عاشورا در مصاف با هدم دین با پوشش دینی؛ بنی امیه؛ فساد مقدس و فراگیر!!/ نوشتاری از هادی سروش/ بخش هشتم

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهای خود با عنوان«عاشورا درمصاف با هدم دین با پوشش دینی» که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است: فساد به تباهی بردن اموال و یا شخصیت آدمیان است بشکلی که چه بسا به یک نقطه متوقف نشده و رفته رفته همه اموال و یا همه انسانها را بگیرد.

فساد گاهی شخصی و گاهی شبکه ای است که گروهی بصورت منظم برای بهربرداری از اموالی که از آنِ دیگری است برنامه ربزی می کننند و به آن دستبرد میزند.

اما نوع سوم فساد که خطرآفرین تر است، فساد سیستماتیک است که در یک نظام سیاسی و یا اقتصادی با وضع قوانین و نیروی انسانی بصورت وسیع ایجاد فساد و خرابی سرمایه و ثروت های بیت المال شده و در جیب عده ای قرار گیرد.

ریشه فساد سه چیز است: نبود شایسته سالاری، نبود نظارت و نبود مجازات برای مفسدین.

وای به حال نظامی که هر سه این عوامل فساد یک جا باهم جمع شده باشد !!

موضوع قُبح و خطر فساد در نهج البلاغه شاید از بعد از توصیه های توحیدی و اخلاقی، بیشترین چیزی باشد که امام علی درباره او سخن فرموده اند.

دو نمونه تقدیم کنم: اولی درباره کیفیت فسادآفرینی بنی امیه است و دومی درباره کمیت و شعاع فساد آنان است‌.

امام علی (ع) در رابطه کیفیت و چگونگی و به تعبیری شدت و ضعف فساد امویان می‌فرماید: «افرادی مثل شتری که به علف تازه بهاری رسیده است، مال خدا و بیت‌المال را می‌خورند. – یخصمون مال الله خصمه الابل نبته الربیع..» [نهج‌البلاغه،خ۳]
شتر غیر از گوسفند است، گوسفند روی گیاه رد می کند و می خورد و باز آن گیاه رشد می کند اما شتر گیاه تازه روییده شده در فصل بهار را از ریشه در می آورد.
بنی امیه فسادی آنچنان داشتند که منافع و منابع و خلاصه بیت المال را از ریشه در می آوردند و می خوردند!!

و درباره مقدار و شعاع فساد آنان نیز  فرمود:
«هیچ خانه ای نبود ، مگر ابنکه فساد بنی امیه وارد شده بود! لَا یَبْقَى بَیْتُ مَدَرٍ وَ لَا وَبَرٍ إِلَّا وَ أَدْخَلَهُ الظَّلَمَهُ» [نهج البلاغه خ۹۸]

چگونه هر خانه ای تجربه تلخ فساد امویان را دارا شد؟

چون در خانه ای نظام سیاسی و اقتصادی امویان سایه افکند و به موازات آن ، فساد وجود داشت، لذا به همه خانه های مسلمین این تاریکی وارد شد!!

برای فساد فراگیر که با پوشش دینی انجام دادند حداقل سه توجیه مهم را عرضه کردند:
۱) بیت المال را تبدیل به مال الله کردند و سپس معاویه اعلام کرد من اختیار مال خدا را دارم!

متن یکی از گفتارهای او را ملاحظه کنید؛

معاویه گفت: زمین از آن خداست و من هم خلیفه خدا هستم، هرچه از آن برگیرم از آن من است و آنچه را واگذارم متعلق به مردم است و این تفضل من بر آنهاست. صعصعه از اصحاب امام علی (ع) گفت: تو و پایین ترین مردم در این امر مساوی هستید، اما چنین است که هر کسی قدرت را گیرد، همه چیز را برای خود میخواهد. معاویه از این سخن خشمگین شد. (انساب/۲۷)

۲) گفتند این در آمدهای شایان در مصارف خیر مصرف خواهد شد!
وقتی برخی به کثرت اموال معاویه اعتراض داشتند، او گفت: وصیت کرده ام نصف آنها را در مصارف خیر قرار دهند !!

۳) استفاده وسیعِ فساد آمیز از بیت المال با توجیه حفظ روابط طرح می کردند!
وقتی به خلیفه سوم اعتراض شد چرا اینقدر از اموال مردم را به این و آن می بخشی؟ جواب داد: برای حفظ روابط و صله رحم است!![ربیع الابرار ۵۷۵/۳]

به حفظ روابط خانوادگی، شما حفظ روابط اجتماعی و روابط سیاسی و روابط بین المللی هم بیافزایید… این توجیهاتی است برای استفاده از بیت المال در مسیر آمال فروی و جناحی که نطام های باطل گرفتار آن هستند!

این شرایط اسفبار باعث حرکت حق جویانه امام حسین(ع) شد.
نامه مردم کوفه به امام(ع) حکایت از این فساد بزرگ در حاکمیت دارد که نوشتند:
«مال خدا را برای تقویت قدرت دیکتاتوری خود بهره گرفته اند و بین خود و ثروت اندوزان رد و بدل میکنند! جعل مال الله دوله بین جبابرتها و أغنیائها». [موسوعه/۳۷۷]

خود حضرت در جمله ای به فرزدق این ادعای مردم کوفه را تایید نمود که؛
«فساد اینان، همه زمین را فراگرفته .. و أظْهروُا الفسادَ فی الأرضِ». [موسوعه /۳۳۷]

چون فسادشان فساد سیستماتیک بود و با نظام سیاسی شان عجین بود.

نتیجه تلخ چنین فسادی؛ نابودی اسلام و مسلمین است!!

امام صادق (ع) فرمود:
«از اسباب نابودى اسلام و مسلمانان آن است که مال مسلمین در دست کسانى باشد که راه درست مصرف آن ها را ندانند و آن ها را در راه هاى نیک و سودمند به مصرف نرسانند. –  إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِینَ وَ بَقَاءِ الْإِسْلَامِ أَنْ تَصِیرَ الْأَمْوَالُ عِنْدَ مَنْ یَعْرِفُ فِیهَاالْحَقَّ وَیَصْنَعُ فِیهَا الْمَعْرُوفَ» [فروع کافی۲۵/۴]

انتهای پیام