قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

در دوران ظلم، سرچشمه «امید» را حفظ کنیم | هادی سروش

در دوران ظلم، سرچشمه «امید» را حفظ کنیم | هادی سروش

۱۳ بهمن ۱۴۰۴

۰ زمان تقریبی مطالعه 4 دقیقه

هادی سروش: شهيد مطهرى در روزگار بی‌حجابی و مشروب فروشی، نگران خرافات و تحریف دین بود

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه در یادداشتی نوشت:

امید آفرینی در روزگاران سخت غیبت

در امتداد روزگار تا زمان ظهور حضرت امام مهدی (عج) و اقامه دولت کریمه مهدوی ، یک ضرورت است.

دورانِ حضورِ ائمه مانندِ دورانِ غیبت امام ، دورانِ پر مرارت دستگاه ظلم

تمام دوران غیبت ، دوران پر مرارتی است و در این دوران سخت همواره باید در تلاش بر زنده نگه داشتن امید در دل خود و دلهای دیگران کوشا باشیم.

️ نه تنها این عصر که در آن هستیم دوران غیبتِ امام و ظلمِ ظالم است ، بلکه در تمام برهه ها که امامت در انزوا قرار میگیرد ، «دوران ظلم» است که وظیفه ؛ صبر و امید است و صد البته که افضل دوران است.

به این حقیقت، اولین بار حضرت صادق(ع) تصریح فرمود، آنجا که عمارساباطی که پرسید چگونه «زمان ما» از زمانی که در آینده خواهد آمد که دولت حق اقامه میشود ، والاتر و افضل است؟ امام(ع) فرمود: چون شمادر ورود به دین متقدم هستید و ایمان و دینداری شما در “دوران ظلم” قرار گرفته و در عین حمایت از امام تان ، زندگی پرمشقتی را پرسر میگذارید، گوارای تان باد آن اجرمضاعفی که از خدا میگیرید ؛ «سَبَقْتُمُوهُمْ إِلَى اَلدُّخُولِ فِی دِینِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى اَلصَّلاَهِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ وَ فِقْهٍ وَ إِلَى عِبَادَهِ اَللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ سِرّاً مِنْ عَدُوِّکُمْ مَعَ إِمَامِکُمُ اَلْمُسْتَتِرِ مُطِیعِینَ لَهُ صَابِرِینَ مَعَهُ مُنْتَظِرِینَ لِدَوْلَهِ اَلْحَقِّ خَائِفِینَ عَلَى إِمَامِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ مِنَ اَلْمُلُوکِ اَلظَّلَمَهِ تَنْتَظِرُونَ إِلَى حَقِّ إِمَامِکُمْ وَ حُقُوقِکُمْ فِی أَیْدِی اَلظَّلَمَهِ قَدْ مَنَعُوکُمْ ذَلِکَ وَ اِضْطَرُّوکُمْ إِلَى حَرْثِ اَلدُّنْیَا وَ طَلَبِ اَلْمَعَاشِ مَعَ اَلصَّبْرِ عَلَى دِینِکُمْ وَ عِبَادَتِکُمْ وَ طَاعَهِ إِمَامِکُمْ وَ اَلْخَوْفِ مَعَ عَدُوِّکُمْ فَبِذَلِکَ ضَاعَفَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَکُمُ اَلْأَعْمَالَ فَهَنِیئاً».(کافی ،ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

در بیانی دیگر امام صادق(ع) فرمود : «شما امروز از اصحاب امام قائم (عج) با فضیلت تر هستید چراکه صبح و شام شما همواره با خوف بر سلامتی امام تان از ناحیه دستگاه ظلم هستید» ؛ «انتم افضل من اصحاب القائم و ذلک انکم تمسون و تصبحون خائفین علی امامکم و علی انفسکم من ائمه الجور ….» ( الاختصاص/۲۱)

مرارت های شیعیانِ آزادی خواه در دوران غیبت امام

دوران غیبت امام (عج) دوران سختی برای یک شیعه ی آزادی خواه است.

جناب کلینی در روضه کافی از زبان نورانی امام صادق (ع) حدیثی نقل می کند که در آن اشاره به دو رکن «معرفت و مجاهده» شده و این رکن از یک سوی وظیفه شیعه است و از سوی دیگر باعث افضلیت شیعیان زمان غیبت گشته است ، بیان امام صادق(ع) چنین است ؛ “شیعیان ما ؛ به خدا قسم ! پیوسته از روزی که خدای پیامبرش را قـبـض روح کرد تاکنون ما را یاری کرده و در راه ما جنگ کرده و به آتش سوخــته و دچــار عــذاب شدند و شکنجـه شـده و در شهرها آواره گشته اند خدای متعال آنان را از جانب ما پاداش نیکو دهد. ؛ «شیعَتُنا وَ اللهِ لَمْ یَزالوا مُنْذُ قَبَضَ اللهُ عَزَّ ذِکْرُه رَسُولَهُ یَنْصُرونا وَ یُقاتِلُونَ دُونَـنا وَ یُـحْرَقُـونَ و یُعَـذَّبُـونَ وَ یُشَـرَّ دوُنَ فی الْبُلْـدان جَزاهُـمُ اللهُ عَنـّـا خَـیْـراً». (روضه کافی / ۲۶۸)

شاخصه ها برای️ عبورِ سالم از دوران غیبت

مهم عبور سالم و ظفرمندانه از دوران غیبت و در دوران غیبت است ، سلامت در این دوران در گِرو «دینداریِ منتظرانه و مجاهدانه» است.

امام مهدی (عج) چنین نوشتند ؛ «اگر شیعیان ما، که خداوند برای طاعتش توفیق‎شان دهد؛ در وفای به عهدی که داشتند یک‎دل و مجتمع بودند، برکت دیدار با ما از آنان به تاخیر نمی افتاد و به‎زودی سعادت دیدار ما به آن‎ها می‌رسید. پس ما را از آنان محبوس نمی‌کند، مگر اعمال زشتی که از آنان به ما می‌رسد» – «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ‏ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَهُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ‏ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ‏ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» . (احتجاج،ج۲ص۴۹۸)

امام مهدی موعود (ع) در توقیع دیگر که به جناب شیخ مفید نوشتند ، مرقوم نمود : «پس هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد، و از آنچه خوشایند ما نیست و باعث کدورت خاطر ما میشود ، اجتناب ورزند.؛ فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وسَخَطِنا». (الاحتجاج،ج۲ص۴۹۵)

فضیلتِ عبورِ سالم از دوران غیبت

این عده چون از زمین و زمان برون رفته اند متصل به حضور پیامبر(ص) هستند و چنان ارزشی در محضر خاتم انبیاء می یابند که ؛ پیامبر (ص) آنان را به مدال های بزرگی چون ؛ «با کرامت ترین امت اسلام ، رفقاء خود و برادران خویش» مفتخر میفرماید ؛
اولا ؛ فرمود : اکرم امتی علی ..(کمال الدین/۲۷۱)
ثانیا ؛ فرمود : ذلک من رفقائی ..(کمال الدین/۲۷۱)
وثالثا؛ فرمود : اولئک اخوانی ..(کمال الدین/۳۲۵)

عبادت در دوران پر مرارت دستگاه ظلم ، افضل از عبادت مومنان در عصر ظهور محسوب میشود.
راوی از امام صادق(ع) می‌پرسد: کدامیک از این دو بهتر است ؛ عـبـادت پـنـهـانـى بـا امـام پـنـهـان در زمـان دولت بـاطل یا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشکار ؟
امام صادق(ع) در پاسخ می فرمایند: «بـدانید هر کس از شما که در این زمان نماز واجبش را در وقتش به جماعت گزارد و از دشمنش پـنـهـان کـنـد و آن را تـمـام و کـامـل به جا آورد، خدا براى او ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گـذارده بـنـویـسـد… و آنکه از شما کار نیکى انجام دهد، خداى عزوجل براى او به جاى آن، بیست حسنه نویسد و حسنات مؤمـن از شـمـا را خـداى عـزوجـل چـنـد بـرابـر کـنـد.. به خدا، اى عمار؛ هر کدام از شماشیعیان بـر ایـن حالیکه اکنون دارید (عبادت توام با خوف و تقیه) بمیرد از بسیارى از شهداء بدر و اُحد بهتر و برتر است، پس مژده باد شمارا. ؛ اعـْلَمُوا أَنَّ مَنْ صَلَّى مِنْکُمُ الْیَوْمَ صَلَاهً فَرِیضَهً فِى جَمَاعَهٍ مُسْتَتِرٍ بِهَا مِنْ عَدُوِّهِ فـِى وَقـْتـِهـَا فـَأَتَمَّهَا کَتَبَ اللهُ لَهُ خَمْسِینَ صَلَاهً فَرِیضَهً فِى جَمَاعَهٍ …. وَ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ حَسَنَهً کَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِهَا عِشْرِینَ حَسَنَهً… أَمَا وَ اللهِ یَا عَمَّارُ لَا یـَمـُوتُ مِنْکُمْ مَیِّتٌ عَلَى الْحَالِ الَّتِى أَنْتُمْ عَلَیْهَا إِلَّا کَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللهِ مِنْ کَثِیرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا» (اصول کافی ، ج۱ص۳۳۳ و کمال الدین ج۲ص۶۴۵)

خداوند متعال حال که بر ما منت گدارده و ما را از امت پیامبر (ص) در آخرالزمان قرار داده ، منت دیگر گذارد و ما از منتظرانِ دیندار و مجاهد و امیدآفرین قرار دهد که دینداری و مجاهدت سرچشمه امید است .

انتهای پیام

استاد هادی سروش: اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ گوشه نشین نیستند

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ گوشه نشینی نیستند

انتشار :‌ یکشنبه ۱۲ / ۱۱ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۸:۳۹

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی به مناسبت میلاد صاحب الزمان(عج) نوشت:

اهل معرفت در هر ساحتی، تلاش در کسب معرفت و ارتقاء معرفت خود هستند و در مسیر معرفت آرام و قرار ندارند.

در زمینه مواجهه با انسان کاملی که مظهر جامع تمام اسماءالله است، یعنی ؛ حصرت امام مهدی (ع) نه تنها او را امیر قافله انسانیت دانسته و در تمام لحظات عمر خود از امامت او درس گرفته ، بلکه در مسیر ارتقاء روح خود هستند. در این وادی به محورهای مهمی توجه وافر دارند.

تلاش برای “درک او”

در آموزه های دینی اهلبیت (ع) ما را بجای درخواست ملاقات با حضرت امام مهدی (عج) ، تشویق به “درک او” نموده اند. درک او ، یعنی؛ یافتن او ، یعنی باور او و او را حس کردن است البته به حس عرفانی و نه حس جسمانی.

در آموزه های اهلبیت (ع) ؛ “تشرف ملکوتی به حضور ایشان است بطوری است که مومن خردمند و فهیم را که در عصر “غیبت” زندگی میکند ، غیبت را برای او تبدیل به “حضور” میکند. عبارت حدیث امام سجاد (ع) طبق شیخ صدوق چنین است : “الغیبه بمنزله المشاهده” (کمال الدین / ۳۲۰)

و نیز ایشان و جناب کلینی روایت کرده ؛ اگر او نیست ولی آداب او هست باید باید نگاه عمیق آن آداب را دید و پیاده کرد . آدابی که دربردارنده وظائف شخصی مانند عبادت و کسب حلال و.. تا وظائف خانوادگی مانند صله رحم و .. تا وظائف اجتماعی مانند معاشرت اخلاقی و برنتافتن ظلم و .. است . (کمال الدین /۲۸۶ ، کافی ج۱ص۲۷۲باب الغیبه)

وفاداری مستمر و خالصانه؛

اهل معرفت در راستای با قطب عالَم امکان حضرت امام مهدی (ع) دارایِ یک وفاداری مستمر و وفاداریِ خالصانه هستند و ارتباط آنان مقطعی و یا به انگیزه های غیر الهی نیست.

حضرت رسول (ص) فرمود: “خوشا به حال آنان که در دوران غیبت دارایِ صبر و تحمل هستند و بر محبت نسبت به او استوارند ؛ طوبی للصابرین فی غیبته ، طوبی للمقیمین علی محبته (ینابیع الموده ، ج ۳ ص ۱۰۱)

طبق فرمایش امام صادق (ع) ؛ آنان هر صبح وچ شام را با یاد مولای خود و انتظار فرج می گذارنند ؛ یتوقع الفرج صباحا و مساء(بحار ج ۵۲ص۱۲۳)

نمونه از این مشتاقانِ اهل معرفت ، جناب علی بن مهزیار است که در دوران غیبت صغری ۲۰ سفر به حج مشرف شد تا شاید امام را ملاقات کند.. (دلائل الامامه / ۲۸۹ ، کمال الدین باب ۴۳ ، الغیبه شیخ طوسی)

تلاش برای بدست آوردن حالِ حضور

بلندای عظمت حضرت ولیعصر(عج) را میتوان از جمله بسیار عجیب حضرت صادق(ع) یافت که فرمود:

«اگر او را درک کنم، تمام عمرم خادم او می شوم ; و لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»(غیبت نعمانی باب ۱۳ ص۲۲۵)

مقصود از این سنخ “حضور” حضور فیزیکی نیست بلکه یک نحوه حضور معنوی است .

همان “مقام حضوری” که اولیاء در رابطه با خدا ، درک می کنند .

تردیدی نیست این “حال” یعنی حال حضور ، با واژه ها به توصیف در نمی آید.

وقتی از عارف مشهور آیت الله قاضی سوال کردند آیا به “حضور حضرت صاحب الامر(عج)” میتوان رسید؟ پاسخ داد؛ مگر اولیاء الهی به حضور خدای متعال تشرف پیدا نکرده اند ؟ اگر بحضور خدا میتوان رسید به حضور عبد خاص او هم میتوان مشرف شد.

در بیان نورانی و بی مانندِ حضرت زین العابدین(ع) ؛ کسی هستند که با معرفت و خرد و فهم خود ، غیبت را به حضور مبدل نموده اند . و شرط حضور محضرش (عج) را در “خلوص وصداقت” و نیز “الگوی مناسب برای دینداری” معرفی فرموده است.(کمال الدین /۳۲۳)

راهنمایانِ مخلص و صادقِ به دین

در پایان ضرورت دارد به نکته توجه کنید که اهل معرفت در زمینه حضرت مهدی (عج) عابدانِ گوشه نشینی نیستند که از مسئولیتِ ابلاغ و تبلیغ دین شانه خالی کنند، آنان شخصیت راستین در شیعه هستند که با نیت خالصانه و صادقانه در هر فرصتی خواه فرصت های عمومی در جامعه و یا جلسات خصوصی در راستای تبلیغ واقعی دین کوشا هستند. این بیان نورانی حضرت زین العابدین (ع) است که بعد گریه شدید فرمود : “در زمانه غیبت ، آنان که به امامت اعتقاد دارند و منتظر حضرت (عج) هستند ، شخصیت آنان بر خِرد و فهم استوار بوده ، و آنان شیعیانی در کمال اخلاص و صداقت هستند که در تمام حالات علنی و پنهان دعوت کنندگان واقعی به دین هستند؛ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً ” (بحار ، ج ۵۲ ص ۱۲۲ از کمال الدین)

خدا روزی همه ما بفرماید.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • انتظار حضرت مهدی(عج)
  • شیعیان

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی...

استاد هادی سروش:‌ زینب (س) ظلمِ به نام عدالت را افشایِ...

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او...

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی شود، آقازاده بودن است»

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: «چیزی که از امام حسین(ع) اصلا دیده نمی شود، آقازاده بودن است»

انتشار :‌ شنبه ۰۴ / ۱۱ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۲۰

شفقنا- استاد هادی سروش گفت : مروت در لغت بمعنای گوارا بودن است و این وصف بزرگ اخلاقی در انسانی نقش میبندد که روحیه متعالی داشته و برای یکایک افراد جامعه گوارا و دلنشین باشد و لحظه ای از نیاز و درد جامعه غفلت نکند و با بزرگواری و سخاوت و در میدان حاضر بوده و بدون درنظر گرفتن نقاط ضعف آنان ، خدمت کند. ادعای بر حق ما این است روحیه متعالی امام حسین (ع) چنین بود .

*تبیین و تفاوت فتوت و مروت در اخلاق*

به گزارش شفقنا ، هادی سروش در جشن سالروز میلاد حضرت امام حسین (ع) در جمع هیئت انصار المهدی تهران گفت : کلید شخصیت امیرالمومنین (ع) فتوت است که جبرییل درباره او ندا داد “لافتی الاعلی” ، و کلید شخصیت امام حسین (ع) مروت است . گرچه بین فتوت و مروت فاصله بسیار اندک است اما در فتوت ؛ جوانمردی با غلبه بزرگواری و گذشت و فدایی بودن دیده میشود ، و در مروت بیشتر ؛ بزرگواری و سخاوت ظهور دارد.

*امام‌حسین یک نعمت بزرگ و ویژه است*

وی گفت ؛ قرآن درباره شماره نعمات الهی در آیه ۱۸ سوره نحل می‌فرماید: وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا . و درباره عظمت نعمت سخن میگوید و از آن به منت نام میبرد و در سوره آل عمران آیه ۱۶۴ تعبیر میفرماید ؛ ‘لَقَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَى الْمُؤْمِنِیْنَ.’ مهم این است وجود امام حسین از سنخ یک نعمت است ولی یک نعمت بسیار بزرگ و بزرگ.
شاهد این مدعا در زیارت وارث نهفته است که از امام حسین (ع)‌ به عنوان شخصیتی است که چکیده انبیا است، نام میبرد.

*کلید شخصیت ها*

استاد سروش در ادامه گفت : در روانشناسی گفته شده وقتی با یک انسان بلند مرتبه و از لحاظ شخصیتی وسیع روبرو شدید و توان ارزیابی همه توسعه او را ندارید ، بگردید و کلیدی پیدا کنید تا با آن شخصیت او را باز کرده و به تماشا بنشینید.

*دریافتِ کلید شخصیت امام حسین آسان نیست*

سروش گفت : پیدا کردن کلید شخصیت امام حسین هم سخت است چون هر زاویه شخصیت او یک اقیانوس عظمت است. شاید ما با مراجعه به سخنان و رفتار امام حسین (ع) به عظمت روح ایشان نزدیک شده و شناختی حاصل شود.

*از ۵۷ سال عمر امام حسین به ده روز آخر پرداخته ایم*

او افزود: امام حسین ۵۷ سال زندگی کرد و ۶ ماه پایان عمر، زمینه شهادت ایشان است و خصوصا درباره ۸ روز آخر عمر ایشان از دوم محرم تا روز عاشورا شنیده ایم و خوانده ایم و شنیده ایم ، اما امام حسین (ع) ۵۷ سال زندگی کرده و گوشه هایی از این ۵۷ سال به مسائل زیبایی برمی‌خوریم.

*دوران کودکی و محو جمال و جلال پیامبر*

هادی سروش گفت : وقتی امام حسین(ع) در کودکی است مانند کودکان که با یک الگوی روانشناسی کودک میتوان به درون نظر کرد ، امام حسین کم سن به دنبال این است که پیامبر را بشناسد و از پیامبر بشنود ، گاهی به مادرشان می گوید؛ از جدم رسول الله برایم و گاهی از امیرالمؤمنین می‌خواهد از جدم رسول‌الله بگوئید. ما در زمینه روایاتی طولانی داریم که امام حسین (ع) میفرماید من از پدر و برادرم درباره پیامبر اینگونه شنیدم که مانند شیخ صدوق و سپس طبرسی در مکارم الاخلاق آورده اند.(معانی الاخبار / ۴۹ ، مکارم الاخلاق / ۸)

*دوران جوانی و تذکر به خلیفه*

استاد حوزه گفت : امام حسین در دوران نوجوانی است و پیامبر ارتحال فرموده و خلیفه اول بر فراز منبر رسول الله (ص) است و گاهی به تعبیر ما خیلی دور برمیدارد و از نظر به اهل بیت پیامبر تغافل می کند ، اینجاست که امام حسین از پایین تذکر میدهد ؛ این منبر ، منبر جدم رسول الله (ص) است و جای پدرم رسول‌الله و پدرم امیرالمؤمنین است . این تذکر در آن جو در مقابل خلیفه اول و دوم ، از طرف یک نوجوان که نوه پیامبر است جلوی خلیفه مسلمین نکته قابل توجهی است . (موسوعه الامام الحسین / ۱۴۲ و ۱۴۳)

*مشیِ بزرگوارنه امام حسین در دوران ریاست مطلقه پدر در کل ممالک اسلامی*

استاد حوزه گفت : وقتی پدر بزرگوار ایشان امیرالمؤمنین به جایگاه خلیفه رسیدند در دوران ۵ ساله حکومت امیرالمؤمنین که مناطق گسترده ای تحت فرمان علی (ع) است ، چیزی که از امام حسین اصلا دیده نمی شود ؛ آقازاده بودن است ، آقازاده بودن یعنی ؛ استفاده از رانت های مختلف در کسب درآمد ، در پست و مقام و رفاه زدگی و خلاصه دست در بیت المال داشتن است. امام حسین در آن ۵ سال کشاورزی میکند و با زمان ۲۵ سال خانه نشینی امیرالمؤمنین تفاوت ندارد و درتمام این دوران به کشاورزی و هزینه کردن برای فقراء مشغول است.

در این ۵ سال حاکمیت امام علی (ع) جنگ های نهروان و جمل و صفین اتفاق افتاد و امام حسین به گواهی تاریخ مانند یک سرباز ساده و ناشناس در لشکر امام امیرالمؤمنین شمشیر می‌زند .(بحار ، ج ۳۲ ص۲۹۹ و موسوعه الامام الحسین ؛ ص۱۸۱)

این ها حکایت از عظمت روحی امام حسین است و بخاطر این عظمت روحی است که خداوند مدال افتخار را برای ایشان برگزید.

*نهایت ارتباط صمیمانه با همسر*

حجت الاسلام سروش گفت : امام حسین در خانواده نیز دارای عظمت روحی است و این عظمت روح او ، او را از توجه به همسر غافل نمیکند تا جایی که برای همسرش شعرهای عاشقانه نسبت به همسرشان دارد . در یک شعر چنین سرود که چقدر خانه ای در آن رباب باشد دوست دارم ؛

لعمرک اننی لاحب دارا .. تصیفها تحل بها سکینه و رباب ‌

و بی جهت نبود همسر او جناب رباب بعد از عاشورا نمی‌توانست از ایشان و کربلا جدا شود! و برای همسرش سروده‌ : ان الذى كان نوراً يُستضاء به ••• بكربلاء قتيلٌ غير مدفون‌ (الآغانی ج ۱۶ ص ۱۳۹ و ۳۶۲)

*عظمت روح امام حسین در رابطه دردهای جامعه و مردم*

وی افزود ؛ امام حسین نسبت به جامعه نیز دارای عظمت است. آنجا که جامعه دچار درد است و فرد با عظمت می‌خواهد که درد را بفهمد و برای مداوا اقدام کند.

امام حسین در اعتکاف است فردی آمد و عرض کرد من بدهکارم و مشکلات مالی زیادی دارم امام حسین فرمودند الان چیزی در دستم نیست

گفت طلبکار الان مطالبه می‌کند ، میشود شما تشریف بیارید ضمانت من را بکنید؟ امام قبول کرد و به در منزل آن طلبکار آمد و ضمانت نمودند وفرمودند: پیامبر خدا (ص)‌ فرمود ؛ تلاش دد برآوردنِ نیاز یک مومن مانند نُه هزار سال عبادت است. (بحار ، ج ۷۴ ص۳۱۵)

در روایت دیگر امام حسین (ع) در حال اعتکاف در مسجد بود و فرد نیازمند آمد ولی وقتی دید حضرت در حال اعتکاف عبادت است چیزی عرضه نداشت و رفت خدمت امام حسن (ع) و امام حسن کمک کرد و کمک به یک نیازمند را بالا و والاتر از یک ماه اعتکاف معرفی نمود. ( الکافی ، ج۲ ص ۱۹۸)

*اعتراف خلیفه سوم بر مروتِ امام حسین*

استاد حوزه افزود ؛ مروت و جوانمردی و روح بزرگ امام حسین (ع) مورد تایید و اذعان خلیفه سوم است .

در مسجد شخصی به حضور عثمان رسید و درخواست کمک کرد و عثمان به او ۵ درهم داد. آن شخص با نگاه معناداری اسنتکار کرد و عثمان متوجه شد و گفت من همین‌قدر می‌دهم اگر بیشتر میخوای برو نز آن جوان با موهای بلند نشسته . شخص آمد از آن جوان طلب کمک کرد و ایشان به این مستمند ۴۹ سکه دینار داد و کنار او جوان دیگری بود و او هم ۵۰ دینار داد تا مشکل این شخص بکلی حل شود و تکدی گری نکند . برگشت پیش خلیفه و خلیفه پرسید؛ شناختی ؟ جوان اولی امام حسین است و دومی امام حسن است و اینان خاندان کرامت هستند. حکمت اینکه امام حسین ۴۹ دینار داد و یک دینار کمتر از برادرش خواست ادب در مورد برادر را رعایت کند.

پس این نشان از عظمت روحی امام حسین در مروت و جوانمردی اوست.

طبق روایت کسی مروت داشته باشد تمام فضائل اخلاقی را داراست

*عدم تاثیر ایدئولوژی در نیکی و مهرورزی از سوی امام حسین*

استاد سروش گفت : شخصی که جوانمردی امام حسین را در مهرورزی دید که با دست باز به سراغ دردهای جامعه و مشکلات مردم میرود تفاوتی بین انسانِ دردمند قائل نیست ، برایش قابل قبول نبود و گفت : حیف ! شما این کمکهایتان را مرزبندی نمی‌کنید و به همه کمک میکنید کاش به آدم های مثبت جامعه کمک می‌نمودید. جواب امام حسین(ع) که سراسر مروت و اخلاق است ، 'إن المعروف إذا أسدي إلى غير أهله ضاع' ، فرمود : خوبی کردن به دیگران و رفع مشکل مردم ؛ مومن و غیر مومن ندارد شما به هرکسی که نیاز دارد و میتوانی کمکی بنمایی باید وظیفه ات را انجام دهی و خوبی بدیگران مثل باران بهاری باید باشد و بر همه ببارد ؛ چه مومن چه فاجر . ، 'ليس كذلك، ولكن تكون الصنيعة مثل وابل المطر تصيب البر والفاجر'. (تحف العقول - ص ٢٤٥)

در تاریخ نقل است ؛ امام حسین یک کنیزی داشت که شاید مسلمان هم نبوده ، روزی آن کنیز یک شاخه گل خدمت امام حسین تقدیم نمود ، با اینکه امام حسین بسیار این کنیز را دوست داشت و نیاز های روزمره را یاری می رساند اما امام فوری او را آزاد فرمود و آزادی در پاسخ فقط به قیمت یک شاخه گل با محبت بود ! (مجموعه ورام / ۸۳)

*مهرورزی و عظمت روح امام حسین درباره تبعیدِ سیاسیِ ابوذر*

عثمان ابوذر را تبعید به ربذه کرد و اعلام کرد هیج کس حق ندارد او را بدرقه کند و یا به دیدار او رود!

امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام بر خلاف دستور حاکم ، به بدرقه او رفتند . و طبق تاریخ هرکدام یک صحبتی با ابوذر دارند . سخن امام حسین با ابوذر که با خطابِ عموجان است نشان از مهر ورزی و روحیه بلند و عظمت و مروت امام حسین است که خطاب فرمود: «اسال الله الصبر و النصر، و استعد به من الجشع و الجزع» ؛ عمو جان! از خدا مقاومت و یاری بخواه ، و توصیه من به شما ا

هادی سروش: ین است که مبادا در مقابل فشارها و ظلمها اظهار جزع و ناتوانی کنی و از دوری خانواده دلگیر نشوی. (روضه کافی ح ۲۵۱ و شرح نهج البلاغه حدیدی ج ۸ص۲۵۲)

*خواجه نصیرالدین طوسی و محبت به اولیاء*

حجت الاسلام سروش در پایان گفت : جمله ای از خواجه نصیرالدین طوسی که از علمای ۷۰۰ سال پیش ماست عرض کنم اما قبل آن جمله مهم ایشان به یک خصوصیت مهم ایشان ورای همه مقامات بسیار بالای علمی اش توجه کنید که جناب خواجه طوسی در زمان حیاتس با هلاکوخان ارتباط پیدا کرد و دامنه وسیع علم و آموزش بپا کرد و مهم این بود که هلاکوخان به برکت ایشان مسلمان شد و به درخواست خواجه نصیر طوسی مذهب رسمی ایران را شیعه اعلام کرد ، و درنتیجه خواجه طوسی در همه برکات شیعیان در ایران عزیز شریک است.

مطلب مهم خواجه طوسی بزرگوار در کتاب اخلاق محتشمی این است ؛ خداوند محبتِ اهلبیت (ع) را به عنوان یک نعمت بزرگ به ما کرامت نمود تا دوست داشته داشتنِ آنان ما خود را کامل کنیم . و سپس می نویسد؛ اگر شما قلب خواجه نصیرالدین را بشکافید، در قلب من یک خط میبینید که نوشته شده ؛ التوحید و العدل من جانب ، و حب اهلبیت (ع) من جانب آخر. ؛ یعنی دل من در گرو خدامحوری و برقراری عدالت از یک سوی ، و از سوی دیگر در گرو حب اهل بیت (ع) است.

  • برچسب ها
  • آقا زاده بودن
  • استاد هادی سروش
  • شخصیت امام حسین
  • گوارا بودن

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش:‌ زینب (س) ظلمِ به نام عدالت را افشایِ...

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او...

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

للمظلوم عونا، یاور مظلوم باش  . هادی سروش

در نُهمین سالگرد رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی؛

للمظلوم عونا، یاور مظلوم باش

للمظلوم عونا، یاور مظلوم باش

گاه دیگر مظلومیت در رابطه با کسی است که حق و حقوقی به گردن دیگران دارد و آنان که زیر دِین او هستند و یا با بلیط او به جایگاهی رسیدند و یا جانشان مدیون لطف اوست، در روزگاری که باید به حُکمِ اخلاق همه جوره یاد و نام او زنده نگه دارند ، اما بنا بر فراموشی می گذارند! اینجاست که مظلوم؛ مظلوم تر است! مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از چهره های مظلوم دوران ۲۰ ساله اخیرِ جمهوری اسلامی است!

گاهی واژه مظلوم برای کسی به کار میرود که در حق جان او و یا مال او تعدی شود و از او ستانده شود. این شخص قطعا مظلوم است.

گاه دیگر مظلومیت در رابطه با کسی است که حق و حقوقی به گردن دیگران دارد و آنان که زیر دِین او هستند و یا با بلیط او به جایگاهی رسیدند و یا جانشان مدیون لطف اوست، در روزگاری که باید به حُکمِ اخلاق همه جوره یاد و نام او زنده نگه دارند ، اما بنا بر فراموشی می گذارند!

اینجاست که مظلوم؛ مظلوم تر است!

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از چهره های مظلوم دوران ۲۰ ساله اخیرِ جمهوری اسلامی است!

او مرد مبارزه در دوران دژخیم بود ، و مرد جنگ در دوران دفاع مقدس ، و مرد زمینه سازی برای پایان جنگ ، و مرد سازندگی ، و از همه مهمتر در سالهای آخر عمرش ؛ مردِ همراهیِ با مردم بود.

او بخاطرِ هماهنگی با خواسته مردم و فریاد بر حقِ زندگی و رفاه مردم کشورش ، از مزایای ظاهری و حتا از آبرویش گذشت و همه چیز خود را فدایِ مردم کرد.

و صدالبته ؛ مردم شریف ایران حق او را در تشییع جنازه اش اداء کردند.

هاشمی ؛ یک عالِم مبارز و یک مشعل روشن در سیاست داخلی و خارجی برای نیل به اهداف انقلاب اسلامی و بهرمندیِ جامعه در زاویه زندگی بهتر بود.

هاشمی ؛ یک بزرگمرد بود ولی هیچ گاه باور به عدم خطاء و اشتباه او در برداشت ها و رفتارهای سیاسی و اجتماعی او نمی توان داشت ، اما اگر خطائی داشته در برابر کفه دیگرِ سیاست هایش که خلاصه می شود در حسناتِ اجتماعی و سیاسی او ، و خصوصا آنچه در دو دهه آخر عمرش داشت ، قابل اغماض است.

باید قدرانش بود و بر مشعلِ نام و یاد او افروخت تا روشن بماند و این ؛ بمقتضای اخلاقِ انسانی است.

در این بین باید از هاشمی در خاستگاه های مختلف نام برد و نوشت و گفت و حتی نقد کرد تا از دانش او ، تدبیر و عقلانیت او ، الگویی بهتر برای حکمرانی دریافت کرد.

اما اضافه بر همه اینها ؛ باید در &#۳۹;وقت دعا&#۳۹; نامی از او و یادی از او داشته باشیم که ارتباط با روح او و جهان آخرت او دارد.

این بنده ناچیز ، در شش ماه قبل از رحلتش [خرداد ۹۵] به حضورش در یک نشست خصوصی رسیدم و بعد صحبت های شنیدنی که در سالهای گذشته در نوشتاری آورده ام، ایشان انگشتری را هدیه نمودند.

از آن انگشتر را در جایی استفاده می کنم که حس کنم برکات معنوی برقرار است، مانند شبهای عاشورا و ماه مبارک و یا زیارات، تا روح آیت الله هاشمی رفسنجانی را به نوبه خود مسرور سازم و به سفارش امام امیرالمومنین (ع) ، یاور مظلوم باشم.

خداوند متعال ؛ امام راحل و شهداء گرانقدر و مجاهدان سفرکرده دیروز و امروز ، خصوصا مرحوم هاشمی را با انبیاء و اولیاء و شهداء اسلام محشور فرماید. آمین.

مشاهده خبر در جماران

اخبار مرتبط

اگر امروز آقای هاشمی بود دقیقا کجا می ایستاد؟

فرزند برومند اسلام از نگاه امامابزارک جماران تصویر

تأکید هادی سروش بر حق‌محوری مردم در حکومت دینی

  • چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۱
  • GMT 11:51
  • فارسی العربية English עִברִית
  • چهارشنبه / ۱۷ دی ۱۴۰۴ / ۱۳:۱۸
  • دسته‌بندی: دین و اندیشه
  • کد خبر: 1404101710813
  • خبرنگار : 71461

تأکید استاد حوزه بر حق‌محوری مردم در حکومت دینی

تأکید استاد حوزه بر حق‌محوری مردم در حکومت دینی

یک استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم، با اشاره به آموزه‌های امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، مردم را صاحب‌حق نسبت به حاکمیت دانست و بر لزوم ایجاد فضایی برای بیان مستقیم و محترمانه مطالبات و انتقادات از سوی مردم و پاسخ‌گویی شفاف و خویشتن‌دار مسئولان تأکید کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم- در گفت‌وگو با ایسنا، به تبیین بخش مهمی از نهج‌البلاغه درباره رابطه دوسویه مردم و حاکمیت پرداخت.

وی با استناد به خطبه ۲۰۷ نهج‌البلاغه، گفت: امام علی(ع) مردم را صاحب حق می‌داند، نه صرفاً دارای تکلیف برای حمایت از حاکمیت. مردم نسبت به شرایط زندگی و رفاه خود دارای حق مسلم هستند.

این استاد حوزه با اشاره به مجموعه‌ای از آموزه‌های نهج‌البلاغه در این زمینه، چند محور اساسی را برشمرد و گفت: محور اول؛ توانایی مردم برای مطالبه حق است.

حجت الاسلام سروش" توانایی و جرأت سخن گفتن و مطالبه حق" را اولین آموزه حضرت علی(ع) و از شاخصه‌های مهم فرهنگ شیعه عنوان کرد و به نقل قول معاویه از یک زن شیعه اشاره کرد که گفت: «علی بن ابی‌طالب این جرأت را به شما آموخته است.»

وی گفت: محور دوم: حضور مستقیم و بی‌واسطه مسئولان در میان مردم است.

وی دومین وظیفه حاکمیت را حضور شخصی مسئولان برای شنیدن مستقیم سخن، مطالبات و اعتراضات مردم دانست و به فرازهایی از عهدنامه مالک اشتر استناد کرد که بر لزوم مواجهه مستقیم با مردم و ایجاد امکان گفت‌وگوی بی‌دغدغه مردم تأکید دارد؛ «تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک حتی یکلمک.» ، و خصوصا امام علی (ع) مالک اشتر را مکلف میکند که شخصا باید به مشکلات و مطالبات مردم رسیدگی نمایی؛ «واجعل لذوی الحاجات ... تفرغ لهم شخصک.»

این استاد فقه و فلسفه محور سوم را چنین برشمرد: خویشتن‌داری و بردباری حاکمیت در برابر مردم محور سوم در امر حکومت داری از منظر نهج الابلاغه است.

حجت الاسلام سروش خاطرنشان کرد: بر اساس نهج‌البلاغه، حاکمیت موظف است در برابر مردم، حتی اگر تحت فشارهای اقتصادی سخنان تندی بر زبان آورند، خویشتن‌دار، بردبار و صبور باشد و بر اساس احساسات و خشم زودگذر تصمیم نگیرد. امام علی (ع) به مالک اشتر فرمود : «فّاملک هواک.»

وی گفت: محور چهارم؛ پاسخ‌گویی شفاف به اتهامات و رفع سوءتفاهم‌ها است.

به گفته وی، اگر مردم نسبت به حاکمیت دچار سوءظن یا اتهامی شوند، حاکمیت موظف است در فضایی باز و شفاف، پاسخ منطقی و مناسب ارائه دهد تا آن سوءظن برطرف شود. در این مهم در عهدنامه مالک اشتر چنین آمده؛ إِن ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیفًا فَأصحِر لَهُم بِعُذرِکَ، وَ اعدِل عَنکَ ظُنُونَهُم بِإِصحَارِکَ.»، استفاده از تعبیر "صحرا"، بدین نکته اشارت دارد که امور مردمی و مسائل حکومتی باید مانند صحرا، در برابر دید همگان قرارگیرد و آشکارباشد، همانطوریکه در صحرا همه چیز روشن و آشکار است.

وی گفت: محور پنجم؛ پذیرش خطا و تعهد به جبران است. اگر اتهامات یا انتقادات مردم، منشأ درست و ناظر بر خطا یا کاستی‌ای باشد، حاکمیت باید آن را بپذیرد و متعهد به جبران شود.

حجت‌الاسلام سروش تأکید کرد: اگر این دستورات امام علی(ع) که بخش عمده‌ای از آن در عهدنامه مالک اشتر آمده، در حکومت دینی پیاده شود، اعتراضات در فضایی منطقی و محترمانه مطرح و پاسخ مناسب می‌گیرد. در این صورت، جامعه‌ای پویا و رو به رشد شکل می‌گیرد و دست بدخواهان داخلی و خارجی برای سوءاستفاده از فضای اعتراض بسته می‌شود.

http://isna.ir/xdVLFS

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او به مردم معنا می شود / امام علی(ع)..

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: فتوتِ امیرالمومنین در خدامحوری، عدالت و محبت او به مردم معنا می شود / امام علی(ع) با ادعای مصلحت، ظلم را توجیه نمی کرد

انتشار :‌ شنبه ۱۳ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۸:۴۳

شفقنا- استاد هادی سروش گفت: حضرت علی (ع)‌ هرگز نگفتند؛ مهم مصلحت حکومت است گرچه خانه خراب شود و با زراعتی تخریب شود و یا نگران بر مردم مستولی شود! اینها در قاموس فتوت علی علیه‌السلام وجود ندارد.

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در جشن ولادت امیرالمومین در هیئت انصار المهدی که در مسجد الغدیر تهران بر گزار شد، گفت: معرفی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به وسیله چهره های مختلف در آثار متعددی نقش بسته است در رابطه با امیرالمؤمنین علیه السلام متفکران اسلامی و غیر اسلامی شرقی و غربی در رشته های مختلف ، مانند ادبیات و شعر ، علوم سیاسی ، و در علوم عرفانی ؛ همه و همه طبق سلیقه و آگاهی خود اثری برای امیرالمؤمنین گذاشته اند.

بهترین معرف علی، خداست

بهترین معرف امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خالقذ علی ابن ابیطالب است ، او که علی را خلق کرد. جمله معروفی است که جزو اولین جملاتی است که ما در کودکی با او آشنا شدیم و در همه اقشار و طبقات جامعه شیعه کوچک و بزرگ با سواد و بی سواد معروف است و آن این است؛ لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار.

حدیث لا فتی در ادبیات فارسی و عرفانی

این جمله در شعر و اشعار بزرگان ادبیات فارسی نیز نهادینه شده آمده است نمونه ای از متذکر می شوم؛
عطار نیشابوری:
لا فتی الا علی در جان من
ذوالفقار و سیف او ایمان من
شاه نعمت‌الله ولی:
نَفْس خیر المرسلین است و ولیِّ کردگار
لافتی الّا علی لاسیف الّا ذوالفقار
محتشم کاشانی:
لا فتی الّا علی گویند اهل روزگار
ساکنان آسمان لا سیف الا ذوالفقار
شهریار:
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه مُلکِ لافتی را

معنی لا فتی الا علی

اولا این جمله لا فتی ألا علی لا سیف ألا ذوالفقار گوینده او خداوند است که از زبان جبرئیل صادر شده است.
در جریان جنگ احد که امیرالمؤمنین از پیامبر محافظت می‌کنند دور پیامبر میچرخید و شمشیر میزد و پیامبر نگاه پرچمدار سپاه کفر کرد که هنوز پابرجا هست، امیرالمؤمنین با دستور پیامبر در یک نبرد شجاعانه پرچمدار سپاه کفر را از بین برد. اینجا بود که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و لافتی را گفت و به نقل مورخین اهل سنت ؛ صدای لافتی همه شنیدند.

معروفیتِ حدیث لافتی در شیعه و سنی

لافتی ، روایتی است که بزرگترین رجال شیعه مانند شیخ صدوق شیخ طوسی و شیخ مفید این مشایخ سه گانه نقل کرده اند ، از میان علمای اهل تسنن ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ ، و طبری در تاریخش آورده است.

نقل طبری درجلد سوم تاریخش از ابی رافع چنین است ؛ در روز احد هنگامی که علی (ع) پرچمداران سپاه قریش را کشت و به زمین افکند رسول خدا عده ای از مشرکان قریش را دید، به علی دستور داد به آنان حمله کند حضرت به آنان حمله نمود و آنان را پراکنده کرد و شیبه بن مالک را کشت، سپس جبرائیل گفت: ای رسول خدا این است معنای برابری و برادری. پیغمبر فرمود علی ازمن است و من از او هستم. جبرئیل گفت: من هم از شما هستم.

ابی رافع گوید: در این هنگام مردم صدائی را شنیدند که می گفت: لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. این روایت را احمد بن حنبل در کتاب ” الفضائل ” از ابن عباس نقل کرده است.

فتوت در قرآن

اولا سابقه این واژه در قرآن شریف آمده است. سوره مبارکه انبیا آیه ۶۰ اولین شخصیتی که عنوان فتی بر او نهاد حضرت ابراهیم است … وقتی بت هارا ابراهیم شکست سوال کرد نمرود که چه کسی بت هارا شکسته شنیده ایم یک فتی ، یعنی یک جوانمردی که به او ابراهیم گویند این کار را کرد. مورد دیگری که در قرآن داریم درباره اصحاب کهف است که جوانان را به فتیه یعنی آن جوانمردانی که به خدا ایمان داشتند ، نام برده است.

معنی لا فتی و فتوت

فتی به معنی فتوت از آن کلمات عربی است که ما نمی‌توانیم یک واژه برای ترجمه او پیدا کنیم. در عرب کلماتی داریم که نمی‌توانیم یک کلمه در مقابلش برای ترجمه قرار داد. میگوند جوانمردی ولی این بخشی از آن را معنی می‌کند.

فتوت از نگاه عارف ملاعبدالرزاق کاشانی

عارف بزرگ مرحوم عبد الرزاق کاشانی کتابی درباره فتوت نوشته است و او می‌گوید فتوت برای کسی است که تمام مراتب اخلاق را به صورت آگاهانه در خود دارد ، بعد دارا بودنِ سه اصل را توضیح میدهد که یک مرد با فتوت دارای سه خصوصیت است.

امیرالمومنین و مقام توحید و خداخواهی

اول ؛ صاحب مقام توحید است و خدا در جان او تجلی کرده باشد و غیر خدا توجهی به کسی ندارد. خدامحوری امام علی خود یک فرصت وسیع می طلبد. در روایت است ؛ «ممسوس فی ذات الله» به عنوان نمونه؛ فاطمه زهرا در لحظات آخر گریه میکرد ، امیرالمؤمنین علت گریه را پرسید ، او فرمود گریه من برای حوادثی است بعد از من با شما خواهند داشت! امیرالمؤمنین فرمود : ان ذلک فی ذات الله قلیل . به خدا قسم تمام حوادثی که تا آخر عمر پیش می‌آید در برابر وظیفه ام پیش خدا برای من به حساب نمی‌آید این توحید و خداشناسی و عرفان امیرالمؤمنین است.

عدالت علی، روشن تر از آفتاب

دومین چیزی که در فتوت علی (ع) نقش آفرین است؛ عدالت است. عدالت علی آنچنان مانند آفتاب پر نور است که یک مسیحی هم برای امیرالمؤمنین می‌نویسد؛ صوت العداله انسانیه که در ادامه بیشتر از عدالت او گفته می شود.

جایگاه محبت و عواطف علی (ع) در فتوت او

ملا عبد الرزاق کاشانی می‌گوید؛ محبت، پایه سوم فتوت است. سر سلسله فتوت داران ؛ ابراهیم است که ‘ابوالفتیان’ است و قرآن از ابراهیم به عنوان فتی نام می برد. و پیامبر اسلام ‘سید الفتیان’ است . این نمونه ای سیادت و آقایی پیامبر در جوانمردی است که تاربخ نقل می کند ؛ ابن وهب است از سران شرک است نقشه قتل پیامبر را با کمک مشرکان مکه ریخت و آمد مدینه آن را پیاده کند ! متوجه شد فرزندش اسیر مسلمین است، خواست اول اورا آزاد کند و سپس پیامبر را به قتل رساند چنان جذب پیامبر شد مسلمان شد و پیامبر فرزند اورا آزاد نمود .

امیرالمؤمنین ، ‘قطب الفتیان’ است

علی (ع) قطب و مرکز فتوت است ، یعنی هر کسی درعام هستی زیر سایه ابراهیم و پیامبر رفتار آگاهانه اخلاقی دارشته باشد ، باید خود را با امیرالمؤمنین تراز کند و بسنجد .

فتوت علی در زمان قدرت

قدرت یک فرصتی است وقتی شخصی به قدرت رسید خیلی چیز ها یادش می‌رود. اما فتوت امیرالمؤمنین به هیچ عنوان در زمان حاکمیت با زمان خانه نشینی تفاوت ندارد.

جریان بصره و جنگ جمل تمام شد امیرالمؤمنین به هر نفر ۵۰۰ درهم تقسیم کرد و یک ۵۰۰ درهم آخر را برای خودشان ماند . یک نفر دیر رسید و گفت ؛ کنت معک و ان عاب جسمی ؛ من دلم با شما بود گرچه خودم نتونستم با شما باشم. پس سهمی به من عنایت کنید. امیرالمؤمنین نفرمود تمام شده و شما در نبرد حضور نداشتی بلکه با یک جوانمردی سهم شخصی خود را به آن شخص داد.

معاویه و ایجاد انحصارِ فکری

معاویه در این وصیت به یزید نوشت ؛ که شما این مردم را آزاد نگذار اگر هم در نبردی مجبور بودی به شهر دیگری آنان را اعزام کنی ، ولی زود برگردان زیرا من این مردم شام را تربیت کردم که چیزی غیر از معاویه نمی‌شناسند و نباید اخلاقشان عوض شود!

علی و حقِ آزادی انتخاب

در مقابل روش ناپسند معاویه ، سبک امیرالمؤمنین است ؛ عده ای از شاگردان ابن مسعود که از قاریان و مفسران قرآن بودند با دعوت امیرالمؤمنین بطرف صفین آمدند و به امیرالمؤمنین عرض کردند که ما نمیدانیم حق با شماست و یا با نیروی مقابل شما ! ما درخواستی داریم ، ما دنبال لشگر شما می آییم اما کمی عقب تر از شما و ما در مکانی اردو میزنیم تا ببینم کدام یک به عدالت و حق نزدیک است ، ما به همان ملحق خواهیم شد.

امیرالمؤمنین این جمله را فرمود: ‘مرحبا و اهلا ، هذا هو الفقه فی الدین ‘ ، آفرین اصل فهم دینی همین است که کسی را کورکورانه قبول نکند و این یعنی اجازه دادن به مردم برای آگاه شدن و انتخاب آگاهانه ، این نشان از مقام فتوت و اخلاق بزرگوارانه و جوانمردی امیرالمومنین است.

علی (ع) از خسارات احتمالی نیروی نظامی شانه خالی نمی کند

نمونه دیگر از فتوت و جوانمردی و اخلاق و بزرگواری علی (ع)‌ در نامه ۶۰ نهج البلاغه روشن می شود. لشگر امیرالمؤمنین از منطقه ای عبور می‌کند امیرالمؤمنین برای آن شهر پیغامی فرستاد نامه ۶۰ در نهج البلاغه است ، و نوشت ؛ من سفارش شما را لشگر کرده ام تا نیروهای نظامی هیچ گونه نگرانی و آسیبی برای شهر شما نداشته باشد.

علی (ع)‌ نمی‌گوید؛ مهم مصلحت حکومت است گرچه خانه خراب شود و با زراعتی تخریب شود و یا نگران بر مردم مستولی شود ! اینها در قاموس فتوت علی علیه‌السلام وجود ندارد.

سپس نوشت؛ من علی نسبت به هر رفتاری که موجب ناراحتی شما شود راضی نیستم ، اگر در عبور لشگر به شما ، یا به امنیت کسب کار شما خسارتی وارد شد ، من در این لشگر حضور دارم تا خسارت شمارا خودم پرداخت کنم در حالی که می‌توانست با یک جمله مصلحت اسلام هرکاری بکند این چنین برخور می‌کند.

در نتیجه؛ حدیث “لا فتی الا علی” را باید از جنگ احد عبور داد و به تمام عمر مبارک امام علی و خصوصا در پنج سال حکومت او وارد کرد و از اخلاق جوانمردانه او درس گرفت.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • حضرت علی(ع)
  • سیره حضرت علی(ع)
  • ظلم
  • مصلحت

اخبار مرتبط

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه...

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش:نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن ..

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست

یادداشتی از: هادی سروش

در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم را اعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست

نامه امام به گورباچف، اعلام پایان ستیز مذهبی و تفکر مادی در جهان بود و محتوای فاخر آن در گذر زمان کهنه شدنی نیست
در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم را اعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.


سی و هفت سال پیش در چنین روزی ( ۱۱دی ۱۳۶۷) امام خمینی نامه مهمی به صدر هیئت رئیسه شوروی سابق جناب گوربایچف نوشت و با اعلام آن در خبر سراسری ساعت ۱۴ ، جهان متوجه اسلام و ایران و امام شد.
در روزهایی که هنوز دیوار برلین به عنوان مرز بلوک شرق و غرب برقرار بود و قانون اساسیِ کمونیستی شوروی محور اداره بلوک شرق بود، امام خمینی شکست کامل وصدای خُرد شدنِ استخوانِ کمونیسم رااعلام نمود و جای آن را در موزه های تاریخ معرفی نمود.
پیام تاریخی امام خمینی توسط استاد عزیز و بی بدیل آیت الله جوادی آملی به گوربایچف تسلیم و تعلیم شد.
استاد معظم ، در روز قبل از سفر؛ خبرِتعطیلی درس تفسیر در روز بعد را اعلام نمودند وهمه ما را متحیر از خبرِ تعطیلی درس کردند که سابقه نداشت ، تا اینکه روز بعد در اخبار سراسری ؛ خبر سفر ایشان به مسکو و دیدارشان با گوبایچف به نمایندگی از امام خمینی مطرح شد.
استاد بزرگوار ؛ بعد از بازگشت از سفر، ۱۵ دی در رابطه با آن سفر تاریخی مطالب شوق و شعف آوری فرمودند که در سالهای بعد در یک مصاحبه تصویری منتشر شد.
پیام امام خمینی با توجه به ماده (عناصر اولیه) و هیئت (محتوا) آن است .
ماده اصلی نامه امام در دفاع از مذهب در عقیده و رفتارهای عبادی ، اجتماعی و سیاسی است.
آن ماده در نامه در هیئت و محتوایی فاخر عرضه شده تا جایی که گذر زمان آن را کهنه نکرد و نمیکند .

در این محتوا امور مهمی دیده می شود؛
سخن اول امام خمینی در نامه شان این است ؛ « در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدید نظر نمایید. جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است».
امام راحل با حفظ رعایت استقلالِ سیاسی کشورها ، در نامه به گوربایچف با اعتقاد نوشتند ؛ « ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می دانیم».
امام از کسانی است به قدرت وسیع مذهب نگاه درستی داشت و مذهب راستین و دست کاری نشده را نقطه اتکاء بر برابر هر ظالم معرفی میکرد و بر این باور بود که اسلام راستین که شالوده آن بر عدالت و رحمت است ، جهان شمول است و از اینجاست که در نامه تصریح نمود ؛« آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ اسلام است که می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید».
جمله معروف در این نامه این جمله است ؛ «از این پس باید کمونیسم را در موزه‌های دنیا جست‌وجو کرد» تصریح به شکست مارکسیسم و کمونیسم قبل صدای شکستن آن است . شگفت آور است!
دعوت امام خمینی به دوری از معیار شناخت 'حس' از مباحث مهم این نامه است که در اوج قرار دارد و عظمت مقام علمی و فلسفی و عرفانی امام خمینی را حکایت میکند. گذر کوتاه بر برخی جملات این نامه شگفت آور است .
«قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می کند، و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده می شد. لَن نُؤمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی الله جَهرَةً می فرماید: لَا تُدرِکُهُ الأبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأبْصارَ وَ هو اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ . از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است».
«مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می توانند از آن بهره ای ببرند بسنده می کنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست؛ در محیطش چه می گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است».
«انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود».
امام خمینی در پایان به نمونه های از مبانی فکری فلسفی و عرفانی نمودند و تصریح کردند؛
امام راحل در ادامه نوشتند ؛ « از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدر المتألّهین - رضوان الله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین و الصالحین - مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده، و هر گونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.»
امام خمینی که یکی از نظریه پرادازان در عرفان نظری است در نامه با شجاعت مثال زدنی نوشتند : «دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محیی الدین ابن عربی نام نمی برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر ز موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.»
به باورم ؛ این نامه اشاره ای به اشکِ امام دارد ، آنجا که نوشت : «آقای گورباچف وقتی از گلدسته های مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتاد سال بانگ «الله اکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله و سلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت.»
پایان نامه ، بازگشت به سخن در صدر نامه بود که سخن از دعوت به اسلام بود ؛ «جناب آقای گورباچف، اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید.»
توجه به این نکته بجاست که در استناد این نامخ به امام خمینی تردیدی نیست، غیر از اینکه امضاء ی امام راحل کفایت میکند ، متن این نامه نیز ؛ گویای این حقیقت است که این نامه قطعا از شخص امام خمینی است ، چراکه چنین متنِ استوار ، علمی و دقیقی را ما از شاگردان امام که آثارشان در دسترس است سراغ نداریم ، تا برسد به برخی رجال سیاسی دهه شصت که آشنای با فلسفه بودند.
خدای متعال روح بزرگ امام راحل را با انبیاء و اولیاء و خصاصا با حضرت رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و اولاد طاهرین و معصومین (ع) آن ذوات مقدسه محشور فرماید. آمین.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1693375

​ توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌

یادداشت/

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد.

دوران امامت امام هشتم و نهم علیهماالسلام ؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است .

دراین دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان میدادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران ، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ - در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد ، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد ؛

«ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست ، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ - بخش مهم دیگر از این جامعه ، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور ، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق ؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت ، آن هم در کنار گوش حاکم ! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک ؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ - از سوی دیگر ؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنین نقل کرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَکِبْتَ أَخْرَجُوکَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر ...؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.&#۳۹;».

[عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ - ما طلبه ها ؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم ؛

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد. ؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علینا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصیر فی أعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود : «هر صبح و شام ، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ - سخن آخر ؛ سخنِ قرآن‌ : «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ - [ قمر ، آیه ۱۷]

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌ال

جماران

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

توصیه‌های مهم امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم» در دوران ریاست‌طلبی‌ها و غارت بیت‌المال‌ها

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد.

دوران امامت امام هشتم و نهم علیهماالسلام ؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است .

دراین دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان میدادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران ، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ - در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد ، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد ؛

«ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست ، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ - بخش مهم دیگر از این جامعه ، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور ، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق ؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت ، آن هم در کنار گوش حاکم ! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک ؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ - از سوی دیگر ؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنین نقل کرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَکِبْتَ أَخْرَجُوکَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر ...؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.&#۳۹;».

[عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ - ما طلبه ها ؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم ؛

امام رضا علیه‌السلام به موسی بن یسار فرمود: ای موسی: « آیا نمی دانی که اعمال و رفتار شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می‌شود. اگر تقصیری در رفتار آنها دیدیم از خداوند می‌خواهیم که از سر تقصیر ایشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کردیم از خداوند می‌خواهیم که به آنها جزای خیر دهد. ؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علینا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصیر فی أعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود : «هر صبح و شام ، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ - سخن آخر ؛ سخنِ قرآن‌ : «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ - [ قمر ، آیه

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم»: نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

توصیه های امام رضا (ع)‌ به امام جواد (ع) در رابطه با «مردم»: نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۹ / ۱۰ /۱۴۰۴ | ساعت ۲۰:۴۴

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در نوشتاری به مناسبت میلاد امام جواد(ع) نوشت: دوران امامت امام هشتم و نهم علیهم السلام؛ دوران رشد و توسعه مکتب امامت و شیعه است.

در این دوران طبقه محروم جامعه زیر بار فقر جان می دادند و حکومتی ها و اشراف و منسوبات به مدیران، به برکت بیت المال؛ غرق در نعمت های مختلف از زندگی های آنچنانی و سفرهای پر هزینه و تفریحات مختلف بودند.

۱ – در اینجاست که امام رضا(ع)‌ در توصیه ای معنادار که نشان از دردهای پنهان امام رضا از شرائط آن روز دارد، در خطاب به امام جواد (ع) می نویسد؛ «ای فرزندم پدرت فدایت گردد . این پدر توست که دل به چیزی نبست، تو هم چنان باش». (مکاتیب الائمه ج۵ص۲۵۸)

با نگاه به عمیق به برخی مدعیان تشیع در زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام میتوان سقوط برخی چهره ها را در دلبستگی به قدرت و ثروت را دریافت نمود.

۲ – بخش مهم دیگر از این جامعه، مردمی بودند که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند و سخت در معاش و زندگی خود درمانده بودند. این ضعفاء جامعه در چرخه کسب های آنچنانی که جای نداشتند و از سوی دیگر راهی برای ملاقات با هیچ یک از حاکمان و رابطانِ آنان هم نداشتند تا عرضِ حاجت کنند! تنها راه برای این محرومانِ ذلیل شده بوسیله حکومتِ جور، رساندنِ دستی به پَر عبای امام رضا و امام جواد (علیهماالسلام) برای رفع مشکلاتشان بود.

طبق نقل صدوق؛ «امام رضا (ع) ؛ علی رغم خواسته حکومتِ وقت، آن هم در کنار گوش حاکم! روزانه ملاقات با مردم دارد و گاه شخصا در جمع کارگران کنار خیابان حضور می یافت و با آنان هم غذا میشد و گاه آنان از درب غیر متعارف دارالحکومه به نزد خود دعوت می کرد و با آنان هم غذا می شد». [ر.ک؛ عیون اخبارالرضا؛ ج ۲ص۱۷۰]

۳ – از سوی دیگر؛ امام رضا (ع) با ارسال نامه به امام جواد (ع) در مدینه ، ایشان مورد راهنمایی ، خصوصا در رابطه با مردم ، قرار می داد.

شیخ صدوق از بزنطی چنين نقل كرده است: حضرت رضا (ع) نامه‌ای برای فرزند گرامیش حضرت جواد الائمه (ع) نوشت و به مدینه فرستاد.

در بخشی از متن آن نامه بدین شرح بود:

«یَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِی أَنَّ الْمَوَالِیَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِیر …؛ فرزندم به من خبر داده‌اند که چون از منزل بیرون می‌روی همراهانت بخل و حسادت می‌ورزند تا چیزی از تو به کسی نرسد. برای همین تو را از درب کوچک اندرونی بیرون می برند تا مبادا کسی از تو بهره‌مند گردد. این نامه را به تو می‌نویسم، به همان حقی که بر تو دارم قسمت می‌دهم با رفت و آمد از درب بزرگ بیرونی و عمومی؛ رفت و آمدت را علنی و آشکار کن و هنگام خروج از خانه ، درهم و دینار همراه خود بردار تا اگر کسی از تو درخواستی کرد ، به او چیزی ببخشی و مردم از خیر تو بهره‌مند شوند و به عطایای تو خوشحال و مسرور گردند و دوستدار تو باشند.’». [عیون اخبار الرضا،ج۲ص۸]

۴ – ما طلبه ها؛ سالهای سال برای مردم شریف در محافل دینی این حدیث را خواندیم؛ امام رضا عليه‏السلام به موسی بن یسار فرمود: اي موسي: «آيا نمی دانی که اعمال و رفتار شيعيان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه مي ‏شود. اگر تقصيری در رفتار آنها ديديم از خداوند مي‏ خواهيم که از سر تقصير ايشان درگذرد و اگر کار خوب از آنها مشاهده کرديم از خداوند مي‏خواهيم که به آنها جزاي خير دهد؛ أما علمت انا معاشر الأئمة تعرض علينا اعمال شعتنا صباحا و مساء فما کان من التقصير في أعمالهم سألنا الله تعالي الصفح لصاحبه و ما کان من العلو سألنا الله الشکر لصاحبه». [مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص۳۴۱]

اما امروز ضروری است؛ به حاکمان و مسئولانی که در پناه دین به حُکمرانی رسیده اند، این حدیث را بخوانیم و با تاکید بگوییم؛ آیا حواستان به وظیفه و پیمان و مسئولیت تان در رابطه با احترام به مردم و حفظ شئون و آبرو و رفاه جامعه هست؟ امام رضا (ع) فرمود: «هر صبح و شام، رفتارتان برما عرضه می شود».

۵ – سخن آخر؛ سخنِ قرآن‌: «هل من مدکر» ؛ آیا پندگیری هست؟ – [ قمر ، آیه ۱۷]

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • امام جواد(ع)
  • امام رضا(ع)
  • بیت المال
  • توصیه امام رضا(ع) به امام جواد(ع)
  • مردم

اخبار مرتبط

شیعه؛ میراث دارِ امام هادی(ع) در پنچ گوهر ناب در باب...

سه حدیثِ راهبردی از امام باقر (ع) درباره شیعه

استاد هادی سروش: نیت‌های قدرت‌طلبانه و ثروت‌اندوزانه در مسیر اهل‌بیت(ع) نارواست/...

پاسخ استاد هادی سروش به نقد استاد موسوی اصفهانی درباره دیدگاه...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند...

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

 
  BLOGFA.COM