🔰 *جایگاه تقیه و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه*

حجت الاسلام والمسلمین استاد هادی سروش :
تقیه برای شیعه یک باور مترقی است . وی گفت : رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین ، با روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باورِدرست است.

به گزارش شفقنا این استاد حوزه علمیه در سلسله جلسات "شرح کتاب اصول کافی" گفت :
یکی از خطاهایی که در حوزه دینداران ایجاد می شود و برخی از مومنان به آن گرفتار می شوند این است که یا به اصلِ اصیلِ تقیه عمل نمی کنند و یا اینکه از او سوء استفاده می شود.

در قرآن در مورد تقیه اشاراتی است مانند : "وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ فِى شَىْء إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ؛ مؤمنان نباید کفّار را دوست خود انتخاب کنند، هر کس چنین کند از خداوند، بیگانه است، مگر این که بخواهید از آنها تقیّه کنید".( آل عمران /۲۸)
و آیه شریفه ؛ "مَنْ کَفَرَ بِاللهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاِْیمَانِ... ؛  کسانى که بعد از ایمان کافر شوند... عذاب سختى دارند، مگر آنها که تحت فشار واقع شده اند." (نحل/۱۰۶)

در مورد تقیه یک مقدمه تقدیم کنم و بعد مطالب اساسی را خدمت شما عرض کنم.‌ مقدمه‌ای که تقدیم می‌شود این است ؛
تقیه از باورهای مهم شیعه که مورد حمله دو دسته قرار گرفته ؛ یکی از سوی اهل تسنن ایت که شیعه را به خاطر تقیه مورد ملامت قرار میدهد !  و گروه دیگر برخی مدعیان روشنفکری است و عمده اتهامی که به شیعه در مورد تقیه وارد می‌کنند این است که تقیه یک باور غیر اخلاقی است و انسان را در حالت دورویی و نفاق قرار میدهد!
ما در ضمن مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم به این اتهام پاسخ خواهیم داد.

 

*تقیه از نگاه اهلبیت (ع)*

هادی سروش گفت : در مورد تقیه احادیث متعددی داریم؛
مثلا در جلد چهارم کافی آمده ؛ امام صادق (ع) فرمود : "در زمان منصور عباسی روزی در حیره بر او وارد شدم. آن روز 'یوم الشک' بود و مردم در شک بودند. منصور گفت: یا اباعبدالله، امروز روزه‌ای؟ گفتم: این مربوط به حاکم است اگر تو روزه بگیری ما هم روزه می‌گیریم و اگر تو نگیری ما هم نمی‌گیریم. منصور به غلامش گفت: سفره را بیاور و من با منصور غذا خوردم و قسم به خدا می‌دانستم که آن روز از ماه رمضان است؛ ولی افطار یک روزه و گرفتن قضای آن برایم آسان‌تر از این است که گردنم را بزنند و خدا عبادت نشود."
در مورد تقیه روایات دیگری داریم ، مهم این است ؛ فقط در کتاب کافی در باب تقیه ، مرحوم کلینی؛ ۲۳ روایت درباره تقیه آورده است که نمونه‌هایی از آن روایات چنین است ؛
مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ وقتی در مورد تقیه از امام باقر (ع) سوال نمود ، حضرت فرمود : "تقیه دین‌ من و دین آباء من است و انکه تقیه نمیکند از ایمان بی بهره است ؛ التَّقِيَّةُ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ."
و نیز امام باقر (ع) فرمود : "تقيّه در هر چيزى است كه آدمى به آن ناچار شود؛ زيرا خداوند در اين حالت آن را براى او حلال كرده است. التَّقيَّةُ في كُلِّ شيءٍ يُضطَرُّ إلَيهِ ابنُ آدَمَ فَقَد أحَلَّهُ اللّه ُ لَهُ."

 

*وجوب تقیه در نگاه محدثان و فقیهان*

تقیه یکی از واجبات مکتب تشیع است .
شیخ صدوق در کتاب مهم الاعتقادات که حاوی همه اعتقادات شیعه است ،  میگوید: تقیه واجب است و کسی که آن را ترک کند مانند این است که نماز را ترک کرده ! اعتقادنا فى التقية انها واجبة، من ترَكها كان بمنزلة من ترك الصلاة ..
سپس این حدیث را نقل میکند ؛ بخدمت امام صادق (ع) عرض شد كه: ياابن رسول اللَّه ما مى‌ بينيم در مسجد مردى را كه فاش دشنام به دشمنان شما ميدهد و نامشان ميبرد، آن حضرت فرمود: او را چه می شود، خدا لعنتش كند، ما را در معرض اذيت مي اندازد..
شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد میگوید : تقیه، پنهان کردن حق و پوشاندن اعتقاد به آن در برابر مخالفان، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است .
شیخ انصاری در رساله التقیه میگوید ؛ تقیه به معنای نگاهداری خود از صدمه دیگری است از راه ابراز موافقت با او در گفتار یا رفتارِ مخالف حق.

خلاصه چیزی که از روایات و سخن فقیهان و محدثان در باره تقیه می توانیم داشته باشیم این است که تقیه یعنی حفظ انتقادات و علنی نکردن آن اعتقادات در برابر دشمن و یا هر گونه اضطرار و ضرر معنا می شود.

 

*اقسام تقیه*

این استاد حوزه با توجه به اقسام تقیه گفت : تقیه دارای اقسام متعددی است و بعضی فقیهان آن را تا پنج قسم نموده اند .  اما آنچه که مهم است این است که تقیه ؛ یا تقیه خوفی است و یا تقیه مداراتی.
تمام مواردی که انسان بخاطر دین و اعتقادات خود نسبت به جان و مال و آبروی خود احساس خطر و ضرری میکند و تقیه می کند، یعنی ؛ اعتقادات خود را از دشمن پنهان میکند ، این ؛ تقیه خوفی است .

 

*تقیه مداراتی*
 
قسم دیگر تقیه ؛ تقیه مداراتی‌ است که به این معناست که با مسلمانان دیگر و حتی مشرکان شیعیان رفتاری مناسب و از سر تسامح و گذشت داشته باشند تا محبت آنها را جلب و از زیان‌های احتمالی در آینده بر کنار بمانند.
این قسم از تقیه که مورد نظر امام خمینی است و نسبت به او تاکید دارد و حتی حضور در عبادات آنان مانند نماز جماعت را براساس تقیه مداراتی ؛ جائز و در برخی موارد واجب میداند. تمام راز و رمز تقیه مداراتی در این است شیعه بتواند جلب دلها و تآلیف قلوب داشته باشد و نیز از خطرات احتمالی ایمن باشد .
اگر شنیده اید بعد از پیروزی انقلاب ، امام فتوا دادند نسبت به حجاج که درتمام مقاطع این سفر و خصوصا در مسجد الحرام و مسجد النبی در نماز جماعت اهل تسنن شرکت کنند و نماز جداگانه را در هتل ها جایز ندانستند، بر اساس همین تقیه مداراتی است .
تفاوت اندیشه امام با فقیهان دیگر در این است که امام این تقیه مداراتی را مانند تقیه خوفی واجب می داند در حالیکه فقیهان دیگر یا نسبت به اصل تقیه مداراتی اشکالاتی دارند و یا واجب نمی داند.
روایات متعددی منشاء نظریه ی تقیه مداراتی است که نمونه آن این حدیث است که کلینی در باب تقیه اصول کافی آورده ؛
امام صادق علیه السلام خطاب به شاگردان و شیعه های خود فرمود: "مبادا كاری كنید كه ما را بدان سرزنش كنند، همانا به خاطر كردار فرزند بد، پدرش سرزنش می گردد، برای كسی كه به او دل سپرده اید زینت باشید و بر او مایه ی ننگ و عار نباشید. در جماعت های عامه ی مسلمانان با مذهب های دیگر نماز بخوانید و بیمارانشان را عیادت كنید و در مراسم امواتشان حضور یابید و در هیچ كار خیری بر شما سبقت نگیرند كه شما به آن خیر سزاوارترید ؛  ایاكم ان تعملوا عملا یعیرونا به، فان ولد السوء یعیر والده بعمله ، كونوا لمن انقطعتم الیه زینا و لاتكونا علیه شینا صلوا فی عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم و لایسبقونكم الی شیء من الخیر فانتم اولی به منهم ."

 

*توسعه تقیه در تمام موارد مواجه با خطر و اضطرار*

یکی از مسائل مهمی که در بحث تقیه مورد نظر است این است که تقیه فقط مربوط به مسائل مکتب و مذهب نیست بلکه در هر جایی که انسان به خاطر اعتقادات و اندیشه اش ، جان و مالش در خطر قرار بگیرد ، میتواند برای حفظ جان و مال خود تقیه کند.
این معنا را از روایت امام باقر علیه السلام که تقدیم داشتیم به خوبی می توانیم استفاده کنیم.
بله ؛ تقیه فقط از مخالفان نیست؛ از دوستان جاهل هم باید تقیه کرد
استاد مطهری میگوید : در سال‌های اقامتم در حوزه علمیه قم که افتخار شرکت در محضر درس پرفیض مرحوم آیت‌الله آقای بروجردی را داشتم، یک روز در ضمن درس فقه حدیثی به میان آمد به این مضمون که از حضرت صادق(ع) سؤالی کرده‌اند و ایشان جوابی داده‌اند. شخصی به آن حضرت می‌گوید: قبلا همین مسئله از پدر شما امام باقر(ع) سؤال شده، ایشان طور دیگر جواب داده‌اند، کدام‌یک درست است؟
حضرت صادق(ع) در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته درست است. بعد اضافه کردند شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم می‌آمدند با خلوص نیت می‌آمدند و قصدشان‏ این بود که ببینند حقیقت چیست و بروند عمل کنند، او هم عین حقیقت را به آنها می‌گفت. ولی اینها که می‌آیند از من سؤال می‌کنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، می‌خواهند ببینند از من چه می‌شنوند و بسا هست که هرچه از من می‌شنوند به این طرف و آن طرف بازگو می‌کنند و فتنه به پا می‌کنند. من ناچارم که با تقیه به آنها جواب بدهم. آیت الله بروجردی گفتند: «تعجب ندارد، تقیه از خودمانی مهم‌تر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان می‌کردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل می‌کنند. ولی در جریان بعضی فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست».

 

*آیا تقیه یک باور و روش غیر اخلاقی است؟*

یکی از شبهات رایج به شیعه که در سابق از سوی اهل سنت ، و اخیراً از سوی برخی از روشنفکران وارد شده این است که ؛ این باور شیعه بنام تقیه ، یک باور غیر اخلاقی است ، چون یک شخص میتواند به بهانه تقیه ؛ حقیقت را پنهان کند و حالت دورویی داشته باشد .
این شبهه ؟ شبهه جدیدی نیست گرچه ممکن است جدیدا به گوش شما خورده باشد اما نزدیک به ۵۰ سال قبل استاد مطهری به این شبهه اشاره‌ کردند و پاسخ دادند. پاسخ صحیح و جامع این شبهه این است که اگر کسی تقیه را به عنوان یک تاکتیک و وسیله برای محافظت از خود و حفاظت از نیروهای خود داشته باشد به هیچ عنوان یک باور و روش غیر اخلاقی نیست . چون تقیه یک روش در مقابل حمله دشمن و  در مقابل تخریب اوست که آمده تا نیروهای مقابل خود را شناسایی کند و برای آنان از آزار و اذیت و حبس و حصر تا حذف را برنامه ریزی داشته باشد.
حفظ و محافظت و گرفتار این گرداب نشدن بوسیله تقیه یک روش غیر اخلاقی نیست .
جناب فاضل مقداد مینویسد ؛ فرق با نفاق در این است در نفاق بی ایمانی به ایمان نشان داده میشود .

 

*سوء استفاده از نام تقیه برای رسیدن به قدرت و ثروت*

این پژوهشگر حوزه دینی گفت : بله اگر تقیه برای قدرت طلبی و ثروت اندوزی باشد اونجا تقیه ؛ تقیه نیست . بلکه یک نفاق قطعی است .
ببینید برخی برای نزدیک شدن به قدرت ها با استفاده از چانشیِ چاپلوسی و مجیزگویی ، بر سر سفره ریاست نشسته و بخوبی از قدرت بهرمند میشوند و دست به ثروت و قدرت و ریاست پیدا میکنند و شعارهایی میدهند که به هیچ عنوان مورد اعتقادشان نیست ! اینان کسانی هستند که به خاطر سوء استفاده از تقیه ، تقیه را در اذهان و افکار دنیا به یک چیزی که پوشیده شده از نفاق و دو رویی است معرفی میکنند.
باید حساب این عده که از نام تقیه سوء استفاده می‌کنند و به قدرت نزدیک می شوند و با تملق گویی هایی که دارند خود را در در مجموعه حواشی قدرت قرار می دهند و بهره مند می شوند که قطعا روش غلط وباطلی است ، از حساب تقیه و معنا درست آن جدا شود .
تردیدی نیست که این خلاف های اخلاقی که به اسم زرنگی مطرح میشود و با نام تقیه پوشش دینی پیدا میکند ، باید بر ملا شود و این اشخاص به عنوان سوء استفاده کنندگان از دین معرفی شوند .

این استاد حوزه در پایان چنین نتیجه گیری نمود  ؛ جایگاه تقیه روشن و مبرهن است و سوء استفاده تشنگانِ قدرت از تقیه چیز پوشیده نیست . چرا که تقیه برای شیعه یک باور مترقی است  و نمیتواند برای رسیدن به قدرت و نشستن بر سرسفره ثروت و بیت المال با شعارهای دروغین استفاده شود چون این نفاق ها و دنیاطلبی ها با  روح تقیه در تضاد است و سوء استفاده از این باور درست است .