قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

پاسخ هادی سروش به نقدی به عزاداری فاطمیه

پاسخ هادی سروش به نقدی به عزاداری فاطمیه

۱۳ آبان ۱۴۰۴

۰ زمان تقریبی مطالعه ۲ دقیقه

بنی امیه و تزریق فسق به متن دین برای استمرار حاکمیت | هادی سروش

🔴 پاسخ هادی سروش به نقدی به عزاداری فاطمیه


هادی سروش، استاد حوزه، در پاسخ به دیدگاهی مبنی بر اینکه اهل بیت برای حضرت فاطمه (س) عزاداری نکردند، گفت: «کسانی که این موضوع را می‌گویند باید ثابت کنند. ضمن اینکه روایت‌هایی داریم که نشان می‌دهد عزاداری برای حضرت فاطمه از گذشته بوده است.»

به گزارش انصاف نیوز، حجت‌الاسلام هادی سروش گفت: یکی از شبهاتی که برخی‌ها با پرستیژ حق به جانب مطرح می‌کنند این است که امیرالمومنین (ع)‌ و همین‌طور اهل بیت برای حضرت فاطمه (س) عزاداری نکردند. این افراد سعی می‌کنند با گفتنِ این موضوع که اهل بیت عزاداری نکردند، به حرفشان شکل علمی بدهند.

او ادامه داد: اول اینکه آنهایی که چنین شبهه‌ای را مطرح می‌کنند، باید حرفشان را ثابت کنند. روایتی علامه مجلسی نقل میکند از امام صادق (ع) که زنی را در کوچه به زمین افتاده و خبر به امام صادق (ع)‌دادند ، حضرت گریان شد و علت گریه را مصائب مادرشان ذکر کردند. آن زمان ، نه روز شهادت حضرت فاطمه بود و ایام فاطمیه ، اما امام صادق (ع) زمین خوردن آن زن را بهانه‌ی عزاداری قرار داد.

این استاد حوزه گفت: مورد دیگری که باید در این موضوع مورد توجه قرار گیرد این است ؛ مگر امکان عزاداری حضرت علی (ع) بوده است؟! مگر امکان عزاداری عمومی در زمان اهلبیت (ع) وجود داشته ؟! شما به این شاهد را که درکتاب "وسائل الشیعه" است نظر کنید تا دریابید شرائط در زمان چقدر امنیتی و سخت بوده ؛
کسی از امام صادق(ع) سوالی شرعی داشت و همراه با یک سبد خیار سعی کرد به بهانه‌ی کاسبی و دوره‌گردی به دیدن امام برود و سوالش را بپرسد! ببینید چقدر فضا در مورد هر گونه ارتباط با ائمه و نام آنان سخت بوده است.

سروش در ادامه افزود: مگر بنی امیه و بنی عباس امکان عزاداری گذاشته بودند؟!
بافت فکری عرب در حجاز این بود که برای کسی که مرده است نباید گریه کرد. این موضوع را سنی‌ها نقل کرده‌اند. امیرالمومنین (ع) در آن فضا متحجرانه بدون آنکه برای حضرت فاطمه (س)‌ مراسمی برگزار کند، با چه اتفاقاتی روبرو شد ؟!

این استاد حوزه گفت: چرا عده‌ای می‌گویند روایتی برای عزاداری نداریم؟ اتفاقا روایت‌های مختلفی داریم؛
طبق نقل صدوق در کتاب "عیون اخبارالرضا" امام رضا (ع) به ابن شبیب فرمودند: اگر می خواهید در درجات بالای بهشت با ما باشید ، در شادی ما شاد و در غم ما غمگین باشید.

او ادامه داد: در کتاب "المحاسن" آمده است که از امام صادق (ع) فرمود : اگر کسی نام اهل بیت را در جمعی ببرد و به خاطر مظلومیت ائمه قطره‌ی اشکی ریخته شود ، خدا گناهانش را می‌بخشد.

حجت الاسلام سروش گفت: دلیل دیگر ما بر مرثیه و محافل شهادت ائمه و خصوصا حضرت فاطمه (س)؛ تصریح حضرات معصومین (ع)‌ بر عزاداری در مناسبت شهادت ائمه (ع)‌ است و اینکه عزاداری اختصاص به عاشورا و امام حسین (ع) ندارد. طبق نقل شیخ طوسی در کتاب رجال کشی؛ امام جواد (ع) به عبدالله ابن صلت که از علماء و شعرای اهل قم بود نوشتند: «در سوگ من و پدرم امام رضا (ع) مرثیه بسرای و بر مظلومیت ما اشک بریز».

در نتیجه بر اساس روایت‌ها می‌توان گفت؛ عزاداری برای حضرت فاطمه (ع) کاملا مستحکم است و ان‌شاءالله تا قیامت برای فاطمیه عزاداری می‌کنیم.

انتهای پیام

https://ensafnews.com/618189/

​​​​حضرت زهرا (س)؛ از مرجعیت تا پاسخ به شبهات / هادی سروش

حضرت زهرا (س)؛ از مرجعیت تا پاسخ به شبهات

حضرت زهرا (س)؛ از مرجعیت تا پاسخ به شبهات

یک استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم با تبیین جایگاه حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان مرجعیت دینی، با اشاره به برخی شبهات به آنها پاسخ داد.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش - استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم - درگفت‌وگو با ایسنا، به تبیین مقام علمی و معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) پرداخت.

«بَقِیَّةُ النُّبُوَّة»؛ توصیف امام علی (ع) از فاطمه زهرا (س)

این استاد حوزه در آغاز با اشاره به حدیثی از امیرالمؤمنین علی (ع)، ایشان را خطاب به حضرت زهرا (س) «یَا بَقِیَّةُ النُّبُوَّة» معرفی و بر ضرورت فهم دقیق این تعبیر تأکید کرد.

او با نقد ترجمه سطحی این عبارت به «یادگار نبوت»، توضیح داد: «بَقِیَّةُ النُّبُوَّة» به معنای «ادامه و دنباله نبوت» است. همان‌گونه که امام عصر (عج) را «بَقِیَّةُ الله» می‌نامیم، به این معنا که تمام آنچه از هدایت، علم و رحمت الهی متصورید، در وجود مبارک ایشان تجلی دارد، فاطمه زهرا (س) نیز ادامه‌دهنده مسیر و رسالت نبوت پیامبر خاتم (ص) است.

فاطمه زهرا (س)؛ یک مرجع علمی

سروش با ارائه شواهد تاریخی، به تبیین جایگاه حضرت زهرا (س) به عنوان یک مرجع علمی فعال در جامعه صدر اسلام پرداخت.

او به دو روایت استناد کرد و اینگونه گفت: پاسخگویی به پرسش‌های اعتقادی؛ مردی از طریق همسرش، این سؤال را از حضرت زهرا (س) پرسید که «منظور از شیعیان شما چه کسانی هستند؟» حضرت در پاسخ، «منشور شیعه» را این‌گونه ترسیم کردند: «هر که محبت ما را در دل داشته باشد، با دوستان ما دوست و با دشمنان ما دشمن باشد و تسلیم فرامین ما باشد، از شیعیان ماست.» پاسخگویی به استفتائات فقهی؛ بانویی به دلیل بیماری مادرش، چندین نوبت برای پرسش درباره جزئیات چگونگی ادای نماز به خانه حضرت زهرا (س) مراجعه کرد. با عذرخواهی بانوی سؤال‌کننده برای تکرار مراجعه، حضرت فاطمه (س) فرمودند: «هیچ مشکلی نیست. اگر کسی را اجیر کنی تا بار سنگینی را تا بالای نردبانی ببرد و در ازای آن هزار سکه طلا به او بدهی، آیا این کار برایش سخت است؟» و سپس افزودند: «من برای پاسخ به هر سؤال تو، بیش از آن هزار سکه طلا پاداش دریافت می‌کنم. از زمین تا عرش خدا را برایم سکه طلا می‌پاشند.»

منبع علمی ائمه اطهار (ع)

این کارشناس مذهبی با اشاره به روایتی از امام صادق (ع)، افزود: حتی ائمه معصومین (ع) نیز در استنباط احکام، به سیره حضرت زهرا (س) استناد می‌کردند. هنگامی که از امام صادق (ع) درباره شرکت زنان در تشییع جنازه و نماز میت سؤال شد، ایشان به عنوان دلیل جواز این عمل، به حضور حضرت فاطمه (س) در تشییع و نماز خواهرشان اشاره کردند.

نزول جبرئیل بر فاطمه زهرا (س)

حجت‌الاسلام سروش به نزول فرشته وحی (جبرئیل) بر حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر (ص) اشاره کرد و برای پاسخ به شبهات در این زمینه، به دیدگاه عرفای بزرگ مانند محیی‌الدین ابن عربی در کتاب «فصوص الحکم» و ابن سینا در «الاشارات و التنبیهات» استناد کرد و گفت: این بزرگان بر این باورند که اگرچه نبوت تشریعی با خاتم‌الانبیا (ص) به پایان رسید، اما ارتباط اولیای برجسته خدا با عالم غیب و دریافت اخبار و معارف از این طریق، ادامه داشته و حضرت فاطمه زهرا (س) یکی از این چهره‌های ممتاز است.

او در پایان با اشاره به جریان غصب فدک و ظلم‌های واردشده بر اهل بیت (ع)، شهادت حضرت زهرا (س) را نتیجه این سلسله ستم‌ها خواند.

انتهای پیام

https://isna.ir/xdVp7Z

هادی سروش: نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است

هادی سروش: نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است

هادی سروش با بیان اینکه دنیای امروز؛ دنیای فاصله بین دولت ها و ملت هاست، گفت: مشکل دولت‌ها در زمانی که فاصله میان آنان و ملت‌هایشان نمایان می‌شود، آن است که این دولت‌ها برآمده از انتخاب واقعی مردم و شهروندان خویش نیستند، احزاب سیاسی در رأی مردم و انتخاب آنان دخالت می‌کنند؛ پول، ثروت و لابی‌های سیاسی و اقتصادی در روی‌کارآمدن دولت‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند، و نتیجه آن می‌شود که میان دولت و ملت فاصله‌ای پدید می‌آید.

هادی سروش: هایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است

به گزارش هم‌میهن آنلاین، هادی سروش در گفت وگو با شفقنا به فاصله بین دولت ها و ملت ها در دنیای امروز اشاره و اظهار کرد: همواره چنین بوده است که اداره‌ی مردم و نیز اداره‌ی یک شهر تا یک کشور، بر عهده‌ی جمعی خاص قرار داشته و هیچ‌گاه هیچ شهری، هیچ کشوری و هیچ جامعه‌ای بدون حکمرانی نبوده است. زیرا نبودِ حاکم و حکمران، برابر است با اغتشاش و به‌هم‌ریختگی آن جامعه، چه جامعه‌ای کوچک و چه بزرگ و گسترده باشد.

وی ادامه داد: همواره در هر جامعه‌ی کوچک چند نفره افرادی حضور داشته‌اند که مسئولیت اداره‌ی امور آن جامعه را بر عهده داشته‌اند. در این میان، آنچه اهمیت دارد، این است که آیا میان مردم و میان جمعی که مسئولیت اداره‌ی آن جامعه را بر دوش دارند، فاصله‌ای وجود دارد یا خیر؟ در برخی جوامع، میان حاکمان و حکمرانان با مردم روابطی صمیمانه برقرار است، و فراتر از آن، جامعه‌ای را می‌توان آرمانی دانست که در آن، مردم حاکمان را از خود بدانند و حکمرانان نیز مردم را پشتوانه‌ی نیرومند خویش به شمار آورند.

فاصله بین حکمرانان و مردم در جهان

سروش با بیان اینکه دنیای امروز، دنیایی است که در آن شاهد فاصله‌های عمیق و گسترده میان دولت‌ها و ملت‌ها هستیم، گفت: در جریان حادثه‌ی هفتم اکتبر و آنچه پس از آن، یعنی نسل‌کشی رژیم ظالم اسرائیل رخ داد، شکافی جدی میان دولت‌ها و مردم جهان آشکار شد. ما می‌پنداشتیم که در جهان غرب، بر اساس شعارهای زیبای دموکراسی و رعایت حقوق شهروندی، میان دولت و ملت تفاوت و فاصله‌ای وجود ندارد؛ اما حادثه‌ی نسل‌کشی اسرائیل پس از هفتم اکتبر، فاصله‌ای عمیق میان دولت‌ها و ملت‌هایشان را نمایان ساخت.

وی اضافه کرد: در آلمان، شخصی هشتاد و چهار ساله هنگامی که نتانیاهو را مورد نقد قرار داد، به سبب همین انتقاد زندانی شد. در همان کشور، دختری که نسبت به جنایات اسرائیل اعتراض کرده بود، توسط پلیس بازداشت و تنبیه شد. یا در استرالیا ــ کشوری که همواره به آرامی و چه بسا بی‌تفاوتی نسبت به آنچه در جهان می‌گذرد شناخته می‌شد ــ مشاهده می‌کنیم که مردم در برابر جنایات اسرائیل به خیابان‌ها آمده و تظاهراتی گسترده و بی‌نظیر برپا می‌کنند. اما دولت استرالیا در برابر این حرکت مردمی، درصدد خاموش کردن این تظاهرات و اعتراض افکار عمومی نسبت به اسرائیل برمی‌آید.

سروش عنوان کرد:‌ در تایلند، بدون آن‌که دولت حمایتی در این زمینه به عمل آورد، مغازه‌داران و صاحبان رستوران‌ها اعلام کردند که به گردشگران اسرائیلی غذا عرضه نمی‌کنند. این رفتار، نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ای است که در عصر حاضر میان ملت‌ها و دولت‌ها وجود دارد. در جای‌جای جهان، این فاصله پیش‌تر نیز بوده و اکنون نیز هست، اما در ماجرای نسل‌کشی اسرائیل، این شکاف بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

ملت همراه دولت برخاسته از پول و فریب نیست

وی با تأکید بر اینکه مشکل دولت‌ها در زمانی که فاصله میان آنان و ملت‌هایشان نمایان می‌شود، آن است که این دولت‌ها برآمده از انتخاب واقعی مردم و شهروندان خویش نیستند، اظهار کرد: احزاب سیاسی در رأی مردم و انتخاب آنان دخالت می‌کنند؛ پول، ثروت و لابی‌های سیاسی و اقتصادی در روی‌کارآمدن دولت‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند، و نتیجه آن می‌شود که میان دولت و ملت فاصله‌ای پدید می‌آید.

حوزه علمیه افزود: تا زمانی که دولتی بر پایه‌ی قدرت پول، توان لابی‌گری و فریبکاری سیاسی به قدرت برسد، بی‌تردید ملت‌ها از چنین دولتی فاصله خواهند داشت. این فاصله ممکن است مدتی پنهان بماند، اما بی‌شک در شرایط خاص و ویژه، چه در عرصه‌ی داخلی و چه در صحنه‌ی خارجی، این شکاف عمیق میان دولت و ملت خود را آشکار خواهد ساخت.

نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است

وی در ادامه به بخشی از فرمایشات حضرت علی(ع) در باب دولت و ملت اشاره و خاطرنشان کرد: فاصله میان دولت و ملت را بر اساس فرمایشات امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه مورد بازبینی قرار می دهم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ی ۱۰۸ نهج‌البلاغه نهایت فاصله میان دولت و ملت را چنین ترسیم می‌فرمایند: «سلاطینه سِباعاً و أوساطه أکّالاً، و فقراؤه أمواتاً؛ سلاطینشان درندگان و مردم متوسط طعمه هایى براى آن درندگان و فقرا آنان مردگانى مى شوند.» یعنی دولت‌هایی که در جایگاه درندگی، آدم‌کشی، نسل‌کشی و شکستن حرمت شهروندان گام برمی‌دارند و خون آنان را می‌ریزند؛ مردمان خوراک روزمره‌ی آن سلاطین و آن دولت‌های ظالم می‌شوند. این، نهایت فاصله‌ای است که می‌تواند میان دولت و ملت پدید آید؛ دولتی را درنده و ملتی را طعمه و خوراک آن دولت ستمگر می‌کند.

کدام دولت پشتوانه ملت خود را دارد؟

سروش گفت: اگر قرار باشد فاصله‌ای میان دولت و ملت وجود نداشته باشد، باید دولت به‌وسیله‌ی مردم و شهروندان، به‌صورت آزادانه انتخاب شود، و کارگزاران آن دولت از میان شخصیت‌های وارسته، کاردان و متعهد برگزیده گردند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عهدنامه‌ی مالک اشتر، در باب تشکیل کارگزارانی که باید در مصر به امور حکمرانی بپردازند، چنین سفارش می‌فرمایند: یا مالک توخ منهم أهل التجریة و الحیاء، من أهل البیوتات الصالحة و القدم فى الاسلام المتقدمة، فأنهم أکرم اخلاقا، و أصح أعراضا، و أقل فى المطامع اشراقا، و أغلب فى عواقب الامور نظرا؛ اى مالک ! کارمندانى را که اهل تجربه و شرم و حیا و از خانواده هاى صالح که در اسلام پیشگام ترند انتخاب کن؛ زیرا اخلاق آنها کریم تر و خانواده شان پاک تر و کم طمع تر و در سنجش عواقب امور بیناترند.»

دولت با ملت خود تنفس می کند و قطع ارتباط، یعنی قطع تنفس

سروش ارتباط میان دولت و ملت را ضروری دانست و تصریح کرد: نه‌تنها در پیدایش و تنظیم کارگزاران دولتی و نظام حکمرانی باید ملاک‌های مهمی که موجب جذب افکار عمومی و دل‌های شهروندان می‌شود، رعایت گردد، بلکه دولت همچون نفس کشیدن است که باید همواره جریان آن برقرار باشد؛ این تنفس همان ارتباط پیوسته‌ی دولت با شهروندان و ملت خویش است.

هر دولتی، حتی اگر از متن جامعه برخاسته باشد، هنگامی که از افکار عمومی فاصله می‌گیرد، از خواسته‌های مردم دور می‌شود و به آنچه مورد توجه و مطالبه‌ی جامعه و مردم خود است بی‌اعتنا می‌گردد، ناگزیر از شهروندانش فاصله خواهد گرفت و بی‌تردید از آنان دور خواهد شد.

وی ادامه داد: از همین رهگذر است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عهدنامه‌ی مالک اشتر فرمودند: «الصق بذوى المرؤات و الاحساب و أهل البیوتات الصالحة و السوابق الحسنة ثم أهل النجدة و الشجاعة و السخاء و السماخة، فأنهم جماع من الکرم، و شعب من العرف؛ روابط خود را با افراد باشخصیت و اصیل، و خانواده هاى صالح و خوش سابقه برقرار کن، و پس از آن مردمانى که داراى بزرگوارى و دلاورى و سخاوت و اهل گذشتند رابطه برقرار ساز که آن ها کانون کرم و شعبه هایى از خوبى هستند.»

قدرت زدگی دولت باعث فاصله از ملت است

سروش بیان کرد:‌ تا هنگامی که حکمرانان و دولت‌ها تنها متوجه قدرت خویش باشند و توهمِ قدرتِ بی‌پایان در آنان شکل گیرد. آن روز، روز جدایی مردم از آن دولت است. هیچ دولتی با هیچ انگیزه‌ای، هیچ توجیهی و هیچ مصلحت‌سنجی‌ای نمی‌تواند در مسیر تفاخر، فخرفروشی، تکبّر و استبداد سیاسی گام بردارد. هر دولتی که مسیر خویش را بدون توجه به خواسته‌ی ملت در پیش گیرد و گرفتار توهمِ تفاخر و تکبّر گردد، نقطه‌ی آغاز جدایی ملت و جامعه از او همان‌جاست. این حقیقتی بسیار روشن و بدیهی است.

استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت:‌ امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ی ۲۱۶ می‌فرمایند: «ان من أسخف حالات الولاة عند صالح الناس أن یظن بهم حب الفخر، و یوضع أمرهم على الکبر؛ از سخیف ترین حالات زمامداران نزد مردان صالح، زمانى است که به آنها گمان برده شود که دوستدار تفاخرند و امورشان را بر کبر و خود پسندى قرار مى دهند.»

این دولت است که باید از افکارعمومی بیاموزد

سروش با تأکید بر اینکه جامعه‌ای موفق و رو‌به‌پیشرفت است که حاکمان، حکمرانان و دولتمردان آن جامعه، خود را آموزش‌دیده و آموزنده در برابر مردم بدانند، گفت: حکمرانان باید در پشت نیمکت کلاسِ مدرسه بنشینند و مردم در برابر آنان در جایگاهِ معلم قرار گیرند. حاکمان باید همواره از مردم بیاموزند و از آنان یاد بگیرند، نه آن‌که مردم را همواره کسانی بدانند که باید مورد توصیه، نصیحت و آموزش از سوی حاکمان خود قرار گیرند. این نکته‌ی بسیار مهم در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است و آن حضرت چنین به ما می‌آموزند که «معلم نفسه و مؤدبها أحق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم؛ کسى که آموزگار و مربى نفس خویش است، به احترام و اکرام سزاوارتر است از آن که معلم و مربى دیگران باشد.»

هادی سروش : نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است/ دولت با ملت خود تنفس می کند

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد هادی سروش در گفت وگو با شفقنا:‌ ملت همراه دولت برخاسته از پول و فریب نیست/ نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است/ دولت با ملت خود تنفس می کند و قطع ارتباط، یعنی قطع تنفس

انتشار :‌ یکشنبه ۰۴ / ۰۸ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۱:۴۱

شفقنا- استاد هادی سروش با بیان اینکه دنیای امروز؛ دنیای فاصله بین دولت ها و ملت هاست، گفت: مشکل دولت‌ها در زمانی که فاصله میان آنان و ملت‌هایشان نمایان می‌شود، آن است که این دولت‌ها برآمده از انتخاب واقعی مردم و شهروندان خویش نیستند، احزاب سیاسی در رأی مردم و انتخاب آنان دخالت می‌کنند؛ پول، ثروت و لابی‌های سیاسی و اقتصادی در روی‌کارآمدن دولت‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند، و نتیجه آن می‌شود که میان دولت و ملت فاصله‌ای پدید می‌آید. تا زمانی که دولتی بر پایه‌ی قدرت پول، توان لابی‌گری و فریبکاری سیاسی به قدرت برسد، بی‌تردید ملت‌ها از چنین دولتی فاصله خواهند داشت. این فاصله ممکن است مدتی پنهان بماند، اما بی‌شک در شرایط خاص و ویژه، چه در عرصه‌ی داخلی و چه در صحنه‌ی خارجی، این شکاف عمیق میان دولت و ملت خود را آشکار خواهد ساخت.

جامعه بدون حکمران نمی تواند باشد

حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در گفت وگو با شفقنا به فاصله بین دولت ها و ملت ها در دنیای امروز اشاره و اظهار کرد: همواره چنین بوده است که اداره‌ی مردم و نیز اداره‌ی یک شهر تا یک کشور، بر عهده‌ی جمعی خاص قرار داشته و هیچ‌گاه هیچ شهری، هیچ کشوری و هیچ جامعه‌ای بدون حکمرانی نبوده است. زیرا نبودِ حاکم و حکمران، برابر است با اغتشاش و به‌هم‌ریختگی آن جامعه، چه جامعه‌ای کوچک و چه بزرگ و گسترده باشد.

وی ادامه داد: همواره در هر جامعه‌ی کوچک چند نفره افرادی حضور داشته‌اند که مسئولیت اداره‌ی امور آن جامعه را بر عهده داشته‌اند. در این میان، آنچه اهمیت دارد، این است که آیا میان مردم و میان جمعی که مسئولیت اداره‌ی آن جامعه را بر دوش دارند، فاصله‌ای وجود دارد یا خیر؟ در برخی جوامع، میان حاکمان و حکمرانان با مردم روابطی صمیمانه برقرار است، و فراتر از آن، جامعه‌ای را می‌توان آرمانی دانست که در آن، مردم حاکمان را از خود بدانند و حکمرانان نیز مردم را پشتوانه‌ی نیرومند خویش به شمار آورند.

فاصله بین حکمرانان و مردم در جهان

استاد سروش با بیان اینکه دنیای امروز، دنیایی است که در آن شاهد فاصله‌های عمیق و گسترده میان دولت‌ها و ملت‌ها هستیم، گفت: در جریان حادثه‌ی هفتم اکتبر و آنچه پس از آن، یعنی نسل‌کشی رژیم ظالم اسرائیل رخ داد، شکافی جدی میان دولت‌ها و مردم جهان آشکار شد. ما می‌پنداشتیم که در جهان غرب، بر اساس شعارهای زیبای دموکراسی و رعایت حقوق شهروندی، میان دولت و ملت تفاوت و فاصله‌ای وجود ندارد؛ اما حادثه‌ی نسل‌کشی اسرائیل پس از هفتم اکتبر، فاصله‌ای عمیق میان دولت‌ها و ملت‌هایشان را نمایان ساخت.

وی اضافه کرد: در آلمان، شخصی هشتاد و چهار ساله هنگامی که نتانیاهو را مورد نقد قرار داد، به سبب همین انتقاد زندانی شد. در همان کشور، دختری که نسبت به جنایات اسرائیل اعتراض کرده بود، توسط پلیس بازداشت و تنبیه شد. یا در استرالیا ــ کشوری که همواره به آرامی و چه بسا بی‌تفاوتی نسبت به آنچه در جهان می‌گذرد شناخته می‌شد ــ مشاهده می‌کنیم که مردم در برابر جنایات اسرائیل به خیابان‌ها آمده و تظاهراتی گسترده و بی‌نظیر برپا می‌کنند. اما دولت استرالیا در برابر این حرکت مردمی، درصدد خاموش کردن این تظاهرات و اعتراض افکار عمومی نسبت به اسرائیل برمی‌آید.

استاد سروش عنوان کرد:‌ در تایلند، بدون آن‌که دولت حمایتی در این زمینه به عمل آورد، مغازه‌داران و صاحبان رستوران‌ها اعلام کردند که به گردشگران اسرائیلی غذا عرضه نمی‌کنند. این رفتار، نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ای است که در عصر حاضر میان ملت‌ها و دولت‌ها وجود دارد. در جای‌جای جهان، این فاصله پیش‌تر نیز بوده و اکنون نیز هست، اما در ماجرای نسل‌کشی اسرائیل، این شکاف بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

ملت همراه دولت برخاسته از پول و فریب نیست

وی با تأکید بر اینکه مشکل دولت‌ها در زمانی که فاصله میان آنان و ملت‌هایشان نمایان می‌شود، آن است که این دولت‌ها برآمده از انتخاب واقعی مردم و شهروندان خویش نیستند، اظهار کرد: احزاب سیاسی در رأی مردم و انتخاب آنان دخالت می‌کنند؛ پول، ثروت و لابی‌های سیاسی و اقتصادی در روی‌کارآمدن دولت‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند، و نتیجه آن می‌شود که میان دولت و ملت فاصله‌ای پدید می‌آید.

استاد حوزه علمیه افزود: تا زمانی که دولتی بر پایه‌ی قدرت پول، توان لابی‌گری و فریبکاری سیاسی به قدرت برسد، بی‌تردید ملت‌ها از چنین دولتی فاصله خواهند داشت. این فاصله ممکن است مدتی پنهان بماند، اما بی‌شک در شرایط خاص و ویژه، چه در عرصه‌ی داخلی و چه در صحنه‌ی خارجی، این شکاف عمیق میان دولت و ملت خود را آشکار خواهد ساخت.

نهایت فاصله بین دولت و ملت، خون و خون ریزی است

وی در ادامه به بخشی از فرمایشات حضرت علی(ع) در باب دولت و ملت اشاره و خاطرنشان کرد: فاصله میان دولت و ملت را بر اساس فرمایشات امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه مورد بازبینی قرار می دهم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ی ۱۰۸ نهج‌البلاغه نهایت فاصله میان دولت و ملت را چنین ترسیم می‌فرمایند: «سلاطينه سِباعاً و أوساطه أكّالاً، و فقراؤه أمواتاً؛ سلاطينشان درندگان و مردم متوسط طعمه هايى براى آن درندگان و فقرا آنان مردگانى مى شوند.» یعنی دولت‌هایی که در جایگاه درندگی، آدم‌کشی، نسل‌کشی و شکستن حرمت شهروندان گام برمی‌دارند و خون آنان را می‌ریزند؛ مردمان خوراک روزمره‌ی آن سلاطین و آن دولت‌های ظالم می‌شوند. این، نهایت فاصله‌ای است که می‌تواند میان دولت و ملت پدید آید؛ دولتی را درنده و ملتی را طعمه و خوراک آن دولت ستمگر می‌کند.

کدام دولت پشتوانه ملت خود را دارد؟

استاد سروش گفت: اگر قرار باشد فاصله‌ای میان دولت و ملت وجود نداشته باشد، باید دولت به‌وسیله‌ی مردم و شهروندان، به‌صورت آزادانه انتخاب شود، و کارگزاران آن دولت از میان شخصیت‌های وارسته، کاردان و متعهد برگزیده گردند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عهدنامه‌ی مالک اشتر، در باب تشکیل کارگزارانی که باید در مصر به امور حکمرانی بپردازند، چنین سفارش می‌فرمایند: يا مالك توخ منهم أهل التجرية و الحياء، من أهل البيوتات الصالحة و القدم فى الاسلام المتقدمة، فأنهم أكرم اخلاقا، و أصح أعراضا، و أقل فى المطامع اشراقا، و أغلب فى عواقب الامور نظرا؛ اى مالك ! كارمندانى را كه اهل تجربه و شرم و حيا و از خانواده هاى صالح كه در اسلام پيشگام ترند انتخاب كن؛ زيرا اخلاق آنها كريم تر و خانواده شان پاك تر و كم طمع تر و در سنجش عواقب امور بيناترند.»

دولت با ملت خود تنفس می کند و قطع ارتباط، یعنی قطع تنفس

استاد سروش ارتباط میان دولت و ملت را ضروری دانست و تصریح کرد: نه‌تنها در پیدایش و تنظیم کارگزاران دولتی و نظام حکمرانی باید ملاک‌های مهمی که موجب جذب افکار عمومی و دل‌های شهروندان می‌شود، رعایت گردد، بلکه دولت همچون نفس کشیدن است که باید همواره جریان آن برقرار باشد؛ این تنفس همان ارتباط پیوسته‌ی دولت با شهروندان و ملت خویش است.

هر دولتی، حتی اگر از متن جامعه برخاسته باشد، هنگامی که از افکار عمومی فاصله می‌گیرد، از خواسته‌های مردم دور می‌شود و به آنچه مورد توجه و مطالبه‌ی جامعه و مردم خود است بی‌اعتنا می‌گردد، ناگزیر از شهروندانش فاصله خواهد گرفت و بی‌تردید از آنان دور خواهد شد.

وی ادامه داد: از همین رهگذر است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عهدنامه‌ی مالک اشتر فرمودند: «الصق بذوى المرؤات و الاحساب و أهل البيوتات الصالحة و السوابق الحسنة ثم أهل النجدة و الشجاعة و السخاء و السماخة، فأنهم جماع من الكرم، و شعب من العرف؛ روابط خود را با افراد باشخصيت و اصيل، و خانواده هاى صالح و خوش سابقه برقرار كن، و پس از آن مردمانى كه داراى بزرگوارى و دلاورى و سخاوت و اهل گذشتند رابطه برقرار ساز كه آن ها كانون كرم و شعبه هايى از خوبى هستند.»

قدرت زدگی دولت باعث فاصله از ملت است

استاد سروش بیان کرد:‌ تا هنگامی که حکمرانان و دولت‌ها تنها متوجه قدرت خویش باشند و توهمِ قدرتِ بی‌پایان در آنان شکل گیرد. آن روز، روز جدایی مردم از آن دولت است. هیچ دولتی با هیچ انگیزه‌ای، هیچ توجیهی و هیچ مصلحت‌سنجی‌ای نمی‌تواند در مسیر تفاخر، فخرفروشی، تکبّر و استبداد سیاسی گام بردارد. هر دولتی که مسیر خویش را بدون توجه به خواسته‌ی ملت در پیش گیرد و گرفتار توهمِ تفاخر و تکبّر گردد، نقطه‌ی آغاز جدایی ملت و جامعه از او همان‌جاست. این حقیقتی بسیار روشن و بدیهی است.

استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت:‌ امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ی ۲۱۶ می‌فرمایند: «ان من أسخف حالات الولاة عند صالح الناس أن يظن بهم حب الفخر، و يوضع أمرهم على الكبر؛ از سخيف ترين حالات زمامداران نزد مردان صالح، زمانى است كه به آنها گمان برده شود كه دوستدار تفاخرند و امورشان را بر كبر و خود پسندى قرار مى دهند.»

این دولت است که باید از افکارعمومی بیاموزد

استاد سروش با تأکید بر اینکه جامعه‌ای موفق و رو‌به‌پیشرفت است که حاکمان، حکمرانان و دولتمردان آن جامعه، خود را آموزش‌دیده و آموزنده در برابر مردم بدانند، گفت: حکمرانان باید در پشت نیمکت کلاسِ مدرسه بنشینند و مردم در برابر آنان در جایگاهِ معلم قرار گیرند. حاکمان باید همواره از مردم بیاموزند و از آنان یاد بگیرند، نه آن‌که مردم را همواره کسانی بدانند که باید مورد توصیه، نصیحت و آموزش از سوی حاکمان خود قرار گیرند. این نکته‌ی بسیار مهم در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است و آن حضرت چنین به ما می‌آموزند که «معلم نفسه و مؤدبها أحق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم؛ كسى كه آموزگار و مربى نفس خويش است، به احترام و اكرام سزاوارتر است از آن كه معلم و مربى ديگران باشد.»

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • اغتشاش
  • حکمرانان
  • حکومت بر جامعه
  • فاصله دولت و ملت

اخبار مرتبط

استاد های سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/...

از استهزاء فرد تا به استهزاء گرفتنِ جامعه!

ضرورت اخلاقی و قانونیِ عذرخواهی از سوی مسئولین: نوشتاری از استاد...

استاد هادی سروش در گفت وگو با شفقنا: طلاب امروز حوزه...

استاد هادی سروش: تا زمان هست، اسرائیل در معرض شکست های...

از رسانه ها/حکمرانان به مردم نزديک شوند

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش مطرح کرد : هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱۷

یک استاد حوزه مطرح کرد

هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

یک استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم با اشاره به اشتراک اعتقاد به «آخرالزمان» در چهار مذهب اسلام، مسیحیت، یهود و بودا، هشدار داد: برخی با ارائه تفسیرهای انحرافی و تعیین وقت برای ظهور، در حال ایجاد مشکلات اعتقادی هستند و نسخه‌های بدلی را جایگزین نسخه اصلی آخرالزمان می‌کنند.

هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

به گزارش پایگاه خبری رضوی، حجت‌الاسلام هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم- در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: اسلام، مسیحیت، یهود و بودا، این چهار مذهب یا مکتب الهی، به یک حقیقت به نام آخرالزمان معتقدند. آخرالزمان به این معناست که دوره‌ای از زمان به پایان می‌رسد و به نقطه‌ای می‌رسیم که زمان تمام می‌شود.

دو نقطه پایان زمان از نگاه اسلام

وی در توضیح نگاه اسلامی به آخرالزمان افزود: ما مسلمانان در دو نقطه معتقد به پایان زمان هستیم: یکی قیامت که زمان تمام می‌شود و صحنه‌ای دیگر برپا می‌گردد، و دیگری طبق اعتقاد ما، زمان ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) که با آمدن منجی، دوران ظهور آغاز شده و آن نیز پایان این زمان است.

نسخه اصلی آخرالزمان در قرآن

این استاد حوزه قم، نسخه اصلی آخرالزمان را در آیه ۵۵ سوره نور معرفی کرد و توضیح داد: خداوند در این آیه به مؤمنان عمل‌صالح وعده می‌دهد که آنان را در زمین جانشین خواهد کرد، دینشان را پابرجا خواهد نمود و پس از ترس و ناامنی، امنیت کامل برقرار خواهد شد. این آینده روشن، نسخه اصلی و حقیقی آخرالزمان از منظر قرآن است.

هشدار درباره نسخه‌های بدلی و انحرافی

استاد سروش با هشدار نسبت به بروز انحرافات در این زمینه گفت: متأسفانه امروز شاهد نسخه‌های بدلی آخرالزمان هستیم. برخی با تعیین وقت برای ظهور، شتاب‌زدگی و شخصیت‌پردازی‌های کاذب، در حال فریب مردم و ایجاد انحراف در اعتقادات هستند. امام صادق (ع) به صراحت فرموده‌اند: "کَذِبَ الْوَقَّاتُونَ"؛ کسانی که برای ظهور وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند.

سوءاستفاده از نام امام زمان برای کاسبی و قدرت

وی با بیان اینکه نام امام زمان (عج) برای برخی به ابزاری برای کاسبی و کسب قدرت تبدیل شده، تأکید کرد: بر اساس روایات، کسانی که از نام اهل بیت برای کسب مال و مقام سوءاستفاده کنند، به فلاکت و رسوایی دچار خواهند شد. امام عسکری (ع) حتی فرموده‌اند آسیب برخی از این منحرفین به شیعیان، از آسیب لشکر یزید به امام حسین (ع) کمتر نیست.

راه حل؛ پایبندی به اعتقادات سالم و پرهیز از شتاب‌زدگی

حجت‌الاسلام سروش در پایان، راه حل مقابله با این انحرافات را تمسک به منابع اصیل دینی دانست و گفت: راه نجات، پایبندی به قرآن، عترت و کتاب‌های معتبری مانند "اصول کافی" و پرهیز از شتاب‌زدگی است. پیامبر (ص) فرموده‌اند: "خوشا به حال کسانی که در دوران غیبت، بر محبت و راه اهل بیت ثابت‌قدم می‌مانند و صبر پیشه می‌کنند.

منبع: ایسنا

https://www.razavi.news/vdcdo90fzyt0xs6.2a2y.html

لینک کوتاه

کدابزارک تصویر

هادی سروش استاد حوزه مطرح کرد  : هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

یک استاد حوزه مطرح کرد

هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

هشدار درباره انحرافات و سوءاستفاده از «آخرالزمان»

یک استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم با اشاره به اشتراک اعتقاد به «آخرالزمان» در چهار مذهب اسلام، مسیحیت، یهود و بودا، هشدار داد: برخی با ارائه تفسیرهای انحرافی و تعیین وقت برای ظهور، در حال ایجاد مشکلات اعتقادی هستند و نسخه‌های بدلی را جایگزین نسخه اصلی آخرالزمان می‌کنند.

اشتراک چهار مذهب در اعتقاد به آخرالزمان

حجت‌الاسلام هادی سروش- استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم- در گفت وگو با ایسنا، در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: اسلام، مسیحیت، یهود و بودا، این چهار مذهب یا مکتب الهی، به یک حقیقت به نام آخرالزمان معتقدند. آخرالزمان به این معناست که دوره‌ای از زمان به پایان می‌رسد و به نقطه‌ای می‌رسیم که زمان تمام می‌شود.

دو نقطه پایان زمان از نگاه اسلام

وی در توضیح نگاه اسلامی به آخرالزمان افزود: ما مسلمانان در دو نقطه معتقد به پایان زمان هستیم: یکی قیامت که زمان تمام می‌شود و صحنه‌ای دیگر برپا می‌گردد، و دیگری طبق اعتقاد ما، زمان ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) که با آمدن منجی، دوران ظهور آغاز شده و آن نیز پایان این زمان است.

نسخه اصلی آخرالزمان در قرآن

این استاد حوزه قم، نسخه اصلی آخرالزمان را در آیه ۵۵ سوره نور معرفی کرد و توضیح داد: خداوند در این آیه به مؤمنان عمل‌صالح وعده می‌دهد که آنان را در زمین جانشین خواهد کرد، دینشان را پابرجا خواهد نمود و پس از ترس و ناامنی، امنیت کامل برقرار خواهد شد. این آینده روشن، نسخه اصلی و حقیقی آخرالزمان از منظر قرآن است.

هشدار یک استاد حوزه درباره انحرافات اعتقادی و سوء استفاده از موضوع «آخرالزمان»

هشدار درباره نسخه‌های بدلی و انحرافی

استاد سروش با هشدار نسبت به بروز انحرافات در این زمینه گفت: متأسفانه امروز شاهد نسخه‌های بدلی آخرالزمان هستیم. برخی با تعیین وقت برای ظهور، شتاب‌زدگی و شخصیت‌پردازی‌های کاذب، در حال فریب مردم و ایجاد انحراف در اعتقادات هستند. امام صادق (ع) به صراحت فرموده‌اند: "کَذِبَ الْوَقَّاتُونَ"؛ کسانی که برای ظهور وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند.

سوءاستفاده از نام امام زمان برای کاسبی و قدرت

وی با بیان اینکه نام امام زمان (عج) برای برخی به ابزاری برای کاسبی و کسب قدرت تبدیل شده، تأکید کرد: بر اساس روایات، کسانی که از نام اهل بیت برای کسب مال و مقام سوءاستفاده کنند، به فلاکت و رسوایی دچار خواهند شد. امام عسکری (ع) حتی فرموده‌اند آسیب برخی از این منحرفین به شیعیان، از آسیب لشکر یزید به امام حسین (ع) کمتر نیست.

راه حل؛ پایبندی به اعتقادات سالم و پرهیز از شتاب‌زدگی

حجت‌الاسلام سروش در پایان، راه حل مقابله با این انحرافات را تمسک به منابع اصیل دینی دانست و گفت: راه نجات، پایبندی به قرآن، عترت و کتاب‌های معتبری مانند "اصول کافی" و پرهیز از شتاب‌زدگی است. پیامبر (ص) فرموده‌اند: "خوشا به حال کسانی که در دوران غیبت، بر محبت و راه اهل بیت ثابت‌قدم می‌مانند و صبر پیشه می‌کنند.

انتهای پیام

  • خبرنگار لیلا امیدی
  • دبیر شیما غفاری

هادی سروش: داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

هم میهن

هادی سروش: داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید: وقتی تندروی، در حوزه دین، سیاست، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه بازتاب یابد، افکار عمومی جامعه آن را پس می‌زند و نمی‌پذیرد. در این مسیر تنها تفکر تندرو آسیب نمی‌بیند بلکه مبانی آن تفکر هم آسیب می‌بینند.

هادی سروش: داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

به گزارش هم‌میهن آنلاین، «هادی سروش» استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره تبعات تفکرات تندروانه تصریح می‌کند که تندروی زوایای مختلفی دارد، یک زاویه مربوط به شخص تندرو است، بعد دیگر این موضوع مرتبط با تفکر چنین فردی و زاویه بعدی هم معطوف به آثاری است که تندروی بر دین و جامعه دارد: تندروی به معنای خروج از مسیر تعادل و اعتدال است. به همین دلیل معتقدم غالبا افرادی از حالت تعادل خارج می‌شوند که نوعی نقص روانی یا نقص شخصیتی داشته باشند، زیرا بر اساس نصوص دینی خلقت انسان بر اساس تعادل بوده است، «مستوی بالقامه» است. اگر عواملی انسان را از تعادل خارج کند مثلا فرد زیاد عصبانی شود، بنا به نظر علمای اخلاق، او باید تلاش کند از طرق اخلاقی به تعادل بازگردد.

به گفته او انسان تندرو از حد تعادل خارج شده و باید تلاش کند به حدود طبیعی و قابل قبول بازگردد: امیرالمومین در نهج‌البلاغه درباره شخص تندرو می‌فرمایند «الْحِدَّهُ نَوْعٌ مِنَ الْجُنُونِ لِانَّ صاحِبَها ینْدَمُ فَإنْ لَمْ ینْدَمْ فَجُنُونُها مُسْتَحْکمٌ» یعنی تندروی یک نوع دیوانگی است، زیرا صاحب این صفت بزودی از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دلیل آن است که جنون او ثابت است.»

داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

گاهی اما تفکری در ذهن یک فرد می‌نشیند و او را تبدیل به فردی تندرو می‌کند، این را استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید و ادامه می‌دهد: این تفکر گاهی از جنس دین است؛ یعنی از منابع دینی مواردی را استخراج می‌کند که به تندروی می‌انجامد. همان کاری که داعش انجام می‌داد، این گروه دریافت کمی که از بخش کوچکی از دین داشته و مابقی را در ذهن خودشان پرورش می‌دادند و به دنبال آن راه می‌افتادند و می‌گفتند، ما آدم می‌کشیم تا به بهشت برویم و اگر ما هم در جنگ‌ها کشته شویم با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همنشین می‌شویم.

تندروها صرفا با استناد به بخش‌هایی از دین به اهداف خود می‌رسند

او تاکید کرد: یک فرد ممکن است از تفکر تندرو و خارج از اعتدال و تعادل از دین استفاده کند، یعنی از بخش‌هایی بریده و برش داده شده از دین برای اهداف خود استفاده کند. این فرد همه منابع دینی را نمی‌بیند، بلکه فقط یک بخش را می‌بیند و بر اساس همین دانش کم وارد مسیر تندروی می‌شود. مثلاً مساله امر به معروف و نهی از منکر بخش‌های مختلفی دارد که ابتدایی‌ترین بخش آن منقلب شدن حال روحی فرد از شرایط منکر است. مرحله بعد این است که در صورت امکان نصیحت کند و محبت بورزد. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۴۰ نهج‌البلاغه می‌فرمایند کسی که منکری انجام دهد بیمار است و نقصی دارد که باید با مهربانی مداوا شود. چنین فردی باید دارو دریافت کند تا معالجه شود نه اینکه او را کتک بزنند. افراد تندرو اما این بخش‌ها را نمی‌بینند یا خودشان نمی‌خواهند یاد بگیرند یا به آن‌ها آموزش نمی‌دهند به همین علت هم ممکن است یک فرد تندرو رفتارهایی مانند کتک زدن، اسیدپاشی، قتل و امثال آن بروز دهد.

سروش این را هم می‌گوید که تندروی هم در تفکرات دینی وجود دارد و هم تفکرات غیردینی: اکنون در احزاب مختلف دنیا، مثلاً در اروپا، آمریکا و اسرائیل، جناح‌های تندرویی وجود دارند که نگاه‌شان به مسائل متعادل نیست. به مسائل تند نگاه می‌کنند، بسیار تند تاثیر می‌پذیرند، بسیار تند قضاوت می‌کنند و وارد میدان می‌شوند. این نیز تفکرهای سیاسی است که باعث تندروی می‌شود. بنابراین گاهی تفکرات دینی برش خورده از دین، باعث تندروی می‌شود و گاهی تفکرهای سیاسی.

افکار عمومی تندروی را پس می‌زند و نمی‌پذیرد

او به تاثیراتی می‌پردازد که تندروها و اعمال‌شان در جامعه بر جای می‌گذارد: وقتی تندروی، در حوزه دین، سیاست، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه بازتاب یابد، افکار عمومی جامعه آن را پس می‌زند و نمی‌پذیرد. در این مسیر تنها تفکر تندرو آسیب نمی‌بیند بلکه مبانی آن تفکر هم آسیب می‌بینند. مثلا در حوزه اقتصادی اگر شخصی در حوزه اقتصاد دولتی یا اقتصاد بازار مرتکب تندروی شد، افکار عمومی تفکر تندرو را پس می‌زند به این معنا که جامعه سعی نمی‌کند که بخش‌های تند را حذف و بخش‌های متعادل آن را حفظ کند. یعنی آن تفکر به صورت کلی آسیب می‌بیند. حالا اگر تفکر تندروانه دینی باشد، دین نیز آسیب می‌بیند و اگر تفکر تندروانه در حوزه اجتماعی باشد، کل آن مساله اجتماعی آسیب می‌بیند.

تفکر تندروانه، سطحی است

این استاد حوزه علمیه قم اضافه می‌کند که اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم: دین اسلام تاکید دارد که باید دین را عمیق شناخت، این درحالی‌است که تفکر تندروانه هیچ‌گاه عمیق نیست، بلکه همواره سطحی، برش داده شده و مقطعی است.

در قرآن هیچ کس اجازه تندروی نسبت به دشمن خود را ندارد چه رسد به هموطنانش

سروش به مواجهه قرآن با تندروها هم می‌پردازد: قرآن چنین افرادی را ابتدا نصیحت و سپس توبیخ می‌کند. مثلاً قرآن در آیه هشت سوره مائده می‌فرماید «لَا یَجۡرِمَنَّکُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَیٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَیٰۖ» یعنی «دشمنی گروهی نباید سبب شود که عدالت را رعایت نکنید. عدالت را پیشه سازید که آن به تقوا نزدیکتر است» بر اساس این آیه قرآنی هیچ کس اجازه تندروی حتی نسبت به دشمنش را هم ندارد چه رسد نسبت به دوست، هموطن و هم‌نوع.

امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند

او به این موضوع اشاره می‌کند که امیرالمؤمنین جلوی تندروهایی به نام «خوارج» را گرفت. آن‌ها تندروهای زمانه بودند و وقتی به توصیه‌های امیرالمؤمنین گوش ندادند و شمشیر کشیدند، امیرالمؤمنین با شمشیر به آن‌ها پاسخ داد. امام حسن مجتبی (ع) امام دوم ما هم گرفتار تندروهایی بود که اقتضائات زمان را درک نمی‌کردند و صلح ایشان را یک نوع حرکت منفی ارزیابی می‌کردند و تعبیرات زشتی نسبت به امام مجتبی، امام دوم ما، به کار می‌بردند. ایشان در مقابل این تندروها ایستاد.

به گفته این استاد حوزه علمیه، همچنین روایات متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) داریم، مبنی براینکه آن‌ها در مقابل تندروی‌ها ایستادند. بنابراین شاهدیم که قرآن، سنت و عترت ما را توصیه کرده‌اند که خودمان را از خطر تندروی دور کنید. منابع دینی آن‌ها را که گرفتار این خطر می‌شوند، مورد انزوا قرار داده ابزارک هم میهن تصویر

هادی سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل ..

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

هادی سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند/ تفکر تندروانه دینی، سطحی است؛ جامعه آن را پس می‌زند/ داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

هادی سروش استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم به مواجهه قرآن با تندروها هم می‌پردازد: قرآن چنین افرادی را ابتدا نصیحت و سپس توبیخ می‌کند. مثلاً قرآن در آیه هشت سوره مائده می‌فرماید «لَا یَجۡرِمَنَّکُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَیٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَیٰۖ» یعنی «دشمنی گروهی نباید سبب شود که عدالت را رعایت نکنید. عدالت را پیشه سازید که آن به تقوا نزدیکتر است» بر اساس این آیه قرآنی هیچ کس اجازه تندروی حتی نسبت به دشمنش را هم ندارد چه رسد نسبت به دوست، هموطن و هم‌نوع.

هادی سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند/ تفکر تندروانه دینی، سطحی است؛ جامعه آن را پس می‌زند/ داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

به گزارش جماران؛ استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید: اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم.

«هادی سروش» استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با ایلنا درباره تبعات تفکرات تندروانه تصریح می‌کند که تندروی زوایای مختلفی دارد، یک زاویه مربوط به شخص تندرو است، بعد دیگر این موضوع مرتبط با تفکر چنین فردی و زاویه بعدی هم معطوف به آثاری است که تندروی بر دین و جامعه دارد: تندروی به معنای خروج از مسیر تعادل و اعتدال است. به همین دلیل معتقدم غالبا افرادی از حالت تعادل خارج می‌شوند که نوعی نقص روانی یا نقص شخصیتی داشته باشند، زیرا بر اساس نصوص دینی خلقت انسان بر اساس تعادل بوده است، «مستوی بالقامه» است. اگر عواملی انسان را از تعادل خارج کند مثلا فرد زیاد عصبانی شود، بنا به نظر علمای اخلاق، او باید تلاش کند از طرق اخلاقی به تعادل بازگردد.

به گفته او انسان تندرو از حد تعادل خارج شده و باید تلاش کند به حدود طبیعی و قابل قبول بازگردد: امیرالمومین در نهج‌البلاغه درباره شخص تندرو می‌فرمایند «الْحِدَّهُ نَوْعٌ مِنَ الْجُنُونِ لِانَّ صاحِبَها ینْدَمُ فَإنْ لَمْ ینْدَمْ فَجُنُونُها مُسْتَحْکمٌ» یعنی تندروی یک نوع دیوانگی است، زیرا صاحب این صفت بزودی از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دلیل آن است که جنون او ثابت است.»

داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

گاهی اما تفکری در ذهن یک فرد می‌نشیند و او را تبدیل به فردی تندرو می‌کند، این را استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید و ادامه می‌دهد: این تفکر گاهی از جنس دین است؛ یعنی از منابع دینی مواردی را استخراج می‌کند که به تندروی می‌انجامد. همان کاری که داعش انجام می‌داد، این گروه دریافت کمی که از بخش کوچکی از دین داشته و مابقی را در ذهن خودشان پرورش می‌دادند و به دنبال آن راه می‌افتادند و می‌گفتند، ما آدم می‌کشیم تا به بهشت برویم و اگر ما هم در جنگ‌ها کشته شویم با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همنشین می‌شویم.

تندروها صرفا با استناد به بخش‌هایی از دین به اهداف خود می‌رسند

او تاکید کرد: یک فرد ممکن است از تفکر تندرو و خارج از اعتدال و تعادل از دین استفاده کند، یعنی از بخش‌هایی بریده و برش داده شده از دین برای اهداف خود استفاده کند. این فرد همه منابع دینی را نمی‌بیند، بلکه فقط یک بخش را می‌بیند و بر اساس همین دانش کم وارد مسیر تندروی می‌شود. مثلاً مساله امر به معروف و نهی از منکر بخش‌های مختلفی دارد که ابتدایی‌ترین بخش آن منقلب شدن حال روحی فرد از شرایط منکر است. مرحله بعد این است که در صورت امکان نصیحت کند و محبت بورزد. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۴۰ نهج‌البلاغه می‌فرمایند کسی که منکری انجام دهد بیمار است و نقصی دارد که باید با مهربانی مداوا شود. چنین فردی باید دارو دریافت کند تا معالجه شود نه اینکه او را کتک بزنند. افراد تندرو اما این بخش‌ها را نمی‌بینند یا خودشان نمی‌خواهند یاد بگیرند یا به آن‌ها آموزش نمی‌دهند به همین علت هم ممکن است یک فرد تندرو رفتارهایی مانند کتک زدن، اسیدپاشی، قتل و امثال آن بروز دهد.

سروش این را هم می‌گوید که تندروی هم در تفکرات دینی وجود دارد و هم تفکرات غیردینی: اکنون در احزاب مختلف دنیا، مثلاً در اروپا، آمریکا و اسرائیل، جناح‌های تندرویی وجود دارند که نگاه‌شان به مسائل متعادل نیست. به مسائل تند نگاه می‌کنند، بسیار تند تاثیر می‌پذیرند، بسیار تند قضاوت می‌کنند و وارد میدان می‌شوند. این نیز تفکرهای سیاسی است که باعث تندروی می‌شود. بنابراین گاهی تفکرات دینی برش خورده از دین، باعث تندروی می‌شود و گاهی تفکرهای سیاسی.

افکار عمومی تندروی را پس می‌زند و نمی‌پذیرد

او به تاثیراتی می‌پردازد که تندروها و اعمال‌شان در جامعه بر جای می‌گذارد: وقتی تندروی، در حوزه دین، سیاست، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه بازتاب یابد، افکار عمومی جامعه آن را پس می‌زند و نمی‌پذیرد. در این مسیر تنها تفکر تندرو آسیب نمی‌بیند بلکه مبانی آن تفکر هم آسیب می‌بینند. مثلا در حوزه اقتصادی اگر شخصی در حوزه اقتصاد دولتی یا اقتصاد بازار مرتکب تندروی شد، افکار عمومی تفکر تندرو را پس می‌زند به این معنا که جامعه سعی نمی‌کند که بخش‌های تند را حذف و بخش‌های متعادل آن را حفظ کند. یعنی آن تفکر به صورت کلی آسیب می‌بیند. حالا اگر تفکر تندروانه دینی باشد، دین نیز آسیب می‌بیند و اگر تفکر تندروانه در حوزه اجتماعی باشد، کل آن مساله اجتماعی آسیب می‌بیند.

تفکر تندروانه، سطحی است

این استاد حوزه علمیه قم اضافه می‌کند که اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم: دین اسلام تاکید دارد که باید دین را عمیق شناخت، این درحالی‌است که تفکر تندروانه هیچ‌گاه عمیق نیست، بلکه همواره سطحی، برش داده شده و مقطعی است.

در قرآن هیچ کس اجازه تندروی نسبت به دشمن خود را ندارد چه رسد به هموطنانش

سروش به مواجهه قرآن با تندروها هم می‌پردازد: قرآن چنین افرادی را ابتدا نصیحت و سپس توبیخ می‌کند. مثلاً قرآن در آیه هشت سوره مائده می‌فرماید «لَا یَجۡرِمَنَّکُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَیٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَیٰۖ» یعنی «دشمنی گروهی نباید سبب شود که عدالت را رعایت نکنید. عدالت را پیشه سازید که آن به تقوا نزدیکتر است» بر اساس این آیه قرآنی هیچ کس اجازه تندروی حتی نسبت به دشمنش را هم ندارد چه رسد نسبت به دوست، هموطن و هم‌نوع.

امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند

او به این موضوع اشاره می‌کند که امیرالمؤمنین جلوی تندروهایی به نام «خوارج» را گرفت. آن‌ها تندروهای زمانه بودند و وقتی به توصیه‌های امیرالمؤمنین گوش ندادند و شمشیر کشیدند، امیرالمؤمنین با شمشیر به آن‌ها پاسخ داد. امام حسن مجتبی (ع) امام دوم ما هم گرفتار تندروهایی بود که اقتضائات زمان را درک نمی‌کردند و صلح ایشان را یک نوع حرکت منفی ارزیابی می‌کردند و تعبیرات زشتی نسبت به امام مجتبی، امام دوم ما، به کار می‌بردند. ایشان در مقابل این تندروها ایستاد.

به گفته این استاد حوزه علمیه، همچنین روایات متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) داریم، مبنی براینکه آن‌ها در مقابل تندروی‌ها ایستادند. بنابراین شاهدیم که قرآن، سنت و عترت ما را توصیه کرده‌اند که خودمان را از خطر تندروی دور کنید. منابع دینی آن‌ها را که گرفتار این خطر می‌شوند، مورد انزوا قرار داده است.

مشا

استاد های سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین مقابل تندروها ایستادند

شفقنا | پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه

استاد های سروش: تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین مقابل تندروها ایستادند

انتشار :‌ چهارشنبه ۳۰ / ۰۷ /۱۴۰۴ | ساعت ۱۳:۲۹

شفقنا-استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید: اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم.

«هادی سروش» استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره تبعات تفکرات تندروانه تصریح می‌کند که تندروی زوایای مختلفی دارد، یک زاویه مربوط به شخص تندرو است، بعد دیگر این موضوع مرتبط با تفکر چنین فردی و زاویه بعدی هم معطوف به آثاری است که تندروی بر دین و جامعه دارد: تندروی به معنای خروج از مسیر تعادل و اعتدال است. به همین دلیل معتقدم غالبا افرادی از حالت تعادل خارج می‌شوند که نوعی نقص روانی یا نقص شخصیتی داشته باشند، زیرا بر اساس نصوص دینی خلقت انسان بر اساس تعادل بوده است، «مستوی بالقامه» است. اگر عواملی انسان را از تعادل خارج کند مثلا فرد زیاد عصبانی شود، بنا به نظر علمای اخلاق، او باید تلاش کند از طرق اخلاقی به تعادل بازگردد.

به گفته او انسان تندرو از حد تعادل خارج شده و باید تلاش کند به حدود طبیعی و قابل قبول بازگردد: امیرالمومین در نهج‌البلاغه درباره شخص تندرو می‌فرمایند «الْحِدَّهُ نَوْعٌ مِنَ الْجُنُونِ لِانَّ صاحِبَها ینْدَمُ فَإنْ لَمْ ینْدَمْ فَجُنُونُها مُسْتَحْکمٌ» یعنی تندروی یک نوع دیوانگی است، زیرا صاحب این صفت بزودی از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دلیل آن است که جنون او ثابت است.»

داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

گاهی اما تفکری در ذهن یک فرد می‌نشیند و او را تبدیل به فردی تندرو می‌کند، این را استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید و ادامه می‌دهد: این تفکر گاهی از جنس دین است؛ یعنی از منابع دینی مواردی را استخراج می‌کند که به تندروی می‌انجامد. همان کاری که داعش انجام می‌داد، این گروه دریافت کمی که از بخش کوچکی از دین داشته و مابقی را در ذهن خودشان پرورش می‌دادند و به دنبال آن راه می‌افتادند و می‌گفتند، ما آدم می‌کشیم تا به بهشت برویم و اگر ما هم در جنگ‌ها کشته شویم با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همنشین می‌شویم.

تندروها صرفا با استناد به بخش‌هایی از دین به اهداف خود می‌رسند

او تاکید کرد: یک فرد ممکن است از تفکر تندرو و خارج از اعتدال و تعادل از دین استفاده کند، یعنی از بخش‌هایی بریده و برش داده شده از دین برای اهداف خود استفاده کند. این فرد همه منابع دینی را نمی‌بیند، بلکه فقط یک بخش را می‌بیند و بر اساس همین دانش کم وارد مسیر تندروی می‌شود. مثلاً مساله امر به معروف و نهی از منکر بخش‌های مختلفی دارد که ابتدایی‌ترین بخش آن منقلب شدن حال روحی فرد از شرایط منکر است. مرحله بعد این است که در صورت امکان نصیحت کند و محبت بورزد. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۴۰ نهج‌البلاغه می‌فرمایند کسی که منکری انجام دهد بیمار است و نقصی دارد که باید با مهربانی مداوا شود. چنین فردی باید دارو دریافت کند تا معالجه شود نه اینکه او را کتک بزنند. افراد تندرو اما این بخش‌ها را نمی‌بینند یا خودشان نمی‌خواهند یاد بگیرند یا به آن‌ها آموزش نمی‌دهند به همین علت هم ممکن است یک فرد تندرو رفتارهایی مانند کتک زدن، اسیدپاشی، قتل و امثال آن بروز دهد.

سروش این را هم می‌گوید که تندروی هم در تفکرات دینی وجود دارد و هم تفکرات غیردینی: اکنون در احزاب مختلف دنیا، مثلاً در اروپا، آمریکا و اسرائیل، جناح‌های تندرویی وجود دارند که نگاه‌شان به مسائل متعادل نیست. به مسائل تند نگاه می‌کنند، بسیار تند تاثیر می‌پذیرند، بسیار تند قضاوت می‌کنند و وارد میدان می‌شوند. این نیز تفکرهای سیاسی است که باعث تندروی می‌شود. بنابراین گاهی تفکرات دینی برش خورده از دین، باعث تندروی می‌شود و گاهی تفکرهای سیاسی.

افکار عمومی تندروی را پس می‌زند و نمی‌پذیرد

او به تاثیراتی می‌پردازد که تندروها و اعمال‌شان در جامعه بر جای می‌گذارد: وقتی تندروی، در حوزه دین، سیاست، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه بازتاب یابد، افکار عمومی جامعه آن را پس می‌زند و نمی‌پذیرد. در این مسیر تنها تفکر تندرو آسیب نمی‌بیند بلکه مبانی آن تفکر هم آسیب می‌بینند. مثلا در حوزه اقتصادی اگر شخصی در حوزه اقتصاد دولتی یا اقتصاد بازار مرتکب تندروی شد، افکار عمومی تفکر تندرو را پس می‌زند به این معنا که جامعه سعی نمی‌کند که بخش‌های تند را حذف و بخش‌های متعادل آن را حفظ کند. یعنی آن تفکر به صورت کلی آسیب می‌بیند. حالا اگر تفکر تندروانه دینی باشد، دین نیز آسیب می‌بیند و اگر تفکر تندروانه در حوزه اجتماعی باشد، کل آن مساله اجتماعی آسیب می‌بیند.

تفکر تندروانه، سطحی است

این استاد حوزه علمیه قم اضافه می‌کند که اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم: دین اسلام تاکید دارد که باید دین را عمیق شناخت، این درحالی‌است که تفکر تندروانه هیچ‌گاه عمیق نیست، بلکه همواره سطحی، برش داده شده و مقطعی است.

در قرآن هیچ کس اجازه تندروی نسبت به دشمن خود را ندارد چه رسد به هموطنانش

سروش به مواجهه قرآن با تندروها هم می‌پردازد: قرآن چنین افرادی را ابتدا نصیحت و سپس توبیخ می‌کند. مثلاً قرآن در آیه هشت سوره مائده می‌فرماید «لَا یَجۡرِمَنَّکُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَیٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَیٰۖ» یعنی «دشمنی گروهی نباید سبب شود که عدالت را رعایت نکنید. عدالت را پیشه سازید که آن به تقوا نزدیکتر است» بر اساس این آیه قرآنی هیچ کس اجازه تندروی حتی نسبت به دشمنش را هم ندارد چه رسد نسبت به دوست، هموطن و هم‌نوع.

امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند

او به این موضوع اشاره می‌کند که امیرالمؤمنین جلوی تندروهایی به نام «خوارج» را گرفت. آن‌ها تندروهای زمانه بودند و وقتی به توصیه‌های امیرالمؤمنین گوش ندادند و شمشیر کشیدند، امیرالمؤمنین با شمشیر به آن‌ها پاسخ داد. امام حسن مجتبی (ع) امام دوم ما هم گرفتار تندروهایی بود که اقتضائات زمان را درک نمی‌کردند و صلح ایشان را یک نوع حرکت منفی ارزیابی می‌کردند و تعبیرات زشتی نسبت به امام مجتبی، امام دوم ما، به کار می‌بردند. ایشان در مقابل این تندروها ایستاد.

به گفته این استاد حوزه علمیه، همچنین روایات متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) داریم، مبنی براینکه آن‌ها در مقابل تندروی‌ها ایستادند. بنابراین شاهدیم که قرآن، سنت و عترت ما را توصیه کرده‌اند که خودمان را از خطر تندروی دور کنید. منابع دینی آن‌ها را که گرفتار این خطر می‌شوند، مورد انزوا قرار داده است.

  • برچسب ها
  • استاد هادی سروش
  • افکار عمومی
  • تندروی

اخبار مرتبط

از استهزاء فرد تا به استهزاء گرفتنِ جامعه!

ضرورت اخلاقی و قانونیِ عذرخواهی از سوی مسئولین: نوشتاری از استاد...

استاد هادی سروش در گفت وگو با شفقنا: طلاب امروز حوزه...

استاد هادی سروش: تا زمان هست، اسرائیل در معرض شکست های...

به مناسبت ولادت امام حسن عسکری(ع)؛ استاد هادی سروش تببین کرد:...

بدون نظر

پاسخ دیدگاه

نام من، ایمیل، و وب سایت را در این مرورگر برای دفعه بعد که نظر میدهم ذخیره کنم.

  • العربی
  • افغانستان
  • لبنان
  • العراق
  • آذربایجان
  • اردو
  • Pakistan
  • India
  • Turkish
  • English
  • French
  • Russian
  • Spanish
  • ورزشی
  • قم
  • زندگی
  • رسانه
  • آینده
  • اقتصادی
  • نشان

© Shafaqna News | Copyright 2023

هادی سروش : تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با ایلنا:

تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین مقابل تندروها ایستادند

تندروی سبب از دست رفتن حداقل‌های دینی می‌شود/ امیرالمؤمنین مقابل تندروها ایستادند

کد خبر : 1702743

تفکر تندروانه دینی، سطحی است؛ جامعه آن را پس می‌زند

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید: اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم.

«هادی سروش» استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره تبعات تفکرات تندروانه تصریح می‌کند که تندروی زوایای مختلفی دارد، یک زاویه مربوط به شخص تندرو است، بعد دیگر این موضوع مرتبط با تفکر چنین فردی و زاویه بعدی هم معطوف به آثاری است که تندروی بر دین و جامعه دارد: تندروی به معنای خروج از مسیر تعادل و اعتدال است. به همین دلیل معتقدم غالبا افرادی از حالت تعادل خارج می‌شوند که نوعی نقص روانی یا نقص شخصیتی داشته باشند، زیرا بر اساس نصوص دینی خلقت انسان بر اساس تعادل بوده است، «مستوی بالقامه» است. اگر عواملی انسان را از تعادل خارج کند مثلا فرد زیاد عصبانی شود، بنا به نظر علمای اخلاق، او باید تلاش کند از طرق اخلاقی به تعادل بازگردد.

به گفته او انسان تندرو از حد تعادل خارج شده و باید تلاش کند به حدود طبیعی و قابل قبول بازگردد: امیرالمومین در نهج‌البلاغه درباره شخص تندرو می‌فرمایند «الْحِدَّهُ نَوْعٌ مِنَ الْجُنُونِ لِانَّ صاحِبَها ینْدَمُ فَإنْ لَمْ ینْدَمْ فَجُنُونُها مُسْتَحْکمٌ» یعنی تندروی یک نوع دیوانگی است، زیرا صاحب این صفت بزودی از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دلیل آن است که جنون او ثابت است.»

داعشی‌ها هم می‌خواستند با تندروی به بهشت بروند

گاهی اما تفکری در ذهن یک فرد می‌نشیند و او را تبدیل به فردی تندرو می‌کند، این را استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم می‌گوید و ادامه می‌دهد: این تفکر گاهی از جنس دین است؛ یعنی از منابع دینی مواردی را استخراج می‌کند که به تندروی می‌انجامد. همان کاری که داعش انجام می‌داد، این گروه دریافت کمی که از بخش کوچکی از دین داشته و مابقی را در ذهن خودشان پرورش می‌دادند و به دنبال آن راه می‌افتادند و می‌گفتند، ما آدم می‌کشیم تا به بهشت برویم و اگر ما هم در جنگ‌ها کشته شویم با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) همنشین می‌شویم.

تندروها صرفا با استناد به بخش‌هایی از دین به اهداف خود می‌رسند

او تاکید کرد: یک فرد ممکن است از تفکر تندرو و خارج از اعتدال و تعادل از دین استفاده کند، یعنی از بخش‌هایی بریده و برش داده شده از دین برای اهداف خود استفاده کند. این فرد همه منابع دینی را نمی‌بیند، بلکه فقط یک بخش را می‌بیند و بر اساس همین دانش کم وارد مسیر تندروی می‌شود. مثلاً مساله امر به معروف و نهی از منکر بخش‌های مختلفی دارد که ابتدایی‌ترین بخش آن منقلب شدن حال روحی فرد از شرایط منکر است. مرحله بعد این است که در صورت امکان نصیحت کند و محبت بورزد. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۴۰ نهج‌البلاغه می‌فرمایند کسی که منکری انجام دهد بیمار است و نقصی دارد که باید با مهربانی مداوا شود. چنین فردی باید دارو دریافت کند تا معالجه شود نه اینکه او را کتک بزنند. افراد تندرو اما این بخش‌ها را نمی‌بینند یا خودشان نمی‌خواهند یاد بگیرند یا به آن‌ها آموزش نمی‌دهند به همین علت هم ممکن است یک فرد تندرو رفتارهایی مانند کتک زدن، اسیدپاشی، قتل و امثال آن بروز دهد.

سروش این را هم می‌گوید که تندروی هم در تفکرات دینی وجود دارد و هم تفکرات غیردینی: اکنون در احزاب مختلف دنیا، مثلاً در اروپا، آمریکا و اسرائیل، جناح‌های تندرویی وجود دارند که نگاه‌شان به مسائل متعادل نیست. به مسائل تند نگاه می‌کنند، بسیار تند تاثیر می‌پذیرند، بسیار تند قضاوت می‌کنند و وارد میدان می‌شوند. این نیز تفکرهای سیاسی است که باعث تندروی می‌شود. بنابراین گاهی تفکرات دینی برش خورده از دین، باعث تندروی می‌شود و گاهی تفکرهای سیاسی.

افکار عمومی تندروی را پس می‌زند و نمی‌پذیرد

او به تاثیراتی می‌پردازد که تندروها و اعمال‌شان در جامعه بر جای می‌گذارد: وقتی تندروی، در حوزه دین، سیاست، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه بازتاب یابد، افکار عمومی جامعه آن را پس می‌زند و نمی‌پذیرد. در این مسیر تنها تفکر تندرو آسیب نمی‌بیند بلکه مبانی آن تفکر هم آسیب می‌بینند. مثلا در حوزه اقتصادی اگر شخصی در حوزه اقتصاد دولتی یا اقتصاد بازار مرتکب تندروی شد، افکار عمومی تفکر تندرو را پس می‌زند به این معنا که جامعه سعی نمی‌کند که بخش‌های تند را حذف و بخش‌های متعادل آن را حفظ کند. یعنی آن تفکر به صورت کلی آسیب می‌بیند. حالا اگر تفکر تندروانه دینی باشد، دین نیز آسیب می‌بیند و اگر تفکر تندروانه در حوزه اجتماعی باشد، کل آن مساله اجتماعی آسیب می‌بیند.

تفکر تندروانه، سطحی است

این استاد حوزه علمیه قم اضافه می‌کند که اگر به دلیل تفکرات و رفتارهای تندروانه، دین آسیب ببیند ممکن است حداقل‌های دینی و ضروریات دین را هم از دست بدهیم: دین اسلام تاکید دارد که باید دین را عمیق شناخت، این درحالی‌است که تفکر تندروانه هیچ‌گاه عمیق نیست، بلکه همواره سطحی، برش داده شده و مقطعی است.

در قرآن هیچ کس اجازه تندروی نسبت به دشمن خود را ندارد چه رسد به هموطنانش

سروش به مواجهه قرآن با تندروها هم می‌پردازد: قرآن چنین افرادی را ابتدا نصیحت و سپس توبیخ می‌کند. مثلاً قرآن در آیه هشت سوره مائده می‌فرماید «لَا یَجۡرِمَنَّکُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَیٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَیٰۖ» یعنی «دشمنی گروهی نباید سبب شود که عدالت را رعایت نکنید. عدالت را پیشه سازید که آن به تقوا نزدیکتر است» بر اساس این آیه قرآنی هیچ کس اجازه تندروی حتی نسبت به دشمنش را هم ندارد چه رسد نسبت به دوست، هموطن و هم‌نوع.

امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی در مقابل تندروها ایستادند

او به این موضوع اشاره می‌کند که امیرالمؤمنین جلوی تندروهایی به نام «خوارج» را گرفت. آن‌ها تندروهای زمانه بودند و وقتی به توصیه‌های امیرالمؤمنین گوش ندادند و شمشیر کشیدند، امیرالمؤمنین با شمشیر به آن‌ها پاسخ داد. امام حسن مجتبی (ع) امام دوم ما هم گرفتار تندروهایی بود که اقتضائات زمان را درک نمی‌کردند و صلح ایشان را یک نوع حرکت منفی ارزیابی می‌کردند و تعبیرات زشتی نسبت به امام مجتبی، امام دوم ما، به کار می‌بردند. ایشان در مقابل این تندروها ایستاد.

به گفته این استاد حوزه علمیه، همچنین روایات متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) داریم، مبنی براینکه آن‌ها در مقابل تندروی‌ها ایستادند. بنابراین شاهدیم که قرآن، سنت و عترت ما را توصیه کرده‌اند که خودمان را از خطر تندروی دور کنید. منابع دینی آن‌ها را که گرفتار این خطر می‌شوند، مورد انزوا قرار داده است.

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1702743

 
  BLOGFA.COM