قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

انرژی مثبت یا همان "تفأل" از جناب حافظ بزرگوار ، نوشته هادی سروش


🔰انرژی مثبت یا همان "تفأل" از جناب حافظ بزرگوار

✍#هادی_سروش


به نام خدای عارفان

🔻برای دریافت و نزدیک شدن به آگاهی و باورِ "حافظ" باید نقاطی را مورد توجه قرار دهیم .

🔶نقطه اول ؛ دیوان و اشعار جناب حافظ است.
در مورد خود حافظ و شخصیت ژرف او در این نوشتار سخنی طرح نمیشود و به کتابهای متعدد ، از آن جمله کتاب "عرفان حافظ" نوشته شهید استاد مطهری شما را رهسپار مینمایم .

اما در مورد دیوان حافظ ؛ در آغاز عرضه بدارم که دیوان حافظ سراسر با زبان "رمز" است .
در رمز بودن عزلیات حافظ تردیدی نیست و شرح مخصوص خود را میطلبد ، برخلاف "جناب سعدی" که با زبان "شعر" حرف زده و قابل فهم است.

ببینید بزرگان ما با دیوان حافظ اُنس خاصیی داشته اند؛

📌۱ ) حکیم و محدث بزرگ جناب فیض کاشانی ، همواره دیوان حافظ کنارش بوده و مهمتر اینکه در وصف بلندای اشعار حافظ چنین سروده :
《ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
اشعار بود بیکار الا غزل حافظ
استادغزل سعدیست نزدهمه کس
لیکن دل را نکند بیدار الا غزل حافظ》


📌۲ ) از مرحوم عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مکررنقل شده است که ایشان، در قنوت نماز شب با حال تضرع این غزل حافظ را زمزمه میکرده :
《زان پیش تر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن 》


📌۳ ) عارف و فقیه برجسته معاصر امام خمینی گرچه با مثنوی جناب مولوی بسیار مرتبط بوده ، اما درموارد مباحث عرفانی بی توجه به حافظ شیرازی نبوده و با عظمت نام او میبرد و از او به «عارف شیرازی» ذکر خیر می کند . می‌نامید. انس امام با اشعار حافظ به گونه‌ای بود که در جای‌جای آثار خود و به کرّات از اشعار این شاعر عارف مدد می‌گرفت و برای گره‌گشایی از کلام خود به کار می‌بست.

📌 ۴ ) مفسر بی بدیل قرآن علامه طباطبایی ؛ دیوان حافظ را در میان کتاب های دم دست داشته تا بتواند مکرر و به سهولت مراجعه کند.
و مهمتر اینکه ؛ ایشان در طول سالهای بسیار مدید ، دیوان حافظ را برای جمعی بسیار محدود به صورت خصوصی تدریس میکرده که شاگرد عارفش آیت الله سعادت پرور آن درسها را اززبان استادش شنیده و در ده جلد بنام "جمال آفتاب" نوشته و منتشر نموده است.


📌۵ ) متفکر بزرگ شهید آیت الله مطهری با همه اشتغالات علمی و درسی در حوزه و دانشگاه ، وقت و زمانی را صرف نمود و بر کل غزلیات دیوان حافظ ؛ پاورقی های مهم نوشت که بسیار هم‌ دلچسب است .


📌۶ ) استادعزیزمان آیت الله جوادی آملی در توصیه به اُنس با حافظ ، میفرمودند :
"روح انسان لطیف است و باید در جهت لطافت هر چه بیشتر روح حرکت کرد، برای تحقق این امر به جای موسیقی و ترانه، به شعر و غزل حافظ روی بیاورید."


🔶نقطه دوم ؛ سخن درباره "تفأل" و تفأل به دیوان حافظ است.

🔺اول ببينيم تفأل چیست؟
"تفأل" همان فال نیک زدن و خوش خبری از آینده است.
"فال نیک" دارای سه خصوصیت قابل توجه است :
اولا ؛ حاویِ حُسن ظن بخدای رحیم است که در روایات به آن سفارش شده است.
وثانیا ؛ در تفأل ، انتقال یک "انرژی مثبت" به دیگران است که آن هم ؛ از باب "ادخال سرور" و خوشحال نمودن دیگران ، یک وصف بالای اخلاقی و انسانی است.
وثالثا ؛ چه بسا همان نیت خیر و فال نیکو و انرژی مثبت ، مقدمه تحقق همان کار و برنامه مفید بشود.
پیامبر رحمت (ص) فرمود :
"اگر نسبت به هر برنامه ای "فال" نیک بزنید بدان دست پیدا می كنید، و شخص گرامی پیامبر اكرم ـ ص ـ بسیار فال نیك می گرفت. _ تفألوا بالخیر تجدوه، وكان كثیر التفأل"

🔺 دوم : درباره ی فال گیری و پیش گوئی است که یا دروغگویی است و یا انتقال انرژی منفی و تخریب اعصاب دیگران است.
استادمان آیت الله جوادی آملی در درس میفرمودند:
"دراسلام تفأل بمعنای فالگیری يعنى پیش گویی مجاز نیست و ممنوع است و باید غیرقابل پذیرش، وانمود کرد. ولی فال نیک گرفتن در برابر فال بد زدن در اسلام داریم و پذیرفته شده است ."


🔺مرحله سوم ؛ بررسی "تفأل به ديوان حافظ" است.
📌فرمایش شیخ عارف و استاد بزرگوارم علامه حسن زاده آملی چنین است : "برخی از امور باید "باور" انسان باشد تا اثر داشته باشد . کاری را بی باوری و یا از روی امتحان انجام دادن،موثر نمی افتد."
پس کسی که حافظ و تفأل به دیوان او را باور ندارد ، اگر هم تفأل بزند ، قطعا چیزی گیرش نخواهد آمد.

📌درباره تفال به دیوان حافظ استادعزیزم آیت الله جوادی آملی مینویسند:
"تفال به حافظ ، یک نوع سرگرمی است و اگر خاطری را مشوش نکند و برای پیشرفت و کمال وی مانعی ایجاد ننماید، اشکالی ندارد."

📌درسیره برخی علماء عارف چنین شنیده ایم؛
یکی از شاگردان علامه طباطبائی میگوید: "در خدمت علامه طباطبایی بودیم و از ایشان در مورد فال حافظ سوال شد، ایشان فرمودند: در مورد فال حافظ روایت و یا سند منقولی در دست نیست، ولی به تجربه ثابت شده است که جواب می دهد! من خودم زمانی درحوزه قم آمدم به این دلیل که درس فلسفه وجود نداشت ، آمدم تا علوم عقلی را ترویج دهم، وبه تدریس فلسفه مشغول شدم، پس از مدتی مشکلاتی پیش آمدکه چاره ای جز تعطیلی فلسفه نبود .. تا در فکر رفتم که چه کارکنم؟روزی در همین افکار بودم که چشمم به دیوان حافظ که روی کرسی بود افتاد، نیت کردم و تفألی به آن زدم، چنین آمد:
《من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم...》
وفهمیدم که باید درس فلسفه ادامه یابد، و من ادامه دادم و آن مشکلات هم تا حدودی کم شد .

🔶 نقطه سوم :تجربه خودم چنین است ؛
در موارد محدودى، من تفأل به دیوان حافظ داشته ام و آن عالی جناب تقریبا قریب به اکثر موارد ؛ درست گزارش نمود.

🔻سه مورد را تقدیم کنم ؛

📌اولی در موردپدرم است.
مدتهابعد از رحلتش درمورد ایشان و برزخ شان در فکر بودم تا اینکه در سحری به دیوان حافظ تفأل زدم و این شعر آمد:
《کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی خبرافتادوعقل بی حس شد》
در تطبیق مضمون اين شعر که اشاره به تاثیر عمیق یک عارف ویا عالم ربانی بر مومنان است ، در حیرت رفتم .
چرا که پدرم چنان در جان مومنان علاقمند ، موثر افتاده بود که در رحلتش از جان میسوختند و اشک میریختند .
چرا که رفتارش ؛ مملو از دیندای و محبت به مردم بود.

📌دومی در مورد مادر عزیزم است ؛ ایشان عمرمدیدی رادربیماریها و دل نگرانی ها گذارند .. تا سرانجام دعوت حق را لبیک گفت.
بازدر صبحی بعد ازنماز ، دل تنگش بودم و به نیت آگاهی ازشرائط روحی و حیات برزخی اش ، با یک فاتحه برای جناب حافظ ، تفألی زدم واین شعر آمد:
《دوش وقت سحرازغصه نجاتم دادند
واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند》

عجبا؛ حافظ سخن از نجات از رنج و غصه ودردها دارد که واقعاً گزارش از عین زندگی مادرم بود ! و نیز گزارش از نورانیت او در برزخ است . انشاء الله

📌سومی در مورد همسر عزیزم که به اعتراف همه عزیزان همراه ؛ بسیار با اخلاق بود، میباشد.
حدود پنج ماه بعد از رحلت و جدایی ظاهریش از ما ؛ صبح بعد نماز صبح در فکر عمیقی رفتم که روح ایشان در برزخ در چه کار و شرائطی است؟
حمدی برای حضرت حافظ خواندم و دیوانش را گشودم و فرمود :
《آنکس که بدست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد 》

عجبا ! از تناسب و گویایی این شعر! چرا که در همان لحظه که دیوان حافظ هنوز دستم بود ؛ بلافاصله یاد رؤيای صادقه ام افتادم که سه ماه پیش از آن "همراه بی مثال" ، در خواب دیدم که به من گفت: "من اینجا مسئولیت پذیرایی دارم و شما برایم مواد پذیرائی را بفرست.."
شگفتا که در شعر حافظ هم آمد ؛
"..بدست جام داردوسلطانی جمع میکند".

البته دو یا سه مورد هم دارم که خبرمهمی را حافظ برایم گزارش کرد و بعدها هم ، همان شد.
والبته کلام حافظ ، معاذالله "وحی" نیست ، ولی میتواند انسان در نیل به کمال ، کمک کند . این مهم را ؛ در سطور بالا از قول حضرت آقای جوادی آملی خوانید.


🔶 نقطه چهارم ؛ مبداء‌ پمپاژ "انرژی مثبت" حافظ کجاست؟

📌سوال : چگونه یک شخص غیر معصوم ، گرچه صالح و عارف هم باشد میتواند کتابش بعد از قرن ها ، پیش گوئی و به تعبیر امروز ؛ دارای "انرژی مثبت" باشد؟

📌پاسخ: ببینید ؛ حافظ بزرگ که یک عارف بزرگ و حافظ قرآن و مفسر قرآن بوده ، جای خود دارد.
آثار نیک و پَست در مورد هر انسان نیکوکار و یا بدرفتاری ادامه می یابد.
این در سوره آیه ۱۲ یس قرآن اشاره شده : "نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ"
پس ؛ "هیچ چیزی پیش خدا گم نمیشود و بی اجر آخرت و دنیا نیست".
چه اشکال عقلی و یا نقلی میبینید که خدا در برابر آن درس تفسیری که حافظ داشته و آن عرفان بالائی که داشته ، خدا چنین برکتی در کتاب او قرار داده باشد؟ همانطوریکه ممکنه در میان صدها کتاب اخلاقی و یا اجتماعی و یا حتی رمّان ، یک کتاب ؛ سالهای سال ؛ در جان ها جای کند؟

پاسخ حضرت زهرا (س) به دو سئوال مهم درباره جهان اسلام  یادداشتی از:�هادی سروش

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

پاسخ حضرت زهرا (س) به دو سئوال مهم درباره جهان اسلام

یادداشتی از: هادی سروش

اگر دیروز پیش بینی حضرت (س) به شکلِ خوارج و جمَل نمایان شد ، امروز در همان امتداد تلخ به شکلِ القاعده، طالبان و داعش ظهور کرده، و متاسفانه غیر از فتنه های سیاسی ، کشورهای اسلامی درگیر فساد اخلاقی شده است و از سوی دیگر اختلاس و دزدی از بیت المال رمق را از بُنیه نحیف جوامع دینی گرفته است !

پاسخ حضرت زهرا (س) به دو سئوال مهم درباره جهان اسلام

در بیانات شجاعانه فاطمه زهرا (س) در شرائط سختی که از سوی برخی منحرفان بعد از رحلت پیامبر رحمت (ص) رخداد ، دو مسئله اصلی مطرح است ؛ اول ، شخصیت امام علی و نوعِ حکمرانی ایشان و زندگی علی (ع) در صورتی که حاکم باشد. و دیگری اینکه آینده مسلمین به کجا می انجامد؟

حضرت فاطمه در ملاقات با زنان مدینه -که به توصیه و اصرار شوهرانشان به ملاقات حضرت‌ رفتند و مورد استقبال سردی قرار گرفتند- لب به گله و انتقاد و ناراحتی های خود گشود. در آغاز تصریح کرد؛ من از دنیای شما بیزارم و از مردان شما بشدت گله مند و ناراحتم که ابوالحسن را تنها گذاشتند.

*دو سوال مهم را فاطمه پاسخ میدهد؛*

فاطمه (س) مطالب مهمی در این گفتگو با زنان مدینه دارد که آنچه مورد نظر است این است که ایشان به دو سوال در ذهن مردمِ دیروز و امروز در این ملاقات جواب فرموده است.

*سوال اول؛ اگر امیرالمؤمنین خلیفه بود چه اتفاقی برای جهان اسلام می افتاد؟*

واقعا یک سوال برای جامعه امروز مطرح است که حتما در اذهان مردم مسلمان بعد از رحلت پیامبر رحمت(ص) هم بوده و آن این است اگر امام علی همان گونه که از نظر باطنی امام است ، از نظر ظاهری هم اجازه امامت و رهبری به او داده میشد، چه اتفاق مثبتی در جامعه دیده می شد؟

ادعای برحق فاطمه این است که اگر زمام جامعه اسلامی در دست وصی پیامبر ؛ حضرت علی بود و به ایشان واگذاشته شده بود به بهترین شکل جامعه را رهبری می‌کرد و با مردم با نرمی و محبت حکومت مینمود و در جامعه کلام تندی که باعث شود زخم بر کسی وارد شود دیده نمی شد ، و به هیچ عنوان پشت مرکب ریاست زخم نمیشد تا باعث نافرمانی ها شود و در نتیجه جامعه میتوانست در راحتی و رفاه به مقاصد خود برسد . و سپس اشاره زندگی علی (ع) در صورت حاکم شدن نمود که خود امیرالمؤمنین ؛ بیش از یک ظرف کوچک از آب و غذا که فقط تشنه گی و گرسنه گی اش را رفع کند استفاده نمیکرد.

متن فرمایش حضرت فاطمه چنین است ؛

"بخدا سوگند، اگر امر خلافت با او بود هر گاه مردم از جاده حق منحرف می شدند و از پذیرش دلیل روشن سرباز می زدند، آنان را با نرمی و ملایمت به سوی منزل مقصود سِیر می داد؛ سِیری که هرگز آزار دهنده نبود. نه مرکب ناتوان می شد و نه راکب خسته و ملول و سرانجام، آنان را به سرچشمه آب زلال و گوارا وارد می ساخت؛ نهری که دو طرفش مملوّ از آب بود، آبی که هرگز ناصاف نمی شد. سپس آنان را پس از سیرابی کامل، باز می گرداند و سرانجام، او را در پنهان و آشکار خیرخواه خود می یافتند. [آری]، او هرگز از دنیا بهره نمی گرفت و از آن، سودی جز سیراب کردن تشنه کامان و سیر نمودن گرسنگان نداشت و در این‌جا، دنیا پرست از زاهد و راستگو از دروغگو برای همه آنان روشن می شد. ؛ - تَاللهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللَّائِحَةِ وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ، لَرَدَّهُمْ اِلَیْها وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لا یَکْلُمُ خُشاشُهُ وَ لا یَکِلُّ سائِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ. وَ لأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلا نَمِیراً صافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَتاهُ وَ لا یَتَزَنَّقُ جانِباهُ وَ لَأصْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً. وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلّی مِنَ الدُّنْیا بِطائِل وَ لا یَحْظی مِنْها بِنائِل، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبْعَةِ الْکافِلِ وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ."

در همین جا مناسب است اشاره کنم به نامه امیرالمؤمنین به مالک که تصریح نمود از خون ریزی فاصله بگیر. بله خونریزی پشت مَرکب خلافت و حکومت را زخم می‌کند و دیگر آن مرکب مسیر را درست طی نمیکند ، همانطوریکه سفارش فرمود با زنان در جامعه مدارا کن . بد رفتاری با زنان نیز پشت مرکب حکمرانی را زخم کرده و چون زخم درد دارد ، حتما سواره خود را به زیر می افتد!

*سوال دوم ؛ فاطمه (س) آینده جهان اسلام را با توجه به جریان انحراف چگونه پیش بینی نمود؟*

پرسش اینجا این است ؛ فاطمه زهرا از آینده اسلام و مسلمین در سخنانش برای زنان مدینه چه گفت؟

در اینجاست پیش بینی حضرت (س) بسیار تلخ و ترسناک است ؛ او آینده جهان اسلام را به خونریزی و مسمومیت و فساد معرفی نمود ! در جامعه ای که از طرفی ؛ خونریری و درگیری و اعدام ها و .. باشد و سوی دیگر فسادهای اقتصادی و سیاسی دیده شود ! مردم روی آرامش و راحتی و منفعت را نخواهند دید! و جالب اینجاست حضرت(س) سهمِ آیندگان از انحراف در روز اول را بیان نموده است که آیندگان میوه تلخ کار شما را خواهد خورد!

متن گفتارش چنین است؛

"بدانید، به جان خودم سوگند، ناقه خلافت باردار شده است. منتظر باشید چندان نمی گذرد که نوزاد خود را به دنیا می آورد آن گاه ببینید چه نوزادی آورده است! سپس به جای کاسۀ شیر، کاسه های پر از خون تازه و سمّ کُشنده را بدوشید و سر کشید! و آن زمان است که طرفداران باطل گرفتار خسران می شوند. آری، سرانجام، دنباله روانِ چشم و گوش بسته و بی خبرعاقبتِ کاری را که پیشوایانشان پایه گذاری کردند، خواهند فهمید ؛ - أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَیْثَما تُنْتِجُ،

ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلأَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ ذُعافاً مُبِیداً، هُنالِکَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یَعْرِفُ التّالُونَ غِبَّ ما أَسَّسَ الأَوَّلُونَ.

و در ادامه فرمود: " بروید و دل خوش باشید اما بدانید میوه تلخ این درخت امروزتان چیزی جز فساد و بالا کشیدنِ اموالتان و درو کردن خودتان بوسیله حاکمیت مستبد نخواهد بود!

متن فرمایش ایشان ببینید؛

"بروید و به دنیای خود دل خوش کنید و از آن راضی و خوشحال باشید. ولی برای امتحان و فتنۀ پراضطرابی که در انتظار شماست، خود را آماده کنید و شادمان باشید به شمشیرهای برنده! و سلطه تجاوزگرانی ستمگر و خونخوار و هرج و مرجی فراگیر و حکومتی مستبد از ناحیه ظالمان؛ حکومتی که ثروت های شما را بر باد می دهد و جمعیّت شما را درو می کند! . - ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دُنْیاکُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَهِ جَاْشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَیْف صارِم وَ سَطْوَهِ مُعْتَد غاشِم وَ بِهَرَج شامِل وَ اسْتِبْداد مِنَ الظّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ جَمْعَکُمْ حَصِیداً."

امروز تمام آنچه حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا (س) پیش بینی نمود را با چشم خود در گوشه گوشه جهان اسلام میبینیم ! اگر دیروز پیش بینی حضرت (س) به شکلِ خوارج و جمَل نمایان شد ، امروز در همان امتداد تلخ به شکلِ القاعده طالبان و داعش ظهور کرده، و متاسفانه بیش از چنین فتنه های سیاسی ، کشورهای اسلامی درگیر فساد اخلاقی شده و از سوی دیگر اختلاس و دزدی از بیت المال رمق را از بُنیه نحیف جوامع دینی گرفته است !

اخبار مرتبط

اسوه ی فاطمی

ببینید/ این قطعه مطالبه‌ای مبتنی بر تاریخ از مسئولین است که از سرانجام کنار گذاشتن مردم عبرت بگیرند - با مداحی مهدی رسولی

مقام بلند فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر

آیت‌الله العظمی جوادی آملی: تندروی و کندروی نکنید؛ مواظب باشید جامعه را یکجا داشته باشید/ امیرالمومنین می‌فرماید اگر کسی شقاق و تفرقه ایجاد کند، از ما نیست، هر چند عمامه من را داشته باشد، حرفش را گوش نکنید با او هماهنگ نباشید

نقش و جایگاه زن در جهان معاصر از دیدگاه امام خمینی/ نماینده خمین: در مکتب امام خمینی(ره) وظایف تعریف شده برای زن و مرد براساس تفاوتهای طبیعی این دو جنس است/ معاون رییس دادگستری استان مرکزی: امام الگوی نوین اجتماعی برای زنان پایه گذاری کردند

انتهای پیام

هادی سروش: فاطمه زهرا (س) برای حفظ دین در برابر قدرت ایستاد و همه چیز خود را به پای دین گذاشت

هادی سروش :  فاطمه زهرا به‌خاطر حق خود حاضر به خطر افتادنِ زندگی و یا ریخته شدنِ خون مردم نبود

Englishالعربیه

پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران

شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۴۳:۵۲

نمایش همه بخش ها

  • خانه>
  • سیاست
  • کدخبر: 1617060
  • نسخه چاپی
  • ۱۴۰۲/۰۹/۲۵ ۱۱:۱۶:۳۷

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

هادی سروش: اهل بیت از گفتنِ "حق" ابائی نداشتند/ فاطمه زهرا به‌خاطر حق خود حاضر به خطر افتادنِ زندگی و یا ریخته شدنِ خون مردم نبود

هادی سروش استاد حوزه گفت: اگر حضرت زهرا ناله در عموم و نفرین را روا ندانسته بخاطرِ حفظ جان مردم است. و اگر زمینه خونریزی ایجاد نمی شد چنان خدا را قسم میداد و چون سریع الاجابه بود طومار زندگی همه را جمع می‌کرد. اما فاطمه خود را مسئول حفظ زندگی و خون مردم میداند که مبادا نفرینش شامل حتی یک بی گناه بشود.

هادی سروش: اهل بیت از گفتنِ

به گزارش جماران؛ حجت الاسلام هادی سروش در مسجد الغدیر تهران در مراسم شهادت حضرت فاطمه (س) گفت : فاطمه در ابتلائاتی قرار گرفت که از جنس حق کشی ها و انتقال نابحق قدرت بود و از حق خود و از دین دفاع کرد اما حاضر به آسیب دیدنِ دین و مردم نبود.

*ابتلائات در متن زندگی آدمی*

هادی سروش گفت: ابتلائات در زندگی انسان وجود دارد و ناگزیر هستیم و قرآن زندگی انسان را در مشکلات معرفی فرموده است که "لقد خلقنا الانسان فی کبد" ، و کبد به معنای سختی است ، کمتر انسانی است که مشکلی نداشته باشد ، و این مسیر خلقت انسان است و انسان در این مسیر رشد و تکامل پیدا میکند .

*سختی نخست در زندگی؛ فقر است*

فقر اولین و یکی از مهمترین ابتلایات زندگی انسان است و آنقدر فقر می‌تواند موثر باشد حتی در دین انسان هم اثر بگذارد و به تعبیر پیامبر؛ "کاد ان یکون الفقر کفرا" یعنی؛ چه بسا فقر انسان را از مسیر حق منحرف کند

سروش افزود ؛ روایتی را کلینی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که فرمود : "از زمان خلقت آدم به بعد همه مؤمنان در فقر بودند و کافران مستغنی بودند تا آنکه ابراهیم (ع) به نبوت رسید و او این دعا را کرد ؛ خدایا وسیله ای برای کفر قرار داده نشود" ، بعد از این دعا ؛ خداوند مومنان را مستغنی قرار داد و فقر را از برخی مومنان دور نمود.

*انسان در مواجهه با ابتلائاتِ دینی*

سروش گفت : آزمایش ها و ابتلائات و سختی ها در فقر خلاصه نمی‌شود بلکه گاهی مربوط به دین و مکتب و مذهب می‌شود ، و یا در جامعه اطرافیان حق میبینند حاکمیت حق، محدود و یا مهجور می‌شود و حق گرایان باید در سختی های دوران باطل را با سختی ها بگذرانند.

ما در مراجعه به سخنان معصومین به نکاتی می‌رسیم ، مثلا امیرالمؤمنین در خطبه ای می‌فرمایند : اولین شهادت بناحق که در اسلام شکل گرفت در مورد رسول الله بود که آمدند و گفتند: شهادت میدهیم پیامبر هیچ کسی را به عنوان خلیفه معرفی نکرده است ؛ " کان رسول الله الطیب المبارک اول مشهود علیا بالزور فی الاسلام" . (کافی ، ج۸ ص۲۶)

این یک نوع ابتلاء برای اهلبیت (ع) است که امیرالمؤمنین و حضرت زهرا در میان این جامعه و در مسجد پیامبر که مملو از جمعیت است جملگی شهادت نادرست می‌دهند و این خود ابتلاءبزرگی است!

هادی سروش

*فاطمه زهرا حاضر به ایجاد زمینه خون ریزی در جامعه نیست*

مسئله غصب خلافت و عدم بیعت امیرالمومنین و ربودن حق مالی حضرت زهرا جدی شد تا جائیکه از امام صادق نقل شده است که زهرا (سلام الله علیها) در حالیکه پیراهن رسول الله را به سر داشت وارد شد و فرمود : میخواهید دست به خون علی(ع) ببرید! اگر گناه و معصیت نبود ناله ای بر درگاه الهی با شرایطی میزدم که همه چیز شما را نابود می‌کرد؛ والله لولا ان تکون سیئه لنشرت شعری و لصرختالی ربی" (کافی؛ج۸ص۲۳۸)

از این روایت مهمتر بیان امام باقر(ع) از حضرت زهرا است که چرائیِ معصیت بودن ناله و نفرینش را طرح نموده و فرمود: "والله .. لولا انی اکره ان یصیب البلاء من لا ذنب له ؛ لعلمت انی ساقسم علی الله ، ثم اجده سریع الاجابه" (کافی ، ج۸ ص۲۳۸)

مقصود این است که اگر حضرت زهرا ناله در عموم و نفرین را روا ندانسته بخاطرِ حفظ جان مردم است . و اگر زمینه خونریزی ایجاد نمی شد چنان خدا را قسم میداد و چون سریع الاجابه بود طومار زندگی همه را جمع می‌کرد. امافاطمه خود را مسئول حفظ زندگی و خون مردم میداند که مبادا نفرینش شامل حتی یک بی گناه بشود.

این آموزه بزرگی از فاطمه زهرا است که کسی حق ندارد بخاطر یک گناه که در جامعه انجام میشود زمینه خونریزی و عدم امنیت اجتماعی و اقتصادی را رقم زند.

*اهل بیت از گفتنِ "حق" ابائی نداشتند*

استاد حوزه افزود : اینکه میگوییم فاطمه (س) مراقب زندگی و جان مردم بود ، بدین معنا نیست که از گفتن حق اباء داشته اند.

این نمونه را ببینید ؛ مشایخ ثلاثه حدیث -کلینی، صدوق، طوسی- نقل میکنند که امام صادق در مسیر مدینه به مکه بودکه به خم برخورد کرد کاروان دار فردی بنام حسان جمال است که می‌گوید : در مسیر به مسجد الغدیر رسیدیم و آنجا همان نقطه ای است که پیامبر ، امیر المؤمنین را به عنوان خلیفه بلافصل معرفی کرد . دیدم امام صادق (ع) نگاهی به اطراف آن جا کرد به ما و همسفران فرمود : اینجا محل قدم های رسول الله است که در غدیر فرمود: من کنت مولا فهذا علی مولا ؛ هر که من مولای اویم ... و سپس امام صادق به موضع دیگر نگاه کرد و فرمود : در این مکان افرادی بودند که منافق بودند ووقتی سخن پیامبر را شنیدند، می‌خواست چشمانشان از عصبانیت از کاسه سر بیرون بزند! که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و آیه "ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون" را نازل کرد و در نتیجه پیامبر خواست تا از چشم زخم این منافقین دور بماند. (کافی ج۴ص۵۶۶)

بله ؛ معصومین (ع)‌ در جمع های خصوصی شان این مسائل و ظلم هارا بیان می‌کنند وظایفشان که بیان حق بوده را انجام می‌دادند، اما گفتار و روش مبارزاتی آنان باعث تخریب زندگی مردم و یا ریختن خونی نمی شدند چون حاضر نبودند این ابتلائات دینی جامعه را به نابودی بکشانند .

استاد سروش در پایان چنین نتیجه گیری نمود ؛ امروز این درس بزرگ حضرو فاطمه پیش روی ماست و ما حق نداریم به هر دلیل موجه و غیر موجهِ دینی و غیر آن مانند گناه در گوشه ای از جامعه ، زندگی و جان مردم در خطر قرار دهیم . بله مسئولیت ابلاغ احکام خدا با ادبیات فاخر و مهرورزانه را نمیتوان نفی نمود.

استاد هادی سروش: تفکر فاطمی را در اخلاص و عدم امتیاز خواهی باید دید/ با اختلاس، رانت و منافع نامشروع

استاد هادی سروش: تفکر فاطمی را در اخلاص و عدم امتیاز خواهی باید دید/ با اختلاس، رانت و منافع نامشروع نمی توان موسسه خیریه راه انداخت

شفقنا- استاد هادی سروش تاکید کرد: با توجه به آموزه نهج البلاغه و رفتار حضرت فاطمه(س) به این نتیجه می رسیم امروز اگر در گوشه ای از دنیا با پول بلیط کنسرت های مختلط و نامشروع نمی توان به کمک مردم مظلوم نقطه دیگری شتافت! همان طور با اختلاس و رانت و غیره در داخل کشور نمی توان موسسه خیریه راه انداخت،این درس حضرت زهرا(س) است.

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در ادامه مبحث “احیاءتفکرفاطمی” در مسجد الغدیر تهران گفت: با توجه به آموزه نهج البلاغه و رفتار حضرت فاطمه به این نتیجه می رسیم امروز اگر در گوشه ای از دنیا با پول بلیط کنسرت های مختلط و نامشروع نمی توان به کمک مردم مظلوم نقطه دیگری شتافت! همان طور با اختلاس و رانت و غیره در داخل کشور نمی توان موسسه خیریه راه انداخت .
وی بیان داشت: حضرت زهرا (س) ۹ سال در خانه پدر و ۹ سال در زندگی مشترک با امیر المؤمنین بود که ۵ سال در مکه و ۱۳ سال در مدنیه بود و روزگار ایشان با رخدادهایی عادی و غیر عادی همراه بود.

مهمترین رخداد زندگی حضرت فاطمه(س) و علی(ع)

سروش گفت : در این میان حوادثی رخ می‌داده و به شکلی عادی دوران بوده تا آنکه در خانه امیرالمومنین یک حادثه مهم رخ داد و باعث نزول آیاتی از قرآن شد و آن آیات سوره الانسان است که فرمود: “وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَاشُكُورًا”.
وی افزود: آن رخداد به تعبیر شیخ طوسی در تفسیر تبیان ؛ آن رخداد ای نقدر مهم بود که در ثنای او و عظمت او خدا آیاتی را نازل نموده که تاقیامت برای فاطمه است و معادلی ندارد. شیخ طوسی [که از او به شیخ الطائفه نام برده می شود و دو کتاب از کتب اربعه شیعه از ایشان است] چنین نوشته ؛ “قد روت الخاصة والعامة أن هذه الآيات نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين (ع) فإنهم آثروا المسكين و اليتيم و الاسیر ثلاث ليال على إفطارهم وطووا و لم يفطروا على شيء من الطعام، فأثنى الله عليهم هذا الثناء الحسن، و أنزل فيهم هذه السورة و كفاك بذلك فضيلة جزيلة تتلى الى يوم القيامة”

گزارش زمخشری از جریان اطعام و احسان فاطمه

این استاد حوزه اظهار داشت: جناب زمخشری که استوانه تفسیر در معتزله است در “الکشاف” گوید : امام حسن و امام حسین مریض شدند و حضرت زهرا برای بهبود و سلامت آن دو نذر سه روز روزه نمود و در زمان افطار در یک شب و یا در طول سه شب سائل آمد [مورد تایید و قبول شیخ طوسی است] و اهل بیت غذای خود را به آنان دادند که مسکین و یتیم و اسیر بوده است .

اطعام یک مشرک توسط فاطمه زهرا و استفاده فقهی از آن

وی در ادامه تصریح کرد: نکته ای در آیه “یُطعمون الطعام” است که علامه طباطبایی به آن تفطن داشته و می‌فرماید: در زمان نزول آیات جنگی میان دو طائفه مسلمین نبوده تا اسیر ، یک مسلمان باشد بلکه چون جنگها بین مسلمین و مشرکین بوده پس اسیر یک فرد مشرک بوده است و حضرات او را اطعام نموده اند. از اینجا می توان به نکته مهمی که در فقه مطرح است رسید که از نظر فقهی احسان و انفاق به نیازمندان غیرمسلمان رواست.

امتیاز فاطمه در احسان ورزی

هادی سروش ختطرنشان ساخت: در زندگی خوبان و انبیاء و اولیاء احسان و انفاق بسیاری بوده ، خوب است تفطن و دقتی داشته باشیم که خصوصیت این احسان حضرت زهرا(س) چیست که فقط در این مورد ثنای الهی آمده است.

دو خصلت بسیار نادر در احسان و انفاقِ حضرت زهرا(س)

وی افزود : بر اساس آیه “إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ ” دو خصوصیت بسیار مهم در احسان فاطمه زهرا نهفته است که طبق بیان امام صادق(ع) این دو آنچنان پنهانی است که اگر خدا از آن پرده برنداشته بود همواره مخفی می ماند و آن خلوص و دیگری امتیاز نخواهی ایشان بوده . طبق نقل شیخ صدوق در کتاب امالی ؛ امام صادق فرمود: آنان حتی این جمله را هم نگفتند که “ما برای خدا کردیم” ؛ متن حدیث چنین است ؛ “وَ اللَّهِ مَا قَالُوا هَذَا لَهُمْ وَ لَکِنَّهُمْ أَضْمَرُوهُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَأَخْبَرَ اللَّهُ بِإِضْمَارِهِمْ یَقُولُونَ لَا نُرِیدُ جَزَاءً تُکَافُونَنَا بِهِ وَ لَا شُکُوراً تُثْنُونَ عَلَیْنَا بِهِ وَ لَکِنْ إِنَّمَا أَطْعَمْنَاکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ وَ طَلَبِ ثَوَابِه.
امام صادق (ع)- به خدا قسم این جمله را برای آن‌ها به زبان نیاوردند ولی در دل گرفتند و خدا از آن خبر داد. گویند: «چیزی در عوض از شما نمی‌خواهیم و نمی‌خواهیم که قدردانی کنید. تنها برای رضای خدا به شما اطعام کردیم و ثواب او را خواهیم».
این مرحله از اخلاص محیرالعقول است !

وی ادامه داد: عظمت حضرت زهرا(س) در کمال خلوص در بیانات معصومین و غیر معصومین آمده است . مانند حسین بن روح که یک شخصیت بزرگ علمی و معنوی است تا جائیکه یکی از نواب اربعه حضرت مهدی (عج) است. وقتی از ایشان پرسیدند عظمت فاطمه در گرو چه حالی و عملی از او بوده؟ فرمود: ” بفضل الاخلاص”.

فاطمه در احسان و خیرات خود ذره ای متوجه امتیازخواهی نیست

هادی سروش ادامه داد: این خصوصیت بسیار نادری است ما در تمام خیرات و انفاق ها و احسان ها می بینیم و آن این است “لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَاشُكُورًا” یعنی ما برای احسان خود نه مزدی می‌خواهیم نه توقع تشکر از کسی داریم و خلاصه هیچ امتیازی را در نظر نداریم.

پایه و اساسِ احسان و انفاق باید توحید و پاکی باشد

وی در ادامه گفت: احسان و انفاق مانند طبقه سوم و چهارم و پنجم یک برج است که بر پایه ای مستحکم باید استوار باشد.پایه استوار تمام رفتار معنوی آدمی خداشناسی و خدا خواهی و معرفت است . این از آموزه های اولیه امیر المومنین در نهج البلاغه است که در اول نهج البلاغه فرمود: ” اول الدین معرفته” ، پایه و اساس در معرفت خداوند است.
استاد مطهری می نویسد:”هر کاری در عالم یک نظم و حساب مخصوصی دارد که فقط با آن نظم و هندسه و حساب می تواند انجام بگیرد مثل همین بنا که آن بنایی قابل اعتماد است که از اول پایه ریزی خوبی شده باشد ، پایه اول دینداری معرفت خداست. بدیهی است که استحکام هر بنایی بستگی کاملی دارد به قرصی و استحکام پایه های اول اگر پایه اول درست شد سایر پایه ها درست است و اگر نه درست نیست هیچ ممکن نیست پایه اول را نساخته شروع کرد به طبقات بالا؛ یعنی همه دستورات الهی در درجه بعد است مثل نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زکات و غيرها نمازی که از روی معرفت نباشد نتیجه ندارد و روزه ای که از روی معرفت نباشد فایده ندارد.”

با اختلاس و رانت و منافع نامشروع نمی توان موسسه خیریه راه انداخت

با توجه به آموزه نهج البلاغه و رفتار حضرت فاطمه(س) به این نتیجه می رسیم امروز اگر در گوشه ای از دنیا با پول بلیط کنسرت های مختلط و نامشروع نمی توان به کمک مردم مظلوم نقطه دیگری شتافت! همان طور با اختلاس و رانت و غیره در داخل کشور نمی توان موسسه خیریه راه انداخت،این درس حضرت زهرا(س) است.

 استاد هادی سروش: حضرت فاطمه در ردیف مظاهر هدایت الهی است

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: حضرت فاطمه در ردیف مظاهر هدایت الهی است

پنج‌شنبه ۲۳ / ۰۹ /۱۴۰۲ | ساعت ۱۵:۱۹

شفقنا – استاد سروش که در مراسم فاطمیه دوم به دعوت مسجد الغدیر تهران با موضوع “احیاء تفکرِ فاطمی” سخنرانی دارد گفت: نام انبیاء و اولیاء و حتی مومنان به عنوان الگوهای هدایت در قرآن مطرح است و پیامبر رحمت (ص) موردِ دستور است که نام آنان را متذکر باشد و این حقیقت در مورد اهلبیت و خصوصا حضرت صدیقه شهیده جاری و ساری است و باید نام و یاد آن حضرت در متن جامعه مطرح باشد‌.

*یادآوری نام انبیاء درجامعه یک ضرورتِ قرآنی است*

حجت الاسلام سروش گفت: خداوند ذکر نام انبیا را همواره متذکر شده است و بر پیامبر خود هم ضروری دانسته که نام آنان را در جامعه متدکر شود.

آیات متعددی است که نام انبیاء ذکر شده است مانند این آیه ۳۲ سوره آل عمران که فرمود:‌ “إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحٗا وَءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمۡرَٰنَ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ” که میفرماید؛ بى ترديد خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را به خاطر شايستگى هاى ويژه اى كه در آنان بود بر جهانيان برگزيد. در این آیه نام پیامبرانی چون آدم و نوح و آل ابراهیم [اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و یوسف و ..] و پیامبرانِ آل عمران [طبق گزارش تفسیر مجمع البیان عبارتند از ؛ موسی ، هارون‌ ، چهار پسر عَمران ، مریم و عیسی ] نام برده است.

*مسئولیت پیامبر بر زنده نگه داشتن نام پیامبران*

استاد حوزه گفت: و مهم این است در سوره ص آیه ۴۵ فرمان میدهد که پیامبر از انبیاء نام برد؛ “وَٱذۡكُرۡ عِبَٰادَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ و یعقوب.. ”

مسئولیت پیامبر تنها تعلیم و تزکیه نیست بلکه بردن نام این انبیاء از مسئولیت های اوست . و این نام بردن ها در خفا و یا گاه بگاه نیست بلکه باید همواره در حال یاد آوری باش ، و نه فقط نام اولوالعزم از پیامبران را باید متذکر شود بلکه غیر اولوالعزم مانند اسحاق و یعقوب و.. نام برده است. پس مسئولیت پیامبر نام بردن از انبيا الهی است و این مسئولیت به تمام مبلغین امروز رسیده و باید نام انبياء را در جامعه زنده نگه دارند و هم خود الگو بگیرند و هم بدیگران بیاموزند.

قرآن غیر از انبيا اسم برخی غیر از انبيا را هم ذکر کرده است. مثلا در سوره یاسین از فردی نام میبرد که پیامبر نیست و حتی ولی خدا هم نیست ، بلکه یک مومن است که خداوند از او با عنوان “رجل” نام برده که در تفاسیر به نام حبیب نجار بوده ، و او مومن آل فرعون بوده است که تنها مومن در آن خاندان است. تنوین بر رجل که وارد شده حاوی نکته است که نگاه خاصی روی این رجل است. “وجاء من أقصا المدينة رجل يسعى‌ قال يقوم اتّبعوا المرسلين”

*پاسخ قرآنی به اینکه چرا نام فاطمه و فاطمیه باید در جامعه مطرح باشد؟*

هادی سروش گفت : حال به جواب این سوال میرسیم که چرا باید هر سال نام فاطمه (س) را ببریم؟ پاسخ روشن است که حضرت فاطمه در ردیف مظاهر هدایت الهی است که نام او و هدایت های او روشن کننده راه پیش روی بشریت است همانطوریکه نام انبیاء چنین است.

ذکرِ نام و ذکرِ فضائل معصومین ، نه تنها یک مسئولیت است ، بلکه دارای برکاتی که نصیب انسان می‌کند. با ذکر نام و زندگی و سیروه روش آنان است که مییابیم آنان چه کردند که به این درجات عالی رسیدند؟ در نتیجه بر معرفت خود افزوده و آنان الگوی مابرای رشد در معرفت و ارتقاء روحی خواندبود.

پس ما طبق وظیفه است که فضائلی از حضرت زهرا میگوییم تا نام او زنده بماند و ارادت به او در جامعه افزایش پیدا کند و زندگی او الگو زندگی ما شود.

*شرح حدیث ” فاطمه؛ اولین شخصی که به بهشت واردمیشود“*

سروش در ادامه گفت : در اینجا روایتی است که قابل توجه است و برای اثبات فضیلت حضرت زهرا برای اهل سنت کافیست، از اهل سنت جناب ذهبی در کتاب میزان الاعتدال ج ۲ ص ۶۱۸ نقل کرده که شخص بسیار سخت گیری در قبول حدیث است و نیز ابن حجر در کتاب لسان المیزان ج ۴ ص ۱۶ آورده :

پیامبر خدا (ص) فرمودند : “اول شخص یدخل الجنه فاطمه بنت محمد” ؛ اولین کسی که به بهشت وارد می‌شود فاطمه است.

فقه الحدیث این بیان پیامبر مهم است؛ اگر پیامبر می‌فرمود: “اول من النساء” که سخن از اول زنی که وارد بهشت میشود بود ، تحلیل راحتی داشت و میتوانستیم بگوییم او چون سیده نساء العالمین است و مقتضی مقام اولین ورود است. اما تعبیر پیامبر طبق نقل “اول شخص” است واین سوال پیش می آید پیامبر و امیرالمؤمنین افضل هستند پس قضیه ورود فاطمه (س) به عنوان اولین چيست؟

این اولیت، زمانی نیست چون انجا زمان مطرح نیست بلکه اولیت رُتبی و مرتبت و مقام است.

اهل معرفت برمبنای نگاه عقلی و شهودی برخی موجودات متعددِمادی را دارای یک حقیقت نوری میدانند که در حقیقت یک اتحاد میان اشخاص متعدد را باور دارند و درمورد اهلبیت(ع) در روایت داریم‌؛ “کلهم نور واحد”.

پس نور حضرت زهرا جدای از بقیه نیست اگر ایشان اول است در واقع پیامبر و امیرالمؤمنین هم اول هستند.

استادما آیت الله وحید خراسانی بر این نظر در درس تاکید داشتند و درست است و شواهدی نه تنها بر اتحاد روحی بین پیامبر و فاطمه مانند روایتِ “فاطمه بضعه منی” داریم بلکه در بخش شباهت جسمانی هم روایاتی داریم مثلا در صحیح بخاری ج ۷ ص ۱۴۱ از قول عایشه نقل می‌کند که گفت: من ندیدم در میان کل مردم کسی در سخن گفتن و حدیث و نشست؛ شبیه تر از فاطمه به پیامبر ندیده ام.

استاد مطهری نقل می‌کند که فاطمه از نظرظاهری و توانائی جسمی و استخوان بندی بسیار شبیه پیامبر بودند.

بنظر میرسد شاید اولین شخص بودنِ حضرت زهرابه بهشت وجه دیگری هم داشته باشد و آن از این جهت است که بهشت تجسم آخرتی خود فاطمه است و او صاحب بهشت است، او فزرندان معصومش تا قیامت بخاطر هدایت هایشان دائر کننده بهشت و بهشتیان هستند. بله؛ در عین اینکه ریشه و اصلِ اصل همه کمالات پیامبر خاتم(ص) است، اما اوست این ورود اولی را به فاطمه (س) تفویض میفرماید.

این تحلیل میتواندراه گشا برای تحلیل حدیث پیامبر رحمت(ص) باشد.

اخبار مرتبط

فاطمه (س) و تبیین حاکمیتِ استبدادی/ نوشتار هادی سروش

اقوال مختلف درباره محل دفن حضرت فاطمه (س)

مقام بلندِ فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر/ نوشتار استاد...

«فلسطین و ملت ها و ایران»/ یادداشت استاد های سروش

هادی سروش: اگر بخواهید مسلمان زیستن را بر مردم تحمیل کنید...

استاد هادی سروش: «امنیت اقتصادی» از حقوق مسلم شهروندی است

فاطمه (س) و تبیین حاکمیتِ استبدادی/ نوشتار هادی سروش

فاطمه (س) و تبیین حاکمیتِ استبدادی/ نوشتار هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری به مناسبت فرارسیدن شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) آورده است: ️ استبداد؛ با قدرت سیاسی «زورمی‌گوید» و «اجبار می‌کند» و «دست در جیب مردم دارد» و نیز «مخالف خود را حذف می‌کند»! و نهایتاً از لاشه حقوق پایمال کرده‌، تمام بهره را می‌برد! حال وقتی تمام این جنایات به اسم دین و یا با قدرت غیر قابل مهار دین انجام شود، «استبداد دینی» نام می گیرد.

فرآیند استبداد از نگاه حضرت فاطمه

یکی از بحث های پردامنه در حیات سیاسی حضرت زهرا (س) ؛ مواجهه ایشان با استبداد است. حضرت فاطمه زهرا (س) ملاقاتی با زنان مدینه دارد که سخنان حضرت در آن ملاقات بسیار مهم و در واقع مُکمل «خطبه فدکیه» است و سخن از «استبداد» و فرایند آن که ظلم سیاسی، ناامنی و اختلاس و دزدی از بیت المال است دارد که متن فرمایش ایشان خواندنی است. در این دیدار می فرماید: «و شادمان باشید به شمشیرهای برنده که بر گردن شما خواهند گذاشت، و تجاوزگرانی ستمگر و خونخوار بر شما مسلط می شوند، و هرج و مرجی همه زندگی و جامعه را فرامی گیرد، و حکومتِ جائر با استبداد همه ثروت را ملک شخصی کرده و شما را محروم می کند و در آخر همه شما را درو خواهد کرد! ؛ أَبْشِرُوا بِسَیْف صارِم وَ سَطْوَهِ مُعْتَد غاشِم وَ بِهَرَج شامِل وَ اسْتِبْداد مِنَ الظّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ جَمْعَکُمْ حَصِیداً.»

دردِ استبداد دینی جامعه را بیهوش کرد!

ممکن است همه دردهای استبداد را مردم متحمل شوند و آه برنیارند! وای به حالِ آن روزی که جامعه از شدت دردِ استبداد به بیهوشی رود! چرا که فشارهای نظامی و امنیتی با رنگِ دینی؛ سطح جامعه را مقهور یک حرکت روانی می کند بطوریکه جامعه هوشیاری خود را از دست می دهد، و آن حرکت روانی؛ ایجاد و یا تقویت روحیه بی تفاوتی در افکار عمومی است و حضرت صدیقه شهیده (س) به این ضایعه عمومی در خطبه فدکیه اشاره نمود و چنین فرمود : «شما که بازوی اسلام بودید و اسلام در دامن شما رشد کرد و مطیع پیامبر بودید، چه شده که الآن در مقابل این همه ظلمی که به خانواده پیامبرتان می‌شود، ساکت نشسته‌اید و از حریم آنان دفاع نمی‌کنید؟! واین چرت و غفلت زدگی چیست ؟! / یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الْاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُفی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟.»

راهکار حضرت زهرا در برابر استبدادِ دینی و خاموشی جامعه

فاطمه اطهر (س) وقتی در برابر ظلم قرار گرفت، در نهایت هوشمندی، تلاش کرد تا به اهداف عالیه خود در برابر «استبداد دینی» دست پیدا کند. او با یک دیدِ قوی و نیز یک سیاست مشخص، بعد ایراد دو خطبه ؛ «فدکیه و فاطمیه» که در اولی مخاطبش عموم جامعه و دیگری زنان مدینه بود. در بیانات خود به این سوال تمام افکار عمومی آن روز و آینده را متوجه نمود ؛ چگونه بر حاکمیت خود نام اسلام می گذارید؟! در حالی که آن کسی که با قرآن و پیامبر (ص) پیوند دارد ؛ ما هستیم. بعد از این اتمام حجت ؛ وصیت به دفن شبانه و غریبانه نمود: «علی جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن كن. شب مرا دفن كن، نمی‌خواهم كسانی كه به من ظلم كرده‌اند در تشییع جنازه‌ی من شركت كنند ؛ يا علي غَسِّلْني فِي اللَيلِ و كِفِْني فِي الليلِ و دَفِّني فِي الليلِ ولا تَُعْلِن اَحَداً» گرچه بصورت مخفیانه چهره بر نقاب خاک کشید! اما ؛ تاثیر این وصیت و انجام مو به موی آن توسط امیرالمومنین (ع) تاریخ ساز شد و اجازه لوث شدن «قصه رنج های فاطمه» را به گذرِ زمان نداد.

️استادشهید مطهری می‌گوید: «تاریخ كارش همیشه لوث است. افرادی جنایتی را مرتكب می‌شوند و بعد خودشان در قیافه‌ی یك دلسوز ظاهر می‌شوند برای این‌كه تاریخ را لوث كنند، عین كاری كه مأمون كرد که امام رضا را شهید می‌كند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش می‌زند و فریاد می‌كند… زهرا برای اینكه تاریخ لوث نشود، فرمود مرا شب دفن كن. لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند: پیغمبر یك دختر كه بیشتر نداشت؛ چرا باید این یك دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟»

️فاطمه پیروز شد ..

حضرت صدیقه طاهره (س) در کوشش برای بقاء -و نه تنازع برای بقاء- ، پیروز شد . او حقش را گرفت اما نه با «تکدی و گدائی» بلکه با شجاعت مجدّانه و پیگیر. و آن شجاعت؛ در مرحله اول در زبان روشنگری ظهور کرد و برای عالَم و آدم‌نمایان نمود که این اسلام رسمی و تبلیعاتی، اسلام نیست! و سپس، اقدام به «مخالفت مدنی» نمود ، و در مرحله سوم به «سکوت پرمعنا» که یک قهر سیاسی ممتد بود روی آورد و اجازه هرگونه سوء استفاده از حاکمیت را گرفت.

️ در برابر استبداد دینی ، یعنی؛ جائیکه «استبداد دینی» به کمک «قدرت سیاسی» خیز برمی‌دارد و در نتیجه چیزی از حق و حق‌طلبی و حق‌طلبان باقی نمی گذارد، درسی که می توان از فاطمه آموخت چنین است که تقدیم داشتیم.

استدلالات ضعیف و لعن گوئی‌هایِ نماینده خبرگان و شاگرد آیت الله مصباح!  /  هادی سروش

انصاف نیوز

استدلالات ضعیف و لعن گوئی‌هایِ نماینده خبرگان و شاگرد آیت الله مصباح!

۱۱ آذر ۱۴۰۲

۰ زمان تقریبی مطالعه ۳ دقیقه

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه در یادداشتی با عنوان «استدلالات ضعیف و لعن گوئی هایِ نماینده خبرگان و شاگرد آیت الله مصباح!» نوشت:

اخیرا یکی از شاگردان مرحوم آیت الله مصباح و از اساتید حوزه قم در مدرسه حقانی به ایراد سخن پرداخته و بنای بر اثبات ولایت فقیه و نیز سیاسی بودنِ علامه طباطبائی داشته که در این بین ، از افرادی چون مرحوم دکتر شریعتی و رئیس جمهور اسبق آقای خاتمی به عنوانِ “ملعون” نام برده و طلب “لعنت” نموده! و نیز با تعریض نسبت مرحوم استاد بزرگ محمدرضا حکیمی ، ایشان را هم از زبان تند خود بی نصیب نگذاشته است!

از آنجا که این سه ادعای ایشان منطبق با واقعیت نیست به اختصار مورد نقد قرار میدهیم؛

۱ ) در مورد لعن ؛

گذشته از اینکه آنچه ازآن دو نفر نقل میکند تقطیع شده است و هیچ گاه غرض آن دو شخصیت شناخته شده آن چیزی نیست که ایشان به آنان نسبت میدهد ، اصلِ بکار بردن «لعن و لعنت» در این موارد مغایر با فقه واخلاق است .
به تعبیر امام غزالی ؛ لعن ،اعلام و حکمِ دوری از رحمت رحمت الهی است!

پیامبر خدا (ص) فرمود: “لَعنُ المؤمنِ کقَتلِهِ ؛ لعنت کردن مؤمن، مانند کشتن اوست.”

در فقه و اخلاق روشن است که “لعن کردن” یک امر بی حساب و کتاب نیست.
فیض کاشانی نقل میکند؛ “نُعَیمان انصارى را زود به زود نزد رسول خدا (ص) مى آوردند و آن حضرت او را به خاطر گناهى که مرتکب شده بود مجازات مى کرد تا آن که روزى او را آوردند و پیامبر حدّش زد. مردى او را لعنت کرد و گفت: چقدر او را نزد رسول خدا مى آورند؟! رسول خدا فرمود: لعنتش مکن؛ زیرا او خدا و رسولش را دوست دارد ؛ فقالَ علیه السلام : لا تَلعَنْهُ ؛ فإنّهُ یُحِبُّ اللّه و رسولَهُ.”

امام خمینی درباره لعن به افراد در کتاب شرح چهل حدیث آورده که حتی به کفاری -غیرظالم- که از عاقبت آنان بی اطلاعیم‌ نمیتوانیم بصرف کفر لعن کنیم ، ایشان میفرماید: «کفاری را که معلوم نیست با حال کفر از این عالم منتقل شدند لعن نکنید؛ شاید در حال رفتن، هدایت شده باشند و روحانیت آن‌ها مانع از ترقیات شما شود.»

در خطرآفرینیِ «لعنت بیجا» روایتی از پیامبر خدا (ص) داریم که شاید به مهمی آن سخنی درباب لعن و لعنت نداشته باشیم که فرمود: “اگر لعنت فرستاده شده مورد استحقاق نباشد ، لعنت به خود لعنت کننده بازگشت پیدا میکند!”

متاسفانه فرهنگ لعنت فرستادن در میان برخی مردم کوچه و بازار دیده میشود و تاسف بیشتر از کسانی که «وصلِ سیاسی» هستند و به رقیب خود انواع لعنت ها را در تریبون نثار می کنند !!

۲ ) استدلال شاگردآیت الله مصباح برای اثبات ولایت فقیهان به آیه سوره فتح ؛ «يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» بسیار شگفت و ناروا است ! چرا که این آیه از مختصات رسول الله (ص) است.
حتی؛ امام خمینی و علامه طباطبایی استدلال به آیه ؛ «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» برای ولایتِ غیر معصوم را شدیدا انکار کرده اند.
و به همین وزان استدلال برای اثبات “نصب” در ولایت فقیه به روایت طولانی از حضرت امام رضا (ع) در باب امامت بی محل و غیر مناسب است.

لازم به ذکر است ؛ صاحب این قلم ولایت غیر معصوم را در اصل اثبات و محدوده اختیارات دارای دو قرائت میدانم که وزان “قرائتِ امام” مقبول بوده و با قرائتِ آیت الله مصباح کاملا متفاوت است.

۳ ) بخش دیگر ادعای این استاد محترم ؛ تبیین نگاه سیاسی علامه طباطبایی است و استدلال برای نگاه مثبتِ سیاسیِ علامه به دو امر شده ؛ یکی نوشتن رساله حکومت اسلامی، و دیگری ارتباط ایشان با آیت الله میلانی است که مدعی شده است آن مرجع بزرگوار مروج انقلاب و امام بوده!
در اینجا لازم بذکر است خاطرات از آیت الله میلانی گزینشی نقل شده و نظر وی در اواخر تفاوت بوده که قابل مراجعه است، و داوری و نظر علامه طباطبائی در مورد جریان انقلابیون و دارالتبلغ در مصاحبات افراد مطلع آمده است که قابل دسترس است‌.
و رساله حکومت اسلامی علامه طباطبائی؛ در واقع اثبات کننده نفوذ نظر مردم در عصر غیبت است و نه آنچیزی که آن سخنران بدنبال آن است.
عبارت علامه در “حکومت اسلامی” چنین است؛ «در هر صورت باید دانست که بدون اشکال در این زمان که پیامبر (ص) وفات نموده و امام (ع) نیز از دیده پنهان است، امر حکومت به دست خود مسلمین است، و این وظیفه آنان است که با در نظر گرفتن روش رسول خدا که روش امامت بوده است حاکمی را انتخاب کنند»

نکته پایانی؛
حفظ و حراست از انقلاب و مبانی آن از راه صداقت و معنویت و استدلال شدنی است.
مغالطه و یا استدلال ضعیف، و نیز تمسکِ به قرآن و سنت با قرائت شاذ و غیرمقبول ، و یا با لعن و نفرین و یا ایراد خاطرات تقیطع شده و جانبدارانه ؛ غیر از گریز دوستان ، چیزی دیگری را نتیجه نمیدهد چون بدیهی است که راه و اقدامِ باطل باعث تقویت جبهه حق نمیشود.
«فاعتبروا یا اولی الابصار؛پس عبرت بگیرید ای دارندگان دانش» (حشر / ۲)

مقام بلندِ فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر/ نوشتار استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

مقام بلندِ فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر/ نوشتار استاد هادی سروش

انتشار :‌ دوشنبه ۰۶ / ۰۹ /۱۴۰۲ | ساعت ۱۰:۴۶

ش️فقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) آورده است: «نقش عرفان و عارفان در تحول در معارف مربوط به حضرت فاطمه (س) بسیار درخور توجه است.

در گذر زمان همانطوریکه مباحث تاریخی مربوط به شخصیت ها رو به اکمال می رود و زوایای پنهان و یا خاکستری شخصیت ها به مرور زمان شفاف می شود، زوایای معرفتی در مورد انسان های به کمال رسیده عیان تر می گردد و چشمه های زلالی از «معرفت الله» را نمایان می کنند.

شخصیت عرفانی حضرت زهرا (س) تا قرون معاصر شخصیتی پنهان بوده بطوریکه از او فقط به عنوان دختر پیامبر (ص) و همسر امام علی (ع) نام برده می شد و ژرفائی از عمق زوایای معرفت الله او مطرح نبود اما امروز قصه به شکل متفاوتی است.

در این عرصه دو عارف محقق و متحقق معاصر -امام خمینی و علامه حسن زاده آملی- تلاش پر قیمتی را در مورد حضرت زهرای اطهر به جامعه فکری و عرفانی ارائه نمودند که بازخوانی بخشی از کلمات آن دو مغتنم است.

️بیان امام خمینی در حرکتِ وجودی فاطمه(س)

عارفان بر این مبنای متین استوارند که انسانهای رشد یافته دارای حرکت ِ شهودی و معرفتی هستند و همه آنچه که در تفکر و شهودشان می توان دید، از آثار آن حرکتِ شهودی و معرفتی سرچشمه گرفته است.

امام خمینی که عارف پر آوازه قرن معاصر است در این رابطه و در خصوص شهوداتِ عرفانی حضرت زهرای اطهر می گوید: «انسان، موجود متحرک‌‎ ‌‏است؛ از مرتبۀ طبیعت تا مرتبۀ غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیقۀ طاهره این مسائل، این‌‎ ‌‏معانی حاصل است. از مرتبۀ طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت‌‎ ‌‏معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ‌‎ ‌‏مراحل را طی کرده است تارسیده است به مرتبه ای که دست همه از اوکوتاه است. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در‌‎ ‌‏عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن‌‎ ‌‏ظاهر شده است. … تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است‌‎ ‌‏در این زن است. …زنی که‌‎ ‌‏تمام خاصه های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای‌‎ ‌‏رسول الله بود. …؛ تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن …. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های مُلکی‌‎ ‌‏و ناسوتی ـ همه ـ در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان.»

در اینجاست مناسب است ببینیم همه خاصه و یا خصوصیات انبیاء چیست که فاطمه اطهر (س) خلاصه همه آن خاصه هاست.

نکته اینجاست کسی می تواند تمام خاصه انبیاء را در خود جمع داشته باشدکه در مراتب معرفت چیزی کم نداشته باشد و طبق نظر امام خمینی؛ فاطمه اطهر در عصمت و شهود و قرب الهی که عارفان از آن به مقام «ولایت» تعبیر می کنند، چیزی از انبیاء کم ندارد.

وقتی در این موضوع به قرآن مراجعه می کنیم ؛ عبادت حق و دوری از طاغوت، نشان از تمام خاصه آنان است؛
به عنوان نمونه در مورد حضرت نوح آمده ؛ «لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ.(اعراف: ۵۹).همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست».

و یا در مورد حضرت هود در قرآن چنین می خوانیم؛ «وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ. (اعراف: ۶۵). و برای قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. او گفت، ای قوم! خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست».

درباره سایر پیامبران – نظیر صالح و شعیب – نیز همین عبارت تکرار شده و در آیات دیگر قرآن نیز درباره سایر انبیاء، عبادت خدای یکتا به عنوان هدف اصلی مطرح گردیده است

خلاصه هدف اصلی بعثت تمام انبیاء در قرآن ذکر شده است و خداوند می‏ فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ . (نحل /۳۶) همانا در بین هر امتی، رسولی فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید».

این متن در آیه ۹۰ همان سوره تشریح و تعیین مصداق شده و فرمود : «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ – در حقيقت ‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏ دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى دارد به شما اندرز مى‏ دهد باشد كه پند گيريد»

علامه حسن زاده: فاطمه زهرا مقام شهود رب را دارا بود

استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب «فص فاطمی» می نویسد؛ «عبادت حق و دوری از طاغوت یک مرحله از احسان است. مرحله دیگر احسان محبت به خلق و شفقت بر موجودات است و مرحله سوم شهود رب با هر چیزی و در هر چیزی است.

و نتیجه ؛ وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ، (لقمان /۲۲)هر كه روى خويش به خدا كند و نيكوكار باشد هرآينه به دستگيره استوارى چنگ زده است، و پايان همه كارها به سوى خداست.»

حضرت مریم از زنانی است که به این افق بلند دست پیدا کرد و لذا طبق تصریح قرآن در سوره مریم؛ فرشتگان بر او نازل شدند ؛ «اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک ..»

اما بر فاطمه بالاتر از این شامل شد و آن نزول روح اعظم بوده است که جبرئیل باشد.

این مقام را باید در «حرکت ایجادی» آن حضرت دید و به فهم آن همت گماشت.

️حرکت ایجادی فاطمی؛ ظهور حق

عارفان بر ای آدمی دو حرکت را تعریف نموده اند؛ حرکت وجودی و حرکت ایجادی.

در حرکت وجودی انسان به سوی کمال می رود و ذره ذره بوسیله علم و اخلاق و عمل صالح وجود خود را تکمیل می کند و نهایتا به کمال لایق می رسید.

در حرکت ایجادی که اختصاص به عارفان دارد انسان عارف براساس داشته های کمالی خود صاحب نفس می شود و نور حق در قلب او تابیده می شود.

ارباب معرفت مانند صاحب کتاب تمهیدالقواعد چنین می گویند؛ «غایه حرکه الایجادی هو هی ظهور الحق».
در این مقام، بیان استادمان علامه حسن زاده در حرکتِ ایجادی فاطمه اطهر بسیار مهم است، ایشان می نویسد؛ فاطمه اطهر مظهر تجلی اسماء خدا بود و بدین جهت حق در او متجلی گشت و توانست خدا را نشان دهد؛ «الایجاد هو ان یتجلی الحق المتحقق بکمال ذاته ازلا و ابدا بالکمال الاسمائی المتوقف علی الظهور .»

کمالات علمی و اخلاقی و روحانی حضرت زهرا نشان از آن تجلی نور الهی در نفس شریف اوست.

این تجلی در نفس ، فقط ادعای عارفان نیست بلکه جناب شیخ الرئیس در نمط هشتم از فصل نُهم کتابش بنام «الاشارات و التنبهات» تصریح نموده و می نویسد: «کمال هر حقیقتی که به مرحله فرشتگی رسد این است که نور حق در او متجلی می شود؛ – کمال الجوهر العاقل ان تتمثل فیه جلیه الحق الاول.»

و در نمط چهارم، فصل بیست وهفتم نیز تصریح می کند این مقام عرفانی تجلی حق و شهود حق از سنخ علم و دانش متعارف نیست و بواسطه عرفان عقلی ایجاد می شود و می گوید: «اشاره به حق فقط با عرفان عقلی میسر است.»

️فاطمه ؛ ظرف قرآن های ناطق و مظهر رحمت الهیه

از دیگر آثار شهود عرفانی حق و ظهور او؛ انعکاس انوار الهیه در حضرت فاطمه است که بوسیله او به 11 فرزندش که «امام» هستند افاضه شده است و از این مقام حضرت صدیقه به مقام «لیله القدر» نام برده می شود که حکایت از جایگاه و محل نزول 11 قرآن ناطق دارد همانطوریکه در ظرف شب قدر قرآن نازل شده است.

تعبیر حضرت علامه کتاب «الفص الفاطمی» چنین است؛ «فنزل احدعشر قرآنا ناطقا من تلک اللیله المبارک التی هی لیله القدر و هی ام الائمه . فافهم ثم تدبر قوله سبحانه انا اعطیناک الکوثر» (ر.ک: فص فاطمی / ۲۵۸)
در اینجا سوال پیش می آید که مادر امیرالمومنین (ع) «فاطمه بنت اسد» مادر دوازده امام است و فاطمه اطهر مادر 11 امام و چگونه است از آن بانوی مرتبه در این مباحث یادی نمی شود؟

پاسخ این سوال با توجه با مقدمات عرضه شده سهل است که ملاک در مباحث عرفاتی با ملاک در مباحث خانوادگی متفاوت است، فاطمه زهرا دارای بنیه الهی است و آنچه در فرزندان معصومش دیده می شود به تمام کمال خود داراست، در نتیجه ظرف گرفتن نور امامت است.
علامه حسن زاده (اعلی الله درجاته)در فص فاطمی می نویسد؛ «لیله القدر هی بنیه الانسان الکامل ای القلب الذی هو عرش الرحمن»

فاطمه زهرا (س) و ظهور رحمت الهیه

نمونه دیگر از آثار شهود عرفانی حق و تجلی به نور او در این است که کسی که به این مرحله از معرفت الله رسیده باشد، وسیله الی الله برای دستیابی به رحمت الهیه است و خود او مظهر تمام و کمال رحمت خداست.
چه زیبا خود آن حضرت (س) در خطبه نورانیش فرمود: .. وَاحْمِدُوا اللّه َ الَّذى لِعَظَمَتِهِ وَنُورِهِ يَبْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأرَضِ اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَنَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَنَحْنُ خاصَّتُهُ وَمَحَلُّ قُدْسِهِ وَنَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ وَنَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِهِ… ؛ – سپاسِ خدايى را به جاى آريد كه به خاطر عظمت وجود و جلوه نورش هر آنچه در آسمانها و زمين است خواهان ره يافتن به سوى او هستند و ـ در اين ميان تنها ـ ما وسيله تقرب به او و بندگانِ برگزيده و پايگاه تقديس و تنزيه او و حجت او در غيبت و نهان و وارث پيامبران اوييم.
فاطمه اطهر مظهر رحمت خداست و هر کسی در دنیا و آخرت، به مقدار ظرفیت و معرفتش میتواند بوسیله ایشان از رحمت الهیه بهرمند شود.

حضرت زهرا در یکی از مناجات‌های خود می‌گوید:
«الهی و سیدی اسئلک بالذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فارقتی ان تغفر لعُصاةِ شیعتی و شیعة ذرّیتی». این سخن، نهایت محبت، علاقه و دوستی حضرت زهرا(س) با یکایک افراد امت را نشان می‌دهد؛ حتی گنهکاران و کسانی که به خطا رفتند و لغزشی داشته اند.

نمونه از لطف حضرت زهرا به یک عارف

عارف بزرگ آیت الله شاه آبادی سخن زیبای دارد که می گوید: «فاطمه کلید معرفت الله است.»

این عنایت زهرا(س) از سوی او مانع و منعی ندارد و مانند باران رحمت بر همگان می بارد، گرچه هرکسی زمینی بقدر توسعه و ظرفیت خود از باران استفاده می کند.

داستان خواب بحرالعلوم در مدینه و تشرف به محضر رسول الله (ص) خواندنی است.
مرحوم علامه بحر العلوم می گوید: در عالم رؤیا دیدم که در مدینه مشرفه بودم و مرا جناب پیغمبر (ص) احضار نمود. داخل حجره مقدسه شدم، دیدم، جناب پیامبر (ص) در صدر مجلس قرار گرفته و حسنین و حضرت فاطمه (علیهم السلام) در حاشیه مجلس قرار دارند و آقا حضرت علی (ع) سرپا ایستاده است. به دست بوسی رسول خدا (ص) مشرف شدم، مرا مخاطب به خطاب «مرحبا بولدی» نموده و کمال محبت و مهربانی را درباره من مبذول داشت، مساله ای چند سؤال نمودم. فرمودند: از امام زمان خود سؤ ال کن. پس صاحب الامر را حاضر نمودند و مسائل خود را سؤال نمودم. پس رو به حضرت فاطمه زهرا (س) نموده، فرمودند: «خذی ولدک»؛ پسرت را دریاب. آنگاه حضرت فاطمه (س) دست مرا گرفت، به حجره خود برد و از من رویش را نمی گرفت گویا صورت مبارکش الحال در نظرم هست، پس حضرت برای من آش آورد که همه حبوبات در آن بود تناول کردم و در نهایت شوق از خواب بیدار شدم. چنان شرح صدری برایم پیدا شد که هرچه بعد از آن در کُتب مشاهده می کردم به یک مرتبه حفظ می نمودم و به این مقام رسیدم.

در پایان به این جمله حضرت استاد حسن زاده توجه کنید و مورد دقت و تفکر قرار دهید که فرمودند؛ «در بهشت کوثر است و آن کوثر نهری است که در تمام بهشت دارای چشمه ها و شعبه هاست و تمام شعب و چشمه ها از او منشعب است».

صلی الله علیها یوم ولدت و یوم استشهدت و یوم ابعثت حیا.

مقام بلند فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر

کدخبر: ۱۶۱۵۱۷۰تاریخ انتشار:

مقام بلند فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر

مقام بلند فاطمه زهرا(س) در شهود دو عارف معاصر

دو عارف محقق و متحقق معاصر -امام خمینی و علامه حسن زاده آملی- تلاش پر قیمتی را در شناساندن مقام بلند حضرت زهرای اطهر(س) به جامعه فکری و عرفانی ارائه نمودند که بازخوانی بخشی از کلمات آن دو مغتنم است.

نقش عرفان و عارفان در تحول در معارف مربوط به حضرت فاطمه (س) بسیار درخور توجه است.
در گذر زمان همانطوریکه مباحث تاریخی مربوط به شخصیت ها رو به اکمال میرود و زوایای پنهان و یا خاکستری شخصیت ها دررمرور زمان شفاف میشود ، زوایای معرفتی در مورد انسان های به کمال رسیده عیان تر میگردد و چشمه های زلالی از "معرفت الله" را نمایان میکنند.
شخصیت عرفانی حضرت زهرا (س) تا قرون معاصر شخصیتی پنهان بوده بطوریکه از او فقط به عنوان دختر پیامبر و همسر امام علی نام برده میشد و ژرفائی از عمق از زوایای معرفت الله او مطرح نبود اما امروز قصه به شکل متفاوتی است.
در این عرصه دو عارف محقق و متحقق معاصر -امام خمینی و علامه حسن زاده آملی- تلاش پر قیمتی را در مورد حضرت زهرا اطهر به جامعه فکری و عرفانی ارائه نمودند که بازخوانی بخشی از کلمات آن دو مغتنم است.
️بیان امام خمینی در حرکتِ وجودی فاطمه
عارفان بر این مبنای متین استوارند که انسانهای رشد یافته دارای حرکت ِ شهودی و معرفتی هستند و همه آنچه که در تفکر و شهودشان میتوان دید ، از آثار آن حرکتِ شهودی و معرفتی سرچشمه گرفته است.
امام خمینی که عارف پر آوازه قرن معاصر است در این رابطه و در خصوص شهوداتِ عرفانی حضرت زهرای اطهر میگوید:
"انسان، موجود متحرک‌‎ ‌‏است؛ از مرتبۀ طبیعت تا مرتبۀ غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیقۀ طاهره این مسائل، این‌‎ ‌‏معانی حاصل است. از مرتبۀ طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت‌‎ ‌‏معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ‌‎ ‌‏مراحل راطی کرده است تارسیده است به مرتبه ای که دست همه از اوکوتاه است. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در‌‎ ‌‏عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن‌‎ ‌‏ظاهر شده است. … تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است‌‎ ‌‏در این زن است. …زنی که‌‎ ‌‏تمام خاصه های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای‌‎ ‌‏رسول الله بود. …؛ تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن …. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های مُلکی‌‎ ‌‏و ناسوتی ـ همه ـ در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان."
در اینجاست مناسب است ببینیم همه خاصه و یا خصوصیات انبیاء چیست که فاطمه اطهر (س) خلاصه همه آن خاصه هاست.
نکته اینجاست کسی میتواند تمام خاصه انبیاء را در خود جمع داشته باشدکه در مراتب معرفت چیزی کم نداشته باشد و طبق نظر امام خمینی ؛ فاطمه اطهر در عصمت و شهود و قرب الهی که عارفان از آن به مقام "ولایت" تعبیر میکنند ، چیزی از انبیاء کم ندارد.
وقتی در این موضوع به قرآن مراجعه میکنیم ؛ عبادت حق و دوری از طاغوت، نشان از تمام خاصه آنان است ؛
به عنوان نمونه در مورد حضرت نوح آمده ؛ "لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ.(اعراف: ۵۹). "همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست".
و یا در مورد حضرت هود در قرآن چنین میخوانیم ؛ "وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ. (اعراف: ۶۵). "و برای قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. او گفت، ای قوم! خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست".
درباره سایر پیامبران - نظیر صالح و شعیب - نیز همین عبارت تکرار شده و در آیات دیگر قرآن نیز درباره سایر انبیاء، عبادت خدای یکتا به عنوان هدف اصلی مطرح گردیده است
خلاصه هدف اصلی بعثت تمام انبیاء در قرآن ذکر شده است و خداوند می‏فرماید: "وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ . (نحل /۳۶) "همانا در بین هر امتی، رسولی فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید".
این متن در آیه ۹۰ همان سوره تشریح و تعیین مصداق شده و فرمود : "إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ؛ - در حقیقت ‏خدا به دادگرى و نیکوکارى و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‏ دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز مى دارد به شما اندرز مى‏ دهد باشد که پند گیرید"
علامه حسن زاده ؛ فاطمه زهرا مقام شهود رب را دارا بود
استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب "فص فاطمی" مینویسد؛ "عبادت حق و دوری از طاغوت یک مرحله از احسان است. مرحله دیگر احسان محبت به خلق و شفقت بر موجودات است و مرحله سوم شهود رب با هر چیزی و در هر چیزی است.
و نتیجه ؛ وَمَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ، (لقمان /۲۲)هر که روى خویش به خدا کند و نیکوکار باشد هرآینه به دستگیره استوارى چنگ زده است، و پایان همه کارها به سوى خداست."
حضرت مریم از زنانی است که به این افق بلند دست پیدا کرد و لذا طبق تصریح قرآن در سوره مریم ؛ فرشتگان بر او نازل شدند ؛ "اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک .."
اما بر فاطمه بالاتر از این شامل شد و آن نزول روح اعظم بوده است که جبرئیل باشد.
این مقام را باید در "حرکت ایجادی" آن حضرت دید و به فهم آن همت گماشت.
️حرکت ایجادی فاطمی ؛ ظهور حق
عارفان بر ای آدمی دو حرکت را تعریف نموده اند ؛ حرکت وجودی و حرکت ایجادی .
در حرکت وجودی انسان به سوی کمال میرود و ذره ذره بوسیله علم و اخلاق و عمل صالح وجود خود را تکمیل میکند و نهایتا به کمال لایق میرسید .
در حرکت ایجادی که اختصاص به عارفان دارد انسان عارف براساس داشته های کمالی خود صاحب نفس میشود و نور حق در قلب او تابیده میشود .
ارباب معرفت مانند صاحب کتاب تمهیدالقواعد چنین میگویند؛ "غایه حرکه الایجادی هو هی ظهور الحق".
در این مقام ، بیان استادمان علامه حسن زاده در حرکتِ ایجادی فاطمه اطهر بسیار مهم است ، ایشان مینویسد؛ فاطمه اطهر مظهر تجلی اسماء خدا بود و بدین جهت حق در او متجلی گشت و توانست خدا را نشان میدهد ؛ "الایجاد هو ان یتجلی الحق المتحقق بکمال ذاته ازلا و ابدا بالکمال الاسمائی المتوقف علی الظهور ."
کمالات علمی و اخلاقی و روحانی حضرت زهرا نشان از آن تجلی نور الهی در نفس شریف اوست.
این تجلی در نفس ، فقط ادعای عارفان نیست بلکه جناب شیخ الرئیس در نمط هشتم از فصل نُهم کتابش بنام "الاشارات و التنبهات" تصریح نموده و مینویسد: " کمال هر حقیقتی که به مرحله فرشتگی رسد این است که نور حق در او متجلی میشود ؛ - کمال الجوهر العاقل ان تتمثل فیه جلیه الحق الاول."
و در نمط چهارم ، فصل بیست وهفتم نیز تصریح میکند این مقام عرفانی تجلی حق و شهود حق از سنخ علم و دانش متعارف نیست و بواسطه عرفان عقلی ایجاد میشود و میگوید : "اشاره به حق فقط با عرفان عقلی میسر است."
️فاطمه ؛ ظرف قرآن های ناطق و مظهر رحمت الهیه
از دیگر آثار شهود عرفانی حق و ظهور او ؛ انعکاس انوار الهیه در حضرت فاطمه است که بوسیله او به یازده فرزندش که "امام" هستند افاضه شده است و از این مقام حضرت صدیقه به مقام "لیله القدر" نام برده میشودکه حکایت از جایگاه و محل نزول یازده قرآن ناطق دارد همانطوریکه در ظرف شب قدر قرآن نازل شده است.
تعبیر حضرت علامه کتاب "الفص الفاطمی" چنین است ؛ "فنزل احدعشر قرآنا ناطقا من تلک اللیله المبارک التی هی لیله القدر و هی ام الائمه . فافهم ثم تدبر قوله سبحانه انا اعطیناک الکوثر" (ر.ک: فص فاطمی / ۲۵۸)
در اینجا سوال پیش می آید که مادر امیرالمومنین (ع) "فاطمه بنت اسد" مادر دوازده امام است و فاطمخ اطهر مادر یازده امام و چگونه است از آن بانوی مرتبه در این مباحث یادی نمیشود؟
پاسخ این سوال با توجه با مقدمات عرضه شده سهل است که ملاک در مباحث عرفاتی با ملاک در مباحث خانوادگی متفاوت است ، فاطمه زهرا دارای بنیه الهی است و آنچه در فرزندان معصومش دیده میشود به تمام کمال خود داراست ، در نتیجه ظرف گرفتن نور امامت است .
علامه حسن زاده (اعلی الله درجاته)در فص فاطمی مینویسد ؛ "لیله القدر هی بنیه الانسان الکامل ای القلب الذی هو عرش الرحمن"
فاطمه زهرا (س) و ظهور رحمت الهیه
نمونه دیگر از آثار شهود عرفانی حق و تجلی به نور او در این است که کسی که به این مرحله از معرفت الله رسیده باشد ، وسیله الی الله برای دستیابی به رحمت الهیه است و خود او مظهر تمام و کمال رحمت خداست.
چه زیبا خود ان حضرت (س) در خطبه نورانیش فرمود: .. وَاحْمِدُوا اللّه َ الَّذى لِعَظَمَتِهِ وَنُورِهِ یَبْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأرَضِ اِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَنَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَنَحْنُ خاصَّتُهُ وَمَحَلُّ قُدْسِهِ وَنَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ وَنَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِیائِهِ... ؛ - سپاسِ خدایى را به جاى آرید که به خاطر عظمت وجود و جلوه نورش هر آنچه در آسمانها و زمین است خواهان ره یافتن به سوى او هستند و ـ در این میان تنها ـ ما وسیله تقرب به او و بندگانِ برگزیده و پایگاه تقدیس و تنزیه او و حجت او در غیبت و نهان و وارث پیامبران اوییم.
فاطمه اطهر مظهر رحمت خداست و هر کسی در دنیا و آخرت ، به مقدار ظرفیت و معرفتش میتواند بوسیله ایشان اززرحمت الهیه بهرمند شود .
حضرت زهرا در یکی از مناجات‌های خود می‌گوید:
«الهی و سیدی اسئلک بالذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فارقتی ان تغفر لعُصاةِ شیعتی و شیعة ذرّیتی». این سخن، نهایت محبت، علاقه و دوستی حضرت زهرا(س) با یکایک افراد امت را نشان می‌دهد؛ حتی گنهکاران و کسانی که به خطا رفتند و لغزشی داشته اند
نمونه از لطف حضرت زهرا به یک عارف
عارف بزرگ آیت الله شاه آبادی سخن زیبای دارد که میگوید : "فاطمه کلید معرفت الله است."
این عنایت زهرا(س) از سوی او مانع و منعی ندارد و مانند باران رحمت بر همگان میبارد ، گرچه هرکسی زمینی بقدر توسعه و ظرفیت خود از باران استفاده میکند.
داستان خواب بحرالعلوم در مدینه و تشرف به محضر رسول الله (ص) خواندنی است.
مرحوم علامه بحر العلوم میگوید: در عالم رؤ یا دیدم که در مدینه مشرفه بودم و مرا جناب پیغمبر (ص) احضار نمود . داخل حجره مقدسه شدم ، دیدم ، جناب پیامبر(ص) در صدر مجلس قرار گرفته و حسنین وحضرت فاطمه (علیهم السلام) در حاشیه مجلس قرار دارند و آقا حضرت علی (ع) سرپا ایستاده است. به دست بوسی رسول خدا (ص) مشرف شدم ، مرا مخاطب به خطاب &#۳۹;مرحبا بولدی&#۳۹; نموده و کمال محبت و مهربانی را در باره من مبذول داشت ، مساءله ای چند سؤ ال نمودم. فرمودند: از امام زمان خود سؤ ال کن . پس صاحب الامر را حاضر نمودند و مسایل خود را سؤ ال نمودم .پس رو به حضرت فاطمه زهرا (س) نموده ، فرمودند: &#۳۹;خذی ولدک&#۳۹; ؛ پسرت را دریاب. آنگاه حضرت فاطمه (س) دست مرا گرفت ، به حجره خود برد و از من رویش را نمی گرفت گویا صورت مبارکش الحال در نظرم هست ، پس حضرت برای من آش آورد که همه حبوبات در آن بود تناول کردم و در نهایت شوق از خواب بیدار شدم. چنان شرح صدری برایم پیدا شد که هرچه بعد از آن در کُتب مشاهده می کردم به یک مرتبه حفظ می نمودم و به این مقام رسیدم.
در پایان به این جمله حضرت استاد حسن زاده توجه کنید و مورد دقت و تفکر قرار دهید که فرمودند؛ "در بهشت کوثر است و آن کوثر نهری است که در تمام بهشت دارای چشمه ها و شعبه هاست و تمام شعب و چشمه ها از او منشعب است".
صلی الله علیها یوم ولدت و یوم استشهدت و یوم ابعثت حیا.

مقام بلندِ فاطمه زهرا در شهود دو عارف معاصر نوشته:هادی سروش


مقام بلندِ فاطمه زهرا در شهود دو عارف معاصر

هادی سروش


️نقش عرفان و عارفان در تحول در معارف مربوط به حضرت فاطمه (س) بسیار درخور توجه است.

در گذر زمان همانطوریکه مباحث تاریخی مربوط به شخصیت ها رو به اکمال میرود و زوایای پنهان و یا خاکستری شخصیت ها دررمرور زمان شفاف میشود ، زوایای معرفتی در مورد انسان های به کمال رسیده عیان تر میگردد و چشمه های زلالی از "معرفت الله" را نمایان میکنند.
شخصیت عرفانی حضرت زهرا (س) تا قرون معاصر شخصیتی پنهان بوده بطوریکه از او فقط به عنوان دختر پیامبر و همسر امام علی نام برده میشد و ژرفائی از عمق از زوایای معرفت الله او مطرح نبود اما امروز قصه به شکل متفاوتی است.
در این عرصه دو عارف محقق و متحقق معاصر -امام خمینی و علامه حسن زاده آملی- تلاش پر قیمتی را در مورد حضرت زهرا اطهر به جامعه فکری و عرفانی ارائه نمودند که بازخوانی بخشی از کلمات آن دو مغتنم است.


️بیان امام خمینی در حرکتِ وجودی فاطمه

عارفان بر این مبنای متین استوارند که انسانهای رشد یافته دارای حرکت ِ شهودی و معرفتی هستند و همه آنچه که در تفکر و شهودشان میتوان دید ، از آثار آن حرکتِ شهودی و معرفتی سرچشمه گرفته است.
امام خمینی که عارف پر آوازه قرن معاصر است در این رابطه و در خصوص شهوداتِ عرفانی حضرت زهرای اطهر میگوید:
"انسان، موجود متحرک‌‎ ‌‏است؛ از مرتبۀ طبیعت تا مرتبۀ غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیقۀ طاهره این مسائل، این‌‎ ‌‏معانی حاصل است. از مرتبۀ طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت‌‎ ‌‏معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ‌‎ ‌‏مراحل راطی کرده است تارسیده است به مرتبه ای که دست همه از اوکوتاه است. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در‌‎ ‌‏عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن‌‎ ‌‏ظاهر شده است. … تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است‌‎ ‌‏در این زن است. …زنی که‌‎ ‌‏تمام خاصه های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای‌‎ ‌‏رسول الله بود. …؛ تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن …. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های مُلکی‌‎ ‌‏و ناسوتی ـ همه ـ در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان."
در اینجاست مناسب است ببینیم همه خاصه و یا خصوصیات انبیاء چیست که فاطمه اطهر (س) خلاصه همه آن خاصه هاست.
نکته اینجاست کسی میتواند تمام خاصه انبیاء را در خود جمع داشته باشدکه در مراتب معرفت چیزی کم نداشته باشد و طبق نظر امام خمینی ؛ فاطمه اطهر در عصمت و شهود و قرب الهی که عارفان از آن به مقام "ولایت" تعبیر میکنند ، چیزی از انبیاء کم ندارد.

وقتی در این موضوع به قرآن مراجعه میکنیم ؛ عبادت حق و دوری از طاغوت، نشان از تمام خاصه آنان است ؛
به عنوان نمونه در مورد حضرت نوح آمده ؛ "لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ.(اعراف: ۵۹). "همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست".
و یا در مورد حضرت هود در قرآن چنین میخوانیم ؛ "وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ. (اعراف: ۶۵). "و برای قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. او گفت، ای قوم! خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست".
درباره سایر پیامبران - نظیر صالح و شعیب - نیز همین عبارت تکرار شده و در آیات دیگر قرآن نیز درباره سایر انبیاء، عبادت خدای یکتا به عنوان هدف اصلی مطرح گردیده است
خلاصه هدف اصلی بعثت تمام انبیاء در قرآن ذکر شده است و خداوند می‏فرماید: "وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ . (نحل /۳۶) "همانا در بین هر امتی، رسولی فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید".
این متن در آیه ۹۰ همان سوره تشریح و تعیین مصداق شده و فرمود : "إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ - در حقيقت ‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏ دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى دارد به شما اندرز مى‏ دهد باشد كه پند گيريد"


علامه حسن زاده ؛ فاطمه زهرا مقام شهود رب را دارا بود

استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب "فص فاطمی" مینویسد؛ "عبادت حق و دوری از طاغوت یک مرحله از احسان است. مرحله دیگر احسان محبت به خلق و شفقت بر موجودات است و مرحله سوم شهود رب با هر چیزی و در هر چیزی است.

و نتیجه ؛ وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ، (لقمان /۲۲)هر كه روى خويش به خدا كند و نيكوكار باشد هرآينه به دستگيره استوارى چنگ زده است، و پايان همه كارها به سوى خداست."

حضرت مریم از زنانی است که به این افق بلند دست پیدا کرد و لذا طبق تصریح قرآن در سوره مریم ؛ فرشتگان بر او نازل شدند ؛ "اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک .."
اما بر فاطمه بالاتر از این شامل شد و آن نزول روح اعظم بوده است که جبرئیل باشد.
این مقام را باید در "حرکت ایجادی" آن حضرت دید و به فهم آن همت گماشت.


️حرکت ایجادی فاطمی ؛ ظهور حق

عارفان بر ای آدمی دو حرکت را تعریف نموده اند ؛ حرکت وجودی و حرکت ایجادی .
در حرکت وجودی انسان به سوی کمال میرود و ذره ذره بوسیله علم و اخلاق و عمل صالح وجود خود را تکمیل میکند و نهایتا به کمال لایق میرسید .
در حرکت ایجادی که اختصاص به عارفان دارد انسان عارف براساس داشته های کمالی خود صاحب نفس میشود و نور حق در قلب او تابیده میشود .
ارباب معرفت مانند صاحب کتاب تمهیدالقواعد چنین میگویند؛ "غایه حرکه الایجادی هو هی ظهور الحق".
در این مقام ، بیان استادمان علامه حسن زاده در حرکتِ ایجادی فاطمه اطهر بسیار مهم است ، ایشان مینویسد؛ فاطمه اطهر مظهر تجلی اسماء خدا بود و بدین جهت حق در او متجلی گشت و توانست خدا را نشان میدهد ؛ "الایجاد هو ان یتجلی الحق المتحقق بکمال ذاته ازلا و ابدا بالکمال الاسمائی المتوقف علی الظهور ."
کمالات علمی و اخلاقی و روحانی حضرت زهرا نشان از آن تجلی نور الهی در نفس شریف اوست.
این تجلی در نفس ، فقط ادعای عارفان نیست بلکه جناب شیخ الرئیس در نمط هشتم از فصل نُهم کتابش بنام "الاشارات و التنبهات" تصریح نموده و مینویسد: " کمال هر حقیقتی که به مرحله فرشتگی رسد این است که نور حق در او متجلی میشود ؛ - کمال الجوهر العاقل ان تتمثل فیه جلیه الحق الاول."
و در نمط چهارم ، فصل بیست وهفتم نیز تصریح میکند این مقام عرفانی تجلی حق و شهود حق از سنخ علم و دانش متعارف نیست و بواسطه عرفان عقلی ایجاد میشود و میگوید : "اشاره به حق فقط با عرفان عقلی میسر است."


️فاطمه ؛ ظرف قرآن های ناطق و مظهر رحمت الهیه

از دیگر آثار شهود عرفانی حق و ظهور او ؛ انعکاس انوار الهیه در حضرت فاطمه است که بوسیله او به یازده فرزندش که "امام" هستند افاضه شده است و از این مقام حضرت صدیقه به مقام "لیله القدر" نام برده میشودکه حکایت از جایگاه و محل نزول یازده قرآن ناطق دارد همانطوریکه در ظرف شب قدر قرآن نازل شده است.
تعبیر حضرت علامه کتاب "الفص الفاطمی" چنین است ؛ "فنزل احدعشر قرآنا ناطقا من تلک اللیله المبارک التی هی لیله القدر و هی ام الائمه . فافهم ثم تدبر قوله سبحانه انا اعطیناک الکوثر" (ر.ک: فص فاطمی / ۲۵۸)
در اینجا سوال پیش می آید که مادر امیرالمومنین (ع) "فاطمه بنت اسد" مادر دوازده امام است و فاطمخ اطهر مادر یازده امام و چگونه است از آن بانوی مرتبه در این مباحث یادی نمیشود؟
پاسخ این سوال با توجه با مقدمات عرضه شده سهل است که ملاک در مباحث عرفاتی با ملاک در مباحث خانوادگی متفاوت است ، فاطمه زهرا دارای بنیه الهی است و آنچه در فرزندان معصومش دیده میشود به تمام کمال خود داراست ، در نتیجه ظرف گرفتن نور امامت است .
علامه حسن زاده (اعلی الله درجاته)در فص فاطمی مینویسد ؛ "لیله القدر هی بنیه الانسان الکامل ای القلب الذی هو عرش الرحمن"


فاطمه زهرا (س) و ظهور رحمت الهیه

نمونه دیگر از آثار شهود عرفانی حق و تجلی به نور او در این است که کسی که به این مرحله از معرفت الله رسیده باشد ، وسیله الی الله برای دستیابی به رحمت الهیه است و خود او مظهر تمام و کمال رحمت خداست.
چه زیبا خود ان حضرت (س) در خطبه نورانیش فرمود: .. وَاحْمِدُوا اللّه َ الَّذى لِعَظَمَتِهِ وَنُورِهِ يَبْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأرَضِ اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَنَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَنَحْنُ خاصَّتُهُ وَمَحَلُّ قُدْسِهِ وَنَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ وَنَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِهِ... ؛ - سپاسِ خدايى را به جاى آريد كه به خاطر عظمت وجود و جلوه نورش هر آنچه در آسمانها و زمين است خواهان ره يافتن به سوى او هستند و ـ در اين ميان تنها ـ ما وسيله تقرب به او و بندگانِ برگزيده و پايگاه تقديس و تنزيه او و حجت او در غيبت و نهان و وارث پيامبران اوييم.
فاطمه اطهر مظهر رحمت خداست و هر کسی در دنیا و آخرت ، به مقدار ظرفیت و معرفتش میتواند بوسیله ایشان اززرحمت الهیه بهرمند شود .

حضرت زهرا در یکی از مناجات‌های خود می‌گوید:
«الهی و سیدی اسئلک بالذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فارقتی ان تغفر لعُصاةِ شیعتی و شیعة ذرّیتی». این سخن، نهایت محبت، علاقه و دوستی حضرت زهرا(س) با یکایک افراد امت را نشان می‌دهد؛ حتی گنهکاران و کسانی که به خطا رفتند و لغزشی داشته اند


نمونه از لطف حضرت زهرا به یک عارف

عارف بزرگ آیت الله شاه آبادی سخن زیبای دارد که میگوید : "فاطمه کلید معرفت الله است."

این عنایت زهرا(س) از سوی او مانع و منعی ندارد و مانند باران رحمت بر همگان میبارد ، گرچه هرکسی زمینی بقدر توسعه و ظرفیت خود از باران استفاده میکند.

داستان خواب بحرالعلوم در مدینه و تشرف به محضر رسول الله (ص) خواندنی است.
مرحوم علامه بحر العلوم میگوید: در عالم رؤ یا دیدم که در مدینه مشرفه بودم و مرا جناب پیغمبر (ص) احضار نمود . داخل حجره مقدسه شدم ، دیدم ، جناب پیامبر(ص) در صدر مجلس قرار گرفته و حسنین وحضرت فاطمه (علیهم السلام) در حاشیه مجلس قرار دارند و آقا حضرت علی (ع) سرپا ایستاده است. به دست بوسی رسول خدا (ص) مشرف شدم ، مرا مخاطب به خطاب 'مرحبا بولدی' نموده و کمال محبت و مهربانی را در باره من مبذول داشت ، مساءله ای چند سؤ ال نمودم. فرمودند: از امام زمان خود سؤ ال کن . پس صاحب الامر را حاضر نمودند و مسایل خود را سؤ ال نمودم .پس رو به حضرت فاطمه زهرا (س) نموده ، فرمودند: 'خذی ولدک' ؛ پسرت را دریاب. آنگاه حضرت فاطمه (س) دست مرا گرفت ، به حجره خود برد و از من رویش را نمی گرفت گویا صورت مبارکش الحال در نظرم هست ، پس حضرت برای من آش آورد که همه حبوبات در آن بود تناول کردم و در نهایت شوق از خواب بیدار شدم. چنان شرح صدری برایم پیدا شد که هرچه بعد از آن در کُتب مشاهده می کردم به یک مرتبه حفظ می نمودم و به این مقام رسیدم.
در پایان به این جمله حضرت استاد حسن زاده توجه کنید و مورد دقت و تفکر قرار دهید که فرمودند؛ "در بهشت کوثر است و آن کوثر نهری است که در تمام بهشت دارای چشمه ها و شعبه هاست و تمام شعب و چشمه ها از او منشعب است".
صلی الله علیها یوم ولدت و یوم استشهدت و یوم ابعثت حیا.

در حاشیه اظهارات امام جمعه مشهد/ گر تو قرآن بر این نمط خوانی ببری رونق مسلمانی!


هادی سروش ؛

در حاشیه اظهارات امام جمعه مشهد/ گر تو قرآن بر این نمط خوانی ببری رونق مسلمانی!
ای کاش کسی که حاکمیتِ شرعیِ مطلق بر خراسان دارد، بدون طرح آیه ای از قرآن که به موضوع بی ارتباط است، به نقدِ علمی ایده "گفتگوی تمدنها" می پرداخت تا نقطه ضعف آن در منظر اندیشمندان قرار گیرد، چرا که نشانه اهمیت آن آکادمیک بودنش و ورود به دنیای سیاست و امضاء متفکران و سیاستمداران جهان در سال ۱۳۷۷ در سازمان ملل است.


پایگاه خبری جماران:

حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه فوقِ انقلابی مشهد در مقام تعریض به ایده «گفت و گوی تمدنها» بر آمد و به قصد تنقیصِ آن را ، مغایر با آیه «لکم دینکم و لی دین» دانست !
ای کاش کسی که حاکمیتِ شرعیِ مطلق بر خراسان دارد، بدون طرح آیه ای از قرآن که به موضوع بی ارتباط است، به نقدِ علمی ایده «گفت و گوی تمدنها» میپرداخت تا نقطه ضعف آن در منظر اندیشمندان قرار گیرد ، چرا که نشانه اهمیت آن آکادمیک بودنش و ورود به دنیای سیاست و امضاء متفکران و سیاستمداران جهان در سال ۱۳۷۷ در سازمان ملل است.
البته ناگفته نماند که با عنایت ویژه «معجزه هزاره سومِ» این آقایان که امروز از بردنِ نامش شرم دارند، از تقویم حذف شد!
محل نظر این است؛ «گفت و گوی تمدنها» ارتباطی به سوره کافرون ندارد چون آن سوره با توجه به هشت بار تکرار «عبودیت»؛ در مقام «عبادت» است و نه گفت و گو.
ای کاش «کارهای سیاسی» به مشارالیه اجازه می داد و مراجعه به تفسیر مجمع البیان -که در خانه هر روحانی وجود دارد- می نمود و میدید که شآن نزول سوره کافرون در مورد آمدن سران قریش خدمت پیامبر رحمت (ص)‌ و درخواست یکسال عبادت بت ها توسط مسلمین و یکسال عبادت خدا توسط مشرکین بوده و نه گفتگو و ارائه نظر .
باری ، اگر بنا شود ایده «گفت و گوی تمدنها» به قرآن عرضه شود ، مدار آن آیه ۱۱۱ سوره بقره است که سخن از؛ «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ» است و نیز آیه ۶۴ سوره آل عمران است که فرمود: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ ؛ بگو: «اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم».
و حتی اگر دنیا ، دنیایِ «جنگ تمدنها» هم باشد، راهکار قرآن طبق آیه ۶۱ سوره انفال؛ «إِن جَنَحُواْ لِلسَّلۡمِ فَٱجۡنَحۡ لَهَا»، بر پذیرشِ گفت و گو و خاموش کردن آتش جنگ است .
بعید است جناب امام جمعه فرصت کند و کتاب «احتجاج» مرحوم طبرسی را مطالعه نماید که مملو از گفت و گوهای رسول الله (ص) و اهل بیتش (ع) با دنیای آن روز و منکرین و یا معاندین فکری و دینی و سیاسی بوده، و در تمام روایات آن کتاب محور «گفت و گو» است و طبعا در آن گفت و گوها نظریه پردازی و قانع شدن و یا نقد نظریات شکل گرفته است .
بنایِ این قلم ورود در سخنان نسنجیده سیاسی و احیانا دینی که به وفور دیده می شود نیست اما گاهی «مظلومیتِ دین» ما را از این بنا خارج می کند و سخن کوتاهی در دفاع از دین تقدیم می شود چرا که؛ «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُول»!

 
  BLOGFA.COM