درایت آیت الله فاضل لنکرانی دربرابر جبهه حجتیه-پایداری

۲۲ شهریور ۱۴۰۴

۰ زمان تقریبی مطالعه ۲ دقیقه

حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:

نهج البلاغه و خطرِ نشستن بر ثروت، ریاست و منبر از راه «دین فروشی»!

در روزهای اخیر مصاحبه ای بسیار ارزشمند از صدیق گرامی آیت الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی منتشر شده که ایشان نقل خاطره ای مهمی از ملاقات رئیس جمهور محترم وقت آقای سیدمحمد خاتمی با استاد معظم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) داشته اند.

نکته در این مصاحبه این است که مرحوم آقای خزعلی از تهران به قم می‌رود تا مانع پذیرش مرجعیت شیعه جناب آیت الله فاضل از دیدار با رئیس جمهور خاتمی شود!
و مهم اینجاست؛ وقتی آیت الله فاضل (ره) از او میخواهد به چه مناسبتی شما چنین درخواستی دارید؟ میگوید از “ناحیه مقدسه[امام عصر(عج)] خبر داریم بساط اینها در چند ماه جمع میشود.”!

نکات اجمالی و مهم؛

۱. آقای خزعلی از وفادارترین ارادتمندان به انجمن حجتیه بود و تا آخر بر آن استقامت ورزید و نامه امام به شورای نگهبان و جملات امام خطاب به ایشان با این عبارت درخور توجه است ؛ “آقایان به عنوان منبری پرخاشگوی که تا این مرحله حاضر است‌‎ ‌‏پیش رود معرفی نشوند … حواستان را جمع کنید که‌‎ ‌‏نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده اند.”
(صحیفه امام ج ۲۱ ص ۶۸۱)

۲. در دیدگاه این حضرات حجتیه ای_پایداری تفکرات جناحی و سیاسی شان از ناحیه مقدسه (عج) امضاء شده همانطوریکه در انتخابات مربوط به آقای احمدی نژاد از این شگرد سیاسی_دینی استفاده وافر بردند! گرچه در پایان دوران “معجزه هزاره سوم شان” از قبول این مولود شوم خود سر باز زدند!
بجاست یادآورشوم در همین مصاحبه؛ سخن از نگاه و درایتِ مرحوم آیت الله فاضل نسبت به معجزه هزاره سوم و جریان متبوع شده است که شاخصه ایشان مخالفت با مرجعیت و روحانیت است!

۳. اوج عقلانیت و ذکاوتِ مرجعیت شیعه حضرت استاد معظم ما آیت الله فاضل (ره) در این ماجرا به روشنی روز است. از یک سوی از ملاقات با رئیس جمهور قانونی کشور استقبال می کند، و از سوی دیگر قلم بطلان بر ادعاهای “آخرالزمانی” و سخنان منسوب به امام عصر (عج)‌ می کشد.

۴. آنچه استاد معظم آیت الله فاضل با آقای خزعلی داشتند؛ رویه تعریف شده مرجعیت بوده که در مرجعیت شیعه سابقه هزارساله دارد. مرجعیت شیعه همیشه درب خانه را بر روی مدعیان دروغین ملاقات با امام زمان (عج) و یا انتساب سخنی به آن حضرت (عج) را بسته ، و یا اگر آنان راه پیدا میکردند با جدیت در برابرِ ادعای آنان می ایستادند.

۵. این رویه غلطِ انتساب سخن و یا گرایش و یا یک جایگاه ومقامِ سیاسی به حضرت ولیعصر (ع)، در زمان حیات امام راحل ضعیف شد، جای تأمل دارد که چرا بعد از رحلت امام این رویه انتساب سخنان و انتخاب جایگاه های سیاسی به امام زمان (عج) رو به افزایش رفته و همواره می‌رود!

۶. در معرفت “الهیات آخرالزمانی” این سخن از محکماتِ آموزه های اهلبیت (ع) و از اصول مسائل دینی شیعه است؛ هر تعیین کننده وقت ظهور و نیز هر مدعی ملاقات و یا هر نسبت دهنده سخنی به امام زمان، قطعا خلاف می گوید و دروغ است، و ما موظف به تکذیب آن هستیم، و هیچ حجت شرعی برای هیچ مومنی وجود ندارد که بر سخنِ منسوبِ به امام عصر (عج) ترتیب اثر دهد.

این دستور صریح خود حضرت ولیعصر (ع) در نامه به نائب شان جناب سمری در مورد آینده شیعه است که نوشتند؛ شیعه گرفتار مدعیان کذاب می شوند؛ “سیأتی الی شیعتی من یدعی المشاهده، الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو کذاب مفتر…” ،(ر.ک: کمال الدین /۵۱۶ ح ۴۴ )

در پایان از جناب آقای فاضل بزرگوار که با شجاعت این واقعه دهه ۷۰ را مطرح نمودند، تشکر وافر می شود.

انتهای پیام

https://ensafnews.com/609599/