قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

هادی سروش : درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

۰۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۰:۰۱

کد خبر: ۴۸۷۳۵۸۷

دسته بندی‌: فرهنگی ، ادبیات، دین و اندیشه

درس‌های امام هادی(ع) برای مسئولان امروز

یک استاد حوزه با اشاره به سیره امام هادی (ع) در دوران خفقان عباسیان تأکید کرد: نهادینه‌شدن اخلاق در جامعه، مستلزم آن است که بزرگان، نخبگان و رجال علمی و سیاسی، خود «مجسمه کمالات اخلاقی» باشند. این اصل کلیدی، راهبردی ماندگار برای مقابله با انحرافات و استحکام جامعه در هر زمانه‌ای است.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه، در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان به تبیین شیوه‌های امام هادی (ع) در حفظ و انتقال معارف دینی در دوران خفقان شدید پرداخت.

وی با اشاره به کنترل و مراقبت ویژه خلفای عباسی نسبت به امام هادی (ع) و امام عسکری (ع)، خاطرنشان کرد: حاکمان عباسی مانند متوکل از تولد حضرت مهدی (عج) از نسل این امامان آگاه بودند و از این رو محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کردند، حتی سکونت اجباری آنان در شهر نظامی سامرا.

این استاد حوزه مهم‌ترین روش امام هادی (ع) را انتقال معارف دینی در قالب زیارت‌ها و دعاها عنوان کرد و افزود: زیارت جامعه کبیره که مهم‌ترین متن امام‌شناسی در شیعه است و همچنین زیارت غدیریه که حاوی بیش از ۳۰ آیه قرآن و بیش از ۱۰۰ صفت از امیرالمؤمنین (ع) است، از میراث ماندگار امام هادی (ع) برای تقویت ایمان جامعه شیعه به شمار می‌روند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سروش در مورد برنامه امام هادی (ع) برای مقابله با انحرافات نیز تصریح کرد: اولین اقدام امام ترویج آموزه‌های اخلاقی بود. امام هادی (ع) حتی در شرایط سخت ملاقات‌های محدود در سامرا، آموزه‌های بلند اخلاقی را به یاران منتقل می‌کرد و آنان این معارف را در جامعه نشر می‌دادند.

وی تأکید کرد: اخلاق زمانی به‌درستی در جامعه نهادینه می‌شود که بزرگان، نخبگان و رجال علمی و سیاسی، خود مجسمه کمالات اخلاقی باشند.

این استاد حوزه خاطرنشان کرد: دومین اقدام دعوت به عقلانیت بود. در روایتی از کتاب تحف العقول داریم، هنگامی که از امام هادی (ع) درباره حجت زمانه پرسیده می‌شود، ایشان عقل و عقلانیت را معرفی می‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سروش با اشاره به این روایت تصریح کرد: استواری هویت دینی وابسته به عقلانیت است و در مقابل احساسات بی‌معنا، خرافه‌گرایی و توهمات قرار دارد. باورها و احکام دینی باید بر پایه عقل استوار باشند تا جامعه به آنان روی خوش نشان دهد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: «عدالت» محور اصلی اخلاق و سنگ بنای مقابله با انحرافات سیاسی است و اگر در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد، راه انحرافات بسته خواهد شد. این‌ها درس‌هایی است که از سیره امام هادی (ع) می‌توانیم بیاموزیم و در زندگی خود پیاده کنیم.

انتهای پیام/

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب زیارت و دعا: نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب زیارت و دعا: نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۲ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۹:۵۶

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در مطلبی به مناسبت شهادت امام هادی(ع) آورده است:

۱- زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره یک دوره امام شناسی در بخش های مهم معارف الهی در زمینه مقام ائمه اطهار (ع) است . امام هادی علیه‌السّلام، امامت را تفسیر کرده است.

این زیارت توسط شیخ صدوق به سند متقن از امام هادی (ع) نقل شده است و بزرگانی چون علامه مجلسی(ره) مینویسد ؛ «زیارت جامعه کبیره از جهت سند صحیح ترین زیارت ها و از نظر موارد، جامع ترین آنها و از جهت لفظ فصیح ترین آنها و از جهت معنا بلیغ ترین آنها و از جهت رتبه والاترین آنهاست». (بحار، ج ۱۰۲، ص ۱۴۴)
و استاد آیت الله جوادی آملی بر باور درست است ؛ « متن زیارت جامعه کبیره به گونه‌ای است که هر منصفی صدور این معارف بلند را از غیر معصوم محال عادی می‌داند افزون بر آنکه خطوط کلی آن را با خطوط کلی معارف قرآن کریم، که مرجع نهایی در بررسی روایات است، هماهنگ می‌بیند و این، چیزی است که ما را از بحث سندی آن بی‌نیاز می‌کند». (فنای مقربان /۸۸)

۲- زیارت غدیریه

زیارت غدیریه از امام هادی (ع)‌ بوده و دارای سند بسیار معتبر است. این زیارت مربوط به روز عید غدیر در سالی است که امام هادی(ع) به سفر از مدینه به سامرا بدستور متوکل شدند و در نجف اشرف این زیارت را در کنار قبر مطهر حضرت علی(ع) قرائت کردند.

در این زیارت درجه درجه مقامات امیرالمومنین (ع) نقش بسته شده و معرفی شده است. این “تعریف از مقام امام علی” در زیارت غدیریه استوار بر سی و دو آیه از قرآن و ذکر دویست و شش فضیلت از امام علی (ع) است. در این زیارت اصلِ مقام امام علی (ع) و جایگاه اعتقادی به آن حضرت چنین آمده ؛ “علی (ع) تمام دین و عین دین نازل شده از سوی خداست” ؛ «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللّٰهِ الْقَوِيمَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِيمَ». این زیارت در هرزمان میتوان خواند.

۳ – دعای کوتاه در کنار قبر مبارک امام هادی(ع) برای طلب حوائج

امام هادی(ع) فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد: «یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا كَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُكَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى ؛ ترجمه دعا ؛ اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تكیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌ى یكتا و اى كه درباره خود فرمودى: بگو خدا یكى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر كس از آفریدگانت خلق كردى و هیچ كس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان كن». (بحار، ج ۹۹ ص۵۹ )

عارف کامل جناب ابن فهد حلی در کتاب مهم ‘عدةالداعی’ این دعا را ذکر میکند و مقام آن بسیار شامخ معرفی میکند.

۴ – نماز بالای سر در حرم حضرت رضا(ع)

به نقل شیخ صدوق در دو کتاب ؛ ‘الامالی’ و ‘عیون’ ؛ با سند خود از صقر بن دلف نقل می‌کند که گفت: از سرورم امام هادی (ع) شنیدم که فرمود: «هر کس به سوی خدا حاجتی دارد، در طوس، قبر جدم امام رضا علیه‌السلام را با غسل، زیارت کند، و بالا سر او دو رکعت نماز بخواند، و در قنوت آن از خدا حاجتش را بخواهد، که اگر خواسته او در گناه، و قطع رحم نباشد به اجابت می‌رسد. جای قبر او قطعه‌ای از بهشت است که هیچ مؤمنی آن را زیارت نمی‌کند مگر آن که خدا او را از آتش آزاد می‌کند، و به بهشت فرود می‌آورد . ؛ من کانت له الی الله حاجة فلیزر قبر جدی الرضا (ع) بطوس، و هو علی غسل، و لیصل عند رأسه رکعتین، و لیسأل الله حاجته فی قنوته، فانه یستجیب له ما لم یسأل فی مأثم، أو قطیعة رحم، و ان موضع قبره لبقعة من بقاع الجنة لا یزورها مؤمن الا أعتقه الله من النار، و أحله الی دار القرار». (عیون أخبار الرضا ، ج ۲ ص ۲۹۳ ، الأمالی،ح ۹۳۹)

۵ – نماز حضرت هادی (ع)

نماز امام هادی (ع) نمازی است که جناب جمال السالکین؛ سید بن طاووس نقل کرده ؛ دو رکعت است، دررکعت اول سوره‌ «حمد» و سوره «یس» خوانده می شود ، و در رکعت دوم سوره‌ «حمد» و سوره «الرحمن» خوانده می‌شود. دعای بعد از نماز؛
«يا بارُّ يا وَصُولُ يا شاهِدَ كُلِّ غاَّئِبٍ وَ يا قَريبُ غَيْرَ بَعيدٍ وَ يا غالِبُ غَيْرَ مَغْلُوبٍ ، وَ يا مَنْ لايَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ اِلاّ هُوَ يا مَنْ لاتُبْلَغُ قُدْرَتُهُ و اَسْئَلُكَ اَللّهُمَّ بِاسْمِكَ الْمَكْنُونِ الْمَخْزُونِ الْمَكْتُومِ عَمَّنْ شِئْتَ ، الطّاهِرِ الْمُطَهَّرِ الْمُقَدَّسِ النُّورِ التّاَّمِّ الْحَىِّ الْقَيّومِ الْعَظيمِ نُورِ السَّمواتِ وَ نوُرِ الاَرَضينَ ، عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْكَبيرِ الْمُتَعالِ الْعَظيمِ صل علی محمدوآل محمد». ( جمال الاسبوع ص۲۷۸)

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • امام هادی(ع)
  • شهادت امام هادی(ع)
  • شیعه

اخبار مرتبط

ویدیو کلیپ «تکبیر المساجد» به مناسبت شهادت امام هادی(ع)

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyrightابزارک تصویر

هادی سروش ؛  سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

انتشار :‌ دوشنبه ۰۱ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۴:۰۷

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی به مناسبت میلاد امام باقر(ع) نوشت: امام باقر(ع) فرمود: «گرفتاری ما با این مردم کم نیست، سنگین است، برای اینکه دعوتشان می‌ کنیم، نمی ‌آیند! و اگر رهایشان کنیم، راهی غیر از ما برای هدایت نیست ؛ بَلِیةُ النَّاسِ عَلَینَا عَظِیمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ یسْتَجِیبُوا لَنَا وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ لَمْ یهْتَدُوا بِغَیرِنَا».[شیخ مفید، الاشارد۱۶۲]

در این گفتار امام باقر (ع)‌ نکته مهم این است ؛ هدایت شیعه در احکام و اخلاق و باورهای دینی فقط و فقط با راهنمایی های ائمه اطهار(ع) امکان پذیر است. امروز مکاتب مختلف و تفکرات گوناگون از روشنفکری سکولار تا گرایش های سلفی به دین مدعی ارائه “حقیقت” به انسان هستند ! بازگشت و یا فرصت بازگشتن از راه خطاء نه آسان است و نه همیشه امکان پذیر.

راهنمایی های اهلبیت (ع)‌ همواره در دسترس است چرا که آنان در ایفای نقش مسئولیت خویش همواره استوارند. به تعبیر استاد آیت الله جوادی آملی ؛ این حرف ما اهلبیت نیست که ما بگوییم «بگذار تا بیفتد و بیند جزای خویش». آن ذوات مقدسه دیروز و امروز و فردا ها همواره دغدغه هدایت بشریت داشته و دارند.

فرقه ها و نگرش های انحرافی بنام فقه و معنویت

«سدير گويد: زماني كه امام باقر عليه السلام وارد مسجد الحرام ميشد و من خارج ميشدم، دست مرا گرفت و رو بكعبه ايستاد و فرمود: اي سدير همانا مردم مامور شدند كه نزد اين سنگها (كعبه) آيند و گرد آن طواف كنند. سپس نزد ما آيند و ولايت خود را نسبت بما اعلام دارند، و همينست گفته خدا: «همانا من آمرزنده ام آنكه را ايمان آورد و كار شايسته كند و سپس رهبري شود-سوره طه/۸۲» آنگاه با دست بسينه اش اشاره كرد و فرمود: بسوي ولايت ما [رهبري شود]. سپس فرمود: اي سدير: كساني كه مردم را از دين خدا جلوگير ميشوند بتو مينمايم، آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثوري كه در آن زمان جلوگير دين خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگريست و فرمود: اينهايند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشكار، از دين خدا جلوگيري مي كنند، همانا اين پليدان اگر در خانه هاي خود نشينند، مردم بگردش افتند و چون كسيرا نيابند كه از خداي تبارك و تعالي و رسولش بآنها خبر دهد، نزد ما آيند، تا ما بآنها از خداي تبارك و تعالي و رسولش خبر دهم.
ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أَبِي حَنِيفَةَ وَ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ وَ هُمْ حَلَقٌ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ الصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ بِلَا هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ لَا كِتَابٍ مُبِينٍ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِي بُيُوتِهِمْ فَجَالَ النَّاسُ فَلَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُخْبِرُهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص حَتَّى يَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ (ص)».[الكافي ؛ ج ١، ص۳۹۲]

علامه مجلسی در شرح این روایت می‌نویسد:
«ابوحنیفه از فقهای مخالفین، و سفیان ثوری نیز از صوفیان مخالفین است و این روایت دلالت دارد بر آنکه صوفیه در عصر ائمه اطهار علیهم‌السلام از دشمنان و مخالفان ایشان بوده‌اند که همواره مردم را از دین خداوند و هدایت‌های اهل بیت علیهم‌السلام مانع می‌شدند. لعنت خداوند بر آنها باد.» [مرآة العقول، ج۴، ص٢٨٨]

مدعیانِ امروزِ فقاهت ، و مدعیانِ امروز معنویت را باید شناخت. “مدعیان فقه و معنویت” ؛ اگر فقه شان خارج از چهارچوب قرآن وعترت باشد، و معنویت شان ، گرچه بنام های جذابِ عرفانی باشد ولی بدون اهلبیت (ع) ؛ نه تنها نتوانسته اند از حقیقتِ فقه و معنویت بهره ای برده و سپس عرضه کنند! بلکه چهره های رهزن دین هستند که با آگاهی و انگیزه بر مسیر باطل میروند ودیگران را می برند! ؛ امام باقر (ع) بر پلیدی درونی آنان تصریح فرمود ! متاسفانه امروز گرفتار این انحرافات بنام فقه و عرفان هستیم!

شیعه و دلدادگی به امامت

محمد بن مسلم به خانه امام باقر (ع) که رسید گریه امانش نمی‌داد. حضرت از وی پرسیدند:
چرا گریه می‌کنی؟ عرض کرد: گریه‌ام از دوری شماست؛ راهم دور است، نمی‌توانم زیاد پیش شما بمانم و شما را سیر ببینم. حضرت فرمودند: همین که دوست داری نزدیک ما باشی، همین که دوست داری ما را ببینی و نمی‌توانی، بدان که خدا از حال دلت خبر دارد، پاداش این حسرت با خود خداست ؛ «أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ حُبِّكَ قُرْبَنَا وَ النَّظَرَ إِلَيْنَا وَ أَنَّكَ لَا تَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قَلْبِكَ وَ جَزَاؤُكَ عَلَيْه‏..» [کامل الزیارات/۲۷۵]

گرچه وظیفه اقتدای عملی و رفتاری و اخلاقی به رفتار و اخلاقِ حضرات معصومین (ع) است، اما “حب اهلبیت” یک حقیقتِ اصیلی که ریشه درقرآن دارد و نباید با نگاه های امروزی و یا روشنفکرمآبانه مورد بی توجهی قرار گیرد.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • حدیث از امام باقر(ع)
  • شیعه
  • ولادت امام باقر(ع)

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyrightابزارک تصویر

حجت‌الاسلام هادی سروش عنوان کرد؛  یلدا فرصتی برای تحکیم پیوندهای خانوادگی

حجت‌الاسلام هادی سروش عنوان کرد؛

یلدا فرصتی برای تحکیم پیوندهای خانوادگی و عمل به توصیه‌های دینی

یلدا فرصتی برای تحکیم پیوندهای خانوادگی و عمل به توصیه‌های دینی

✅️ ایسنا _ حجت‌الاسلام هادی سروش عنوان کرد ؛

🔺یلدا فرصتی برای تحکیم پیوندهای خانوادگی و عمل به توصیه‌های دینی


🔹️یک استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم با اشاره به پیشینه کهن آیین شب یلدا در فرهنگ ایرانی، بر همخوانی این آیین با توصیه‌های دینی درباره صله رحم و انتقال محبت تأکید کرد و خواندن دیوان حافظ را نمادی زیبا از تلفیق عرفان و همدلی دانست.

🔹حجت‌الاسلام‌والمسلمین هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم با ارسال گفتاری اختصاصی به ایسنا، ضمن تبریک فرارسیدن شب یلدا، این آیین کهن ایرانی را فرصتی مناسب برای تحکیم پیوندهای خانوادگی و عمل به توصیه‌های دینی عنوان کرد.

🔹وی با اشاره به قدمت تاریخی شب یلدا گفت: ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه»، از این شب برای جشن با عنوان ‹میلاد اکبر› یاد می‌کند. این آیین پس از هزاران سال، همچنان نشان‌دهنده نگاه آگاهانه نیاکان ما به زمان‌ها و مناسبت‌هاست.

🔹حجت‌الاسلام سروش مهم‌ترین ویژگی شب یلدا را گردهم‌آیی خانواده‌ها و مهربانی و احترام به بزرگترها دانست و افزود: صله رحم در اسلام امری واجب شمرده شده و هیچ عاملی مانند اختلاف سلیقه یا فکر نمی‌تواند وجوب آن را در فقه شیعه از بین ببرد. شب یلدا بهانه‌ای نیکو برای انجام این واجب الهی است.

🔹این استاد حوزه با تأکید بر نقش محبت در روابط انسانی اظهار کرد: بر اساس گزاره‌های زیبای عرفانی که مورد تایید نصوص دینی است؛محبت، در سرشت انسان نهاده شده است که به تعبیر عارف ملاعبدالرزاق کاشانی؛ حُب جِبلی در نهان آدمی است. شب یلدا زمینه‌ساز ابراز و انتقال محبت در میان خانواده و خویشاوندان است و این فرصتی مغتنم به شمار می‌آید.

🔹وی در ادامه به سنت خوانش دیوان حافظ در شب یلدا اشاره کرد و گفت: تفأل به حافظ و خواندن غزلیات این عارف بزرگ، نه تنها فضایی شاد و معنوی ایجاد می‌کند، بلکه آشنایی با مفاهیم بلند عرفانی را نیز به همراه دارد. حتی بزرگی مانند علامه طباطبایی نیز در مواقع حیرت به دیوان حافظ مراجعه می‌کرد.

🔹حجت‌الاسلام سروش در پایان، شب یلدا را آیینی زیبا دانست که توانسته است در طول تاریخ، معنویت، صله رحم و شادی را در کنار یکدیگر گرد آورد.

انتهای پیام

http://isna.ir/xdVFR4۰

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/ در تظلّم‌خواهی ..

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/ در تظلّم‌خواهی نسبت به اهل بیت(ع)، حق استفاده از زبان فحاشی را نداریم

انتشار :‌ پنج‌شنبه ۲۷ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۰:۴۳

شفقنا- استاد هادی سروش بیان کرد: مرگ یا شهادت همه سخن نیست، اما مرگ یا شهادت در رابطه با پیشوایان دینی خالی از اهمیت نیز نیست. به تعبیری، پس از اولویت نخست که شناخت امام، شناخت مرام امام، سیره امام، علم، آموزه‌ها و اخلاق امام است، توجه به شهادت امام علیه‌السلام در اولویتی هم‌تراز و در رتبه بعد قرار دارد.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش موضوع «اهمیتِ شهادت ائمه اطهار(ع)» را در درس فقه خود در حوزه علمیه قم مورد بررسی قرار داد و گفت: با توجه به بحث‌هایی که در این مدت اخیر مطرح شده است، یک سؤال یا یک مبنای فکری مطرح شده که لازم است درستی و راستی این مبنای فکری مورد بررسی قرار گیرد. این مبنا آن است که برخی بر این باورند در رابطه با پیشوایان دینی – انبیاء و اولیا علیهم‌السلام – مرگ طبیعی آنان یا قتل و شهادتشان مسئله‌ای مهم و حقیقتی دارای اولویت نیست و موضوع مهم‌تر، چیزی فراتر از پرداختن به مرگ طبیعی پیشوایان دینی یا شهادت آنان و گفت‌وگو و مناظره درباره این مسئله است ، و آن امر بالاتر، توجه به سبک زندگی، سیره، اخلاق، علم و آموزه‌های این پیشوایان بزرگ است.

وی افزود: در این رابطه، چهار بحث را باید به‌صورت منظم مورد بررسی قرار دهیم.

بحث اول؛ اولویت و جایگاه پیروی از پیشوایان دینی

بحث اول، مربوط به مرگ یا قتل است. سوره مبارکه آل‌عمران، آیه ۱۴۴، در رابطه با جنگ اُحد و شکست مسلمانان می‌فرماید: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ»؛ اگر پیامبر به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد یا کشته شده باشد، آیا شما باید به گذشته خود بازگردید و آن جاهلیت گذشته را در خود و جامعه‌تان احیا کنید؟!
استاد سروش بیان کرد: از این آیه شریفه چنین استنباط می‌شود که پیشوایان دینی، درگذشت آنان، چه به شکل مرگ طبیعی باشد و چه به شکل قتل و شهادت، نباید موجب گسستی پیروان آنان در مسیر حق شود، بلکه راه آنان باید باقی بماند و پیروانشان بر آن راه استقامت داشته باشند.
بنابراین، آنچه اولویت نخست در رابطه با ما و پیشوایان دینی و اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد، ادامه مسیر آنان در آموزه‌های عبادی ، علمی و اخلاقی ایشان است؛ امری که باید مورد اهتمام جدی قرار گیرد.

اسلام آئین توحید است و نه فرد پرستی

وی اضافه کرد: اسلام آیین توحید است و آیین فردپرستی نیست، و اگر افرادی به عنوان سمبل و معرفی شده اند بجهت الگو بودن آنان و توجه به آموزه های آنان و محبت به آنان و تولی آنانست. اسلام حقیقتی ابدی است و حقیقتی است که راه کمال انسان را تا ابد به آدمیان نشان می‌دهد و آنان را رهنمون می‌سازد. توجه اسلام معطوف به آینده و دستیابی به کمالات در حقیقت جان انسان است، و برای این مهم باید به تولی ومحبت به پیشوایان و آموزه‌های آنان توجه جدی صورت گیرد.

بحث دوم؛ تفاوت مرگ طبیعی و یا شهادت پیشوایان دین

وی گفت: بحث دوم این است که آیا مرگ طبیعی یا شهادت در رابطه با پیشوایان دینی، برای پیروان آنان و برای ارائه آموزه‌هایشان یکسان است، یا این دو حقیقت با یکدیگر متفاوت‌اند؟
پاسخ آن است که به هر تقدیر، شهادت با مرگ طبیعی در رابطه با پیشوایان دینی، -انبیا و امامان علیهم‌السلام- مساوی نیست.

فدائیان آرمان بزرگ الهی باید در خاطره ها بمانند

برهان مسئله در تکریم شهادت پیشوایان دینی روشن است ؛ کسی که با اراده و اختیار، هستی خود را فدای یک آرمان بزرگ الهی می‌کند، فضیلتی غیرقابل انکار به دست آورده است و نمی‌توان او را با کسی که به مرگ طبیعی از دنیا رفته مقایسه کرد.

وی افزود: ازاین‌رو، کسی که به درجه شهادت می‌رسد و فدای یک آرمان بزرگ و الهی می‌شود، واجد فضیلتی قابل ذکر است؛ فضیلتی که باید مورد تمجید قرار گیرد، درباره آن سخن گفته شود و در یادها و خاطره‌ها باقی بماند.

زنده نگه داشتن شهادت پیشوایان یک مرتبه از ظلم ستیزی است

دلیل دیگری که نمی‌توان گفت مرگ یا شهادت، امر مهمی در رابطه با پیشوایان دینی ما نیست، این است که کسانی که در مسیر حقیقت و در برابر ظلم ایستادگی می‌کنند، درس ظلم‌ستیزی و حتی ایستادن تا پای جان را به پیروان خود می‌دهند؛ درسی که شاید با مرگ طبیعی، به‌صورت کامل به پیروان منتقل نشود. آموزه‌ای که در آن ظلم‌ستیزی نهفته است، هنگامی که به شهادت منتهی می‌شود، قهراً جاودانه و ماندگار در خاطره‌ها خواهد بود و باید در یادها باقی بماند.

زشتیِ ظلم باید همواره گفته شود

وی به علت سوم که مرگ طبیعی با قتل و شهادت مساوی نیست، اشاره و عنوان کرد: طبیعتاً نمی‌توان گفت مرگ طبیعی و شهادت مسئله مهمی نیست، این است که در قتل و شهادت، ظلمی از سوی یک ظالم واقع شده است و نمی‌توان نسبت به ظلم و ظالم، در طول تاریخ و نسبت به آیندگان، بی‌اعتنا بود. قرآن کریم در آیه ۱۴۸ سوره نساء تصریح می‌کند که در برابر ظالم، دست‌کم می‌توانید با صدای بلند سخن بگویید و نقاط منفی ظالم را که شما را مورد ظلم قرار داده است، بازگو کنید؛ «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ». محبوبیتی که صدای مظلوم و صدای مدافعان مظلوم دارد، محبوبیتی قابل توجه است.

تاکید استاد شهید مطهری بر زنده نگه داشتن اسنادِ ظلمِ ظالمان

استاد سروش اضافه کرد: استاد مطهری بر این مبنا پافشاری دارند و می‌گویند اسناد ظلم باید زنده بماند. اگر کسی در یک ظلم به قتل رسیده و به شهادت رسیده است و ما آن شهادت را به مرگ طبیعی تبدیل کنیم و توجیه اخلاقی ارائه دهیم و بگوییم مسئله ما مرگ یا شهادت نیست بلکه ماورای این‌هاست، در واقع ـ به تعبیر استاد مطهری ـ اسناد ظلم را فراموش کرده‌ایم و اسناد ظلمِ ظالم را محو کرده‌ایم. در جای دیگری، شهید مطهری تصریح می‌کند که گریه بر شهید، مشارکت در حماسه‌های اوست.
روشن است که با این براهین سه گانه نمیتوان گفت مرگ و یا شهادت یک پیشوای دینی مسئله ما نیست!

بحث سوم؛ تاکید اهلبیت (ع) بر پایان یافتن زندگی شان

وی گفت: بحث سوم در رابطه با اهل‌بیت(ع) است. خود آن ذوات نورانی، نسبت به چگونگی ارتحال و شهادتشان، به ما آموزه‌هایی ارائه داده‌اند. در حدیثی که به سند صحیح، شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبارالرضا» از امام هشتم علیه‌السلام نقل می‌کند، امام رضا علیه‌السلام فرمودند: «ما مِنّا إلّا مَقتولٌ أو مسمومٌ»؛ ما اهل‌بیت، نحوه انتقال و درگذشت‌مان از این عالم به عالم ابدی، به یکی از دو شکل است: یا با شمشیر به قتل می‌رسیم یا ما را مسموم می‌کنند.
امام رضا علیه‌السلام با این سخن، ما را متوجه این نکته می‌کنند که در رابطه با ما، مسئله ظلم، مسئله تعدی و شدت ظلم، تا آنجا که جان ما را از ما گرفته‌اند، نباید برای شما عادی شود، چه رسد به آنکه بخواهد فراموش شود.

وی خاطرنشان کرد: در روایت دیگری که شیخ صدوق در کتاب «ثواب‌الأعمال» نقل می‌کند، امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ سُوءَ مَا أُوتِيَ إِلَيْنَا مِنْ ظُلْمِنَا وَ ذَهَابِ حَقِّنَا»؛ کسانی که آگاهی نسبت به ظلم‌هایی که در حق ما شده و حقوقی که از ما تضییع کرده‌اند ندارند و به آن توجه نمی‌کنند، «وَ مَا نُكِبْنَا بِهِ فَهُوَ شَرِيكُ مَنْ أَبَى إِلَيْنَا فِيمَا وَلَّيْنَاهُ»؛ اینان به‌نوعی شریک کسانی هستند که در حق ما ظلم و تعدی روا داشته‌اند.

اهتمام شیعه به امامان خود و آموزه های آنان و نیز به ظلم های در حق آنان

استاد سروش افزود: ما به‌عنوان یک مکتب راستین به نام شیعه، موظفیم پیشوایان خود را بشناسیم، سیره آنان را بشناسیم، آموزه‌هایشان را در باور و رفتار خود جای دهیم و از جمله، نسبت به ظلمی که در حق آنان شده و حقی که از ایشان تضییع شده نیز معرفت و آگاهی داشته باشیم. بر این اساس، به‌ویژه در رابطه با ائمه اطهار(ع)، نمی‌توانیم بگوییم مرگ یا شهادت آنان مسئله ما نیست؛ مرگ یا شهادت آنان، یعنی چگونگی از دنیا رفتنشان، مسئله ماست و دارای اولویت است، هرچند این اولویت پس از اولویت شناخت آنان، راه و رسمشان، آموزه‌ها و اخلاق ایشان قرار می‌گیرد.

وی در ادامه درباره نوع برخورد با ظالمانی که حقوق اهل‌بیت علیهم‌السلام را تضییع کرده‌اند، گفت: در رابطه با این مبحث باید بررسی شود که در برابر تضییع حقوق اهل‌بیت و ستم‌هایی که تا مرحله قتل و شهادت آنان پیش رفته است، وظیفه ما چیست. در بحث سوم، وظیفه ما یعنی شناخت اهل‌بیت و توجه و آگاهی نسبت به ظلمی که بر آنان رفته است، به‌صورت خلاصه بیان شد؛ اما در این‌جا نباید از آفات و نواقصی که ممکن است برای ما رهزن شود، غفلت کنیم.

بحث چهارم؛ دو چالش در برابر مدافعان از حقوق اهلبیت

وی افزود: در برابر مدافعان از حریم و حقوق اهلبیت (ع) دو چالش مهم ممکن است پیش آید که آسیب به شیعه می زند و تمام دفاعیات درست را هم از معرضِ دیدن و شنیدن حذف میکند!

ضرورت خلوص نیت و پاکی از قدرت خواهی و ثروت اندوزی در ارتباط با اهلبیت

استاد سروش درادامه گفت: نخست آن‌که اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما سفارش کرده‌اند که در ارتباط با آنان، در مسیر احقاق حقوقشان و احیای امرشان، همواره خلوص نیت را همراه داشته باشیم. نیت‌های قدرت‌طلبانه و نیت‌های ثروت‌اندوزانه درمسیر اهل‌بیت نارواست. این‌که کسی بخواهد با نام اهل‌بیت به قدرت برسد، یا با شعار ولایت اهل‌بیت پست و مقامی را تصاحب کند، یا با ذکر مقام اهل‌بیت به قدرت و ثروت دست یابد، مورد مذمت خود اهل‌بیت (ع) قرار گرفته است.
از شیخ کلینی تا شیخ مفید و تا شیخ طوسی، این روایت را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند که امام باقر علیه‌السلام با استفاده از تعبیر ‘لاتستاکل بنا’ ، فرمودند: «ما را وسیله کسب قدرت و ثروت در میان مردم قرار ندهید!»
بسیار پدیده زشتی است که افرادی مترصد باشند تا در زمینه اهل‌بیت، با فراهم شدن شرایطی خاص وارد جامعه شوند و بتوانند با برخی حرکات تند و احساسی و با نیت‌های غیرخالص، به دنبال رتبه بالاتر، مقام بالاتر و یا ثروت باشند. امام باقر علیه‌السلام در ادامه همین روایت می‌فرمایند ؛ چنین انسان‌هایی در نهایت به نقطه بن‌بست خواهند رسید.

زبان تند و تعبیرات بی ادبانه در دفاع از اهلبیت یک تحریف و انحراف است

استاد حوزه افزود: نکته دیگری در این بحث داریم و آن است که هنگامی که ما در رابطه با شهادت اهل‌بیت، مظلومیت آنان و تظلّم‌خواهی نسبت به ایشان وارد میدان می‌شویم، امری که وظیفه هر شیعه اقتضای آن را دارد، باید مراقب باشیم که نسبت به دشمنان و نسبت به مخالف خود و فردی اشتباه کرده و حرمت اهلبیت را نگاه نداشته ، هیچ‌گونه زبان تند، خشن و فحاشانه‌ای به کار نبریم.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام راهکاری مهم در این زمینه برای ما تعیین فرموده‌اند که در خطبه ۲۰۶ نهج‌البلاغه آمده است. زمانی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در صفین شنیدند که فرد یا افرادی در میان لشکرشان تعبیرات زشت و زبان فحاشی نسبت به شامیان دارد، خطبه‌ای بسیار مهم ایراد فرمودند و تصریح نمودند : «إِنّی أَکرَهُ أَن تَکونوا سَبّابین»؛ من دوست ندارم که شما اهل فحاشی و سخنان زشت باشید. «وَلکِن صِفوا أَعمالَهُم وَاذکُروا أَحوالَهُم»؛ شما اعمال و رفتار آنان را توصیف کنید و رفتارهای نادرستشان را بیان نمایید، اما حق بی‌ادبی، فحش و ناسزاگویی نسبت به آنان ندارید.

وی افزود: توجه داشته باشید که امیرالمؤمنین علیه‌السلام این سخنان را درباره دشمنی بیان می‌کند که در همان لحظه در برابر او شمشیر کشیده و آماده جنگ و خون‌ریزی است. حتی نسبت به چنین دشمنی نیز ما اجازه فحاشی، سبّ و سخنان زشت و بی‌ادبانه نداریم؛ چه رسد به آن‌که انسانی ناآگاه، بی‌فرهنگ و جداافتاده از آموزه‌های اهل‌بیت بخواهد نسبت به کسی که به اهل‌بیت تعدی کرده است، تعبیرات ناروا و ناموسی به کار ببرد.

تعبیراتِ زشتِ ناموسی موجب حدِ شرعی است

استاد فقه حوزه علمیه قم گفت: در فقه، هرگونه نسبت ناموسی دادن به اشخاص، قطعاً موجب رسیدگی حاکم شرع می‌شود و به تعبیر فقهی، حکم قذف که مجازات آن تازیانه است، درباره چنین فردی اجرا خواهد شد. بنابراین، در دفاع از اهل‌بیت، در تبیین مرام اهل‌بیت و در تظلّم‌خواهی نسبت به ظلم‌هایی که درباره آنان صورت گرفته است، ما به هیچ‌وجه حق نیت ناخالص و حق استفاده از زبان فحاشی و نسبت‌های ناموسی را نداریم.

با توجیه اخلاقی نمی توان از مسئله شهادت ائمه صرف نظر کرد

وی تصریح کرد: مرگ یا شهادت همه سخن نیست، اما مرگ یا شهادت در رابطه با پیشوایان دینی خالی از اهمیت نیز نیست. به تعبیری، پس از اولویت نخست که شناخت امام، شناخت مرام امام، سیره امام، علم، آموزه‌ها و اخلاق امام است، توجه به شهادت امام علیه‌السلام در اولویتی هم‌تراز و در رتبه بعد قرار دارد. ازاین‌رو، ما نمی‌توانیم با توجیهی اخلاقی و با این استدلال که صرفاً به دنبال آموزه‌ها، سبک، سیره، اخلاق و منش اهل‌بیت علیهم‌السلام هستیم و شهادت یا مرگ طبیعی آنان برای ما نقطه مهمی نیست، همراه باشیم؛ چراکه با توجه به ادله عقلی و نقلی که ارائه شد، با چنین مبنای فکری موافق نیستیم.

استاد سروش تأکید کرد: امیدوارم خداوند متعال همه ما را از متمسکین به ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام در دنیا و آخرت قرار دهد و این مقام تولّی که در قلب ما نسبت به ذوات نورانی اهل‌بیت شکل گرفته است، و نیز تبری‌ای که در دل ما نسبت به دشمنان اهل‌بیت پدید آمده، مورد محافظت و صیانت الهی قرار گیرد و توفیق داشته باشیم بدون افراط و تفریط، بر تولّی اهل‌بیت و تبری از دشمنان اهل‌بیت استوار بمانیم.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • تظلم خواهی
  • شهادت اهل بیت(ع)

اخبار مرتبط

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه...

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند...

استاد هادی سروش: حضرت زهرا (س) درباره خطرات ایجاد «اختلاف طبقاتی...

استاد هادی سروش: زندگی حضرت زهرا(س) سراسر الگو است/ گروهی کینه...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه آیت الله محقق داماد

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه آیت الله محقق داماد

انتشار :‌ دوشنبه ۲۴ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۲۲:۳۱

🔴 پاسخ استاد هادی سروش به نقد وارده به دیدگاه آیت الله محقق داماد درباره تعدد همسر

آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد در اظهار نظری در رابطه با چند همسری در زمان کنونی ، تصریح به "بد" بودن نموده اند.

این اظهار نظر مورد نقدِ تند برخی از اساتید حوزه قرار گرفت و مدعیِ مغایرت با مفاد آیه قرآن شد !
از جهات متعدد آن نقد ؛ قابل قبول نیست و سخن آیت الله محقق داماد مغایرتی با نصوص دینی نداشته و با داشته های فقه ؛ قابل انطباق است.

⬅️ اولا ؛ آیه قرآن درباره تعدد همسر ، حکم به جواز است و نه وجوب، و چون “جواز” است امکان ترجیح یک جانب را در ادوار دیگر به لحاظ نیازها و یا ضرورت ها به راحتی دارد.

⬅️ ثانیا ؛ جناب آیت الله محقق داماد سخن از “بدبودن” در “زماننا هذا” دارد که به “قبح” برمیگردد و نه حرام.

⬅️ ثالثا ؛ قید "تعدلوا" در آیه مدار حکم است که جواز در صورت رعایت کامل عدالت بین همسران است؛ «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً».(نساء/۳)

⬅️ رابعا ؛ اگر مبنا ، شاهد آوردن از حضرت استاد آیت الله مطهری است که منتقد از آن نام برده ، بجاست به تفکر ایشان که متوجه “بد نامی اسلام” در مورد چند همسری است توجه شود که آن متفکر بزرگوار معتقد است ؛ در مورد تعداد بسیار اندکی که معمولاً از حدود ده درصد نیز تجاوز نمی‌کند می توانند احراز عدالت داشته باشند و مینویسند:
«درباره تعدد زوجات نیز نص قرآن کریم است که «اگر بیم دارید که نتوانید میان زنان خود به عدالت رفتار کنید، یک زن بیشتر نگیرید» با این حال آیا شما در عمر از یک نفر شنیده‌اید که بگوید: می‌خواهم زن دوم بگیرم؛ اما بیم دارم که رعایت عدالت و مساوات میان آن‌ها نکنم، بگیرم یا نگیرم؟! من که نشنیده‌ام! … مردم ما با علم و تصمیم این‌که به عدالت رفتار نکنند، زنان متعدد می‌گیرند و این کار را به نام اسلام و زیر سرپوش اسلامی انجام می‌دهند این‌ها هستند که با عمل ناهنجار خود اسلام را بدنام می‌کنند».

⬅️خامساً ؛ در فروعات فقهی اعلام نظر اجتهادیِ مجتهد را نمیتوان به قیامت احاله داد و گفت : شما در قیامت چه پاسخی دارید! اضافه بر اینکه آیت الله داماد حکم فقهی نفرمودند بلکه ارائه نظر عقلایی و اخلاقی داشته اند.

⬅️و سادساً ؛ از دیدگاه فقهی لازم است مطلب مهمی مورد توجه قرار گیرد و آن این است ؛ مرحوم آیت الله حکیم (ره) درکتاب ‘منهاج’ تصریح میفرمایند ؛ چنانچه زوجه درضمن عقد نکاح شرط برعدم ازدواج مجدد نماید این شرط صحیح و نافذاست و چنانچه تخلف کند و ازدواج کند محکوم به بطلان است !!!
روشن است که شرط میتواند صریح و یا ضمنی و یا بنایی باشد. به تعبیر برخی از اساتید ؛ مقصود از شرط بنایی آنجاست که اگر در زمان عقد اگر از عروس خانم (زوجه) در رابطه با ازدواج مجدد همسرش سوال شود ، قطعا اظهار ممانعت میکند ، و این اراده ی منع را ارتکازی در خود دارد و طبعا این شرط بنایی تلقی خواهد شد.

با آرزوی تابش بیشتر انوار فقاهت و معرفت بر اندیشه های حوزوی ، و دعای سلامتی و توفیق برای حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی محقق داماد، و اخوی معظم شان استاد ارزشمند ما در دوران سطح عالی ؛ حضرت آیت الله حاج سیدعلی آقا محقق داماد داریم .


  • آیت الله مصطفی محقق داماد
  • استاد سید باقر موسوی اصفهانی
  • استاد هادی سروش

اخبار مرتبط

پاسخ استاد سید باقر موسوی اصفهانی به نکته ای از آیت...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه...

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند...

هادی سروش: هر ساله پیش از فرا رسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی ...

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در سخنرانی که به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی؛

هادی سروش: هر ساله پیش از فرا رسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند/ فاطمه زهرا (س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است

هادی سروش گفت: در حالی که عزاداری بر امام حسین یا سایر ائمه معمولاً با واکنش‌های گسترده روبه‌رو نمی‌شود، هر ساله پیش از فرارسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند. علت این تمرکز آن است که فاطمه زهرا معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است.

هادی سروش: هر ساله پیش از فرا رسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند/ فاطمه زهرا (س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است

به گزارش جماران؛ هادی سروش گفت: عظمت روحی فاطمه زهرا (س) ثمراتی بزرگ برای امیرالمؤمنین و اهل‌بیت (ع) به همراه داشت و شهامتی که در ایستادگی در برابر انحرافات دینی نشان داد، نخستین پایه‌گذاری مقاومت در برابر تحریف بود.

وی افزود: از آن زمان تا امروز، هر صاحب‌فکری که در برابر انحرافات دینی می‌ایستد، بر سر سفره همان درسی قرار دارد که فاطمه زهرا به جامعه اسلامی آموخت.

حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سخنرانی که به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی داشت، گفت: اگر برای حضرت زهرای اطهر ـ سلام‌الله‌علیها ـ عنوانی برتر از «سیدة نساء العالمین» وجود داشت، پیامبر اکرم همان را برمی‌گزید؛ ازاین‌رو، این تعبیر عالی‌ترین معرفی شخصیت آن حضرت است.

سروش افزود: موضوع سخن، تبیین عظمت روح حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ و یکی از مهم‌ترین تجلّیات آن، یعنی «شهامت» است. تفسیر شخصیت ایشان بدون توجه به این بُعد بنیادین، شناختی ناقص خواهد بود.

هنگامی که باطنی نامحدود با یک حقیقت بی‌نهایت روبه‌رو شود، قابلیت دریافت و رشد آن نیز بی‌نهایت می‌شود. این اصل، در شواهد دینی نیز مورد تأیید است. پیامبر الهی حضرت عیسی بن مریم ـ علیه‌السلام ـ در حدیثی که در منابع اهل‌سنّت و نیز در متون معتبر عرفانی نقل شده، فرمود: «قلبُ کلِّ إنسانٍ یمیلُ إلى ما له»؛ یعنی قلب انسان به‌طور طبیعی به آنچه بدان گرایش دارد، مایل می‌شود.

سروش گفت: بر پایه این مقدمه، هنگامی که باطنی چون باطن حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ با پیامبری مواجه بود که بی‌نهایت در کمال و معرفت بود، میل و گرایش او نیز بی‌نهایت شد . حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ خود ، فرمودند: ««حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیاکمْ .. النَّظَرُ فِی وَجهِ رَسولِ اللَّهِ ..» (نهج الحیاة/١٦٥) یعنی تمام میل و تعلق قلبی من در دنیا، نگاه به چهره رسول خداست.

وی افزود: عظمت روح حضرت زهرا در همین ظرفیت بی‌نهایت آشکار می‌شود؛ ظرفیتی که تجلی نور پیامبر را در خود پذیرفت و به مرتبه‌ای رسید که دریافت نزولات جبرئیلی برای آن ممکن شد. این حقیقت تنها با مقداری از شرح و روایت برای ما قابل تصور است، اما عمق آن فراتر از ادراک ماست. همین جایگاه است که موجب شده پرداختن به شهادت حضرت زهرا همواره حساسیت‌زا باشد.

وی گفت: در حالی که عزاداری بر امام حسین یا سایر ائمه معمولاً با واکنش‌های گسترده روبه‌رو نمی‌شود، هر ساله پیش از فرارسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند.

وی افزود: علت این تمرکز آن است که فاطمه زهرا معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است.

استاد حوزه علمیه گفت: سید مرتضی در کتاب الشافی و نیز شیخ طوسی، پس از نقل گزارش حمله با آتش به خانه فاطمه زهرا، تصریح می‌کنند: «این روایت آنچه را در آن روز رخ داده بازگو می‌کند و بدون کمترین دخل و تصرف نقل شده است.»

وی توضیح داد: سید مرتضی می‌نویسد که این رخداد—هجوم به خانه حضرت زهرا و ضرب و فشار واردکردن بر در—در میان اهل سنت نیز مشهور بوده است.

سروش اضافه کرد و گفت: سید مرتضی نقل می‌کند؛ “محدثان و تاریخ‌نگاران در ابتدا از ذکر این وقایع ابایی نداشتند، اما با گذشت زمان، به دلیل ناخوشایندی نتایج، برخی تلاش کردند این بخش از تاریخ را حذف یا پنهان کنند.” این نکات در مناظرات ایشان با قاضی عبدالجبار، از بزرگ‌ترین علمای معتزلی، ثبت و در کتاب باقی مانده است.

مشاهده مطلب

اخبار مرتبط

هادی سروش : نگرانی فاطمه (س) از دین داری گزینشی و کهنه شدنِ لباسِ دین است / پیامبر (ص) درباره مساجد زیبا و صفوف طولانی اما دل‌ها خالی از روح دین هشدار داده

تبیینِ مقامِ "سِر مُستودَع" حضرت فاطمه (س) با استفاده از نظریه عرفانیِ امام خمینی در اسماء مستأثره

هادی سروش: فاطمه زهرا (س) با شجاعت به صدای پای آمدن جاهلیت در روزگارِ کم رونقیِ دین و تضییع حقوق انسانها تصریح کرد

سه چیز محبوبِ حضرت زهرا(سلام الله علیها)

نامگذاری ولادت حضرت زهرا(س) به نام روز زن ابتکار چه کسی بود؟

هادی سروش: هر ساله پیش از فرا رسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند/ فاطمه زهرا (س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است

در سخنرانی که به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی؛

هادی سروش: هر ساله پیش از فرا رسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند/ فاطمه زهرا (س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی ابزارک پایگاه اطلاع رسانی وخبری جماران تصویر

​​​​استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند و شبهه آفرینی می کنند؟!

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند و شبهه آفرینی می کنند؟! / شهامتِ «ایستادگی در برابر انحراف و ظلم»؛ آموزه فاطمه زهرا (س) برای تمامی آزادگان

انتشار :‌ جمعه ۲۱ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۴۶

شفقنا- استاد هادی سروش بیان کرد: حضرت فاطمه زهرا‌(سلام‌الله‌علیها) معلم نخست ایستادگی در برابر انحرافات دینی ، و شاخص عظمت روح و شهامت در تاریخ اسلام است. این عظمت نه‌تنها زمینه‌ساز هدایت اهل‌بیت و امت اسلامی شد، بلکه تا قیامت الهام‌بخش هر انسانی است که در مسیر حق و عدالت ایستادگی کند. روایت‌ها و مستندات تاریخی، از جمله شهادت علمای شیعه و اهل سنت، نشان می‌دهد که شهامت و نورانیت حضرت زهرا‌(س) نقشی محوری در تثبیت دین و تربیت شاگردان مکتب او داشته است.

شرح “سیدة نساء العالمین”

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سخنرانی که به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی داشت، گفت: اگر برای حضرت زهرای اطهر ـ سلام‌الله‌علیها ـ عنوانی برتر از «سیدة نساء العالمین» وجود داشت، پیامبر اکرم همان را برمی‌گزید؛ ازاین‌رو، این تعبیر عالی‌ترین معرفی شخصیت آن حضرت است.

وی افزود: حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ «سیده نساء عالمین» است. واژه «سید» در لغت عرب به معنای قافله‌سالار و پیش‌رو است؛ هرچند در عرف، آن را به «بزرگ» یا «آقا» ترجمه می‌کنند. مفهوم اصیل سیادت، رهبری و هدایت جمعی در مسیر هدفی معین و اصلاح کاستی‌های اعضای آن در طول مسیر است.

وی توضیح داد: واژه «عالمین» همه عوالم خلقت را دربرمی‌گیرد؛ عوالمی که شناخت ما نسبت به آنها محدود است. انسان حتی از همین عالم مادّی آگاهی کامل ندارد، چه رسد به عوالم پیشین و پسین. امام صادق ـ علیه‌السلام ـ طبق نقل شیخ صدوق در خصال فرمود: «پیش از شما هزار هزار عالَم بوده و پس از شما نیز هزار هزار عالَم خواهد بود». بنابراین، شمار عوالم وجودی فراتر از تصور انسان است.

وی گفت: بر این اساس، عنوان «سیدة نساء العالمین» محدود به جهان مادّی یا قیامت پیشِ رو نیست؛ بلکه ناظر به جایگاهی است که در همه عوالم تکوین معنا می‌یابد.

عظمتِ و شهامت حضرت فاطمه

استاد سروش افزود: موضوع سخن، تبیین عظمت روح حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ و یکی از مهم‌ترین تجلّیات آن، یعنی «شهامت» است. تفسیر شخصیت ایشان بدون توجه به این بُعد بنیادین، شناختی ناقص خواهد بود.

وی اظهار کرد: خداوند متعال در انسان حقیقتی نهاده که در میان مخلوقات بی‌همتاست. همه موجودات ظرفیت محدود دارند؛ همان‌گونه که یک قطعه زمین تنها به اندازه وسعت خود قابلیت بهره‌برداری دارد.

وی گفت: فرشتگان نیز دارای «مقام معلوم» هستند و حدّ وجودی آنان ثابت است؛ اما در میان آفریده‌ها تنها یک موجود دارای ظرفیت بی‌حدّ است و آن، باطن و قلب انسان است.

توسعه و وسعت پهناور روح آدمی

استاد حوزه افزود: قلب انسان مرز نمی‌شناسد؛ می‌تواند محبت خود را از یک فرد تا میلیاردها انسان گسترش دهد، می‌تواند از الگوی اخلاقی یک نفر یا صدها نفر بهره گیرد، و می‌تواند یک استاد یا صدها استاد داشته باشد. گستره گرایش‌ها، دریافت‌ها و توان رشد انسان، نشانه همان ظرفیت نامحدود باطن اوست.

وی گفت: محدودیتی برای باطن انسان وجود ندارد. این اصل، ریشه در کلام امیرالمؤمنین‌ ـ علیه‌السلام ـ در نهج‌البلاغه، حکمت ۲۰۵ دارد؛ (سخنی که بعدها اساس پژوهش‌های فیلسوفانی مانند ملاصدرا قرار گرفت) حضرت فرمود: «كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه إلّا وعاء العلم فإنّه يتّسع به»؛ یعنی هر ظرفی با آنچه در آن ریخته می‌شود، پر و محدود می‌شود؛ مگر ظرف علم که روح و جان است که هر مقدار علم و معرفت و اخلاق به او اضافه می شود ، توسعه بیشتری پیدا میکند.

وی افزود؛ این گزاره، هم برهان عقلی و هم تجربه انسانی را تأیید می‌کند: باطن انسان در ساحت اخلاق، محبت و معرفت، حدّ و مرزی نمی‌شناسد.

وی توضیح داد: هنگامی که باطنی نامحدود با یک حقیقت بی‌نهایت روبه‌رو شود، قابلیت دریافت و رشد آن نیز بی‌نهایت می‌شود.
این اصل، در شواهد دینی نیز مورد تأیید است. پیامبر الهی حضرت عیسی بن مریم ـ علیه‌السلام ـ در حدیثی که در منابع اهل‌سنّت و نیز در متون معتبر عرفانی نقل شده، فرمود: «قلبُ کلِّ إنسانٍ یمیلُ إلى ما له»؛ یعنی قلب انسان به‌طور طبیعی به آنچه بدان گرایش دارد، مایل می‌شود.

مقام روحانی و باطن بی نهایت فاطمه

استاد سروش گفت: بر پایه این مقدمه، هنگامی که باطنی چون باطن حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ با بی‌نهایت مواجه شود، میل و گرایش او نیز بی‌نهایت خواهد بود. این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که: قلب حضرت زهرا به چه حقیقتی میل پیدا کرد که منشأ آن عظمت و بی‌کرانگی شد؟

شرحِ میلِ روحیِ فاطمه به رسول الله

وی افزود: هر انسانی به اموری گرایش دارد؛ گاه به اموال، گاه به فرزند، گاه به امور دنیوی. اما قلبی که ظرفیت بی‌نهایت دارد، وقتی به حقیقتی نامتناهی میل کند، از آن بی‌نهایت بهره می‌گیرد. حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ خود منشأ این پاسخ را بیان کرده‌اند. ایشان فرمودند: ««حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیاکمْ .. النَّظَرُ فِی وَجهِ رَسولِ اللَّهِ ..» (نهج الحیاة/١٦٥) یعنی تمام میل و تعلق قلبی من در دنیا، نگاه به چهره رسول خداست.
وی بیان کرد: این محبت از نوع محبت خانوادگیِ معمول نیست؛ زیرا فرمودند «وجه رسول الله»، نه «وجه أبی». یعنی گرایش قلبی ایشان به پیامبر، نه از حیث پدر بودن، بلکه از حیث نبوت و رسالت و مقامات معنوی اوست. این همان نقطه‌ای است که دل فاطمه به آن میل کرد.

فاطمه و آراستگی به شئونِ پیامبر

سروش گفت: پس از این گرایش، مرحله ارتباط و اتصال پدید آمد و قلب حضرت زهرا در مرتبه‌ای قرار گرفت که شایسته دریافت شئون پیامبر اکرم شد. قلب پیامبر، که خداوند آن را ستوده است، منشأ این ارتباط و اشراق بوده و قلب فاطمه زهرا نیز به تناسب ظرفیت نامحدود خود، از این حقیقت بهره برد.

وی گفت: پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به مرتبه‌ای از شهود و معرفت رسید که چیزی از دنیا و آخرت، و آنچه در آسمان‌ها، زمین و میان آن دو است، بر او پوشیده نماند.

استاد سروش افزود: هنگامی که قلب حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ به قلب پیامبر گرایش یافت و «النظرُ إلى وجه رسول الله» را مقصد تعلق روحی خویش قرار داد، این گرایش سبب شد پرتوی از آن نور و معرفت پیامبر در وجود ایشان تجلی یابد. نهایت این تجلی همان نقطه‌ای است که پیامبر به آن رسیده بود: موطن نزول جبرئیل.

نزول جبرئیل بر فاطمه و تجلی مقام رسول الله

وی توضیح داد: بهره پیامبر از نزول جبرئیل، قرآن کریم بود. و چون قلب حضرت زهرا متصل به قلب پیامبر شد، اثر این اتصال باید در او نیز نمود یابد. روایتی با سند صحیح ـ به نقل کلینی در کافی، کتاب الحجة، باب مولد زهرا ـ می‌فرماید: «إِنَّ فَاطِمَةَ ع مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ يَأْتِيهَا جَبْرَئِيلُ ع فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ . امام صادق عليه السلام فرمود: فاطمه عليها السلام بعد از پيغمبر صلي الله عليه و آله ۷۵ روز زنده بود و از مرگ پدرش اندوه سختي او را گرفته بود، جبرييل نزدش مي آمد و او را در مرگ پدرش نيكو تعزيت ميگفت و خوشدلش ميساخت و از حال پدرش و مقام او و آنچه بعد از وي براي ذريه اش پيش مي آيد گزارش ميداد و علي عليه السلام آنها را مينوشت.»(اصول کافی ج ۱ ص ۴۵۸)

مصحف فاطمه و قرآن

وی گفت: این نزول، نشان‌دهنده توسعه بی‌نظیر ظرفیت معرفتی و باطنی حضرت زهرا است؛ زیرا قلبی که به نور قلب پیامبر متصل شده، آماده دریافت چنین تجلیاتی است و مجموعه‌ای آن تجلیات به «مصحف فاطمه» شهرت یافت.

وی تأکید کرد: مصحف فاطمه قرآن دیگری نیست. امام صادق ـ علیه‌السلام ـ با سوگند بیان می‌کنند که هیچ کلمه‌ای از قرآن در آن نیست و موضوع آن، ناظر به حوادث آینده است؛ نه متن وحی قرآنی. این مصحف، هم‌اکنون نزد حضرت ولی‌عصر ـ عجل‌الله‌تعالى‌فرجه ـ محفوظ است.

وی افزود: عظمت روح حضرت زهرا در همین ظرفیت بی‌نهایت آشکار می‌شود؛ ظرفیتی که تجلی نور پیامبر را در خود پذیرفت و به مرتبه‌ای رسید که دریافت نزولات جبرئیلی برای آن ممکن شد. این حقیقت تنها با مقداری از شرح و روایت برای ما قابل تصور است، اما عمق آن فراتر از ادراک ماست.

وی توضیح داد: این تجلی نوری تنها برای شخص حضرت زهرا نبود؛ بلکه آثار آن در وجود امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان نیز ظهور یافت. یکی از معانی لقب «زهرا» ـ به نقل روایات ـ همین نورافشانی است؛ روایتی از امام صادق بیان می‌کند که حضرت زهرا برای امیرالمؤمنین نور می‌افشاند؛ «اَنَّها تَزْهَرُ لِاَمیرِالْمُوْمِنینَ..» (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱)

تاثیر پذیری مردان از زنان

استاد حوزه علمیه گفت: عالمان عرفان بر اساس قاعده‌ای معروف می‌گویند: «کلُّ زوجٍ على صورةِ زوجه»؛ یعنی هر مردی، خواه‌ناخواه تحت تأثیر همسر خویش قرار می‌گیرد. این اصل در آثار عرفانی، از جمله در درس‌های مرحوم علامه حسن‌زاده آملی، گزارش شده است.

اتحادِ صورت باطنی امیرالمومنین و فاطمه زهرا

وی افزود: اگر این قاعده عرفانی را در خانه فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین در نظر بگیریم، معنای آن چنین خواهد بود: امیرالمؤمنین (ع) در بسیاری از شئون معنوی و باطنی، بر صورتی بود که حضرت زهرا بر آن بود؛ یعنی نور فاطمه در ساحت‌هایی بر علی ـ علیه‌السلام ـ تأثیر می‌گذاشت. این تأثیر نه از جهت نقص، بلکه از جهت تجلیات خاصه‌ای بود که حضرت زهرا به واسطه اتصال به قلب پیامبر که با تمایل قلبی و توجه تامّ به قلب پیامبر حاصل شد ، تجلّی همان نور را در وجود خویش دریافت نمود.

تجلی نور فاطمه در اهلبیت

وی گفت: نه تنها روایات معتبری دلالت دارند که امیرالمؤمنین از نوری که خداوند از طریق جبرئیل بر قلب فاطمه نازل کرد بهره می‌برد ، بلکه مقام نورانیت اهلبیت (ع)‌ نیز به تجلیات نور فاطمه (س) بازگشت دارد ، شیخ صدوق در علل الشرایع حدیثی را از امام صادق نقل می‌کند که به تعبیر استاد آیت الله وحید خراسانی سند بسیار قوی دارد ، فرمود «خداوند فاطمه را از نور عظمت خویش آفرید و از نور فاطمه، ائمه اطهار پدید آمدند ؛ اخرج من ذلك النور ائمة یقومون». وحی که از قلب پیامبر نور گرفت و خود سرچشمه نور برای امیرالمؤمنین و ائمه بعد از او شد.

نور عظمت فاطمه در شهامت او در ایستادگی در برابر انحراف و ظلم

وی اضافه کرد: این عظمت، تنها در سطح فضائل ملکوتی نیست؛ بلکه تحلیل علمیِ ظرفیت بی‌نهایت قلب فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ و تجلی نور پیامبر در او، افقی تازه در فهم جایگاه آن حضرت می‌گشاید.
وی توضیح داد: تمامی حرکت‌های اصلاحی اهل‌بیت در برابر انحرافات تاریخی، ادامه همان درسی بود که اولین بار حضرت زهرا ارائه کرد. وی گفت: اگر آزادی‌خواهان جهان از شرق و غرب، آزادگی را از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ می‌آموزند، این حقیقت را باید شناخت که امام حسین نیز الگوی خود را از مادرش فاطمه زهرا اخذ کرده است؛ چنان‌که امام زمان نیز می‌فرماید: «در ظهور، الگوی من مادرم فاطمه است».

استاد سروش افزود: آنچه این مقام را برای حضرت زهرا فراهم ساخت، شهامت برخاسته از عظمت روح او بود؛ روحی که در برابر انحرافات دینی ایستاد و این ایستادگی، نخستین درس عملی اعتراض به تحریف در تاریخ اسلام شد.

علت هجوم شبهات در مورد حضرت زهرا و حساسیت نسبت به شهادت او چیست ؟!

وی توضیح داد: همین جایگاه است که موجب شده پرداختن به شهادت حضرت زهرا همواره حساسیت‌زا باشد. وی گفت: در حالی که عزاداری بر امام حسین یا سایر ائمه معمولاً با واکنش‌های گسترده روبه‌رو نمی‌شود، هر ساله پیش از فرارسیدن ایام فاطمیه، ده‌ها رسانه وابسته به جریان‌های وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت می‌پردازند.

وی افزود: علت این تمرکز آن است که فاطمه زهرا معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است.

شبهه درب خانه فاطمه !

وی اظهار کرد: برخی شبهات نیز از این جهت مطرح می‌شود که اصل حادثه زیر سؤال رود؛ از جمله اینکه «خانه‌های مدینه در نداشته است». وی گفت: این سخن بی‌پایه نخست توسط یک نویسنده عرب مطرح شد و سپس در رسانه‌ها تکرار گردید. وی افزود: روایات مشترک شیعه و سنی—از جمله حدیث «سدّ الأبواب إلا بابها»—به روشنی از وجود درِ خانه حضرت زهرا و باز بودن آن به مسجد سخن گفته‌اند.

وی گفت: در کتاب وفاء الوفا اثر سمهودی، از علمای اهل سنت، نقل شده ؛ ” جهتِ درب خانه عایشه به سوی شام بوده و جنس آن از چوب عَرعَر یا ساج بوده است.” وی افزود: این گزارش‌ها نشان می‌دهد ادعای «نبودن در در خانه‌های مدینه» فاقد پایه تاریخی است.

آیا علی در شرائط عادی ایستاد و همسرش آزار دید!

وی توضیح داد: شبهه دیگری نیز مطرح می‌شود که چگونه ممکن است امیرالمؤمنین ایستاده باشد و به همسرش ظلم شود. وی گفت: این برداشت نتیجه بریدن آغاز و میانه و پایان واقعه است؛ زیرا هر حادثه تاریخی را باید در بستر خود سنجید.

وی افزود: عقل به تنهایی قادر به درک تمام وقایع ظلم نیست؛ همان‌گونه که عقل نمی‌پذیرد سرِ امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در برابر خیمه‌ها جدا شود، اما این امر واقع شده است.

وی گفت: بر اساس احساسات و عواطف انسانی ممکن است پذیرش وقوع برخی حوادث دشوار باشد، اما دشواریِ پذیرش به معنای عدم وقوع نیست.
وی افزود: طبق گزارش‌های تاریخی و تحلیل‌های محققان، سه بار (و نه یک بار) به خانه امیرالمؤمنین (ع) هجوم برده شد ! و در یکی از این موارد، آن حضرت را با دست‌های بسته از خانه بیرون بردند.

وی توضیح داد: آلوسی، از علمای برجسته اهل سنت، نیز در این زمینه نقل کرده است که امیرالمؤمنین در زمان هجوم به خانه، برخلاف برخی ادعاها که مدعی سکوت ایشان هستند، به پا خاست. وی گفت: آلوسی روایت می‌کند که هنگامی که فاطمه ـ سلام‌الله‌علیها ـ پشت در قرار گرفت و صدای او را شنیدند، علی ـ علیه‌السلام ـ کمر مهاجم را گرفت و او را به زمین افکند و سپس پای خود را بر گردن او نهاد و فرمود: «پیامبر به من دستور داده است برای حفظ اسلام صبر کنم». وی افزود: تحریف و تقطیع این رخدادها سبب شده برخی بخش‌های حادثه حذف یا وارونه عرضه شود.

گزارش مهم سید مرتضی و شیخ طوسی درباره حمله به خانه فاطمه

استاد حوزه علمیه گفت: سید مرتضی در کتاب الشافی و نیز شیخ طوسی، پس از نقل گزارش حمله با آتش به خانه فاطمه زهرا، تصریح می‌کنند: «این روایت آنچه را در آن روز رخ داده بازگو می‌کند و بدون کمترین دخل و تصرف نقل شده است.» وی توضیح داد: سید مرتضی می‌نویسد که این رخداد—هجوم به خانه حضرت زهرا و ضرب و فشار واردکردن بر در—در میان اهل سنت نیز مشهور بوده است.

استاد سروش اضافه کرد و گفت: سید مرتضی نقل می‌کند؛ “محدثان و تاریخ‌نگاران در ابتدا از ذکر این وقایع ابایی نداشتند، اما با گذشت زمان، به دلیل ناخوشایندی نتایج، برخی تلاش کردند این بخش از تاریخ را حذف یا پنهان کنند.”
این نکات در مناظرات ایشان با قاضی عبدالجبار، از بزرگ‌ترین علمای معتزلی، ثبت و در کتاب باقی مانده است.

آزادی خواهان و ایستاده های در برابر ظلم و انحراف بر سُفره شهامت فاطمه حضوردارند

وی توضیح داد: هدف اصلی از بیان این شواهد، تأکید بر آن است که عظمت روحی فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ ثمراتی بزرگ برای امیرالمؤمنین و اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ به همراه داشت و شهامتی که در ایستادگی در برابر انحرافات دینی نشان داد، نخستین پایه‌گذاری مقاومت در برابر تحریف بود. وی افزود: از آن زمان تا امروز، هر صاحب‌فکری که در برابر انحرافات دینی می‌ایستد، بر سر سفره همان درسی قرار دارد که فاطمه زهرا به جامعه اسلامی آموخت.

وی گفت: تمام این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مفهوم مقاومت و دفاع از حقیقت، نخستین‌بار در رفتار و سخنان حضرت زهرا متجلی شد و این الگو تا قیامت الهام‌بخش خواهد ماند.

وی گفت: «فاطمه زهرا‌(س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحرافات دینی است؛ و تا قیامت، هر کس که در برابر انحراف‌های دینی قد علم کند، شاگرد مکتب اوست. عظمت روحی آن حضرت، این شهامت را به جهان اسلام هدیه کرده است.»

  • برچسب ها
  • آزادگان
  • استاد هادی سروش
  • حضرت فاطمه(س)
  • مبارزه با ظلم

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه...

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند...

استاد هادی سروش: حضرت زهرا (س) درباره خطرات ایجاد «اختلاف طبقاتی...

حضرت زهرا (س) کامل‌ترین مظهر «عدالت‌خواهی»، «کرامت انسانی» و «ایستادگی در برابر...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

وابستگی روحانیت به دولت | «تهدیدی برای استقلال دینی و اعتماد عمومی»  حجت‌الاسلام هادی سروش

وابستگی روحانیت به دولت | «تهدیدی برای استقلال دینی و اعتماد عمومی»

حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در سایت اندیشه ما نوشت: «استقلال نهاد روحانیت در معرض تهدید است. زمانی که روحانیون از دولت حقوق دریافت می‌کنند، رابطه‌ای نانوشته بین دین و سیاست شکل می‌گیرد. این پیوند ممکن است اثربخشی دینی را در جامعه کاهش دهد. اعتماد عمومی به جایگاه روحانیت، به‌شدت تحت‌تأثیر این وابستگی قرار می‌گیرد. آیا این روند به کاهش تأثیرگذاری روحانیت در مسائل اجتماعی و دینی منجر نمی‌شود؟

دریافت مزایای مالی از دولت، روحانیت را به یک نهاد دولتی تبدیل می‌کند. این وابستگی مالی ممکن است به‌تدریج موجب تغییر در ماهیت مرجعیت و حتی هدایت‌گری دینی شود. زمانی که منابع مالی از خارج حوزه تأمین می‌شود، استقلال روحانیت تهدید می‌شود. آیا می‌توانیم از چنین روندی به‌عنوان هشدار جدی برای جامعه دینی خود یاد کنیم؟

مرز میان «همکاری با دولت» و «وابستگی به دولت» باید مشخص باشد. همکاری سازنده با حکومت ممکن است مثمرثمر باشد، اما اگر انتقاد از حکومت با هزینه مواجه شود، به وابستگی تبدیل می‌شود. آیا می‌توان در این وضعیت از دینی مستقل صحبت کرد؟ چطور می‌توان مرز این دو را تشخیص داد؟

الگویی برای بازگشت به «مرجعیت مردمی» وجود دارد؟ حفظ استقلال نهاد روحانیت از نفوذ دولت، به معنای برقراری روابط سالم و غیر وابسته است. آیا این الگو می‌تواند به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک کند؟ ادامه بحث در سایت قابل مطالعه است

اندیشه ما- استفتای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی مبنی بر توصیه به عدم اقتدا به امام جماعتی که از دولت حقوق می‌گیرد، بحث‌های مهمی درباره نسبت «روحانیت» با «قدرت سیاسی» و «استقلال نهادی حوزه» برانگیخته است. در بسیاری از جوامع اسلامی، روحانیت به‌صورت‌های مختلف از دولت‌ها حقوق، امکانات یا بودجه‌های رسمی دریافت می‌کند و این امر پرسش‌هایی را درباره استقلال مرجعیت، اعتماد عمومی، توقعات حکومت، و حتی کیفیت اعمال وظایف روحانیون مطرح می‌سازد.

از آنجا که این موضوع به‌طور مستقیم به «مشروعیت اجتماعی روحانیت»، «کارآمدی دینی»، و «جایگاه هدایتی حوزه‌ها» مربوط است، اندیشه ما در گفت‌وگوی اختصاصی با استاد هادی سروش، تلاش می‌کند با نگاهی علمی و انتقادی، ابعاد این مسئله را بررسی و تحلیل کند

1-دفتر آیت‌الله العظمی سیستانی توضیح داده‌اند که این استفتا مربوط به برخی کشورهای سنی‌نشین بوده و ناظر به شرایط خاص آنان پاسخ داده شده است. با این توضیح، آيا می‌توان از متن و روح این فتوا یک «قاعده عام» درباره استقلال جایگاه دینی برداشت کرد؟

به بیان دیگر، آیا این توصیه منحصر به آن کشورهاست، یا اینکه می‌توان آن را در مورد دولت‌های شیعی، کشورهای مسلمان دیگر، و حتی نظام‌های غیرمسلمان نیز جاری دانست؟

و اگر حکم، ناظر به «حفظ استقلال دین از قدرت» است، آیا موضوعی فرامکانی و فرازمانی تلقی نمی‌شود که قابلیت توسعه به همه ساختارهای حکومتی را داشته باشد؟

استفتای حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی مبنی بر توصیه به عدم اقتدا به امام جماعتی که از دولت حقوق می‌گیرد، بحث‌های مهمی درباره نسبت «روحانیت» با «قدرت سیاسی» و «استقلال نهادی حوزه» برانگیخته است. در بسیاری از جوامع اسلامی، روحانیت به‌صورت‌های مختلف از دولت‌ها حقوق، امکانات یا بودجه‌های رسمی دریافت می‌کند و این امر پرسش‌هایی را درباره استقلال مرجعیت، اعتماد عمومی، توقعات حکومت، و حتی کیفیت اعمال وظایف روحانیون مطرح می‌سازد.

از آنجا که این موضوع به‌طور مستقیم به «مشروعیت اجتماعی روحانیت»، «کارآمدی دینی»، و «جایگاه هدایتی حوزه‌ها» مربوط است، گفت‌وگوی امروز ما تلاش می‌کند با نگاهی علمی و انتقادی، ابعاد این مسئله را بررسی و تحلیل کند.

دفتر آیت‌الله العظمی سیستانی توضیح داده‌اند که این استفتا مربوط به برخی کشورهای سنی‌نشین بوده و ناظر به شرایط خاص آنان پاسخ داده شده است. با این توضیح، آيا می‌توان از متن و روح این فتوا یک «قاعدهٔ عام» درباره استقلال جایگاه دینی برداشت کرد؟

به بیان دیگر، آیا این توصیه منحصر به آن کشورهاست، یا اینکه می‌توان آن را در مورد دولت‌های شیعی، کشورهای مسلمان دیگر، و حتی نظام‌های غیرمسلمان نیز جاری دانست؟

و اگر حکم، ناظر به «حفظ استقلال دین از قدرت» است، آیا موضوعی فرامکانی و فرازمانی تلقی نمی‌شود که قابلیت توسعه به همه ساختارهای حکومتی را داشته باشد؟

با توجه به اینکه آیت‌الله العظمی سیستانی توصیه کرده‌اند مؤمنان پشت سر امام جماعتِ حقوق‌بگیر دولت نماز نخوانند تا جایگاه دینی از هرگونه نفوذ احتمالی دولت مصون بماند، آیا می‌توان این رویکرد را به سایر روحانیونی که در ساختارهای دولتی، نیمه‌دولتی یا در نهادهای حوزویِ وابسته به دولت مشغول‌اند نیز تسری داد؟

به بیان دیگر، ملاکِ احتیاط در حفظ استقلال دینی، ویژهٔ «امامت جماعت» است یا قاعده‌ای عام در باب همهٔ نقش‌های دینی و حوزویِ مرتبط با دولت محسوب می‌شود؟ و اگر تفاوتی وجود دارد، این تفاوت مبتنی بر چه مبانی فقهی یا اجتماعی باید توجیه شود؟

استاد هادی سروش:
بِسْمِ‌اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

دربارۀ استفتایی که از حضرت آیت‌الله‌العظمی سید «سیستانی» درباره دریافت حقوق و مزایا از سوی روحانیونی که نماز جماعت اقامه می‌کنند شده است، چند نکته را به‌عنوان مقدمه عرض می‌کنم و سپس به سؤالات پنج‌گانه پاسخ خواهم داد.

ابتدا باید روشن کنم که مراد ما از «نهاد روحانیت» مجموعه‌ای است از صدر تا ذیلِ روحانیت: از منصب مرجعیت تا طلبه‌های عادی که از حوزه در جامعه حضور پیدا می‌کنند. مقصود از «قدرت سیاسی» نیز نهادی است تشکیلاتی که برای حکمرانی در جامعه سامان یافته است.

مسئله این است که آیا نهاد روحانیت و قدرت سیاسی —یعنی حکمرانی— باید متحد و هم‌پوشان باشند یا مستقل از یکدیگر باقی بمانند.

تجربه و نصوص دینی نشان می‌دهد نهاد روحانیت در هر دین و آیینی باید استقلال خود را حفظ کند؛ زیرا اگر استقلال آن توسط قدرت سیاسی یا اقتصادی تحت‌الشعاع قرار گیرد، کارآمدی و نقش هدایت‌گری‌اش مختل می‌شود یا دست‌کم کاسته خواهد شد. اگر به تاریخ مسیحیت نظر بیفکنیم، در آغاز قرون وسطی روحانیت مسیحی به‌سبب تملک املاک و برخورداری از امکانات اقتصادی دچار تجمل‌گرایی شد و از زندگی توده‌های مردم فاصله گرفت.

در حوزه اسلام نیز می‌توان نمونه‌هایی یافت که علمای اهل‌سنت در پیوند با نهاد قدرت قرار گرفته و برخی نوشته‌ها و فقه‌ها تحت تأثیر آن پیوند شکل گرفتند. بنابراین نهاد روحانیت که مسئولیت هدایت جامعه و ارائه مفاهیم بلند دینی را بر عهده دارد باید از بند قدرت‌های سیاسی و اقتصادی مستقل باشد تا هدایت‌های آن دچار آسیب نشود.

طبیعی است که هر حکومت و هر حاکم توقعات معقولی از نهاد روحانیت دارد: بهره‌مندی از اعتبار اجتماعی روحانیت برای کسب مشروعیت، جذب نیرو، و تسهیلِ تبعیت شهروندان. اما این توقعات باید کنترل و در حدود معیّن نگه داشته شوند تا استقلال و آزادی عمل نهاد روحانیت محفوظ بماند.

در پاسخ به سؤال اول : این‌که آیا از پاسخ آیت‌الله‌العظمی سیستانی می‌توان قاعده‌ای عام استخراج کرد یا نه باید چند نکته را مورد توجه قرارداد. نخست آن‌که پاسخ مورد نظر از سوی دفتر مرجعیت ایشان منتشر شده و نسبتِ انتساب به حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی انکار نشده است؛ بنابراین سندیت انتساب قابل‌قبول است.

دوم آن‌که متنِ پاسخ، توصیه‌ای اخلاقی و اجتماعی است و نه فتوا به معنای حقوقی شرعیِ باطل‌شدن نماز؛ یعنی مراد این نیست که نمازِ پشت سر کسی که از دولت حقوق می‌گیرد باطل است و مأموم تکلیفاً باید نماز را اعاده کند، بلکه مقصود «گزینش شایسته» و «ترجیحِ استقلال نهاد روحانیت» است.

سوم آن‌که اگرچه پاسخ به‌صورت توصیه عرضه شده، اما دلالتِ آن دامنه عام دارد و قابل‌تمتع در مواردی است فراتر از صرفِ امامت جماعت و دریافتِ حقوق از دولت؛ یعنی می‌توان این توصیه را در دیگر صورت‌های پیوستگی مالی و اداری نهاد روحانیت با حکومت تعمیم داد تا منزلت و اعتبار روحانیت شیعه حفظ شود.

2-اندیشه ما: با توجه به استفتای آیت‌الله العظمی سیستانی، آیا دریافت بودجه و حقوق دولتی می‌تواند به‌تدریج استقلال تاریخی حوزه شیعه را تضعیف کند

به‌عبارت دیگر، آیا این توصیه نشان‌دهنده نگرانی از تغییر «مرجعیت مردمی روحانيت» به «مرجعیت دولتی» است؟ و این تغییر چه پیامدهای معرفتی و اجتماعی دارد؟

برخی معتقدند که روحانیت در وضعیت فعلی، به‌دلیل اتکای مالی به دولت، بخش عمده‌ای از «سرمایه اجتماعی» خود را از دست داده است

از نگاه شما چه نشانه‌هایی دلالت بر این کاهش اعتماد دارد؟

و آیا توصیه آیت‌الله سیستانی نوعی هشدار درباره این روند نیست؟

مسأله مهم دیگر مرز میان «همکاری با دولت» و «وابستگی به دولت» است.

به نظر شما تا کجا یک روحانی می‌تواند با ساختار رسمی کشور همکاری کند بدون اینکه استقلال دینی‌اش مخدوش شود؟

و چه معیارهایی برای تشخیص استقلال از وابستگی لازم است؟

اگر توصیه آیت‌الله سیستانی را جدی بگیریم، ساختارهای فعلی برخي سازمان هاي درون روحانیت که مبتنی بر حقوق، بودجه،است چه اصلاحات بنیادینی نیاز دارد؟ آیا الگویی برای بازگشت به مدل «مرجعیت مردمی» و «حوزه مستقل» قابل ارائه است؟

2- استاد هادی سروش:

دربارۀ سؤال دوم پیامدهای وابستگی مالی نهاد روحانیت به دولت‌ها باید گفت که پیوندهای مالی و نِعَمِ اقتصادی طبیعت انسان و ساختار اجتماعی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اگر روحانیت یا نهادهای دینی به‌صورت حقوق‌گرفته، مزایای دولتی یا اعانات مالی از حکومت‌ها برخوردار شوند، رابطه اجتماعی و سیاسی بین آن نهاد و دولت برقرار می‌شود و این رابطه بی‌تأثیر نخواهد بود. مهم‌ترین پیامد خطرناک این وابستگی، تضعیف اعتماد عمومی جامعه به روحانیت است. کاهش اعتماد مردم به نهاد روحانیت به‌طور مستقیم از اثربخشی هدایت‌های دینی و اخلاقی آن نهاد می‌کاهد؛ بدین‌ترتیب تأثیرگذاری روحانیت در امور اعتقادی، اخلاقی و حقوقی جامعه تضعیف می‌گردد.

در این زمینه نکته‌ای تاریخی اهمیت دارد: پس از رحلت پیامبر(ص) زکات و مدیریت آن در اختیار خلفا بود؛ در دوره‌های بعدی نیز بیت‌المال در دست حکومت قرار داشت. اما ائمه شیعه، چنان‌که در سیره امام باقر(ع) مشاهده می‌شود، در دورانی که حاکمیت غالباً همراه یا هم‌سو نبود، تلاش کردند از طریق خمسِ شرعی منابعی مستقل برای مجموعه امامت فراهم سازند و امور دینی خود را اداره کنند. از این نمونه‌ها می‌توان نتیجه گرفت که نهادهای دینی مهم است مالیًا از حاکمیت استقلال داشته باشند تا بتوانند مأموریت هدایتگری خود را بی‌طرفانه و مؤثر انجام دهند.

3 اندیشه ما- برخی معتقدند که روحانیت در وضعیت فعلی، به‌دلیل اتکای مالی به دولت، بخش عمده‌ای از «سرمایه اجتماعی» خود را از دست داده است.از نگاه شما چه نشانه‌هایی دلالت بر این کاهش اعتماد دارد؟

و آیا توصیه آیت‌الله سیستانی نوعی هشدار درباره این روند نیست؟

3- استاد هادی سروش: سؤال سوم درباره نشانه‌ها و علائم کاهش اعتماد جامعه به نهاد روحانیت است. مهم‌ترین شاخص‌ها عبارت‌اند از اقبال مردم به مراجعه به روحانیت در امور خرد و کلانِ زندگی: در مسائل خانوادگی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و آیینی آیا مردم همچنان به نصیحت و رهنمودهای روحانیت مراجعه می‌کنند؟

آیا سخنرانی‌ها، کتب، و پیشنهادهای روحانیون با استقبال روبه‌رو می‌شود یا بی‌تفاوتی و سردی مشاهده می‌شود؟ هرگاه مراجعه و استقبال کاهش یابد، این نشانه هشدار است که نهاد روحانیت در ارتباط با جامعه با مشکل مواجه شده است.

در یکی دو روز گذشته، پرسش و پاسخی در فضای مجازی منتشر شده که توجه بسیاری را برانگیخته و یادداشت‌ها، کلیپ‌ها و مطالب متعددی درباره آن منتشر شده است. در این پرسش، یکی از شیعیان عرب‌زبان از فقیه بزرگوار، حضرت آیت‌الله سیدعلی سیستانی، سؤال می‌کند:

«فی بعضِ دُوَلِ الإسلام، حُکوماتٌ تَجعَلُ لِأئمّةِ الجَماعَةِ فی المَساجِدِ راتبًا شَهریًّا. و بعضُ أئمّةِ الجَماعَةِ مِن رِجالِ الدِّینِ الشّیعة. فَما هو رأیُکم فی أن یَکونَ رَجُلُ الدِّینِ مُرتَبِطًا برواتبِ الحُکومة؟»

یعنی: در برخی کشورهای اسلامی، حکومت‌ها برای امامان جماعت مساجد، حقوق ماهانه تعیین کرده‌اند و برخی از امامان جماعت نیز روحانیان شیعه هستند. نظر شما درباره این‌که یک روحانی و «رَجُلِ دین» حقوق‌بگیر حکومت باشد چیست؟

حضرت آیت‌الله سیستانی در پاسخ می‌فرمایند:

«الجواب: لا. النَّصحُ لِلمُؤمِنینَ یَقتَضی أَلّا یُصلّوا خَلفَ مَن یَتَقاضى رَاتبًا شَهریًّا مِنَ الحُکومة، و تُنتَفَى عَدالَتُهُ بِذلِک.»

توضیح این پاسخ چنین است: امام جماعت باید «عادل» باشد؛ یعنی از گناهان کبیره دوری کند و بر صغیره اصرار نداشته باشد. آقای سیستانی تصریح می‌کنند که این حکم، از باب تردید در عدالت شخص نیست؛ ممکن است فرد، انسان خوبی هم باشد؛ اما از جهت دیگری اشکال وارد است: امام جماعت، امام جمعه، روحانی و مرجع تقلید باید شخصیتی مستقل داشته باشند.

در زبان عربی امروز نیز تعبیر «رَجُلُ الدِّین» به معنای «مرد دین» دقیقاً بر همین جایگاه دلالت دارد. آمیختگی و امتزاج دین با حکومت، در طول تاریخ آثار ناخوشایندی داشته است؛ چنان‌که از زمان پیوند پادشاهان ساسانی با دستگاه دینی زرتشتی، هم دولت آسیب دید و هم دین. در دوران صفویه نیز هرچه حکومت با مذهب تشیع درآمیخت، مشکلات بیش‌تر شد؛ تا آنجا که در دوره شاه سلطان حسین، تاج سلطنت را شیخ‌الاسلام، علامه مجلسی، بر سر پادشاه گذاشت و اوضاع به مراتب نابسامان‌تر گردید. ابتدا نامش حکومت دینی است، اما حاصل کار، نه دین است و نه حکومتِ سالم.

آیت‌الله سیستانی در این استفتا، بر همین نکته تأکید می‌کنند و می‌فرمایند:

«أُریدُ لِهذِهِ المَواقِعِ؛ مِثلُ مَنصِبِ إمامِ الجَماعَةِ و إمامِ الجُمعةِ و المَرجِعِ الدِّینی، أَنْ تَبقى مُبتَعِدَةً عَن أیِّ تَدَخُّلٍ حُکومیٍّ، حتّى فی المُستَقبَلِ البَعید.»

من این پاسخ را از پایگاه رسمی ایشان نقل می‌کنم. ایشان تأکید دارند که جایگاه‌هایی مانند امامت جماعت، امامت جمعه و مرجعیت باید از هرگونه وابستگی حکومتی—even در آینده‌های دور—پاک و مستقل بماند.

پیش‌تر نیز سخنی مشهور از ایشان نقل شده که فرموده‌اند: هر روحانی که قصد فعالیت سیاسی، نامزدی مجلس یا ورود به دولت را دارد، باید لباس روحانیت را کنار بگذارد و مانند یک شهروند عادی وارد سیاست شود؛ زیرا با لباس روحانیت، مسائل دیگری پیش می‌آید و این اختلاط، مصلحت‌آمیز نیست.

این سخن، ناظر به یک قاعده مهم اجتماعی است: وقتی «دست» به سوی حکومت دراز شود، «زبان» کوتاه می‌گردد. این حقیقتی عجیب اما واقع‌بینانه است. اگر روحانی حقوق‌بگیر حکومت باشد، طبیعی است که نگران قطع شدن آن حقوق شود و نتواند زبان به نقد ظلم، فساد یا بی‌عدالتی بگشاید. چنین روحانی ناچار می‌شود در برابر بسیاری از مشکلات عالم سکوت کند—حتی اگر در دل، ناراحت باشد—زیرا بیم دارد که اعتراضش برایش هزینه داشته باشد.

مرحوم آیت‌الله کاشانی عبارتی دارند:
«دَستِ نِهفته گیر به هر سو دراز کرد.»
یعنی دستی که به جایی وابسته است، آزاد نیست.

اگر «دست» روحانی، به دریافتی حکومتی وابسته باشد، طبیعتاً «زبان» او کوتاه می‌شود و نمی‌تواند نسبت به نابسامانی‌ها اعتراض کند. و این دقیقاً همان چیزی است که آیت‌الله سیستانی از آن پرهیز می‌دهند.

امروز نیز برخی افراد، به‌جای پرداختن به مشکلات اساسی و روشن‌گویی نسبت به ظلم‌ها و نارسایی‌های آشکار، سخن خود را معطوف به مسائلی کم‌اهمیت می‌کنند. این نتیجه همان وابستگی است: اگر زبان کوتاه شد، ناچار باید از هر موضوعی—بی‌ارتباط با رنج مردم سخن گفت، اما از حقیقت دردناک جامعه سخنی به میان نیاورد.

4- اندیشه ما-مسأله مهم دیگر مرز میان «همکاری با دولت» و «وابستگی به دولت» است.

به نظر شما تا کجا یک روحانی می‌تواند با ساختار رسمی کشور همکاری کند بدون اینکه استقلال دینی‌اش مخدوش شود؟

و چه معیارهایی برای تشخیص استقلال از وابستگی لازم است؟

اگر توصیه آیت‌الله سیستانی را جدی بگیریم، ساختارهای فعلی برخي سازمان هاي درون روحانیت که مبتنی بر حقوق، بودجه،است چه اصلاحات بنیادینی نیاز دارد؟

4 استاد هادی سروش: در سؤال چهارم که به مرز میان «همکاری با دولت» و «وابستگی به دولت» می‌پردازد، باید تأکید کرد که همکاری سازنده با حکومت‌های اسلامی بلامانع و حتی مطلوب است؛ زیرا تعامل منطقی میان نهادهای مرجعیت و قوای حاکم می‌تواند به کمکی متقابل در نظم اجتماعی، اصلاح امور و تقویت معنویت اجتماعی منجر شود. اما مرز این همکاری آن‌جاست که آزادی و حریت حوزه‌ها و نهادهای روحانیت محفوظ بماند. هرگاه همکاری با دولت مشروط به حذف انتقاد سازنده، ایجاد هزینه و تحمیل محدودیت برای روحانیت شود، آن همکاری تبدیل به وابستگی و نهایتاً تعطیل نقشِ هدایت‌گری خواهد شد. نشانهٔ همکاری سازنده این است که نهاد روحانیت بتواند انتقادات سازندهٔ خود را بدون هزینهٔ نامعقول مطرح کند و حاکمیت نیز با آغوش باز آن انتقادات را پذیرا شود.

5-اندیشه ما- -آیا الگویی برای بازگشت به مدل «مرجعیت مردمی» و «حوزه مستقل» قابل ارائه است؟

با توجه به اینکه آیت‌الله العظمی سیستانی توصیه کرده‌اند مؤمنان پشت سر امام جماعتِ حقوق‌بگیر دولت نماز نخوانند تا جایگاه دینی از هرگونه نفوذ احتمالی دولت مصون بماند، آیا می‌توان این رویکرد را به سایر روحانیونی که در ساختارهای دولتی، نیمه‌دولتی یا در نهادهای حوزویِ وابسته به دولت مشغول‌اند نیز تسری داد؟

به بیان دیگر، ملاکِ احتیاط در حفظ استقلال دینی، ویژه «امامت جماعت» است یا قاعده‌ای عام در باب همه نقش‌های دینی و حوزویِ مرتبط با دولت محسوب می‌شود؟

و اگر تفاوتی وجود دارد، این تفاوت مبتنی بر چه مبانی فقهی یا اجتماعی باید توجیه شود؟

5- استاد هادی سروش: در پاسخ به سؤال پنجم اینکه توصیه آیت‌الله‌العظمی سیستانی چه فرآیندی را موجب خواهد شد عرض می‌کنم: توصیه ایشان معطوف به حفظ استقلال نهاد روحانیت از هرگونه پیوستگی مالی و تشکیلاتی با نهاد حاکمیت است تا نهاد روحانیت بتواند اثر هدایتگری خود را در سطح جامعه حفظ کند. زمانی که نهاد روحانیت مستقل باشد، هم در انتقال آموزه‌های فقهی، اخلاقی و اعتقادی به جامعه مؤثر خواهد بود و هم می‌تواند به‌طور بی‌پیرایه نقد و راهنمایی سازنده نسبت به حکمرانی داشته باشد.

این استقلال، میراثی است که نهاد روحانیت شیعه طی قرون متمادی بر آن اصرار ورزیده است و مراجع معظم نیز در زمان ما بر آن تأکید داشته‌اند؛ از جمله حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی که توصیهٔ ایشان در همین مسیرِ حفظِ حریت و استقلال حوزه‌ها قرار دارد.

باید توجه داشت که این توصیه به‌معنای انقطاع مطلق و خصومت با حکومت نیست؛ بلکه مراد، جلوگیری از آلودگی و وابستگی است تا حیثیت و ظرفیت انتقادی و هدایت‌گرانهٔ نهاد روحانیت کاهش نیابد. وقتی حوزه‌ها و مرجعیت از آلودگی‌های احتمالی مصون بمانند، هم جامعه از هدایتِ آنان بهره‌مند خواهد شد و هم حکمرانی به‌واسطهٔ آن اثرپذیریِ مثبت خواهد یافت.»

والسّلامُ عَلَیکم وَ رَحمَةُ اللهِ

انتهای پیام

استاد هادی سروش/ وابستگی روحانیت به دولت؛ تهدیدی برای استقلال دینی و اعتماد عمومی

استاد هادی سروش/ وابستگی روحانیت به دولت؛ تهدیدی برای استقلال دینی و اعتماد عمومی

✅ وابستگی روحانیت به دولت؛ تهدیدی برای استقلال دینی و اعتماد عمومی

🎙
#مصاحبه_اختصاصی_اندیشه_ما با #استاد_هادی_سروش

🔸 در متن منتشره از آیت الله سیستانی درباره اقتداء در نماز به کسی که حقوق دولتی دارد ، حاوی چند مطلب است ؛
اولا ؛ مستند است . و ثانیا ؛ دامنه عام دارد و فراتر از صرفِ امامت جماعت و دریافتِ حقوق از دولت را بهمراه دارد . و ثالثا ؛ توصیه‌ای اخلاقی و اجتماعی است و نه فتوا به باطل‌شدن نماز ، بلکه مقصود «ترجیحِ استقلال نهاد روحانیت» است ، تا منزلت و اعتبار روحانیت شیعه حفظ شود.

🔹تجربه و نصوص دینی نشان می‌دهد نهاد روحانیت در هر دین و آیینی باید استقلال خود را حفظ کند؛ زیرا اگر استقلال آن توسط قدرت سیاسی یا اقتصادی تحت‌الشعاع قرار گیرد، کارآمدی و نقش هدایت‌گری‌اش مختل می‌شود یا دست‌کم کاسته خواهد شد.

🔹️اگر به تاریخ مسیحیت نظر بیفکنیم، در آغاز قرون وسطی روحانیت مسیحی به‌سبب تملک املاک و برخورداری از امکانات اقتصادی دچار تجمل‌گرایی شد و از زندگی توده‌های مردم فاصله گرفت. در حوزه اسلام نیز می‌توان نمونه‌هایی یافت که علمای اهل‌سنت در پیوند با نهاد قدرت قرار گرفته و برخی نوشته‌ها و فقه‌ها تحت تأثیر آن پیوند شکل گرفتند. بنابراین نهاد روحانیت که مسئولیت هدایت جامعه و ارائه مفاهیم بلند دینی را بر عهده دارد باید از بند قدرت‌های سیاسی و اقتصادی مستقل باشد تا هدایت‌های آن دچار آسیب نشود.

🔹طبیعی است که هر حکومت و هر حاکم توقعات معقولی از نهاد روحانیت دارد: بهره‌مندی از اعتبار اجتماعی روحانیت برای کسب مشروعیت، جذب نیرو، و تسهیلِ تبعیت شهروندان. اما این توقعات باید کنترل و در حدود معیّن نگه داشته شوند تا استقلال و آزادی عمل نهاد روحانیت محفوظ بماند.

🔹مهم‌ترین پیامد خطرناک این وابستگی، تضعیف اعتماد عمومی جامعه به روحانیت است. کاهش اعتماد مردم به نهاد روحانیت به‌طور مستقیم از اثربخشی هدایت‌های دینی و اخلاقی آن نهاد می‌کاهد؛ بدین‌ترتیب تأثیرگذاری روحانیت در امور اعتقادی، اخلاقی و حقوقی جامعه تضعیف می‌گردد.

🔹در این زمینه نکته‌ای تاریخی اهمیت دارد: پس از رحلت پیامبر(ص) زکات و مدیریت آن در اختیار خلفا بود؛ در دوره‌های بعدی نیز بیت‌المال در دست حکومت قرار داشت. اما ائمه شیعه، چنان‌که در سیره امام باقر(ع) مشاهده می‌شود، در دورانی که حاکمیت غالباً همراه یا هم‌سو نبود، تلاش کردند از طریق خمسِ شرعی منابعی مستقل برای مجموعه امامت فراهم سازند و امور دینی خود را اداره کنند.

🔹اگر روحانی حقوق‌بگیر حکومت باشد، طبیعی است که نگران قطع شدن آن حقوق شود و نتواند زبان به نقد ظلم، فساد یا بی‌عدالتی بگشاید.

🔹ما دو مقوله داریم ؛ «همکاری با دولت» و «وابستگی به دولت» ، همکاری سازنده با حکومت‌های اسلامی بلامانع و حتی مطلوب است. اما مرز این همکاری با وابستگی آن‌جاست که آزادی و حریت حوزه‌ها و نهادهای روحانیت محفوظ بماند. هرگاه همکاری با دولت مشروط به حذف انتقاد سازنده، ایجاد هزینه و تحمیل محدودیت برای روحانیت شود، آن همکاری تبدیل به وابستگی و نهایتاً تعطیل نقشِ هدایت‌گری خواهد شد. نشانهٔ همکاری سازنده این است که نهاد روحانیت بتواند انتقادات سازندهٔ خود را بدون هزینهٔ نامعقول مطرح کند و حاکمیت نیز با آغوش باز آن انتقادات را پذیرا شود.

⬇️ متن کامل را در سایت بخوانید:
andishehma.com/vabastegi-dolat-be-rihaniyat/


🌍 | کانال سروش،معرفت
@soroushmarefat

 
  BLOGFA.COM