قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

استاد هادی سروش:فاطمه (س) روشنگری بی مانند درباره «قدرت طلبان و فریب خوردنِ مردم» است

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه قطعه و شخصیت مردم را خُرد کرد/ فاطمه (س) روشنگری بی مانند درباره «قدرت طلبان و فریب خوردنِ مردم» است

انتشار :‌ یکشنبه ۰۹ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۰۹:۴۴

شفقنا- استاد هادی سروش با اشاره به آیه ۱۱۳ سوره هود که فرمود : «لا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا» بر لزوم دوری از حمایت از ستمگران تأکید کرد و گفت: قرآن به صراحت می‌فرماید که حتی کوچک‌ترین کمک و حمایتی از ستمکاران نباید صورت گیرد. اگر جامعه مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) به این آیه عمل می‌کرد، هرگز شاهد ظهور حکومت‌های ستمگر در تاریخ اسلام نبودیم.

به گزارش شفقنا؛ حجت‌الاسلام و المسلمین استاد سروش در تحلیل خطبه حضرت زهرا(س) در جمع عزاداران هیئت انصار المهدی تهران گفت: قدرت‌طلبان مردم را نردبان قدرت می‌کنند و پس از رسیدن به هدف، رهایشان می‌کنند و این همان رفتاری است که منطبق بر الگویِ فرعون است و حضرت فاطمه (س) در متن جامعه اسلامی آن را دید و به آن هشدار داد.

روش فرعون در تصاحب قدرت و تصاحب مردم

سروش به تشریح شیوه فرعون در بهره‌کشی از مردم برای تثبیت قدرت پرداخت و گفت: فرعون برای تحکیم سلطه خود، جامعه را قطعه قطعه و شخصیت مردم را خرد کرد تا راحت‌تر بتواند بر آنان حکومت کند. غرض آن است که روش فرعون خلاصه می شود در دو مرحله؛ اول یکپارچگی جامعه را تغییر داد؛ «جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً» (قصص/۴) . دوم؛ شخصیت و هویت ارزشیِ جامعه را نابود کرد؛ «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ‌» (زخرف/ ۵۴)

در نتیجه کار و روش سیاسی فرعون این بود که جامعه را از یکپارچگی انداخت و بعد شخصیت جامعه را خُرد کرد و بعد آنان را عبد خود داد. این سوء استفاده از مردم برای رسیدن به قدرت است و بعد از آن؛ رها کردن مردم است. به تعبیر علامه طباطبایی؛ فرعون عقل و فهم مردم را به بازی گرفت و مردم هم به شکل سریع و خفت بار فرعون و حاکمیت او را پذیرفتند! استخف عقول قومه و طالبهم بالخفة و السرعة.

روش حاکمیت بعد از رحلت پیامبر(ص)

استاد سروش گفت: متأسفانه این روش ناپسند که در طول تاریخ در میان جریان‌های قدرت‌طلب رواج داشته، پس از رحلت پیامبر(ص) در جامعه اسلامی نیز رخ پیدا کرد و تا توانستند از مردم استفاده کردند و قدرت پیدا کردند تا جایی که به خانه دختر پیامبر حمله کردند و سپس براساس امیال خود به حکمرانی پرداختند.

عبارت خطبه حضرت زهرا (س) چنین است؛ «شما را آماده پذیرش دعوتشان شدید ، سپس شما را دعوت به قیام کرد و سبکبار برای حرک یافت! شعله های خشم و انتقام را در دلهای شما بر افروخت، و آثار غضب در شما نمایان گشت. هاتفا بکم، فالفاکم لدعوته مستجیبین ،و للغرة فیه ملاحظین، ثم استنهضکم فوجدکم خفافاً و احمشکم فالفاکم غضاباً».
خلاصه سخن حضرت زهرا (س) است ؛ اولا شما مردم اجازه ندادید ما از رنج از دست دادن پیامبر (ص) آرام شویم ، ثانیا ؛ در مقابل قدرت با تعظیم به سرعت گوش به فرمان بودید، و ثالثا ؛ قدرت ها توانستند از احساسات شما به خوبی استفاده کنند و آتش غضب را در نهان شما شعله ور کنند.

استفاده ابزاریِ قدرت‌طلبان از مردم برای رسیدن به مقاصد

استاد سروش در ادامه گفت: قدرت‌طلبان از مردم به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد خود سوء استفاده می‌کنند و آنان را نردبان قدرت قرار داده و سپس مردم را رها می کنند.

در نهج البلاغه در خطبه ۱۰۶ آن جملات کوتاه حضرت فاطمه را تشریح میکند ؛ “شما مردم هستید که زمینه قدرت نمایی و حتا ظلم آنان آماده می کنید چرا که اموری که باید تحت فرمان الهی تنظیم و ترتیب یافته است را به قدرت طلبان می سپارید” ؛ “و مکنتم الظلمه من منزلتکم و اسلمتم امور الله فی ایدیهم”
اینکه امیرالمومنین می‌فرمایند؛ «مردم با اقدام خود، بستر حکومت ستمگران را فراهم می‌کنند و امور الهی را به دست نااهلان می‌سپارند» ؛ نشان از عمق بینش و جایگاه والای کلام حضرت زهرا(س) دارد که ۲۵ سال قبل در خطبه اش بدان اشارت فرمود که حاکمان ستمگر از مردم برای رسیدن به قدرت کمک می‌گیرند، اما پس از تثبیت حکومت، آنان را رها کرده و حتی از خشم و ناراحتی‌شان کمال استفاده را میکنند و این روشِ غیراخلاقی ؛ مشابه رفتار فرعون است.
در این روش غلط و باطل حکمرانی نه تنها حاکم ظالم مورد تقبیح است بلکه مردمی هم که نردبان ظلمِ ظالم می شوند مورد تقبیح هستند.

کوچک‌ترین کمک و حمایتی از ستمکاران نباید صورت گیرد

حجت‌الاسلام والمسلمین سروش در ادامه با اشاره به آیه ۱۱۳ سوره هود که فرمود : «لا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا» بر لزوم دوری از حمایت از ستمگران تأکید کرد و گفت: قرآن به صراحت می‌فرماید که حتی کوچک‌ترین کمک و حمایتی از ستمکاران نباید صورت گیرد. اگر جامعه مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) به این آیه عمل می‌کرد، هرگز شاهد ظهور حکومت‌های ستمگر در تاریخ اسلام نبودیم.

جایگاه فاطمه در قیامت؛ فاطمه (س) مدار رضایت الهی

وی در بخش دیگری از سخنانش به بیان جایگاه رفیع حضرت فاطمه زهرا(س) در قیامت پرداخت و با اشاره به روایت شیخ مفید از شیخ صدوق در کتاب امالی از امام صادق(ع)، تصریح کرد: در روز قیامت، همه خلائق به احترام عبور حضرت زهرا(س) از صراط، چشم‌های خود را فرو می‌اندازند و ایشان با استقبال هفتاد هزار فرشته، در جایگاه ویژه‌ای قرار می‌گیرند ؛ “یا معشر الخلائق! نکسوا رئوسکم و غضوا ابصارکم حتی تمر فاطمه(س) بنت محمد علی الصراط، فتمر مع سبعین الف جاریه من الحور العین… ” در این صحنه محشر کبرا ؛ «خداوند نیز رضایت او را رضایت خود می‌داند ؛ فیأتیها النداء من قبل الله عز و جل یا فاطمة لک عندی الرضا»

استاد سروش در پایان، گفت: مهم این است که حضرت زهرا(س) در قیامت مدار رضایت الهی است و این مقام ، در زیر مجموعه مقام شفاعت آن حضرت است . و این مقام منحصر به قیامت و محشر نیست و هر کسی می تواتد با خلوص و توسل ، برای حل مشکلات خود و جامعه و امت اسلامی با توسل به آن حضرت (س) از درگاه خداوند متعال پیشرفت و امنیت و رزق و سلامتی را خواهان باشد .

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • حضرت زهرا(س)
  • حکومت فرعون
  • قدرت طلبان

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند...

استاد هادی سروش: حضرت زهرا (س) درباره خطرات ایجاد «اختلاف طبقاتی...

حضرت زهرا (س) کامل‌ترین مظهر «عدالت‌خواهی»، «کرامت انسانی» و «ایستادگی در برابر...

استاد هادی سروش: زندگی حضرت زهرا(س) سراسر الگو است/ گروهی کینه...

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

هادی سروش : نگرانی فاطمه (س) از دین داری گزینشی و کهنه شدنِ لباسِ دین است / پیامبر (ص) درباره مساجد زیبا و صفوف طولانی اما دل‌ها خالی از روح دین هشدار داده

نتیجه سخن هشدارگونه رسول الله (ص) این است ؛ ظاهرِ دین پررونق است؛ مناره‌ها و گنبدها برافراشته و صفوف جماعت برقرار، اما باطن که همان اخوت و صفاست، رخت بربسته. وقتی در مسجد که باید جایگاه ذکر و محبت باشد، کینه و دعوا حاکم شود، یعنی روح دین کهنه و متروک شده است.

هادی سروش : نگرانی فاطمه (س) از دین داری گزینشی و کهنه شدنِ لباسِ دین است / پیامبر (ص) درباره مساجد زیبا و صفوف طولانی اما دل‌ها خالی از روح دین هشدار داده

تشبیه دین به «جلباب» در کلام حضرت زهرا (س) حاوی نکته‌ای ظریف و عمیق است: دین باید همچون پوششی کامل، بر تمامی شئون زندگی انسان احاطه داشته باشد و همه ابعاد وجودی او را در بر گیرد. وقتی دین برشی شود و بخشی قبول و بخش دیگر متروک باشد، دین متروک است.

به گزارش جماران ، هادی سروش استاد حوزه علمیه قم در روز شهادت حضرت فاطمه (س) در هیئت انصارالمهدی گفت : یادگارِ ارزشمندِ حضرت زهرای اطهر (س) برای مسلمین و جهان اسلام است و آن خطبه نورانی فاطمیه است که از آن به خطبه فدکیه و یا خطبه لمه نیز نام برده شده است.

مقام کوثر الهی

فاطمه صاحب مقام کوثر الهی است؛ و آن مقامی است که خداوند متعال به‌عنوان ریشه و بقای ذریّه پیامبر (ص) در فاطمه (س) قرار داده و این مقام حافظ استمرار رسالت در پوشش و کسوتِ امامت است . این مقام که در یازده فرزند معصومش ظاهر گشته ، یادگار با عظمت حضرت زهرا (س) است.

مقام محدثیت و مصحف

یادگار ارزنده دیگر حضرت فاطمه ؛ مقام مصحف است که از آن به "مصحف فاطمه(س) نام برده میشود.

این مقام که در پرتو نزول جبرییل به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) رقم خورده ، در علم کلام و حدیث از آن به مقام محدثیه نام برده می شود.

مصحف فاطمه آن متنی است که حاوی خبرهای غیبی جبرییل به فاطمه (س) است که امام علی (ع) آن را نوشته و در محضر امام عصر است‌.

متن حدیثِ معتبری که مقام دریافت پیام های غیبی توسط حضرت زهرا (س) را در بر دارد از زبان امام صادق (ع) چنین است ؛

فاطمه بعد از پیغمبر (ص) هفتاد و پنج روز در دنیا بود و از فراق پدر بسیار اندوهگین بود. جبرئیل محضرش می آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می داد و خوشحالش می کرد و غم و اندوهش را تخفیف می داد و از احوال و مقام پدرش خبر می داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش می گفت و علی (ع) آن مطالب را می نوشت که مجموع آن نوشته ها مصحف فاطمه (ع) شد. (کافی ج۱ ص۲۳۵)

امیرالمومنین در ضمن بیانی فرمود : "به همسرم مصحف وکتابی عطا شد که علمی در آن است وهیچ کس قبل از وی به آن نرسیده. این عطای ویژهای از طرف خدا ورسول او بود ؛ 'و لقد أُعطِیَتْ زوجتی مُصحفاً فیه من العلم ما لم یسبقها إلیه أحدٌخاصة من الله ورسوله» (بصائر الدرجات /۲۰۰)

صدرالمتالهین در نوشته کوچکی بنام "رساله سه اصل" از "مصحف فاطمه" به دریایی از علوم غیبی تعبیر نموده که قابل مقایسه با هیچ علمی از علوم بشر نیست.

پایگاه مرتفع خطبه حضرت فاطمه

پس از مقام کوثر و مقام محدثیه ، خطبه فاطمیه مهم‌ترین میراث معنوی آن حضرت است. خطبه فاطمیه ؛ خطبۀ شریفه‌ای است که با فاصلۀ اندکی از رحلت رسول خدا (ص) ـ شاید حدود یک هفته تا ده روز ـ در مسجدالنبی ایراد فرمودند. گرچه در ایام فاطمیه با رویکردهای مختلفی به فرازهای این خطبه نگریسته‌ایم، اما امروز توجه ما معطوف به تعبیر شگفت‌انگیزی است که حضرت در توصیف وضعیت دین در جامعه پس از پیامبر به کار بردند.

انحراف در امت اسلامی

آن حضرت در مورد انحراف در امت اسلام می‌فرمایند: «قَدْ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّینِ»؛ به این معنا که جامۀ دین در میان شما کهنه و متروک شده است. واژۀ «جلباب» در لغت عرب به معنای پوششی سرتاسری و فراگیر است، همچون چادری که تمام بدن را می‌پوشاند.

تشبیه دین به «جلباب» در کلام حضرت زهرا (س) حاوی نکته‌ای ظریف و عمیق است: دین باید همچون پوششی کامل، بر تمامی شئون زندگی انسان احاطه داشته باشد و همه ابعاد وجودی او را در بر گیرد.

دین داری گزینشی نمیتواند انسان را به مقصد و مقصود برساند.

دین‌داریِ گزینشی، مصداقِ دینِ جلبابی [پوشش کامل] نیست. کسانی که در حریم خانواده، برای مثال نسبت به حجاب حساسیت دارند اما در کسب‌وکار و لقمۀ خود بی‌مبالات‌اند، یا آنان که اهل مسجد و هیئت‌اند اما در اخلاق اجتماعی و خانوادگی دچار نقصان هستند، دینی «بُرش‌خورده» و ناقص دارند. چنین دینی، آن پوشش کاملی نیست که حضرت زهرا (س) ترسیم می‌فرمایند. دین باید بر چشم، زبان، گوش و دل انسان سیطره یابد و مدیریت تمام اعضا و جوارح را بر عهده گیرد. تا پیش از کلام حضرت زهرا (س)، در متون حدیثی تعبیری این‌چنین که دین را به پوششی سراسری (جلباب) تشبیه کند، مشاهده نشده است. دینِ تکه‌تکه، اگرچه در جای خود ارزشمند است، اما آن کمال مطلوب نیست و نمی‌تواند انسان را به سرمنزل مقصود برساند.

پیامبر و ابلاغ دین کامل

پیامبر اکرم (ص) دینی کامل و جامع را برای بشریت به ارمغان آوردند. آن خشت نهایی و تکمیل‌کننده این بنا، ولایت امیرالمؤمنین (ع) بود که با نزول آیۀ شریفۀ «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده: ۶۷) و سپس بشارتِ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (مائده: ۳) تثبیت شد. این دین، از طهارت و عبادات گرفته تا سیاسات، حدود، دیات و اخلاق، هیچ کاستی نداشت و اهل‌بیت (ع) در طول دو قرن، جزئیات آن را تبیین فرمودند.

هشدارحضرت زهرا (س) درباره کهنه شدنِ دین

حضرت زهرا هشدار می‌دهند که این دینِ کامل (جلباب)، که سایۀ رحمتش بر سر شما گسترده بود، اکنون در نگاه شما کهنه و متروک شده است: «قَدْ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّینِ».

نشانه های متروک شدنِ دین

حضرت در ادامۀ ترسیم این انحطاط می‌فرمایند: «وَ نَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّینَ»؛ یعنی کسانی که تا دیروز گمنام بودند و در میادین حضوری نداشتند، اکنون سخنگویان دین شده‌اند و در جایگاه تصمیم‌گیری قرار گرفته‌اند. آنانی که «کاظمین» بودند یعنی ؛ از ساکتین بودند، اکنون زبان باز کرده‌اند!

توضیح کلام فاطمه(س) در نهج البلاغه

برای فهم عمیق‌تر چراییِ این «متروک شدن دین» و «کهنگی جلباب»، باید به تفسیر آن در کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه مراجعه کنیم.

حضرت در خطبۀ ۳۴ با عتاب به مردم زمانه می‌فرمایند: «أُفٍّ لَکُمْ! لَقَدْ سَئِمْتُ عِتَابَکُمْ! أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ عِوَضاً؟»؛ نفرین بر شما که از سرزنش شما خسته شدم! آیا به جای آخرت، به زندگی دنیا راضی شده‌اید؟ درد علی (ع) چیست ؟ از چه چیزی خسته شده ؟ درد این است که در هر زمان حساس که باید دین حفظ شود ، دین قربانیِ دنیا می‌شود. مردم حاضرند دینشان را ذبح کنند تا دنیایشان باقی بماند، اما حاضر نیستند اندکی از دنیای خود را فدای دین کنند.

و نیز در خطبۀ ۱۰۶ نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین (ع) تصویر دقیق‌تری از این کهنه و متروک شدنِ لباس دین ارائه می‌دهد که در واقع تفسیر کلام حضرت زهراست ، می فرماید : «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَغْضَبُونَ»؛ شما می‌بینید که پیمان‌های الهی یکی پس از دیگری شکسته می‌شود، اما خشمگین نمی‌شوید! پیمان‌های عبادی، اقتصادی و خانوادگی با خدا نقض می‌شود، ربا و بی‌حجابی و گناه رواج می‌یابد، اما کَکِ کسی نمی‌گزد. سپس حضرت امیر (ع) فرمود: «وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِکُمْ تَأْنَفُونَ»؛ اگر کسی پیمان و وصیت پدرانتان را زیر پا بگذارد، به غیرتتان برمی‌خورد و ناراحت می‌شوید، اما نسبت به نقض حدود الهی بی‌تفاوتید. این همان معنایِ «متروک شدن دین» در کلام حضرت زهراست.

هشدار پیامبر از تهی شدن دین از محتوای اعتقادی و اخلاقی

در تأیید این معنا، روایتی قابل‌تأمل در «تفسیر قمی» اثر جناب علی بن ابراهیم قمی، از محدثین جلیل‌القدر شیعه آمده است. پیامبر اکرم (ص) خطاب به سلمان فارسی می‌فرمایند: «ای سلمان! زمانی خواهد آمد که تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ (مساجد تزیین و پر زرق‌وبرق می‌شوند) وَ تَکْثُرُ الصُّفُوفُ (جمعیت نمازگزاران و صفوف جماعت زیاد است)، أَمَّا الْقُلُوبُ فَمُتَبَاغِضَةٌ وَ الْأَلْسُنُ مُخْتَلِفَةٌ (اما دل‌ها پر از کینه و دشمنی نسبت به یکدیگر است و زبان‌ها با هم در اختلاف و نزاع‌اند)».

نتیجه سخن هشدارگونه رسول الله (ص) این است ؛ ظاهرِ دین پررونق است؛ مناره‌ها و گنبدها برافراشته و صفوف جماعت برقرار، اما باطن که همان اخوت و صفاست، رخت بربسته. وقتی در مسجد که باید جایگاه ذکر و محبت باشد، کینه و دعوا حاکم شود، یعنی روح دین کهنه و متروک شده است.

اخبار مرتبط

تبیینِ مقامِ "سِر مُستودَع" حضرت فاطمه (س) با استفاده از نظریه عرفانیِ امام خمینی در اسماء مستأثره

هادی سروش: فاطمه زهرا (س) با شجاعت به صدای پای آمدن جاهلیت در روزگارِ کم رونقیِ دین و تضییع حقوق انسانها تصریح کرد

استاد هادی سروش/ دین داری کامل ، دین داری گزینشی در خطبه فاطمی (س)

اندیشه ما

  • صفحه خانگی
  • >
  • یادداشت
  • >
  • استاد هادی سروش/ دین داری کامل ، دین داری گزینشی در خطبه فاطمی (س)

استاد هادی سروش/ دین داری کامل ، دین داری گزینشی در خطبه فاطمی (س)

  • آذر ۵, ۱۴۰۴

استاد هادی سروش/ دین داری کامل ، دین داری گزینشی در خطبه فاطمی (س)

استاد هادی سروش/ دین داری کامل ، دین داری گزینشی در خطبه فاطمی (س)

اندیشه ما- محور سخن، یادگار گران‌سنگ حضرت زهرای اطهر (سلام‌الله‌علیها)، آن کوثر الهی است؛ مقامی که خداوند متعال به‌عنوان ریشه و اساس بقای ذریّه پیامبر (صلی‌الله‌علیه) و حافظ استمرار رسالت به ایشان عنایت فرمود. پس از مقام کوثر، مهم‌ترین میراث معنوی آن حضرت، خطبۀ شریفه‌ای است که با فاصلۀ اندکی از رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه) ـ شاید حدود یک هفته تا ده روز ـ در مسجدالنبی ایراد فرمودند. گرچه در ایام فاطمیه با رویکردهای مختلفی به فرازهای این خطبه نگریسته‌ایم، اما امروز توجه ما معطوف به تعبیر شگفت‌انگیزی است که حضرت در توصیف وضعیت دین در جامعه پس از پیامبر به کار بردند.

آن حضرت در بیان احوال امت و انحراف ایجاد شده می‌فرمایند: «قَدْ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّينِ»؛ به این معنا که جامۀ دین در میان شما کهنه و فرسوده شده است. واژۀ «جلباب» در لغت عرب به معنای پوششی سرتاسری و فراگیر است، همچون چادری که تمام بدن را می‌پوشاند. تشبیه دین به «جلباب» در کلام صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) حاوی نکته‌ای ظریف و عمیق است: دین باید همچون پوششی کامل، بر تمامی شئون زندگی انسان احاطه داشته باشد و همه ابعاد وجودی او را در بر گیرد.

دین‌داریِ گزینشی، مصداقِ دینِ جلبابی نیست. کسانی که در حریم خانواده، برای مثال نسبت به حجاب حساسیت دارند اما در کسب‌وکار و لقمۀ خود بی‌مبالات‌اند، یا آنان که اهل مسجد و هیئت‌اند اما در اخلاق اجتماعی و خانوادگی دچار نقصان هستند، دینی «بُرش‌خورده» و ناقص دارند. چنین دینی، آن پوشش کاملی نیست که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) ترسیم می‌فرمایند. دین باید بر چشم، زبان، گوش و دل انسان سیطره یابد و مدیریت تمام اعضا و جوارح را بر عهده گیرد. تا پیش از کلام حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، در متون حدیثی تعبیری این‌چنین که دین را به پوششی سراسری (جلباب) تشبیه کند، مشاهده نشده است. دینِ تکه‌تکه، اگرچه در جای خود ارزشمند است، اما آن کمال مطلوب نیست و نمی‌تواند انسان را به سرمنزل مقصود برساند.

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه) دینی کامل و جامع را برای بشریت به ارمغان آوردند. آن خشت نهایی و تکمیل‌کننده این بنا، ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بود که با نزول آیۀ شریفۀ «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (مائده: ۶۷) و سپس بشارتِ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» (مائده: ۳) تثبیت شد. این دین، از طهارت و عبادات گرفته تا سیاسات، حدود، دیات و اخلاق، هیچ کاستی نداشت و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در طول دو قرن، جزئیات آن را تبیین فرمودند. اما حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) هشدار می‌دهند که این دینِ کامل (جلباب)، که سایۀ رحمتش بر سر شما گسترده بود، اکنون در نگاه شما کهنه و متروک شده است: «قَدْ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّينِ».

حضرت در ادامۀ ترسیم این انحطاط می‌فرمایند: «وَ نَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّينَ»؛ یعنی کسانی که تا دیروز گمنام بودند و در میادین جهاد و فضیلت نامی از آن‌ها نبود، اکنون سخنگویان دین شده‌اند و در جایگاه تصمیم‌گیری قرار گرفته‌اند. آنانی که «کاظمین» (فروخورندگان سخن و ساکتین) بودند، اکنون زبان باز کرده‌اند.

برای فهم عمیق‌تر چراییِ این «متروک شدن دین» و «کهنگی جلباب»، باید به تفسیر آن در کلام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه مراجعه کنیم. حضرت در خطبۀ ۳۴ با عتاب به مردم زمانه می‌فرمایند: «أُفٍّ لَكُمْ! لَقَدْ سَئِمْتُ عِتَابَكُمْ! أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ عِوَضاً؟»؛ نفرین بر شما که از سرزنش شما خسته شدم! آیا به جای آخرت، به زندگی دنیا راضی شده‌اید؟ درد علی (علیه‌السلام) کمبود مادی نیست؛ درد این است که در هر امتحانی، دین قربانیِ دنیا می‌شود. مردم حاضرند دینشان را ذبح کنند تا دنیایشان باقی بماند، اما حاضر نیستند اندکی از دنیای خود را فدای دین کنند.

در خطبۀ ۱۰۶ نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تصویر دقیق‌تری از این انحطاط ارائه می‌دهند که تفسیر کلام حضرت زهراست: «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَغْضَبُونَ»؛ شما می‌بینید که پیمان‌های الهی یکی پس از دیگری شکسته می‌شود، اما خشمگین نمی‌شوید و رگِ غیرتتان نمی‌جنبد! پیمان‌های عبادی، اقتصادی و خانوادگی با خدا نقض می‌شود، ربا و بی‌حجابی و گناه رواج می‌یابد، اما کَکِ کسی نمی‌گزد. حضرت می‌فرمایند: «وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِكُمْ تَأْنَفُونَ»؛ اگر کسی پیمان و وصیت پدرانتان را زیر پا بگذارد، به غیرتتان برمی‌خورد و ناراحت می‌شوید، اما نسبت به نقض حدود الهی بی‌تفاوتید. این همان معنایِ «متروک شدن دین» در کلام حضرت زهراست.

در تأیید این معنا، روایتی قابل‌تأمل در «تفسیر قمی» (اثر جناب علی بن ابراهیم قمی، از محدثین جلیل‌القدر شیعه) در ذیل مباحث آخرالزمان آمده است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه) خطاب به سلمان فارسی می‌فرمایند: «ای سلمان! زمانی خواهد آمد که تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ (مساجد تزیین و پر زرق‌وبرق می‌شوند) وَ تَكْثُرُ الصُّفُوفُ (جمعیت نمازگزاران و صفوف جماعت زیاد است)، أَمَّا الْقُلُوبُ فَمُتَبَاغِضَةٌ وَ الْأَلْسُنُ مُخْتَلِفَةٌ (اما دل‌ها پر از کینه و دشمنی نسبت به یکدیگر است و زبان‌ها با هم در اختلاف و نزاع‌اند)». ظاهرِ دین پررونق است؛ مناره‌ها و گنبدها برافراشته و صفوف جماعت برقرار، اما باطن که همان اخوت و صفاست، رخت بربسته. وقتی در مسجد که باید جایگاه ذکر و محبت باشد، کینه و دعوا حاکم شود، یعنی روح دین کهنه و متروک شده است.

https://andishehma.com/dindari-kamel

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند که جلسه روضه و عزا برای زهرا ...

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: مگر حکومت‌های وقت، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند که جلسه روضه و عزا برای زهرای اطهر (س) برپا شود؟! / ائمه(ع) بیش از ۲۰۰ سال، از ظلمی که حاکمان داشتند در «تقیه» به سر می‌بردند

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۴ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۲۷

شفقنا- استاد هادی سروش عنوان کرد: کسانی می‌گویند کجا امیرالمؤمنین(ع) و ائمه پس از شهادت حضرت زهرا(س) برای ایشان مراسم گرفتند؟ پاسخ این مسئله روشن است. مگر حکومت‌های وقت، یعنی حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند که جلسه روضه و عزا برای زهرای اطهر (س) برپا شود؟! شیعه در طول تاریخ، در طی بیش از ۲۰۰ سال حضور ائمه؛ امکان برپایی جلسات دینی نداشته اند. اساساً ائمه ما در بیش از ۲۰۰ سال، از ظلمی که حاکمان داشتند در «تقیه» به سر می‌بردند. مسئله روشن است و از بس روشن است، برخی آن را انکار می‌کنند.

*حمله به فاطمیه و به شهادت حضرت زهرا*

به گزارش خبرنگار شفقنا، استاد سروش در محفل عزاداری فاطمیه در هیئت انصار المهدی تهران گفت: ما این سال ها گرفتار حملاتِ ناجوانمردانه به فاطمیه و به شهادت حضرت زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها هستیم!!

*حمله به فاطمیه از درون و بیرون!*

امسال این حملات از دو ناحیه است: یکی از درون که گرچه در حیطه ی افراد معدودی است اما تامل برانگیز است، متأسفانه شما در همین شبکه های مجازی می‌بینید، برخی افراد کم اطلاع و برخی که گاهی در همین لباس هستند می‌گویند: چرا “شهادت” حضرت زهرا؟! و بعد می‌گویند،‌ حضرت زهرا (س) وفات کرده است!

این در حالی‌ است که پاسخ آن از سوی علمای بزرگ تشیع داده شده و هم در منابع مهم اهل سنت نیز اعتراف شده که حضرت زهرای اطهر بعد از جریان سقیفه مورد حمله قرار گرفت و بر اثر آن حملات، بیمار شد و به نهایتا به شهادت رسید.

وی گفت: در رابطه با بعضی که ژست به ظاهر روشنفکری می‌گیرند و این‌گونه مسائل متقن را کمرنگ و یا مخفی می کنند، در عین پاسخ به شبهات، چند صباحی صبر می‌کنیم تا آینده فکری آنان را ببینیم. علمای حوزه پاسخ منطقی را داده‌اند و باز هم می‌دهند، اما برخی گویا برای اینکه در فضای مجازی چند فالوور بیشتر داشته باشند، سخنان عجیب‌ و غریب مطرح می‌کنند.

وی افزود: آنان می‌گویند کجا امیرالمؤمنین(ع) و ائمه پس از ایشان برای حضرت زهرا(س) مراسم گرفتند؟ پاسخ این مسئله روشن است. مگر حکومت‌های وقت، یعنی حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس، اجازه تجمع به شیعه می‌دادند که جلسه روضه و عزا برای زهرای اطهر (س) برپا شود؟!

شیعه در طول تاریخ، در طی بیش از ۲۰۰ سال حضور ائمه؛ امکان برپایی جلسات دینی نداشته اند. کما اینکه امروز نیز در بسیاری جوامعی که حاکمیت با اهل سنت است، چنین امری جاری نیست. اساساً ائمه ما در بیش از ۲۰۰ سال، از ظلمی که حاکمان داشتند در «تقیه» به سر می‌بردند. مسئله روشن است و از بس روشن است، برخی آن را انکار می‌کنند.

وی ادامه داد: امام صادق(ع) به فضیل فرمودند: آیا شما شیعیان با هم می‌نشینید؟ ؛ “تجلسون و تحدثون” ؟ آیا جلساتی دارید که امر ما اهل‌بیت، نظرات ما، اهداف ما را برای یکدیگر بیان کنید؟ فضیل عرض کرد: بله. امام صادق(ع) فرمودند: رحمت خدا بر شما؛ اگر با هم نشستید و سخن ما را گفتید و حدیث ما را نقل کردید و اشک در چشمتان حلقه زد، به اندازه بال مگسی، خداوند متعال شما را به برکت این اشک مورد رحمت قرار می‌دهد.

اینکه حضرت صادق (ع) به تشکیل مراسم دینی و مذهبی توصیه دارد و می فرماید: بنشینید، حدیث ما را در تبیین معارف بخوانید و اشک بریزید. پس معلوم می‌شود مراسم باید مراسمی باشد که اشک هم در آن باشد و نیز نشستن و گفتگو درباره معارف اهل‌بیت.

*حمله به فاطمیه از سوی شبکه های نزدیک به وهابیت*

وی تأکید کرد: نکته دیگر این است که برخی شبکه‌های ماهواره‌ای نزدیک به جریان وهابیت، در این چند شب و چند روز ایام فاطمیه بسیار فعال بوده‌اند. در رابطه با حضرت زهرا (س) می‌گویند هیچ اختلافی نبوده، هیچ ناراحتی نبوده، کتکی نبوده، سیلی نبوده، لگدی نبوده، تازیانه‌ای نبوده! مصاحبه می‌کنند و بخش‌هایی از کتاب‌ها را می‌خوانند!

این استاد حوزه افزود: اما سخنی نیز با آن دسته که گرایش به وهابیت پیدا کرده‌اند یا تعلق به وهابیت دارند؛ آنان که شهادت حضرت زهرا(س) را انکار می‌کنند و مراسم فاطمیه را منکر می‌شوند. برخی نیز تحت تأثیر تبلیغات مسموم آنان قرار می‌گیرند. سخن ما این است: آقایان وهابی که پا از گلیم خود فراتر گذاشته‌اید و وارد حق و حقوق امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا شده‌اید، لطفاً به همان روش علمای اهل سنت عمل کنید. روش آنان در رابطه با حضرت زهرا سکوت بوده است. شما نیز سکوت کنید. زیرا اگر صحبت کنید، ما نیز سخن خواهیم گفت. اگر شما تاریخ را انکار کنید، ما تاریخ را از کتاب‌های خودتان برای شما بیان می‌کنیم، و این برای شما خطرناک است و نمونه آن شیعه شدن عالمی سنی بنام آقای دکتر تیجانی است که با شنیدن و تحقیق درباره «یوم الخمیس» شیعه شد و آن روز پنجشنبه، روزی که پیامبر(ص) در بستر بیماری فرمودند: قلمی بیاورید تا بنویسم و شما را از گمراهی نجات دهم. آن شخص در آن جلسه نشسته بود و متأسفانه جسارت کرد و گفت: «او هذیان می‌گوید.»

*توصیه به شبکه های تخریبیِ نزدیک به وهابیت؛ به علماء اهل سنت تأسی کنید!*

وی افزود: پیشنهادم به رسانه ها و شبکه های نفرت افکن که دست روی تخریب فاطمیه گذاشته اند این است که درباره حقانیت حضرت زهرا (س) اگر نمیتوانند حق را بگویند، لااقل سکوت کنند و این سیره علماء اهل سنت بوده.

ابن‌ابی‌الحدید در جلد ۱۶ شرح نهج البلاغه می‌گوید؛ به استاد ابو جعفر نقیب گفتم؛ آیا فاطمه زهرا به مقام صدّیقه‌بودن و عصمت رسیده بود که همه کارهایش درست باشد و راستگو باشد؟ استاد لحظه‌ای تأمل کرد، از منبر پایین آمد و جلسه درس تعطیل شد. فردا که آمد، پرسیدم چرا دیروز چنین کردید؟ گفت سؤال تو پاسخی ندارد. اگر بگویم فاطمه صدّیقه نیست، راستگو نبود، درستکار نبود، به مقامات عالی عصمت نرسیده بود، خدا مرا تکذیب می‌کند. و اگر بگویم فاطمه صدّیقه است، لازمه‌اش را باید بپذیرم.

وی تأکید کرد: سخن ما به این دسته آقایان با گرایش وهابیت همین است؛ شما به سیره علمای اهل سنت رجوع کنید که سکوت کرده اند. اگر قصد داشته باشید حریم فاطمه زهرا(س) و شهادت او و مراسم عزای او را انکار یا تخریب کنید، خودتان متضرر خواهید شد.

استاد سروش در پایان بیان کرد: البته، باید یادآوری شود که به رغم دامنه حملات به فاطمیه، مومنان و شیفتگان به حضرت زهرا (س)، با وزانت و سکینه و منطق ایمانی، هم پاسخ شبهات را داده و می دهند و هم در برپایی و تعظیم شعائر فاطمیه هر ساله اهتمام بیشتری به خرج داده اند و می بینیم که پرچم فاطمیه بلند است و تا تشیع زنده است این پرچم بر زمین نخواهد خورد، ان شاء الله.ب

هادی سروش: فاطمه نگران شرک در جامعه دینی بود

هادی سروش: فاطمه نگران شرک در جامعه دینی بود

۳ آذر ۱۴۰۴

۰ زمان تقریبی مطالعه ۴ دقیقه

هادی سروش: فاطمه نگران شرک در جامعه دینی بود

حجت الاسلام هادی سروش در رابطه با نگرانی های حضرت زهرا نسبت به آینده اسلام و جهان اسلام گفت : فاطمه زهرا در سه زاویه اعتقادی و اخلاقی و رفتاری نگران آینده‌ای بود که آن روز شروع انحراف بود.

به گزارش انصاف نیوز، این استاد حوزه در هیئت محبان الزهراء ورامین در شب شهادت حضرت فاطمه س در جمع عزاداران آن حضرت گفت: قبل از این که عبارتی از خطبه را مطرح کنم، درباره مصحف فاطمه باید بدانیم مصحف فاطمه آن متنی است که حاوی خبرهای غیبی جبرییل به فاطمه (س) است که امام علی (ع) آن را نوشته و در محضر امام عصر است‌. بعد “کوثر” و “مصحف فاطمه” ، “خطبه فاطمه” بهترین یادگار فاطمه زهرا برای جهان اسلام است.

مقبولیت و مشهوریت خطبه فاطمه در خانواده های شیعه

وی گفت : خطبه فاطمه (س) در طی سال های متمادی از از هزار سال قبل بین شیعیان محفوظ بوده و مانند قرآن به فرزندانشان تعلیم می دادند.
این خطبه شاید کمتر از یک هفته بعد از رحلت پیامبر (ص) ایراد شد . علت این خطبه این بود که حاکمیت وقت بیعت و استقرار شروع به اقداماتی کرد و از آن جمله باغ و مزرعه فدک که پیامبر به فرزندش طبق آیه قرآن “آتِ ذالقربی حقه” (اسراء ۲۶) داده بودند و کارگران ایشان مدت ها در آن کار میکردند را تصاحب کرد و تمام کارگران را بیرون کرد!
حضرت فاطمه یک ملاقات خصوصی با ابوبکر داشته است و چون موفق به احقاق حق خود نشد و آسیب مهمتری بنام “انحراف از امامت” را می دید، بصورت رسمی در مسجد خطبه خواند.

محور خطبه فاطمه ؛ رنج انحراف دین

وی گفت ؛ حضرت زهرا در آخر خطبه درباره فدک و حقی که از ایشان گرفتند صحبت فرمودند درحالیکه محورِ خطبه حضرت زهرا درباره دین و انحراف از دین است.
نکته مهم این است یک نگرانی حضرت زهرا نسبت به جهان اسلام و مسلمین دارند و وقتی نگاه می‌کنیم به فرمايش ایشان کاملا قابل حس است.

نگرانیِ فاطمه از بازگشت شرک به جامعه دینی

استاد حوزه گفت ؛ نگرانی اول نسبت به اعتقادات و باورهای دینی است. وقتی امامِ جامعه ، امیرالمؤمنین است ، اعتقادات محکم است، اما وقتی درب خانه ایشان سوخته و بسته شد نگرانی ها بیشتر می‌شود.
مهمترین اعتقاد برای یک مسلمان توحید است که همه اصول دین و اصول مذهب بازگشتش به توحید است اگر این یگانه پرستی آسیب ببیند خطرناک است.
حضرت زهرا فرمود : “ان الله جعل الایمان تطهیرا لکم” ، خدا ایمان را برای شما قرار داد تا از انحراف شرک مبرا باشید . سوال اینجاست؛ حضرت زهرا چه می‌بینند که از شرک سخن می‌فرمایند؟ درحالی که نماز جماعت سر جایش بود ! ما باید جواب سوال را در نهج البلاغه جستجو کنیم . در نهج البلاغه در دو مورد ؛ خطبه ۹۳ و ۹۸ امام علی (ع) شرک را در انحراف دستگاه سیاسی بنام اسلام در بنی امیه نام برد که خود را خدا دانسته و مردم را عبد خود دانست !

بنی امیه فقط به خدایی کردن و عبد بودنِ مردم رضایت داشتند!

وی گفت ؛ فاطمه زهرا خیلی زودتر از هرکسی بوی شرک را در امت اسلام استشمام کرد و نگرانی خود را بصورت اجمالی اعلام داشت و حضرت امیر (ع) ۲۵ سال بعد است آن شرک را تفسیر نمود و تصریح و توضیح نمود که بنی امیه در حاکمیتشان ، خود را به عنوان خدای مردم معرفی کردند و از مردم درخواست عبودیت داشتند و نه فقط اطاعت!
وی گفت : به باور من ؛ بنی امیه از فرعون منحرف تر بودند چون فرعون مردم را تحقیر کرد تا او را اطاعت کنند ؛ “واستخف قومه فاطاعوه” (زخرف ۵۴) اما بنی امیه می‌گفتند عبد ما باشید نه این که اطاعت کنید و ما خداییم
این است که حضرت زهرا نسبت به ایمان مردم نگران است چون این مسئله سقیفه با بنی امیه ختم خواهد شد.
وی در ادامه در استشهاد به نهج البلاغه ، به نامه ۵ به اشعث کارگزار حکومت علوی در آذربایجان است اشاره نمود که در آن نامه سخن حضرت در رابطه با این نکته است که خود را نهایی ترین مقام نسبت به مردم ندان ؛ “انت مسترعی لمن فوقک” ؛ حال که در بالاترین رتبه اجرایی هستی گمان نکنی هرچه اراده میکنی همان باید بشود و کسی بالاتر از تو وجود ندارد همواره مقامی ما فوق مقام توست.

خطرِ کینه توزی در جامعه دینی

استاد سروش در تبیین نگرانی دوم حضرت زهرا طبق خطبه ایشان ، متذکر بداخلاقی “کینه توزی” شد و آن را در شمار نگرانی های فاطمه قرار داد .
حضرت نسبت به ما مسلمانان در زول امتداد تاریخ میآیم و می رویم نگرانی ایشان نگران درباره دشمنی میان مسلمانان است . در جای جای خطبه حضرت نسبت به حالات اخلاقی مسلمانان نگرانی دیده می شود. نگرانند که ما بین ما مسلمانان تک به تک کینه توزی و دشمنی حاصل شده و جدی شود و بخشی از عمرمان برای حذف یکدیگر برود

عاملِ سقوط جوامع و ملل را کینه توزی و و کینه ورزی هاست

در نهج البلاغه خطبه ۱۹۲ امیرالمؤمنین آنچه که حضرت زهرا بصورت اختصار فرمود ، توضیحات کاملی ارائه نمودند و فرمودند : مواظب باشید که آن سختی ها که بر امم دیگر سرازیر شد و آسیب به آنان زد ، به امت اسلام نرسد و به شما آسیب نزد و آن دلهایِ کینه دار و دشمنی با یکدیگر بود و این بود که ستون فقرات جوامع گذشته را شکست ؛ “احذروا ما نزل بالامم قبلکم .. اجتنبوا کسر فِقرتهم .. من تضاغن القلوب و الشاحن الصدور”.
آن روز که حضرت امیر (ع) را خانه نشین کردند و حضرت زهرا (س) را آسیب زدند ؛ شروع کینه ورزی ها بود و همان ادامه پیدا کرد و کرد … و ۲۵ سال بعد حضرت امیر (ع) از شکستنِ ستون فقرات جامعه اسلامی می گوید!

حضرت زهرا (س) رفتارهای منافقانه را حس کرد و برای جامعه دینی اعلام خطر نمود

استاد سروش در بخش بیان نگرانی سوم حضرت فاطمه ، از پدیدآمدنِ رفتارهای منافقانه احساس نگرانی نمود‌. و فرمود : “تربصون بنا الدوائر” با روحیه منافقانه منتظر رو آوردنِ سختی ها و ملال ها و شکست ها برای ما بودید و این نیست مگر اینکه در شما نفاق رسوت کرده ؛ “ظهرفیکم حسیکة النفاق”. مقصود آن حضرت این بود ؛ چیزی که ادعا می‌کردید و مدعی بودید که امروز بر خلاف او دارید حرکت میکنید ! و وقتی حرکت بر خلاف ادعا باشد این نفاق است .
گسترده نفاق در جامعه دینی بگونه ای است که طبق آیه شریفه قرآن در سوره توبه ؛ کنار هر مسجدِ مومنانه ، یک مسجد منافقانه بنام مسجد ضرار است !
فاطمه زهرا در مسجد و در بین صفوف جماعت و در میان مومنان ، خبر از حضور فعالِ منافقان میدهد.

انتهای پیام

https://ensafnews.com/620683/

ستاد هادی سروش: حضرت زهرا (س) درباره خطرات ایجاد «اختلاف طبقاتی و فاصله های اجتماعی» در جامعه اسلامی

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: حضرت زهرا (س) درباره خطرات ایجاد «اختلاف طبقاتی و فاصله های اجتماعی» در جامعه اسلامی هشدار دادند/ ذلتِ جامعه دینی میوه تلخ «تفرقه» است

انتشار :‌ یکشنبه ۰۲ / ۰۹ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۸:۲۰

استاد هادی سروش گفت: حضرت فاطمه زهرا(س) نسبت به دو خطر که مسلمانان و جامعه اسلامی را تهدید می کنند، بارها هشدار دادند، اولین خطر متوجه جامعه این است که دل‌های مسلمان‌ها را از یکدیگر جدا شود و دل‌ها از هم پراکنده گردد و دومین خطر ایجاد فاصله طبقاتی است، اینکه گروهی در سطحی بالاتر و گروهی در سطحی پایین تر باشد، خطرات عظیمی در سطح جامعه و در میان مردم به دنبال خواهد داشت.

وی تأکید کرد: وقتی اختلاف طبقاتی ایجاد شود، طبقه بالاتر، طبقه پایین‌تر را له می‌کند. آنهایی که به مقامی رسیده‌اند، به شهرتی رسیده‌اند، به پولی یا ثروتی رسیده‌اند، به موقعیتی دست یافته‌اند، کسانی که زیر دستشان هستند را تا بتوانند به بیگاری می‌کشند، تا می‌توانند آنها را نابود می‌کنند و توانایی‌های آنان را برای خود به استخدام درمی‌آورند.

به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سخنرانی که به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی تهران داشت،‌ خطبه فاطمیه و خطر پیش روی جامعه دینی را مورد بررسی قرار داد و گفت: یکی از برکات ماندگار حضرت زهرا‌ سلام‌الله‌علیها، خطبه‌ای است که آن حضرت در میان جمع عموم مردم در مسجد، به صورت بداهه ایراد فرمودند.

خطبه حضرت زهرا (س) به وزان خطبه نهج البلاغه است

وی افزود: این خطبه به وزان خطبه‌های نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام است و باید محققین کلمه به کلمه آن را در نهج البلاغه بیابند.
باید به‌صورت موضوعی نگاهی به این خطبه کنیم و برای فهم مطالب حضرت زهرا، از نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین‌(ع) کمک گیریم. و سپس به این نتیجه می‌رسیم که این خطبه، مانند خطبه‌های نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین‌(ع)، در افقی بسیار بلند قرار دارد.

محورهای کلی خطبه حضرت زهرا (س)

در این خطبه، چند محور مهم مطرح شده است؛ یک، در رابطه با اصول دین؛ توحید، نبوت، امامتِ امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام و اشاره به آیاتی از قرآن در رابطه با معاد است.
حضرت زهرا‌ در بخش اول این خطبه بیان فرمودند که احکام دین — نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر — هر کدام چرا برای مؤمنان واجب شده است.
بخش دوم، در رابطه با معرفی امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام و دور شدن جامعه از ایشان است.
بخش سوم این خطبه در رابطه با شرایط سختی است که در آینده، مسلمانان بر اساس انحرافی که آن روز پیش آمد و امیرالمؤمنین را خانه‌نشین کردند، رقم خورد؛ و در همین بخش، نتایج و میوه‌های تلخ سقیفه نیز بیان شده است.
بخش چهارم در این خطبه، در رابطه با تضییع حق و حرمت نسبت به خود حضرت زهرا‌ سلام‌الله‌علیها است.

انبوهی از مطالب و معارف در خطبه حضرت زهرا (س) نهاده شده

وی ادامه داد: ما در این سال‌ها با نگاه‌های مختلف به این خطبه نگریسته‌ایم و از آن بهره‌مند شده‌ایم. مطالبی را بیان کردیم و هنوز هم می‌بینیم که انبوهی از معارف در این خطبه نهان است. این خطبه برای ما شیعیان، از حضرت زینب کبری‌ (س)، از وجود مبارک اباعبدالله‌(ع)، از امام حسن‌(ع)، از زین‌العابدین‌(ع) و از دیگر ائمه‌(ع) نقل شده و بزرگان حدیث آن را روایت کرده‌اند.

وی گفت: جالب این است که همین خطبه که حاکمیت وقت را زیر سؤال برد، از عایشه نیز در کتاب‌های اهل‌سنت نقل شده است؛ یعنی ما این خطبه را هم با واسطه ائمه‌ خود در منابع شیعه در اختیار داریم و هم با واسطه همسر پیامبر، عایشه، در برخی کتاب‌های اهل‌سنت. این خطبه از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نقل شده است.

اهتمامِ گذشتگان به حفظ و تعلیم خطبه به فرزندان شان

استاد سروش افزود: تاریخ می‌گوید بیش از هزار سال است که همان‌گونه که مردم تلاش می‌کردند به فرزندان خود قرآن بیاموزند، قرآن را یاد بگیرند و حفظ کنند، شیعیان نیز می‌کوشیدند این خطبه را به فرزندان خود یاد دهند و کودکان این خطبه را فرا می‌گرفتند.

خطبه حضرت زهرا (س) و ضرورت تدریس آن در حوزه ها

وی گفت: خوشبختانه با پیشنهاد، تکرار و تلاش حضرت آیت‌الله جوادی در سال‌های اخیر، این خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به‌عنوان متن درسی در برخی مدارس و کلاس‌های حوزه علمیه برای طلاب نوجوان تدریس می‌شود. به هر جهت، این خطبه دارای محورهای مهم و قابل توجهی است.

نگاه فاطمه (س) و بیانِ خطری که متوجه جهان اسلام می شود

استاد سروش افزود: یکی از موضوعاتی که ذهن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را به خود مشغول کرده، خطری است که متوجه مسلمانان شده؛ خطری که همچون حمله‌ای بر آنان فرود آمده است. وی افزود: حضرت زهرا اطهر این خطر را برای جمع حاضر در مسجد — که جمعیتی انبوه نیز حضور داشت — به‌صورت خلاصه بیان می‌کنند. این خطر، موارد متعددی دارد که از میان آن‌ها چند جمله را انتخاب کرده‌ام؛ جمله‌ هایی که نشان‌ دهنده آسیبهای فراوان به جامعه اسلامی است.
متأسفانه اگر ما نگاهی بکنیم، الآن جهان اسلام گرفتار این خطرات است؛ هم مملکت ما و هم جهان اسلام .

خطر پراکندگی دل ها در جامعه دینی

وی افزود: اولین خطر متوجه جامعه این است که دل‌های مسلمان‌ها را از یکدیگر جدا شد؛ دل‌ها از هم پراکنده شد!
پیامبر تلاش کرد دل‌های مسلمان‌ها را به هم نزدیک کند؛ مسلمان‌ها با هم برادر شدند، «فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً» (آل عمران ۱۰۳) و روشن است ؛ بهترین و آخرین مرتبه ارتباط و احترام به یکدیگر، زیر سایه برادری است.

آیا جهان اسلام و جامعه دینی در برادری به سر می برد؟

استاد حوزه ادامه داد: در رابطه با این آسیب ها که در این خطبه بیان شده ، قضاوت نمی‌کنم که الآن ما در چه شرایطی هستیم. ما آیا در این مملکت شیعه حس برادری می‌بینیم؟ اگر — خدای نخواسته — کمبود می‌بینی، این کمبود از آنجا شروع شد.
حضرت فرمود؛ ‘فلانبرح او تبرحون تامرکم فتاتمون ‘ بدین معنا که شما این‌گونه بودید که پیوسته با ما بودید؛ ما پیوسته با شما بودیم؛ ما یکی بودیم؛ ما چیزی به شما می‌گفتیم و شما توجه می‌کردید. چرا این‌قدر پراکنده شده این دل‌ها؟ کار به جایی رسیده که ای مردم، من با شما دارم صحبت می‌کنم و شما توجه نمی‌کنید.

وی افزود: این پراکندگی دل، اختلافات، ناراحتی‌ها چقدر می‌تواند به ما ضربه بزند؛ به مسلمان‌های جهان ضربه می‌زند و زده است. شروعش از همان روز، بعد از رحلت پیامبر و انحراف از مسیر امامت بود.

وی گفت: خدا در قرآن می فرماید:‌ وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ ؛ مفاد این آیه ۲۳۷ سوره بقره این است ؛ این اخلاق خوبی که بین خودتان دارید، این اخلاق برادری را فراموش نکنید. این فضیلت، این اخلاق که بین شماها قرار گرفته، این را تباه نکنید.

استاد سروش اظهار داشت: نگاه ما به داخل، و نگاه ما به خارج — یعنی جهان اسلام — «واویلا»ست. یک طرح ابراهیم مطرح است، کشورهای جهان اسلام با اسرائیل زدوبند می‌کنند؛ می‌خواهند با یهودیان برادری کنند! این همان نقطه‌ای است که فاطمه زهرا‌ سلام‌الله‌علیها در آن روز نشان داد که خطر آغاز شده است.

وی گفت: در زمان حضور رسول الله ، مسلمان‌ها با هم برادر بودند. تا جایی که در مدینه، یهودیان زیادی زندگی می‌کردند و آن‌ها هم تحت پرچم اسلام قرار داشتند و پیامبر پیمان‌های متعددی با آنان امضا کرده بود؛ آرامش و برادری در مدینه حاکم بود. حضرت زهرا فرمودند نقطه خطر آغاز شد.

جهل و جهالت مهمترین عامل بیگانگی دلها از یکدیگر

وی افزود: سوره مبارکه حشر، آیه ۱۴: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ» — این آیات قرآن، نشان‌دهنده نقطه‌ای است که فاطمه زهرا می‌بیند. عظمت نگاه این بانو، در همان وسعت دید اوست. وقتی به مملکت اسلامی نگاه می‌کنید، گمان می‌کنید این‌ها «ید واحده» هستند؛ اما دو دل کنار هم پیدا نمی‌شود.

وی گفت: اینکه حضرت زهرا می‌فرمایند دل‌ها از هم پراکنده است، و اینکه می‌فرمایند در خطبه نورانی‌شان می‌بینم نقطه جدایی در جامعه ایجاد شده، با توجه به همین آیات قرآن است. «ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ» — چون جامعه به جهل برگشته و هر کس تنها برای منافع خود تلاش می‌کند، حتی اگر منافع دیگری پایمال شود؛ دشمنی، کینه و جهالت پدید می‌آید.

مطابقتِ کاملِ سخنان حضرت زهرا (س) با نهج البلاغه

استاد سروش گفت: حضرت علی نیز این جمله حضرت زهرا را ۲۵ سال بعد فرمودند. این بیان در خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه، که معروف به «خطبه قاصعه» و طولانی‌ترین خطبه نهج‌البلاغه است، آمده است. در بند ۹۰، امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانُوا حِینَ کَانَتِ الْأُمُورُ مُجْتَمِعَةً»؛ دیروز را نگاه کنید، حواستان هست؟ حضرت زهرا فرمود که آغاز شد؛ نقطه جدا شدن دل‌ها از یکدیگر.

وی اظهار کرد: ۲۵ سال بعد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام که در این زمان حاکم مسلمانان است و این مدت سپری شده ـ می‌فرماید: دیروزتان را نگاه کنید، چقدر دل‌هایتان به هم نزدیک بود، چقدر دست‌های شما به هم پیوسته بود، یک قدرت داشتید.
حضرت سپس می‌فرماید «فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَیْهِ فِی آخِرِ أُمُورِهِمْ». امروزتان را هم نگاه کنید؛ گویی حضرت علی امروز با ما سخن می‌گوید. آن دیروز شما، روز دل‌های پیوسته، برادری و دستان در دست هم برای سامان‌دهی جامعه بود. امروزتان را نیز نگاه کنید که چه شده است.

وی بیان کرد: حضرت می‌فرماید «حِینَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ»؛ از آن روزی که جدایی پدید آمد، مردم گروه‌گروه شدند، حزب‌حزب شدند و گروه‌های مختلفی ادعا پیدا کردند. جدایی آشکار شد و الفت دل‌ها از میان رفت. سپس می‌فرماید «وَتَفَرَّقَتِ الْکَلِمَةُ وَالْعُقْدَةُ»؛ دیگر دل واحد دیده نمی‌شود، دل‌ها از هم جداست و سخن یکپارچه شنیده نمی‌شود. هر کس سخن خود را می‌گوید. «تَشْبَهُوا مُخْتَلِفِینَ»؛ نگاه می‌کنیم در صدر جوامع دینی و جامعه اسلامی اختلاف دیده می‌شود.

ذلتِ جامعه دینی میوه تلخ تفرقه است

وی افزود: نتیجه آن، به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‌السلام این است که «أَلْبَسَهُمُ اللَّهُ لِبَاسَ الذُّلِّ»؛ آن کرامت و بزرگواری که جهان در ابتدا نسبت به مسلمانان می‌دید، دیگر اکنون دیده نمی‌شود. این در خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه آمده است.

وی تأکید کرد: فاطمه زهرا اعلام خطر کرد که جدایی دل‌ها آغاز شده است. قرآن شریف نیز این خطر را به ما مسلمانان گوشزد کرده بود. امیرالمؤمنین، آنچه را زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها بیش از ۲۰ سال پیش در میان مردم بیان کرده بود، با توضیح برای مردم روشن ساخت و فرمود که اکنون چنین شده و چنین خواهد شد.

هشدار فاطمه زهرا (س) درباره اختلاف طبقاتی و فاصله های اجتماعی

استاد سروش اظهار کرد: خطر دومی که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها جامعه را نسبت به آن هشدار داد، آغاز فاصله‌های اجتماعی و اقتصادی بود؛ آنچه امروزه «فاصله طبقاتی» نامیده می‌شود. حضرت فرمودند شما که امیرالمؤمنین را حمایت نکردید و نمی‌کنید، بدانید چه بلایی بر سرتان خواهد آمد؛ و آن بلا این است که از این پس طبقه‌ای در بالای جامعه اسلامی قرار خواهد گرفت و طبقات پایین نیز شکل خواهند گرفت، و آن بالایی‌ها تا آنجا که بتوانند و امکان داشته باشد، طبقات پایین را آزار خواهند داد. عده ای به تعبیر حضرت زهرا (س) به «رفاهیة العيش وادعون فاکهون آمنون» رسیده و می رسند ، و عده ای در گرسنگی !!

وی خاطرنشان کرد: فاطمه زهرا در همان روز این خطر را به مردم گوشزد کرد. تا آن روز فاصله طبقاتی وجود نداشت. ثروتمندترین افراد مدینه در کنار فقیرترین افراد مدینه به گونه‌ای زندگی می‌کردند که اگر کسی وارد می‌شد، ثروتمندترین را از فقیرترین تشخیص نمی‌داد. از نظر کمک و دست به خیر بودن و کمک یکدیگر کردن ، یک برادری حاکم بود.

وی ادامه داد: خداوند در آیه ۸ سوره مبارکه «حشر» از زمانی سخن می‌فرماید که مهاجرین از مکه آمدند، مردم مدینه که خود نیازمند بودند، و خود گرسنه بودند، و فرزندانشان در تنگنای اقتصادی و گرسنگی بودند، اما زندگی خود را با برادران مسلمانشان که از مکه آمده بودند تقسیم کردند ؛ «وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ».

دوری از امامت، نزدیک شدن به فاصله هاست

استاد سروش توضیح داد: فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها اعلام خطر کرد که با دوری از امامت، این مسائل پایان می‌یابد. اگر می‌خواهید دنبال این مسیر بروید، بروید. در پایان خطبه نیز فرمود: سوار شوید و بتازید، اما بدانید جامعه شما به چه سمتی خواهد رفت و تا قیامت چگونه خواهد شد. تعبیر حضرت زهرای اطهر این بود که از این پس در جامعه، افرادی را خواهید دید که در رفاه غرق هستند؛ «رَفَاهِیَّةُ الْعَیْشِ، وَادِعُونَ، فَاكِهُونَ، آمِنُونَ»؛ کسانی که در لذت‌های دنیا غوطه‌ورند و دیگران در فقر و گرفتاری خواهند ماند.

وی تأکید کرد: امروز این سخنان قابل فهم و مورد پذیرش است، اما در آن زمان مردم این حرف‌ها را باور نمی‌کردند. تازه پیامبر از دنیا رفته بود و برادری میانشان برقرار بود و لذت برادری را چشیده بودند. تصور نمی‌کردند چه خواهد شد؛ اما زهرای اطهر فرمود چه خواهد شد.

جامعه ای که شهروندانش به یکدیگر آسیب های فراوان می زنند!

وی گفت: حضرت علی(ع) در نامه سی‌ویکم نهج‌البلاغه، که به امام حسن مجتبی است، در بند ۸۰ چنین نوشت: « فَإِنَّمَا أَهْلُهَا کِلَابٌ عَاوِیَةٌ یَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ»؛ نگاهی به جامعه بینداز، می‌بینی سگانی در جامعه هستند که برای صاحبانشان پارس می‌کنند.

وی افزود: امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فَإِنَّمَا أَهْلُهَا کِلَابٌ عَاوِیَةٌ». وقتی جامعه به سمت و سوی فاصله های اجتماعی و اختلافات عمیق اقتصادی برود، از یک سو ؛ سگانی به دستور ارباب‌های خود پارس می‌کنند. از سوی دیگر، درنده‌هایی آماده‌اند که مردم را بدرند، مردم را پاره‌کنند، مردم را نابود کنند.

استاد سروش خاطرنشان کرد: وقتی اختلاف طبقاتی ایجاد شود، طبقه بالاتر، طبقه پایین‌تر را له می‌کند. آنهایی که به مقامی رسیده‌اند، به شهرتی رسیده‌اند، به پولی یا ثروتی رسیده‌اند، به موقعیتی دست یافته‌اند، کسانی که زیر دستشان هستند را تا بتوانند به بیگاری می‌کشند، تا می‌توانند آنها را نابود می‌کنند و توانایی‌های آنان را برای خود به استخدام درمی‌آورند. امیرالمؤمنین در ادامه نوشت: هر کسی که ادعای بزرگی در جامعه دارد، نسبت به آنهایی که کوچک‌ترند چیزی کم نمی‌گذارد و آنها را نابود می‌کند؛ این‌ها نتیجه اختلاف طبقاتی است.

وی توضیح داد: حضرت زهرا فرمودند اختلاف دل‌ها آغاز شد. دوم، اختلاف زندگی‌ها نیز شروع شد. دیگر در یک رتبه نیستید، در یک جایگاه نیستید. یکی با سیلی صورتش را سرخ نگاه می‌دارد؛ و از سوی دیگر، قشری با چه خودروهایی، با چه امکاناتی زندگی می‌کنند.

استاد سروش اضافه کرد: حضرت زهرا(س) فرمودند علی را خانه‌نشین کردید و جامعه را به سمتی می‌برید که پایانش دیگر در اختیار کسی نخواهد بود.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • تفرقه در جامعه اسلامی
  • سیره حضرت زهرا (س)
  • شکاف طبقاتی
  • شهادت حضرت زهرا (س)
  • فاصله اجتماعی

© Shafaqna News | Copyright 2023

بررسی موضوعیِ خطبه فدکیه؛ از میوه تلخ غصب زعامت و خلافت خواهید خورد! / نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

بررسی موضوعیِ خطبه فدکیه؛ از میوه تلخ غصب زعامت و خلافت خواهید خورد! / نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ پنج‌شنبه ۲۹ / ۰۸ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۱۰

خبرگزاری بین المللی شیعه (شفقنا)- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری برای مبلغان و سخنرانان ایام فاطمیه اینگونه آورده است: «یکی از نقدهای مخاطبان ما در محافل دینی عدم غنای محتوایی سخنرانی های مذهبی است.
خطبه فدکیه از بهترین و مناسبترین موضوعاتی است که در هنگامه فاطمیه باید به شکل های مختلف مورد بررسی و ارائه به مخاطبان در هر سال قرار گیرد تا پاسخ مناسب به نقدهای دلسوزانه مخاطبان باشد.

تبیینِ ارزش این خطبه در فرصت جداگانه ای باید باشد، اما بصورت اجمالی باید دانسته شود که این خطبه یک دوره کامل ولی کوتاه و اشاره گونه در خداشناسی، پیامبر شناسی، امام شناسی، دشمن شناسی، فرصت شناسی و نیز معاد است.

توصیه استاد بزرگ آیت الله جوادی آملی این است که ؛ خطبه فدکیه، عقل و علم است و تفسیر است، جزء متن دین ماست آن را باید حفظ کنیم، باید تدریس شود!

در این نوشتار به عناوین این خطبه توجه شده که عبارتِ عربی هر بخش را تقدیم می کنیم.

*مخاطب حضرت فاطمه*

نقطه توجه حضرت زهرای اطهر به دو نقطه متمرکز است:

به حاضران در مسجد که یک جمعیت انبوهی است ؛ “انتم عبادالله .. یا ایها الناس .. ایها المسلمون … یا معشر الفتیه”

خطاب به خصوص خلیفه ؛ “یابن ابی قحافه(ابوبکر) افی کتاب الله ..”

*دین شناسی*

محوریت کلام حضرت در بخش شروع خطبه؛ “دین شناسی” است.

*خداشناسی با بهترین عبارت* در ثنایِ الهی و توحیدگرایی، مانند این عبارات؛
“لااله الاالله کلمه جعل الاخلاص تاویلها ..” ؛ توحید ما را موظف نموده به رسیدن به مرحله اخلاص و آن این است در فضای فکر هیچ شبهه ای و در فضای قلب هیچ ریا و دوگانگی نداشته باشیم، تا بتوانیم به این حقیقت برسیم که ؛ “ضمن القلوب موصولها… ” ؛ دل موظف است به این حقیقت برسد.

*بخش دوم نبوت پیامبر اسلام* است که حضرت فاطمه (س) به وجود نوری پیامبر (ص) و نبوت او قبل از همه انبیاء و دوران نبوتش اشاره دارد؛ مانند این عبارت ؛ ” ان الله ابی عبده و رسوله اختاره و انتجبه قبل ان ارسله .. واصطفاه قبل ان ابتعثه ..”

*در مورد امامت* به بیان دو ثمره حیاتی آن برای بشریت اشاره نموده که عبارت است از نظامند شدنِ جامعه و دوری از تفرقه که چنین فرمود: “طاعتنا نظاما للمله ، امامتنا امانا من الفرقه”

*درباره معرفتِ دینی* ؛ دیگر از موضوعات این خطبه شریف است که غایت احکام اسلام مانند نماز و روزه و .. تا صله رحم را تبیین می فرماید؛ “فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ و .. الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ”

*درباره قرآن؛* از سفارشات موکد حضرت زهرای اطهر “قرآن” است، ایشان قرآن را به عنوان نور هدایت دربردارنده احکام و معارف معرفی می کند؛ “عَلَيْكُمْ كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ الضِّيَاءُ اللَّامِعُ بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ..”

*تکریم شخصیت امام علی*

بخش مهم دیگری که در این خطبه به آن اختصاص یافته در رابطه با شخصیت امام علی (ع) است. حضرت (س) در این بخش به شخصیت ایمانی و مبارزاتی و سوابق جانفشانی وی جملات مهمی دارد.
در زمینه شخصیت معنوی امام علی (ع) فرمود: “مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ مُجْتَهِداً فِي أَمْرِ اللَّهِ قَرِيباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ …” ، و درباره مجاهدات و شجاعت و فداکاری امیرالمومنین فرمود: “كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ .. وَ يُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَيْفِهِ.”

*دگرگونی جامعه بعد از پیامبر*

بخش دیگر خطبه در رابطه چگونگی جامعه دینی بعد از رحلت پیامبر (ص) است. در اینجا حضرت فاطمه، اکثریت قاطع را به سه گروه تقسیم می کند؛

گروه اول؛ کسانی که همواره در انتظار شکست رسول الله (ص) و اهلبیت (ع) بوده اند؛ اینان همان منافقان هستند. “یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ .. ما هذِهِ الْغَمیزَةُ(بی تفاوتی) فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟”

گروه دوم؛ کسانی که بی تفاوت بودند و برایشان مهم نبود که در جامعه چه حق کُشی هایی می شود و با دینِ خدا چه ها می کنند! چنین فرمود: “اخلدتم بالدعه -راحتی- انتم فی رفاهیه العیش”

گروه سوم؛ کسانی بودند که در وقت خطر، مخفی شدند و خبری از آنان در دسترس نبود. این گروه همان فرصت طلبانی هستند که منتظر سُفره آماده هستند تا بنشینند و تا بلغتِ الحقلوم بخورند!؛ “نَطَقَ كَاظِمُ الْغَاوِينَ‏ وَ نَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّينَ وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ‏ – فَخَطَر فِي عَرَصَاتِكُمْ‏ – ساکتین به میدان آمدند و ناشناخته ها بیرون آمدند و بر زندگی تان سوار شدند..”

*اعتراض به غصب خلافت*

حضرت اعتراض خود را با تبیین شرائط جامعه و مردمان آن به تصویر می کشد و علت آن را در انحرافاتِ ذیل معرفی می کند؛
اول ؛ نفاق ،
دوم ؛ کهنه شدنِ لباس دین ،
سوم ؛ زبان بازکردنِ منحرفانی که تا دیروز ساکت بودند،
چهارم ؛ ظاهر شدنِ گمنامانی در صحنه های اجتماعی و سیاسی که هیچ شناسنامه مشخصی نداشتند.
پنجم ؛ حضور کفار و مشرکین در اطاق فکر و برنامه ریزی های جامعه .
ششم ؛ که نتیجه موارد فوق است ، تعیین خلیفه مسلمین درحالیکه این تعیین به عُهده انان نبوده و پای از گلیم خود درازتر کردند!
مجموعه این عناوین را در عبارات زیر میخوانیم ؛ “ظهرت فیکم حسیکه النفاق و سمل جلباب الدین … اوردتم غیر شربکم”

*ادعای فتنه و ضرورت اقدام به مصلحت*

برنامه حساب شده دشمنان اهلبیت (ع) ادعای ایجاد فتنه بود تا با این حربه دورغین بتوانند منویات خود را به عنوان اقداماتی در جهت مصلحت جامعه اسلامی طرح کنند!

حضرت بخوبی این نقشه را دریافت کرد و ان را خنثی نمود و فرمود:”ابتدارا زعمتم خوف الفتنه الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنملمحیطه بالکافرین فهیهات منکم..”

*پشت به قرآن و خاموشی انوار دین*

بعد از تبیین گروه های مختلف در جامعه و رنگ باختن دین در میان آنان به نتیجه آن که در ظاهر بدست گرفتنِ قدرت بود ، و در باطن؛ پشت کردن به قرآن و خاموش کردن انوار دین بود؛ “قد خلفتموه وراء ظهورکم .. اطفاء انوار الدین الجلی..”

*در کمین تخریب شخصیت و تضییع حقوق اهلبیت (ع) بودید!*

سنت پیامبر و اهلبیت او با یک فریبکاری با ظاهرسازی و حق بجانب بودن از بین بردند و این چیزی بود که همیشه در کمین بودند تا روزی به آن دست یابند؛ “اخماد سنن النبی الصفی و تسرونحسوا فی ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فی الخمر و الضراء”

*دادخواهی فدک*

فاطمه اطهر در مبانه خطبه به احقاقِ حق خود وارد میشود و تا هم دادخواه حق خود باشد و هم حاکمیت را به ظلم و تعدی به حقوق اشخاص و افراد معرفی کند.

گرچه فدک بدون جنگ و خونریزی به پیامبر (ص) مناقل شد و از اموال شخصی آن حضرت بود و ایشان به امر خدا در آیه ؛ ” آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»(اسراء ۲۶) به حضرت فاطمه واگذار نمود و کارگرانی که سالها در آن کار می کردند از حضرت زهرا حقوق می گرفتند. اما بخاطر اینکه سخن خلیفه که استدلال کرد که این فدک از اموال رسول الله بوده و الان از آنِ حکومت است! را باطل کند، احتجاج به “ارث” بودن نمود و فرمود: “چطور تو از پدرت ارث میبری ولی من نبرم؟! يَا ابْنَ أَبِي قُحَافَةَ أَ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَرِثُ أَبَاكَ وَ لَا أَرِثُ أَبِي لَقَدْ جِئْتَ‏ شَيْئاً فَرِيًّا أَ فَعَلَى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ..”

در اینجا خلیفه استدلال به حدیث جعلی از قول پیامبر نمود که هیچ کسی از پیامبر نشنیده بود!(ر.ک؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۶ ص ۲۲۱)

*اعتراض به سکوت و مُردگی شهر*

در بخش دیگری از خطبه، وقتی حضرت (س) دید خلیفه مسلمین به هیچ عنوان زیر بار حق نمی رود و صدای حمایت هم از کسی برنمی خیزد، بر مُردگی شهر و سکوت مرگ بارشان نهیب زد؛ “أَيُّهَا النّاسُ، ما هذِهِ الرِّعَةُ، وَ مَعَ كُلِّ قالَةٍ أُمْنِيَّةٌ؟أَيْنَ كانَتْ هذِهِ الاْمانِىُّ فى عَهْدِ نَبِيِّكُمْ؟”

*از میوه تلخ غصب زعامت و خلافت خواهید خورد!*

پایان خطبه بی نظیر حضرت به بیان تلخی میوه غصب خلافت بود که به خلیفه و کارگزارانش فرمود: “روز قیامتی هست و با خدا و حکم او و پیامبر مواجه خواهید شد؛ “تلقاک یوم حشرک فنعم الحکم الله و الزعیم محمد(ص) و الموعد القیامه” و نه تنها به قیامت آنان اشاره نمودید، بلکه از عدم موفقیتِ دنیوی آن پرده برداشت و فرمود: ” منتظر باشید؛ خلافت، این شتر سرگش که بر پشت خود زخم دارد و سواره خود بر زمین می کوبد.. ؛ فاحتَقِبوها دبِره الظهر..باقیه العار موسومه بغضب الله”

و حضرت فاطمه (س) سپس مردمانی که با سکوت مرگبارشان این حادثه تلخ را رقم زدند، فرمود: “می توانستید اقدام کنید و نکردید ! جای حرفی باقی نمانده .. ؛ انتم بمرای منی و مسمع و منتدی و مجمع تلبسکم الدعوه و تشملکم الخیره..”
این سکوت مرگبار بخاطر اباحه گری، تنبلی و رهاشدن از محدودیت دین بود که گریان شما را گرفت؛ “الا قد اری اخلدتم الی الخفض و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض و خلوتم بالدعه ..”

*فاطمه مظلومه، ظالم را به خدا واگذار کرد*

وقتی حضرت زهرا (س) تنهای تنها شد و هیچ دفاعی از مسلمین نشنید، حاکمِ مدعی را به “خدا واگذار کرد!” و چقدر واگذار کردن حکم نهایی بخدا سخت و بد عاقبت برای ظالم و غاصب است ؛ چنین فرمود: “فَدُونَكَهَا مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقَاكَ يَوْمَ حَشْرِكَ فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ الزَّعِيمُ مُحَمَّدٌ وَ الْمَوْعِدُ الْقِيَامَةُ وَ عِنْدَ السَّاعَةِ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ‏ وَ لَا يَنْفَعُكُمْ إِذْ تَنْدَمُونَ”

*محور برنامه ما؛ صبر است ..*

حضرت بعد بیان حق و دادخواهی خود و تبان اینکه آنچه گفتم؛ جوشش دل اندوهگین، و بیرون ریختن خشم و غضب و اتمام حجت بود.
و اکنون، مانند که قبلا که دشمنی شما را می دیدم؛ برنامه ما “صبر است” . نصبر منکم علی حزالمدی…”

*پایان خطبه؛ منتظر اراده خدا میمانیم..*

پایان خطبه حضرت زهرا (س) به زیبایی طلیعه و شروع آن است که بدون گلایه ، با قدم استوار و قلبی سرشار از توحید و معرفت الله می گوید:
“آنچه مى‌‏کنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانکه ستم کردند به زودى مى‌‏دانند که به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت، و من دختر کسى هستم که شما را از عذاب دردناک الهى که در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بکنید و ما هم کارخود را مى‏‌کنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر مى‌‏بریم.
فَبِعَیْنِ اللَّهِ ما تَفْعَلُونَ، وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ، وَ اَنَا اِبْنَةُ نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٌ شَدیدٌ، فَاعْمَلُوا اِنَّا عامِلُونَ، وَ انْتَظِرُوا اِنَّا مُنْتَظِرُونَ”

خداوند توفیق حفظ و حراست از خطبه غرا و تفسیر و تبیین آن را برای شیعیان و تمام عدالت خواهان عالَم به همه سفیران هدایت و مُبلّغان نور قرآن و عترت (ع) بیش از پیش کرامت فرماید. آمین

  • برچسب ها
  • ایام فاطمیه
  • خطبه فدکیه
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

استاد هادی سروش: روحانیت واقعی بیگانه از قدرت و ثروت است/...

جامعه ، و رنجِ اضطرابِ اجتماعی و یأسِ سیاسی؛ نوشتاری از...

استاد هادی سروش: روحانیت واقعی بیگانه از قدرت و ثروت است/ روحانیت، حامل سه امانت مهم در رابطه ..

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش: روحانیت واقعی بیگانه از قدرت و ثروت است/ روحانیت، حامل سه امانت مهم در رابطه با دین و جامعه است/ یک عالمِ دینی باید جامعه و نیازهای زمانه را بشناسد/ سخنان نسنجیده حتی از خاستگاه دینی باعث تنفر می شود

انتشار :‌ سه‌شنبه ۲۷ / ۰۸ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۲:۲۷

شفقنا- استاد هادی سروش با تأکید بر اینکه دینداری در لباس روحانیت از هر لباسی سخت‌تر است، بیان کرد:‌ عالمی که نتوانسته خودش را درست بسازد، چگونه می‌تواند دیگران را بسازد؟ عالمی که وقتی به اخلاقش نگاه می‌کنید ضعف دارد، وقتی به اموالش نگاه می‌کنید مورد سؤال است، چگونه می تواند دیگران را به راهی درست راهنمایی کند؟ آخوند باید پاساژ داشته باشد؟ از کجا آورده؟ آخوند باید در بالای شهرهای بزرگ این مملکت باغ داشته باشد؟ از کجا آورده؟ چه کسی و با چه اجازه ای این اموال را به او داده است؟!

به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در هفدهمین سالگرد ارتحال آیت‌الله سروش محلاتی، در سخنرانی که در هیئت انصارالمهدی تهران برگزار شد، گفت: در میان آیات اخلاقی سوره مبارکه بقره، آیه ۱۵۹ آیه‌ای قابل تأمل و قابل دقت است. آیه در رابطه با کسانی است که در میان اهل ایمان دارای رتبه علمی و آگاهی و دانش دینی هستند. متن آیه شریفه چنین است: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»؛ کسانی که از اهل ایمان دل‌هایشان منوّر و روشن به نور هدایت الهی و بیّنات الهی است. اینها هیچ‌گاه از آن دانش و آگاهی و داده‌های الهی نسبت به جامعه و نسبت به مردم دریغ نمی‌کنند. آن معنویاتی که خودشان دارند و آن علمی که در اختیار دارند، از آن معنویات و از آن علم چیزی را فروگذار نمی‌نمایند. چون در آیه هم کلمه «بیّنات» داریم و هم کلمه «هُدى». بیّنات، آگاهی‌های دینی است و هُدى، معنویات دینی. انسان‌هایی که به این رتبه می‌رسند، از داشته‌های نورانی خود چه علم و آگاهی و دانش باشد، چه معنویت، جامعه را محروم نمی‌کنند و مردم را به هر جهت مورد توجه قرار می‌دهند.

ضرورتِ انتقال هدایت های الهی به جامعه

وی ادامه داد: امّا آنهایی که از هدایت‌های الهی بهره‌مند شده‌اند، مؤمنان خوب و افراد با شخصیتی هستند و آگاهی‌های خوبی هم از نظر دینی دارند، ولی همه را برای خود نگه می‌دارند؛ حالا یا از روی بداخلاقی نمی‌خواهند چیزی را از داشته‌های معنوی خود به کسی منتقل کنند یا اینکه گرفتار هواهای نفسانی هستند. خداوند می‌فرماید: «یَلعَنُهُمُ اللهُ»؛ ما اینها را لعن می‌کنیم. ما نیامده‌ایم اینجا که اگر آگاهی دینی داریم و هدایت الهی نصیب ما شده، آن را فقط برای خود قرار دهیم و نسبت به دیگران کتمان کنیم بلکه برداشت‌ها و داشته‌ها را در طبق اخلاص قرار می‌دهیم تا همه افراد از آن بهره‌مند شوند.

وی تصریح کرد: اولین کسانی که آیه ۱۵۹ سوره مبارکه بقره در رابطه با آنهاست کسانی هستند که از بیّنات الهی، آگاهی‌های الهی و آیات الهی باخبرند، از هدایت‌های الهی مطلع‌اند و مسئولیت دارند جامعه را بر اساس همان هدایت‌ها بسازند و آنها علمای ربانی هستند. ابتدا آنان مورد خطاب‌اند و ما نیز البته در حدّ خود در این مسئله موظّف هستیم.

عالمان دین و دارا بودنِ بینات و هدایت الهی

استاد سروش گفت: به مناسبت هفدهمین سالگرد رحلت مرحوم آقای سروش، من این آیه شریفه را انتخاب کردم؛ زیرا این آیه با شأن و شئون علمای دینی کاملاً منطبق است. اگر عالم دینی از بیّنات مطلع شد، از آیات، روایات، خداشناسی، قیامت، انبیا، اولیا و ائمه آگاهی و علم خوبی پیدا کرد و از هدایت‌های معنوی خدا نیز بهره برد و خود را در مسیر کمال قرار داد، باید تلاش کند مردم را هم بسازد. این‌که قرآن را بلد است، روایات را می‌داند، خودش انسان وارسته‌ای است، اما درِ خانه‌اش را ببندد و کاری با مردم و جامعه و گرفتاری‌ها و نیازهای مردم نداشته باشد، آیه ۱۵۹ سوره بقره می‌فرماید: «اُولئِکَ یَلعَنُهُمُ اللهُ»؛ خدا اینان را لعن خواهد کرد.

ناروایی کتمانِ حقیقت

وی افزود: کسی که در مسیر هدایت الهی است، در حوزه رفته، درسی خوانده، تلاشی کرده و عالم شده است، اگر علم خود، دانش خود و حرف‌هایی را که از بزرگان یاد گرفته کتمان کند و بگوید راحتی ما این است که درِ خانه را ببندیم و کاری به کسی نداشته باشیم و نسبت به جامعه بی تفاوت باشیم، این امر بسیار خطرناک است و چنین افرادی مورد لعن الهی‌اند. غیرِ خدای متعال، آن نیروهایی که در این عالم وجود دارند و نفوسی که در این عالم لعن می‌کنند نیز آنان را طرد می‌کنند.

عالم دینی نمی تواند بی توجه به جامعه و مردم باشد

وی ادامه داد: سکوت، بی‌حالی و بی‌تحرکی برای کسانی که از قرآن و روایات و علوم الهی بهره برده‌اند، بسیار خطرناک است.

سخت ترین دینداری در لباس روحانیت

وی تصریح کرد: امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث می‌فرماید: «دینداری در لباس روحانیت از هر لباسی سخت‌تر است.» این جمله امام(ره) مربوط به تقریباً هشتاد سال پیش است. چه سختی‌ از این بالاتر که من در این لباس ببینم به مردم ظلم و تعدّی می شود و علی رغم اینکه حق شما را نمی دهند، اما به خانه بروم و صبح مثلاً درس خود را بدهم یا به مسجد بیایم، نمازم را بخوانم و دوباره به خانه بروم و در را پشت سرم ببندم و تلفنم را جواب ندهم؛ مگر این‌که نکند کسی مشکلی داشته باشد که بخواهد با من مطرح کند. خدا این آدم‌ها را لعنت می‌کند.

استاد حوزه علمیه با اشاره به اینکه پس کسانی که در مسیر علوم الهی قرار می‌گیرند، همه مؤمنان و مخصوصاً عالمان دارای مسئولیتی بسیار سنگین هستند، گفت: در آغاز اصول کافی «باب العلم» در رابطه با علم. مرحوم کلینی روایات متعددی در رابطه با علم و علما و دانشمندان دینی در این بخش جمع‌آوری فرموده است.

عالمان سه گروه هستند

در یکی از این روایات آمده است و این حدیث از امام صادق علیه‌السلام است که «طَلَبَةُ اَلْعِلْمِ ثَلاَثَةٌ فَاعْرِفْهُمْ بِأَعْيَانِهِمْ وَ صِفَاتِهِمْ.. ؛ می‌فرماید: کسانی که دنبال عالم شدن هستند، سه گروه‌اند. گروه اول ؛ ‘يَطْلُبُهُ لِلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ’؛ کسانی‌اند که درس می‌خوانند تا خودشان را مطرح کنند؛ این‌ها رفوزه هستند. گروه دوم؛يَطْلُبُهُ لِلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْل’، کسانی‌اند که درس می‌خوانند تا بتوانند جامعه را فریب بدهند. و گروه سوم کسانی‌اند که «صاحب الفقه و العقل» هستند؛ یعنی کسانی که درس می‌خوانند تا دین را بفهمند و فهم دینی داشته باشند. (اصول کافی ج۱ ص۴۹)

مجتهد صاحب فقه و عقل باید باشد

اکنون به آقایان مجتهدین می‌گوییم فقیه؛ یعنی فهم دینی داشته و دین را می‌فهمند و «العقل» یعنی صاحب خرد و اندیشه باشند و مشکلات مردم را بر اساس همان توانایی فکری خود حل کنند. برخی برای همین هدف درس می‌خوانند؛ هم درس می‌خوانند تا دین را بفهمند و هم درس می‌خوانند تا بتوانند وارد جامعه شوند و گرهی را از زندگی مردم، از مشکلات زندگی آنان باز کنند.

عالم اهل تقوا و خلوت است و معنویت را در مسیر مادیت خرج نمی کنند

وی ادامه داد: امام صادق(ع) می‌فرماید: اهل فقه و عقل کسانی‌اند که «يَعْمَلُ وَ يَخْشَى وَجِلاً دَاعِياً مُشْفِقاً مُقْبِلاً عَلَى شَأْنِهِ عَارِفاً بِأَهْلِ زَمَانِهِ..»؛ در خلوت خود آدم‌های با تقوایی هستند و در سرّ خود افراد با معنویتی‌اند. مهم این است که معنویت و خدا و امام زمان علیه‌السلام را برای کسب وجهه و آبرو خرج نمی‌کنند و هنگامی که وارد زندگی خصوصی آنان می‌شوید، می‌بینید بسیار با تقوا هستند.

وی تصریح کرد: عالمی که خودش را درست نتوانسته بسازد، چگونه می‌تواند دیگران را بسازد؟ عالمی که وقتی به اخلاقش نگاه می‌کنید ضعف دارد، وقتی به اموالش نگاه می‌کنید مورد سؤال است، چگونه می تواند دیگران به راه درست راهنمایی کند؟ آخوند باید پاساژ داشته باشد؟ از کجا آورده؟ آخوند باید در بالای شهرهای بزرگ این مملکت باغ داشته باشد؟ از کجا آورده؟ چه کسی به او داده؟ و آن کسی که داده با چه اجازه‌ای؟ وی گفت: عالم کسی است که وقتی شما به درون زندگی او نگاه می‌کنید، می‌بینید به آنچه که به مردم می‌گوید، خود او زودتر عمل کرده است.

امام خمینی و تبیین میزان برای تشخیص عالم ربانی

استاد سروش افزود: در سوره مبارکه فاطر آیه ۲۸ فرمود: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ» کدام عالم را به عنوان عالم دینی بپذیریم؟ خداوند می‌فرماید آن کسی عالم حقیقی است که ترس از خدا سراسر وجودش را پُر کرده باشد. امام خمینی (ره) نیز در کتاب شرح چهل حدیث می‌فرماید: نشانه عالمان راستین این است که خشیت از خدا دارند؛ خدا ترس‌اند و آثار خدا ترسی در آنان دیده می‌شود. وقتی سخن می‌گویند، بسیار مؤدبانه است؛ وقتی حرکتی دارند، بسیار محترمانه است. وقتی در مواجهه با یک امر غیر اخلاقی قرار می‌گیرند، همه می‌بینند چگونه تن آنان می‌لرزد. ما چیزهایی از علمای بزرگوار خود شنیده‌ایم. خدا نکند اینها روزی تبدیل به «خاطره» شود؛ به قول جوان‌ها، خاطره یعنی چیزی که دیگر نباید دنبالش گشت.

وی ادامه داد: شیخ انصاری رضوان‌الله‌علیه در حدود ۱۵۰ سال پیش، مرجع تقلید کل بود و کیسه‌های درهم و دینار ، یعنی سکه‌های نقره و طلا در خانه او بود؛ و البته از بیت‌المال بود. اما در عین حال، فرزند شیخ انصاری بیمار بود و ایشان گرفتار بود و در خانه‌اش کمبود وسایل اولیه زندگی وجود داشت. همین مرجع بزرگ تقلید جهان تشیع، که ما طلبه‌ها افتخار می‌کنیم کتاب‌های او را بخوانیم و تدریس کنیم، زندگی‌اش در مضیقه بود و یک چشمش هم نابینا بود، اما هرگز دست به بیت‌المالی که در خانه‌اش بود، نمی‌زد.

وی افزود: شیخ انصاری یک روز به خانه آمد و دید یک ملافه نو روی رختخواب‌های خانه کشیده‌اند. پرسید: «این را از کجا آوردید؟» امام صادق می‌فرماید : عالم آن کسی است که «یَعمَلُ و یَخشَى»؛ خود اهل عمل صالح و خدا ترس است. از خدا واقعاً می‌ترسد و امر و اوامر الهی را بر چشم می‌نهد.

عالمان دینی و حامل معنویت اسلام

یک عالم دینی عالمی است که به قول استاد مطهری، باید حامل معنویت اسلام باشد. شما وقتی این عالم را می‌بینید، واقعاً ذره ای از آن معنویت‌هایی که از پیامبر و ائمه شنیده‌اید در او حس شود.

عالم دینی و مسئولیتِ هدایت

استاد حوزه علمیه افزود: عالم دینی اگر حامل معنویت‌های اسلام و معنویت‌های دینی باشد، اول خودش را درست می کند و خدا ترس است و دوم، در ارتباط با جامعه ، مردم را به مسیر خیر دعوت ، و هدایت و تربیت می‌کند.

عالم دینی نمی تواند بدون محبت به مردم باشد

امام صادق علیه‌السلام در رابطه با عالم دینی در ادامه فرمود: ‘دَاعِياً مُشْفِقاً’ ؛ یعنی تمام ارتباطات و تعاملات او بر اساس دعوت است و نه زور ، و بر اساس دعوتِ مهربانانه است، پس روند کار و برنامه عالمانِ دینی بر اساس محبت و مهربانی است. اگر در چهره و زبان و نگاه و رفتار و ارتباطات عالم دینی، محبت، بزرگواری و اخلاق ندیدید، دنبالش نروید و او را رها کنید.

وی تصریح کرد: در گذشته، در جای جای این مملکت و هر منطقه‌ای که عالم وارسته، با اخلاق و مهربان حضور داشت، مردم آن شهرها باصفا و با کمال‌تر بودند. امام رضوان‌الله‌علیه می‌فرمود: من از جوانی وقتی به شهرها سفر می‌کردم و شهرها را می‌دیدم، مردم بسیار خوب، با محبت و با کمال را بررسی می‌کردم و می‌دیدم در آن شهرها عالمان بزرگ و با اخلاق حضور داشتند.

وی گفت: نمی‌شود که ما این گلوله اتهام را مدام به طرف مردم بگیریم که چرا وضع این‌گونه است، چرا جامعه چنین شد، چرا آن‌چنان شد؟ مردم هم می‌توانند به منِ طلبه، بگویند: «شما چرا این‌گونه هستید؟»

نهایت فقاهت فقط درس و بحث نیست بلکه انتقال رحمت الهی به جامعه است

وی افزود: امیرالمؤمنین علی(ع) نیز فرمودند: «الفقیه کل الفقیه مَن لم يُقنِّطِ الناسَ مِن رَحمَةِ اللّه» (نهج البلاغه حکمت ۹۰) ؛ آخر فقاهت از آن آن فقیهی است که جامعه را از رحمت الهی دور نمی‌کند، جامعه را نسبت به رحمت خدا مأیوس نمی‌سازد تا مردم را بی‌دین شوند و با اعتقادات آنان بازی شود! فقیه واقعی است پیکِ رحمت الهی و لطف الهی را به جامعه است ، نه پیکِ خشونت، بداخلاقی و ناراحتی!

عالم دینی و ضرورتِ زمان شناسی

وی گفت: در ادامه سخن امام صادق (ع)‌ ، سخن از زمان شناسی و جامعه شناسی و مردم شناسی است ؛ ‘مُقْبِلاً عَلَى شَأْنِهِ عَارِفاً بِأَهْلِ زَمَانِهِ’ عالم دینی ، عارف به اهل زمانه و جامعه خود است. ممکن است یک عالم دینی درس خوانده باشد و معنویت خود او بسیار بالا باشد و با محبت نیز باشد، اما زمان‌شناس، جامعه‌شناس و مردم‌شناس نباشد، باز هم موفق نخواهد بود.

وی افزود: اگر شما چنین عالمی دینی پیدا کردید، هرگز او را رها نکنید. این عالم باید درستکار و باسواد باشد، با محبت و مهربان باشد و در عین حال جامعه‌شناس و مردم‌شناس باشد؛ بداند با هر کسی چگونه مواجه شود. اگر کسی بیمار دارد، بداند چگونه باید با او برخورد کند؛ اگر کسی گرفتار مشکلات مالی است، یا والدین دچار مشکل نسبت به فرزندشان هستند، عالم دینی باید بداند چگونه با آنان مواجه شود.

هر سخنِ دینی مانند معجزات و کرامات که خارج ظرفیت جامعه باشد نباید مطرح شود

استاد حوزه علمیه قم گفت: متأسفانه برخی افراد متوجه این نکته نیستند. آن‌ها آدم‌های خوبی هستند، باسواد و اهل معنویت‌اند، اما نمی‌دانند چگونه با جامعه صحبت کنند. همین که حرف می‌زنند، حرفشان در بلندگوها، تریبون‌ها و موبایل‌ها پخش می‌شود و در جامعه منتشر می‌شود. گاهی برخی از مردم چند علامت خنده یا تمسخر زیر آن می‌گذارند و این باعث خجالت و نقصان اثر می‌شود.

وی تأکید کرد: آیا هر چه در این کتاب‌ها نوشته شده است، ما طلبه‌ها باید بدون ارزیابی به مردم منتقل کنیم؟! ما باید سطح فکری جامعه، نیازهای آنان و میزان ضرورت را بسنجیم و بر اساس آن، سخن بگوییم؛ بدانیم چه چیزی را باید گفت و چه چیزی را نباید گفت.

وی گفت: بعضی از آقایان در صحبت‌های خود، مواردی را به عنوان معجزه یا کرامت از اهل بیت نقل می‌کنند، اما این گونه سخنان را نمی‌توان در میان جوانان به راحتی بیان کرد. امروز شرایط با سی سال پیش فرق کرده است، زمانی که بنده منبر می‌رفتم و شروع کردم، آن روز اگر دو، سه یا پنج نفر باسواد در جلسات بودند، امروز همان پنج نفر، پنجاه نفر شده‌اند.

آیا محبوب ترین چهرها عالم دینی هستند؟

بر اساس فرمایش امام صادق (ع) باید علماء دینی محبوب و تجسم و پیک محبت میان مردم باشند. به عبارت دیگر، در این کشور شیعه، اگر گردشگری وارد شد و ایرانی یا مسلمان نبود، وقتی از او پرسیدند، مهربان‌ترین قشری که در این جامعه دیدی کدام قشر و صنف بوده؟ بگوید روحانیت. اگر ما به این جایگاه رسیدیم، به حدیث امام صادق(ع) عمل کرده‌ایم، وگرنه راه بسیار طولانی باقی است.

آیت الله سروش مصداق عالم دینی جامع و موفق بود

استاد سروش گفت: از رحلت مرحوم آقای سروش محلاتی، هفده سال گذشته است، اما ایشان به دلیل دارا بودن علم و ویژگی هایی اخلاقی برجسته و به دلیل آگاهی از وظایف عالم دینی و عمل به این وظایف، در میان مردم و حوزویان محبوبیت ویژه ای داشتند و می توانم بگویم در تهران و شاید در کل کشور کم نظیر بودند. حالات معنوی آیت الله سروش در سررسیدی که مسائل روزانه را می نوشت گویاست. در موردی نوشته؛ شب گذشته مقداری از وقت به نشستن و گفت و شنود غیرضروری صرف شد و توفیق تهجد و حال خوب گرفته شد! ایشان بیشتر روز را بعد از تدریس فقه، در دفتر مسجد اگر مراجعه مردمی نداشت، به مطالعه آثار اخلاقی و عرفانی می پرداخت و خصوصا به متون اخلاقی استادشان؛ امام راحل اهتمام جدی داشت. خلاصه حالات معنوی ایشان کاملا قابل مشاهده بود و بنظرم ایشان تا حدود قابل قبولی از “خود” گذشته بود و هوی و هوس را محدود کرده بود و شاهد آن اینکه؛ امام خمینی در سال ۴۱ به ایشان نامه نوشته و در آن تصریح می فرماید؛ “مومنین از علم و اخلاق ایشان استفاده کنند”. شگفت آور اینجاست که من که فرزند ایشان هستم تا بعد از رحلت ایشان، یعنی؛ سال ۸۷ از چنین نامه ای و تعریفی که استاد از شاگردش دارد بی اطلاع بودم، چرا که به هیچ عنوان مطرح نکرده بود!

قضاوت های مردم

در احترام به مردم و تربیت نفوس؛ باید تشییع ایشان در ۱۷ سال را مورد بازبینی قرار داد و از آن مهمتر قضاوت ها و مردم بعد ۱۷ سال که نمونه هایی از آن را ببینید؛ یکی از پیام ها؛ منفعت را ، دلیل دوستی تصور نکرد و انسانیت را به معنای واقعی به تصویر کشیدند. پیام دیگر؛ عالم ربانی حضرت آیت‌الله حاج خلیل سروش محلاتی استاد اخلاق و راهنمای دین و دنیا و آخرت و معلم بزرگ اخلاق خانواده که بنده از هرجهت خود را مدیون ایشان می دانم. و پیام دیگر؛ از دوران کودکی، تا جوانی در مسجد بقیه الله نارمک در محضر آیت الله سروش محلاتی فعالیت داشته و حمایت های معنوی و مدیریتی همه جانبه ایشان از فعالیت‌های فرهنگی موجب شده بود تعداد زیادی از کودکان، نوجوانان و جوانان محل و سایر محلات همیشه در مسجد فعال و در سال‌های بعد درسایه فضای معنوی و ارشادات الهی ایشان تعدادی از دوستان به درجه رفیع شهادت و الباقی جزو قشر پزشکان و مهندسین و…جامعه گردیدند و تاثیر کار فرهنگی و معنوی شخص حاج آقا سروش محلاتی بود. و نیز دیگری؛ هفده سال از در گذشت ان عالم ربانی گذشته و من برای ایشان جای گزینی نیافتم زیرا او یک روحانی بتمام معنا بود و این مقام را نه با پول ونه با مقامهای دنیوی عوض نکرد. و نیز؛ آن عالم پارسا، عمر شریف خویش را در مسیر خدمت به دین مبین اسلام، ارشاد مؤمنان و تربیت نسلی مؤمن و اخلاق‌مدار سپری نمودند، و یاد و نام ایشان همواره در دل‌ها زنده و جاودانه خواهد ماند. و دیگر؛ خدا می‌داند هنوز پس از گذشت هفده سال از ارتحال ایشان، سخنان بی‌نظیر و مراسم پر شکوهشان در مسجد مانند مراسم احیای شب‌های قدر، و جلسات هیئت انصارالمهدی (عج)، ، از دوران نوجوانی تا امروز، همواره در ذهن و دل ما زنده است. و نیز این پیام؛ فقیه منور ، معلم نفوس حضرت آیه الله سروش محلاتی رضوان الله تعالی علیه که توفیق زیارت آن وجود شریف را در پنج شنبه صبح ها در جلسه روحانیت شرق تهران را داشتم. برای من مهم این است که بعداز ۱۷ سال اینقدر عجیب مردم در باره حاج آقای سروش با جان و دل و با عشق فراوان صحبت می کنند. ایشان بی نظیر بود. روحشون شاد انشاالله

خاطره ای از آیت الله صانعی و آیت الله جوادی آملی

دو مطلب از دو مرجع بزرگوار که استاد بنده بودند تقدیم کنم؛ در دهه هفتاد در یک جلسه ای در منزل استاد آیت الله صانعی بودم . ایشان فرمودند؛ شخصی از تهران آمده بود و اظهار داشت من در تهران شبهای احیاء مسجد آقای سروش را با چیزی عوض نمی کنم. بعد آیت الله صانعی فرمودند: ” این مهم است در تهران با تنوع سلیقه ها و گرایشات کسی مورد توجه همه باشد.” مورد دیگر از استاد آیت الله جوادی است ؛ ما برای قدردانی از شرکت ایشان در تشییع و اقامه نماز خدمت شان رسیدیم و ایشان فرمودند؛ “خدا این چراغ (نام و یاد حاج آقای سروش) را روشن نگه دارد و این مقبولیتِ این بیت پیش مردم تهران محفوظ بماند، و این مقبولیت ساده بدست نمی آید.”

  • برچسب ها
  • سالگرد آیت الله سروش
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

جامعه ، و رنجِ اضطرابِ اجتماعی و یأسِ سیاسی؛ نوشتاری از...

حس مسئولیت می‌تواند توجیهی برای ارتکاب قتل فرزند باشد؟/استادهادی سروش: پدر...

استاد هادی سروش: پیامبر(ص) رحمت «رانتی و گزینشی» نداشت/ حضرت محمد(ص)...

استاد هادی سروش: عده ای به اسم «مصلحت» توجیه‌گر «فساد» و...

استاد هادی سروش: اقدامات امام رضا (ع) سبب ارتقاء فرهنگ شیعه...

استاد هادی سروش: قدرت عقلانی امام حسن (ع) «نفاق» و «پیمان...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش در سالگرد شاگرد امام خمینی (س)، آیت الله سروش محلاتی (ره):  امام خمینی، سخت ترین دینداری..

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

هادی سروش در سالگرد شاگرد امام خمینی (س)، آیت الله سروش محلاتی (ره):

امام خمینی، سخت ترین دینداری را دینداری در لباس روحانیت می دانست/ عالمانِ دینی همانطور که تعلقِ روحی به معنویت دارند، تعلق خاطر به مردم دارند

هادی سروش با ذکر ویژگی‌های آیت‌الله سروش محلاتی، تقوا، درس‌آموخته‌های ایشان در محضر امام خمینی و اخلاق مداراتی‌اش با مردم را از عوامل محبوبیت این عالم ربانی دانست.

امام خمینی، سخت ترین دینداری را دینداری در لباس روحانیت می دانست/ عالمانِ دینی همانطور که تعلقِ روحی به معنویت دارند، تعلق خاطر به مردم دارند

به گزارش جماران، در هفدهمین سالگرد ارتحال آیت‌الله سروش محلاتی، مراسمی در هیئت انصارالمهدی تهران برگزار شد. در این مراسم، حجت‌الاسلام و المسلمین هادی سروش با اشاره به جایگاه روحانیت در جامعه، تأکید کرد: «روحانیت حامل امانت‌های مهمی است.»

وی با بیان اینکه نخستین وظیفه روحانیت، انتقال صحیح علم دین به نسل‌های آینده است، افزود: «براساس آیه ۱۵۹ سوره بقره، روحانی باید بینات و هدایت را درست دریافت کرده و منتقل کند. روحانی بی‌سواد نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه با سخنان سست، اعتقادات مردم را به بازی می‌گیرد.»

سروش در ادامه روحانیت را حامل معنویات اسلام دانست و گفت: «این مسئولیت زمانی تحقق می‌یابد که روحانی در خلوت خود به مقام خشیت الهی رسیده باشد.» او با اشاره به سخن امام خمینی در کتاب شرح چهل حدیث یادآور شد: «میزان شناخت روحانیت راستین، خشیت و خوف از خداست و باید آثار آن در زندگی آنان دیده شود.»

این استاد حوزه همچنین بر ضرورت مهربانی و محبت روحانیون با جامعه تأکید کرد و گفت: «خواسته دین از علما شدیدترین محبت‌هاست؛ تا جایی که اگر یک گردشگر غیرمسلمان وارد جامعه شد، مهربان‌ترین افراد را در میان روحانیون بیابد.» وی در این زمینه به تعبیر شهید مطهری اشاره کرد که «روحانیت از نظر روحی تعلق به خدا دارد و از نظر اجتماعی تعلق به مردم.»

سروش با یادآوری مسئولیت سنگین عالمان دینی، به سخن امام خمینی اشاره کرد که «سخت‌ترین دینداری، دینداری در لباس روحانیت است.» او افزود: «نه دین و نه مردم نمی‌پذیرند که روحانی وابسته به باندهای قدرت و ثروت باشد. زندگی ساده بزرگان همچون شیخ انصاری، که حتی بابت یک ملحفه نو خانواده‌اش را مورد سؤال قرار داد، الگوی روحانیت است.»

وی در پایان با ذکر ویژگی‌های آیت‌الله سروش محلاتی، تقوا، درس‌آموخته‌های ایشان در محضر امام خمینی و اخلاق مداراتی‌اش با مردم را از عوامل محبوبیت این عالم ربانی دانست.

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1688756

جامعه ، و رنجِ اضطرابِ اجتماعی و یأسِ سیاسی؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

جامعه ، و رنجِ اضطرابِ اجتماعی و یأسِ سیاسی؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

انتشار :‌ دوشنبه ۱۹ / ۰۸ /۱۴۰۴ | ساعت ۰۸:۱۸

شفقنا-حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در نوشتاری آورده است:روح آدمی دارای دو موقعیت است ؛ موقعیت آرامش و موقعیت اضطراب. جامعه نیز از آنجا که تحقق عینی دارد میتواند یکی از این دو خصوصیت را می تواند دارا باشد.همانطوریکه هر فردی تلاش وافر دارد تا در آرامش باشد ،‌ کسانی که زمام جامعه را بدست دارند باید برای آرامشِ فردفرد جامعه تلاش مثمر ثمر داشته باشند ، و اگر نتوانند این مهم را در جامعه پیاده کنند ، قطعا حضورشان در جایگاه مدیریت ؛ نامشروع و غیر قابل قبول است.

دانشمندان بر این باورند که اضطراب جامعه یا “جمع‌هراسی” که اضطرابِ توام با ترس است ، باعث میشود فعالیت های روزمره شهروندان مختل شده ! و در نتیجه ؛ کیفیت زندگی شان به شکل چشمگیری کاهش پیدا کند.

قرآن که بخش مهمی از آیاتش در رابطه جامعه است ، به این مهم پرداخته ، و به عنوان نمونه ؛ در سوره آل عمران تصریح دارد که وقتی “بوی غنیمت” به مشامِ منفعت طلبانی که “خوی غنیمت” دارند میخورد ، جامعه را به اضطراب و ناآرامی می کشانند و همه سرمایه مادی و معنوی کشور را به فرطه نابودی می کشند تا بتوانند از فضای غبارآلود سیاسی ، بار خود را ببندند!
این خائنان به حقوق ملت و تباه کنندگان مسیر رشد و تعالی جامعه ، با توبیخ خدا روبرو هستند.
در قرآن فرمود: “خدا به وعده‌ ای که با شما نهاده بود وفا کرد .. شما “سستى” كرديد و به “منازعه” پرداختيد و “عصيان” ورزيديد. بعضى “خواستار دنيا” شديد و بعضى خواستار آخرت. سپس شما را از پیشرفت بازداشت. (آل عمران /۱۵۲)

آموزه مهم این آیه این است ؛ چهار عامل شکننده جامعه ؛ سستی،اختلاف،تخلفو توجه به مناسبات قدرت و ثروت است.
در تمام موارد فوق الذکر ، زمامداران مسئولیت مهمی به دوش دارند و هر جا خود گرفتار یکی از موارد چهارگانه شوند و یا باعث آن شوند و یا در برابر آن سکوت کنند ، بدون شک گرفتار بزرگترین حق الناس هستند.

نکته قابل توجه تاریخی ؛ وقتی مسلمین در جنگ احد که وعده پیروزی داشتند به شکست دچار شدند ، آتشِ شبهه بر خرمن باورهای دینی شان سیطره یافت که با آن وعده خدا چرا به این روز در آمدیم‌؟!
خدای متعال با نزول آیه این سوال و یا شبهه را حل فرمود و چرائی آنچه اتفاق افتاد را تبیین نمود.

عوامل چهارگانه فرورفتنِ جامعه در یأس

۱) سستی در اندیشه و ضعف رای

سستی درعدم استفاده از مناسبت ترین موقعیت ها شکل میگیرد،گاهی با تنبلی و گاهی با خیال بافی ، خلاصه انسان و جامعه از یک فرصت مهم محروم میشود و چه بسا آن فرصت دیگر برنمیگرد!
فرصت صلح ، فرصت جنگ ، فرصت مذاکره ، فرصت عفو ، و خلاصه هر فرصت که زمینه ی تصمیم های بزرگ را فراهم می آورد و همیشگی نیست!

۲)اختلاف

در قرآن آمده ؛ تا اينكه سست شديد و به نزاع و اختلاف پرداختيد، [فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ].
اختلاف وقتی عرضه افکار و تئوری های مخلتف برای دست یابی به بهترین هاست خوب و نافع است، اما وقتی به دو قطبی انجامد؛ اقتدار جامعه را به ضعف میکشاند.
دوقطبی هادرجایی شکل می گیردکه از حمایتهای سیستماتیک از افراد ، و نیز استفاده از رانت ها برای افرادِویژه و محروم نمودن دیگران، ویااستفاده ابزاری ازقانون برای تقویت گروه یا جناح درمقابل تضعیف جناح دیگر ، باشد!
ریشه اختلافات سیاسی و اجتماعی اگر متمرکز بر نقطه مثبتی باشد از اختلاف در “مراتب استعداد” بوده و طبیعی است، اما اگر متمرکز بر نقاطِ منفی مانند “جاه طلبی” و یا “حب و بغض ها” و هر اخلاق ناپسندی باشد؛بسیار ناپسندوتباه کننده است.

۳) تخلف از مطلوب اجتماعی به مطلوب فردی

امور مطلوب و محبوب در جایی مورد مطلوبیت و محبوبیت واقعی است که کارشناسی شده و راه رسیدن به آن مشخص باشد.
در این بخش ، قرآن اشارتش چنین است که شما بعد از تشخیص مطلوبیت و محبوبیت ها ، اما با “بی تعهدی” رفتاری را انتخاب کردید که همه آن منافع محبوب تان را از دست دادید!
و بعد از آن كه آنچه را دوست مي‌داشتيد به شما نشان داد نافرماني كرديد ؛ [وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ]

۴) توجه به مناسبات قدرت و ثروت

از رنج های بشر در عقب ماندگی جوامع مسئله قدرت طلبی و ثروت اندوزی است و در قرآن فرمود: بعضي از شما خواهان دنيا بودند و بعضي خواهان آخرت.[منکم من یریدالدنیا ومنکم من یریدالاخره] (آل عمران /۱۵۲)

امید به تغییر اوضاع و زمانه

قرآن کتابِ هشداردهنده ی بدونِ امید نیست. شناخت فرصت ها و استفاده از آنها سازنده انتظار واقع گرایانه است و در نتیجه زمینه استفاده از امدادهای الهی رقم میخورد.
استاد مطهری میگوید؛ “مددغیبی، شرائط سختی دارد و رایگان نیست. بستگی به حق جوئی و حقیقت خواهی و اخلاص و عشق به حقیقت دارد‌.”

این ها که ما نوشتیم و شما خواندید ؛ وظیفه حاکمان و زمامداران است .

  • برچسب ها
  • ثروت اندوزی
  • قدرت طلبی
  • هادی سروش

اخبار مرتبط

حس مسئولیت می‌تواند توجیهی برای ارتکاب قتل فرزند باشد؟/استادهادی سروش: پدر...

استاد هادی سروش: پیامبر(ص) رحمت «رانتی و گزینشی» نداشت/ حضرت محمد(ص)...

استاد هادی سروش: عده ای به اسم «مصلحت» توجیه‌گر «فساد» و...

استاد هادی سروش: اقدامات امام رضا (ع) سبب ارتقاء فرهنگ شیعه...

استاد هادی سروش: قدرت عقلانی امام حسن (ع) «نفاق» و «پیمان...

اجتماع ستودنی اربعین و صیانت آن از چهار عامل انحرافی: نوشتاری...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

 
  BLOGFA.COM