📝درباره ؛ میزان ، حالِ فعلی افراد است

🖋نوشته : هادی سروش

 


✔تریدی نیست که جمله فوق ، عین "حکمت" بوده و مستند به "عقلانیت" است.

🔻یک مقدمه کوتاه در اثبات وجود تغییر و در معرض خطر بودن آدمی :
انسان در برابر دو نیرو پر قدرت قرار دارد :
اولی ؛
دائما در حال "شدن" است ، یعنی در رفتار و اوصاف و آثار ، و حتی در ماهیت خویش لحظه به لحظه در حال نو به نو شدن است.
ودومی ؛
نمیشود منکر نیروی پر حرارتی شد که بر روح و روان انسان حاکم بوده و مطالبه کننده خواسته ها و تمنیات مادی و دنیوی است.

پس جملگی در حرکتیم و نیز در معرض خطر !


🔻بعد از ذکر این مقدمه ، توجه به نکات ذیل ، مهم است :

✔ ۱) این جمله ؛ "میزان ، حالِ فعلی افراد است" ؛ در رابطه با کسانی است که روزی حرکت مثبتی داشتند و بعد دچار اعواج و انحراف شوند . البته معنای دیگری هم دارد که در ذیل نکته پنجم می آید.
برای عدم اعتماد در آینده به چنین شخصی که گذشته خوبی داشته ، و نیز توجیه اعتمادمان در گذشته ، میگوییم : "میزان حال فعلی افراد است"

اما آیا این جمله برای کسی که از اول با تزویر چهره واقعی خود را مخفی نمود و بعد چهره واقعی اش نمایان شد ، میتواند گفت : میزان حال فعلی افراد است ؟
بنظر میرسد بکارگیری چنین جمله پر حکمتی در اینجا کارایی حکمت آمیزی ندارد . چون حال گذشته این افراد با حال فِعل شان تفاوتی نکرده،این منحرفان امروز همان منحرفان دیروز هستند ، یعنی هر کاری که امروز از آنان میبینید ، دیروز هم داشتند ولی با یک "پوشش" دیگر .

درست در همین جاست که حضرت امیر (ع)درمورد فرماندار خود منذر بن جارود می فرماید:
شایستگی پدرت سبب فریب من نسبت به تو شد.(نهج؛نامه۷۱)
مهم این نکته بسیار دقیق است که حضرت نفرمود که حال "فِعل او" ، غیر از "حال گذشته" اش شده است ، بلکه با جمله ای اشاره به ثبات حال او و در عین حال اشاره به فریب و خدعه نمایی میفرماید.
و این ؛ از زیبایی های عدالت بی مثال علی(ع) است که در تشریح "نگاه خود" به افراد ، سخن از تغییر افراد منافق صفت نمیکند بلکه صادقانه نگاه خود را نقد میکند .

امام راحل هم با صداقت ؛ سخن از اغفال خود در برابر سالوسی و اسلام نمایی برخی دارد و عذر خود را به پیشگاه ملت عرضه میکند.(وصیت نامه امام)

خلاصه شخص منحرف و معوج ، حال فعل و گذشته اش یک نواخت است ، فقط با خدعه و تزویر بوده است که روزی در سلک و مسلکی بوده و روز دیگر در سلک ومسلک دیگری ‌!

 

✔ ۲) بسیار خوب ؛ اگر عذر آقایان را در تحویل پست های مهم و تصدیر نشینی افراد منحرف ، بپدیریم و توجیه شان که میگویند میزان حال فعلی افراد است را قبول داشته باشیم ، ولی نسبت به آینده ؛ این افراد و جریان های شناخته شده سیاسی که دارای چنین اشتباه شدند و فردی منحرف و ناباب را بر مقّدرات یک ملت نجیب گماشتند ، دیگر صلاحیت سیاست ورزی و مورد اعتماد قرار گرفتن در اموری مانند انتخابات ها را نخواهند داشت .

✔۳) نکته مهم دیگری اینجاست که اگر ما گرفتار نفاق فرد یا افرادی شدیم و بوسیله معرفی ما و تعریف و تمجید ما، اووتفکروسیاست هایش، به موقعیتی رسید وبراموال و یا نفوسی سیطره یافت ، آیا مائی که این چالش بزرگ و ضربه کاری را ناخواسته فراهم آوردیم مدیون "حقِ حقُ الناس" نیستیم ؟
تردیدی نیست که بر اساس قواعد متقن فقه شیعه ، و بالاتر ؛ اصول مستحکم اخلاقی ، بر آنچه که بر اموال و نفوس مردمان رفته است ضامن و مسئولیت شرعی و اخلاقی داریم .
لذاست که نمیتوان با یک جمله "میزان حال فعلی" است از کرده خود فرار کنیم !

✔۴) نکته مهم دیگر اینکه ؛ اگر شخص دانا و زیرکی ، خدعه و بازیگری افراد ریاکار و متزوّر را زودتر از دیگران ، یعنی در زمانی که خیلی ها گرفتار فریب شدند ، صادقانه و شجاعانه تشخیص داد و "بصیرت" خود را پنهان نکرد ، الان سزاوار چیست ؟
آیا مستحق تکریم و تشویق است یا ادامه توهین و تخریب ؟
اگر "بصیرتش" ارج نهادن دارد ، پس باید اخلاقا جبران مافات شود و آن همه تهمت و تخریب که بخاطر بصیرتش به او روا داشته شد و چهاراسبه بر حیثیت او و یا هر دلسوز فهیم و بصیری که جرم ش ؛ "زودفهمی" بود ، جبران شود.

چراکه کم نبودند دلسوزان بابصیرتی که درحوزه ودانشگاه وعرصه های سیاسی و اجتماعی ، "حال فِعل" و شرائط انحرافی امروز رادر همان "حال گذشته"ودیروزش که فریب خوردگان "مجلسی" به باقی مانده آب لیوانش تبرّک میجستند، براساس دانایی وهوشِ مثال زدنی شان؛تشخیص دادند و اعلام نمودند ومتاسفانه ازنام ونان روزه مره شان افتادند!

✔ ۵) خالی ازفایده نیست که دررابطه باشأن نزول این جمله از امام،نکته ای که آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای گفتند را استحضارداشته باشیم:
"شأن نزول آن جمله این بود که در حذف نیروهای کاردان سابق افراط نکنند" .
روشن است این شاُن نزول با چهار مطلب ارائه شده ، منافاتی ندارد.

https://telegram.me/sorooshmarefat