قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

معامله رجبیون با خدا

معامله "رجبیون" با خدا

نوشته : هادی سروش


🔻اهمیت ماه رجب
غفلت نکنیم و فرصت را از دست مدهیم ؛چرا که جاهلیت حجاز هم برای استجابت دعا ، چشم به آسمان و منتظر حلول ماه رجب بودند .

مرحوم عارف، ملکی تبریزی(ره) در المراقبات ،به طلاب علوم دینی رهنمود دارد:
"بر آنان است جهات عبادت را بر جهت تحصیل مزیت بخشند".

🔻رجبی شویم تا صدایمان کنند ؛
آنانکه دوست دارند در قیامت مورد خطاب لذت بخش «این الرجبیون» قرار گیرند؛ در «ماه رجب» که بهار معامله با خداست همه وقت خود را برای این «تجارت معنوی» قرار می دهند.

پیامبر(ص) فرمود:
در شبهای ماه رجب فرشته‌ای بنام «الداعی» تا صبح از طرف حق متعال نداء می‌کند که ؛
آنانکه با من همنشینند ، همنشینم ، و با آنانکه از من اطاعت کنند ، خواسته شان انجام دهم ؛ «انا جلیس من جالسنی، مطیع من اطاعنی، غافر من استغفرنی..... فمن دعانی اجبته و من سألنی اعطیته»(بحار ۳۷۷/۹۸)
این ارتباط شدید بین انسان و خدا در ماه رجب به ریسمان متصل تشبیه شده؛
«هذا الشهر حبلاً بینی و بین عبادی» مغفرت و اجابت و خلاصه برخورداری از فیض الهی میباشد ، و گرفتن برکات معنوی در ماه رجب قطعی است ؛ چون فرمود « هرکس به من اعتصام کند ، متصل میشود -فمن اعتصم به وصل الیّ»
پس از اجابت دعا مهمتر در ماه رجب ، "وصول الی الله" است .

🔻اهمیت «ذکر» و رجبیون ؛
برای وصول به «کمال رجبیه» که «اتصال» است ، «ذکر» لازم است و خود حضرت حق فرمود:
«طوبی للذاکرین، طوبی للطّائعین»
پس ماه رجب ، ماه «ذکر» و «طوع» است ، یعنی «یاد خدا» و «روی به سوی او» داشتن که همان "توجه" به او در تمام ساعات و حرکات زندگیست.

ذکر از ذکر لسان شروع می‌شود تا ذکر همه اعضاء وجوارح.

ذکر زبانی «اهل رجب» غیر از «استغفار» ، «سوره توحید» است که موردسفارش حضرت رسول(ص) است.

از ذکر زبانی مهم تر و تاثیر گذارتر ؛ ذکر اعضاء است و آن بدین معناست که در لحظه مواجهه با "گناه" آدمی یاد خدا کند و از صحنه گناه فرار کند.

به تعبیر امام صادق (ع) ؛ بالاترین "ذکر" این است؛ در مقابل امر الهی ، اطاعت ، و در قبال گناهان تقوی داشته باشیم - اذا ورود علیک شیئ امر الله به اخذت به واذا وردعلیک شی نهی عنه ترکته (معانی الاخبار۱۹۳).

این میشود "ذکر واقعی" و اثرش ؛ حصول حالات خوش معنوی در قلب آدمی است ؛ «الذکر حصول المعنی فی النفس» (مجمع البیان۵۲/۶)


🔻رجبیون و کدام دعا؟
سفارش اهل معرفت در میان صدها دعای پر بار ماه رجب ، به دعائی که این فقرات آغاز شود ، میباشد :
«اللهم انی اسألک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولادة امرک...»
(اقبال /۱۵۴ و مفاتیح)
این دعای شریف از ناحیه مقدسه(عج) رسیده که دارای اهمیت و مضامین بسیار بلندی است.


🔹️نتیجه معامله رجبیون با خدا ؛
«ورود به ضیافت الله» است که در ماه مبارک رمضان حاصل میشود .

شاهد براین مدعا ؛ دعا شب اول ماه رجب است که ماه رجب و ماه شعبان را مقدمه وصول به برکات ماه رمضان دانسته :
"اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان و بلّغنا شهر رمضان و اعنّا علی الصیام و القیام و حفظ اللسان و غضّ البصر و لا تجعل حظّنا منه الجوع و العطش".

التماس دعا


https://telegram.me/sorooshmarefat

سده ترَک خورده و... !

مقاله ای که برای روزنامه جمهوری اسلامی نوشته شد :

"سدّ تَرَک خورده"

نوشته : هادی سروش

پيري "بي بصيرت" ! در پايان نامه‌اي نوشت:
سرِچشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گرفتن به پيل

قصه احمدي نژاد فراتر از هر دستگاه يا هر شخصي شده است که بخواهد او را جمع وجور کند. او سد ترَک خورده‌اي است که منتظر يک تهاجم و يا يک اغتشاش و... مي‌باشد تا همه آنچه را پس‌انداز براي روز مبادا نموده رها کند و حساب همه کساني که با او مخالفت کردند و يا قدردان خدمات جناحي‌ وي نيستند را برسد.
او همه کساني را که؛ آبروي ديني و يا حکومتي و يا نظامي دارند و با "او نيستند" را، تا بي‌آبرو نکند، دست‌بردار نخواهد بود.
ديديد که بعد از ناطق نوري و هاشمي و.. با آقاصادق لاريجاني چه کرد و امروز بدتر از آن را، با چهره حاج قاسم سليماني شروع کرده است.

و از طرفي؛
اين از مبادي اوليه عقل سياسي جناح اصولگراست که حذف احمدي نژاد تقويت جدي جناح مقابل است (همانطوريکه رفع حصر تحت همين قاعده سياسي‌شان قرار دارد) و لذا اين کار را هرگز نخواهند کرد!

و از سوي ديگر؛
خدمات شايان ايشان در حذف شناسنامه انقلاب و مظلوم ثاني نظام و...، او را در برخي مراکز "محبوب" قرار داده !

البته متاسفيم که؛
در قبال احمدي نژاد هر روز بيشتر از قبل خريدار لوس بازي‌هاي وي مي‌شوند يا با سکوت يا با ذکر آن ايام خجسته دولت نهم!، لذا بدون شرم تصريح مي‌کنند: "درصورت بازگشت به گذشته بازهم به احمدي نژاد راي مي‌دهيم"!
بله او مانند بچه ايست که هر چه ادا و اصول در مي‌آورد مادرش بيشتر قربان و صدقه‌اش مي‌رود!
اين نيست مگر سيطره "فردگرائي" در جناح اصولگرايان.

تعارف نداريم؛ اصولگرا و اصلاح طلب را عبرتي لازم است که؛ مهم را "حق و حقيقت" دانسته و در تار "فردگرائي" گرفتار نشوند و نشويم. ان شاءالله

https://telegram.me/sorooshmarefat

درس بزرگ فاطمه(س) به عارف وعامی

📃فاطمه (س) و درس بزرگ او به عارف و عامی

🖋نوشته : هادی سروش


🔹️قالت فاطمه (س) :
"من أصعد الی الله خالص عمله اهبط الله الیه أفضل مصلحته".
"هر کسی که عمل خالص به پیشگاه خدای متعال عرضه نماید ، خداوند بهترین و والاترین راه صلاح و موفقیت را ، بسوی او نازل میکند" .


🔻آنچه از این حدیث پر معنا بهره میبریم :

۱) گرچه عمل مهم است ، اما عامل (انجام دهنده ) آن مهمتر است ، چون عامل است که عمل را تا پیشگاه خدا میبرد.

۲) رفتن روح یک مومن بسوی او و مهمان او بودن ، تعارف نیست بلکه یک حقیقت قرآنی است که فرمود 《إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ. فاطر/۱۰》

۳) آنچه یک مومن متقی با خود به محضر رب العالمین میبرد ؛ لاشه عمل نیست ، بلکه روح عمل است لذا قرآن توبیخ میفرماید آنانی را که گمان میکنند خون قربانی به خدا رسیده و مقدس است ؛ 《لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى... حج/۳۷ 》

۴) آن جنبه از عمل و کار خوب ، توانی همراهی با عاملش را تا بالاترین نقاط ملکوت دارد که پاک از هر شرک مخفی باشد .

۵) وقتی عامل ، خالصانه ، روح عمل خود را ، یعنی حقیقت کار خیر خود را که آکنده از پاکی و اخلاص است به خدای متعال تحویل داد ، از آن سو بهترین و والاترین "مصلحت و موفقیت" را بر او نازل میکند .

۶) برای وصول به همه این مقامات باید از "نیّت" مواظبت کرد که آلوده به شرک و ریاء نشود ، همانطوریکه باغبان از ورود هر آفتی به نزدیک شدن به درخت میوه ، مراقبت دارد .

۷) و بعد از انجام کار نیک هم ؛ باید از هر گونه رفتار مغرورانه و منّت آمیز و بازگو کردن برای دیگران دوری جست . چرا که باغبان باید هر روز به درختان خود سری زند و از آنها بمانند فرزند مراقبت داشته باشد، برخلاف شخص "دیم کار" که نهال غرس شده روندنگهداری و آبیاری ندارد. وممکن است محصولی دریافت نکند .

۸) با توجه به مثال باغ و دیم کاری میتوان گفت که ؛ حضرت زهرا نفرمود اگر کسی کار خوب وخیر بکند، خدا بهترین مصلحت را به او می دهد! (یعنی دیم کاری عمل) ، بلکه فرمود: هر کس کار خوب کند ، و از آن مراقبت نماید،(یعنی باغبانی) و بوسیله اخلاص بالا برده و هدیه به حق تعالی کند ، بهترین برایش قرار داده میشود.

۹) در این بین باید توجه داشت که ؛ وقتی کار خیر از نزاهت و پاکی بهرمند بود ، ملائکه آنرا به بالا می برند، گزارش به آن ناحیه مقدسه می دهند، و جواب را هم آنها می آورند.

۱۰) پاسخی که از آن ناحیه ربوبی بر عبد صالح خدا افاضه میشود به فرا خور حال و تقوا و معنویت و خلوص ان فرد بستگی دارد .
از نزول "برکات دنیوی" آغاز میشود مانند ؛ مال پرخیر وبرکت ، نام آوری ، فرزند پرمنفعت ، سلامت و امنیت ، تا "برکات معنوی" مانند؛ دارا شدن بهترین برکات معنوی و عبادی و نیز دریافت مدارج علمی در دنیا .

۱۱) اما بالاتر از این معارف ، یک معرفت خیلی عمیق در این حدیث حضرت زهرا (س) نهفته است که ؛ اگر کسی خودش آن هنر را داشته باشد که همراه ملائکه بالا برود و این کار خیر خود را به پیشگاه خدا تقدیم کند. آنگاه والاترین مصلحت او را ،خود خدا بر او نازل میکند بدون واسطه فرشته ها!
فهم این درجات و مقامات برای نوع ما آدمیان گرچه شدنی است اما دشوار است .

https://telegram.me/sorooshmarefat

توهمات برای ایجاد ارتباط نامشروع

سه توهّم برای ارتباط نا مشروع

نوشته : هادی سروش

در مقاله قبلی که سخن از درد جوانی و ارایه دو نسخه متضاد با یکدیگر داشتیم ، سوالات و اعتراضاتی مطرح شد که به احترام دوستان جوانم مطرح و پاسخ تقدیم می کنم.

در جمع بندی نهایی میتوان مجموعه آنها در سه مطلب خلاصه کرد .

رابطه نامشروع بخاطر :
اولا ؛ "نیاز" را برطرف میکند.
ثانیا ؛ "فرصت" تمام وقت در صورت ازدواج و تشکیل خانواده ، وجودندارد.
ثالثا ؛ "مشکلات اقتصادی" اجازه ازدواج نمیدهد.


🔻 اما بحث "رفع نیاز"
بیاییم میدانی و واقعی امور را ببینیم ، با روابط نا صحیح کدام نیاز رفع میشود ؟
نیاز جنسی یا عاطفی؟
با صرف نظر از همه کارشناسی های اخلاقی و روانشناسی ، فقط "آمار" و "اعترافات" آنان که ذبح شده این فرایند نامبارک بوده اند ، بهترین دلیل بر این که روابط نامشروع و ناصحیح در میان هیچ ملتی با هر آیینی ، باعث رفع نیازهای جنسی و عاطفی و شخصیتی ، نشده که نشده ، و همه ی ادعاهای متمرکز بر رفع نیاز؛ حبابی بوده که با یک سوزن کوچک " دلبری از طرف دوست جدید" نابود شده .
بهترین گواه ؛ دوستی بی حد و مرز انسان امروز با انواع حیواناتی است که برای روپوش گذاشتن بر انواع آلودگی ها و امراض آنان و انتقالش به انسان ، از واژه "خانگی" استفاده می شود !

اشتباه نکینم ؛
نیاز آدمی فقط در ارتباطات چندروزه و فانی شدنی خلاصه نمیشود .
این "نیاز" به قول عارفان از ناحیه "خدای مهربان" تامین شدنی است که فرمود : *ای انسان تو نیازمندی ، اما نیازمند به او...(سوره فاطر/۲۱ )

او ؛نیاز انسان را بشکل منطقی حل کرده تا موجب هیچ "ناهنجاری" فردی ، خانوادگی ، اجتماعی نشود .

ازدواج و عشق تمام نشدنی به "همسر" که کمترین فرآیند آن ؛ آرامش دائمی است ، پاسخ به نیاز آدمیان از سوی اوست ( سوره روم/۲۱ )
چرا که فقط همسر و ازدواج است که میتواند انسان نیازمند به خانوادهِ متشخص و قابل احترام از سوی فامیل و جامعه ، را تامین کند نه "دوست از جنس مخالف" .
آیا نیاز انسان به فرزند موفق و صالحی که تشنگی آدمی را در؛ نام آوری و خدمت به هم نوعان تکمیل کند، از غیر همسرِ همراه، برآورده شدنی است ؟؟
گذشته ازاینکه امام صادق (ع) ازدواج را عامل پیدایش و گسترش اخلاق و جوانمردی معرفی میفرماید.
خوب روشن است که اگر جامعه ای سرتاسرش بر روابط نامشروع و ناصحیح شکل گیر چیزی از اخلاق و فتوت باقی نمیماند و جالب اینجاست تفکر مقابل مان ، بهمین فرآیند زشت وخطرناک، اعتراف صریح میکند !

پوست کنده بگویم ؛
چه از سوی خود و چه از سوی دیگران ؛ خلاصه کردن نیاز یک جوان ، در روابط عاشقانه ناصحیح ، در واقع کتمان کردن و بلکه نابود کردن ناجوانمردانه انبوهی از نیازهای عاطفی و شخصیتی و معنوی آدمی است.

 

🔻اما پندار نداشتن"فرصت"
دیگر از توهماتی که باعث روبرگرداندن از ازدواج به دوست یابی شده، پندار و توهّم اینکه فرصت همسرداری نداریم!

اولا براساس تعقل ونه تخّیل؛ که بهترین گواهش؛ آمار و نمودارهای خانوادگی و تربیتی است ، خانه وخانواده نتها که فرصت سوز نیست بلکه فرصت ساز بوده و انسان را از اون جوانی در یک نظم و تدبیر زیبایی قرار میدهد.
خوب، بله وقتی کسی بر اساس بی نظمی و بی تدبیری، و یاخواسته ها ویا زیاده خواهی ها، نتوانسته خانه و خانواده خود رابرمدار صحیح عقلانی قرار دهد،باید بدبختی خویش را، به گردن ازدواج که قانون گسترده هستی است، اندازد؟!

آیا مقدار "وقت و هزینه مالی" ای که یک جوان ناباب درفضای مجازی وفضای حقیقی برای دوست خود قرار میدهد (باصرف نظر از تمامی کلاه برداری ها و خیانت های مالی که درروابط پسران و دختران گزارش شده )کمتر از "وقت و هزینه مالی" ای است که یک جوان با شخصیت، برای همسر خود قرار میدهد؟!
اعتراف به این حقیقت تلخ کار دشواری نیست، فقط کافیست به هر دو جنس از ارتباط، در اطراف مان نظر کنیم.


🔻توهّم سوم ؛ وجود مشکلات و فرار از ازدواج

مشکل دیگری که در این راستا - فرار از ازدواج و رو بسوی دوست یابی - رخ نمایی میکند مشکلات اقتصادی است.
اولا؛منکرنارسایی های شدید اقتصادی درجامعه نیستم.
اما؛دغدغه مسائل مالی همیشه در زندگی بشر بوده و بپذیرید که بخشی از آن، توسط نیروی اهریمنی "شیطان" وابسته است،لذا قرآن (سوره نور /۳۲) همین دغدغه را زبان گذشتگان مطرح و باطل نموده و تضمین نموده که آینده شما با فضل واسع الهی پاسخ داده میشود.

بله ؛ قبول دارم نباید با تکیه به این وعده الهی ، "بی گدار به آب" زد ، چرا که خدا به انسان عقل و تدبیر و تشخیص عنایت نموده .
اما مبارزه با ازدواج و میل به فرطه نابودی "دوست یابی" به بهانه مسایل مالی ، سکه رایج تقلبی، در دست خیلی ها میباشد.

راستی؛ چراهزینه های تحمیلی درمسیرناصحیح را محاسبه نمیکنیم؟!

سخن آخر؛
بخاطر توهّماتی که با هوس ها آلوده است، نبایدبا "فطریات" مبارزه کرد.
https://telegram.me/sorooshmarefat

پاسخ به یک جوان..

✳از صفحه اینستاگرام سروش معرفت

 

✳جوان عزیزی دقایقی طولانی درباره انبوهی از مشکلات اقتصادی و خانوادگی (حتی پدر و مادر) و سکونت و .... صحبت کرد .

⭕ من برای او نوشتم :
حرف شما را با دقت گوش دادم

🔻 پیشنهاد میکنم ؛

✔ ۱ - با تدبیر زندگی کنیم نه با تصمیمات لحظه ای ، چون "لحظه" ، نمیتواند "همیشه" را مدیریت کند.

✔ ۲ - سختی های زندگی را دایمی نبینیم چون در هیچ کجای دنیا چیزی دائمی نیست ، *خدا میگوید : هر روزی ، روزخاص خودش میباشد‌.

✔ ۳ - با همه کاستی ها به همه فامیل احترام گذاریم که در*نهج البلاغه گوید : شما از فامیل بی نیاز نخواهی بود.

✔ ۴ - اگرچه مبدا و آغازگر "فیض" ، خداست ، اما بدانیم این باران رحمت از ناودان پدر و خصوصا مادر بر ما می بارد. اگر این راه وصول برکات آن سویی را از دست دهیم یا شکافی در محبت شان ایجاد شود ، آن باران رحمت بر جای دیگری فرود خواهد آمد .

✔۵ - توقع مان را نسبت به نزدیکان و دوستان کم کنیم ، آنچه هستند ببینیمشان نه آنچه انتظارش داریم . چون دوست یا فامیل ذهنی من ، دوست یا فامیل واقعیی که در بیرون از من است نیست .
پس نه خیلی به افراد خوش ذهن باشیم و نه بد گمان. یک کلمه ؛ با واقعییات زندگی کنیم.

✔ ۶- اگر نمازها را اول وقت بخوانیم و روزی دو صفحه قرآن بخوانیم ، رنگ دنیا برای مان عوض میشود .

✔ ۷ - از محبت کردن ، خسته نشویم . این کیمیای کم یاب ؛ بالاخره معجزه خود را خواهد داشت.

✔ ۸- "گذشت و بخشش" در تمام نارسایی ها و بدی ها ، خصوصا از اونایی که انتطارش را نداشتیم ، ما را نه تنها در آرامش قرار میدهد ، بلکه "بزرگ" جلوه میدهد ، چون ؛ اگر "گذشت" باعث کوچکی میشد ، خدا اینقدر بزرگ نبود.

دعاگو ؛ هادی سروش

https://instagram.com/sorooshmarefat

فاطمه (س) و نگاه به لایه زیرین جامعه

💠نگاه دقیق حضرت زهرا(س) به لایه های زیرین جامعه

 

💠هادی سروش

هوشمندی افراد آنجا خود را نشان می دهد که در تحلیل امور جاری با توجه به واقعیت ها ، قضاوت و اظهار نظر می کنند.

🔽مجموعه نگاه دقیق حضرت(س) در سه بخش است:
الف) شناخت صحیح سطح جامعه
ب) شناخت صحیح زیر پوست جامعه
ج) شناخت صحیح حوادث آینده.

🔹الف ـ شناخت صحیح از سطح جامعه ؛
جامعه آن روز مدینه در ظاهر از مردمانی تشکیل شده بود که دارای محبت و ارادت به پیامبر (ص) بودند.
اماتحلیل حضرت فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص) از سطح جامعه به‌گونه­‌ای دیگر است، ایشان بر اساس استدلالات خویش معتقد است سطح جامعه را «نفاق» و «ضعف دینداری» و «پیمان شکنی» و ... گرفته است.

✔اولا ؛ در بخش «نفاق» فرمود:
«قد ظهر فیکم حسیکة النفاق»
که اشاره به دوران "نفاقِ توأم با کینه و عداوت" است.
جمع شدن عده ­ای متنابه به در خانه حضرت و ثانیاً آتش زدن خانه و ثالثاً برخورد فیزیکی با آن حضرت و رابعاً بی حرمتی به حضرت امیر (ع) و کشان کشان بردنش به مسجد، تا پاره کردن قباله فَدَک و اعلام به نبش قبر حضرت صدیقه کبری ، جملگی شواهد این مدعاست .

✔وثانیا؛ در بخش «ضعف دینداری» فرمود:
«قد سمل جلباب الدین»
که دینداری مردمان را آن حضرت تشبیه کرده به لباس رنگ باخته. جالب اینجاست که نفرمود جامعه ،بی دین شدند بلکه فرمود رنگ دینداری ندارد یعنی ادعای دین و اعتقاد به دین وجود دارد ولی در مقام عمل دین نقش اصلی را ندارد.
نمونه اش رفتار عموم جامعه با پیامبر و عترت اوست ، از سویی حضرت امیر(ع) به تنهائی در حال تجهیز بدن پیامبر است ، و از سوی دیگر عترت اوست که مورد تعدّی و ظلم در باب خلافت است. و به تعبیر رسای حضرت فاطمه دینداران دیروز در حال بازگشت به «جاهلیت» قرار گرفته ا­ند.
«اضیع الحریم و ازیلت الحرمة عند مماته ... افحکم الجاهلیة تبغون؟ افلا تعلمون؟ بلی تجلّی لکم کالشمس اشرکتم بعد الایمان؟!

✔و ثالثا؛ «پیمان کشی» مردمان بوده که خود، یکی از مصادیق بارز «رنگ باختن دین» در میان مردم است.
این پیمان کشی هم در خصوص فراموشی آیه «لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی» بود که نتیجه ­اش انزوای اهل بیت(ع) و گسستن پیمان غدیر خم بود ، و هم ؛ پشت کردن به احکام و دستورات الهی در بخش اصول ،مثل امامت و در بخش فروع ،مثل ارث و حق مسلّم افراد ، بود !


🔹ب ـ شناخت صحیح زیر پوست جامعه ؛
حضرت زهرا (س) آنچه مخفی بود و زیر پوست جامعه نهان بود را، بخوبی شناسائی، و معرفی فرمود:

✔اول: بی خیالی نسبت به سوابق مثبت افراد شاخص
«کلما اوقدوا ناراً محرب اطفأها او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها فلا ینکفئ حتی یطأ صماخها باخمصة ...»
در این عبارات آن حضرت (س) سوابق نورانی امام علی (ع) را بصورت جدی بیان می کند و مردم را نسبت به سکوتشان مورد سؤال قرار داده که چگونه آن که اول مؤمن بوده و ایمان و جهاد او در بالاترین حد ممکن بوده و پیروزی های درخشان لشگر اسلام مدیون مجاهدات آن بزرگوار بوده ، چگونه همه و همه، یک باره به فراموشی یا بی خیالی واگذار شده؟!

✔دوم: وجود مردمانی که همواره در انتظار شکست اهل بیت بوده­ اند بدین معنا که همیشه اخبار و رویدادهای جاری را دنبال می کردندتا ببیند چه زمانی ابهت و حرمت اهل بیت پیامبر (ص) شکسته میشود:
«تتربصون بنا الدوائر و تتوکّفون الاخبار»

✔سوم: همه این نفاق ها و پیمان شکنی در تحلیل حضرت (س) در راستای یک خواسته بود و آن این بود که میخواستند که از قید و بند احکام و عقائد اسلام «راحت» شوند ! در نتیجه در تحلیل حوادث تلخ بعد از رحلت پیامبر (ص) «اباحگری» یکی از اهداف جدّی جامعه آن روز بود که از نگاه غیر حضرت زهرا(س) پنهان مانده بوده است.
بیان حضرت (س) این است:
«نجوتم من الضیق بالسعة فمججتم ما وعیتم ...»
 

🔹ج ـ شناخت صحیح از رخدادهای آینده
بخش سوم خطبه حضرت فاطمه(س) در ارائه تحلیل جامعه و زیبائی است در مورد حوادث و رخدادهای آینده عالم اسلام است ؛ فاطمه(س)خلافت را برایشان مرکبی معرفی کرد که هم سرکش است وهم بر پشت خود زخمی دارد که به مجرد سوار شدن فردی بر آن بر اثر درد از آن زخم «رم» می کند و سواره خودرا به زمین می کوبدواز سوی دیگر، حاکمان برای حفظ موقعیت های خود،باید خون ها بریزند و ناامنی ها بوجود آورند ودیگر شاهد رشد و تعالی جدّی درعالم اسلام نخواهیدبود:
«قد اری قد اخلدتم الی الخفض... فدونکموها فاحتقبولها دبرة الظهر نقبه الخفّ باقیه العار موسوعة بغضب الله»
و بعد فرمود : تظلم من به سوی شما نه برای یاری از سوی شماست،بلکه برای حکایت از سینه پر سوزم ونیز اتمام حجت برشماست؛«نفثه الغیظ و خور القنا و بثة الصدر و تقدمة الحجة» و راه خود واهلبیت راهم معرفی نمودکه صبر است و صبر؛"نصبر منکم علی الحزی المدی" .

https://telegram.me/sorooshmarefat

درد جوانی و ...

درد جوانی و دو نسخه متفاوت ..

نوشته : هادی سروش

⏺کیست که در سن جوانی باشد یا جوانی را سپری کرده باشد و از "درد دوران جوانی" که اضطراب و التهاب و دلشوره گی نسبت به خود و آینده است ، بی اطلاع یا بی تجربه باشد ؟

🔻خوب؛
این درد است و درد علامت بیماری بوده که باید برای معالجه چاره کرد .
واگر یک جوان ، بخواهد از کنار این بیماری براحتی عبور کند ، قطعا از انبوهی از برکات و موفقیت ها و از انرژی مثبت برای انجام کارهای بزرگ درمانده میشود !

این بیماری روحی و روانی حتما نسخه و دارو و درمان اختصاصی خود را دارد.


⭕ نسخه اول :
بعضی از روشنفکران در دنیای مدرن امروز برای دست یابی جوانان به آرامش و لذت نسخه ای را تجویز نموده که با داوری ساده شما نتیجه بخش بودن یا نبودنش خیلی مشکلی نیست.
و آن رها کردن جوان ، جوانی خود را در یک بستر  آزاد و بدون قوانین دینی و قواعد اخلاقی است . به این معنا یک جوان برای دستیابی به "حس آرامش" ارتباط با جنس مخالف برقرار نموده و از دوست آنچنانی خود ، انتطار کامیابی داشته باشد !

خوب ، این یک نسخه است ، اجازه دهید بررسی کوتاهی کنیم آیا این نسخه کور میکند یا شفا میدهد؟

🔻اولا :
این نسخه مورد پسند خدای مهربان نیست که فرمود: 
«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ » [نساء/۲۵۵] به آنانکه دوست پنهانی (از جنس مخالف) بگیرند ، روی خوش نشان نداده و در ازدواج ، راهنمایی می فرماید از این گروه جوانان که دارای دوست جنس مخالف هستند ،صرف نظر کنید !!

روشن است که بی توجهی به سخن آنکه از مادر به آدمی مهربان تر ، و در نهایت دانایی است که البته دانایی ش نهایت ندارد ، بسیار گران خواهد بود و کمترین ضرر آن ؛ قطع ارتباط ما با مرکز فرمان "بشودها و نشودها" میشود ، همان مرکزیتی که زمام همه زندگی و آینده و امیدهای ما را دارا میباشد.
خوب ؛ فردا ما در مریضی ها و گرفتاری ها و... که در همه جای زندگی بشر سایه افکنده ، چه کسی را و با چه رویی صدا بزنیم تا با عنایتش ، گره از کار ما باز کند ؟!

🔻ثانیا :
این نسخه؛ التهابات روحی و اضطرابات روانی نه تنها کم ، که افزایش میدهد ، چون این چنین ارتباطات غیر اخلاقی ، به یک دوست و دو دوست ختم نمیشود بلکه در هر زمانی میتواند دستیابی به دوست جدیدی حاصل شود و همه قول و قرارهای گذشته را ،به آنی هوس رانیِ جدید ، بفروشد !

یادم نمیرود در محله ما در نارمک تهران ، شبی در خیابان، دختری چجور اشک می ریخت و کاپشن جوانی را میکشید و میگفت :تو به من قول داده بودی دوست دیگری نگیری و باهام ازدواج کنی ولی حالا با فلانی دوست شدی و مرا هم که نابود کردی !!

یک قاعده ساده بگویم ؛
اگر شخصی به دوست قبل خود خیانت کرد حتما به دوست جدید خود خیانت بیشتری خواهد کرد .
و این ادعای تلخ ، ریشه در روحیه تنوع طلبی در آدمی دارد ، که هیچ گاه با یکی و دونفر و... رام و آرام نمیشود !

🔻ثالثا :
این نسخه ای که در دنیای امروز دست به دست می چرخد و جوانان را به گام‌ خود میکشد ، مشکل و عارضه دیگری دارد و آن اینکه ؛ آینده انسان در زمینه تشکیل زندگی را ، پر از مخاطره میکند !

مگر امکان دارد یک جوان با شخصیت ، همسر خود را از میان "جوانان هر جایی" انتخاب کند ؟!
بله چه زیبا امام صادق (ع) فرمود : "همسر آینده خودرا گرچه زیبا باشد ، ولی از لجن زار انتخاب مکنید" .

به نظرم ناخدااگاهانه ، ویل دورانت تمدن شناس معروف ، چرایی این حدیث امام صادق را ، زیبا گفته :
زنان بی شرم، جز در لحظاتی زودگذر برای مردان جذاب نیستند.... مردان جوان به دنبال چشمان پر از حیا می باشند و بدون آنکه بدانند حس میکنند این خودداری ظریفانه (یک جوان در زندگی )، از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.

🔻بله ؛ غیر از سه عارضه ای که از عوارض بسیار بد این "نسخه " بود ، عارضه منفی دیگری هم دارد و آن ؛
تنزل موقعیت اجتماعی یک جوان و باز ماندن از موفقیت های درسی و شغلی یا ورزشی و هنری و ... میباشد .
فکر نمیکنم هیچ کسی که مختصر عقلی داشته باشد آن هوس های با این همه چم و خم را جایگزین چنین موقعیت های برتری کند.

⭕ نسخه دوم :
از کتاب آسمانی استفاده میشود و مشحون به انبوهی از تجربیات موفق بوده و آن در یک کلمه ؛ "ایمان" است .
مقصودم از ایمان ، نماز و دعای کمیل و اعتکاف و ... نیست .
بلکه یعنی اینکه ؛
هر موجود ضعیفی باید برای ادامه حیات و زندگی و امید و آرامش خود به یک وجود قوی و مهربان و آگاه از همه چیز ، تکیه کند و هیچ گاه و در هیچ کجا خود را تنها نبیند ، این میشود "ایمان" .

🔻 در مرحله بعد آنچه در آرامش یک جوان عزیز نقش مهمی دارد این است که خود را از آتشی که وقتی بر دل افتد زبانه کشیده ومیسوزاند،دور نگه دارد .
ناگفته پیداست که آتش سوزاننده دل ، از جنس روح و روان است و مادی نیست .

🔷️نوشته مان کمی طولانی شد،در فرصت دیگراین بخش پایانی راادامه میدهیم.انشالله

https://telegram.me/sorooshmarefat

حجاب و مسئولیت حکومت

مسئولیت حاکمیت در مورد حجاب از زاویه دیگر

نوشته : هادی سروش

🔷️ خواندید که شهید آیت الله بهشتی ، همو که مخالف حجاب اجباری بود ، درباره ضرورت حجاب چه گفته ؛ فرموده بودند : (اسلام در پوشش،صحبت کردن و رفتارِ مرد و زن سخت گیری میکند ، تنگ نظری نیست بلکه نمیخواهدمعنویت انسان درزباله دانی جنسیت قربانی شود) .

پس معلوم میشود که "ضرورت حجاب" که از دیدگاه دین و شریعت ، قطعی است ، در واقع به جهت رعایت مصالح خود آدمی است .
سوال اینجاست که "اجباری" کردن و تبعات قضایی بعدش ، ما را به این هدف مقدس می‌رساند یا "اختیاری" بودن ؟

حال اگر بعد از بحث های دقیق "فقهی" و "اجتماعی" بر آن شدیم که "اختیاری" بودنِ حجاب را بپذیریم ، چیزی از مسئولیت خانواده در تعلیم درست و تشویق بجا در این موضوع را ، کم نمیکند .
وصد البته که حاکمیت اسلامی و نظام اسلامی نمیتواند بی خیال موضوع حجاب باشد ، ولی بی خیال نبودن بمعنای اجبار و تهدید و بازداشت و ... نیست بلکه موظف است خود را از هرچیزی که باعث سرخوردگی نسل جوان از فرهنگ اسلام و خصوصا نظام اسلامی میشود ، مبرا دارد .

ببینید ؛ نمیشود که اطلاعات مربوط به فساد مالی و جنسی برخی از افراد ذی نفوذ در فضای مجازی فراگیر شود ولی برخورد مناسبی که توقع جامعه است ، دیده نشود ، در اینجاست که اصلِ توقعِ محجبه بودن گرچه بحق است ، ولی قهرا" در بخشی از بچه های ما پاسخ داده نمیشود.

◀️ خلاصه ؛ بر اساس سخن شهید بهشتی پس میتوان بر اساس شناخت صحیح از دین ، با زبان منطق و اخلاق آسمانی ، هم مروّج حجاب بود و هم دختران و فرزندان عزیز جامعه خود را با شوق به حجاب ، بسوی معنویت و کمال ، با بهره از انرژی شخصیتی خودشان ، رهسپار نمود .

و این درست همان سیره مبارک نبوی (ص) و روش حکومتی علوی (ع) بود .

و صد البته که در اینصورت دینِ زیبایِ اسلام و شریعتِ محمدی (ص) در اذهان پاک عزیزان مان دچار آسیب و زشتی نمی شود .

امیدوارم در آینده بتوانم در ضمن مقاله ای استدلالات مدافعین حجاب اجباری و پاسخ هایی که به تمامی آنها از سوی محققین محترم حوزوی ارائه شده را ، تقدیم محضرتان نمایم .

https://telegram.me/sorooshmarefat

حجاب و عفاف

📝📝 حجاب ؛ و مهمتر از آن ....

🖋 نوشته: استادهادی سروش

 

۱) استادمطهری میگوید:
حجاب تاسیسِ اسلام بوده و درجاهلیت از آن خبری نبوده .

۲) حجاب برای صیانت فرد و جامعه است ، نه برای محدودیت .

۳) کسانی به زن نگاه تفریطی و بسته و دگمی دارند ، و براین باورند که زن باید تا اخر عمر در خانه محبوس باشد ، نمیتوانند در مورد حجاب نظرپردازان معتدل و متکی بر ادله فرا گیر فقهی در این موضوع باشند.


۴) برای مردود شمردن آن نگاه دگم در مورد زن ، کافی است درفقه ، به این موضوعات توجه شود :
الف) استحباب حضور دختران و زنان در نمازهای عید
ب) جواز حضور زنان در عزاداری ها ، در احقاقِ حق الناس ، در تشییع جنازه ، در عیادت از مریض و...
ج) اجازه فقهاء بر عدم وجوب پوشش دست و صورت زنان میباشد.
علامه حلی در این موضوع ادعای "اجماع فقهاء امصار" یعنی فقهاء مناطق مختلف شیعه و سنی را ، نموده .

۵)در موضوع حجاب ، بحث آرایش و یا بحث معاشرتهای تحریک آمیز و یا بحث نگاه کردن و یا بحث سخن گفتن ، مطرح نیست .بلکه فقط سخن در کمّیت و مقدار پوشش زن دراجتماع است.

۶) از آنجا که حجاب یک دستور دینی است پس باید احکام مربوطه را از متون دینی استخراج کرده و باورهای شخصی و یا قومی خویش را به آن تحمیل نکنیم که قرآن فرمود: "لاتقدموا بین یدی الله و رسوله"

۷) طبق نظریه مشهور اهل فقه ؛ غیر از دست و صورت باید مورد پوشش قرار گیرد و البته امکان نظریه؛ استحباب پوشش سر و گردن را برخی محتمل دانسته که در حد تئوری پردازی بوده و نه فتوا .

۸) براساس اصلِ اصیل و متقن " عدم اکراه بر دین" که مستند به آیه "لااکراه فی الدین " و ادله دیگر میباشد ؛ اجبار در احکام و اعتقادات دینی امکان پذیر نمیباشد.

۹) اجبار یعنی الزام نمودن افرادنسبت به رعایت حجاب و درصورت عدم تمکین ، بتوان از راهکار مجازاتهای روحی و روانی و جسمی، نسبت به متخلفین استفاده کرد.

۱۰)در مقابل عده ای که بر لزوم و الزام و اجبار و نیز مجازات متخلفین از رعایت حجاب صحه گذاشته وبدان معتقدند ، دیگرانی از اصحاب فقه و فهم مانند استاد‌ مطهری و آیت الله بهشتی و آیت الله طالقانی و ... بر عدم اجباری بودن حجاب متمرکز شده اند .
جالب قصه اینجاست که امروزه حتی برخی از محافظه کاران بسیار جدی ، که از برگزاری کنسرت ، اباء دارند، اما به عدم اجباری بودن حجاب معترف شده اند !

۱۱) البته ناگفته نماند که ما متاسفانه عملا ، در این سالها از اجبار بر مسئله حجاب ، نتیجه موفّقی بدست نیاورده ایم.

۱۲) به نظر میرسد باید کار فرهنگی کرد و مقصود از کار فرهنگی تشکیل کلاس و حضور اجباری دختران و زنان نیست .
کار فرهنگی به قول علامه طباطبایی؛ کار بر "طریق عقل" است نه "اجباربرتقلید" که باعث سقوط از انسانیت میشود.
و نقطه شروع خود مسئولان و زمامداران هستند .
اگر خدای نخواسته ؛ ادبیات رسانه ای و نیز گفتمان اجتماعی و سیاسی ، بر روش بی ادبانه باشد .... و یا عدم توجه به حقوق شهروندان دیده شود.... و یا خبر دستبرد به بیت المال مخابره شود ، دیگر نمی توان انتظار رعایت همه هنجارهای اجتماعی و احکام دینی را ، از فرد فرد شهروندان انتظار داشت.

۱۳) از این نکته روشن، دست اندرکاران تغافل نفرمایید که ؛ برای رعایت حجاب ، باید به خواسته ها و حقوق مشروع و قانونی زنان در مورد تحصیل ، ازدواج و اشتغال و .... بی توجه نبود.
خصوصا وضع اقتصادی خانواده ها در موصوعاتی مانند حجاب ، تاثیر انکارناپذیری دارد.

۱۴) ضمنا ؛ دلسوزان پیاده نمودن احکام اسلام خوب است به موضوع عفاف هم توجهی بفرمایند ؛حجاب ، خروجی عفاف است . عفاف خاستگاهش درونی است و هر کسی که بیشتر دارای عفت است میتواند در رعایت حجاب موفق تر باشد .
همانطوریکه حجاب بی تاثیر از عفاف نیست ، عفاف فرد هم بی تاثیر از عفاف و اخلاق و خویشتن داری جامعه و مسئولان جامعه نیست .
پس نمیتوان به رعایت حجاب زنان و دختران حساس بود اما از اخلاق و منشِ زمامداران و روش رفتاری مردان در جامعه ، غافل بود .

۱۵) نتیجتاً ؛
حجاب یک صیانت بزرگ است که در همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار بوده و هیچ منافاتی با فعالیت های زنان نیز ، ندارد .
وحتا اگر در جامعه ای عقده های اخلاقی و روانی وجود نداشته باشد ، بلکه بالعکس جملگی آراسته به وزانت و شخصیت بوده باشند ، نیاز و ضرورتی برای "اجبار و قانون و جزاء و خشنونت" هم در موضوع حجاب دیده نمیشود.

خلاصه ؛
اگر همه ی ما و همه آقایان ؛ منافذِ فسادهای تعریف شده را بسته و نیز به همه حق و حقوق ملت پای بند باشیم ، سیطره ی معنویت خود به خود در جامعه ظهور نموده و دغدغه حجاب در دینداران مرتفع میشود .
چرا که به قول استادمطهری :
"روح بشر و خصوصا روح جوان برای پذیرش مسلمات دینی اگر بصورت زنده عرضه شود ، آماده است و مردم ایران بخصوصه روح دینی دارند" .


https://telegram.me/sorooshmarefat

کوتاه و گویا درباره فدک

⚫ با تسلیت بمناسبت شب شهادت حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا (س) ؛

🔷کوتاه و گویا درباره "فدک" !

🔹به قلم هادی سروش


💠وقتی یکی از بانوان از حضرت زهرا درباره "فدک" پرسش نمود ...
🔽فاطمه (س) با آهی سوزان گفت :
✔شما از من درباره جنایتی پرسش میکنید که ؛ دل مرغان هوا ، از شنیدن آن کباب است !
✔و قدمهای انسان را سست می کند و به لرزه در می آورد !
✔گرد و غبارش به آسمان رفته داستان مصیبت بارش در زمین به جای مانده است !
✔.... شیطان حاکم بر افکار و گفتارشان گشته ، بی درنگ دست روی فدک گذاشته آن را غصب کردند !
✔همان سرزمین که مِلک خاص رسول خدا (ص) و عطیه پروردگار به برگزیده با وفایش بود. آن حضرت(ص)ملک مخصوص خود را به خاطر کودکان گرسنه ام که نوادگان پاک او بودند به من بخشید.
✔خداوند از این بخشش آگاه ، وامین وحی او بر این واگذاری گواه بود.

✔✔..... از من گرفتند !
✔✔و سایبانم را از سرم ربوده اند !
✔✔و نیز از مختصر روزی و قوتی که داشتم ، مرا باز داشته و حقم را خورده اند !
✔✔در روز قیامت شکایتشان را به خدا کرده....


💠 دوست جوانم ؛
🔻 "فدک" فقط یک مزرعه کشاورزی نبود ،
🔹 "فدک" یک نماد حقانیت و سندی مستحکم بر ظلم و جنایت است ،
🔹پهنه ی "فدک" به پهنای همه جهان اسلام است که امروز در دست بیگانه قرار گرفته و از آن همه ثروتش که میبایست در راستای "توحید" و "پرورش انسانیت" در همه ابعاد مادی و معنوی هزینه شود ، متاسفانه به کام خودکامگان ریخته میشود!!

https://t.me/sorooshmarefat

عذرخواهی و روحانیت

🔶اندر وصف "عذرخواهی ؛ برهان عقل"

نوشته : هادی سروش


💠 امام علی (ع) که به تعبیر شیخ الرئیس بوعلی سینا "عقل مجسم" در بین اصحاب رسول الله (ص) بود ، برهان و نشانه روشن بر "عقلانیت" را در یک حقیقت میداند و آن ؛ "عذر خواهی" در برابر کمی ها و کاستی ها و نیز ضعف در انجام مسئولیت ها معرفی نموده است .

🔻 "عذرخواهی" نشانه توانمندی و عقلانیت نسبت به درون انسان است و نیز ؛ از آثار رشد و ترقی و حرکتِ رو به جلوست ، نسبت به زمین و زمینه هایی که با آن مواجهیم .
پس آنجا که از "عذرخواهی" و جبران مافات خبری نیست ، از عقلانیت دورنی و نیز رشد بیرونی هیچ خبری نخواهد بود !

🔻 اجازه دهید بدون اطاله سخن به غرض اصلی برسیم :
اگر همه ی وصیت نامه حضرت امام را فراموش کنیم که البته نمیکنیم ، اما عبارات پایانی وصیت نامه ایشان که حاکی از یک عذرخواهی صمیمانه در قصورها و تقصیرها بود ، فراموش نشدنی است .
چرا در طول ۴۰سال کمتر این واژه از مسئولین از طریق رسانه ها به گوش و چشم مان رسیده ؟!
مگر نه این است که خود حضرت امیر (ع) در چند جای نهج البلاغه استقبال از شنیدن نقدها در رابطه با حاکمیت و کارگزارانش داشته و با شجاعت تمام اعلام عذرخواستن در صورت کاستی نموده ؟

این مقوله یعنی "عذرخواهی" در میان روحانیت کمتر دیده شده ، در حالیکه بخش مهمی از سکانداری تزکیه و تهذیب نفوس ، و نیز تعلیم و تربیت ، خصوصا در حکومت اسلامی بدست "روحانیت" است و از مسئولیت های ایشان بشمار میرود ، بالاخص که این جماعت ، با انبوهی از وعده ها در جهت رسیدنِ به برتری های اخلاقی و شخصیتی ، این انقلاب و نظام را به مردم عرضه کرد و از جان و مال آنان در تقویت بنیان های نظام سیاسی موجود بهره جست .

بله ما کم و بیش این "برهان عقل" را ، در بین روحانیت ، از سطح مرجعیت تا خطابه و منبر دیدیم ، مثلا چندسال قبل مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی در یک پیامی از همه ملت عذرخواهی کرد و حلالیت طلبید ، و یا یکی از وعاظ بسیار مشهور کشور در شب احیاء در حسینیه ای در خیابان ری تهران از همه مردم بخاطر آنچه که قبل انقلاب بالای منابر وعده داده بود و نشد ، عذرخواهی نمود . اما اگر خسارت را ، بالاتر از این حرفها میدانیم ، عذرخواهی ها و اقدام برای جبران هم باید بیش از این ها باشد.

🔻اما سنخ عذرخواهی ها ، یک نواخت نیست ؛ گاه بخاطر پدید نیامدن وعده های اقتصادی و یا رفاهی است و گاه بخاطر عدم موفقیت در تبیین "اخلاق و معرفت" است که این قسم بسیار مهمتر از عدم توفیق در بهبود مسائل رفاهی و اقتصادی.
پوزش طلبی در راستای عدم موفقیت در تربیت و معرفت و اخلاق فرزندان این جامعه ، در صورتی که ما بداخلاقی و بی معرفتی و گذر از معیارها و شاخصه های شخصیتی را ببینیم ، ضروری است و این اولا و بالذات به عهده "روحانیت" است .

متاسفم که باید بگوییم تا وقتی از تریبون های رسمی و متاسفانه مذهبی ، زشت ترین تعبیرات را میشنویم ، نصاب اخلاق و معرفت به قهقهرا خواهد رفت !

امروز در بین جوانان عزیزمان دو گروه را می یابیم که دچار این چالش شده اند ؛ گروهی که با مسجد و روحانی و حسینیه بی ارتباطند ، و گروهی که اتفاقا با همه این مراکز در ارتباطند و چه بسا بجهت حضور در برخی نهادها کلاس های معرفت و اخلاق و... میروند یا برده میشوند ، اما در ارتباطات خانوادگی شان مانند ؛ مواجهه با پدر و مادر ، و یا همسر و یا فرزند و یا دیگر اقوام ، و نیز ارتباطات اجتماعی شان بگونه ای هستند که ؛ "آنچه یافت می نشود ؛ معرفت است" !!
بپذیریم که در اخلاق و معرفت نمره خوبی نداریم ، و بالاترین برهان بر چنین مشکلی دربین برخی از جوانان حزب اللهی ما ، اظهار نظرهایشان است که در کامنت ها و نوشته هایشان در فضای مجازی دیده میشود !!

🔘 تندی ها ، خشونت ها ، بی حرمتی های نهفته در جامعه و خانواده را کوچک نشماریم ، این چالش چنان خطرناک است که امام سجاد(ع) اعلام میفرماید: "حاضرم دستم را قطع کنند اما در عوض ؛ شیعیان از روش های تند و تیز ، دست بر دارند !! وَدِدْتُ ـ وَ الله‏ِ ـ أَنی افْتَدَیتُ خَصْلَتَینِ فِی الشیعَةِ لَنا بِبَعْضِ لَحْمِ ساعِدِی: أَلنزَقَ وَ قِلةَ الْکتْمانِ " . (کافی .باب کتمان)

آقایان ؛
از کم و کاستی ها عذرخواهی کنیم ، در پی جبران باشیم ، گوش شنوا برای دردها باشیم ، مودب و متخلق باشیم تا آنچه وعده کردیم محقق شود مگرنه روزی چشم باز کرده و خدای ناکرده میبینیم دیگر از "شیخ" خبری نیست و "پیری" جا او را گرفته !

《مرید پیرمُغانم زمن مرنج ای شیخ
چراکه وعده توکردی واواجابت کرد》. 

 

 

https://t.me/sorooshmarefat

تبلیغ دین با کشتی مطلا !

ترویج و تبلیغ دین با کشتی مُطلا !

نوشته : هادی سروش


✔بعد از ساختنِ "قرآن مرقّع طلا" !! حالا خبر از ساختن و رونمایی از "کشتی مطلا" !!! آن هم در قم ! .
✔فقیهِ جامع و کامل مرحوم سیدیزدی در کتاب "عروه الوثقی" دربرابر استفاده از زیورآلات درمورداموری که از مصادیق معنویت است،جدیت به "نفی" دارد.
✔ واقعامبانی فکری،فقهی ورفتاری آقایان کجاست که ما بعد از سی سال طلبگی در حوزه از آن بی اطلاعیم ؟!
✔عجیب تر که یکی از دفاتر مراجع در برابر اشکال در مورد بکار بردن طلا در قرآن ؛ پاسخ داده ؛ میفروشند و در کار خیر مصرف میکنند !!!

✔✔هدایت اهلبیت (ع) که درحدیث، تنظیر به کشتی شده ؛ "مثل اهل بیتی مثل سفینه" . به کشتی دست ساز با هفتادکیلو طلا و برنز نیست ، بلکه به این است که ما با رفتار شایسته و رعایت موازین اخلاقی ، زمینه حرکت این کشتی رحمت و انسانیت را در تمام ارکان نظام مان و کشورمان و خانواده های مان ، پدید آوریم ...
✔ نه "قرآن مرقّع طلا" ! نه "کشتی مطلا" ! جلوی "دین گریزی ها" را نمیگیرد .
✔در قم چه خبر است ؟!

https://t.me/sorooshmarefat

عصمت و دعوت به نقد

به نام خدا
بر فراز "عصمت" و دعوت به "نقد"

نوشته هادی سروش


✔ ۱) در مقام عصمت گفتاری و رفتاری (فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، ...) ائمه اطهار ع تردیدی نیست و این باور مقدس ؛ از مترقی ترین اعتقادات شیعه بوده و هست .

✔ ۲) اما "نقدپذیری" درحکومت و حاکمیت به دو جهت ضرورت دینی و عقلانی پیدا میکند :
از سویی حکومت ؛ مملو از حقوق متزاحم و متراکم شهروندان است . و وجود این حقوقِ انبوهی ، ایجاب میکند مردمان ، در متن امور اجتماعی و سیاسی خود بوده و نظرات مثبت و منفی خود را بدون هیچ نگرانی ابراز نمایند .
و از سوی دیگر ؛ در ذات " قدرت " برتری طلبی نهادنیه شده و اگر با حضور و اظهار نظرهای متفاوت شهروندان جامعه اسلامی ، همراه نشود خوف "دیکتاتوریت" و انواع "فساد" در دامنه های آن حاکمیت رفته و نتیجتا خدای ناخواسته به "شکست حکومت دینی" و نیز "دین زدایی" از بخش های مهم جامعه میشود .

✔ ۳) جان عالَم بفدای امام علی (ع) که در اوج عصمت و طهارت روح ، از فرد فرد جامعه دعوت به اظهار نظر و نقد میکند ، تا همگان بدانند و بفهمند که عنصر "نقد و نقد پذیری" جزء لاینفک حکومتهای دینی بوده و هست .

و اگر امام (ع) چنین نمیکرد عده ای چه بسا با سوء استفاده از الگوی حاکمیتی امام علی (ع) ، ادعای "درست پنداری" میکردند و دهان ها را به بهانه حاکمیت دینی ، بر هر نقد و انتقادی می بستند ...

لذاست که در خطبه ۲۱۶ که به حق ؛ سند افتخار و نشانه بی بدیل حقانیت و بلندای گفتمانِ حکومتی شیعه است ، میفرماید :
"از سخنانی که تشخیص داده اید حق است، مرا محروم نکنید و نیز از مشورتهای بجا کوتاهی مکنید، چرا که من (شخصا به عنوان یک انسان) خویشتن را ما فوق آنکه اشتباه کنم نمیدانم و در کارهایم ایمن نیستم مگر اینکه خدا مرا حفظ کند .....
فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي" .

✔ ۴) در این مباحث است که تفاوت "مطهری" با غیر مطهری ها مثل آفتاب نمایان میشود ، گرچه برخی پرتلاش اند تا با ژست مطهری بودن ، از این نمد کلاهی برای خود ببافند !

این سخن شهید مطهری در تبیین خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه را ، ببینید:
🔹با من با تعارف و تملّق و رودربایستی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی سنگین است. بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق بر او سنگین‌تر خواهد بود. علامت اهل حق و اهل عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند.

https://t.me/sorooshmarefat

 

 

 

 

💠نگاهی به :
نظریه جناب استاد آیت الله مصباح یزدی در مورد انتقاد و نقد پذیری در حکومت های دینی

🔷 نظریه ایشان از این جهت مورد اهتمام قرار می گیرد که ؛ ایشان حتی در زمان حاکمیت امام معصوم (ع) قائل به ضرورت نقدپذیری بوده و میفرمایند :
"امام معصوم باید انتقادپذیرباشد" ؛

🔹این نظریه در کتاب جامعه و تاریخ صفحه ۳۹۹درج شده ، این کتاب حاوی درسهای ایشان در زمان حیات حضرت امام خمینی (ره) میباشد که حدودسال ۶۶ تا سال۶۸ بوده است .
و البته اگرچه ، این استاد حوزه ، بعد از رحلت امام که بیشتر وارد عرضه های سیاسی شدند ، نظرات دیگری در این موضوع ابراز فرموده اند .

🔶عبارت کتاب ایشان این است :

🔽رهبر باید نسبت‌به انتقادات و عیب‌جویی‌های گوناگون زیردستانش گوش شنوا داشته باشد؛ زیرا هرکسی، به‌جز انسان‌های معصوم، در‌معرض جهل، قصور فهم و ادراک، و لغزش‌ها و خطاهای اخلاقی و عملی است .

🔽داشتن روحیه انتقادپذیری، مقدمة ضروری رفع این عیوب و نقایص خواهد بود.

🔽حتی رهبران معصوم(ع)، یا به‌علت اینکه بعضی از مردم به عصمتشان پی ‌نبرده بودند. یا بدین قصد که دیگران را تعلیم‌وتربیت کنند و نشان بدهند که هر فرد، در هر حدی از رهبری هست، *باید انتقادپذیر باشد* ، به انتقادات و عیب‌جویی‌‌هایی گوش می‌سپردند و از مردم می‌خواستند که از عرضه و ارائة آرا و نظریات خود دریغ نورزند.

 

سیلی میخوریم !

درحاشیه این سخن استاد جوادی آملی؛

"نباید بجایی برسیم که مردم به ما سیلی بزنند.... "

نوشته : هادی سروش

 

به کجا برسیم سیلی میخوریم ؟

میدانید که در سیلی ، آدم غیر از درد جسمی ، به یک درد روحی و تحقیر روانی نیز ، دچار میشود .
به جهت همین بار خاصی که در "سیلی" وجود دارد ، در قرآن با عنوان "ضرب به وجوه" مطرح میشود که در مورد ظالمان است .

 

✳️ بزنگاههای مخاطره آمیز "سیلی خوردن" ؛

✅ مورد اول :
مسائل اقتصادی
در روشن بودن دخالت امور اقتصادی در زندگی مردم و بلکه در دین و ایمان آنان هیچ تردیدی نیست چرا که قرآن هم به مسلمین صدر اسلام وعده آرامش اقتصادی داد که "اطعمهم من الجوع" ، چراکه پیامبر(ص) فرمود: اگر "نان" نباشد مردمان ، "دیندار" نخواهند ماند.
اینها تعجب ندارد چون متن قطعی "کتاب و سنت" است ، تعجب از تریبون جمعه و جماعت است که تا دیروز مردم را با دستور به "یک وعده غذا" خوردن و آنهم "اشکنه" ، تحقیر میکردند ، و حالا .... !!!
صادقانه عرض کنم که در بحث اقتصادی در بخش "شغل" مهم این است که چرا مشاغل مهم در انحصار است ؟!
آیا مردمی که در خانه خود جوان های برومند و تحصیل کرده ای دارند و از موقعیت شغلی مناسبی بهرمندنیستند میپذیرندکه شخصی بیش از هفتادسال از سن او گذشته ، دارای ۳۵ شغل مهم باشد ؟!
بحث دیگر در این بخش "حاتم بخشی" هاست و این همانی است که خلیفه سوم را در منگه گذاشت و باعث شورش شد ، و نیز همین حاتم بخشی های بی مورد ، حاکمیت ۵۰۰ساله عباسیین را درهم پیچید .
امروز ؛ املاک نجومی و حقوق های بی حساب و کتاب تا ردیف بودجه برخی از مراکز غیر ضروری و بی فائده یا کم فائده ، اگر مداوا نشود ، به قول استاد جوادی آملی ؛ "سیلی" دارد !


✅ مورد دوم :
محرومیت مردم از حق شان بسبب فساد و قوانین دست و پاگیر اداری و اجتماعی در بخش های مهمی مانند ادارات و محاکم قضائی و مراکز آموزشی و بهداشتی و خدماتی و .. مورد دیگری است که میتواند "جان" یک حکومتی را چنان کشد که ؛ بقول قرآن "کان لم تغن بالامس" یعنی فردا روزی هیچ اثری از آن حاکمیت و حکومت در هیچ خاطره ای باقی نمیماند.
امیرالمومنین موانع بهرمندی عموم جامعه از حق طبیعی شان را سرچشمه بروز و شیوع "حق وحساب ها و زیر میزی ها" میداند ؛ لذاست که در نامه ۷۹ نهج البلاغه نوشتند: حاکمان سابق مردم را از حقشان بازداشتندودر نتیجه مردم مجبور شدند با رشوه دادن حق خودشان را بخرند ؛أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ .


✅ مورد سوم :
سخت گیری های بی نشان در شرع مطّهر و بی مبنا از دیدگاه عقلانیت ، چیزی است که مردمان را به تباهی کشیده و مقدمات "سیلی" را آماده میکند .
چرا نباید از ده ها قاعده مستحکم فقه شیعه مانند : اصل صحت ، اصل برائت ، اصل حلالیت ، اصل طهارت ، اصل مالکیت ، اصل عدم ولایت غیر ، اصل حرمت نفس و مال شخص ، اصل حفظ آبرو ، اصل نقض حدودکیفری و جزایی بجهت ورود شبهات ، .... ما کمتر بهرمند باشیم و دائما بر طبل "حرام است ، حرام است" ، بکوبیم ؟!
امیرالمؤمنین حاکم فارس را از سختگیری بر مردم نهی نموده و فرموده‌اند: سختگیری موجب مردم جلای وطن شهروندان میشود ؛فَإِنَّ الْعَسْفَ یَعُودُ بِالْجَلَاء(نهج البلاغه حکمت۴۷۶)


✅ مورد چهارم‌:
ادبیات غیر اخلاقی از تریبون های رسمی و احیانا توسط شخصیت های نظام و نیز خصوصا ؛ سوء استفاده از تربیون "دین" در محافل اهلبیت(ع) ، بوسیله برخی روحانیون غیر وارسته و یا مداح های کذایی در برخی امکنه مقدسه و یا مراسم هایی مانند شب احیاء تا عید فطر فلان مصلی که ازخوداسلام پنداری نشات گرفته ، چه بسا "سیلی" در پی خواهد داشت، همانطور که تا کنون از آسیب هایش به پیکره نظام بی اذعان نیستیم !


✅ مورد پنجم :
ورود بخشی از روحانیت به اموری که برای این صنف نه ضروری است و نه در شان ایشان بحساب می آید ، مانند ورود در بنگاه های اقتصادی به بهانه صرف درآمدحاصله در امور ضروری دینی ، و یا ارتباط و سفارش مالی یا مدیریتی نسبت به برخی امور شخصی یا حوزوی و یا صنفی، به برخی نهادهای حکومتی ، باعث رنجش خاطر مردم شده و اگر علاج نشود چه بسا "سیلی" بهمراه داشته باشد !
بله ؛ تردیدی نیست مردم ایران از آنجا که عاشق اهلبیت اند،به دستگاهی که این عشق را تامین و تقویت میکند که همانا روحانیت راستین هستند ،احترام میگذارند، اما چک سفید امضاء هم ، به کسی نداده اند .

موارد فوق سهم مهمی میتواند در جدایی ملت از حاکمیت و حکومت و روحانیت داشته باشد ، اگر این ها حل شود دیگر معضلات شهری مانند ترافیک و آلودگی هوا و... مخاطره آفرین نبوده و با همیاری خود شهروندان قابل رفع و رجوع میباشد.

https://t.me/sorooshmarefat

سخنی با مرکزیت اصولگرایان

سخنی با مرکزیت اصولگرایی


نوشته : هادی سروش


در رسانه های استانی و بعد رسانه های سراسری از قول امام جمعه مشهد نقل شده که گفته اند :
"زنای محصنه بکنید و عرق بخورید اما در اصولگرایان اختلاف نیندازید !"


✅از آنجا که گوینده این سخنِ نامربوط ، یک شخصی است که در کسوت روحانیت است و ثانیا بر کرسی امامت جمعه جلوس فرموده ، اهمیت توجه به آن را دوچندان میکند.


✅ گفته بودند ؛ که اصولگرایی متشکل از اصولی بنام اسلام و انقلاب و ارکان آن است .
سوال از دلسوزانِ دلبسته به "اصولگرایی" این است که این سخن با کجای اسلام و انقلاب و .. سازگار است ؟


✅حفظ اصولگرایی در چه درجه ای از ضرورت قطعی است که ضعف و تشتت در آن ، معادل و بلکه بالاتر از ارتکاب مهم ترین حرام های منافی با عفت قرار گرفته ؟!
در دیدگاه این افراد ؛اصولگرایی یا عین دین است یا عین نظام ، و هر کدام باشد مجوّز چنین ادبیات و گفتمان ناصحیحی نیست.


✅ اگر به فرض محال ؛ همه دین و دیانت در گزینه سیاسیی بنام "اصولگرائی" هم جمع بود ، باز هم میشد کسی بگوید:
برو برای حفظ اصولگرایی که خودِخودِ دین است ، زنای محصنه کن ؟؟
باور بفرمایید "فقه ابوحنیفه" هم که در مسائل مربوط به "عفت" ، فروعات عجیب و غریبی دارد ، گمان ندارم به چنین سخنی ، چشمش گریان و لبش خندان نگردد !


✅ از عینیت "اصولگرایی" با دیانت که تنزّل کنیم ، میرسیم به اینکه "اصولگرایی" عین حفظ "نظام" باشد !
خوب ؛ سوال این است آیا برای "حفظ نظام" میتوان دستور به عرق خوری و زنای محصنه داد ؟؟
عجیب است ؛
معمار بزرگ انقلاب اسلامی میفرمود که "امیدواریم در جمهوری اسلامی بوی اسلام را داشته باشیم.. "
و استادمطهری میفرمود: محتوای نظام ؛ باید احکام نورانی اسلام باشد تا بشود نظام اسلامی .


✅ مگر امکان دارد تاثر عمیق خود را از این سنخ ادبیات مخفی نماییم !
آن هم توسط افرادی که صاحب قدرت و تریبونند ، و رسماً برای حفظ موقعیت سیاسی و عدم تشتت و از هم پاشیدگی خط فکری و جناحی خود ، احکام مهم اسلام عزیز ، مانند زنا و شراب ، که حرمتش منصوصِ قرآن کریم است ، بیایند و اینقدر در گفتمان و حداقل در ادبیات خود ، تنزّل دهند !!


✅ تعجب در اینجا ؛ پرده سکوت و توجیه پردازی را میدرد که همین گوینده ؛ دادِ سخن از ممنوعیت و برخورد با برقراری کنسرت ، برای حفظ شریعت و حرمت حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع) ، میدهد !!

در مراتب "نهی و حرمت" واقعی و حتی گفتاریِ در باب فحشاء ؛ زنای محصنه و عرق کجا ، و کنسرت کجا ؟!

 

✅ اگر واقعا این گفتمان ، مورد تایید ارکان و مرکزیت "اصولگرایی" نیست که انشاالله هم نباشد ، جا دارد با همه توان ، خود را از این منطق و گفتار ناصواب مبرا نمایند ، مگرنه که باید برای این چنین تفکر و ادبیاتی ، گفت :
بر او نمرده به فتوای من نمازکنید..

جواب خدا را میدهم !

✅✅✅من خودم جواب خدا را میدهم!
نوشتاری ازحجت الاسلام والمسلمین هادی سروش

روا نیست برای توجیه شرعی و دینیِ حق کُشی ها،شیطان در توهّم کسی جلوه گری کند و به عناوین ذیل تمسک کند:
✅.مصلحت اسلام ونظام است!
بایدازاین غافلان پرسیدکدام اسلام؟! اگرمقصوداسلام راستین است و نه اسلام زید و عمر، باید گفت کاملا در اشتباهید.
به قول استادمطهری:مگر می شود برای دین،بی دینی کرد؟!
و نسبت حفظ نظام؛فقط یک سوال رامدافعین تضییع حقوق،پاسخ دهند که اگر حفظ نظام با هر ابزار و روشی و نیز هر رفتاری جایز است، چرا حضرت امیر(ع) استفاده نکرد؟!
پس وقتی برای حفظ اصل دین نمی شود بی دینی کرد،برای حفظ نظام اسلامی بطریق اولی کسی حق بی دینی کردن،ندارد.

✅من خودم جواب خدا را میدهم!
این هم توجیه عجیبی است که کسی تعدی کند و به وضوح گوید من جواب خدا را می دهم!
مگر در آیین اسلام که در فقه واخلاق و عقاید، نمایانگر است،خدا با کسی حساب خاص و شریعت اختصاصی که خارج ازمعیارهای مدوّن قرآنی وحدیثی باشد، قرارداده تا شخصی براساس آن حساب اختصاصی بخواهد رفتارکند و فردا جواب دهد؟!
این چه حرفی است؟
یک مورد سراغ دارید که امامان ما، گفته باشند: خودمان جواب خدا را می دهیم! یا همه جا براساس دقیق ترین معیارهای شریعت و معرفت حرکت کرده اند ؟
دین و معیارهای دینی دررابطه با همه شئون فردی و اجتماعی و سیاسی ، روشن بوده و قابل فرار و تحریف نیست.

به ربات سوالات شرعی بپیوندید👇👇👇
@esteftaatbot

مسابقه فرهنگی جدید شفقنا در لینک زیر👇👇
https://t.me/Iranshafaqna/5571

خشنونت دینی ...

✳️مروّجان "خشنونت دینی و حکومتهای مستبد دینی" ببینند ..

🖋سخن کوتاه از هادی سروش


✅اشپیگل (به معنای آینه) هفته‌نامهٔ معتبر خبری در آلمان است ودر حال حاضر با شمارگانی بیش از یک میلیون نسخه، پرفروش‌ترین هفته‌نامه در آلمان است.

✅در شماره اخیر خود دو عکس را که در ذیل ملاحظه میکنید، چاپ نموده که در ظاهر هر دو مسیح (ع) است ولی یکی در حالت محبت و نورانیت ولی دیگری در حالت آتش و خشم و.. !


✅نویسنده مقاله با رزنگی به دو نکته خواننده را متوجه کرده :

اولا؛
اسلام پدیده دینیِ جدیدی بعد از مسیحیت نیست و بلکه یک مسیحیت تحریف شده است که پیامبر اسلام (ص) سمبل آن است (معاذالله) .

ثانیا؛
این دو مسیحیت با این تفاوت است که دور سر مسیح واقعی را نور احاطه نموده و دور سر مسیح بدلی که با پوشش عمامه است و اشارت به پیامبر اسلام دارد را ، آتش احاطه کرده !


✅در دشمنی دشمن ، هیچ انسان عاقلی تردید ندارد .
فرقه هایی مانند داعش و یا خشنونت طلبانی که خشنونت دینی را تئوریزه کردند و یا با حکومتهای مستبد دینی ، بدترین ضربات را به اسلام زدند ، جای بحث ندارد .
اما هیچ ، از خود سوال کرده ایم که ما با رفتارمان ، این تبلیعات منفی را خنثی کرده ایم یا .... ؟!

✅ راستی ؛ چرا باید از تعبیر "پیامبر رحمت" برای رسول عالی مقام اسلام گریزان باشیم

دو جلسه مهم

✳️✳️ دو جلسه مهم در هفته ای که گذشت در حوزه برقرار شد که یکی در بیت آیت الله وحید خراسانی بود و دیگری همایش ارزشمندی درباره دیه که به همت آیت الله صانعی برقرار گشت .
گزیده ای از سخنان مهمی که در این دو محفل مطرح شده را تقدیم میکنیم و از دوستان طلبه و فضلاء حوزه انتظار میرود با دقت مطالعه نمایند :

 

🔶💠 حضرت آیت الله وحید خراسانی در جمع اساتید سطوح عالی :

🔹اعاظم و بزرگان همه ارجاع در فتوا داشتند و رساله نمی دادند مگر این که ضرورت ایجاب می کرد، این نشانه تقوا است حال آن روزگار چه بود و این روزگار چه هست.

🔹 شیخ انصاری در حاشیه رساله نوشت :
در عصر غیبت حضرت ولیعصر(عج) عمل به رساله من از باب اکل میته مانعی ندارد.
این معنای دین شناسی است ان روزگار چه بود و چه شد ؟!

🔹علما و بزرگان شیعه در نهایت علم و تقوا قرار داشتند، بزرگان همواره از شهرت و دادن رساله خودداری می کردند و تنها در جایی که نیاز بود این کار می کردند و وقتی کسی را از خود بالاتر می دیدند بر خود جایز نمی دانستند که رساله بنویسند.

 


🔶💠گزیده ای از سخنان آیت الله صانعی :
ایشان با انتقاد از تمسک به قاعده نفی سبیل برای محروم کردن افراد غیر مسلمان از حقوق خود گفت: تمام انسان‌های غیر مسلمان را از بسیاری از حقوق محروم می دانیم چون آنها را کافر می دانیم.
یک آیه را که پنج تفسیر دارد را علَم می کنیم که این نمی تواند استاد دانشگاه شود اما می توان او را به جنگ بُرد.

🔹هند به پیامبر گفت شوهرم بخیل است آیا اجازه می‌دهید از مالش برداریم؟ پیامبر(ص) می‌گوید بله اما به اندازه‌ی معروف. شهید ثانی می‌گوید از این یک روایت ده حکم استفاده می‌شود.
🔹 امام خمینی(ره) در مورد غیر مسلمان اشاره و تصریح کرد: امام با همه‌ی پایبندی که به روش قدما داشت فرمودند دادن کتاب به غیر مسلمان نه تنها حرام نیست بلکه گاهی مستحب است. می‌گوید شما که می‌خواهید دعوت به اسلام کنید باید به آنها برنامه را تحویل بدهید تا مطالعه کند.

 


🔶💠آیت الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد در نشست فقهی _حقوقی دیه :

🔹امروز عصر انفجار اطلاعات است و ما با انفجار اطلاعات در رسانه‌ها روبرو هستیم و هیچ فتوایی پنهانی و محرمانه نمی‌ماند.
و در جهانی زندگی‌ می‌کنیم که به اعتقاد برخی اعلامیه جهانی حقوق بشر در ردیف کتب آسمانی قرار داده

🔹اجتهاد شیعی یک روش دقیق است و راه ۱۴۰۰ ساله دارد و ما هم نباید دست از این راه برداریم و الّا مانند فرزندی خواهیم بود که پدران خود را انکار کرده و بر حرام زادگی تفخر می‌کند. و یا بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است !
پس ما باید پاسخگو باشیم. و چه باید کنیم که از قافله جهانی امروز منزوی نشویم؟


🔹استادم آیت الله العظمی منتظری می‌گفتند اگر یک دهم یا یک صدم نوآوری‌های علامه حلی را ما داشتیم امروز مردم هیچ مشکلی نداشتند. ۵۰۰ اثر از علامه حلی به ما رسیده است. اینهاّ فقهای ما هستند.

🔹امروز خبر واحد طوری حجت شده که اطلاق و عموم کتاب را با آن قید می‌زنیم و بعد می‌گوییم دلیل آن آیه‌ی نباء است و بعد می‌گوییم بنای عقلا معتبرترین دلیل حجیت خبر واحد است. آیا عقلای امروز با یک خبر واحد آن اصل بدیهی حقوق بشری را زیر پا می‌گذارند؟

https://t.me/sorooshmarefat

 
  BLOGFA.COM