◾️در سوگ شهادت امام کاظم (ع)

☀️برق نورش از حصر ..

✍#هادی_سروش


🔶"يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد" (سوره صف /۸)


🔹مقدار قابل توجهی از عمر شریف حضرت اباابراهیم موسی بن جعفر الکاظم‌(ع) در حبس و حصر سپری شد.

🔹اما از آنجا که امام "نور" است ، در هر شرائطی نورش افق ها را روشن میکند.
امام کاظم (ع) نیز ، دارای تحرکات زیبایی در محیط زندان و حصر خود است.

🔻پنج نمونه جمع آوری شده را تقدیم میکنم تا معلوم شود که حکومتهای ظلم ، توان خاموشی نور الهی را ندارند.

 
🔹۱- جانشین خود یعنی امام بعدی را معرفی می نماید. 
از زندان خطاب به حسین بن مختار میفرماید: 
"عهدی الی اکبر ولدی" ،  یعنی : «جانشین من فرزند بزرگ من است».


🔹۲- امام کاظم (ع) از شرائط سخت حصر و حبس نمایندگانی برای انجام مسؤلیتهای اجتماعی و اقتصادی و رسیدگی به امور شیعیان تعیین می نماید.
بارزترین نمونه آن جناب علی بن یقطین است.


🔹۳- جواب سؤالهای آنان و مسائل شرعی را بیان میکند.
شیعیان از شهرهای دور توسط افراد خاصی مانند موسی بن ابراهیم مروزی با امام در ارتباط هستند.


🔹۴- در همان شرائط حبس آماده احتجاج با معاندان است .

هارون عباسی حاکم زمان ، برخی از علمای اهل سنت مانند ابویوسف - مفتی دربار - و محمد بن حسن شیبانی - از شاگردان ابوحنیفه‌ - را برای مناظره با امام در زندان انتخاب میکند .
 آن دو وقتی وارد بر امام  میشوند،
نگهبان زندان در حال تعویض شیفت بوده، و به امام عرض میکند اگر حاجتی دارید ، فراهم کنم ؟ امام میفرماید :خیر.
 آنگاه امام (ع) به آن دو نفر رو کرده میفرماید :
"تعجب است، کسی میخواهد فردا نیاز مرا برطرف سازد در حالیکه فردایی برای وی وجود ندارد و امشب از دنیا خواهد رفت!"
ابویوسف و شیبانی با شنیدن این سخن موسی بن جعفر (ع) بهت زده شده از مناظره با امام باز صرف نظر میکنند ؛ چرا که  رسوایی و عاقبت مناظره برایشان روشن بود.
مراقب منزل آن فرد میشوند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد. شب هنگام صدای شیون از خانه آن فرد بلند می شود.


🔹۵-  امام کاظم (ع) دست رد به سینه هارون زده و او را برای همیشه در حسرت "عذر خواهی" گذاشت.

هارون ، یحیی برمکی را به زندان فرستاد  و گفت به موسی بن جعفر بگو :
برای ثابت شد که شما تقصیری نداشته ای و از نظر من بی گناهی ، فقط تنها کاری از شما میخواهم این است در حضور نزد وزیرم یحیی برمکی عذر خواهی کنی و این عذرخواهی کافی است .
و این مطالبه عذرخواهی بدین جهت است ؛ من قسم خورده ام ؛ تا شما از گذشته ات عذرخواهی نکنی ، آزادت نکنم.  اگر اقرار در ملاء عام برایت سنگین است، در همین زندان و فقط نزد همین وزیر پوزشی بخواه تا شرعاً بتوانم با استناد به آن از قسمم رها شوم و آزادت کنم و به خانه‌ات برگردی!
وقتی یحیی تقاضای هارون مبنی بر  عذرخواهی را به امام رساند، امام کاظم (ع) فرمود :
"از عمر من چند روزی بیش نمانده و ارزش ندارد به خاطر آزادی این چند روز، از خطای نکرده پوزش خواهم . به هارون بگو روز جمعه خبر مرگ من از زندان به تو خواهد رسید و به تصمیم من آگاهی میشوی - که حسرت عذرخواهی برای همیشه بر دلت باقی گذاشته‌ام - و حساب من و تو بماند برای داوری خداوند آن زمان که در محکمه‌اش زانو زده باشی؛ و آن وقت خواهی دید من ظالم و ستمگر در حق تو بودم یا تو در حق من!

 موارد نگاشته شده ، مستند به جلد ۴۸ بحارالانوار است.


https://t.me/sorooshmarefat