پاسخ به یک جوان..
✳جوان عزیزی دقایقی طولانی درباره انبوهی از مشکلات اقتصادی و خانوادگی (حتی پدر و مادر) و سکونت و .... صحبت کرد .
⭕ من برای او نوشتم :
حرف شما را با دقت گوش دادم
🔻 پیشنهاد میکنم ؛
✔ ۱ - با تدبیر زندگی کنیم نه با تصمیمات لحظه ای ، چون "لحظه" ، نمیتواند "همیشه" را مدیریت کند.
✔ ۲ - سختی های زندگی را دایمی نبینیم چون در هیچ کجای دنیا چیزی دائمی نیست ، *خدا میگوید : هر روزی ، روزخاص خودش میباشد.
✔ ۳ - با همه کاستی ها به همه فامیل احترام گذاریم که در*نهج البلاغه گوید : شما از فامیل بی نیاز نخواهی بود.
✔ ۴ - اگرچه مبدا و آغازگر "فیض" ، خداست ، اما بدانیم این باران رحمت از ناودان پدر و خصوصا مادر بر ما می بارد. اگر این راه وصول برکات آن سویی را از دست دهیم یا شکافی در محبت شان ایجاد شود ، آن باران رحمت بر جای دیگری فرود خواهد آمد .
✔۵ - توقع مان را نسبت به نزدیکان و دوستان کم کنیم ، آنچه هستند ببینیمشان نه آنچه انتظارش داریم . چون دوست یا فامیل ذهنی من ، دوست یا فامیل واقعیی که در بیرون از من است نیست .
پس نه خیلی به افراد خوش ذهن باشیم و نه بد گمان. یک کلمه ؛ با واقعییات زندگی کنیم.
✔ ۶- اگر نمازها را اول وقت بخوانیم و روزی دو صفحه قرآن بخوانیم ، رنگ دنیا برای مان عوض میشود .
✔ ۷ - از محبت کردن ، خسته نشویم . این کیمیای کم یاب ؛ بالاخره معجزه خود را خواهد داشت.
✔ ۸- "گذشت و بخشش" در تمام نارسایی ها و بدی ها ، خصوصا از اونایی که انتطارش را نداشتیم ، ما را نه تنها در آرامش قرار میدهد ، بلکه "بزرگ" جلوه میدهد ، چون ؛ اگر "گذشت" باعث کوچکی میشد ، خدا اینقدر بزرگ نبود.
دعاگو ؛ هادی سروش
https://instagram.com/sorooshmarefat