قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

مغایرت فقه و اخلاق با تنگ نظری  ✍ هادی سروش

🔰 مغایرت فقه و اخلاق با تنگ نظری

✍ هادی سروش

 ✅اساس فقه

 فقه درباره حلال و حرام خداوند بحث میکند و اینکه تشخیص چه چیزی حلال است و چه چیزی حرام است ؟
این مهم معنا درباره حلال و حرام در تمام شریعت ها وجود دارد و در شریعت اسلام توسط پیامبر خدا (ص) مطرح شده است و توسط ائمه اطهار خصوصا امام صادق تبیین شده است .

در قرآن آیاتی که در رابطه با فقه است  بیش از ۵۰۰ آیه است که برخی بیش از آن را هم آمار داده اند .


 ✅مذاهب فقهی

در اسلام پنج مذهب رسمی فقهی مطرح است ؛ 
مذهب حنفی که از ابوحنیفه پیروی می کنند و معیار آنان بعد از کتاب و سنت ؛ قیاس احکام با یکدیگر است .
دوم ؛ مذهب مالکی است که از مالک بن انس پیروی می کنند و به کتاب و سنت نظر دارند .
سوم‌؛ مذهب شافعی است که از امام شافعی حمایت و پیروی دارند و این مذهب بینابین نسبت به فقه حنفی و حنبلی دارد .
وچهارم ؛ مذهب حنبلی است که از جناب احمد حنبل پیروی می کنند و دارای یک فقه متکی بر سنت است که بسیار جامد و خشک فتوا میدهد . وهابیت یکی از گروه هایی است که فقه حنبلی دارند.
و پنجم ؛ مذهب شیعه است که از حضرت صادق (ع) پیروی میکنند و بدین جهت به نامِ جعفری نامیده شده است .

ابوحنیفه و مالک چون در مقاطعی شاگرد امام صادق علیه السلام بودند . و شافعی با یک واسطه شاگرد امام صادق است . و احمد جنبل هم که بعدها آمد او هم به چند واسطه محدود ؛ شاگرد امام صادق علیه السلام حساب میشود 


✅ جامعیتِ فقه امام صادق

 مذهب فقهی شیعه که پیروی از امام صادق علیه السلام می کند یک مذهب جامع و کامل است .
یک نمونه در مقایسه بین فقه جعفری و فقه حنفی میتواند مسئله را روشن سازد ؛
شخصی به نام خلاد گوید من کوفه بودم و از کسی طلبی داشتم که در شهری بنام نیل بود. اسبی را کرایه کردم و از شهر کوفه به آن شهر رفتم تا طلبم را بگیرم، اما وقتی رسیدم گفتند بدهکارت از این شهر رفته به شهری دیگر ، و من هم به آن اسب به شهری دیگر رفتم که باز گفتند از این شهر به شهر بغداد رفته است. من هم با آن اسب به بغداد رفتم و طلبم را گرفتم و برگشتم و وقتی خواستم کرایه اسب را به صاحبش پرداخت کنم او گفت که اسب را دیر آورده ای و باید کرایه بیشتری به من بدهی. من هم نپذیرفتم . برای رفع این اختلاف با هم نزد ابوحنیفه رفتیم و ابوحنیفه فتوا داد ؛ چون اسب را سالم آورده ای دیگر صاحب اسب طلبی از شما مازاد بر کرایه تعیین شده ندارد. اما صاحب اسب ناراحت شد و گفت این چه فتوایی است؟ باید برویم پیش امام صادق (ع) و وقتی خدمت حضرت رسیدیم و امام از این طرز فتوا دادن ابوحنیفه مطلع شد فرمودند : این جور فتواهاست باعث می شود باران نبارد و برکت زمین از مردم گرفته شود. بعد امام فرمودند : کرایه کننده اسب هم کرایه تعیین شده را باید بپردازد و هم این که به خاطر مقداری که تخلف کرده و شهرهای دیگر رفته ضامن هست و باید کرایه آن را هم پرداخت کند .

این روایت که نمونه ای از صدها و هزارها حدیث فقهی است ، نشان دهنده توجه فقه امام صادق به حقوق و اخلاق است .
و این چنین فقهی و با چنین نگاهی هیچ گاه با تنگ نظری های حنفیه و حنبلیه که امروز فقه رایج مسلمین است قابل جمع نیست . 


✅ اخلاق امام صادق مهمتر از فقه امام صادق

 البته فقه امام صادق (ع) دارای جایگاه رفیعی است و همین مقدار که بعد از بیش از هزار سال ملاک اسنباطات فقهی و پژوهش های عمیق و نو قرار دارد ، نشان از آن جایگاه رفیع است . اما از فقه امام صادق (ع) مهمتر ؛ اخلاق امام صادق (ع) است .
 این جمله زیبا یک نویسنده مشهور عرب است که می گوید ؛ بالاترین علمی که امام صادق علیه السلام داشت علم اخلاق بود ، آراستگی ها و زشتی های اخلاقی را که جعفر بن محمد صادق بیان و اعلام نموده ، از هیچ کسی شنیده نشده است .
جالب اینجاست که ذره ای از انچه که از اخلاق از امام صادق انتشار یافته ، از ابوحنیفه و مالک و شافعی و احمد حنبل مطرح نشده است .
اخلاق جایگاه ژرفی نسبت به همه علوم دارد . بالواقع ضروری است که همه علوم باید اخلاقی باشند ، علم کلام هم باید اخلاقی باشد ، علم تفسیر باید اخلاقی باشد و علوم دیگر .


 ✅امام صادق ، امام اخلاق 

ایشان در زمینه اخلاق دو برنامه مهم دارد و این دو رسالت را به خوبی انجام داد ؛

✅تعالیم و آموزه های اخلاقی 

در مرحله نخست ؛ کلاس اخلاق و آموزه های دارد که گزارشی از مدرسه اخلاقی امام صادق (ع) در سراسر کتابهای اخلاقی شیعه و مسلمین مندرج است بگونه ای که در میان چهار مذاهب دیگر اهل تسنن به این مقدار تعالیم اخلاقی و آموزه های برجسته مربوط به صفات روحی انسان وجود ندارد. امروز آثار ابوحنیفه و آثار مالک بن انس و آثار امام شافعی و نیز آثار احمد حنبل در میان ما هست و ما می بینیم اساسی ترین و ریشه ای ترین جملات در رابطه با اخلاق از امام صادق روایت شده است.

در میان ؛ امام صادق به اصول اخلاقیِ مهمی توجه داشته و آنها را طرخ نموده که هر کدام از آنها میتواند دنیا و جامعه بشری را بهشت کند ، مانند ؛ اصلِ مهم اخلاقی که ما در اصول کافی داریم با عنوان "الخلق عیالی" . یعنی ؛ تمام خلقت و انسانها با هر آیینی عیال خدا و تحت حمایت و سرپرستی خدا هستند .
بسیاری از جملات اخلاقی امام صادق تحت همین اصل مندرج است . مثلا امام صادق علیه السلام در ضمن بیانی فرمودند : اگر با یک یهودی نشستید بهترین نشست را داشته باشید.

✅نهادینه نمودن اخلاق با رفتاراخلاقی

 امام صادق در نهادینه کردن اخلاق در جامعه از راه عمل به آنچه فرموده ، میباشد.
به عنوان نمونه؛ ابان بن تغلب می گوید: به همراه امام صادق(ع) در حال طواف بودم که مردی از شیعیان نزد من آمد و درخواست کرد با او به دنبال کاری بروم، ولی من دوست نداشتم که امام(ع) را رها کنم و به سوی او بروم. در حال طواف، آن مرد باردیگر به من اشاره کرد. امام صادق(ع) دید و فرمود: ای ابان! این شخص با تو کار دارد؟ گفتم: بله. امام(ع) : او کیست؟ عرض کردم: یکی از یاران ماست. امام: شیعه است؟ گفتم: بله. امام: برو. عرض کردم: پس طوافم را قطع کنم؟ حضرت: بله. گفتم: هر چند طواف واجب باشد؟ امام: بله. ابان می گوید: به همراه آن مرد رفتم و سپس نزد امام برگشتم و از ایشان در مورد «حقّ مؤمن» سؤال کردم. حضرت فرمود : ای ابان! وارد این مطلب نشو. عرض کردم: جانم به قربانت! می خواهم بدانم، و پیوسته اصرار کردم. امام فرمود : بخشی (نصفی) از مال خودت را باید با او تقسیم کنی. حضرت نگاه به چهره من کرد که چگونه متغیر شدم، و فرمود: ای ابان! مگر نمی دانی که خدای عزوجل، ایثارکنندگان را یاد فرموده؟ گفتم: آری، جانم به فدایت! امام(ع): مالت را که با برادرت تقسیم کنی، هنوز ایثار نکرده ای. ایثار، وقتی است که از نصف دیگر مالت نیز به او بپردازی.
 
مرحوم کلینی در جلد چهارم کافی روایت میکند؛ در مدینه شخص طلبکاری بود که بخاطر مطالبه طلب خود ، فریاد میزد. امام صادق علیه السلام از کنار او عبور فرمودند و سوال کردند ؛ مگر چقدر طلب داری که اینجور فریاد برآورده ای ؟ مگر نمی دانی که کسانی که مروت و مردانگی و شخصیت از خود نشان دهند آنها از کمالات دین بهره می برند؟

در روایت دیگری که مرحوم کلینی در کافی نقل میکند آمده ؛ امام صادق علیه السلام شنید که یکی از اصحاب شان به خاطر اینکه طلبکار بوده باعث شده تا بدهکار خانه خود را بعروشد و طلبش را بدهد ، امام از بی خانه شدن یک فرد طلبکار متعرض شدند .

نمونه دیگر ؛ خادم امام صادق علیه السلام شخصی است بنام مصادف و او میگوید : با امام صادق علیه السلام در راه مکه می رفتیم ناگاه دیدیم که مردی زیر درختی افتاده است . حضرت فرمودند ؛ برویم ببینیم این شخص که بی حال آنجا آرمیده چه نیازی دارد ؟ شاید نیاز به آب دارد ! امام علیه السلام  از آن مرد سوال کردند آیا تشنه هستی؟ او گفت : بله بسیار تشنه ام ! حضرت به من فرمود ؛ او را سیراب کن . من از اسب پیاده شدم و به او آب دادم و او را سیراب نمودم . آنگاه سوار بر مرکب شدم و از امام سوال کردم او نصرانی بود آیا به او باید کمک کرد؟! امام فرمود: بله اگر مثل این حال باشد باید کمک نمود.
هذا نصراني أفتصدق على نصراني؟ فقال: نعم إذا كانوا في مثل هذه الحال .

در نقل دیگر مرحوم کلینی در کتاب کافی آمده ؛ شخصی در مصر آوازه امام صادق را شنید و راهی مدینه شد تا امام صادق را ببیند و وقتی به مدینه رسید گفتند حضرت در مکه حضور دارد .  این فرد با همه طول مسافتی که آمده بود راهی مکه شد و امام صادق علیه السلام در بیت الله الحرام پیدا کرد و شناسایی کرد  و با امام صادق علیه السلام مشغول گفتگوی اعتقادی شد و مطالبی را طرح کرد و پاسخ شنید . و جمله مهم در این حدیث این است که امام صادق در خطاب به این شخص ملحد از کلمه برادر استفاده نمود وفرمود : "یا اخا اهل المصر" ؛ یعنی ای برادر مصری ! 
و بالاخره این دانشمند ملحد ، مسلمان شد و بدستور امام صادق توسط هشام با دین بیشتر آشنا شد و بعدها خود او در منطقه شام و مصر آنچه موفقیتی در تعلیم معارف دینی داشت که از او با "معلم الایمان" نام میبردند .

و یا آن دهری معروف بنام " ابن ابی عوجا" در مورد امام صادق است که در حدیث دوم کتاب التوحید اصول کافی است ، درباره امام صادق گفت : «مَا هَذَا بِبَشَرٍ و ان کان فی الدنیا روحانی یَتَجَسَّدُ إِذَا شَاءَ ظَاهِراً ، وَ یَتَرَوَّحُ إِذَا شَاءَ باطنا»  بخواهد ملکوتی می‌شود؛ بخواهد زمینی می‌شود.


 ✅مغایرت فقه و اخلاق امام صادق با تنگ نظری ها

سوال وجدانی اینجا مطرح است که آیا ما از این فقه با وسعت و اخلاق کریمانه امام صادق آموخته ایم؟ وچقدر آموخته ایم؟چرا به صرف دگراندیش بودن ، با افراد درگیر شده و آنان را از حقوق طبیعی و شهروندی محروم میکنیم ؟! چرا با جهان به انگیزه عای اعتقادی رابطه درستی نداریم‌؟! چراماگاهی خود را براساس تنگ نظری درمقابل انسان های با شخصیت قرار می دهیم؟! چرا گاهی باکسانی که خیریه دارندبا طرح اتهامات عجیبی آنان راتحقیریاتضعیف میکنیم؟! و چرا یا گاهی یک شخصیت ملی و محبوب وارد یک عرصه آسیب دیده شده در جامعه توان جمع آوری کمک های بزرگی را دارد اما ما برنمی تابیم !
این روش ها ؛ نه با فقه امام صادق مقارن است و نه با روش اخلاقی امام صادق علیه السلام همسان است .

https://t.me/soroushmarefat

دومین سالگرد رحلت همسر هادی سروش

🖤دومین سال رحلت همسری دیندار و با اخلاق ، و مادری فداکار و جوان 

🖤 "وی" ؛ قهرمان زندگی من بود و من با او زندگی را می چشیدم . اما زندگی بعد از او ، بماند و گفتن ندارد ! چرا که قرآن یادم داده : 
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (یوسف /۸۶)
یعقوب گفت: "من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مى‌برم، و از عنايت‌ خدا چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.

🖤 او ؛ درباره خدای ارحم الراحمین به اندازه خودش ؛ با "معنویت" بود.
و با خلق خدا ؛ چه آشنا و چه غیر آشنا ؛ با "معرفت" بود.
و با من و زندگیش ؛ سراسر "لطف و نجابت" بود.

🌷در آخر بگویم ؛
از همه ی همه همراهانم‌ [خصوصا آن یک نفر] که در این دو سال تلاش کردند تا حال من و محمدجواد و محمد صدرا خوب و خوش شود ، ممنونم و دست شان را میبوسم .  قطعا معرفت همه آن عزیزانم را ، از یاد نخواهم بُرد .

🤲برایش دعا کنید..

🕋خداوند مهربان ؛ الساعه ، عزیزان آسمانی شما را مهمان کرامتش فرماید .

سپاسگزارم .

https://t.me/soroushmarefat

حجاب ... ✍هادی سروش

✍️هادی سروش

پنج سال قبل در طی دو مقاله و یک مصاحبه روند کنونی "حجاب" را نامطلوب ، و برخورد اجباری ، بلکه چکشی با بی حجابی را منتج نتیجه ندانستیم‌ گذشته از آنکه از نظر فقهی نیاز به بررسی بیشتر است .

آن روز مورد حمله بودیم که چرا چنین ارزیابی میکنیم !

اما امروز ارگان شناخته شده جناح اصولگرا بیش از ان چیزی که ما گفتیم میگوید ! علت این ناهمخوانی های سیاسی و فرهنگی در درون جناح اصولگرا چیست ؟!

ابتداءاً مطلب آن روزنامه را بخوانید و سپس از طریق لینک به مطالب ما سری بزنید 
👇
" گشت ارشاد تاکنون نه‌تنها نتوانسته از حجاب، صیانت کند بلکه بذر نفرت و کینه بین قشری از جامعه پراکنده است.
برخوردهای سخت و خشن گشت ارشادی مخالف رویکرد بزرگان جبهه انقلاب است. از اساس حکم حجاب در اسلام برای دفاع از زن است. اسلام برای اینکه زن از تعرض مصون بماند حجاب را واجب کرده و باید مراقب بود برخورد با بی‌حجابی به گونه‌ای نباشد که با هیاهو و بگیر و ببند و داد و بیداد به روح و حیثیت زن تعرض کنیم."
(روزنامه رسالت)

------

🔰لینک مقاله و مصاحبه های چهار و پنج سال پیش 👇

✅استفاده از تریبون های حکومتی در مساله حجاب سبب جبهه گیری زنان شده !👇
🆔https://fa.shafaqna.com/news/575147/


✅مهمتر از حجاب ، عفاف است👇
🆔http://fa.shafaqna.com/news/413931/


✅علت بخشی از آسیب‌ها در حوزه‌ی عفاف و حجاب عملکرد نامناسب مسوولان است!👇
🆔http://www.ensafnews.com/?p=69309

گرفتار شُبهات نشویم ، حجِ واجبی است که جایگزین ندارد.   ✍هادی سروش

🔰 گرفتار شُبهات نشویم ، حجِ واجبی است که جایگزین ندارد.
 
✍هادی سروش


🔸در شرائطی که به فصل مراسم عبادی و کنگره جهانیِ حج و زیارت حرم نورانی پیامبر رحمت (ص) نزدیک شده ایم در فضای مجازی عده ای با دامن زدن به شایعاتی -گرچه مورد تکذیب سازمان حج بوده- مانند انصراف حجاج یزدی و یا اراده انصرافّ حجاج تبریزی ، اراده کرده اند تا حجاج بیت الله الحرام را به انصراف از حج کشانده ، و با سخنانی بظاهر اخلاقی ، مانند ؛ هزینه کردن مخارج حج در امور خیریه مانند ازدواج جوانان ، حجاج را از انجام واجبِ الهی منصرف کنند .

🔺در این باب توجه به چند نکته شرعی و عقلانی و اخلاقی ضروری است ؛

✅ ۱ ) خداوند متعال برای انسانی که دارای استطاعتِ بدنی، مالی و راهی میباشد ، حج را یک بار واجب کرده است  و در وجوب این فریضه ذره ای تردید نیست .

✅ ۲ )  هیچ چیزی از امور خیر و یا احسان ها و نیکوکاری ها ، جای حجِ واجب را پر نمی‌کند و از "انسانِ مستطیع" رفع تکلیف نمیشود .  
در حدیث شریفی که صاحب کتاب وسائل الشیعه نقل میکند آمده است ؛ در زمان رسول الله (ص) فردِ مستطیعی به حج نرفت و هزینه آن را در راه خدا انفاق کرد ، وقتی خبر به پیامبر رحمت (ص) رسید ، حضرت رسول الله به او فرمودند : «اگر به اندازه کوه ابوقبیس [که یک کوه بسیار بزرگ است] در راه خدا طلا به فقرا  احسان کنی و بدهی ، جای حجِ واجب شما را نمی‌گیرد!».

✅ ۳ ) این سخن که بیاییم هزینه و پول حج را به فقرا و نیازمندان دهیم ؛ یک شبهه قدیمی است که برخاسته از اذهان ساده و یا اذهان تخریب گری است که با انگیزه های مشکوکی همت به تخریبِ واجبات الهی دارند .
سوال مهم وجدانی از این عده به اصطلاح "احسان گرا" این است چرا در طول سال، از میلیون ها مسافری که برای تفریح و خوش گذرانی از کشور خارج میشوند و چند صد میلیارد پول را هزینه می‌‌کنند ، دعوت به کار خیر به جای آن مسافرت های پر هزینه نشده ! اما وقتی سالانه زائران خانه وحی آماده این عبادت بزرگ و واجبِ بی بدیل می‌‌شوند ، انگشت شبهه و اتهام خود را روی آنها قرار داده و اعتراض می‌کنند؟!

✅ ۴ ) شُبهه ترک حج با توجیه اینکه این پول هنگفت به دست وهابیت میرسد و سزاوار نیست به آنان کمک مالی شود ، از آن دسته شبهاتی است در آن یک نوع خلط حق و باطل دیده میشود ! 
در اینکه مذهب وهابیت یک مذهب ساختگی و باطلی است کما این که بسیاری از دیگر مذاهب اهل سنت در این باور با ما شریک هستند ، تردیدی نیست .
اما ؛ بدایند این شبهه و یا شایعه از سوی کسانی ترویج میشود که از دین و مسائل دینی و از منابع آن که آیات قرآن و روایات است ، یا بی اطلاع هستند و یا اینکه تعمد دارند و می‌‌خواهند این فریضه بزرگ الهی را زیر سؤال ببرند !
در پاسخ به این شبهه سُست اجمالا تقدیم دارم ؛ در طول تاریخ اسلام غیر از زمان محدودی که حج در مدیریتِ پیامبر رحمت (ص) بود و نیز دوران محدود زعامت و خلافت حضرت امیر (ع) ، همیشه حج و خانه خدا در مدیریت امویان و عباسیان و خلفاء جور بوده و بدستور و تاکید ائمه اطهار (ع) شیعیان ، و حتا خود ائمه (ع) در آن شرکت جدی داشته اند .

✅ ۵ ) روشن است که این سفر عبادی و معنویِ به تمام معنا ، در صورت ؛ عدم استطاعت ، و یا تشرّف در سالهای گذشته ، و یا معارضه با حقوقِ واجبِ خانواده و یا ارحام و یا جامعه ؛ "غیر واجب" است ، و شاید در برخی موارد حکم "استحباب" را هم نداشته باشد ، و لازم به ذکر نیست که این "سفر معنوی" با هر گونه انگیزه دنیاگرایانه و یا ریاکارانه و یا ریاست طلبانه ؛ یک "سفر دنیائی" خواهد بود!


بکوشیم از فضای مجازی برای تقویت بنیانهای انسانی و اخلاقی و دینی کمک بگیریم و از شایعات و تخریب ارکان اخلاق و دین ممانعت داشته باشیم . ان شاء الله .

https://t.me/soroushmarefat

انحراف در معنویات از منظر حضرت امام رضا (ع) و با نکته سنجی امام خمینی   ✍هادی سروش


🔰انحراف در معنویات از منظر حضرت امام رضا (ع) و با نکته سنجی امام خمینی 

✍هادی سروش

 
یکی از خطاهایی که ممکن است در میان دینداران دیده شود این است که در معنویات دچار اشتباه می شوند و با توجه به یک بُعد از معنویت از توجه به دیگر موارد ضروری در باب معنویات غافل میشوند.

🔵 امام معصوم تعیین کننده معنویت ها

تشخیص معنویات ، و معنویتِ مورد نیاز انسان از عهده هر کسی ساخته نیست و از عهده امام معصوم برمی آید ، چون شناخت کامل دین و انسان فقط در دسترس امامان که ارتباط با غیب جهان دارند .
همانطوریکه بدن انسان نیاز به غذای سالم دارد و سلامت غذا گاهی با دیدن و بو کردن قابل تشخیص است اما گاهی از ظاهر غذا نمی توان سالم یا فاسد بودن او را تشخیص داد ، در اینجا باید به وسیله یک چشم بصیری در آزمایشگاه غذا را مورد بررسی قرار میدهد کمک گرفت تا فاسد بودن یا سالم بودن معلوم شود . معنویات ؛ غذای روح انسان است و اینکه چه معنویتی در چه جایگاهی برای روح موثر است و یا کدام معنویت برای روح کدام انسان غذای مفیدی نیست ، نیاز به یک شخص بصیری دارد که باطن معنویت را ببیند و گزارش کند و آن کسی نیست جز امام معصوم علیه السلام .

🔵اشاره مهم امام رضا به چالش معنویت ها
 
در حدیث قابل توجهی امام هشتم علیه السلام به این موضوع که ممکن است انسان با توجه افراطی به یک معنویت از معنویت دیگر غافل شود و آن را از دست دهد به زیبائی ما را راهنمایی فرمودند. 
 امام رضا عليه‌السلام فرمود : "مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد (ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد (ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود. /
لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَةِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمدٍ (ص) وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ مُحَمـدٍ (ص) و التسلیم لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَةِ فَـاِنَّـهُ لایَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر ." (بحار ۳۴۷/۷۵)

🔵خطر "غرور دینی"
 
ریشه این افراط و تفریط ها ؛ "غرور دینی" است . 
در قرآن به مسئله "غرور دینی" توجه داده شده است و فرمود ؛ " وقالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصـری تلک امانیهم قل هاتوا برهـنکم ان کنتم صـدقین بلی من اسلموجهه لله وهو محسن فله اجره عند ربه..." یعنی ؛ گفتند: هرگز به بهشت درنمى‌آيد جز كسى كه  یهودی  يا نصرانی باشد. اين خيال‌ هاى خام آن هاست، بگو: اگر راستگوييد دلیل و برهانتان را بياوريد.چرا؛ كسى كه تمام وجود خود را تسلیم خدا كند در حالى كه (در عمل) نكوكار است، او را پاداشى است درخور مقامش در نزد پروردگار خود.. (بقره / ۱۱۱)

🔵 توجیه گناه با داشتن ولایت و محبت اهلبیت
 
بر اساس بعضی از روایات می توانیم به این نتیجه برسیم که بعضی از افکاری مانند اینکه ؛ ما وقتی از ولایت و محبت اهلبیت ع بهرمندیم ، دیگر جای خوف و اضطراب و نگرانی نیست ، که امروز در جامعه دیده می شود در زمان ائمه هم بوده است . 
مرحوم کلینی از محمد بن مارد نقل میکند که امام صادق علیه السلام وقتی سخنی را از ابن مارد شنید بسیار شگفت زده شد و آیه "انا لله و انا الیه راجعون"  را که علامت مصیبت است ، به زبان آورد . 
متن روایت را ملاحظه کنید: 
«محمد بن مارد گوید به جناب صادق ـ علیه‌‎ ‌‏السلام ـ گفتم: "حدیثی برای ما روایت شده که شما فرمودید وقتی‌‎ ‌‏که معرفت پیدا کردی (یعنی شیعه باشی) هر چه‌‎ ‌‏می خواهی بکن." فرمود: "من چنین گفتم." گفت گفتم: "گرچه زنا‌‎ ‌‏کنند یا دزدی کنند یا شراب بخورند؟" فرمود: "‌‏انا للّه و انا الیه راجعون‌‏.‌‎ ‌‏به خدا قسم که بی انصافی نمودند با ما که ماها خود اخذ شویم به‌‎ ‌‏اعمال و از آنها برداشته شود! آنچه من گفتم این بود که وقتی‌‎ ‌‏معرفت پیدا کردی هر چه می خواهی بکن از عمل خیر، چه کم و‌‎ ‌‏چه زیاد، از تو قبول میشود."» (اصول کافی ، باب ایمان لایضر معه السیئه ح ۵)

🔵 عدم تاثیر حب اهلبیت درصورت ارتکاب گناه ! 

حب اهلبیت درصورت ارتکاب گناه بصورت عامدانه و عالمانه بی تاثیر خواهد شد . در این زمینه سخنی مطرح است که اگر محب اهلبیت اهل معاصی بصورت مستمر و دائمی باشد ، آن محبت ، چه خواهد شد ؟ 
امام باقر علیه السلام در روایتی به جابربن یزید جعفی تصریح فرمودند: کسی که گناه و معصیت می کند ، محبت ما به حال او نفعی ندارد!  متن حدیث چنین است ؛
"اي جابر! از طرف من به پيروانم سلام برسان و به آنها اعلام كن كه هيچ قرابت و خويشاوندي بين ما و خداي ـ عزّوجلّ ـ نيست و فقط به اطاعت و بندگي به درگاه الهي تقرب جسته مي‏شود. اي جابر! هركس اطاعت خدا را كند و افزون بر آن به ما محبت ورزد، دوست و محب ماست و هركس خدا را معصيت كند، حب ما برايش نافع نيست./

ادامه 👇

صفحه / ۲ 

يَا جَابِرُ بَلِّغْ شِيعَتِي عَنِّي السَّلامَ وَ أَعْلِمْهُمْ أَنَّهُ لا قَرَابَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللهِ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ وَلا يُتَقَرَّبُ إِلَيْهِ إِلّا بِالطَّاعَةِ لَهُ. يَا جَابِرُ مَنْ أَطَاعَ اللهَ وَ أَحَبَّنَا فَهُوَ وَلِيُّنَا وَ مَنْ عَصَي اللهَ لَمْ يَنْفَعْهُ حُبُّنَا.(اصول کافی باب الطاعه)

🔵سخن مهم امام خمینی در مورد باقی نماندن دوستی با اهلبیت
 
امام خمینی در زمینه محبت به معصومین در جائیکه بدون هماهنگی با رفتار و اعمال و اخلاق یک شخص باشد ، جمله مهم و در عین حال تکان دهنده ای را مطرح میفرمایند ، در کتاب شرح چهل حدیث مینویسد :
"بسیاری از خیالات از قبیل اشتهای کاذب است! به مجرد آنکه‌‎ ‌‏در قلب خود دوستی از حضرت امیر ـ علیه السلام ـ و اولاد‌‎ ‌‏طاهرینش دیدیم، مغرور به این دوستی می شویم و گمان می کنیم با‌‎ ‌‏ترک تبعیت این دوستی محفوظ می ماند. چه اطمینان است که اگر‌‎ ‌‏انسان مراقبت نکرد و آثار دوستی را ترک کرد، این دوستی باقی‌‎ ‌‏بماند؟ ممکن است در آن فشارهای سکرات که از برای غیر‌‎ ‌‏مؤمنین و مخلصین می باشد انسان از دهشت و وحشت، علی بن‌‎ ‌‏ابیطالب ـ علیه السلام ـ را فراموش کند. در حدیث است که یک‌‎ ‌‏طایفه از اهل معصیت در جهنم معذب اند، و اسم رسول اکرم‌‎ ‌‏ـ صلی الله علیه و آله ـ را فراموش کنند؛ تا بعد از آنکه مدت عذاب‌‎ ‌‏سرآید و از قذارات گناه تطهیر و تخلیص شوند، اسم مبارک آن‌‎ ‌‏حضرت به یادشان آید به آنها القا شود؛ پس فریاد آنها به وامحمدا؛‌‎ ‌‏صلی الله علیه و آله ـ بلند شود و مورد رحمت شوند." 
این سخن حضرت امام بسیار سخن مهم است که سکرات مرگ و شدائد مواقف برزخ میتواند آنچه از محبت ها که عارضی باشد و به حقیقت قلب وارد نشده باشد مورد آسیب قرار گیرد و چه بسا بصورت دائمی و یا موقت از صفحه وجود باطنی آنسان حذف شود .

🔵 محبت به اهلبیت موضوعیت دارد.. 

بله محبت به اهل بیت یک فضیلت است همانطوریکه در حدیث امام هشتم آمده ، و اصلا ؛ خود محبت به اهل بیت صِرف یک راه برای رسیدن نیست ، بلکه موضوعیت دارد باعث قرب انسان میشود ، اما نباید از دو نکته غفلت ورزید که اولا ؛ باید این حب وارد لایه های پنهان وجودیِ آدمی شود ، و ثانیا ؛ نباید این خطا و اشتباه را کرد و محبت به اهل بیت رو همه معنویت دید و از واجبات و ضروریات دین محروم شد ! روشن است که محبت بدون توجه به وظائفی که در قبال آن شمرده شده ،  باعث "اباحه گری" میشود و آدمی از انجام واجبات و یا دوری از محرمات غافل میکند که امام صادق به محمد بن مارد فرمودند.

‏ https://t.me/soroushmarefat

زوایای ظلم و روش مبارزه امام رضا در برابر ظلم نیمه پنهان !   ✍ هادی سروش


🔰 زوایای ظلم و روش مبارزه امام رضا در برابر ظلم نیمه پنهان !
 
✍ هادی سروش


واژه ظلم از واژگانی است در هیچ زمان و در هیچ مکانی ناشناخته نبوده ! زمانه در تمام اعصار چنان ظلم را به رخ افق کشیده که همگان شناسای حقیقتش هستند.

آنچه در این بین به معلومات در رابطه با ظلم افزون میکند ؛ زوایای نیمه مخفی ظلم است . 
امام رضا (ع) امام هشتمین شیعیان که خود مقهور ظلم پیدا و پنهان حکومت عباسیین و خصوصا مامون عباسی است ، از زاویای مهمی از ظلم پرده برداشته که قابل دقت است .


🔵 ظالمان و زوایای ظلم
 
🔻۱ ) ارتباط با ظالم بشکل کمک

کسانی که در هر مقام و هر زاویه ای به ظالم کمکی میرسانند در "فقه الحدیث"  به اعوان ظلمه نام برده میشود .
امام رضا به خوبی چهره اعوان ظلمه و کمک کاران ظالم را معرفی فرموده .
امام رضا (ع) فرمود : "کسی که کمکی به ظالمی کند خود او نیز ظالم است ، و کسی که در شکست و تضعیف عادلی قدم بردارد گناهکار است . / من اعان ظالما فهو ظالم و من خذل عادلا فهو عاص" . [عیون ، ج ۲ /۲۳۵]
 
فضل بن شاذان گوید ؛ امام رضا (ع) در نامه ای به مامون نوشت : " از شرائط ایمان ادای امانت و دوری از جمیع گناهان و دوری از هرگونه کمک به ظالمان و تسلیم در برابر آنان است . /  الایمان اداء الامانه و اجتناب جمیع الکبائر .. و معونة الظالمین و الرکون الیهم . [وسائل ج ۱۷ ص ۱۷۴]

نکته مهم فقهی در اینجا این است آیا از اعوان ظلمه میتوان در امور شخصی و اقتصادی کمک گرفت ؟ فقیهان بر این فتوا هستند که از اعوان ظلمه و اطرافیان ظالمان حتی در غیر مصادیق ظلم هم نباید کمک کرد .
ریشه این فتوای فقهی بیان امام صادق (ع) است که استفاده از اعوان ظلمه در امور شخصی مانند ؛ خیاطی و بنایی و لایبروبی ممنون شمرده شده است . [وسائل ج ۱۷ ص ۱۷۹]

البته برخی فقیهان مانند شهید ثانی حمل بر کراهت نموده اند . 

🔻۲) توجیه ظلم ظالم و عذرتراشی 

از زشت ترین کارهایی که افراد کنار ظلمه و یا بیرون از دستگاه ظلم میکنند ؛ توجیه ظلم ظالمان است . 
امام صادق (ع) ؛ هر کس برای ظلمِ ستمگری، عذر بتراشد و آن را توجیه کند ؛ خداوند کسی را بر او چیره می‌سازد که بر او ستم کند؛ پس اگر خدا را برای دفع آن ظلم بخواند، او را اجابت نخواهد کرد و در عوضِ صبر بر آن ستم، به او پاداش نخواهد داد.[الكافي؛ ج‏ ۲؛ ص ۳۳۴]

🔻۳) رضایت نسبت به ظالم

عبد السّلام هروىّ گويد: به حضرت رضا علیه‌السلام عرض كردم: نظرتان در باره اين حديث كه از امام صادق  علیه‌السلام  روايت شده است، چيست، كه حضرت فرموده‌اند: زمانى كه قائم علیه‌السلام قيام كند، فرزندان قاتلان حسين  علیه‌السلام را به خاطر كردار پدرانشان خواهد كشت؟ حضرت فرمودند: همين طور است، 
عرض كردم: پس معنى اين آيه چيست: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‌» (هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نخواهد كشيد- انعام: ۱۶۴) .  فرمودند: خداوند در تمام گفتارهايش درست گفته است، لكن فرزندان قاتلان حسين  (ع)  از كردار پدرانشان راضى هستند و به آن افتخار مى‌كنند و هر كس از كارى راضى باشد مثل كسى است كه آن را انجام داده، و اگر كسى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب از اين قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شريك خواهد بود، و قائم  علیه‌السلام در هنگام قيام خود، به خاطر رضايتشان از كردار پدران، ايشان را خواهد كشت، عرض كردم: وقتى قائم شما  علیه‌السلام قيام كند، از چه كارى شروع مى‌كند؟ فرمودند: در آغاز دستان بنى شيبه را قطع مى‌نمايد زيرا آنان دزدان خانه خدا هستند./صَدَقَ اللَّهُ فِي جَمِيعِ أَقْوَالِهِ لَكِنَّ ذَرَارِيَّ قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ يَرْضَوْنَ أَفْعَالَ آبَائِهِمْ وَ يَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِيَ شَيْئاً كَانَ كَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ فِي الْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ شَرِيكَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا يَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ بِأَيِّ شَيْ‌ءٍ يَبْدَأُ الْقَائِمُ فِيهِمْ إِذَا قَامَ قَالَ يَبْدَأُ بِبَنِي شَيْبَةَ وَ يَقْطَعُ أَيْدِيَهُمْ لِأَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَيْتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. [عیون ۲۷۳/۱]
 
🔻۴ ) سکوت دربرابر ظلم

عبد السلام بن صالح هروى از آن حضرت روايت كرده است كه چون بآن حضرت عرض كردم يا ابن رسول اللّٰه بچه سبب خداوند على اعلا تمام اهل دنيا را در زمان نوح غرق كرد و حال اينكه در ميان ايشان اطفال و بيگناهان بودند بفرمود كه اطفال در ميان ايشان نبود زيرا كه حقتعالى چهل سال صلبهاى قوم نوح و رحمهاى زنان آنها را عقيم گردانيد و از اين جهت نسل آنها را منقطع كرد پس آنها غرق شدند و حال اينكه طفل در ميان آنها نبود و حق تعالى هلاك نكند بعذاب خود بيگناه را اما قوم نوح چون تكذيب آن جناب كردند غرق شدند .


ادامه 👇

صفحه / ۲

و بقیه را به خاطر رضایت شان نسبت به دشمنان نوح غرق نمود . هر کسی در کار ظالمانه حضور نداشته باشد ولی به آن رضایت داشته باشد مانند کسی است در متن ظلم قرار دارد ! / .. مَا كَانَ فِيهِمُ اَلْأَطْفَالُ لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْقَمَ أَصْلاَبَ قَوْمِ نُوحٍ وَ أَرْحَامَ نِسَائِهِمْ أَرْبَعِينَ عَاماً فَانْقَطَعَ نَسْلُهُمْ فَغَرِقُوا وَ لاَ طِفْلَ فِيهِمْ وَ مَا كَانَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَهْلِكَ بِعَذَابِهِ مَنْ لاَ ذَنْبَ لَهُ وَ أَمَّا اَلْبَاقُونَ مِنْ قَوْمِ نُوحٍ فَأُغْرِقُوا لِتَكْذِيبِهِمْ لِنَبِيِّ اَللَّهِ نُوحٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ سَائِرُهُمْ أُغْرِقُوا بِرِضَاهُمْ بِتَكْذِيبِ اَلْمُكَذِّبِينَ وَ مَنْ غَابَ عَنْ أَمْرٍ فَرَضِيَ بِهِ كَانَ كَمَنْ شَهِدَهُ وَ أَتَاهُ . [عیون ج۲/ص۷۵]


🔵مطلب دوم ؛ ظلم های نهفته در مورد امام رضا

در مورد حضرت رضا (ع) ظلم در لباس عدل و خیرخواهی پنهان شد چرا که طرف امام رضا (ع) شخصی است در نهایت کیاست و سیاست های منافقانه . از اینجاست که بررسی زندگی حضرت رضا نیاز به دقت دارد.

اصلِ ورود حضرت در دربار ظلم عباسی ؛ به اجبار است.
خود امام رضا (ع) فرمود : « من میان دو چیز مخیرشدم که یکی از آن دو را باید قبول میکردم ؛ یکی قـبول ولایت‏عهدی ، و دیگری تن دادن به قتل توسط مأمون !. و من ولایت‏عهدی را بـرکشته شـدن ترجیح دادم / ... فلمّا خیّرت بین القبول ذلک و بـین القـتل اخترت القبول علی  القتل . (عیون ۱۳۹/۲)
تاریخ ، این فرمایش امام رضا را به نقل از مامون چنین آورده ؛ مامون وقتی دید اما رضا زیر بار ولایت عهدی نمیرود عصبانی و غضبناک شد و و قسم یاد کرد اگر نپذیرد او را خواهد کشت ! / فغَضِبَ المأمونُ ثُمَّ قالَ : ··· فباللّه ِ اُقسِمُ لَئنْ قَبِلْتَ وِلايةَ العهدِ و إلاّ أجْبَرتُكَ على ذلكَ ، فإنْ فَعلتَ و إلاّ ضَرَبتُ عُنُقَكَ . [عیون ۱۳۹/۲] 

برپا کردن مجلس علمی برای ضربه به آبروی امام هشتم و یا اوردن یک ساحر بر مجلس امام رضا و تمسخر او و ... نمونه هائی از ظلم مامون در طول دو سال است که امام رضا در مرو اقامت اجباری داشت .

✅واکنش های مهم امام رضا در برابر دستگاه ظلم‌

امام رضا (ع) وقتی بالاجبار وارد دستگاه ظلم مامون شد ، روش خاصی در پیش گرفت که به نوعی در عین رعایت تقیه نسبت به جان خود و جان شیعیانش ، مانع از تعدی و رشد دستگاه ظالم بود ؛

به عنوان نمونه ؛
از ابو سعید خراسانی گوید: دو نفر مرد در خراسان نزد حضرت رضا (ع) آمده و از شكسته خواندن نماز از آن حضرت پرسیدند، امام (ع) به یكی از آن دو نفر فرمود: بر تو واجب است نمازت را شكسته بخوانی چون تو به منظور دیدن من آمده ای، و به آن مرد دیگر فرمود: تو باید نمازت را تمام بخوانی، چون هدف تو دیدار سلطان (یعنی مأمون) بوده است!. فقال لأحدهما: وجب علیك التقصیر لأنك قصدتنی، و قال للآخر: وجب علیك التمام لأنك قصدت السلطان» [استبصار ۲۳۵/۱]

میدانید که انسان مسافر باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مسافری سفر حرام انجام دهد نمیتواند نماز را شکسته بخواند . در اینجا امام رضا (ع) حكومت مأمون را یک حكومت غاصب و ظالم می داند كه حتی سفر كسی را كه برای دیدار مأمون به خراسان آمده و چه بسا دیدار او با مامون كمكی به حكومت وی می كند ، در نتیجه سفر معصیت دانسته و دستور تمام خواندن نمازش را به او میدهد.

نمونه دیگر ؛ 
اعتراضات پی در پی امام رضا به مامون و عدم سکوت است . اباصلت گوید برنامه امام رضا این بود که در جایی که حق را مشاهده میکرد و میدید مامون بی اعتنای به حق است ، سکوت نمیکرد و متذکر میشد و از اینجا بود که کینه مامون نسبت امام به حدی رسید که دستش را به خون پاک امام رضا آغشته کرد / كَانَ الرِّضَا ع لَا يُحَابِي الْمَأْمُونَ مِنْ حَقٍّ وَ كَانَ يُجِيبُهُ بِمَا يَكْرَهُ فِي أَكْثَرِ أَحْوَالِهِ فَيَغِيظُهُ ذَلِكَ وَ يَحْقِدُهُ عَلَيْهِ وَ لَا يُظْهِرُهُ لَهُ فَلَمَّا أَعْيَتْهُ الْحِيلَةُ فِي أَمْرِهِ اغْتَالَهُ فَقَتَلَهُ بِالسَّمِّ . [عیون ۲۳۹/۲]
 
با بررسی کوتاه همین مقدار از تاریخ و حدیث ؛ به زاویای مخفی ظلم و ظالم ، و روش تعامل حضرت رضا (ع) با ظالم عصر آشنا میشویم .

🆔https://t.me/soroushmarefat

استاد هادی سروش: پذیرفتنی نیست چشم امام خمینی را دور دیده و برادریِ مورد تاکید او را به محاق ببریم


✅ استاد هادی سروش: پذیرفتنی نیست چشم امام خمینی را دور دیده و برادریِ مورد تاکید او را به محاق ببریم/ بیاییم به امام علی (ع) باز گردیم که از دشمن خود به نام برادر نام می برد

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش تصریح کرد: اگر مسیر امام خمینی ادامه یابد و برادری در جامعه دیده شود ؛روز به روز فاصله ها کم می شود و فضای محبت، همدردی و تعالی افزوده می شود .

به گزارش شفقنا،  حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سخنرانی بمناسبت سالگرد امام راحل گفت : امام علی (ع) از دشمن خود به نام برادر نام می برد ولی ما از دوستان دینی خود که با آنان زاویه فکری داشتیم با عناوینی که حکایت از حذف داشت نام بردیم و در نتیجه باعث ورود توهمات و خط کشی ها بین افراد جامعه شدیم . چنین است که برادری ها به فراموشی سپرده می شود و هر سلیقه ی غیر همسو حذف می شود و تکروی جایگزین آن می شود! ولی اگر مسیر آن مرد بزرگ خدا ادامه یابد و برادری در جامعه دیده شود ؛ روز به روز فاصله ها کم شده و فضای محبت و همدردی و تعالی افزوده می شود.

این استاد حوزه بیان داشت:یکی از نقاط ضعف در میان ما مومنان بی توجهی به رابطه برادری است ، در حالیکه خداوند متعال در قرآن به صورت سریع و جدیدی برادری را از همه ما خواسته است است.  آیه دهم سوره حجرات می فرماید :انما المومنون اخوه . تعبیر امام خمینی راجع به این آیه این است که گویا تمام شئون مومن و وجود او خلاصه می شود در اینکه برادری داشته باشد . بله ، متاسفانه ما به خاطر برخی از توهمات آیا تفکرات منحصر به فرد ؛ دست از برادری کشیده ایم و رو به دشمنی آورده ایم .

این پژوهشگر دینی اظهار داشت: آنچه که مطرح شد این بود که ما شیعیان ؛ با هم برادریم ، از این بالاتر رفتیم و گفتیم بلکه که هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است . اما بالاتر اینکه انسان فارغ از دیدگاه های دینی ،  در حوزه انسانی و اخلاقی با هر انسانی که صاحب منش بزرگواری باشد ، برادر است.
در آیه ۱۸۹ سوره آل عمران میفرماید ؛ "خلقکم من نفس واحده"  که میتواند یک رابطه خاصی بین همه انسانها را ترسبم کند.
اما این سخن که برادری در میان بشریت باید باشد ؛ بر اساس روایت مهمی در کتاب اصول کافی از امام صادق (ع) است که دایره اخوت و برادری را محدود به مذهب و دین نفرمود و به انسانیت و اخلاق رساند و چنین فرمودند : هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید و خلف وعده ننماید، جوانمردی او کامل است ، عدالتش آشکار بوده و غیبت از او حرام است و برادرى با او واجب است. / مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُم فَلَمْ یَکْذِبْهُم وَ وَعَدَهُم فَلَمْ یَخْلِفْهُم فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَتْ مُرُوءَتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَتْ اُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غَیْبَتُهُ . (کافی / ۴۶۰)
استاد سروش افزود: جناب فخر رازی در تفسیرش تعبیری دارد او می گوید؛  در سوره حجرات خدا فرمود: انما المومنون اخوه ، این انما برای حصر نیست که دائره برادری فقط در میان مسلمین باشد ، بلکه برای تاکید است و هیچگونه انحصارِ برادری را محدود به مسلمین نمی رساند ، بلکه هر کجاو هر شخص  که صداقت و عدالت قراری باشد آنجا برادری هم هست.

وی به ریشه برادری از نگاه علامه طباطبایی پرداخت و افزود:تعبیر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان سوره حشر این است که برادری در جامعه را نمی توان از یک محبت خشک انتطار داشت ، بلکه برادری نیاز به یک نیروی قوی درونی دارد و آن ایمان است . یعنی کسی که دارای ایمان است از خودخواهی و خود برتر بینی جدا است و نسبت به دیگران برادری نشان دهد .

وی تصریح کرد : مشکل جامعه در فقدان روحیه برادری است! چرا این واقعیات دور شده ایم‌ ؟! چرا جامعه در رنج بغض و دوری از یکدیگر است ؟! 
جواب این سوال را امیرالمومنین در خطبه ۱۱۳ نهج البلاغه فرمود ؛ که مشکل از غرور و اخلاق باطنی شماست که در منش های شما ظهور می کند

متن کامل سخنرانی 👇
https://fa.shafaqna.com/?p=1383858

هادی سروش به نقل از امام: تمام شئون مومن و وجود او خلاصه می شود در اینکه برادری داشته باشد

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش تصریح کرد: «اگر مسیر امام خمینی ادامه یابد و برادری در جامعه دیده شود ؛روز به روز فاصله ها کم می شود و فضای محبت، همدردی و تعالی افزوده می شود .»
به گزارش شفقنا، هادی سروش در سخنرانی بمناسبت سالگرد امام گفت :امام علی (ع) از دشمن خود به نام برادر نام می برد ولی ما از دوستان دینی خود که با آنان زاویه فکری داشتیم با عناوینی که حکایت از حذف داشت نام بردیم و در نتیجه باعث ورود توهمات و خط کشی ها بین افراد جامعه شدیم . چنین است که برادری ها به فراموشی سپرده می شود و هر سلیقه ی غیر همسو حذف می شود و تکروی جایگزین آن می شود! ولی اگر مسیر آن مرد بزرگ خدا ادامه یابد و برادری در جامعه دیده شود ؛روز به روز فاصله ها کم شده و فضای محبت و همدردی و تعالی افزوده می شود .
این استاد حوزه بیان داشت:یکی از نقاط ضعف در میان ما مومنان بی توجهی به رابطه برادری است ، در حالیکه خداوند متعال در قرآن به صورت سریع و جدیدی برادری را از همه ما خواسته است است.  آیه دهم سوره حجرات می فرماید :انما المومنون اخوه .تعبیر امام خمینی راجع به این آیه این است که گویا تمام شئون مومن و وجود او خلاصه می شود در اینکه برادری داشته باشد . بله ، متاسفانه ما به خاطر برخی از توهمات آیا تفکرات منحصر به فرد ؛ دست از برادری کشیده ایم و رو به دشمنی آورده ایم .

متن کامل 👇

http://www.ensafnews.com/349680/

فاتحه عقل و دین یکجا خوانده شده است اگر ...!

‍ ✍ هادی سروش

🔰 فاتحه عقل و دین یکجا خوانده شده است اگر ...!

🔸 اجلاسیه اساتید حوزه علمیه قم که به همت دوستان "نشست دوره ای اساتید" برقرار میشود دارای مزایایی است که به جهت بیماری کرونا دوسال تعطیل بود . شب گذشته ۱۱ خرداد بار دیگر اساتید گرد هم آمدند.

✅ محورِ آن سخنرانی استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی بود . 
و آن "محور" یک نقطه عطف در برداشت و آن این جمله حضرت استاد بود :
" عقل باید در حوزه سخن اول را بگوید."
در توضیح فرمودند :
"حوزه باید بداند سرّ اینکه در جنگهای صلیبی دین از زبان مردم گرفته شد و نماز و روزه رخت بربست ؛ گلوله بود.اما با گلوله نتوانستند دین و فکر را از مردم بگیرند ولی با قلم فلاسفه مادی فکر ؛ از جانِ مردم ، و اسلام ؛ از عقل مردم گرفته شد! عقل باید در حوزه سخن اول را بگوید."


🔸سخن در حاشیه کلام حضرت استاد در اینجاست :

✅ اگر عقل از حوزه علمیه گرفته شود باید دید جای او چه خواهد نشست ؟

✅ نقطه مقابل عقل ؛ "جهالت" است .
واضح است که "عقل" در بخش عقل نظری ؛ قدرت استدلال بر دریافت های درست و واقعی است . و این مهم برای حوزه های علمیه ضروری است و راه آن تقویت نهادهای فکری حوزه در تئوری پردازی های منطقی و استدلالی است .

✅ اما این معنای از عقلانیت ؛ نفی کننده "رفتارهای غیرعقلانی" نیست . چرا که در بخش "رفتاری"  که "عقل عملی" عُهددار آن است باید اطاق فرماندهیِ فکریِ جامعه ، یعنی ؛ حوزه و دانشگاه از هرگونه اندیشه و انگیره ی "ضدعقلانیت" که به آن "جهالت" گویند ، دور باشد.

✅ جهالت ؛ غیر از بی سوادی است ، ممکن یک حوزوی و یادانشگاهی باسواد باشد ولی جاهل هم باشد.
در مقابل جهل؛ علم نیست که با هم‌جمع نشود ، بلکه نقطه مقابل عقل ؛ جهل است.
جهل یعنی ؛ پرستشِ قدرت و ثروت!
جهل یعنی ؛ تبلیغاتِ فریبکارانه!
جهل یعنی ؛ شخص پرستی و رهسپار کردنِ تمام تعصبات، احساسات بسوی او!
جهل یعنی ؛ عوام زدگی، معیار گرفتنِ خرافات!
جهل یعنی ؛ استبدادزدگی و قبول استبداد و ترویج استبداد و تئوریزه کردن استبداد با توجیه های دینی!

✅تمام‌ این موارد نام برده شده و مشابه آن ؛ نمونه هایی از رفتارجاهلانه است که میتواند با "قلم" تئوریزه شود و همان بلایی که به سر جوامع غربی بعد از جنگ های صلیبی در آورد را بر سر هر جامعه دینی در آورد.

✅مهم این است ؛ در حوزه و دانشگاه باید حرف اول را عقل بزند . اگر عقل به حرف آید ؛ جهالت را رسوا میکند و چیزی از زشتی های جهالت که نام برده شد دیده نخواهد شد.
اما به واقع باید ترسید از روزی که "جهالت" با همه زشتی هایش ، آراسته شود و در اطاق فکر و قلمِ جامعه -یعنی ؛ در حوزه و دانشگاه- نفوذ کند و بجای عقل بنشیند ، آن روز فاتحه عقل و دین یکجا خوانده شده !
آن روز مباد !

🆔https://t.me/soroushmarefat

در شرق و کشورهای اسلامی چنین نیست ؟ حداکثر فقه را به عنوان الگو معرفی میکنند ؟ 

👆یکی از دوستان اندیشمند با توجه به مقاله فوق سوال زیر مطرح نموده👇

جناب استاد آقای سروش با سلام خدمت شما 

ازاینکه در آثارتان به سراغ فیلسوفانی مانند بوعلی سینا و خواجه نصیر طوسی و شیخ اشراق و حکیم سبزواری و علامه طباطبایی و خصوصا ملاصدرا میروید و درباره شان مینویسید و از بهترین دریافت های علمی و فلسفی شان به ما هدیه میکنید برایم جالب و شعف آور است . 
مقاله جدید شما در رابطه با شریعت و اخلاق در تفکر ملاصدرا را در کانال تلگرامی شما خواندم و عالی بود.
سوالی داشتم : چرا در جهان غرب از الاهیات تا اقتصاد و سیاست ،  آراء فیلسوفان طرح میشود ومورد توجه است ولی در شرق و کشورهای اسلامی چنین نیست ؟ حداکثر فقه را به عنوان الگو معرفی میکنند ؟ 
از اینکه پاسخ دهید خوشحال میشوم . 
دوست کوچک شما محمدی نیا 


پاسخ 👇
سلام علیکم 
از لطف شمامتشکرم و از اینکه علم دوست هستید و مطالب را پیگیری میکنید به شما تبریک میگویم .
بله درست است ، در میان ما در بخش های مهم اجتماعی و سیاسی جای نگاه فیلسوفانه و فیلسوفان خالی است و درست بدین جهت است که ما بر آنیم که به بهانه های مختلف فلسفه و فیلسوفان را مطرح کنیم . 
از آنجا که شهروندان جامعه ما و دیگر جوامع اسلامی مسلمان هستند و به امور جامعه نگاه شرع محور دارند در نتیجه به دانشی که شرعیت امور را معرفی میکند نظر دارند که آن دانش ؛"علم فقه" است .
اما نکته مهم این است که این‌ نگاه با همه خوبیهایش نمیتواند بیش از شرعیات و حلال و حرام را به ارمغان آورد که "باید و نباید" است ، چون موضوع فقه در همین محدوده است حال آنکه همه امور جامعه  فقط به حلال و حرام ختم نمیشود بلکه جامعه بر "بود و نبود" استوار است و علمی که بودن ها و نبودن ها و چگونگی مواجه با "بودن ها" و یا برخورد با "نبودن ها" را مشخص میکند و عُهددار اعتقادات ما در برابر حوادث و  سیاست ها میباشد ؛ علم فلسفه است . همین قدر بدانید که با دانشِ کلام و فلسفه میتوان خیلی پیشامدهای ناگوار را تحمل کرد و حتا مدیریت نمود و نیز به بسیاری جلوه های پنهان مسائل پی برد و راهی برای آن اندیشید. 
همانطوریکه امام خمینی از آن رهگذر که یک فیلسوف بود بدون سوء استفاده از گزاره های دینی ، با توجه به دانش فلسفه و معنویات عرفان ؛ بحران های جامعه را مانند جنگ تحملیی برای مردم  مدیریت میکرد.
 به گمان ما ؛ جامعه دینی همانطوریکه نمیتواند از علومِ  به اصطلاح حوزویان علوم "نقلی" یعنی قرآن و عترت فاصله داشته باشد ، هیچ گاه نمیتواند از علومِ عقلی مانند "کلام" و "فلسفه" و "عرفان" و "اخلاق" جدا باشد . اینجاست که کلام و فلسفه مسئولیت خود ایفاء میکند . جهان غرب چون از فقه بی بهره است ، خلا خود را با فلسفه پر کردند و البته در کنار مزایایی که نصیب شان است ، گرفتار فلسفه های مادی و ضداخلاقی هم شدند ! 
خلاصه الگوی جامعه اسلامی ؛ جامعه نبوی و علوی است که در نهج البلاغه متبلور است و نهج البلاغه در بردارنده همه این دانش هاست و محدود به فقه و شریعت نیست . نگاه اجمالی به عهدنامه مالک اشتر گواه بر مدعای ماست . واقعا اگر مسئولی بخواهد گوشه از معارف بلند عهدنامه را در خود پیاده کند بدون نگاه عقلانی به خدا متعال و جهان و خود و شناخت دگرگونی های خلقت و امیال نفسانی و سرانجام بازگشت سریع آثار وضعیِ تصمیماتش به خویشتن و مسائلی از این قبیل امکان پذیر نیست و متولی این دانش علوم عقلی است . 
موفق باشید .

✍هادی سروش

https://t.me/soroushmarefat

رابطه فقه و اخلاق با سیاست در مکتب ملاصدرا  ✍ هادی سروش

🔻 بهانه اول خرداد ؛ روز بزرگداشت صدرالمتالهین ملاصدرا

🔰 رابطه فقه و اخلاق با سیاست در مکتب ملاصدرا

✍ هادی سروش

✅ در اندیشه سیاسی وی ، سیاستمدارانِ منافق با لباس فقه و شریعت وارد میدان سیاست میشوند و اخلاق را نابود می کنند!

🔹دراین یادداشت توجه دو سخن ژرف او داریم ؛
وی در کتاب مهم "الشواهدالربوبیه" میگوید:
《سياست ورزي كه بيرون از مرز شريعت باشد مانند بدن بدون روح است ؛  والسياسةُ المجرّدةُ عن الشّرع كجسد لا روحَ فيه.》

✅ طبق بیان ملاصدرا؛ "سیاست بدون شریعت" ، یعنی؛ سیاست ورزی بدون رعایت دستورات دینی در بخش حلال و حرام خدا که حاوی عدالت وحق مداری و دوری از دروغ ، اختلاس ، بیت المال خواری ، تهمت و حذف رقیب از عرصه سیاسی و مانند آن است ، جملگی لاشه ای بیش نیست و اگر نظام سیاسی کشوری از دستوراتِ اجتماعی _سیاسی خدا جدا شود در واقع را از "روح و حیات" منسلخ شده است و بی خاصیت خواهد بود.

✅نکته مهم اینجاست که در اندیشه سیاسی صدرالمتالهین ؛ سیاست فاقد شریعت ، سرانجام به "سیاست بدون اخلاق" منتهی میشود که اضافه بر بی خاصیت  بودن ،  لاشه ای متعفن است که غیر از اشاعه تعفن و بیماری در سراسر جامعه ، چیزی دربر نخواهد داشت.

🔹سخن دوم صدرالمتالهین (ره) در کتاب دیگرش "رساله سه اصل" با اشاره به کسانی که شریعت و احکام الله را سلیقه ای مطرح میکنند تا قدرت و ریاست شان را داوم بخشند، سخت می تازد ومیگوید: "اهل نفاق خود را در لباس فقه و صلاح نمایان میکنند." 
روشن است که مقصود ملاصدرا این است که اهل نفاق برای نهادینه کردن قدرت و ثروت از یک سوی ؛ از "اصطلاحات فقهی" بهره میگیرند و امیال خود را به فروع فقهی و قوانین حقوقی تحمیل می کنند ، واز سوی دیگر درحوزه رفتار سیاسی ؛ خود را "اهل صلاح" معرفی میکنند!
جدا جایی نمیتوان نفاق را با همه معنا و مفهوم اش به این کاملی پیدا کرد!

🔸 ملاصدرا شاگرد مکتب ائمه اطهار (علیهم السلام) است که ؛ سیاست و ریاستی که فاقد اخلاق باشد را مانندِ "بودن دو گرگ درنده درميان گله گوسفندی است که چوپان ندارد" ، معرفی فرموده اند.
( ر.ک:اصول کافی،ج۲ص۲۹۷)

در واقع امام رضا (ع) در حدیث بالا از چنین سیاست ورزی شومی به دو گرگ در یک گله نام برد ، تا اشارت به معنائی دقیق داشته باشد وآن این که وقتی دو گرگ به گله حمله میکند ، راه فرار گوسفندان از خطر را میبندند و در نتیجه چیزی را سالم نمیگذارند !

از آن ره گذر که اهلبیت (ع)  رهبران اخلاق هستند ، ملاصدرا آنان را درکتاب "سه اصل" خود چنین معرفی میکند ؛
 "اهل بیت عصمت وطهارت(ع) ؛ گرچه مورد مکر ارباب رزق و ریا قرارگرفتند ، اماچون مفتونِ اهل ریا و حیله و متشبّهان به اهل علم و تقوا نشدند، ذره ای از قدر و منزلت شان کم نگشت ودر دنیا وآخرت مُعزز و مکرّم بودند و دشمنان دین را دردین ودنیا رسوا کردند."


🔴نقطه مقابل این تفکر انسانی و اسلامی ، تفکر ماکیاول است که میگوید :
《شهریاری که بخواهد شهریاری را از کف ندهد می باید شیوه های ناپرهیزگاری را بیاموزد و هر جا که نیاز باشد به کار بندد.. اخلاق در این عرصه چیزی جزء شیادی نیست.》 (ماکیاولی،۱۱۷)
بله ، از کسی که تابع محض جان لاک است که صریحا سیاست را بیگانه از اخلاق میداند چنین عبارت دردآوری بعید نیست !

اینجاست باید سخن کاندی را تداعی کرد که گفت : سیاست بدون شرافت نابودی است .

🔴در سیاست بدون اخلاق ، شرافت میرود و بجای او ، همه چیز های دیگری مینشیند ، مانند ؛ دیکتاتوری ، استبداد ، دروغ ، تخریب ، حق کشی ، نفاق ، چاپلوسی ، خشونت ، قضاوت ناحق ، قانون های فردگرا ، و ..

خلاصه ؛ سیاست بدون اخلاق ، جهنمی مملو از آتش های نابود کننده انسانیت ، رشد ، تعالی و پیشرفت و هر چیزی که نمادی از خوبی باشد ، خواهد بود .

✅نقطه آغاز در اخلاق سیاسی ، اخلاق مداری حاکمان و مسئولان یک نظام سیاسی است .
 
پیامبر رحمت (ص) است که می فرماید:
« کسی که دوست دارد مردم را در مقابل خود ایستاده ببیند، جایگاه او آتش جهنم است. / مَن أحَبَّ اَن یتَمثَّلَ له الرجال قِیاماً فَلیَتَبوأ مقعده من النار . » (بحار ، ج ۷۴ ، ص ۹۰)

این نقطه ، نقطه آغاز حاکمیت حضرت امیرالمومنین (ع) است .
او که شاگرد پرورش یافته پیامبر رحمت (ص) است ، در نظام سیاسی اش ، اول از خود آغاز میکند و دستور میدهد :
« پس با من چنانکه با سرکشان گویند سخن مگویید وچونان که با تندخویان کنند ازمن کناره مجویید، وبا ظاهر آرایی آمیزش مدارید وشنیدن حق را بر من سنگین مپندارید. / فلا تُکلِّمونی بما تُکلّمُ بِهِ الجبابره ولاتتحفظّوا مِنّی بما یتحفّظُ بِهِ عند اهل البادره ولاتخالطونی بالمصانعة ولاتظنَّوا بی استثقالاً فی حقٍ .» (نهج البلاغه ، خ ۲۱۵)

گام های بعدی در حوزه سیاسی اسلام در نهج البلاغه ، خصوصا در خطبه ۲۱۶ و  عهدنامه مالک اشتر نقش بسته است .


🆔https://t.me/soroushmarefat

توضیحات هادی سروش پیرامون تقیه و استفاده نادرست تشنگان قدرت از آن

➖ توضیحات هادی سروش پیرامون تقیه و استفاده نادرست تشنگان قدرت از آن

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش بابیان این که تقیه برای شیعه یک باور مترقی است،گفت: رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین ، با روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باورِدرست است.

به گزارش شفقنا این استاد حوزه علمیه در سلسله جلسات شرح کتاب اصول کافی گفت :یکی از خطاهایی که در حوزه دینداران ایجاد می شود و برخی از مومنان به آن گرفتار می شوند این است که یا به اصلِ اصیلِ تقیه عمل نمی کنند و یا اینکه از او سوء استفاده می شود.

سروش بیان داشت :در مورد تقیه یک مقدمه تقدیم کنم و بعد مطالب اساسی را خدمت شما عرض کنم.‌ مقدمه‌ای که تقدیم می‌شود این است ؛تقیه از باورهای مهم شیعه که مورد حمله دو دسته قرار گرفته ؛ یکی از سوی اهل تسنن این که شیعه را به خاطر تقیه مورد ملامت قرار میدهد !  و گروه دیگر برخی مدعیان روشنفکری است و عمده اتهامی که به شیعه در مورد تقیه وارد می‌کنند این است که تقیه یک باور غیر اخلاقی است و انسان را در حالت دورویی و نفاق قرار میدهد! ما در ضمن مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم به این اتهام پاسخ خواهیم داد.

این پژوهشگر حوزه دینی گفت: بله اگر تقیه برای قدرت طلبی و ثروت اندوزی باشد آنجا تقیه ؛ تقیه نیست . بلکه یک نفاق قطعی است .ببینید برخی برای نزدیک شدن به قدرت ها با استفاده از چاشنی چاپلوسی و مجیزگویی ، بر سر سفره ریاست نشسته و بخوبی از قدرت بهرمند می شوند و دست به ثروت و قدرت و ریاست پیدا می کنند و شعارهایی می دهند که به هیچ عنوان مورد اعتقادشان نیست ! اینان کسانی هستند که به خاطر سوء استفاده از تقیه ، تقیه را در اذهان و افکار دنیا به یک چیزی که پوشیده شده از نفاق و دو رویی است معرفی می کنند.
وی تاکید کرد: باید حساب این عده که از نام تقیه سوء استفاده می‌کنند و به قدرت نزدیک می شوند و با تملق گویی هایی که دارند خود را در در مجموعه حواشی قدرت قرار می دهند و بهره مند می شوند که قطعا روش غلط وباطلی است ، از حساب تقیه و معنا درست آن جدا شود .تردیدی نیست که این خلاف های اخلاقی که به اسم زرنگی مطرح میشود و با نام تقیه پوشش دینی پیدا میکند ، باید بر ملا شود و این اشخاص به عنوان سوء استفاده کنندگان از دین معرفی شوند .

این استاد حوزه در پایان چنین نتیجه گیری نمود  ؛ جایگاه تقیه روشن و مبرهن است و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه چیز پوشیده نیست . چرا که تقیه برای شیعه یک باور مترقی است  و نمیتواند برای رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین استفاده شود چون این نفاق ها و دنیاطلبی ها با  روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باور درست است .

متن کامل صحبت‌های هادی سروش را از سایت انصاف نیوز بخوانید
@ensafnews

جایگاه تقیه و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه*  استاد هادی سروش

🔰 *جایگاه تقیه و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه*

حجت الاسلام والمسلمین استاد هادی سروش :
تقیه برای شیعه یک باور مترقی است . وی گفت : رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین ، با روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باورِدرست است.

به گزارش شفقنا این استاد حوزه علمیه در سلسله جلسات "شرح کتاب اصول کافی" گفت :
یکی از خطاهایی که در حوزه دینداران ایجاد می شود و برخی از مومنان به آن گرفتار می شوند این است که یا به اصلِ اصیلِ تقیه عمل نمی کنند و یا اینکه از او سوء استفاده می شود.

در قرآن در مورد تقیه اشاراتی است مانند : "وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ فِى شَىْء إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ؛ مؤمنان نباید کفّار را دوست خود انتخاب کنند، هر کس چنین کند از خداوند، بیگانه است، مگر این که بخواهید از آنها تقیّه کنید".( آل عمران /۲۸)
و آیه شریفه ؛ "مَنْ کَفَرَ بِاللهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاِْیمَانِ... ؛  کسانى که بعد از ایمان کافر شوند... عذاب سختى دارند، مگر آنها که تحت فشار واقع شده اند." (نحل/۱۰۶)

در مورد تقیه یک مقدمه تقدیم کنم و بعد مطالب اساسی را خدمت شما عرض کنم.‌ مقدمه‌ای که تقدیم می‌شود این است ؛
تقیه از باورهای مهم شیعه که مورد حمله دو دسته قرار گرفته ؛ یکی از سوی اهل تسنن ایت که شیعه را به خاطر تقیه مورد ملامت قرار میدهد !  و گروه دیگر برخی مدعیان روشنفکری است و عمده اتهامی که به شیعه در مورد تقیه وارد می‌کنند این است که تقیه یک باور غیر اخلاقی است و انسان را در حالت دورویی و نفاق قرار میدهد!
ما در ضمن مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم به این اتهام پاسخ خواهیم داد.

 

*تقیه از نگاه اهلبیت (ع)*

هادی سروش گفت : در مورد تقیه احادیث متعددی داریم؛
مثلا در جلد چهارم کافی آمده ؛ امام صادق (ع) فرمود : "در زمان منصور عباسی روزی در حیره بر او وارد شدم. آن روز 'یوم الشک' بود و مردم در شک بودند. منصور گفت: یا اباعبدالله، امروز روزه‌ای؟ گفتم: این مربوط به حاکم است اگر تو روزه بگیری ما هم روزه می‌گیریم و اگر تو نگیری ما هم نمی‌گیریم. منصور به غلامش گفت: سفره را بیاور و من با منصور غذا خوردم و قسم به خدا می‌دانستم که آن روز از ماه رمضان است؛ ولی افطار یک روزه و گرفتن قضای آن برایم آسان‌تر از این است که گردنم را بزنند و خدا عبادت نشود."
در مورد تقیه روایات دیگری داریم ، مهم این است ؛ فقط در کتاب کافی در باب تقیه ، مرحوم کلینی؛ ۲۳ روایت درباره تقیه آورده است که نمونه‌هایی از آن روایات چنین است ؛
مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ وقتی در مورد تقیه از امام باقر (ع) سوال نمود ، حضرت فرمود : "تقیه دین‌ من و دین آباء من است و انکه تقیه نمیکند از ایمان بی بهره است ؛ التَّقِيَّةُ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ."
و نیز امام باقر (ع) فرمود : "تقيّه در هر چيزى است كه آدمى به آن ناچار شود؛ زيرا خداوند در اين حالت آن را براى او حلال كرده است. التَّقيَّةُ في كُلِّ شيءٍ يُضطَرُّ إلَيهِ ابنُ آدَمَ فَقَد أحَلَّهُ اللّه ُ لَهُ."

 

*وجوب تقیه در نگاه محدثان و فقیهان*

تقیه یکی از واجبات مکتب تشیع است .
شیخ صدوق در کتاب مهم الاعتقادات که حاوی همه اعتقادات شیعه است ،  میگوید: تقیه واجب است و کسی که آن را ترک کند مانند این است که نماز را ترک کرده ! اعتقادنا فى التقية انها واجبة، من ترَكها كان بمنزلة من ترك الصلاة ..
سپس این حدیث را نقل میکند ؛ بخدمت امام صادق (ع) عرض شد كه: ياابن رسول اللَّه ما مى‌ بينيم در مسجد مردى را كه فاش دشنام به دشمنان شما ميدهد و نامشان ميبرد، آن حضرت فرمود: او را چه می شود، خدا لعنتش كند، ما را در معرض اذيت مي اندازد..
شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد میگوید : تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است .
شیخ انصاری در رساله التقیه میگوید ؛ تقیه به معنای نگاهداری خود از صدمه دیگری است از راه ابراز موافقت با او در گفتار یا رفتارِ مخالف حق.

خلاصه چیزی که از روایات و سخن فقیهان و محدثان در باره تقیه می توانیم داشته باشیم این است که تقیه یعنی حفظ انتقادات و علنی نکردن آن اعتقادات در برابر دشمن و یا هر گونه اضطرار و ضرر معنا می شود.

 

*اقسام تقیه*

این استاد حوزه با توجه به اقسام تقیه گفت : تقیه دارای اقسام متعددی است و بعضی فقیهان آن را تا پنج قسم نموده اند .  اما آنچه که مهم است این است که تقیه ؛ یا تقیه خوفی است و یا تقیه مداراتی.
تمام مواردی که انسان بخاطر دین و اعتقادات خود نسبت به جان و مال و آبروی خود احساس خطر و ضرری میکند و تقیه می کند، یعنی ؛ اعتقادات خود را از دشمن پنهان میکند ، این ؛ تقیه خوفی است .

 

*تقیه مداراتی*
 
قسم دیگر تقیه ؛ تقیه مداراتی‌ است که به این معناست که با مسلمانان دیگر و حتی مشرکان شیعیان رفتاری مناسب و از سر تسامح و گذشت داشته باشند تا محبت آنها را جلب و از زیان‌های احتمالی در آینده بر کنار بمانند.
این قسم از تقیه که مورد نظر امام خمینی است و نسبت به او تاکید دارد و حتی حضور در عبادات آنان مانند نماز جماعت را براساس تقیه مداراتی ؛ جائز و در برخی موارد واجب میداند. تمام راز و رمز تقیه مداراتی در این است شیعه بتواند جلب دلها و تآلیف قلوب داشته باشد و نیز از خطرات احتمالی ایمن باشد .
اگر شنیده اید بعد از پیروزی انقلاب ، امام فتوا دادند نسبت به حجاج که درتمام مقاطع این سفر و خصوصا در مسجد الحرام و مسجد النبی در نماز جماعت اهل تسنن شرکت کنند و نماز جداگانه را در هتل ها جایز ندانستند، بر اساس همین تقیه مداراتی است .
تفاوت اندیشه امام با فقیهان دیگر در این است که امام این تقیه مداراتی را مانند تقیه خوفی واجب می داند در حالیکه فقیهان دیگر یا نسبت به اصل تقیه مداراتی اشکالاتی دارند و یا واجب نمی داند.
روایات متعددی منشاء نظریه ی تقیه مداراتی است که نمونه آن این حدیث است که کلینی در باب تقیه اصول کافی آورده ؛
امام صادق علیه السلام خطاب به شاگردان و شیعه های خود فرمود: "مبادا كاری كنید كه ما را بدان سرزنش كنند، همانا به خاطر كردار فرزند بد، پدرش سرزنش می گردد، برای كسی كه به او دل سپرده اید زینت باشید و بر او مایه ی ننگ و عار نباشید. در جماعت های عامه ی مسلمانان با مذهب های دیگر نماز بخوانید و بیمارانشان را عیادت كنید و در مراسم امواتشان حضور یابید و در هیچ كار خیری بر شما سبقت نگیرند كه شما به آن خیر سزاوارترید ؛  ایاكم ان تعملوا عملا یعیرونا به، فان ولد السوء یعیر والده بعمله ، كونوا لمن انقطعتم الیه زینا و لاتكونا علیه شینا صلوا فی عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم و لایسبقونكم الی شیء من الخیر فانتم اولی به منهم ."

 

*توسعه تقیه در تمام موارد مواجه با خطر و اضطرار*

یکی از مسائل مهمی که در بحث تقیه مورد نظر است این است که تقیه فقط مربوط به مسائل مکتب و مذهب نیست بلکه در هر جایی که انسان به خاطر اعتقادات و اندیشه اش ، جان و مالش در خطر قرار بگیرد ، میتواند برای حفظ جان و مال خود تقیه کند.
این معنا را از روایت امام باقر علیه السلام که تقدیم داشتیم به خوبی می توانیم استفاده کنیم.
بله ؛ تقیه فقط از مخالفان نیست؛ از دوستان جاهل هم باید تقیه کرد
استاد مطهری میگوید : در سال‌های اقامتم در حوزه علمیه قم که افتخار شرکت در محضر درس پرفیض مرحوم آیت‌الله آقای بروجردی را داشتم، یک روز در ضمن درس فقه حدیثی به میان آمد به این مضمون که از حضرت صادق(ع) سؤالی کرده‌اند و ایشان جوابی داده‌اند. شخصی به آن حضرت می‌گوید: قبلا همین مسئله از پدر شما امام باقر(ع) سؤال شده، ایشان طور دیگر جواب داده‌اند، کدام‌یک درست است؟
حضرت صادق(ع) در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته درست است. بعد اضافه کردند شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم می‌آمدند با خلوص نیت می‌آمدند و قصدشان‏ این بود که ببینند حقیقت چیست و بروند عمل کنند، او هم عین حقیقت را به آنها می‌گفت. ولی اینها که می‌آیند از من سؤال می‌کنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، می‌خواهند ببینند از من چه می‌شنوند و بسا هست که هرچه از من می‌شنوند به این طرف و آن طرف بازگو می‌کنند و فتنه به پا می‌کنند. من ناچارم که با تقیه به آنها جواب بدهم. آیت الله بروجردی گفتند: «تعجب ندارد، تقیه از خودمانی مهم‌تر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان می‌کردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل می‌کنند. ولی در جریان بعضی فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست».

 

*آیا تقیه یک باور و روش غیر اخلاقی است؟*

یکی از شبهات رایج به شیعه که در سابق از سوی اهل سنت ، و اخیراً از سوی برخی از روشنفکران وارد شده این است که ؛ این باور شیعه بنام تقیه ، یک باور غیر اخلاقی است ، چون یک شخص میتواند به بهانه تقیه ؛ حقیقت را پنهان کند و حالت دورویی داشته باشد .
این شبهه ؟ شبهه جدیدی نیست گرچه ممکن است جدیدا به گوش شما خورده باشد اما نزدیک به ۵۰ سال قبل استاد مطهری به این شبهه اشاره‌ کردند و پاسخ دادند. پاسخ صحیح و جامع این شبهه این است که اگر کسی تقیه را به عنوان یک تاکتیک و وسیله برای محافظت از خود و حفاظت از نیروهای خود داشته باشد به هیچ عنوان یک باور و روش غیر اخلاقی نیست . چون تقیه یک روش در مقابل حمله دشمن و  در مقابل تخریب اوست که آمده تا نیروهای مقابل خود را شناسایی کند و برای آنان از آزار و اذیت و حبس و حصر تا حذف را برنامه ریزی داشته باشد.
حفظ و محافظت و گرفتار این گرداب نشدن بوسیله تقیه یک روش غیر اخلاقی نیست .
جناب فاضل مقداد مینویسد ؛ فرق با نفاق در این است در نفاق بی ایمانی به ایمان نشان داده میشود .

 

*سوء استفاده از نام تقیه برای رسیدن به قدرت و ثروت*

این پژوهشگر حوزه دینی گفت : بله اگر تقیه برای قدرت طلبی و ثروت اندوزی باشد اونجا تقیه ؛ تقیه نیست . بلکه یک نفاق قطعی است .
ببینید برخی برای نزدیک شدن به قدرت ها با استفاده از چانشیِ چاپلوسی و مجیزگویی ، بر سر سفره ریاست نشسته و بخوبی از قدرت بهرمند میشوند و دست به ثروت و قدرت و ریاست پیدا میکنند و شعارهایی میدهند که به هیچ عنوان مورد اعتقادشان نیست ! اینان کسانی هستند که به خاطر سوء استفاده از تقیه ، تقیه را در اذهان و افکار دنیا به یک چیزی که پوشیده شده از نفاق و دو رویی است معرفی میکنند.
باید حساب این عده که از نام تقیه سوء استفاده می‌کنند و به قدرت نزدیک می شوند و با تملق گویی هایی که دارند خود را در در مجموعه حواشی قدرت قرار می دهند و بهره مند می شوند که قطعا روش غلط وباطلی است ، از حساب تقیه و معنا درست آن جدا شود .
تردیدی نیست که این خلاف های اخلاقی که به اسم زرنگی مطرح میشود و با نام تقیه پوشش دینی پیدا میکند ، باید بر ملا شود و این اشخاص به عنوان سوء استفاده کنندگان از دین معرفی شوند .

این استاد حوزه در پایان چنین نتیجه گیری نمود  ؛ جایگاه تقیه روشن و مبرهن است و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه چیز پوشیده نیست . چرا که تقیه برای شیعه یک باور مترقی است  و نمیتواند برای رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین استفاده شود چون این نفاق ها و دنیاطلبی ها با  روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باور درست است .

یادداشت تسلیت هادی سروش در حادثه آبادان و ضرورت حضور علما و دانشمندان

هو البصیر 

انا لله و انا الیه راجعون
 
مردم شریف و داغداران آبادان ؛ هموطنان شریفِ شما در سراسرِ ایران اسلامی ؛ در قبال حادثه طاقت فرسای "متروپل" که به معنای واقعی یک مصیبت ملی بود ، خوش درخشید و مرحمی بر زخم دل شما خواهد بود . 

نیاید روزی که دانش آموخته و یا دانشمند و یا عالم حوزوی از یک اظهار همدردی دریغ کند و با سکوت خود جراحتِ قلبِ مجروحِ خوزستان عزیز و ایران داغدار را عمیق کند !

در حوادث جامعه بیشترین وظیفه از آنِ دانشمندان و علماء است ، چرا که امام باقر (ع) فرمود: اگر دانشمندان نصيحت را پنهان دارند، خيانت كرده اند. اگر فردِسرگشته و گمراهى را ببینند و او را راهنمايى نكنندو يا دل مرده اى را زنده ننمایند، ای وای كه چه كار زشتی كرده اند !  چون خداوند تبارك و تعالى در كتاب از عالمان پيمان گرفته كه به معروف وآنچه فرمان يافته اند فرمان دهند و از آنچه نهى شده اند نهى كنند و بر نيكوكارى وپرهيزكارى، يكديگر را يارى كنند و در گناه و ستم يكديگر را يارى نكنند . /  اَلْعُلَماءُ فى اَنـْفُسِهِمْ خانَةٌ اِنْ كَـتَمُوا النَّصيحَةَ اِنْ رَاَوْا تائِها ضالاًّ لايَهْدونَهُ اَوْ مَيِّتا لا يُحْيونَهُ فَبِئْسَ ما يَصْنَعونَ لاَِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَ تَعالى اَخَذَ عَلَيْهِمُ الْميثاقَ فِى الْـكِتابِ اَنْ يَاْمُروا بِالْمَعْروفِ وَ بِما اُمِروا بِهِ وَ اَنْ يَنْهَوْا عَمّا نُهوا عَنْهُ وَ اَنْيَ تَعاوَنوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا يَتَعاوَنوا عَلَى الاِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ؛(روضه کافی / ح۱۶) .

 با توجه به بیانیه جامع حضرت استاد بزرگوارم آیت الله جوادی آملی (دام بقائه) در موردِ جوانب نیمه پنهان این رخدادِ تلخ که به ضعفِ بنیان های فکری ، اختلاس ، چپاول ، حقوق نجومی و عدم محکم کاری بازگشت داشت ، ضرورتی بر بازگو کردن نیست .

خداوند مهربان بر قلبِ داغدارانِ این مصیبت بزرگ با رحمت بیکرانِ خود آرامش کرامت فرماید و وسیله گشایش در زندگی مادی ایرانِ اسلامیِ عزیز را فراهم آورد. 

دانش آموخته حوزه علمیه قم ؛
 هادی سروش

https://t.me/soroushmarefat

مظلومیتِ مستمرِ فقهِ امام صادق   ✍هادی سروش

☑️بمناسبت شهادت رئیس مذهب امام صادق (ع) تقدیم میشود . ثواب این مقاله -اگر مقبول الهی باشد- تقدیم به روح پدرم که نسبت به امام صادق (ع) و برقراری جلسات پر رونق سالروز شهادت آن امام عظیم الشان تلاش شگفت آوری داشت . 
 
 🔰مظلومیتِ مستمرِ فقهِ امام صادق
 
✍هادی سروش


🔸 فقه شیعه به عنوان فقه امام صادق (ع) نام گرفته چرا که در میان امامان شیعه امام صادق (ع) بیانگر فقه اهلبیت (ع) است و نه امامان قبل از امام صادق اجازه تبیین فقه شیعه را داشتند و نه بعد از آنحضرت فرصت تبیین فقه شیعه بمانند زمان امام ششم پدید آمد!

🔸"فقه امام صادق" ، با فقه مجتهدان یک تمایز دارد و آن این است که فقهِ فقیهان استنباط از کلمات امام صادق (ع) است که طبیعتا هر مجتهدی به فراخور فقه الحدیث خویش ، نتیجه گیری میکند 

🔸فقه شیعه با همه تفاوت های فکری مانند اخباری و یا اجتهادی؛ تمام هست و نیستش از امام صادق (ع) است.
و بلکه فقه چهار مذهب اهل سنت -حنفی ، مالکی ، شافعی ، حنبلی- بی ارتباط با فقه امام صادق (ع) نیست چون جملگی آن چهار فقیه سنی از شاگردان مکتب فقهیِ امام صادق (ع) هستند. این گلایه مهمِ سید مرتضی از فقیهان سنی است که  میگوید : شما به همان میزان که برای شافعی و ابوحنیفه شأن و منزلت قائل هستید برای امام صادق نیز شأن و منزلت قائل باشید ..

🔸مشخصات فقه امام صادق
 
🟢 ۱ ) فقهِ امام صادق؛ فقهِ پاسخگوست این پاسخگویی در دو مقطع دیده میشود ؛ از یک سوی به تمام سوالات شرعی و استفتائات است و در مقطع دیگر ؛ درباره انبوهی از شبهات که به فقه در موضوعاتِ حقوقی و جزائی و یا مالی و اقتصادی و یا عقود و قراردادها و .. میشود ، پاسخگوست . وامروز رسالت و وظیفه فقه است چنین میباشد.

🟢 ۲ ) فقه امام صادق ؛ فقه منضبط و آسان و پرگذشت است. چون بر مدار این سخن پیامبر خدا (ص) است که فرمود : «من مبعوث شدم به یک دین منضبط و آسان و در برخی موارد هم قابل گذشت. / بُعِثتُ بالحنیفیّة السهلة السمحة» اگر فقه که تعیین کننده حلال و حرام و یا مباح بودن رفتار انسان است ؛ سهله سمحه یعنی آسان و با گذشت و جبران کننده نباشد ، با این زندگی توسعه یافته ی امروزِ بشر چگونه میخواهد فتوائی ارائه کند که دست و پای علاقمندانش را نبندد؟ فتوای به احتیاط و یا احتیاط پشت احتیاط ، با "فقه سهله سمحه" که فقه امام صادق است هماهنگ نیست !

🟢 ۳) فقهِ امام صادق ؛ فقهِ حقوق گراست. در فقه امام صادق (ع) همه انسانها دارای حق و حقوقی هستند که بدیهی ترین حق آدمی ؛ حق انتخاب و حق تسلط بر سرنوشت خویشتن است. بلکه پایین تر از انسان ، یعنی حیوانات در فقه امام صادق (ع) صاحب حق هستند. امروز با الهام از آن فقه نورانی امام صادق باید حقوق شهروندی مورد رعایت دقیق حاکمان باشد و هر مرتد و بی دینی بر اساس فقه امام صادق بتواند حقوق خود را استیفاء کند . امروز اگر امام صادق (ع) بود و میخواست فقه تدریس کند ؛ حتما از حقوق کارتن خواب ها و قبرخواب ها و یا حقوق کودکان مانند کودکان طلاق ، کودکان کار که در دزه دزه انفال مانند نفت و گاز و معادن سهیم هستند ، درس فقه میفرمود.

🟢 ۴ ) فقه امام صادق ؛ فقهِ اخلاقگراست. وقتی از حضرت درباره فروش سلاح نظامی پرسش میکند ؛ امام میفرماید ؛ برای آنان کلاه جنگی درست کن و بفروش.  یعنی امام میخواهد بفرماید سلاح دفاعی درست کن و بفروش و نه سلاح کشتار مانند شمشیر و نیزه ، برای همین است که نامی از اینها نمیبرد . آیا همه فقه یعنی استنباطات فقیهان اخلاقی است ؟ آیا نباید برای سیطره اخلاق بر سرتاسر فقه ، یکبار کل فقه و استنباطات فقیهان را تعالی بخشید؟

🟢 ۵)  فقه امام صادق، فقه معنویت آفرین است. سوال اینجاست آیا با احتیاط پشت احتیاط ، دقت های عقلی ، عدم اطمینان مثلا در مسئله عام البلوایی چون رویت هلال و ... به معنویتی که شریعت دنبال اوست ضربه میزند و یا نه معنویت را افزایش میدهد ؟

✅ تئوری راهگشای امام خمینی برای بهرمندی ازفقه درجهان معاصر بر سه سرفصل مهم استوار است:اول؛توجه به زمان ومکان، دوم ؛شناخت جهان ،و سوم؛ شناخت سیاست‌های حاکم برجهان است.
استاد مطهری گوید؛«دخالت عقل یکی از اسباب پیروزی‌های فقه اسلامی در ادوار گذشته است. دربسیاری ازمجامع بین‌المللی که روی فقه اسلامی مطالعه کرده‌اند انعطاف فقه اسلامی را خیلی ستایش کرده‌اند.»

✅ گلایه از فقیهانِ سنی که نگاهی به فقه امام صادق ندارند، وگلایه ای از خودی هاکه گاهی سخت گیری های شدیدی مانند قصه رویت هلال دارند ویادر 'فقه سیاسی' اموری بافقه توجیه میشودکه دلنشین نبوده و پاسخگویِ نیازها و شبهات نیست وبرای فرار؛حقِ اِعمال ولایت ویاادعای اتصال حاکمان به عالَم غیب دارندکه نتیجه ای جزفقه گریزی نخواهد داشت!

متن مقاله 👇
🆔http://soroushmarefat.blogfa.com/post/1129
🆔️https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1553182
🆔️https://fa.shafaqna.com/news/1378752/
🆔️http://www.ensafnews.com/348041

 🔰مظلومیتِ مستمرِ فقهِ امام صادق   ✍هادی سروش

بمناسبت شهادت رئیس مذهب امام صادق (ع) تقدیم میشود .

 ثواب این مقاله -اگر مقبول الهی باشد- تقدیم به روح پدرم که نسبت به امام صادق (ع) و برقراری جلسات پر رونق سالروز شهادت آن امام عظیم الشان تلاش شگفت آوری داشت . 

 

 🔰مظلومیتِ مستمرِ فقهِ امام صادق 

✍هادی سروش


اشاره ؛ بعد از گلایه از فقیهانِ اهل سنت که نگاهی به فقه امام صادق (ع) ندارند ، گلایه ای از خودی ها هم هست که امروز در برخی مسائل یا سخت گیری های شدیدی میشود مانند قصه رویت هلال و یا در 'فقه سیاسی' تصمیماتی اتخاذ میشود و گرچه با فقه توجیه میشود ولی دلنشین نبوده و پاسخگویِ نیازها و شبهات نیست و برای فرار از پاسخ ؛ تمسک به ادعاهایی چون حقِ اِعمال ولایت و یا ادعای اتصال حاکمان به عالَم غیب و مانند آن میشود و نتیجه ای جز "فقه گریزی" نخواهد داشت !

به نام خدا

🔸 فقه اهلبیت ؛ فقه امام صادق

فقه شیعه به عنوان فقه امام صادق (ع) نام گرفته چرا که در میان امامان شیعه امام صادق (ع) بیانگر فقه اهلبیت (ع) است و نه امامان قبل از امام صادق اجازه تبیین فقه شیعه را داشتند و نه بعد از آنحضرت فرصت تبیین فقه شیعه بمانند زمان امام ششم پدید آمد!


🔸 فقه امام صادق و فقه جواهری

"فقه امام صادق" ، با فقه مجتهدان که گاهی از آن به "فقه جواهری" تعبیر میشود یک تمایز دارد و آن این است که فقهِ فقیهان استنباط از کلمات امام صادق (ع) است که طبیعتا هر مجتهدی به فراخور فقه الحدیث خویش ، نتیجه گیری میکند و البته ناگفته نماند که این "مسیر اجتهاد" توسط خود امام صادق تنطیم شده که فرمود: "ما اصول را القاء میکنیم و شما فروعات را از آن استخراج کنید" ، پس استنباط که بهروری علمی از آن اصول است به عُهده فقیهان نهاده شده است. 


🔸امام صادق (ع) ریشه فقاهتِ همه فقیهان

فقه شیعه با همه تفاوت های فکری مانند اخباری و یا اجتهادی؛ تمام هست و نیستش از امام صادق (ع) است.

و بلکه فقه چهار مذهب اهل سنت -حنفی ، مالکی ، شافعی ، حنبلی- بی ارتباط با فقه امام صادق (ع) نیست چون جملگی آن چهار فقیه سنی از شاگردان مکتب فقهیِ امام صادق (ع) هستند.


🔸ارتباط علمی وفقهیِ ائمهِ فقهِ اهل سنت با حضرت صادق (ع)

ابوحنیفه رهبر فقه حنفی است و مالک بن انس که رییس فقیهان هفت گانه مدینه است ؛ هر دو مستقیم شاگرد امام صادق (ع) بوده اند ، و فقیه دیگر اهل سنت جناب شافعی است که شاگرد مالک بن انس است، و فقیه چهارم اهل سنت احمد بن حنبل است که در دروه های بعدی آمده  -زمان امام هادی(ع)- و از شاگردان آن سه فقیه اهل سنت بهره برده است . در نتیجه ائمه فقهی اهل سنت وام دار فقهی و علمی امام صادق (ع) هستند.

این گلایه مهمِ سید مرتضی در کتاب "الانتصار" از فقیهان سنی است که  میگوید : شما به همان میزان که برای شافعی و ابوحنیفه شأن و منزلت قائل هستید برای امام صادق نیز شأن و منزلت قائل باشید و اگر هم حضرت را در مرتبه آنان نمی دانید لا اقل در حد کسانی مانند احمد حنبل و طبری و... برای امام شأنیت قائل شوید و متذکر اقوال فقهی حضرت نیز بشوید!

خوب است بدانید ؛ ابوحنیفه شخصیتی عقلگرا است که بعد از قرآن و سنت و اجماع ؛ عقل را به "قیاس" یعنی همان "تمثیل" در منطق نازل کرده و بر اساس قیاس و مقایسه خواسته به احکام برسد . 
این رویه ابوحنیفه درست بر خلاف فقه مالک ابن انس است و وی شدیدا با رویه ابوحنیفه مخالفت ومبارزه کرده است .
و احمد بن حنبل هم نه تنها روی خوشی با "قیاس حنفی" ندارد بلکه دارای یک فقه خشک و جامد است و اصلا برای عقل جایگاهی قائل نیست و در آخر هم جان خود را بدین خاطر از دست داد.

سنی های ایران و عراق و اطراف؛ غالبا شافعی هستند ، همانطوریکه سنی های آفریقا هم تابع شافعی هستند چرا که شافعی در مصر زندگی می کرده و تاثیرگذار بوده . و سنی های وهابی مانند سنی های اهل حجاز و بخشی از پاکستان از احمدبن حنبل پیروی میکنند و مذهب حنبلی دارند .


🔸مشخصات فقه امام صادق
 
✅ ۱ ) فقهِ امام صادق ؛ فقهِ پاسخگو

با بررسی روایات فقهیه میبینیم که فقه امام صادق فقه پاسخگوست . این پاسخگویی در دو مقطع دیده میشود ؛
 
از یک سوی به تمام سوالات شرعی و به تعبیر فنِ فقه ؛ استفتائات پاسخ میدهد. مثلا امام صادق در برابر سوال کننده که از یک فرع فقهی مانند طهارت ، نماز ، حج ، خمس و.. مسئله را نمیداند و پرسش میکند که تکلیف من چیست ؟ 
مثلا ؛ محمد بن مسلم صدها سوال در مورد حج از امام صادق (ع) پرسیده ، و یا جابر جعفی صدها حدیث ، و نیز زراره و دیگر شاگردان حضرت امام صادق که در کتابهای روائی و فقهی جمع است.
بر همین اساس ؛ امروز رسالت و وظیفه فقه است که در تمام زمینه های توسعه دانش بشری و توسعه امکانات و فن آوری هایی که از زیر زمین مانند نفت و عمق اقیانوس ها تا افق غیر دید بالای سرمان ، مانند ماهواره و .. پاسخگو باشد .

از سوی دیگر بخشی از پرسش ها و پاسخگوبودنِ امام صادق در برابر شبهات وارده به فقه است مانند بسیاری از سوالاتی که ابوحنیفه از حضرت میکند.

کسی میتواند مدعی داشتن فقه امام صادق (ع) باشد که بعد از ارائه پاسخ به استفتائات شرعی و بیان حلال و حرام‌،  بتواند درباره انبوهی از شبهات که به فقه و فتواهایِ فقیهان در موضوعاتِ حقوقی و جزائی و یا مالی و اقتصادی و یا عقود و قراردادها و .. میشود ، پاسخگو باشد .
در اینجاست که ممکن است در فقیهان ضعف استدلال در پاسخگویی ببینیم ، اما در فقه امام صادق (ع) ضعفی نیست و حدیث و تاریخ ؛ شهادت میدهد که امام صادق در برابر تمام اما و اگرهای فقهی پاسخگو بوده .

امروز گاهی به نام فقه سخت گیری های عجیبی میشود و یا در برخی مسائل 'فقه سیاسی' تصمیماتی اتخاذ میشود و گرچه با فقه توجیه میشود ولی دلنشین نبوده و پاسخگویِ نیازها و شبهات نیست چون با ادعاهایی مانند حقِ اِعمال ولایت و یا ادعای اتصال حاکمان به عالَم غیب و مانند آن در واقع از زیر پاسخ در رفتن است و نتیجه ای جز "فقه گریزی" نخواهد داشت !


✅ ۲) فقه امام صادق ؛ فقهِ سهله سمحه

فقه امام صادق ؛ فقه منضبط و آسان و پرگذشت است. چون بر مدار این سخن پیامبر خدا (ص) است که فرمود : «من مبعوث شدم به یک دین منضبط و آسان و در برخی موارد هم قابل گذشت. / بُعِثتُ بالحنیفیّة السهلة السمحة» 
اگر فقه که تعیین کننده حلال و حرام و یا مباح بودن رفتار انسان است ؛ سهله سمحه یعنی آسان و با گذشت و جبران کننده نباشد ، با این زندگی توسعه یافته ی امروزِ بشر چگونه میخواهد فتوائی ارائه کند که دست و پای علاقمندانش را نبندد؟ مثلا درباره فعالیت های اجتماعی زنان و یا معاملات نوظهور دیجیتالی و بانکی و  و ... چه خواهد کرد؟

فتوای به احتیاط و یا احتیاط پشت احتیاط ، با "فقه سهله سمحه" که فقه امام صادق است هماهنگ نیست !

شاهد ما سخن صاحب جواهر است که در اواخر عمر شریفش به شاگردانش که منتظر بودند ایشان درمورد مرجعیت اعلام نظر نماید ، فرمود: یک نکته خطاب به مردم دارم و آن اینکه به شیخ انصاری مراجعه کنید. من اعلم از او سراغ ندارم. و یک نکته خطاب به جناب شیخ مرتضی انصاری دارم و آن این است که « یا شیخ ؛ قَلِّل احتیاطَک» یعنی ؛ احتیاطاتت را کم کن. یعنی جناب شیخ انصاری در فقه ، به حدیث «بُعِثتُ بالحنیفیّة السهلة السمحة» توجه وافر داشته باش .


✅ ۳)  فقهِ امام صادق ؛ فقهِ حقوق گرا

در فقه امام صادق (ع) همه انسانها دارای حق و حقوقی هستند که بدیهی ترین حق آدمی ؛ حق انتخاب و حق تسلط بر سرنوشت خویشتن است که فرمود : «ان الناس مسلطون علی اموالهم» . بلکه پایین تر از انسان ، یعنی حیوانات در فقه امام صادق (ع) صاحب حق هستند ؛ که فرمود : "مالک یک حیوان حق ندارد به کسی که حیوان را به او میسپارد ، بگوید به آن آب و غذا نده."
و فرمود: "جای نگهداری گوسفند را پاکیزه نگهدارید و آب بینی آن را پاک کنید."
ویا وقتی دید در میان شتران یکی از شتران بر اثر بار سنگینی که بر او گذاشتند کج شده ، غلام خود را صدا زد و او خواست در مورد حیوانات عدالت را پاس دارد.

این دسته روایات بسیار زیاد است ولی آنچه مهم تر است ؛ حق مجرم است که در اجرای حدشرعی نباید تازیانه شدید باشد و بعد اجرای حد ، همه حقوق یک انسان غیر مجرم بر او بار میشود .

امروز با الهام از آن فقه نورانی امام صادق باید حقوق شهروندی مورد رعایت دقیق حاکمان باشد و هر مرتد و بی دینی بر اساس فقه امام صادق  بتواند حقوق خود را استیفاء کند . 
امروز اگر امام صادق (ع) بود و میخواست فقه تدریس کند ؛ حتما از حقوق کارتن خواب ها و قبرخواب ها و یا حقوق کودکان مانند کودکان طلاق ، کودکان کار که در دزه دزه انفال مانند نفت و گاز و معادن سهیم هستند ، درس فقه میفرمود.

این دونمونه از "فقه امام صادق" خواندنی است ؛
در روایت صحیحه ای وارد است ؛ شخصی به محضر امام صادق (ع) عرضه داشت ؛ من از یک کافر طلبی دارم و وقتی برای وصول طلبم به او مراجعه میکنم او جلوی چشم من، خوک و شراب می فروشد و همان پول آن را به من میدهد . آیا می توانم آن پول را بگیرم؟ امام صادق (ع) فرمودند:  « شما مطالبه ای داری و حقی بر اوست که پول تو را بدهد و میدهد / إِنَّمَا لَكَ عَلَيْهِ دَرَاهِمُ فَقَضَاكَ دَرَاهِمَكَ»

نمونه دیگر ؛ شخصی به نام خلاد گوید من کوفه بودم و از کسی طلبی داشتم که در شهری بنام نیل بود. اسبی را کرایه کردم و از شهر کوفه به آن شهر رفتم تا طلبم را بگیرم،اما وقتی رسیدم گفتند بدهکارت از این شهر رفته به شهری دیگر ، و من هم به آن اسب به شهری دیگر رفتم که باز گفتند از این شهر به شهر بغداد رفته است. من هم با آن اسب به بغداد رفتم و طلبم را گرفتم و برگشتم و وقتی خواستم کرایه اسب را به صاحبش پرداخت کنم او گفت که اسب را دیر آورده ای و باید کرایه بیشتری به من بدهی. من هم نپذیرفتم . برای رفع این اختلاف با هم نزد ابوحنیفه رفتیم و ابوحنیفه فتوا داد ؛ چون اسب را سالم آورده ای دیگر صاحب اسب طلبی از شما مازاد بر کرایه تعیین شده ندارد. اما صاحب اسب ناراحت شد و گفت این چه فتوایی است؟ باید برویم پیش امام صادق (ع) و وقتی خدمت حضرت رسیدیم و امام از این طرز فتوا دادن ابوحنیفه مطلع شد فرمودند : این جور فتواهاست باعث می شود باران نبارد و برکت زمین از مردم گرفته شود. بعد امام فرمودند : کرایه کننده اسب هم کرایه تعیین شده را باید بپردازد و هم این که به خاطر مقداری که تخلف کرده و شهرهای دیگر رفته ضامن هست و باید کرایه آن را هم پرداخت کند .


✅ ۴ ) فقه امام صادق ؛ فقهِ اخلاق 

موارد رعایت اخلاق در فقه امام صادق ان قدر است که خود یک کتاب مفصل میشود .

چندنمونه میتواند ما را به ان حقیقت نزدیک کند ؛

ابان بن تغلب می گوید: به همراه امام صادق(ع) در حال طواف بودم که مردی از شیعیان نزد من آمد و درخواست کرد با او به دنبال کاری بروم، ولی من دوست نداشتم که امام(ع) را رها کنم و به سوی او بروم. امام صادق(ع) دید و فرمود: ای ابان! این شخص با تو کار دارد؟ گفتم: بله. از شیعیان است. امام فرمود : برو. عرض کردم: در طواف واجب ؟ امام فرمود: بله. ابان می گوید: رفتم و نزد امام برگشتم و از ایشان در موردحقّ مؤمن سؤال کردم؟ حضرت فرمود: وارد این مطلب نشو. عرض کردم: جانم به قربانت! میخواهم بدانم، و اصرار کردم. امام فرمود : نصف از مال خودت را با او تقسیم کن. حضرت نگاه به چهره من کرد که چگونه متغیر شدم، و فرمود: .. ای ابان ! اگر نصف مالت را با برادرت تقسیم کنی، هنوز ایثار نکرده ای. ایثار، وقتی است که از نصف دیگر مال خودت را به او بدهی .

نمونه دیگر در فقه امام صادق (ع) ؛ در مورد نمازجماعت است که در عین سفارشات متعدد درمورد قالب نماز مانند نماز در مسجد و نماز با لباس تمییز ، و در مورد باطن نماز مانند حضور قلب و .. اما دستور به کوتاهی نماز و رعایت حال "اضعف مامومین" داده و بر آن تاکید فرموده است که بر اساس فقه اخلاقی است.

ویا در بحث جواز غیبت اهل سنت در عین تغایر فکری و اعتقادی با آنان اما اجازه غیبت و تهمت نسبت به آنان را روا نمیداند.

و مورد دیگر ؛ درفقه امام صادق مطرح هست این است که اگرکسی دروغی بگوید یا ظلم کند ، مستحب است وضوی خود را تجدید کند.

و یا در باب جهاد ؛ اجازه قطع درختان و کشتن اسیران و استفاده از سم داده نمیشود.
و یا وقتی از حضرت درباره فروش سلاح نظامی پرسش میکند ؛ امام میفرماید ؛ برای آنان کلاه جنگی درست کن و بفروش.  یعنی امام میخواهد بفرماید سلاح دفاعی درست کن و بفروش و نه سلاح کشتار مانند شمشیر و نیزه ، برای همین است که نامی از اینها نمیبرد .

اینها نمونه ای از صدها نمونه ظهور اخلاق در فقه امام صادق (ع) است باید نگاه مجدد شود .

آیا همه فقه یعنی استنباطات فقیهان اخلاقی است ؟ آیا نباید برای سیطره اخلاق بر سرتاسر فقه ، یکبار کل فقه و استنباطات فقیهان را تعالی بخشید ؟ 

 استاد مطهری می‌گوید:
"جهان برای انسان مثل رفیق است. این جهان دارای اخلاقی است و همانطوریکه رفیق واخلاق خاص او رارعایت می‌کنیم، باید اخلاق این جهان هم رعایت کنیم. یک اتصال مرموزی بین انسان‌ها وجود دارد. جامعه‌ی یک پیکر است و هر  پیکر نسبت به عضو خود حساس است."


✅ ۵ ) فقه امام صادق، فقه معنویت آفرین

فقه امام صادق ؛ فقه معنویت زا و فقه معنویت آفرین است . سوال اینجاست آیا با احتیاط پشت احتیاط ، دقت های عقلی ، عدم اطمینان مثلا در مسئله عام البلوایی چون رویت هلال و ... به معنویتی که شریعت دنبال اوست ضربه میزند و یا نه معنویت را افزایش میدهد ؟


🔺سخن پایانی ؛
 استواری فقه امام صادق بر اساس اندیشه فقهی امام راحل

یکی از راه های بهرمندی فقیهان از این فقه با همه ی خوبیهایش در گرو آنچیزی است که فقیه سترگ امام خمینی به آن باور داشت ، میباشد .  و تئوری راهگشای امام خمینی بر سه سرفصل مهم استوار است؛ 
اول ؛ توجه به زمان و مکان است که مربوط به داخل کشور است. 
دوم ؛ شناخت جهان است.
و سوم ؛ شناخت سیاست‌های حاکم بر جهان است . 
یک فقیه باید اینها را خوب بداند و در استنباط و اجتهاد خود از این سه محور غافل نشود .

در نتیجه فقه امام صادق (ع) در سراسر گیتی حرف اول در عبادات و معاملات و حقوق را خواهد زد و به باور استاد مطهری این استواری و این انعطاف که در فقه امام صادق (ع) نهادینه شده ، قابل ستایش و جذب جهانیان خواهد شد ، عبارت استاد مطهری چنین است ؛ «دخالت عقل یکی از اسباب پیروزی‌های فقه اسلامی در ادوار گذشته است. در بسیاری از مجامع بین‌المللی که روی فقه اسلامی مطالعه کرده‌اند انعطاف فقه اسلامی را خیلی ستایش کرده‌اند.»

به امید فروغ هر چه بیشتر "فقه امام صادق(ع)" در سراسر گیتی و جهان بشریت . ان شاء الله .


🆔https://t.me/soroushmarefat

 
  BLOGFA.COM