درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » / نوشتاری از استاد هادی سروش
« ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » / نوشتاری از استاد هادی سروش
شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان « ظلم درحقِ جلوه های رحمانیِ پیامبر(ص)! » که در اختیار شفقنا قرار داده این گونه آورده است:
تلاش در مخفی نگه داشتن چهره رحمانی پیامبر!
جهان معاصر به شدت محتاج شناخت جلوه های رحمانی رسول الله (ص) است.
امروز از آنجا که طالبان و داعش کریه ترین چهره از اسلام را برای جهان به نمایش گذارده اند و از سوی دیگر برخی از سیاسیون داخلی برای تقویت اقتدار خود سخنی از رحمت پیامبر خدا به میان نمی آورند ، نیاز به نوشتن و گفتن و شنیدن های پی در پی در مورد چهره رحمانی اسلام و اخلاق رحیمانه پیامبر خدا (ص) ضرورت بیشتری پیدا میکند.
رحمت ؛ کلید شخصیت پیامبر
برای ارزیابی یک شخصیت ، باید به کلیدشخصیت او دسترسی پیدا کرد وکلید شخصیت حضرت رسول (ص) در این جمله نهاده شده ؛《وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء۱۰۷)》، او در تلقی رسالتش و القاء رسالتش به جامعه ، تحت نفوذ رحمت بی انتهاء خداست.
رسالت رحمانی ، ریشه در شاکله وجودیش دارد که حضرت صادق(ع) فرمود : 《خدای متعال ، با عنصر محبت پیامبرش را ارتقاء بخشید / ادب نبیه علی محبته》
“رحمت و محبت” عنوان کلی و تابلوی شخصیت پیامبر برای جهانیان است.
ظهور رحمت در شرح صدر ومدارا
پیامبر خدا -ص- رحمت به تمام معنا برای تمام جهانیان است. و روشن است جهان تشکیل شده از مومن و غیر مومن ، و موحد و کافر است ، و مشی دینی و اجتماعی و سیاسی پیامبر خدا بر شرح صدر و اِعمالِ سیاست “مدارا ” است ، و واضح است هرکسی نمیتواند اهل مدارا باشد چرا که مدارا یک شرح صدر جدی میطلبد .
شرح صدر آن توسعه وجودی است که هم شخص دارای کمالات بی نهایت میشود و هم میتواند بسیاری از ناگواری ها را در وجود خود جای دهد تا جاییکه چیزی از آن ناگواری ها به بیرون نمایان نشده و که کسی خبر دار نمیشود. این میشود ؛ شرح صدر.
رحمت و مدارا در قبال دشمن
پیامبر عزیز ، رحمت و مدارای خود را فقط هزینه ی دوستان خود نمیکند بلکه در برابر دشمن مدارا میکند تا از هدایت آنان سر باز نزده و فرصت به آنان داده باشد.
دشمنانی چون ابولهب که پشت سر پیامبر میرود و کلمه و کلمه سخن ایشان را رد میکرد یا مورد اهانت قرارمیداد! و ازسوی دیگر؛زنش ام جمیل ؛ صبح زود تمام مسیر پیامبر خار میریخت..ودر همه جا بدگوئی میکرد.
بررسی برخی نمونه های درخور توجه ؛
در موقعیت برتر نسبت به دشمن ، معاهده “صلح حدیبیه” امضاء میکند. و صلح او میشود ؛ 《انا فتحنا لک فتحا مبینا》
این پیامبر (ص) بعد از فتح مکه “خانه ابوسفیان” را منطقه امن اعلام نمود همانطوریکه کعبه محل امن برای پناهندگان قرار داد. (البداء والتاریخ؛ ج۴ص۲۳۴)
پیامبر خدا (ص) در اوج قدرت و اقتدار سخنی که در قرآن درباره بخشش یوسف نسبت به برادرنش است را مطرح نمود ؛ “لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.(يوسف/ ۹۲)
پس از فتح خيبر جمعي از يهوديان كه تسليم شده بودند و غذاي مسموم براي حضرت فرستاده بودند ، اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد.
زن يهودي وقتي كه خواست در كام آن حضرت زهر بريزد او را نيز عفو كرد.
در مراجعت از غزوه تبوک جمعی از منافقان در سوء قصد به جان حضرت رسول الله كردند و خواستند مركبش را رَم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اين كه پيامبر آنان را شناخت با همه اصرار يارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرف نظر فرمود با اینکه این اقدام به براندازی نظام رسول خدا -ص- بود که تا به شهادت رساندن پيامبر پيش رفتند.
عبدالله بن اُبي ، سر دسته منافقان كه كارشكنی زياد می كرد و شايعه سازی بر عليه پيامبر مي كرد ياران پيامبر بارها از آن حضرت خواستند كه او را به سزای اعمالش برسانند اما حضرت اجازه نمي داد بلكه در حال بيماري به عيادت او رفت و پس از مرگ عبدالله بن اُبی لباس خود را در قبر او قرار دادند که اين کار باعث بازگشت درونی عده ای از منافقان شد.
به پيامبر عرض كردند درباره مشركين نفرين كن فرمود ، نه من براي لعنت نيامدم بلكه براي رحمت فرستاده شده ام . و مي فرمود خداوندا اين مردم را هدايت فرما . لذا فرمود:《ارحموا من في الارض يرحمكم من في السما》.
«صفوان بن امّيه» از جمله سران مشركان مكه و آتش افروزان جنگهاي متعدد عليه پيامبر(ص) بوده است. او مسلماني را در مكه در برابر ديدگان مردم به دار آويخته بود و از اين روي پيامر(ص)، خون او را حلال شمرده بود اما از ترس مجازات به جدّه گريخت زيرا اطلاع يافته بود كه نامش در ليست ده نفري كه پيامبر، آنان را از عفو عمومي استثناء نموده و حكم اعدامشان را صادر كرده، وجود دارد.
عمروبن وهب، پسرعموي صفوان از پيامبر(ص) عفو خواست و پيامبر(ص)، صفوان را عفو نمود. صفوان باور نميكرد كه عفو شده است مگر اينكه از رسول خدا(ص) نشانهاي دالّ بر عفوش بياورند، و پيامبر(ص)، عمامه، يا پيراهن خويش را به عنوان نشانه دادند و او برگشت. وقتي صفوان، چشمش به پيامبر(ص) افتاد، عرض كرد: به من دو ماه مهلت دهيد تا درباره اسلام تحقيق كنم. پيامبر(ص) فرمود: به تو چهار ماه مهلت ميدهم كه درباره اسلام تحقيق كني و مسلمان شوي. صفوان بعدها ميگفت: هيچكس به اين نيك نفسي نميتواند باشد مگر اينكه پيامبر باشد و گواهي ميدهم كه خدايي جز خداي يكتا نيست و او رسول خدا است؛ و مسلمان شد.
این موضوع منحصر به یک فرد بنام صفوان بن امیه نیست ، تمام کسانیکه عده معدودی بودند و برای حفاظت از امنیت مکه ی نوپا پیامبر (ص) به خود آنان در صورت جنگ و عدم بازگشت از خونریزی و فساد هشدار داده بود که تعدادشان بین ۶ نفر تا ۱۲ نفر مورد اختلاف تاریخ است، اینچنین برخورد شد و طلب عفو آنان پذیرفته شد مگر یکی دو نفر که هیچ بازگشتی نداشتند !
پیامبر رحمت در برابر معاندان دیروز ، “مولفه قلوبهم” است که نه تنها از زکات بلکه از خمس غنائم از قسمت اختصاصی به رهبری هم به آنان عنایت میکند.
پیامبر رحمت در قبال مومنان فاقد ادب و اخلاق
پیامبر رحمت در مواجه با جامعه با برخی افراد برمیخورد که از حداقل های ادب و اخلاق بی بهره بودند.
هرگز به آنان نمی فرمود ؛ شما در مجامع حضور نیابید ، و یا آنان را از ملاقات با خویشتن محروم نمیفرمود و بفرماید وقتم عزیز است و فرصت ندارم! تا جاییکه در برابر آنان ادب و محبت خرج میکرد که قرآن به دفاع از پیامبرش به میدان میآید و میفرماید :《يأيها الذين ءامنوا لا تدخلوا بيوت النبي إلا أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين … إِنَّ ذٰلِكُمْ كٰانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللّٰهُ لاٰیَستَحی مِن الحُق .. / اى كسانى كه ايمان آوردهايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم] بىآنكه در انتظار پختهشدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بىآنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتار] شما پيامبر را مىرنجاند و[لى] از شما شرم مىدارد، و حال آنكه خدا از حق[گويى] شرم نمىكند》. (احزاب /۵۳)
این نمونه را توجه کنید ؛ روزي زني فرزند خود را نزد پيامبر فرستاد و گفت به حضرت بگو پيراهن خود را به ما لطف نمايد. فرزندش خدمت حضرت رسيد و تقاضاي پيراهن نمود. پيامبر هم پيراهن خود را به او داد. آيه نازل شد« لاتَبْسُطْهٰا كُلَّ الْبَسْطِ ../ هر چه داري در راه خدا انفاق مكن.» (اسراء /۲۹)
پیامبر رحمت و نفی هرگونه شدت و خشونت
باید در معنای آیه معروف ؛ “مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم”(فتح/۲۹) دقت نظر بیشتری مبدول داشت.
به باور این قلم در این آیه دو نکته مهم نهفته است .
اول ؛ معرفی رسول الله ، و سپس تبیین رفتار مومنان در حوزه داخلی و خارجی اسلام است ؛
در مورد معرفی پیامبر خدا فرمود :
او “رسول الله” است . و تمام حقیقتِ فرستاده خود را در “رحمت” معرفی نمود ؛
“وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ. (انبیاء/۱۰۷) و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.”
یعنی ؛ رسول الله ، پیامبرِ فقط و فقط رحمت است.
و جمله “والذین معه اشدا” مربوط به همراهان پیامبر است که در بین خود بسیار پر عاطفه هستند و نسبت به کافران جدی هستند.
دوم ؛ اینکه به نظر میرسد ؛ 《اشداء علی الکفار》اصل وجودِ شدت نسبت به کافران معاند مطرح است ، نه اینکه “شدت” را در کمیت و کیفیت برابر با “رحمت” معرفی بنماید. این استنباط ما از برخوردها و جنگها در مقایسه با محبت ها و مدارا ها کاملا قابل استخراج است.
گوشه ای از تاثیر چهره رحمانی رسول الله
نکته در خور توجه این است رحمت و محبت پیامبربزرگوار آنچنان در دلها رسوخ کرد که کسانی که سابقه خشونت و کفر و عناد با یکدیگر داشتند که قرآن چنین توصیف شان میکند ؛《الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ.. / بادیهنشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند》 (توبه/ ۹۷)
حالا طوری شده محضر پیامبر را رها نمیکنند و جا حضور همگان میسر نمیشود : 《يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ 》. (مجادله/۱۱)
آیا ما هم از رحمتِ محمدی(ص) سهمی برده ایم؟
مهمترین برخورد قهری پیامبر(ص) با مشرکان که در سال هشتم هجرت اتفاق افتاده است و آن هم بر اساس آیات سوره توبه مبنی بر اعلام برائت از مشرکین بود.
در روش قهری پیامبر اسلام نیز؛ باز هم مهر و محبت و رحمت دیده می شود:
اولا؛ با تعبیر استادمان آیت الله جوادی آملی؛ بعد از فتح مکه، پیامبر مشرکین را آزاد گذاشت و نفرمود باید موحد شوید. و مشرکینی که خواستند بت پرست بمانند ماندند! و پیمبر نفرمود باید مسلمان شوند، بله تعهد داشتند به مسلمین کاری نداشته باشند. ولی چون پیمان شکنی کردند و دست به خون مسلمین آلوده کردند، آیات برائت نازل شد.
و ثانیا؛ براساس آیات اوائل سوره توبه؛ به آنان ۴ ماه فرصت داده شد.
و ثالثا؛ براساس همان آیات اوایل سوره توبه، پناهنده آنان پذیرفته می شد.
در روایت است: عده ای از اسرا را محضر پیامبر آوردند که چه بسا حکم اعدام بگیرند! پیامبر رحمت فرمودند: اسلام را به آنان عرضه کرده اید ؟ اصحاب گفتند: نه خیر! پیامبر (ص) فرمود: به محل امن آنان را ببرید و اسلام عرضه شود… وقتی به پیامبر اعتراض کردند چرا دستور اعدام ندادید؟! آیات ۴۵ ۴۶ سوره احزاب را خواندند : أَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰکَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِیرٗا ..
مهم ایننکته قرآنی و تاریخی است که لازم است بدانیم روش پیامبر (ص) مطلقا بر تهاجم و خونریزی و به دردسر انداختن جامعه نبوده است.
چرا که؛ اولا ؛ «صلح حدیبیه» که در شرائط برتر بودن نیروی اسلام رخ داد، نمونه روشن از رحمت واسعه پیامبر (ص) است.
و ثانیا ؛ سیاست «تالیف قلوب» یکی از مظاهر اسلام رحمانی است ، پول دادن به مشرکین ، باج دهی و ترس نبوده ، بلکه ایجاد علاقمندی و نشان دادن حُسن نیت و اظهار سیاست «مدارا» در اسلام است.
در جلد پنجم تاریخ دمشق لیست افرادی آمده که پیامبر مبالغ زیادی را به آنان داده ، آمده است که در این بین نام ابوسفیان و تبار او به چشم می خورد..
حتا پیامبر (ص) از سهم خود از خمس هم به مشرکان میداده است.
این گوشه از «جلوه رحمانی و مهرمحمدی» است. از القاعده و طالبان و داعش بگذریم ، آیا ما هم از مهرمحمدی (ص) سهمی برده ایم؟ چقدر و تا کجا


