معرفه اسرار الجوادیه(ع)
بسمه تعالی
تثبیت امامت حضرت جواد (ع)
و نقش برخی از بزرگان
نوشته حجت الاسلام هادی سروش
------------------------
1ـ وجود «امام» (ع) بعنوان «من به الوجود» یعنی شخصتی که باعث تحققِ نظامِ وجودیِ عالم و آدم است،که«بهم رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء» و دلیل قرآنی این اصل اصیل معرفتی آیه «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» (احزاب/6) می باشد.
2ـ در عین حال نباید از تأثیر بسیار عمیق و مهم «برخی از بزرگان» در تثبیت «امام» یا «امت» غافل شد. به این نمونه ها نظر دقیق افکنید:
الف) حضرت امیر (ع) برای تعریف و تعیین نقش بی بدیل جناب مالک اشتر نسبت به خود و حکومت خود تشبیه به نقش مهم خویش در رابطه با پیامبر و رسالت او می فرماید:
«کان مالک لی کما کنت لرسول الله» (وقعه صفین/480-شرح ابن ابی الحدید2/214)
پس همانطوری که بود و نبود حضرت امیر (ع) برای پیامبر نقش تعیین کننده دارد، مالک اشتر هم در موفقیت های حضرت امیر (ع) نقش منحصر به فرد داشته.
ب) حضرت حسین (ع) که از وفادارترین خاندان و اصحاب به اعتراف خود آن بزرگوار بهرهمند بوده(بحار44/392) امّا به حضرت عباس (ع) خطاب می کند:
«انت عمادی» (فرسان الهیجاء/ 1-263از ناسخ)
ج) حضرت صادق (ع) در توصیف و کارآئی جناب زرارة بن اعین نسبت به حفظ و نشر آثار و حدیثی امام باقر (ع) فرمود:
اگر زراره نبود احادیث پدرم امام باقر (ع) از بین می رفت: «لولا زرارة لاندرست احادیث ابی»(رجال کشی/136)
این سه نمونه از صدها نمونهای است که بیانگر تأثیر «برخی از بزرگان» و نقش بی بدیل آنان در بقاء و انتشار آثار وجودی حضرات معصومین (ع) می باشد.
3ـ در تاریخ امامت ظاهری ائمه شیعه که حدود 250 سال به طول انجامید امامت حضرت جواد(ع) به بحران غیر قابل پیش بینی (البته در نزد عموم شیعیان) گرفتار آمد که بدون تعارف اگر «برخی از بزرگان» از اصحاب امام هشتم(ع)ونهم(ع)نبودند قطعاً شرائط برای آن امام بزرگوار و شیعیان دشوار می نمود.
قصه از این قرار بود که امام جواد (ع) در سنّ هشت سالگی به امامت رسید و «امام هشت ساله» برای عموم (خواص و عوام) قابل پذیرش نبود و در این نقطه بحرانی شیعه «برخی از بزرگان» از اعیان شیعه وارد عرصه شدند و بخوبی بر اساس آنچه از خود آن حضرات فرا گرفته بودند توانستند کشتی بحران زده شیعه را در میان امواج سخت سیاسی ـ فرهنگی و ... به ناخدای با خدایش یعنی حضرت جواد الائمه (ع) بسپارند.
اصل ماجرا را از روی متن حدیث ملاحظه کنید:
«پس از در گذشت حضرت رضا عليه السّلام امام جواد در حدود هفت سال داشت اختلاف بين دوستان در بغداد و ساير شهرها افتاد.
گروهى از شيعيان از آن جمله ریان بن صلت و صفوان بن يحيى و محمّد بن حكيم و عبد الرحمن ابن حجاج و يونس بن عبد الرحمن و گروهى از سران شيعه و اشخاص مورد اعتماد در خانه عبد الرحمن بن حجاج اجتماع كرده شروع بگريه و ناله كردند و از اين مصيبت سخت اندوهگين بودند.
يونس بن عبد الرحمن گفت: گريه را رها كنيد چه كسى متصدى رهبرى شيعه خواهد بود و بكه پناه آوريم در مسائل دينى تا فرزند حضرت رضا(ع)بزرگ شود(منظورش حضرت جواد بود)،
فَقَالَ لَهُمْ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ دَعُوا الْبُكَاءَ مَنْ لِهَذَا الْأَمْرِ وَ إِلَى مَنْ نَقْصِدُ بِالْمَسَائِلِ إِلَى أَنْ يَكْبَرَ هَذَا؟ فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ وَضَعَ يَدَهُ فِي حَلْقِهِ وَ لَمْ يَزَلْ يَلْطِمُهُ وَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ تُظْهِرُ الْإِيمَانَ لَنَا وَ تُبْطِنُ الشَّكَّ وَ الشِّرْكَ.....فاقبلت العصابه
ريان بن صلت از جاى حركت كرد و بيخ گلوى يونس بن عبد الرحمن را گرفته فشرد و شروع به سيلى زدن كرد مىگفت: تو پيش ما ادعاى ايمان ميكنى ولى در دل شك دارى و مشرك هستى اگر مقام امامت به آن جناب از طرف خدا داده شده گرچه بچه يك روزه باشد از نظر علم و دانش چون رهبرى بزرگ است اگر از طرف خدا نباشد گرچه هزار سال عمر داشته باشد مثل يكى از مردم عادى است .
اين از مطالبى است كه بايد در بارهاش انديشه نمود بقيه حاضرين روى بجانب او نموده شروع بسرزنش و اعتراض نمودند».(بحار 50/99 )
4ـ آنچه از این جریان بزرگ تاریخی نتیجه می گیریم در یک حقیقت مهم و انکار ناپذیر قرار دارد که وجود «برخی از بزرگان» را باید بسیار مغتنم دانست همانان که به «ناز شصت معرفت و تدبیرخود» بمانند جناب ریان بن صلت می توانند بحرانهای نفس گیری راجمع و جور کنند و راه را برهمگان هموار سازند.
5ـ به حکم عقل نباید در حذف شخصیت های مهم و تأثیرگذار شتاب گرفت بلکه نباید اصلاً دست بکار شد چرا که نه تربیت چنان افرادی کار سهلی است و نه آرام کردن و در مسیر طبیعی قرار دادن حوادث سخت و بحرانی، از عهده «متوسطین و کمترین ها» ساخته نیست.
از آن رهگذر که حوادث آینده نظام ما از منظومه "علم" ما مخفی است و همواره نیاز جدی به شخصیتهای دانا و توانا داشته وداریم ،بر نهادهای حوزوی و دانشگاهی و حکومتی( قضائی و امنیتی) لازم است همانطوری که همه ی همت وحواس خودرا بر روی افراد «بحران آفرین» در عرصه دینی و فکری یا امنیتی متمرکز می کنند، باید بر حفظ حرمت بزرگانی که در بحرانهای دینی، اجتماعی و سیاسی شخصیتی «نقش آفرین» دارند نیز اهتمام جدی داشته باشند.
----------
این در سایت های: