالب زیارت‌ها و دعاها عنوان کرد و افزود: زیارت جامعه کبیره که مهم‌ترین متن امام‌شناسی در شیعه است و همچنین زیارت غدیریه که حاوی بیش از ۳۰ آیه قرآن و بیش از ۱۰۰ صفت از امیرالمؤمنین (ع) است، از میراث ماندگار امام هادی (ع) برای تقویت ایمان جامعه شیعه به شمار می‌روند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سروش در مورد برنامه امام هادی (ع) برای مقابله با انحرافات نیز تصریح کرد: اولین اقدام امام ترویج آموزه‌های اخلاقی بود. امام هادی (ع) حتی در شرایط سخت ملاقات‌های محدود در سامرا، آموزه‌های بلند اخلاقی را به یاران منتقل می‌کرد و آنان این معارف را در جامعه نشر می‌دادند.

وی تأکید کرد: اخلاق زمانی به‌درستی در جامعه نهادینه می‌شود که بزرگان، نخبگان و رجال علمی و سیاسی، خود مجسمه کمالات اخلاقی باشند.

این استاد حوزه خاطرنشان کرد: دومین اقدام دعوت به عقلانیت بود. در روایتی از کتاب تحف العقول داریم، هنگامی که از امام هادی (ع) درباره حجت زمانه پرسیده می‌شود، ایشان عقل و عقلانیت را معرفی می‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سروش با اشاره به این روایت تصریح کرد: استواری هویت دینی وابسته به عقلانیت است و در مقابل احساسات بی‌معنا، خرافه‌گرایی و توهمات قرار دارد. باورها و احکام دینی باید بر پایه عقل استوار باشند تا جامعه به آنان روی خوش نشان دهد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: «عدالت» محور اصلی اخلاق و سنگ بنای مقابله با انحرافات سیاسی است و اگر در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد، راه انحرافات بسته خواهد شد. این‌ها درس‌هایی است که از سیره امام هادی (ع) می‌توانیم بیاموزیم و در زندگی خود پیاده کنیم.

انتهای پیام/

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب زیارت و دعا: نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب زیارت و دعا: نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۲ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۹:۵۶

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در مطلبی به مناسبت شهادت امام هادی(ع) آورده است:

۱- زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره یک دوره امام شناسی در بخش های مهم معارف الهی در زمینه مقام ائمه اطهار (ع) است . امام هادی علیه‌السّلام، امامت را تفسیر کرده است.

این زیارت توسط شیخ صدوق به سند متقن از امام هادی (ع) نقل شده است و بزرگانی چون علامه مجلسی(ره) مینویسد ؛ «زیارت جامعه کبیره از جهت سند صحیح ترین زیارت ها و از نظر موارد، جامع ترین آنها و از جهت لفظ فصیح ترین آنها و از جهت معنا بلیغ ترین آنها و از جهت رتبه والاترین آنهاست». (بحار، ج ۱۰۲، ص ۱۴۴)
و استاد آیت الله جوادی آملی بر باور درست است ؛ « متن زیارت جامعه کبیره به گونه‌ای است که هر منصفی صدور این معارف بلند را از غیر معصوم محال عادی می‌داند افزون بر آنکه خطوط کلی آن را با خطوط کلی معارف قرآن کریم، که مرجع نهایی در بررسی روایات است، هماهنگ می‌بیند و این، چیزی است که ما را از بحث سندی آن بی‌نیاز می‌کند». (فنای مقربان /۸۸)

۲- زیارت غدیریه

زیارت غدیریه از امام هادی (ع)‌ بوده و دارای سند بسیار معتبر است. این زیارت مربوط به روز عید غدیر در سالی است که امام هادی(ع) به سفر از مدینه به سامرا بدستور متوکل شدند و در نجف اشرف این زیارت را در کنار قبر مطهر حضرت علی(ع) قرائت کردند.

در این زیارت درجه درجه مقامات امیرالمومنین (ع) نقش بسته شده و معرفی شده است. این “تعریف از مقام امام علی” در زیارت غدیریه استوار بر سی و دو آیه از قرآن و ذکر دویست و شش فضیلت از امام علی (ع) است. در این زیارت اصلِ مقام امام علی (ع) و جایگاه اعتقادی به آن حضرت چنین آمده ؛ “علی (ع) تمام دین و عین دین نازل شده از سوی خداست” ؛ «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللّٰهِ الْقَوِيمَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِيمَ». این زیارت در هرزمان میتوان خواند.

۳ – دعای کوتاه در کنار قبر مبارک امام هادی(ع) برای طلب حوائج

امام هادی(ع) فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد: «یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا كَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى ؛ ترجمه دعا ؛ اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تكیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌ى یكتا و اى كه درباره خود فرمودى: بگو خدا یكى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر كس از آفریدگانت خلق كردى و هیچ كس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان كن». (بحار، ج ۹۹ ص۵۹ )

عارف کامل جناب ابن فهد حلی در کتاب مهم ‘عدةالداعی’ این دعا را ذکر میکند و مقام آن بسیار شامخ معرفی میکند.

۴ – نماز بالای سر در حرم حضرت رضا(ع)

به نقل شیخ صدوق در دو کتاب ؛ ‘الامالی’ و ‘عیون’ ؛ با سند خود از صقر بن دلف نقل می‌کند که گفت: از سرورم امام هادی (ع) شنیدم که فرمود: «هر کس به سوی خدا حاجتی دارد، در طوس، قبر جدم امام رضا علیه‌السلام را با غسل، زیارت کند، و بالا سر او دو رکعت نماز بخواند، و در قنوت آن از خدا حاجتش را بخواهد، که اگر خواسته او در گناه، و قطع رحم نباشد به اجابت می‌رسد. جای قبر او قطعه‌ای از بهشت است که هیچ مؤمنی آن را زیارت نمی‌کند مگر آن که خدا او را از آتش آزاد می‌کند، و به بهشت فرود می‌آورد . ؛ من کانت له الی الله حاجة فلیزر قبر جدی الرضا (ع) بطوس، و هو علی غسل، و لیصل عند رأسه رکعتین، و لیسأل الله حاجته فی قنوته، فانه یستجیب له ما لم یسأل فی مأثم، أو قطیعة رحم، و ان موضع قبره لبقعة من بقاع الجنة لا یزورها مؤمن الا أعتقه الله من النار، و أحله الی دار القرار». (عیون أخبار الرضا ، ج ۲ ص ۲۹۳ ، الأمالی،ح ۹۳۹)

۵ – نماز حضرت هادی (ع)

نماز امام هادی (ع) نمازی است که جناب جمال السالکین؛ سید بن طاووس نقل کرده ؛ دو رکعت است، دررکعت اول سوره‌ «حمد» و سوره «یس» خوانده می شود ، و در رکعت دوم سوره‌ «حمد» و سوره «الرحمن» خوانده می‌شود. دعای بعد از نماز؛
«يا بارُّ يا وَصُولُ يا شاهِدَ كُلِّ غاَّئِبٍ وَ يا قَريبُ غَيْرَ بَعيدٍ وَ يا غالِبُ غَيْرَ مَغْلُوبٍ ، وَ يا مَنْ لايَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ اِلاّ هُوَ يا مَنْ لاتُبْلَغُ قُدْرَتُهُ و اَسْئَلُكَ اَللّهُمَّ بِاسْمِكَ الْمَكْنُونِ الْمَخْزُونِ الْمَكْتُومِ عَمَّنْ شِئْتَ ، الطّاهِرِ الْمُطَهَّرِ الْمُقَدَّسِ النُّورِ التّاَّمِّ الْحَىِّ الْقَيّومِ الْعَظيمِ نُورِ السَّمواتِ وَ نوُرِ الاَرَضينَ ، عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْكَبيرِ الْمُتَعالِ الْعَظيمِ صل علی محمدوآل محمد». ( جمال الاسبوع ص۲۷۸)

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • امام هادی(ع)
  • شهادت امام هادی(ع)
  • شیعه

اخبار مرتبط

ویدیو کلیپ «تکبیر المساجد» به مناسبت شهادت امام هادی(ع)

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyrightابزارک تصویر

هادی سروش ؛  سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

انتشار :‌ دوشنبه ۰۱ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۴:۰۷

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی به مناسبت میلاد امام باقر(ع) نوشت: امام باقر(ع) فرمود: «گرفتاری ما با این مردم کم نیست، سنگین است، برای اینکه دعوتشان می‌ کنیم، نمی ‌آیند! و اگر رهایشان کنیم، راهی غیر از ما برای هدایت نیست ؛ بَلِیةُ النَّاسِ عَلَینَا عَظِیمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ یسْتَجِیبُوا لَنَا وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ لَمْ یهْتَدُوا بِغَیرِنَا».[شیخ مفید، الاشارد۱۶۲]

در این گفتار امام باقر (ع)‌ نکته مهم این است ؛ هدایت شیعه در احکام و اخلاق و باورهای دینی فقط و فقط با راهنمایی های ائمه اطهار(ع) امکان پذیر است. امروز مکاتب مختلف و تفکرات گوناگون از روشنفکری سکولار تا گرایش های سلفی به دین مدعی ارائه “حقیقت” به انسان هستند ! بازگشت و یا فرصت بازگشتن از راه خطاء نه آسان است و نه همیشه امکان پذیر.

راهنمایی های اهلبیت (ع)‌ همواره در دسترس است چرا که آنان در ایفای نقش مسئولیت خویش همواره استوارند. به تعبیر استاد آیت الله جوادی آملی ؛ این حرف ما اهلبیت نیست که ما بگوییم «بگذار تا بیفتد و بیند جزای خویش». آن ذوات مقدسه دیروز و امروز و فردا ها همواره دغدغه هدایت بشریت داشته و دارند.

فرقه ها و نگرش های انحرافی بنام فقه و معنویت

«سدير گويد: زماني كه امام باقر عليه السلام وارد مسجد الحرام ميشد و من خارج ميشدم، دست مرا گرفت و رو بكعبه ايستاد و فرمود: اي سدير همانا مردم مامور شدند كه نزد اين سنگها (كعبه) آيند و گرد آن طواف كنند. سپس نزد ما آيند و ولايت خود را نسبت بما اعلام دارند، و همينست گفته خدا: «همانا من آمرزنده ام آنكه را ايمان آورد و كار شايسته كند و سپس رهبري شود-سوره طه/۸۲» آنگاه با دست بسينه اش اشاره كرد و فرمود: بسوي ولايت ما [رهبري شود]. سپس فرمود: اي سدير: كساني كه مردم را از دين خدا جلوگير ميشوند بتو مينمايم، آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثوري كه در آن زمان جلوگير دين خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگريست و فرمود: اينهايند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشكار، از دين خدا جلوگيري مي كنند، همانا اين پليدان اگر در خانه هاي خود نشينند، مردم بگردش افتند و چون كسيرا نيابند كه از خداي تبارك و تعالي و رسولش بآنها خبر دهد، نزد ما آيند، تا ما بآنها از خداي تبارك و تعالي و رسولش خبر دهم.
ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أَبِي حَنِيفَةَ وَ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ وَ هُمْ حَلَقٌ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ الصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ بِلَا هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ لَا كِتَابٍ مُبِينٍ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِي بُيُوتِهِمْ فَجَالَ النَّاسُ فَلَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُخْبِرُهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص حَتَّى يَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ (ص)».[الكافي ؛ ج ١، ص۳۹۲]

علامه مجلسی در شرح این روایت می‌نویسد:
«ابوحنیفه از فقهای مخالفین، و سفیان ثوری نیز از صوفیان مخالفین است و این روایت دلالت دارد بر آنکه صوفیه در عصر ائمه اطهار علیهم‌السلام از دشمنان و مخالفان ایشان بوده‌اند که همواره مردم را از دین خداوند و هدایت‌های اهل بیت علیهم‌السلام مانع می‌شدند. لعنت خداوند بر آنها باد.» [مرآة العقول، ج۴، ص٢٨٨]

مدعیانِ امروزِ فقاهت ، و مدعیانِ امروز معنویت را باید شناخت. “مدعیان فقه و معنویت” ؛ اگر فقه شان خارج از چهارچوب قرآن وعترت باشد، و معنویت شان ، گرچه بنام های جذابِ عرفانی باشد ولی بدون اهلبیت (ع) ؛ نه تنها نتوانسته اند از حقیقتِ فقه و معنویت بهره ای برده و سپس عرضه کنند! بلکه چهره های رهزن دین هستند که با آگاهی و انگیزه بر مسیر باطل میروند ودیگران را می برند! ؛ امام باقر (ع) بر پلیدی درونی آنان تصریح فرمود ! متاسفانه امروز گرفتار این انحرافات بنام فقه و عرفان هستیم!

شیعه و دلدادگی به امامت

محمد بن مسلم به خانه امام باقر (ع) که رسید گریه امانش نمی‌داد. حضرت از وی پرسیدند:
چرا گریه می‌کنی؟ عرض کرد: گریه‌ام از دوری شماست؛ راهم دور است، نمی‌توانم زیاد پیش شما بمانم و شما را سیر ببینم. حضرت فرمودند: همین که دوست داری نزدیک ما باشی، همین که دوست داری ما را ببینی و نمی‌توانی، بدان که خدا از حال دلت خبر دارد، پاداش این حسرت با خود خداست ؛ «أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ حُبِّكَ قُرْبَنَا وَ النَّظَرَ إِلَيْنَا وَ أَنَّكَ لَا تَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قَلْبِكَ وَ جَزَاؤُكَ عَلَيْه‏..» [کامل الزیارات/۲۷۵]

گرچه وظیفه اقتدای عملی و رفتاری و اخلاقی به رفتار و اخلاقِ حضرات معصومین (ع) است، اما “حب اهلبیت” یک حقیقتِ اصیلی که ریشه درقرآن دارد و نباید با نگاه های امروزی و یا روشنفکرمآبانه مورد بی توجهی قرار گیرد.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • حدیث از امام باقر(ع)
  • شیعه
  • ولادت امام باقر(ع)

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyrightابزارک تصویر

 
  BLOGFA.COM