عاشورا در مصاف با هدم دین با پوشش دینی؛ بنی امیه و اختلاف افکنی و خط کشی های سیاسی/ نوشتاری از هادی سروش/ بخش پایانی

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهای خود با عنوان «عاشورا در مصاف با هدم دین با پوشش دینی» به مساله اختلاف افکنی های بنی امیه در جامعه اشاره کرده و آورده است: خداوند در قرآن جامعه اسلامی را به وحدت دعوت و هرگونه اختلاف‌افکنی و تفرقه را مورد مذمت قرار داده است. اما نظام‌های جور و ظلم و سیاست‌گذاران منفی تلاششان این است که در جامعه قدرتشان محفوظ ماند به اختلاف افکنی روی می آورند.

 

خط کشی بین شهروندان

و سرآغاز ماجرا اختلاف افکنی در امت اسلام ، بنی‌امیه هستند که در مقابل بنی هاشم قد علم کرده‌اند.

خلیفه سوم به امام علی علیه السلام می گوید: «ما ذنبی ان لم یحبک قریش، و قد قتلت منهم سبعین رجلا کان وجوههم سیوف الذهب، – گناه من چیست که قریش تو را دوست نمی دارند؛ تو هفتاد نفر آنان را که صورتشان چون طلا می درخشید، کشته ای»!
بنی امیه با وجود خلیفه سوم و بعد معاویه به اوج اختلاف افکنی راه یافتند!

در عصر خلافت امام علی(ع)جنگ جمل سمبل نزاع با بنی هاشم و بعد جنگ صفین سمبل دیگری بر جنگ اموی با هاشمی است.

و در نهایت، امویان بر  هاشمیان غلبه کردند و قریشِ اموی ، قدرت خود را استوار کرد.

 

ابزار جنگ قدرت و دوقطبی سازی

اول : ابزار تبلیعاتی
معاویه دست به تحقیر بنی هاشم زد و با  لعن بر علی بر منابر و تحقیر انصار با نامیدن آنان به اوس و خزرج کوشید تا آنان را حذف کند.

دوم‌: تغذیه مالی خودی ها
بعد از پیامبر روش عادلانه در تقسیم بیت‌المال نقض شد و به مهاجرین نسبت به انصار سهم بیشتری می دادند!
از این بدتر؛ بیت المال را بین خویشان که همه از قریش بودند، بصورت بیشتری تقسیم می کردند!

علامه طباطبایی در آثار خود این جمله را دارد که آنچه بنی‌امیه انجام و باعث شد موفق شود سرمایه و پول بود. اینها پول زیادی خرج کردند و معاویه برای اینکه شیعیان را بخرد پول‌ها خرج کرد و البته تا حدودی هم موفق بود و بهترین فرماندهان امام حسن مجتبی(ع) را معاویه با پول خرید و خط اختلاف را دامن زد!

 

سوم‌: گزارش های امنیتی و اختناق
این ابزار دیگری بود که توانست اختلاف را تقویت کند و به دوقطبی‌سازی دامن بزند واین کار را با اجازه نفس کشیدن به طرف مقابل ندادن انجام دادند.
در حالیکه ائمه اطهار این را یک بداخلاقی روشن معرفی کرده اند؛ امام صادق(ع) به مفضل بن عمر فرمودند: «اگر کسی گزارشی علیه مومنی تهیه کند که آبروی این مومن را ببرد تا در جامعه از چشم‌ها بیفتد، خداوند او را از ولایت خود خارج و تحت ولایت شیطان است _ من رَوی عَلی مُؤْمنٍ رِوایهً یریدُ بِها شَینهُ وَهَدْمَ مُروُئَتهِ لِیَسْقُطَ مِنْ اَعْینُ النّاسِ اَخْرَجَهُ اللهُ مِنْ وَلایته اِلی وَلایَه الشّیطان..»(اصول کافی)

دو علت برای تفرقه ها ؛
اول؛ «تفرعن» که حفظ قدرت است با هر وسیله ای!

و دوم؛ «تعصّب» است که گردش محدود قدرت و مانع از نقد قدرت است!
نهاد حاکم و یا نهاد دولت، تفرعن دارد و افرادی که در سمت پایین‌تر هستند، تعصب دارند!

 

شیعه آیا ملاک روشنی در این موضوع دارد؟
شیعه با توجه به تعالیم آسمانی خط کشی مشخص با دشمن دارد . دشمنی که اگاهانه کفر و جحود دارد و قصد سلب امنیت از شهروندان جامعه را دارد.
این از آیه اول ممتحنه استفاده می شود:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ … کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ.. ممتحنه /۱

این خط شیعه روشن و افتخار آمیز است.
شیعه واقعی؛ در عین حال که طرف مقابل بر تفرعن پای می‌فشارد، او بر وحدت پافشاری می‌کند.
سیره ائمه(ع) همین مسئله را می‌رساند که تاکید می‌کردند جامعه به آن اختلاف‌ها و دعواها کشانده نشود.

شیعه مفتخربه تقیه است

شیعه با تاکتیک مهمی بنام «تقیه» از خود و وحدت جامعه اسلامی حراست می کند.

 

این احادیث شرائط شیعیان را در اختلافات درونی روسن نموده :

امام صادق فرمود:
بارفتارتان باعث مذمت ما نشوید که قبل از همه هر پدری از رفتارمنفی فرزندش  مذمت میشود ، برای ما زینت باشید و نه مایه ننگ ! بااهل سنت روش مناسب داشته و در جماعت آنان شرکت ، و به عیادت بیمارانشان روید .. _
إیاکم أن تعملوا عملا نعیر به، فان ولد السوء یعیر والده بعمله کونوا لمن انقطعتم الیه زینا و لاتکونوا علیه شینا، صلوا فی عشائرهم و عودوا مرضاهم و اشهدواجنائزهم و لایسبقونکم إلى شی‌ء من الخیر.. (وسائل ۱۶/۲۱۴)

در حدیث دیگری حضرت صادق (ع) فرمود:
“هرکس پشت سرآنان در صف اول شرکت کند ماننداین است که در صف اول جماعت رسول الله شرکت نموده ؛ _  مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ.. (وسائل ۲۹۹/۸)

در بیان امام کاظم(ع) آمده : امام حسن وامام حسین درجماعت آنان شرکت می کردند(وسایل۳۰۱/۸)

حضور زهیر بن قین که عثمانی است و نیز ابوالحتوف که سابقه خوارج دارد و نیز وهب که مسیحی است و جملگی از شهداء کربلا هستند ، نشان از توسعه دیدِامامان شیعه و حرکت موفقیت آمیز حضرت اباعبدالله دارد که تبیین آن فرصت دیگری را می طلبد.

انتهای پیام