📝 "یأس زدگی" درجامعه!

===✍#هادی_سروش===


✅ "اضطرابات" سیاسی ، به اضطرابات اجتماعی منجر میشود ودرنتیجه اضطراب اقتصادی راتولید میکند.

✅خطر اولیه اضطرابات اقتصادی، در آسیب های ظاهری مانند بیماری ها و خودکشیها است ، و در مراحل بالاتردر "دین زدایی" ، وازهمه بالاتر؛ در "نابودی غیرت" در خانواده و جامعه که اعتیاد و تن فروشی مصداق آن پدیده شوم است، خود رانمایان میکند.

✅از سوی دیگر ؛مشکلات اقتصادی که از سوی سیاستمداران وسیاستهای نادرست شان ایجاد میشود، سایه ی شوم "یأس" را بر کل جامعه می افکند.

✅سبب پیدایش چنین بلیه ای را نمیتوان در غیر اتفاقاتی که در بخش بالادستی جامعه یعنی حاکمان و مدیران وجوددارد،جستجو کرد.


✅سه واژه پر معنای سیاسی - اجتماعی که در روند "یأس زدگی" مردم ، بسیار دخیل است این است که حاکمان و دولتمردان "نمیخواهند ، ویا  نمیتوانند ، و یاکسانی  نگذارند" که موفقیتی حاصل شود.

✅آنگاه است که در جامعه؛ نیروهای کیفی بی تحرک میشوند و آن دسته از "مغز"هایی که توانایی هجرت دارند، فراری میشوند. والبته درسوی دیگر؛جاهلان و متملقان،جایگزین میشوند!

 

🔵اما واژه اول ؛ "نمیخواهند" :

✅چگونه مدیران جامعه ؛ نخواهند که موفق باشند و زمینه آرامش و دست یابی شهروندانشان را به آنچه حق آنان است ، مهیا نسازند!؟
پاسخ روشن است که وقتی حاکمان با غرق شدنِ در مسائل غیر ضروری داخلی و یا خارجی ، و یا استفاده از مشاوران یک دست ، و یا سماجت بر رای و نظر خود داشته باشند ، تحقق مفهومِ "نمیخواهند" شکل میگیرد و براحتی افکار عمومی قضاوتش این میشود که ؛ مسئولین "نمیخواهند" که کشور و مردم آرامش و موفقیت و پیشرفت داشته باشند !!
چنین چیزی گرچه برای شمای خواننده غیرممکن است، اماباوراین "غیر ممکن" با مطالعه دقیق تاریخ سیاسی دولتها و ملتها ، "ممکن" میشود.

✅به عنوان نمونه؛حاکمیت فاسد امویان (بنی امیه)حاکمیتی است که نمیخواهد مردمانش بسبب رشدوترقی، کامیاب شوند. به شهادت نهج البلاغه؛معاویه از "اطلاع رسانی شفاف نسبت به جامعه، دریغ میکرد"! تا بتوانند ازاطلاع یافتن مردم ، ازفسادوتباهی درحاکمیت محروم باشند.

 

🔵واژه دوم ،"نمیتوانند":

✅نتوانستن از دو منشا ایجاد میشود از "ضعف" و نیز از "عدم آگاهی" از مسائل پیش روی ، در اینصورت نباید تواقعی داشت که جامعه مسیر صحیح پیشرفت و تعالی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی قرار گرفته و آن مسیر را طی کند.

✅اگر افراد ضعیفی به صِرف هم گرایش بودن با حاکمیت ها وارد عرصه شوند و از حضور نخبگان و برجستگان بوسیله فیلترهای بظاهر قانونی ممانعت شوند ،  خروجی چنین سیاست های ما قبل تاریخ ، "نتوانستن" است .

✅در آموزه های نورانی نبوی(ص) به این آسیب فرا گیر بارها اشاره شده که نمونه ای از آن را ملاحظه کنید :
فرمود:
《هیچ کس نیست که بر ده نفر یا بیشتر، ‌ ریاست و امارت داشته باشد مگر اینکه او را روز قیامت در حالی می‌آورند که دستش به گردنش بسته است؛ پس اگر چنانچه آدم درستکاری بود و تقصیری متوجّه او نبود، او را رها میکنند و اگر چنانچه بدکار و گناهکار بود، غل و زنجیرش افزایش پیدا میکند.》(امالی طوسی،ص۲۴۶)

در روایت دیگری رسول معظم اسلام (ص) فرمود:
《هر كس مسئولِ عده‏‌ای از مسلمانان گردد در حالی كه مي‏داند در بين مسلمين ‏فردی بهتر از او وجود دارد پس خائن به خدا، رسولش و مسلمانان خواهد بود.》(الغدیر۱۵۴/۸)


✅روشن است؛ نه تنها مسئولان فاقد مدیریت با چنین آسیب های اخروی مواجه اند ، بلکه کسانی که در روند نظارت و یا نصب و یا انتخاب حاکمان ویامدیران سوءِ که دارای پرونده فساد هستند ،نقش آفرین باشد، گرفتار چنین خسرانی خواهند بود. 

 

🔵واژه سوم "نمیگذارند" :

✅در عرصه سیاست طبیعی است که دستهای قدرت پنهان که از رقیب عقب افتاده اند ،"نگذارند" که مدیران لایق جامعه در بهبود شرائط قدمی بردارند!
صفت زشتِ سیاسیِ "نگذاشتن" ، اشکال متفاوتی دارد ؛ گاه بشکل پرونده سازی و مچ گیری است ، گاه بشکل تخریب برنامه های تدوینی است، گاه بشکل تخریب ذهنیت مقامات بالاترنسبت به مدیر زیر دست است و.. خلاصه هر نوع و شکل "مانع تراشی" را شامل میشود.

✅واژه "خیانت" بهترین و راساترین تعبیر برای معنا کردن "نمیگذارند" است.
مانع تراشانی که در حق جامعه خیانت میکنند،امام صادق(ع)آنان راکسی معرفی نموده که 《نزدیکترین حالات به "کفر" را دارند》.(کافی۱۶۹/۵)

✅البته گرچه مانع تراشان خیانت پیشه؛ مدیران را به عدم اعتبار سیاسی و اجتماعی میکشانند و مردمان را به سختی می اندازند ، اما بدانند که نمیتوانند از خیانت شان بهره دائمی ببرند و این اسرار تکوینی خلقت و  وعده الهی است که در قرآن فرمود :《همانا خداوند اجازه نمیدهدخيانت­ كنندگانِ مكرکار و خدعه گر به مقصود رسند ؛ اِنَّ اللهَ لايَهدِى كَيدَ الخَائِنينَ》.(یوسف/۵۲)


https://t.me/sorooshmarefat