عصمت و دعوت به نقد
بر فراز "عصمت" و دعوت به "نقد"
نوشته هادی سروش
✔ ۱) در مقام عصمت گفتاری و رفتاری (فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، ...) ائمه اطهار ع تردیدی نیست و این باور مقدس ؛ از مترقی ترین اعتقادات شیعه بوده و هست .
✔ ۲) اما "نقدپذیری" درحکومت و حاکمیت به دو جهت ضرورت دینی و عقلانی پیدا میکند :
از سویی حکومت ؛ مملو از حقوق متزاحم و متراکم شهروندان است . و وجود این حقوقِ انبوهی ، ایجاب میکند مردمان ، در متن امور اجتماعی و سیاسی خود بوده و نظرات مثبت و منفی خود را بدون هیچ نگرانی ابراز نمایند .
و از سوی دیگر ؛ در ذات " قدرت " برتری طلبی نهادنیه شده و اگر با حضور و اظهار نظرهای متفاوت شهروندان جامعه اسلامی ، همراه نشود خوف "دیکتاتوریت" و انواع "فساد" در دامنه های آن حاکمیت رفته و نتیجتا خدای ناخواسته به "شکست حکومت دینی" و نیز "دین زدایی" از بخش های مهم جامعه میشود .
✔ ۳) جان عالَم بفدای امام علی (ع) که در اوج عصمت و طهارت روح ، از فرد فرد جامعه دعوت به اظهار نظر و نقد میکند ، تا همگان بدانند و بفهمند که عنصر "نقد و نقد پذیری" جزء لاینفک حکومتهای دینی بوده و هست .
و اگر امام (ع) چنین نمیکرد عده ای چه بسا با سوء استفاده از الگوی حاکمیتی امام علی (ع) ، ادعای "درست پنداری" میکردند و دهان ها را به بهانه حاکمیت دینی ، بر هر نقد و انتقادی می بستند ...
لذاست که در خطبه ۲۱۶ که به حق ؛ سند افتخار و نشانه بی بدیل حقانیت و بلندای گفتمانِ حکومتی شیعه است ، میفرماید :
"از سخنانی که تشخیص داده اید حق است، مرا محروم نکنید و نیز از مشورتهای بجا کوتاهی مکنید، چرا که من (شخصا به عنوان یک انسان) خویشتن را ما فوق آنکه اشتباه کنم نمیدانم و در کارهایم ایمن نیستم مگر اینکه خدا مرا حفظ کند .....
فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي" .
✔ ۴) در این مباحث است که تفاوت "مطهری" با غیر مطهری ها مثل آفتاب نمایان میشود ، گرچه برخی پرتلاش اند تا با ژست مطهری بودن ، از این نمد کلاهی برای خود ببافند !
این سخن شهید مطهری در تبیین خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه را ، ببینید:
🔹با من با تعارف و تملّق و رودربایستی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی سنگین است. بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق بر او سنگینتر خواهد بود. علامت اهل حق و اهل عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند.
💠نگاهی به :
نظریه جناب استاد آیت الله مصباح یزدی در مورد انتقاد و نقد پذیری در حکومت های دینی
🔷 نظریه ایشان از این جهت مورد اهتمام قرار می گیرد که ؛ ایشان حتی در زمان حاکمیت امام معصوم (ع) قائل به ضرورت نقدپذیری بوده و میفرمایند :
"امام معصوم باید انتقادپذیرباشد" ؛
🔹این نظریه در کتاب جامعه و تاریخ صفحه ۳۹۹درج شده ، این کتاب حاوی درسهای ایشان در زمان حیات حضرت امام خمینی (ره) میباشد که حدودسال ۶۶ تا سال۶۸ بوده است .
و البته اگرچه ، این استاد حوزه ، بعد از رحلت امام که بیشتر وارد عرضه های سیاسی شدند ، نظرات دیگری در این موضوع ابراز فرموده اند .
🔶عبارت کتاب ایشان این است :
🔽رهبر باید نسبتبه انتقادات و عیبجوییهای گوناگون زیردستانش گوش شنوا داشته باشد؛ زیرا هرکسی، بهجز انسانهای معصوم، درمعرض جهل، قصور فهم و ادراک، و لغزشها و خطاهای اخلاقی و عملی است .
🔽داشتن روحیه انتقادپذیری، مقدمة ضروری رفع این عیوب و نقایص خواهد بود.
🔽حتی رهبران معصوم(ع)، یا بهعلت اینکه بعضی از مردم به عصمتشان پی نبرده بودند. یا بدین قصد که دیگران را تعلیموتربیت کنند و نشان بدهند که هر فرد، در هر حدی از رهبری هست، *باید انتقادپذیر باشد* ، به انتقادات و عیبجوییهایی گوش میسپردند و از مردم میخواستند که از عرضه و ارائة آرا و نظریات خود دریغ نورزند.