حجاب و عفاف
🖋 نوشته: استادهادی سروش
۱) استادمطهری میگوید:
حجاب تاسیسِ اسلام بوده و درجاهلیت از آن خبری نبوده .
۲) حجاب برای صیانت فرد و جامعه است ، نه برای محدودیت .
۳) کسانی به زن نگاه تفریطی و بسته و دگمی دارند ، و براین باورند که زن باید تا اخر عمر در خانه محبوس باشد ، نمیتوانند در مورد حجاب نظرپردازان معتدل و متکی بر ادله فرا گیر فقهی در این موضوع باشند.
۴) برای مردود شمردن آن نگاه دگم در مورد زن ، کافی است درفقه ، به این موضوعات توجه شود :
الف) استحباب حضور دختران و زنان در نمازهای عید
ب) جواز حضور زنان در عزاداری ها ، در احقاقِ حق الناس ، در تشییع جنازه ، در عیادت از مریض و...
ج) اجازه فقهاء بر عدم وجوب پوشش دست و صورت زنان میباشد.
علامه حلی در این موضوع ادعای "اجماع فقهاء امصار" یعنی فقهاء مناطق مختلف شیعه و سنی را ، نموده .
۵)در موضوع حجاب ، بحث آرایش و یا بحث معاشرتهای تحریک آمیز و یا بحث نگاه کردن و یا بحث سخن گفتن ، مطرح نیست .بلکه فقط سخن در کمّیت و مقدار پوشش زن دراجتماع است.
۶) از آنجا که حجاب یک دستور دینی است پس باید احکام مربوطه را از متون دینی استخراج کرده و باورهای شخصی و یا قومی خویش را به آن تحمیل نکنیم که قرآن فرمود: "لاتقدموا بین یدی الله و رسوله"
۷) طبق نظریه مشهور اهل فقه ؛ غیر از دست و صورت باید مورد پوشش قرار گیرد و البته امکان نظریه؛ استحباب پوشش سر و گردن را برخی محتمل دانسته که در حد تئوری پردازی بوده و نه فتوا .
۸) براساس اصلِ اصیل و متقن " عدم اکراه بر دین" که مستند به آیه "لااکراه فی الدین " و ادله دیگر میباشد ؛ اجبار در احکام و اعتقادات دینی امکان پذیر نمیباشد.
۹) اجبار یعنی الزام نمودن افرادنسبت به رعایت حجاب و درصورت عدم تمکین ، بتوان از راهکار مجازاتهای روحی و روانی و جسمی، نسبت به متخلفین استفاده کرد.
۱۰)در مقابل عده ای که بر لزوم و الزام و اجبار و نیز مجازات متخلفین از رعایت حجاب صحه گذاشته وبدان معتقدند ، دیگرانی از اصحاب فقه و فهم مانند استاد مطهری و آیت الله بهشتی و آیت الله طالقانی و ... بر عدم اجباری بودن حجاب متمرکز شده اند .
جالب قصه اینجاست که امروزه حتی برخی از محافظه کاران بسیار جدی ، که از برگزاری کنسرت ، اباء دارند، اما به عدم اجباری بودن حجاب معترف شده اند !
۱۱) البته ناگفته نماند که ما متاسفانه عملا ، در این سالها از اجبار بر مسئله حجاب ، نتیجه موفّقی بدست نیاورده ایم.
۱۲) به نظر میرسد باید کار فرهنگی کرد و مقصود از کار فرهنگی تشکیل کلاس و حضور اجباری دختران و زنان نیست .
کار فرهنگی به قول علامه طباطبایی؛ کار بر "طریق عقل" است نه "اجباربرتقلید" که باعث سقوط از انسانیت میشود.
و نقطه شروع خود مسئولان و زمامداران هستند .
اگر خدای نخواسته ؛ ادبیات رسانه ای و نیز گفتمان اجتماعی و سیاسی ، بر روش بی ادبانه باشد .... و یا عدم توجه به حقوق شهروندان دیده شود.... و یا خبر دستبرد به بیت المال مخابره شود ، دیگر نمی توان انتظار رعایت همه هنجارهای اجتماعی و احکام دینی را ، از فرد فرد شهروندان انتظار داشت.
۱۳) از این نکته روشن، دست اندرکاران تغافل نفرمایید که ؛ برای رعایت حجاب ، باید به خواسته ها و حقوق مشروع و قانونی زنان در مورد تحصیل ، ازدواج و اشتغال و .... بی توجه نبود.
خصوصا وضع اقتصادی خانواده ها در موصوعاتی مانند حجاب ، تاثیر انکارناپذیری دارد.
۱۴) ضمنا ؛ دلسوزان پیاده نمودن احکام اسلام خوب است به موضوع عفاف هم توجهی بفرمایند ؛حجاب ، خروجی عفاف است . عفاف خاستگاهش درونی است و هر کسی که بیشتر دارای عفت است میتواند در رعایت حجاب موفق تر باشد .
همانطوریکه حجاب بی تاثیر از عفاف نیست ، عفاف فرد هم بی تاثیر از عفاف و اخلاق و خویشتن داری جامعه و مسئولان جامعه نیست .
پس نمیتوان به رعایت حجاب زنان و دختران حساس بود اما از اخلاق و منشِ زمامداران و روش رفتاری مردان در جامعه ، غافل بود .
۱۵) نتیجتاً ؛
حجاب یک صیانت بزرگ است که در همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار بوده و هیچ منافاتی با فعالیت های زنان نیز ، ندارد .
وحتا اگر در جامعه ای عقده های اخلاقی و روانی وجود نداشته باشد ، بلکه بالعکس جملگی آراسته به وزانت و شخصیت بوده باشند ، نیاز و ضرورتی برای "اجبار و قانون و جزاء و خشنونت" هم در موضوع حجاب دیده نمیشود.
خلاصه ؛
اگر همه ی ما و همه آقایان ؛ منافذِ فسادهای تعریف شده را بسته و نیز به همه حق و حقوق ملت پای بند باشیم ، سیطره ی معنویت خود به خود در جامعه ظهور نموده و دغدغه حجاب در دینداران مرتفع میشود .
چرا که به قول استادمطهری :
"روح بشر و خصوصا روح جوان برای پذیرش مسلمات دینی اگر بصورت زنده عرضه شود ، آماده است و مردم ایران بخصوصه روح دینی دارند" .
https://telegram.me/sorooshmarefat