گریز عرفان از عارف نمایان - ۲
گریز "عرفان" از "عارف نمایان"
[قسمت دوم]
نوشته : هادی سروش
🔰راه شناخت حقیقیت از ادعا
از آن رهگذر که این مسیر، مسیری است که ادعا در آن بسیار است ، شناخت حقیقت از ادعا و دکّانداری ، ضرورت اجتناب ناپذیر است .
خوشبختانه در علوم مربوطه که مسئولیت ایقان و شبهه زدائی از "معارف عرفانی" را دارند ، راههایی ارائه شده تا بتوان عارف را از مدعی دروغین تشخیص دهیم.
سه نشانه و راهکار مهم در کتابهای معرفتی عمیق از سوی بزرگان ما مطرح شده است و ما نیز در ایامی که محضر آیت الله حسنزاده آملی عرفان میخواندیم، ایشان بر این سه روش و سه نشانه توجه جدی داشتند.
🔰 سه اصل عرفانی و سه نشانه
📌اولین اصل عرفانی ؛ "تعهد و تسلط نسبت به شریعت" است و شریعت رعایت فقه و آداب و اخلاق دینی است.
اگر مدعیِ عرفان ؛ به تمام جوانب شریعت ؛ یعنی حلال و حرام خدا ، اگاهی نداشته باشد و یا رفتار منطبق بر شرع مطهّر نباشد ، حتما دکاندار است نه سکاندار !
بیان شفاف حضرت صادق(ع) که در مقدمه سوم ملاحظه نمودید ؛ ناظر به همین اصل و نشانه است.
📌اصل و نشانه دوم ؛
"کتمان" است. یعنی افرادی که در مسیر عرفان و معرفت و سیروسلوک و معنویات هستند و بهحق به واقعیاتی رسیدهاند اهل کتماناند.
چون اهل دکان باز کردن نیستند، عمری از آنها میگذرد و یکی از مشاهدات، برکات یا به قول عرفا ؛ واردات قلبیهشان را بههیچ عنوان به هیچکس نمیگویند.
چه بسا سالها بعد از اینکه خودشان در قید حیات نیستند گاهی برخی کرامات و معارفی که بدست آوردند و منازلی که طی کردهاند از یک شاگرد یا یک کسی نقل میشود.
📌اصل و نشانه سوم ؛
استنکاف از اظهار کرامت
از مباحث متقن عرفانی این اصل اصیل است که عُرفای حقیقی از اظهار کرامت و تصرف در اشیاء و یا در روحیات و روانیات انسان ، به شدت فراری هستند.
استدلال این اعاظم این است که ظهور کرامت و انجام تصرفات در کائنات ؛ شآن ربوبی است و ادبِ عبد مقتضی است که حتی المقدور از ظهور و عیانی شدن چنین مقامی ، سر باز زند.
در عرفان نظری در متونی مانند فصوصالحکم، مصباحالانس که از متون اصلی عرفانی است ،آمده؛
"اظهار مقامات، یا اظهار کرامات توسط خود شخص در مقابل ربوبیت خدا قرار گرفتن است. چرا که عارف خیلی بیش از دیگران بر این باور است که عالم را خدا اداره میکند و لا غیر.
وشیخ اکبر در فص لوطی کتاب فصوص تصریح میکند ؛ اولیاء هیچگاه به اختیار و میل خود تصرف در عالَم نمیکنند.
استاد ما جناب حسن زاده میفرمودند : ظهور کرامات از اولیاء در جایی بوده که چنان نیاز به آن تصرف جدی می شده که جانشان به لب شان رسیده و آنگاه تصرفی میفرمودند و کار خارق العاده ای از خود نشان می دادند.
🔰 دو خطرِ در پیش روی
🔻اول؛ امکان تصرف از سوی شخص منحرف
سوالی که ذهن را میگزد این است چگونه یک "سارق عرفان" میتواند در چیزی تصرف کند و از خود خارق العاده ای را نمایان کند ؟
پاسخ به این سوال مهم این است که اگر نفس انسان اعراض از این نشئه کند، اقتداری بر یکسری از امور خارج از این نشئه پیدا میکند؛ مثل بعضی مرتاضهای هندی یا اشخاص دیگرکه یک نوع اقتداری پیدا میکند که مثلا با نگاهش یا با ارادهاش میتواند حرکاتی انجام دهد!
ازاینجاست که اگر هر حرکت خارج از چارچوبهای فیزیکی و طبیعی را از کسی دیدیم ، نباید ضرورتاً آن شخص را از اولیا خدا بدانیم.
اگر ما به همان راههایی که پیش از این اشاره کردم توجه کنیم به خوبی میتوانیم تشخیص دهیم که این مدعیان آیا بر اساس ریاضتهای باطل غیرشرعی به این مراحل رسیدهاند یا براساس ریاضتهای شرعی مورد تایید اخلاق و فقه دینیمان.
.
🔻خطر دوم ؛
امکان دخالت شیطان در "شهود" عارف
برای کسی که ادعا میکند من حرف تازهای دارم یا سخنی دارم، در مباحث علمی، پژوهشی و اجتهادی راه باز است و هرروز کسی میتواند حرف نویی در بحثهای علمی و تئوری در حوزهها و دانشگاهها مطرح کند که قابل استفاده هم هست.
اما حرفهایی که بهقول آقای حسن زاده آملی «آنسویی» است و مربوط به عالم غیب است و یک نوع نسبت دادن برخی امور به خداوند تبارک و تعالی است، این دست از حرفها را بهسادگی نمیتوانیم بپذیریم، مگر اینکه براساس آن چارچوبهای تعیین شده در مباحث اعتقادی ما باشند؛ اگر چنین حرفهایی بود، شخص را شناختیم، شناختی از شرایط و رفتار و عملکرد او داشتیم، میتوانیم حرف او را بپذیریم.
بنابراین به این دلیل که مباحث معرفتی مباحثی مهم است، برای ارزیابی این حرفها هم باید به شخص نگاه کنیم و هم به سخن آن شخص؛ نمیتوانیم بگوییم که فقط به شخص نگاه میکنیم و انسان خوبی است، نه! ممکن است آدم خوبی باشد و اشتباه دیده باشد.
عرفا میگویند برخی موارد پیش میآید که شیطان در شهود و تمثلات عرفا دخالت میکند.
پس اینطور نیست که اگر یک فردی انسان خوبی بود و ما موارد متعددی از معنویات او هم بهره بردیم، هرآنچه بگوید یا هر نقل قولی داشته باشد و یا هر حادثهای را برای ما بخواهد تعریف کند و از شهودی برای ما بگوید، ما بپذیریم، نه! چون شیطان فقط در شهود، در مقامات و در رویتهای معصومین نمیتواند دخالت کند. در غیر معصومین هیچگونه استثنایی وجود ندارد و ممکن است.
💠ضرورت ارجاع و مراجعه به اهل فن
بعد ازاینکه بدون ذره ای تردید ؛ میزان در تمام امور معنوی و معرفتی ؛ چه ادعای "تصرف" و چه ادعای "شهود" ؛ قرآن و اهل بیت است ، مراجعه به کارشناسان واقعی عرفان و معرفت ، میتواند انسان حقیقت جو را از بسیاری از خطرات احتمالی در این مسیر بر خذر دارد.
عقلای عالم میگویند که هرچیزی را که انسان خودش نمیداند و نمیتواند تشخیص دهد، راهش این است که به کارشناس و اهل فن آن موضوع مراجعه کند. در این مورد هم وقتی بندهی نوعی نمیدانم که آیا این آقای زید که فلان ادعاها را دارد و فلان حرکات را مقابل چشم من انجام میدهد حق است یا باطل، وقتی خودم حتی با راههایی که ارائه کردیم هم نمیتوانم تشخیص دهم، راهش این است که به کارشناس این موضوع مراجعه کنم.
کارشناسان واقعی این وادی ، همان کسانی هستند که اوصاف آنان از زبان حصرت سجاد (ع) در قسمت اول تقدیم داشتیم . یعنی کسانی که
اولا؛
عالمانه به آداب شریعت پای بند بوده ،
وثانیا ؛
از گرفتار آمدن به هر نوع مال حرام و شبهه ناکی مبرا باشند،
و ثالثا ؛
در عفت و مناسباتشان با نامحرم بسیار پای بند به احکام محرم و نامحرم خدا باشند.
ورابعا ؛
در امور روزگار اعم از اجتماعی و یا سیاسی ، دارای تشخیص ثاقب و درست باشند،
و خامسا؛
در خودآنان و اطرافیانشان ذره ای حب ریاست و نزدیکی به قدرت دیده نشود.