قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

تحلیلی متفاوت از نماز باران امام رضا (ع) ، نوشته : هادی سروش

🔰تحلیلی اعتقادی،اخلاقی و سیاسی از نماز باران امام رضا(ع)

#هادی_سروش

 

🔸 مقدمه اول : مخالفین امام رضا (ع)، جنگ روانی به پا کردند که با قبول ولایت عهدی،درب آسمان رحمت به روی ما بسته شده و بایدمامون از این سیاست بازگردد

🔸 مقدمه دوم : گاهی می‌شنویم که در فلان موضوع سیاسی بزرگان سکوت می‌کنند؟! اما گاهی اوقات سکوت بلندترین فریاد است همانطوریکه گاهی مشغول شدن به کارهایی که از دید ما کارهای عادی است؛ مانند درس و بحث و مطالعه و عبادت، معانی مهمی را به جامعه منتقل می‌کند. نماز بارانی که امام رضا(ع) خارج از هر نوع ظواهر سیاسی اقامه فرمودند، مملو از معانی سیاسی بود و برای همین پس از این نماز، شرایط برای حاکمیت سخت شد و مأمون برای شکستن هیمنه امام به امور دیگری دست‌اندازی کرد. بنابراین، یکسری از رفتارهایی که در دیدگاه ما از بزرگان ما عادی است، دارای بار سیاسی و دارای معناهای دقیقی است. اگر می‌خواهیم بدانیم که رفتار بزرگان در رخدادهای سیاسی که برای ما توجیه نشده، آیا درست است یا خیر، باید به طرف مقابل نگاه کنیم و ببینیم رفتار حاکمان چطور است. آیا آنها از رفتار بزرگان عصبانی می‌شوند یا خوشحال هستند؟

🔻خصوصیات مهمی که درنماز باران امام رضا نهفته است از این قرار است ؛

◀️ ۱) نماز در روز دوشنبه انجام شد و تعیین این زمان ، طبق نظر امام رضا (ع) بوده و مستند به فرمایش رسول الله (ص) است که در عالم رویا بحضرت رضا(ع) امر فرمودند -"فان رسول الله اتانی البارحه فی منامی"- و تعیین این زمان برخلاف نظر مامون بود که نظرش ؛ به برگزاری این مراسم در روز جمعه بوده. نکته در این است که امام رضا (ع) در این مناسک کاملا معنوی اجازه ذره ای دخالت به طاغوت وقت را نمیدهد تا فردای پس از بارش باران آنان مدعی مدیریتِ زمانی این مراسم شوند !

◀️ ۲)همانطوریکه در بحبوبه ازدحام جمعیت دراطراف مرکب امام رضا (ع) در شهر نیشابور ؛ ایشان با استفاده از فرصت، سخنی کوتاه ولی پر معنا از امامت و اهلبیت ایراد نمودند ، در خطبه نماز باران هم؛ فقط سخن از امامت وتوسل به آنان و رابطه شان با خدا وعنایات خدا به آنان داشتند . -"اللهم یارب انت عظمت حقنا اهل البیت.."- و این درخور توجه بسیار است. امام(ع) در زمانی که در مراسم رسمی مامون است در این موضوع کمتر یا اصلا سخنی مطرح نمیکند ، چه بسا مورد منع بوده و یا حضّار غالبا عموم مردم نبودند ،ولی در میان جمعیت عظیمی که هرکدام از محلی و از شهری آمده اند؛ سخن از "ولایت اهلبیت" دارد.

◀️۳) اضافه بر استجابت دعا و بارش باران ، امام رضا(ع)کرامات دیگری نیز از خود نمایان ساخت و در ایمان مردم به امامت تاثیر بسزائی داشت ؛

✅وقتی نماز خوانده شد و ابر بالای سر مردمان ظاهر شد و صدای همهمه ی جمعیت بلند شد ، امام رضا(ع) که از اخبار آسمان و زمین آگاه است ، فرمود : "آرام بگیرید این ابر مربوط به فلان شهر است و برای شما باران ندارد. و بار دوم ابر دیگری آمد و همهمه ای ایجاد شد ، بار دیگر امام رضا (ع) همان سخن را تکرار فرمود تا یازدهمین ابری که آمد و بر سر مردم سایه افکند ، امام رضا (ع) فرمود : "این ابر باران برای شما را بهمراه دارد ؛ هذه سحابه بعثهاالله لکم."

✅و نمونه دیگر ؛ از کرامات حضرت رضا (ع) این بود که قبل از نماز ازخدا خواست بارانی پربار ولی خالی از ضرر ارسال فرماید . و همینطور هم شد.

✅ونمونه بعدی؛ حضرت رضا (ع) در همان دعا از خدا خواست که بعد از بازگشت مردمان به منازل شان ، باران آغاز شود و اینچنین شد " و بعد ازنماز فرمود: "به منازل خود بازگردید تا بارش شروع شود ؛ ابتداءمطرهم بعدانصرافهم من مشهدهم هذا الی منازلهم." دعای امام هشتم (ع) در این قسمت هم مستجاب شد و با بازگشت مردم به منازل شان، بارش آغازشد.

◀️۴)باظهور کرامات متعدد از امام رضا(ع) عظمت امام هشتم بصورت عمومی و بدون انتظار تجلی کرد. اینجا بود با پایان بارش مردم با شعار تبریک و تهنیت که یک صدا فریاد برآوردند: "هنیئاً لولد رسول الله"، و سمت خانه امام هجوم آوردند. امام (ع) خود شخصا بمیان آنان آمد..

◀️۵)بعد از شنیدن تبریک و تهنیت مسلمین و مومنین ، امام رضا (ع) سخنان کوتاه ولی بسیار مهمی را ایراد نمود که حاوی پنج راهکار برای رسیدن و یا حفظ وفور نعمت است که از این قرار است ؛

🔻اول : نعمتهای خدا را در معصیت و نافرمانی هزینه مکنید؛ "فلاتنفروهاعنکم بمعاصیه"

🔻دوم: نعمتهای خدا را در مسیر بندگی خدا قرار دهید ؛ "استدیموها بطاعته"

🔻سوم: دائما در مقام شکرگزاری باشید؛ "شکره علی نعمه وایادیه"

🔻چهارم: از اعتراف و ادای حقوق اهلبیت پیامبر (علیهم السلام) فاصله نداشته باشید؛ "الاعتراف بحقوق اولیاءالله من آل محمد"

🔻پنجم: به نیازهای جامعه و مردم در امور زندگی و دنیایشان توجه داشته باشید؛ "معاونتکم لاخوانکم المومنین علی دنیاهم " .

📚 منبع : عیون اخبارالرضا شیخ صدوق ؛ج ۲ ص۱۶۸ 🆔http://t.me/soroushmarefat

دو خطری که حاکمیت یکدست را تهدید می‌کند - هادی سروش

 

تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۵:۳۶

معارف » اندیشه

دو خطری که حاکمیت یکدست را تهدید می‌کند

دو خطر حاکمیت یکدست را تهدید می‌کند؛ نخست فساد و رانت است که به علت داشتن ثروت و قدرت و نیز نبودِ نظارت رخ می‌دهد و دومی فساد اخلاقی است که به دلیل اختلاف درون‌جناحی و منیت‌ها شکل می‌گیرد.

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد حوزه علمیه و پژوهشگر دینی، در یادداشتی به مسئله «حاکمیت یکدست و مواجهه با رنگ‌های گوناگون» پرداخته که در ادامه متن آن را می‌خوانید؛

پس از كشته شدن عثمان، مردم به سوی حضرت امیر(ع) هجوم آوردند و از ایشان درخواست قبول مسئولیت و بيعت با ایشان نمودند. امام علی(ع) براساس نقل نهج‌البلاغه در خطبه ۹۲، در این برهه حساس تاریخ اسلام به صورت رمزگونه به واقعیت‌های مهمی که در جامعه اسلامی مطرح بود اشاره نمودند و فرمودند: از من دست بداريد و فرد ديگرى را برای این مسئولیت بطلبيد، چراكه مواجه با كارى هستیم كه چهره‌ها و رنگ‌هاى گوناگون دارد. نه دل‌ها را در برابر آن طاقت شكيبايى است و نه عقل‌ها را تاب تحمل. سراسر آفاق را ابرى سياه فرو پوشيده و راه‌هاى روشن ناشناخته مانده است؛ دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي، فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ، وَ إِنَّ الْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ».

با الهام از این بیان کوتاه و کاربردی، چالش‌هایی که می‌تواند مورد نظر حضرت امیرالمومنین(ع) باشد از این قرار است:

۱- مردمان شاهد بودند گذشته نه‌چندان دور، عده‌ای معدود ولی تاثیرگذار، اجازه ورود برخی نام‌آشنایان را به ساختار قدرت ندادند. درست چیزی که باعث بیست‌وپنج سال ممنوعیت امام(ع) از ساحت خلافت ظاهری شد.

۲- شرایط جامعه به گونه‌ای رقم خورده که طاقت مردمان طاق شده؛ چراکه آرزوهای آنان که وابسته به معیشت‌شان بوده، نقش بر آب شده است. در این بحران، نه دل به کسی می‌دهند و نه فکر و اندیشه تحمل خواهند داشت.

۳- از آن رهگذر که مشکلات جامعه، مشکلات ساختاری است و چون ابر سیاه بر سر جامعه سقف زده، چه‌بسا با تغییر افراد، سودی نصیب شهروندان نمی‌شود.

۴- رانت‌خواران و آنان که به قول حضرت امیر(ع) تا توانسته‌اند از پستان قدرت دوشیده‌اند، برای بیعت جمع شده‌اند و به تعبیر دیگر، در خطبه ۲۱۰، منافقان پنهان زمان رسول‌الله(ص)، آشکار می‌شوند.

۵- تاثیرگذارانی که روی تغییر مدیریت جامعه موثر بوده‌اند، با غرور مستانه‌ای مترصد تقسیم غنائم و گرفتن پُست و مقام می‌شوند.

۶- به راه‌های روشن برای موفقیت عمومی بی‌توجهی می‌شود.

در چنین شرایطی، دو بحران، حاکمیت یکدست را تهدید می‌کند:

اولی فساد و رانت است که به علتِ بودِ ثروت و قدرت و نیز نبودِ نظارت رخ می‌دهد و دومی فساد اخلاقی است که به دلیل اختلاف درون‌جناحی و منیت‌ها شکل می‌گیرد. آتش این دو بحران سیاسی - اخلاقی، وقتی با عدم حمایت بیش از نیمی از شهروندان همراه باشد، بسیار شعله‌ور و مخاطره‌آمیز است.

بر دلسوزان حاکمیت و دولت است که از همه سلیقه‌ها در مدیریت‌ها بهره بگیرد‌ و معیشتِ راحت را بر مردم هموار کند و با خدمتی متفاوت و اخلاقی برتر، شهروندانی که همراهش نیستند را همراه کند. اینها نمونه‌ای از علاج واقعه پیش از وقوع است.

شیخ اجل چه زیبا فرمود: علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد/ دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست/ به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز/ وگرنه سیل چو بگرفت سد نشاید بست.

انتهای پیام

🔰این روزها نهج البلاغه بخوانیم.. ( ۶ )   🔴حاکمیت یک دست و مواجه بارنگهای گوناگون!   ✍#هادی_سروش

🔰این روزها نهج البلاغه بخوانیم.. ( ۶ )

🔴حاکمیت یک دست و مواجه بارنگهای گوناگون!

✍#هادی_سروش

♈️پس از كشته شدن عثمان مردم به سوی حضرت امیر (ع) هجوم آوردند و از ایشان در خواست قبول مسئولیت و بيعت با ایشان نمودند .

♈️امام علی (ع) بر اساس نقل نهج البلاغه در خطبه ۹۲ ؛ در این برهه حساس تاریخ اسلام به صورت رمزگونه به واقعیت های مهمی که در جامعه اسلامی مطرح بود اشاره نمودند و فرمودند : "از من دست بداريد و فرد ديگرى را برای این مسئولیت بطلبيد، چرا كه مواجه با كارى هستیم كه چهره ها و رنگهاى گوناگون دارد. نه دلها را در برابر آن طاقت شكيبايى است و نه عقلها را تاب تحمل. سراسر آفاق را ابرى سياه فرو پوشيده و راههاى روشن ناشناخته مانده.." "دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي، فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ، وَ إِنَّ الْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ..."

 

🔻با الهام از این بیان کوتاه و کاربردی ، چالش هایی که میتواند مورد نظر حضرت امیرالمومنین (ع) باشد از این قرار است ؛

🔸۱) مردمان شاهد بودند گذشته نه چندان دور ، عده ای معدود ولی تاثیرگذار ، اجازه ورود برخی نام آشنایان را به ساختار قدرت ندادند! درست چیزی که باعث بیست وپنج سال ممنوعیت امام (ع) از ساحت خلافت ظاهری شد !

🔸۲) شرائط جامعه بگونه ای رقم خورده که طاقت مردمان طاق شده چرا که آرزوهای آنان که وابسته به معیشت شان بوده ، نقش بر آب شده ! در این بحران نه "دل" به کسی میدهند و نه "فکر و اندیشه" تحمل خواهندداشت!

🔸۳) از آن رهگذر که مشکلات جامعه ، مشکلات ساختاری است و چون ابر سیاه بر سر جامعه "سقف" زده ، چه بسا با تغییر افراد سودی نصیب شهروندان نمی شود!

🔸۴) رانت خواران و آنان که به قول حضرت امیر (ع) تا توانسته اند از پستان قدرت دوشیده اند ، برای بیعت جمع شده اند ! و به تعبیر دیگر حضرت در خطبه ۲۱۰ منافقان پنهان زمان رسول الله ، آشکار میشوند!

🔸۵) تاثیرگذارانی که روی تغییر مدیریت جامعه موثر بوده اند با غرور مستانه ای مترصد تقسیم غنائم ، و گرفتن پُست و مقام میشوند!

🔸۶ ) به راههای روشن برای موفقیت عمومی بی توجهی میشود!

♈️در چنین شرائطی دو بحران "حاکمیت یکدست" راتحدید میکند: اولی ؛ "فساد و رانت" است که به علتِ "بودِثروت وقدرت" و نیز "نبودِ نظارت" رخ میدهد! دومی ؛ "فساداخلاقی" است که به دلیل اختلاف درون جناحی و منمیت ها شکل میگیرد! آتش این دو بحران سیاسی-اخلاقی ، وقتی با عدم حمایت بیش از نیمی از شهروندان همراه باشد ، بسیار شعله ور و مخاطره آمیز است.

♈️بر دلسوزان حاکمیت و دولت است ؛ از همه سلیقه ها در مدیریت ها بهره بگیرد‌، و معیشتِ راحت را بر مردم هموار کند ، و با خدمتی متفاوت و اخلاقی برتر ؛ شهروندانی که همراهش نیستند را همراه کند . اینها نمونه ای از علاج واقعه پیش از وقوع است.

چه زیبا"شیخ اجل"فرمود:

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست 🆔http://t.me/soroushmarefat

#هادی_سروش  ♦️پیامبر رحمت (ص) فرمود : اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواه

✍#هادی_سروش

♦️پیامبر رحمت (ص) فرمود : اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد. «لوکان العلم منوطا بالثریا لتناولته رجال من فارس.»   📚قرب الإسناد/۱۰۹

🔴میوه علم و دانش ؛ تفکر و هوش است.

♈️مردم ایران از هوش بالائی بهرمندند. پس ؛ حضور و یا غیبت ، قبول و یا نکول ، تایید و یا ردّ ، و خلاصه هر چه از آنان در صحنه های مختلف پدیدار شود ، قابل "دقت" است.

♈️عدم حضور آنان ، همانطوری معنا دارد که حضورشان معنا دارد.

♈️معیار "من وشما" نیستیم که اگر برخلاف ما بودند آنان را رمی به "اشتباه" کنیم و ناخن در صورتشان کشیم ! حُکم به همراه بودن دیگران با "من" ، یعنی ؛ تحمیل تفکر وسلیقه من ، از زشت ترین جلوه های "خودخواهی" است.

♈️رحمت بر روح خمینی کبیر که مردم را "باور" داشت و از او یک مورد هم نشنیدیم که جمله ای در راستای "تحقیر مردم" داشته باشد ، و بلکه او "نظر مردم را میزان میدانست." 🆔http://t.me/soroushmarefat

#هادی_سروش  🔻حدیث : پیامبر رحمت(ص)فرمود: "هرگز هیچ یک از مسلمانان را کوچک مشمار؛

✍#هادی_سروش

🔻حدیث : پیامبر رحمت(ص)فرمود: "هرگز هیچ یک از مسلمانان را کوچک مشمار؛ زیرا کوچک آنان نیز، در نزد خداوند، بزرگ است." "لا تُحَقِّرَنَّ أحَدا مِنَ المُسلِمینَ، فَإِنَّ صَغیرَهُم عِندَ اللّهِ کبیرٌ."

📚تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۳۱

 

♈️ اگر "تحقیر" یک فردِ حقیر چنین است ، تحقیر یک "جامعه" و یا یک "ملت" چگونه است؟! 🆔http://t.me/soroushmarefat

🔰این روزها؛ "نهج البلاغه" بخوانیم(۴)    🔴 زمانه کینه توزی و استبداد !   ✍#هادی_سروش

🔰این روزها؛ "نهج البلاغه" بخوانیم(۴)  

🔴 زمانه کینه توزی و استبداد !

✍#هادی_سروش

🔸گاهی "زمانه و روزگار" از مدار صدق وصفا خارج میشود و سرناسازگاری میگذارد. اینجاست که خواه در مسائل فردی و یا مسائل اجتماعی ، ما آدمیان دلخوش نبوده و با ناامیدی و فشار روزگار را میگذرانیم! چه باید کردوچگونه میتوانیم برظلم "زمانه" فائق آمده و کام زندگی را شیرین و گوارا کنیم؟

🔸در این راستا خطبه ۳۲ نهج البلاغه خواندنی است که بخشی از مفاد آن خطبه نورانی در ضمن مطالب ذیل تقدیم میکنم ؛

♈️مطلب اول؛ باید باور کنیم که زمانه گاهی واقعا با آدمی سر ناسازگاری دارد تا در پی علاج آن برآییم. و روشن است مقصود از "زمانه" پاره ای از مردمان هستند ، در این موارد ذکر ظرف و اراده مظروف شده. در نهج البلاغه فرمود : «اي مردم، ما در روزگاری کینه توز و زمانی پر از کفران و نامردی قرار گرفته‌ايم. ؛ ايُّهَا النَّاسُ، إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ كَنُودٍ‌ »

♈️مطلب دوم ؛ نشانه زمانه های کینه توز و انحرافی و یا استبدادی طبق ترسیم واقع گرایانه نهج البلاعه دارای دو خصوصیت است :

📌۱) روزگار کینه و دشمنی، روزگاريست كه انسان های درست و شریف با انگ زنی از سوی چهره های قدرت ، به یک سِری آدمهای منفی و تبهکار به جامعه معرفی میشوند و خود و خانواده شان از هستی ساقط میشوند! و امروزه این چالش بزرگ اخلاقی در وادی "سیاست" با انواع شنود و گزارش و سند سازی برای منفی و مردودشمردن انسانهای شریف بصورت نهادینه شده در آمده و انجام میشود! امام علی(ع) این معنا را دراین جمله قرارداد: «يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً»

📌۲) خصوصیت دیگر زمانه ی کینه، در افزایش ظلم و استبداد ستمگران است. آنجایی که ظالمان، لباس خیرخواهان پوشیده و با استفاده رانت های قضائی و قانونی و بوجه ای ؛ ظلم و تعدی به حقوق فرد و یا ملت را به مرحله ای می رسانند که امام علی (ع) از آن به "طغیان" نام میبرد ؛ «و يَزْدَادُ الظَّالِمُ فِيهِ عُتُوّاً »

♈️مطلب سوم‌ ؛ راه چیست ؟ چه باید کرد ؟

🔸بر اساس خطبه ۳۲نهج البلاغه ؛ باید اقتضائات زمان را شناخت و حق آن را ادا کرد که در واقع ادای "حق الناس" است . "زمان شناسی" یعنی؛ دریافت درست از دنیای پیرامون و بایدهای آن ، و این مهم با دگم اندیشی و جزم انگاری قابل جمع نیست.

🔸افلاطون میگوید: مردم هر زمانى مى پندارند كه روزگار آنها آخر الزمان باشد، زمان خود را از روزگاران پيشين زشت تر و كم اهميت تر مى دانند. در صورتى كه نمى انديشند تا حق زمان گذشته و حال را بخوبى ادا كنند.

🔸امام علی (ع) برای دستیابی و شناخت اقتضائات زمانه دو رکن مهم را معرفی میکند ؛

📌اول ؛ حفظ تجارب گذشته و احترام به دانش و مهارت هایی که مرتبط با آن است.

📌دوم؛ بازگشت به دانایان و پرسش و کاوشگری‌. امام (ع)درمقام تبیین این رکن با زبان توبیخ! چنین فرمود: «از آنچه كه ميدانيم و تجربه کرده ایم سودی نميبريم ! درباره آنچه كه نميدانيم سئوال نميكنيم ! لانَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا و لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا. » استادشهیدمطهری ؛ غرض امام علی از این جملات ، مغتنم دانستنِ تجربه های گذشته است که میتواند آینده را رقم زند."

🔸ابن میثم بحرانی در شرح نهج البلاغه گوید : "باید در مورد اتفاقات و حوادث زمان به علل و اسباب آن بدقت نگريسته شود، و بررسى كامل در جريان امور زمان از قبيل نيرومنديها، ضعف، سستيها، امن و ترسها انجام گيرد."

🔸امروز دنیا و هر جامعه ای که مرتبط با دنیاست ، دارای پیچیدگی هایی خاصی است که قطعا توجه به آن و دریافت همه ابعاد آن از توان فکری و مدیریتی یک شخص و حتی یک سلیقه سیاسی و اجتماعی بیرون است. امروز دنیای علم و دانش ، راهکارهای مهمی چون نظارت برقدرت، وجود رسانه هاواحزاب و آزادی آنان راپیش بینی کرده تابتوانند ازسختی ها وچالشهای زمانه عبور کنند.

♈️مطلب چهارم ؛ نباید از خطرادامه کینه توزی وانحراف واستبداد زمانه غافل شد!

🔸مخالفت و محدویت و دگم اندیشی دربرابرپایگاه های بزرگ تبادل اندیشه ونظرونقد، نادیده گرفتن راهکار نهج البلاغه است و خروجی آن؛زمینه سقوط و یا براندازی نظام های سیاسی اجتماعی خواهدبود. این صریح نهج البلاغه است که اگر همه روزنه های دانش و آگاهی و تجربه در جامعه ای بسته شود؛ « یکباره ضربه مهلکی به برسرملت فرودخواهد آمد!ولَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا.» شگفت آورست که عاملان کینه توزی و استبدادزمانه؛ ازاین همه ضربات، ذره ای بخود نمی آیند!

🔸تریدی نیست که عاملان کینه توزیِ زمانه؛ با ظاهری حق گرا، قانونمدار و فسادگریزجلوه گری میکنند! علامه جعفری درشرح خطبه ذکر شده چنین مینویسد؛ "به هردستی نبايد دست داد ، چگونه ميتوان فريب ظاهر انسانهائی را نخورد كه قيافه‌ ی خود را با صلح و صفا آراسته ودرونشان جايگاه درندگان وگزندگان بی امان ومهلك ميباشد؟! 🆔http://t.me/soroushmarefat

🔰 "یکسال ابرِ غم و باران!"   ✍#هادی_سروش

. 🔰 "یکسال ابرِ غم و باران!"

✍#هادی_سروش

 

♈️به نامِ نامیِ آرامِ دلها

🖤یک سال در غمِ همسرفداکار و مادری جوان گذشت !

🖤به قول صاحب "لبِ خال": ما را رها کنید دراین رنج بی حساب با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب

🖤فقط میتوانم در محضر خدایم بگویم‌: "وی" ؛ قهرمان زندگی من بود و من با او زندگی را می چشیدم . اما زندگی بعد از او ، بماند و گفتن ندارد ! چرا که قرآن یادم داده : قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (یوسف /۸۶) یعقوب گفت: "من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مى‌برم، و از عنايت‌ خدا چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد."

🖤فقط بگویم ؛ اگر تداعی روزانه ام از جریان پرغم و خونینِ از دست دادن فاطمه (س) و تنها شدن علی (ع) و سپرده شدنِ آن جسم پاک و بی قرار بخاک نبود ؛ نمیتوانستم دوام آوردم ، یاد خانه علی (ع) به اشکم مسیر میداد تا هم قیمت پیدا کند و هم آرام شوم و هم روح همسر با اخلاقم را در آن اشک ها سهیم کنم .

🖤 به همسرم ؛ خدای ارحمین الراحمین سه مقام داد که با حرف "عین" شروع میشود: عرفان ، عفت ، عشق .

🔻اجازه دهید بگویم آن سفر کرده در این سه مورد که من اسمش را گذاشته ام ؛ "سه عین" چگونه بود ، باشد که برای زنان پرقیمتِ جوان ، و دخترانِ ارزشمندمان شنیدنی باشد ..

🔻او پل ارتباطی اش باخدا"عرفان"بود. و با خلق خدا "عفت" بود. و با من و زندگیش "عشق" بود.

🔹عین اول ؛ عرفان عرفان یعنی ؛ ارتباط خالصانه با خدا و درنظر داشتن او در همه ی حالات و رعایت احکام خدا و نیز حال و مناجات و .. او ؛ درنماز اول وتحمل سختی های زندگی طلبگی شوهرش،خدارادرنظرداشت و چنان درنهان خود با اهل بیت (ع) سَر وسِری داشت که به مجرد شنیدن نام آنان به پهنای صورت غرق اشک بود.

🔹عین دوم ؛ عفت او نه فقط با نامحرم‌، کلام و رفتار عفیفانه داشت بلکه با پدر و مادر و فرزندو اقوام شوهر و دوستان ؛ زبانی نرم و مودب داشت. برای کسی که از نظر سیاسی یا رعایت شئون متفاوت بود ، "زبان نیش" و یا "نگاه معنادار" نداشت. واین عفت؛ باعث نشد تا در میان خانم ها و بانوان،گوشه گیر باشد بلکه در جمع شان شمعِ شادی و نشاط بود.

🔹عین سوم ؛ عشق اودرشوهرداری وزندگی نمونه بود. از من چیزی نخواست وهرچیزی که درزندگی ام اضافه کردبه پیشنهادخودِ من بود چراکه او فاقد روحیه مدل گرائی و بازارگردی بود. زندگیش ؛ یک زندگی متفاوت بود ؛ شبها فضای منزل را آرام نگه میداشت تا شوهرش بتواند به کار درسی و علمی اش برسد. تمام امور تحصیلی دوفرزندش را خودش مدیریت کرد. و از سوی دیگر بخشی از ایام سال را به جهت سفرهای تبلیغیِ من در قم تنها بود ، و نیز شبهایی که برای همراه بودنِ با مادرم در دوران تنهایی و بیماری ایشان که می آمدم تهران ، "عشق" را معنا کرد. تازه ؛ مواقعی هم که در سفرهای تبلیغی همراهم بود ، مشکلات آن مناطق مانند نبود آب و امکانات، با وجود کودک شیرخوار را به جان میخرید و پناهم بود . اجازه دهید اشاره کنم در ماه رمضانی که در قم تنها بود ، کسالت پیدا کرد و فرزند متولد نشده اش از دست داد و ذخیره آخرتش گشت اما هیچ گاه از من و مسئولیت دینی من گلایه ای نداشت!

🖤من سال گذشته در جمع میهمانان تشییع کننده ، خدا را به شهادت گرفتم که از او راضیِ راضی هستم و امیدوارم او هم از من راضی باشد.

🖤من او را در سال ۱۳۶۹ در توسل به امام خمینی و دعای ایشان به دست آوردم و طبق تعهدم با آن روح خدا ، هربار که به زیارتش مشرف می شدم سوره "حشر" هدیه اش میکردم. و از خدا میخواهم رخصتِ دیدار به روح عزیز ما با محبوبش یعنی خمینی عزیز کرامت فرماید .

🖤خدا را تا ابد شکرگذارم از وجود آن همسر و از تربیت شایسته ای که او نسبت به دو فرزندش داشت . https://www.instagram.com/p/CQCXJd4hf4d/?utm_medium=share_sheet

🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۷)   🔴 موضوع : خود کشی  ✍#هادی_سروش

🖤به بهانه نزدیک شدن به سالگرد آسمانی شدن همسر با اخلاقم

🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۷)

🔴 موضوع : خود کشی

✍#هادی_سروش

✅ گفته شده ؛ "خودکشی براساس آمارهای بین‌المللی یکی از ده علت اصلی مرگ در بیشتر کشورهای دنیا است."

✅محکم ترین دلیل زشتی خودکشی ؛ "وجدان" است.

 

🔻خودکشی در قرآن و حدیث

در این زمینه؛شواهدکم نداریم‌؛ آیه ۲۹نساء میفرماید : «... وَ لَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَکمْ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ بِکمْ رَحِیمًا؛ و خودتان را مکشید، زیرا خدا همواره با شما مهربان است» تفسیر مجمع البیان ؛ مقصود از آیه را "دگر کشی" دانسته ، ولی محقق اردبیلی در کتاب زبده الیان ؛ به "خودخودکشی" معنا نموده. والبته حق با علامه طباطبائی در "المیزان" است که آیه ؛ هم دگر کشی میشود و هم شامل خودکشی است.

امام باقر(ع)فرمود: مؤمن به هربلائی گرفتار می‌شود وبه هر نوع مرگ ومیری ازدنیا می‌رود اما هیچ وقت دست به خودکشی نمی‌زند. = إن المومن یبتلی بکل بلیه وَ یموت بکل میتة الا انه لایقتل نفسه. (کافی، ج ٣، ص ١١٢)

بر اساس دیدگاه اسلام  ؛  خودکشی مانند کشتن هر انسان دیگر گناه کبیره و نتیجه‌اش عذاب مُخلّد است! چراکه مجاز نیست فرصت زندگی را از دست بدهد ، بلکه باید در عین استفاده از این فرصت ، منتظر انقضاء آن  وقت و آن فرصت به قضا و قدر الهی باشد.

 

🔻خودکشی در ادیان

 

✅علامه طباطبایی در "المیزان"، مینویسد؛ خودکشی را بر اساس آموزه های تمام ادیان الهی ناروا و حرام است. این مذمومیت ؛ تا دفن افرادی که خودکشی کردند را گرفته و یهود مرسوم است دفن خودکشی کنندگان در قبرستان یهودیان ممنوع است. و یا در کتاب مقدس مسیحیت است؛ بعد از تقبیح خودکشی کنندگان،خودکشی رادرحکم قتل دانسته و ازدفن طبق مراسم رسمی مذهبی محروم هستند.

 

🔻عوامل خودکشی

✅ در زمینه علت خودکشی میتوان گفت ؛ علت خودکشی متمرکز در نقطه خاصی نیست . علت برای برخی ؛ زشت دیدن زندگی است. و برای برخی ؛ درون‌گرایی و یا اختلالات روانی است. و یا خودکشی ریشه در جهت مسائل آبرویی داشته است. و خلاصه عوامل خانوادگی، و یا آسیب‌های اجتماعی در خودکشی یک فرد میتواند دخالت جدی داشته باشد همانطوریکه نمیتوان نقش "دولت ها" را در این ناهنجاری منکر شد! اماوجه مشترک تمام این علل میتواند؛ ضعف اعتقادات دینی ومذهبی دانسته شود.

 

🔻خودکشی مُرفهان و اندیشمندان!

✅ خودکشی اختصاصی به قشر آسیب پذیر جامعه و توده کم سواد جامعه ندارد. استاد شهیدمطهری بر این باور است ؛ "خودکشی در میان روشنفکران هست در میان سوییس که ما مرفه میدانیم خودکشی دیده میشود.اینکه خودکشی در طبقات مرفّه زیادتر است یکی از این است که معمولا بی‏ایمانی در طبقه مرفّه بیشتر است، و دیگر از این است که طبقه مرفّه، لذّت حیات و ارزش زندگی را درک نمی‌کنند؛ زیبایی عالم را احساس نمی‌کنند؛ معنی حیات و زندگی را نمی‌فهمند. لذت و رفاه بیش از اندازه، انسان را بی حس کرده و به صورت یک موجود کرخ و ابله در می‌آورد. چنین انسانی بر سر موضوعات کوچکی خودکشی می‌کند." (عدل الهی/۱۶۲)

✅ علت خودکشی چنین افرادی که از نظر ظاهری صاحب مدرک علمی هستند و یا از نظر امکانات مادی کمبودی ندارند چیست ؟ واقعاً چگونه یک جوان غوطه وردر ناز و نعمت ، در مواجه با یک مسئله کوچک ، خودکشی می‌کند؟ آری سوال زیبایی است ؛ حق مطلب این است که این افراد شاخص و یا این جوان ؛ از یک گوهر و بلکه نیروی بزرگی بنام "اتکاء" به معنویت محروم بوده است! شهیدمطهری به پیروی از فیلسوفانی نظیر صدرالمتالهین ؛ برای نفسِ آدمی یک "نیروی مقدسی" قائل است که میتواند در برابر سختی های خرد و کلان آسوده شود. (آزادی معنوی/۱۱۶)

✅ فقط علت خودکشی روی حوادث و کم آوردن آدمی در برابر آنها نیست . چرا که درجهان فیلسوفانی بوده‌اندکه معروف به «فیلسوفان بدبین» بوده و سرانجام خودکشی کرده اند! این روش غلط در برخی نویسندگان غربی رسوخ کرده و طلایه دار تئوری پردازی برای خودکشی شدند! اندیشمندان اسلامی ما "صادق هدایت" را یکی از پیروان آنان دانسته که بسبب تحت تأثیر این فکر بودنش دست به خودکشی زد و قبل از خودکشی هم به پیروری از آن نویسندگان با افتخار میگوید؛ به مرحله ای از بلوغ فکری رسیده ام که راهی جز خودکشی ندارم! و منحرف از این عده ای کسانی هستند که بزرگ‌ترین خدمت به بشریت را در این میدانند که ریشه بشر از روی زمین برداشته شود ! آیت الله مطهری با عصبانیت؛ این طرز تفکر را ابلهانه معرفی نموده. (آشنایی با قرآن، ج۲ص۱۰۵)

 

🔻به خود بازگردیم

✅ بیاییم کمی معقول فکر کنیم ؛ آیا با خودکشی میتوان روح که مرکز فهم و دریافت خوبی و بدی ها و یا آرامش و سختی هاست را از بین برد؟ آیا اطمینان داریم این مشکل دنیا ؛ از حوادث گرفته تا مسائل آبرویی و .. در جهان بعدی وجود ندارد؟ ازسوی دیگر ؛ با آن عذابی که خدا برای کسانی که خودکشی کرده اند ، چگونه میتوانند کنار آیند؟ پس؛ بایدپذیرفت؛ خودکشی به معنای تباهی ابدی است . وباید پذیرفت؛ خودکشی ازدست دادن فرصت های بعدی است که ممکن تمام زندگی دنیاوابدیت آدمی را بشکل متفاوتی درآورد. و بایدپذیرفت که باخودکشی فرصت انجام تکلیف وایفاء نقش درهر مسؤولیت برزگی ازدست میرود.

🆔http://t.me/soroushmarefat

  🔴 " این حرف ها " به شما نمی آید !  ✍#هادی_سروش

🔰این روزها؛ "نهج البلاغه" بخوانیم(۳)

🔴 " این حرف ها " به شما نمی آید !

✍#هادی_سروش

 

  به نام خدا

🔷️معروف است اگر کسی ادعایی کند که فراتر از حد توانش باشد درباره او میگویند : "بزرگتر از دهانش حرف میزند!" ، و یا اگر سخنی که میگوید با سراسر زندگی و سرتا پای شخصیتش هم خوانی ندارد ، به او میگویند : "به شما نیامده که چنین بگویی!"

🔻امام علی (ع) درپاسخ به نامه معاویه که در آن ادعای حق طلبی و دفاع از دین و مردم مینمود ، نوشت : 《ای معاویه! تو را نمی آید برای مردم ادعای حق خواهی کنی ، خوب و بدشان را معرفی کنی ! و سیاست و مدیریت را نشان شان دهی! ؛ - و ما أنت و الفاضل و المفضول، و السائس و المسوس؟! 》(نهج البلاغه نامه ۲۸)

📌علامه جعفری (ره) در شرح این عبارت مینویسد: "معاویه برو به دنبال خودکامگی و خودمحوری ها و سلطه جویی ها و فرصت طلبی ها و حیله گری ها و مکایدهای خود...آن حرف ها با تو نسبتی ندارد!"

🔶️این جمله امام علی (ع) ابدی است. گرچه "مقصد" نامه امام (ع) ؛ معاویه است ، اما  "مقصود" آن ؛ همیشگی و در همه جا و همه اعصار قابل تمسک است . غرض از "مقصود" ؛ آن فرهنگ استواری است که میتوانیم از نهج البلاغه استفاده کرده به عنوان یک "اصل" استفاده کنیم و بدون خدای نخواسته "مشابه سازی" در تاریخ داشته باشیم.

❌طبق این توضیح ؛ هر شخص معلوم الحالی که دارای چنان زندگی مرفه ای است که فرزند یا نوه اش باید آن ور آب بدنیا آید ؛ حرف از "پایین شهر" زدن ، به دهانش نمی آید! همانطوریکه کسی که دارای مدرک قلابی و رانتی است! نمیتواند درباره دانش و سواد دیگری اظهار فضل نماید. ونیز فردی که یا دست در بیت المال دارد! نمیتواند ادعای مبارزه با فساد کند. ویا کسی که افکار عمومی دررابطه او و مسئولیت های مهم گذشته او سوال پشت سوال کرده و جواب نگرفته ! حق ندارد از عدم پاسخگویی رقیب سخنی داشته باشد. و یا آنکه حالش حکایت از قدرت طلبی و توسعه منمیت دارد ! نمیتواند درس اخلاق با ادبیات حق بجانب دهد که این مسئولیت را من بالاجبار پذیرفتم.

🔷️امیدوارم بگونه ای زندگی نکنیم که اگر حرفی زدیم ؛ افکار عمومی به ما بگوید : "این حرف ها  به شما نمی آید!"

 

🆔http://t.me/soroushmarefat

تسلیت بمناسبت رحلت حضرت آقای محتشمی

 

باسمه تعالی

«فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ»

خواستم چیزی ننویسم اما امواجِ تلاطم دریای درونی که با نام "خمینی" از آرامش فاصله میگیرد ، قلم را به حرکت در آورد تا بنویسم ؛

 "محتشمی" آن یار بی ادعای "خمینی کبیر" از این خانه غرور به سرای سُرور پر کشید .

او برای اهدافی که از مقتدایش آموخته بود به پیروی از سقای کربلا ، دست خود را تقدیم کرده بود.

او در دفاع از حقوق انسان و انسانیت مجاهد بود ، خواه آن انسان در لبنان و فلسطین باشد و یا در ایران باشد .

او در سه دهه از عمرش در عرصه ای متفاوت "مجاهد فریادگر" بود اما در این دهه اخیر از عمرش در کنار حرم جدش امیرالمومنین (ع) مجاهدی بود که فریاد بلندش "سکوت فعالانه" بود .

رضوان الله علیه و حشره الله مع مولاه امیرالمومنین (ع) و ابنائه الطاهرین.

هادی سروش

 

الزامات اخلاقیِ شاگردان مکتب امام صادق   ✍#هادی_سروش

🔰 الزامات اخلاقیِ شاگردان مکتب امام صادق

 ✍#هادی_سروش

 

به نام خدا

 

✅در طول سالهای متمادی، حوزه علمیه به مکتب امام صادق (ع) شناخته شده و محصلین آن که اعم از طلاب و فضلاء و اساتید و مراجع باشند را به "شاگردان مکتب امام صادق" معرفی شده است.

✅آیا امروز؛ افکار عمومی و نگاه متدینین، این ادعاپرطمطراق درمورد روحانیت قابل قبول میدانند؟ داوری نمیکنم ، فقط اجازه دهید یک زوایه ی از این مدرسه که بُعد آموزه های اخلاقی است مورد بررسی قرار داده و داوری را به شما بسپارم .

 

 

🔴 تربیت نفوس اخلاقی گفتارو بیان هزاران حدیث اخلاقی با عالی ترین محتوا و مودبانه ترین شکل ره آور مکتب امام صادق (ع) است. فقط کافی است شما به روایات باب الایمان والکفر از کتاب اصول کافی مراجعه نمایید تا اذعان نمایید که در این وادی آن حضرت (ع) چه توفیقاتی داشته است.

📌الان وضع "مکتب امام صادق" چگونه است ؟ دانش آموختگان آن مدرسه ، در چه سطحی از انتقال معارف اخلاقی توانسته اند موفق باشند؟ چه مقدار از محتوای سخنان آنان منطبق بر اخلاق اصیل قرآنی و اهل بیتی قرار دارد ؟ سخنرانی ها که ما در فضای مجازی و اجتماعی از خطباء میبینیم چقدر از موهومات و خوابهای بی ربط و یا من درآوردی تغذیه میشود؟ آیا منطبق با معلم این مکتب ، یعنی امام صادق (ع) هستیم ؟

 

🔴 حالاتِ صادقانه اخلاقی آن حضرت در زندگی معنوی اش که شامل حالات روحی و ارتباط با خدا است ، در نهایت وارستگی است .

مالك که پيشواىِ مالکی مذهب ها، مى‌گويد: "درزمانى که با امام صادق(ع) مرتبط بودم ، او را بیرون از سه حالت نديدم: نماز ، سكوت و يا تلاوت قرآن .در آنچه كه سودى نداشت سخن نمیگفت و او از دانشمندانی بود از خدا در بيم و هراس‌اند. قَدْ كُنْتُ أَخْتَلِفُ اِلَيْهِ زَمانا فَما كُنْتُ أَراهُ اِلاّ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا مُصَـلّيا وَ إمّا صامِتا وَ إمّا يَقْـرَءُ الْقُـرانَ وَ لايَتَكَلَّمُ فيما لايَعْـنيه..." (بحار، ج۱۷ص۳۲)

بکر ازدی گوید: " بعد ازطواف امام صادق (ع) دیدم که در سجده است .. سپس سر مبارکش را از سجده برداشت، گویا که صورتش را در آب فرو برده باشد، از شدّت اشک خیس شده بود." (قرب الاسناد/۲۸)

علامه مجلسی نقل میکند امام صادق در حال نماز بود که ناگهان از حال طبیعی رفتند،.. بعد که از ایشان پرسیدند: چه حالی به شما دست داد؟ فرمودند: "آیات قرآن را تکرار کردم، تا این که به حالتی رسیدم که گویی آن آیات را به طور مستقیم از زبان نازل کننده آیات، می شنیدم." ( بحار، ج۸۱، ص۲۴۸)

📌 به همه مقدسات قسم! گریه های دروغین در جمعه و جماعت و بازیگری های عرفانی ؛ بیگانه ترین نمایش هایی است که معارض با مکتب امام صادق است.

 

🔴زندگی ساده و اخلاقی سومین بُعد اخلاقی مکتب حضرت صادق (ع) در زمینه زهدِ صادقانه آن حضرت است که در شکل زندگی اش نمایان است. یکی ازیاران حضرت می گوید: "آن حضرت را در باغشان دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیاری می کرند و عرق از سروصورتشان می ریخت، گفتم: اجازه دهید من کار کنم. فرمودند: من کسی را دارم که این کارها را بکند، ولی دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزی حلال از گرمی آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند که من در پی روزی حلال هستم." (بحار، ج۴۷ص۵۶)

در عین حال امام صادق (ع) نه تنها تجارت مخفی نداشت وبصورت علنی کارپرداز داشت ، از هرگونه و هر شکل "پول درآوری" مبرا بود. روزی جناب مصاف که کارپردازشان بود را برای تجارت به مصر فرستاد و او با سود کلانی برگشت؛ امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده ای؟ او گفت: چون مردم نیازمند کالای ما بودند، ما هم به قیمت خوبی فروختیم! امام فرمود: سبحان الله! علیه مسلمانان هم پیمان شدید که کالای تان را چنین معامله کنید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: ای مصادف! چکاچک شمشیرها از کسب روزی حلال آسان تر است"(بحار،ج۴۷ص۵۹)

📌آیا همه مدعیان شاگردی مکتب امام صادق امروز در وهله اول خود تلاش میکنند؟! آیا در ارتباط با ثروتمندان خاص! با توجیه هزینه ی دفتر و دستک و حتی مدرسه علمیه و مسجد ، و نیز ساخت و ساز در ییلاق و قشلاق ! پول های عجیب به جیب نمیزنند ؟!

 

🔴 اقدامات اخلاقی یکی نقاط برجسته امام صادق (ع) که انتظار است در مکتب او جلوگری کند ؛ اقدامات عملی و میدانی است.

رفتار عملی امام (ع) اینگونه گزارش شده ؛

الف) برای رفع منازعات مالی بین شیعیان ، خود اقدام مالی مینمود.

ب)برای جوان بزهکار و هنجارشکن اجتماعی تامین مالی بوجود آورد که تا راه بازگشتش به مسیر مستقیم تسهیل شود.

ج)در لحظات پایانی عمر شریفش در کنار وصیت به نماز ، امر فرمود به حسن افطس که روزی بر چهره امام خنجر کشیده بود هفتاد دینار بدهند.... 

📌آیا میتوان پذیرفت شاگرد واقعی مکتب امام صادق اهل نشستن و درس دادن و عبادت کردن باشد و از جامعه و نیازهای آن بی خبر وبی تفاوت باشد؟!

🆔http://t.me/soroushmarefat

بمناسبت سالگرد امام راحل (ره)   🔴 نفیِ ظلم و فرایند حضورِ

بمناسبت سالگرد امام راحل (ره)

 

🔰این روزها ؛ "نهج البلاغه" بخوانیم..

 

🔴 نفیِ ظلم و فرایند حضورِ متفاوتِ "مظلوم"

 

✍#هادی_سروش

 

به نام حق

 

📌مراجعه مکرر به نهج البلاغه راهگشاست خصوصا در جائیکه در صحنه های مهم فردی و یا اجتماعی بر فرد و یا اندیشه ای ظلم میشود !

 

♈️بنیانگذار جمهوری اسلامی مارابا این سخن آشنا نمود: "سیره بزرگان این بوده با طاغوت معارضه می کردند ولو زمین بخورند.. ارزش دارد انسان درمقابل ظلم بایستد و نگذارد ظلم زیاد شود."

 

✅ وظیفه ما ؛ اعلام برائت از ظلم

📌 طبق آیه ۱۸۳ آل عمران ، افرادی از بنی اسرائیل به عنوان قاتلان انبیاء معرفی شدند که دخالت درقتل آنان نداشتند، اما با این وجود مورد اعتراض قرار گرفتند. حضرت صادق(ع) این اتهام وارده به بنی اسرائیل را بدان دلیل تعریف نمودند که نسل‌های بعدشان حاضر به محکوم کردنِ قتل انبیاء نبودند و از آن اعلام برائت نجستند ؛ = وَ اللَّهِ مَا قَتَلْنَا وَ لَا شَهِدْنَا قَالَ وَ إِنَّمَا قِیلَ لَهُمُ ابْرَءُوا مِمَّنْ قَتَلَهُمْ فَأَبَوْا. (تفسیرعیاشی؛ج۱ ص ۲۰۹)

📌 بیچاره کسانی که به ظلمی رضایت دهند! رضایت ؛ خلاصه نمیشود در "رضایتِ ایجابی" که حمایت نام دارد ، بلکه "رضایت سلبی" ، یعنی سکوت و خاموشی هم میتواند عملاً رضایت به ظلم را معنا ببخشد ! در نهج البلاغه فرمود: « كسى که به عمل مردمى راضى باشد ، شریك آنها محسوب میشود و برای چنین شخصی دو گناه نوشته می شود ؛ یكى گناه آن عمل و دیگرى رضایت به آن . = الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ، وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ، إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَى بِه.» [حکمت ۱۵۴]

📌وظیفه "نبودن" با ظلم است و این وظیفه ؛ عمومیت نسبت به همه ی اقشار جامعه دارد. اما بر اساس آموزه نهج البلاغه این وظیفه بیشتر بر عُهده اندیشمندان حوزه و دانشگاه ونیز نخبگان حوزه های آموزشی ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی و دیپلماسی است . امام علی (ع) به صراحت فرمود : «خداوند از اندیشمندان هر امتی پیمان گرفته که در برابر خوی سیرناپذیریِ ظالم و نیاز وگرسنگیِ مظلوم سکوت نکنند ، = مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أن لا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ .»[خطبه/۳]

📌مهم ؛ "بودنِ با مظلوم" است . "بودن" یک عنصر سیاسی واجتماعی شناوری است که در هر برهه ای به شکلی خود را نمایان میکند . مَخلص کلام؛ "بودنِ بامظلوم" ، هر شکلی از بودن است که نتیجه آن "ناکامی ظلم" است. حضرت امام علی (ع) در وصيّت به فرزندانش تأكيد كرد:  «دشمن ظالم و كمك كار مظلوم باشيد = كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.»[نهج نامه۴۷]

 

✅ وظیفه مظلوم‌ ؛ حضور متفاوت و معنادار حضور متفاوت و معنا دار ، به دو شکل خود را نشان میدهد ؛ حضورِ امیدوارانه و یا سکوت فعالانه .

📌درس نهج البلاغه در باب وظیفه مظلوم ؛ استقامت و حفظ میدان است.

📌امیرالمومنین(ع) نوشت : « هرگز نبايد ظلم دیگری بر تو بر تو گران آيد؛ زيرا او در واقع سعى در زيان خود و سود تو دارد ، در واقع او بار خود را سنگين مى كند ولی پاداش تو افزون میشود ؛ = وَ لَا يَكْبُرَنَّ عَلَيْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَك، فَإِنَّهُ إِنَّمَا يَسْعَى فِي مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِك‏َ». [نهج البلاغه نامه ۳۱] در حقیقت ؛ ظالم بار ظلم را به گردن گرفته و با سختی آن را متحمل است و درصورت بیرون رفتن مظلوم از میدان ، او را در کشیدنِ بار ظلم ، کمی آسوده میشود.

📌یأس و ناامیدی و خلاصه خالی کردن میدان ، از سوی مظلوم سزاوار و پسندیده نیست و صد البته مظلوم همه انرژی برای "بودنِ در میدان" را از من و شمایی که ناآرامِ بر ظلم هستیم ، میگیرد.

📌بله یک نکته مهم باقی ماند و آن این است که ؛ گاهی حضورِ امیدوارانه مظلوم‌ ؛ به غیبت او از صحنه "ظاهری" است . اینجاست که گفته اند : "سکوت فعالانه، نه تنها بلندترین فریاد است ، بلکه محکم ترین ضربه بر هسته مرکزی ظلم است." و اینجاست که نا آگاهانِ خاموش ؛ "صابون ظلم" را به تن شریف خود حس خواهندکرد ! اما "سکوت" ، یک استثناء است و نه قاعده .

 

✅ سرانجام سخن ؛ از ما که پیرو مکتب اهل بیت(ع) هستیم توقع اعتزال مسلکی و تفکر معتزلی سزاوار نیست . جناب ابن ابى الحديد معتزلی بر این تفکر ناصواب است که در میدان ظلم‌ ، خاموش نشستن و خالی کردن میدان ، یک قاعده ى كلى است . و شگفت آور این است که تکیه گاه این قاعده دست ساز وی ، روایتی فاقد اعتبار است ! [شرح نهج البلاغه ؛ج۱۶ص۱۱۱] ♈️https://www.instagram.com/p/CPqB-wNgLlh/?utm_medium=share_sheet 🆔http://t.me/soroushmarefat

کمین یک جریان فکری خطرناک ✍#هادی_سروش

🔰کمین یک جریان فکری خطرناک ✍#هادی_سروش

 

🔴 چهل سال پیش شهید آیت الله بهشتی (ره) در تبیین خاستگاه "جمهوری اسلامی" میگفت : "هیچ حکومتی تحت هیچ عنوانی ، حق ندارد حق آزادی انتقاد از رهبران را از مردم بگیرد .." اما امروز رسیده ایم به یک روحانی "عمار خوانده‌ای" که تئوری خطرناکِ "وقت خالص سازی انقلاب رسیده" را به عوامل اش القاء میکند !

📌شگفت آور اینجاست که ما مشابه چنین سخن پرخطری را حتی از "تئوریسین دلواپسان" هم در طول سالیان گذشته نشنیدیم!

📌 تردید نکنید که این تفکر "غیرانقلابی" در مقابل تفکر امام خمینی است که فرمود : "پشتیبانی از نظام بدان معنا نیست که همۀ افراد تابع محض یک جریان باشند."

📌آیا شما جوانی که به اصولگرایی گرایش سیاسی داری وحق هم داری که چنین گرایشی داشته باشی ، میدانی در این جریان سیاسی ، چه جریان فکری در کمین شماست؟

📌پس بیاییم هر جریان سیاسی را با پشتوانه جریان فکری اش شناسایی کنیم‌. 🆔http://t.me/soroushmarefat

🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۶)   🔷 مرگ های عجیب  ✍#هادی_سروش


🖤به بهانه نزدیک شدن به سالگرد آسمانی شدن همسر با اخلاقم


🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۶)


🔷 مرگ های عجیب

✍#هادی_سروش

 
🔶️مرگ یک مقوله "حتمی" است و خدای متعال آن را "خلق" نموده است ؛
"الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ"(ملک/۲)

🔶️ما انسانها و بلکه کل موجودات ، "مرگ" را میچشیم‌ ؛ "کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون" (عنکبوت/۵۷)
در این آیه مرگ را تشبیه کرده به چیزى که چشیدنى است.
استادبزرگوارمان در درس تفسیر می فرمودند : این چشیدن بدین معناست که وقتی انسان مرگ را به کام کشید ، او را هضم میکند و دیگر تا ابدیت چیزی به نام مرگ وجود نخواهد داشت .

🔶️ در زمینه مرگ ما با سوالات جدی و مشکلات زمین گیری مواجه ایم چرا که ورود به یک جهان ناشناخته داریم و با آن آشنا نیستیم و خوی نگرفته ایم .
البته شیخ بزرگوارم علامه حسن زاده آملی میفرمودند : طبع انسان اینطور آفریده شده که بتواند با عوالم خو بگیرد و انس پیدا کند.

🔶️آنچه باعث افزایش سوال و مشکلات درباره مرگ میشود ؛ "مرگ عجیب" است ! 
یعنی مُردن هایی شگفت آور که انسان را به حیرت در می آورد!
به عنوان نمونه ؛ برخی در شرائط غریبانه و دور از خانه و کاشانه و یارانِ همراه میمیرند ، برخی در سخت ترین حالات مانند درد ناشی از بیماری جان میدهند ، برخی در آسمان با هجوم سخت ترین ترس ها میمیرند و یا در دریا با خوفی بی مثال جان میدهند و چیزی از آنان باقی نمیماند و ...
اگرچه تمام این موارد بخصوصه در منابع دینی ما ذکر نشده ، اما میتوان جواب های اجمالی برای سوالات مان پیدا کنیم .
برخی از آن نمونه ها را متذکر میشوم‌.


🔴مرگ های سخت

سخت و یا راحت بودن مرگ یک قانون کلی نیست تا بتوانیم بر اساس آن قضاوت کنیم که فلانی که راحت مرد پس از اولیاء خدا بوده و یا بالعکس.
از این روست که در حالات برخی از اولیاء خدا و علماء ربانی داریم که بسیار سخت جان داده اند!
و مانمیدانیم آیا این سختیِ مرگ‌ به خاطر پاک شدن ایشان است ؟ یا آنان اصلا سختی جان دادن را متوجه نمیشوند؟
و از سوی دیگر خبردار میشویم فلان انسان فاسد در کمال آرامش مُرد!
دسترسی ما از چگونگی این واقعیات و اسرار آن خالی است.

البته در روایات به برخی راز و رمز ها اشاره شده مانند این حدیث ؛

🔻امام کاظم (ع)فرمود:
"راحت مردن کافر، به خاطر تسویه حسابی است که خداوند نسبت به کارهای نیک آنان انجام می‌دهد و این آخرین لذت ویا راحتی اوست و آخرین ثواب حسنه‌ای است که برای آنان بوده است .
= تُصَفِّی الْکَافِرِینَ مِنْ حَسَنَاتِهِمْ فَیَکُونُ آخِرُ لَذَّةٍ أَوْ رَاحَةٍ تَلْحَقُهُمْ هُوَ آخِرَ ثَوَابِ حَسَنَةٍ تَکُونُ لَهُم.[بحار، ج۶، ص۱۵۵] 

🔻درد و بیماری منجر به مرگ هم از اسرار نهفته است .
پیامبر(ص) می‌فرماید: براى بیمارچهار خصوصیّت وجود دارد:
۱-قلم از او برداشته میشود.
۲-خداوند به فرشتگان فرمان میدهد تا کارهاى خوب در زمان سلامتش را، در نامه اعمال او باردیگرثبت کنند.
۳-بیمارى به هر عضوى از اعضاى بدن او رسیده، گناهانى را که توسّط آن عضو انجام گرفته است محومیفرماید.
۴-اگر در این حالت بمیرد، آمرزیده از دنیا رفته است..

🔻امیرمومنان (ع) فرماید : پيامبر خدا(ص) هنگام عيادت به همراه اصحابش از عبد اللّه بن رواحه ـ فرمود : شهيد امّت من كيست؟ اصحاب عرض كردند : همان كسى نيست كه در راه خدا مى جنگد و به دشمن پشت نمى كند تا كشته شود؟ رسول خدا (ص)فرمود : در اين صورت شهداى امّت من اندكند ! شهيد كسى است كه شما گفتيد و نيز كسى كه بر اثر طاعون در گذرد و كسى كه بر اثر قولنج بميرد و كسى كه زير آوار رَوَد يا غرق شود و زنى كه بچه اش در شكم او گير كند و بميرد 
= إنَّ شُهَداءَ اُمَّتي إذا لَقليلٌ ! الشهيدُ : الذي ذَكَرتُم ، و الطَّعِينُ ، و المَبطونُ ، و صاحِبُ الهَدْمِ و الغَرِقُ ، و المَرأةُ تَموتُ جَمْعا ، قالوا : و كيفَ تَموتُ جَمعا يا رسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : يَعتَرِضُ وَلَدُها في بَطنِها.[بحار،ج۳۰ص۲۴۵]

🔻در حدیث دیگری ؛ مرگ به جهت مواجه شدن با درندگان و یا آتش و یا غرق شدن و یا کشته شدن را مرگ شهادت گونه تفسیر شده است 
= أکله السبع أو احرق بالنار أو غرق أو قتل, هو واللّه شهید[المحاسن/۱۶۱]

🔶️به باور این قلم ؛ مواردی که در دو حدیث بالا آمده است ، با دیگر موارد سختی که منجر به فوت میشود "مانع الجمع" نیست . هر سختی و شدتی که بر هر انسانی وارد میشود مثلا در هواپیما و یا کشتی در اوج ترس جان میدهد و یا در سخت ترین بیماری ها که در حدیث به بیماری طاعون اشاره شده ولی منحصر به آن نیست بلکه هر بیماری عفونی شدیدی که آدمی را از نظر درد و یا آبرو بیچاره میکند و سپس از دنیا میرود ، بدون محاسبه در محضر ارحم الراحمین نخواهد بود و حتما زمینه لطف و رحمت الهیه خواهد شد.


🔴مرگ غریبانه 

از دیگر مرگ‌های عجیب ، مرگ‌ در غربت و دوری است . همانطوریکه مرگ در حالت بیماری و زجر جسمانی بی فضیلت نیست ، مرگ در دوری از خانواده و دوستان و هم فکران هم مرگ بی اجری نیست.
🔻امام صادق (ع)فرمود:کسی که در جای دور از دنیا میرود زمینی که در آن عبادت خدا کرده ، برای او گریه میکند و اعمال او به آسمان ترفیع می یابد و فرشتگان بر او گریه میکنند . 
= ما من میّت یمُوت فى الأرض غربة تغیب عنه فیها بواکیه الاّ بکته بقاع الارض الّتى کان یعبد اللّه عزّوجلّ:علیها وبکته ابوابه وبکته ابواب السّماء التى کان یصعد فیها عمله وبکاه الملکان الموکلان به. [الفقیه ، ج۲ ص ۲۹۲]

🔻حضرت صادق(ع) فرمود:
غريب چون مرگش فراز آيد، براست و چپ خود مينگرد، و كسى را نمى‌بيند كه سرش را از زمين بردارد، در اين حال خداى عزّ و جلّ‌ ميگويد:«بكدام كس توجّه ميكنى‌؟ بكسى كه براى تو بهتر از من باشد؟ بعزّت و جلال خودم قسم كه هر آينه اگر تو را از بند بيماريت رها سازم، در مورد طاعت خويشم قرار خواهم داد، و اگر قبض روحت كنم تو را به مورد كرامت خود خواهم برد.
ان الغریب إذا حضره الموت التفت یُمنة ویسرة ولم یر احداً یرفع رأسه فیقول اللّه عزّوجلّ الى من تلتفت ؟ الى من هو خیر لک منّى ؟ ! وعزتى وجلالى ! لئن اطلقتک عن عقدتک لأصیرنّک فى طاعتى وان قبضتُک لأصیرنّک الى کرامتى.المحاسن/ح ۱۳۲۶

🔶️با استفاده از کلام وحی بدین نتیجه میرسیم ، ذره ذره حوادث و مسایل و اتفاقات این دنیا و کسی که در شرائط مرگ و انتقال به "دارالقرار" قرار دارد بی اثر نیست . یعنی وقتی کسی بالای سر محتضر است و نگاه دلسوزانه به او میکند و یا دعا میکند و یا اشک میریزد و .. جملگی در موّاج شدن رحمت الهیه دخالت دارد و اگر محتضر در حال غربت در حال جان دادن باشد و دستش از محبت و دعای همراهانش کوتاه باشد ؛ رحمت الهیه از زمین و آسمان و در و دیواری که از سوی خدای مهربان مسئولیت ناله و گریه دارند ، برایش سرازیر میشود .

🔶️ این حقایق که ناشی از حیات و حساس بودنِ  پدیده های جهان طبیعت را می رساند ، قابل انکار نیست . 
در اینجا "قرآن و عرفان و برهان" با صدای رسا و بلند این حقیقت را منکشف کرده اند که ؛ "ذره ذره این هستی ؛ زنده است."
🔻 به نص صریح قرآن ؛ تمام ذرات این عالَم از درک و شعور و تسبیح برخوردار هستند ؛ 
"إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً (اسراء/۴۴)
🔻چه اولیائی از خدا بودند مانند آخوند کاشی و حکیم الهی قمشه ای و .. که صدای موجودات را می شنیدند.
🔻 و برای اینکه این‌ معنا ، یعنی زنده بودنِ و شعور داشتن همه کائنات ؛ بیشتر به دل و اندیشه نشیند عرضه داشته باشم ، "حیات موجوادت" یک مسئله قرآنی و یا عرفانی صِرف نیست ، بلکه دارای پشتوانه عقلی و استدلالی مستحکم است که امثال فارابی و ابن سینا و خواجه نصیر طوسی در کتابهایشان بدان پرداخته اند.
🔻اما در این بین ، آنکه از همه ی فیلسوفان والاتر و کامل تر و دلنشین تر مطرح نموده است جناب حکیم صدرالمتالهین ملاصدرا شیرازی است.
ایشان در جلد اول و دوم اسفار و نیز در کتاب مبدا ومعاد ومفاتیح الغیب و الشواهد الربوبیه ، برهانی که دلالت بر حیات تمام دار هستی میکند را چنین طرح نموده و میگوید :
"هر وجودی دارای حیات است و نحوه وجودی هر موجودی ، تعیین کننده آثار حیاتی میباشد که از او صادر می‌شود. دلیل حیات هر موجودی ؛ مساوقت وجود با حیات است . پس حیات در تمام موجودات عالَم سریان دارد همانطوری که وجود سریان دارد."

♈️خدا توفیق فهم این معارف قرآنی و ایمانی را روزی همه ما بفرماید .


این مقالات ادامه دارد..


🆔http://t.me/soroushmarefat

🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۵)   🔴  دیدنی های پس از مرگ   ✍#هادی_سروش

🖤به بهانه نزدیک شدن به سالگرد آسمانی شدن همسر با اخلاقم


🔰گذری متفاوت برعالَم برزخ (۴۵)


🔴  دیدنی های پس از مرگ 

✍#هادی_سروش


♦️در این سلسسله مقالات به کرّات و مرّات نوشتیم که مرگ؛ نیستی ونابودی نیست. مرگ به تعبیر پیامبر خاتم (ص) ؛  تغییر منزلگاه است؛ "انماتنتقلون من دار الی دار"
و به تعبیر بلند صدرالمتالهین؛ درمرگ چیزی بنام عدم مطرح نیست ، بلکه در مرگ انسان ازغیر خود و تعلقات بیگانه از خویشتن جدا میشود. پس مرگ باعث مفارقت از اوصاف ظاهری است و نه جدایی از خویشتنن ؛ عبارت مرحوم ملاصدرا در کتاب الشواهد الربوبیه چنین است:
"الموت لیس هو امرا یعدمک بل یفرق بینک و بین ماهو غیرک و غیر صفاتک الازمه." [ص۳۳۴]
"ان الموت وارد علی الاوصاف لاعلی الذات." [ص۳۳۸]


♦️ اگر مرگ بخواهد نیستی باشد با حکمت خدا در تعارض خواهد بود.
شیخ بزرگوار ما علامه حسن زاده میفرمود : 
"مرگ عدم انسان نیست بلکه جدایی انسان از غیر خودش است و اگر مرگ عدم باشد با سرشت انسان که بر حب بقاء آفریده شما قابل جمع نیست."

ماندن و بودنِ ابدی که حکیمان از آن به "حب بقاء" تعبیر میکنند در کتاب "الاسفارالاربعه" نوشته ملاصدرا چنین آمده:
"خداوند متعال بر اساس حکمت بالغه اش در نهان هم نفوس محبت و عشق به ماندن را قرار داده است ؛ ان الله قد جعل لواجب حکمته فی طبع النفوس محبه الوجود و البقاء."

♦️مهم این است؛ حال که آدمی پس از مرگ ، به بودن خود ادامه میدهد ، قطعا "دیدنی هایی" دارد و این دیدنیها در صورتی قابل رویت است که به تعبیر قرآن "پرده" کنار رود و چشمان تیزبین به دیدن در آیند؛
"لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حدید.(سوره ق/۲۲)

♦️ البته امکان این "دیدن" در همین دنیا و در زمان حیات دنیوی امکان پذیر است ولی بسیار دشوار است.
راه آن "دیدن" ،طبق بیان حضرت امیر (ع)؛قوت عقل وطهارت نفس است که در نتیجه باعث برداشته شدن پرده از چشمان آدمی میشود؛ 
"فلو مثلهم بعقلک او کشف عنهم محجوب الغطا لک" [نهج البلاغه/خ ۲۲۱]


🔵 مشاهدات  پس از مرگ

روح سفر کرده و آزاد شده از ماده ، توحید و سیطره علم و قدرت و رحمت الهیه را مشاهده میکند.
ما وقتی به زیارت اهل قبور میرویم به آنان میگوییم ؛ ای اهل لااله الاالله ، چگونه توحید و عرصه ی قدرت و علم خدای متعال را یافتید؟ 
"کیف وجدتم لااله الاالله؟"

♈️در مقام "مشاهده" ، سه "دیدن" مهم روزی ارواح میشود و برای آنان رخ نمایی میکند:

🔻اول ؛ خودِ واقعیِ خود را میبیند؛
به تعبیر مرحوم آخوند ملاصدرا ؛ همه ذات خویش و عالَم خویش را مشاهده میکند ؛ فانما یراه فی ذاته و فی عالمه..[شواهدربوبیه/۲۹۰]

🔻دوم ؛ آینده خود را میبیند. در واقع  "معادِ" خود را با چشم مشاهده میکند.
معاد ، یعنی ؛ ابدیت خود و بهشت و یا جهنم و انبیاء و فرشتگان و.. 

🔻سوم ؛ آینده هستی را میبیند.
مقصود از آینده هستی ؛ "معادِ هستی" است که بازگشت همه و همه به خدا را مشاهده میکند.
این مشاهده آینده هستی ؛ خیلی با فراخ تر از اطلاع از رخدادهای آینده این جهان است.
برخی با ارتباط با ارواح در خواب ویا بیداری، ازبرخی خبرهای آینده مطلع میشوند.نمونه ای را در پایان تقدیم میکنم.


🔵 راه آگاهی از عالَم مرگ و برزخ 

♈️۱) راه تعقل و تفکر ؛

قرآن راه آگاهی به مسائل عالَم آخرت را در آگاهی کامل و دقیق از همین دنیامیداند؛
"لقد علمتم النشاة الاولی" (واقعه /۶۳)

امام رضا(ع)میفرماید:
"عاقلان متوجه اندکه آنچه در آنجاست بوسیله آنچه دراینجاست قابل دستیابی است؛ قدعلم اولواالالباب ان ما هنالک لایعلم الابما هیهنا"

عارفان میگویند:
"معرفت امورآخرت در گِرو معرفت واقعی از امور دنیاست."

♈️ ۲) مکاشفات  ائمه و شاگردانِ آنان

♦️ مرحوم نراقی در مکاشفه ای با روح یکی از ارواح مومنین ارتباط پیدا کرد و او گفت : این باغ، بهشت برزخی من است. این افراد، ارحام من هستند که قبل از من مرده اند و آمده اند تا از اقوام خود که در دنیا هستند احوالپرسی کنند.


♦️مرحوم میرزا علی آقای قاضی  به وادی السلام زیاد می رفتند ودر گوشه ای به حال سکوت و توجّه می نشستند. و بعدبرمی گشتند.
شاگردایشان آیت الله محمد تقی آملی میگوید:
این‌ برنامه استادم برای من بسیار تعجّب آور بود. یکبار عازم ایران بودم ولی تردید داشتم، خدمت ایشان رسیدم.
ایشان بدون مقدمه فرمودند:صلاح نیست به ایران بروید.من بی اختیار گفتم:آقا از کجا فهمیدید؟!ایشان فرمودند:ازوادی السلام.
پس هستندنادری از عارفان که درارتباط با ارواح مؤمنین،اخباری را دریافت میکنند.

🔷نکته مهم این است که دراین وادی ادعای کشف وشهود، نباید فریب دغل کاران رابخوریم.
کسانی میتوانند وارد و یا مطلع از جمع ارواح برزخی شودکه از "اهل معرفت" واقعی باشند واضافه بر علم واجتهاد ، امتحان تقوا وترک ثروت و قدرت دنیا را بارها پس داده باشند.واینان بسیار بسیار اندک اند.

🆔https://t.me/soroushmarefat

🔰آیا زنان مورد اهانت ملاصدرا هستند؟  ✍#هادی_سروش

🔰آیا زنان مورد اهانت ملاصدرا هستند؟

✍#هادی_سروش


❎مدتی است که در گفتگوها و فضای مجازی با استناد به عبارتی از جلد هفتم کتاب "اسفاراربعه" که مهمترین کتاب جناب صدرالمتالهین است ، برخی مدعی شده اند که ملاصدرا به زنان اهانت نموده و آنان را در سلک حیوانات قرار داده است !

❎اما این استناد نه با تفکر ملاصدرا سازگار است و نه با عبارت ایشان در اسفار .

♈تفکر قوی و قویم ملاصدرا در حکمت متعالیه بر این است؛ 
"تمام ارزش انسان به روح اوست و روح مرد و زن ندارد و هر کسی در مسیر علم نافع و عمل نیکو باشد ، ارزشمند است."

🔻بهتر است نخست عبارت  صدرالمتالهین (ره) را ملاحظه کنیم و بعد به تبیین آن بپردازیم.
ایشان در جلد هفتم اسفار برای که لطف خدای متعال به انسان (اعم از مرد و زن) را تحلیل نماید ، فصلی با عنوان ذیل گشوده است : 
«فصل فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان . 
در توضیح عنایت خداوند متعال در آفرینش زمین و آنچه بر روی زمین است برای بهره بردن انسان »

مرحوم آخوند ملاصدرا ؛ در این فصل از جاندارانی نام میبرد که در شئون مختلف خدمتگذار انسان هستند ؛ برخی برای استفاده رکوب و برخی برای حمل و برخی برای زینت و برای برای زوجیت..
منها تولد الحیوانات المختلفة .. و بعضها للرکوب و الزینة ..  و بعضها للحمل .. و بعضها للتجمل و الراحة .. و بعضها للنکاح ..

❎مدعیان نا آگاه و به قول استاد بزرگوارم علامه حسن زاده آملی ؛ "کسانی که در درس استاد زانو نزده اند و حرف ، از صاحبانِ حرف نشنیده اند" آمده اند این عبارات اسفار را اینگونه معنا کرده اند که ؛ "خدا برای بهرمندی انسان ؛ حیوانات را آفریده و برای بهرمندی از ازدواج ، زن را آفریده ! در نتیجه زن، در سلک حیوانات است !"


❇️ استناد چنین سخنی به کتاب اسفار کاملا نارواست و حکایت از بی اطلاعیِ کامل از فلسفه صدرا و زبان و بیان و قلم ملاصدرا دارد.
  
♈️اولا؛
عبارت مرحوم صدرالمتالهین گویاست که غرض از "حیوانات" جانداران هستند که یک اصطلاح فلسفی است و با اصطلاح عُرفی که به حیوان در برابر انسان اطلاق شود ، متفاوت و متمایز است .
حیوان بمعنای فلسفی ؛ شامل هر جانداری است و انسان هم در زمره جانداران است و قطعاً شامل هر انسانی ؛ خواه مرد و یا زن ، می‌شود.

♈️و ثانیاً ؛
نکاح و ازدواج امری است که بین مذکر و مونث منعقد میشود و منحصر مرد نیست که خدا فقط زن را برای مرد آفریده باشد ، بلکه مرد هم برای نکاح زن آفریده شده است و زنان هم در مورد ازدواج از این لطف الهی محروم نیستند و در میان جانداران ، مردان برای آنان قرار داده شده است .

♈️وثالثا ؛
نگاه ملاصدرا یک نگاه ملکوتی است که با نگاه مادی و دنیوی که تفاوت زن و مرد باشد کاملا متفاوت است . 
او میخواهد بگوید ؛ انسان چه مرد و چه زن ، در مسیر "شدن" و تکامل روحی ؛ همه اسباب را جمع دارد و خدای متعال چیزی از او و برای او کم نگذاشته است ، از خوردن و رکوب تا نکاح .
در نتیجه این انسان است که خواه از مردان باشد و یا زنان ؛ میتوانند با استفاده از این الطاف به "مقصد قدسی" راه یابد.

♈️و رابعا ؛
مرحوم صدرالمتالهین شاید نزدیک به یکصد جلد کتاب و رساله نگاشته است . و در تمام آثار این حکیم الهی ، کلمه بر علیه شخصیت "زن" یافت نمیشود. 
چطور میشود متفکری دارای یک تفکر انتقادی و سلبی به "زن" باشد واما در هیچ یک از آثارش به آن تصریح نکرده باشد ؟! 
پس این مورد که ذکرش به میان آمده با اصطلاح فلسفه مطرح نموده و نه با اصطلاح محاورات عرفی که در سطور بالا ملاحظه نمودید.

❗️البته آنچه در حاشیه حکیم سبزواری بر "اسفار" آمده ، از مبنای حکیمانه صدرالمتالهین بیگانه است و مورد قبول نیست. 
و گواه ترین گواه این است که در طول چهارصد که از دوره صدرالمتالهین تا امروز سپری شده ، هیچ یک از شارحان حکمت متعالیه و فلسفه صدرایی ، در شرح کلمات مرحوم آخوندملاصدرا سخنی که با حکیم سبزواری موافق باشد  ابراز و اظهار نداشته اند.

🆔https://t.me/soroushmarefat

بازهم خشونت و جنایت !!  ✍#هادی_سروش

🔰بازهم خشونت و جنایت !!

✍#هادی_سروش

❌یک نفر که از "پدری: بویی نبرده سه نفر را می کشد و بدن آنان را قطعه قطعه میکند !
در تصویر دیگری ، کارمند یک بانک در روز روشن ، یک زن را که در حُکم ناموس جامعه و این کشور است را کتک میزند و با لگد او را از بانک بیرون می اندازد!

آیا اینجا ایران است ؟!

🔴بدون مقدمه 
📌منکر امکانِ تاثیر داشتن نارسایی های حقوقی و کیفری در قتل پدر نسبت به فرزند نیستم . 
منکر امکان تاثیر داشتن فقر در اعتیاد و جرائم ناموسی نیستم .
📌اما نقطه قابل تامل این است این حدِ از خشونت ، قابل باور نیست ! و چه بپذیریم و چه نپذیریم ؛ "خشونت فرا گیر"  از "فساد فراگیر" ریشه میگیرد.

📌فساد در "مدیریت های جامعه" ، و نمایان شدن "رفیق بازی" در انتخاب مدیریت ها و یا در قضاوت قاضیان بشکل چشم پوشی از 'رفیق' و مچ گیری از 'رقیب' ! ،  و از همه مهمتر ؛ "جنگ قدرت" و فراموشی رسیدگی موثر به نیازهای واقعی جامعه ، "ظلم" است و ظلم باعث فساد فراگیر میشود!

📌بر اساس آموزه های قرآنی ؛ شکی نیست حضور موثرِ فاسدان در جامعه ، ذره ای از خشکی و دریا ، ویا از شهر و روستا را ، سالم باقی نمیگذارد.
قرآن درباره فسادهای فرا گیر کشوری و منطقه ای و یا جهانی میفرماید :
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ...
به سبب آنچه مردم با دست خویشتن فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است..

📌در ذیل این آیه ، فیض کاشانی روایتی نقل میکند که فساد فراگیر از آثار "جنگ قدرت" است ؛
امام باقر (ع) فرمود :
بخدا سوگند ؛ اين فساد فراگیر ، در آن موقعى شد كه انصار گفتند: باید حاکمی از ما باشد و نیز حاکمی از شما !
ذَاكَ وَ اللَّهِ حِينَ قَالَتِ‏ الْأَنْصَارُ مِنَّا أَمِيرٌ وَ مِنْكُمْ أَمِيرٌ».
 
📌آیا کسی این سخن حق را میشنود ؟!


https://www.instagram.com/p/CPEZXghFkU4/?utm_medium=share_sheet

به بهانه اول خرداد روز بزرگداشت ملاصدرا   🔰 دلِ پر درد جناب ملاصدرا !  ✍#هادی_سروش

🔻به بهانه اول خرداد روز بزرگداشت ملاصدرا


🔰 دلِ پر درد جناب ملاصدرا !

✍#هادی_سروش

به نام خدا

✅صدرالمتالهین ملاصدرای شیرازی در میان حکیمان وفیلسوفان اسلامی ، حکیمی است که در "تفکرفلسفی" متفاوت اندیشید و اندیشه هایش "برق جهانِ تفکر" شد .
اما تلاش بی مثال علمی او در کنار اندیشه های سیاسی و اجتماعی اش معجون دلپذیر و تفکر آفرینی شده. چون ؛ او در زمینه اندیشمندان دینی و عالمان دین ، متفاوت "قلم" زد و صد البته که زجر تبعید و خانه نشینی را هم به جان خرید !

✅در نوشته های زرین ملاصدرا نوشته های جان نشین دارد که بصورت پراگنده در آثارش آمده است.
دو کتاب کوچک او بنام "رساله سه اصل" و نیز "عارف نمایان" دارای جملاتی شگفت آور است.

🔻نمونه ای از آن نوشته های زرین ملاصدرا که حاوی "دل پر درد" اوست را تقدیم میدارم ؛


🔴 عالمان دنیاگرا و نزدیک به قدرت

✅ صدرالمتالهین وقتی میخواهد از خصوصیات عالمان دنیاپرست و منفعت گرا و قدرت طلب جملاتی داشته باشد با الهام از آیه ۱۷۶ سوره اعراف که درباره بلعم باعورا است ، درباره نصحیت ناپذیری علماء و اندیشمندانِ منفی ، چنین میگوید :
"اگر متوجه نصحیتش شوی ؛ زبان درازی می کند ! و اگر وا میگذاری همچنین بدخوئی میکند و گزند میرساند!."

ملاصدرا راز و رمز "سختی دل" آنان را دربی بهره بودن ازکمترین ذره ای از نور معرفت دانسته و اینکه درب خانه ظلَمه قبله شان شده و روی توجه شان به محرابی است که آن محراب "ابواب سلاطین" است !

🔴عرفان مسلکی های دروغین 

✅ یکی از شاهراه های ورودی چاپلوسانِ قدرت طلب ، راه "دل" است. ورود به این راه با گریه های دورغین و داستان سرایی های عرفانی و نقل کرامات درباره ارکانِ قدرتهاست!
با کمترین رصدی میتوان ته "گریه" ها و "کرامت" سازی ها و "تعلیم ذکر و ورد" هایشان را دید که به نقطه متمرکز قدرت باز میگردد! 
شِگرد اینان بعد از "صورت گری" ،  به قول ملاصدرا ؛ "صورت پرستی" است .

ملاصدرا این قماشِ از تریبون داران جامعه دیده و چنین معرفی شان میکند :
" عبادت هوای نفس میکنند و از معرفت خدا و وحی و معاد چیزی یاد نگرفته اند و به غیر از صورت پرستی کار دیگری پیش نگرفته اند و عادت شان ذکر زبان و آواز برکشیدن است در حالیکه از ناسیان حق اند !"


🔴اهل نفاق و شیوه های نو

✅ ارتباط نفاقِ عالمانه با قدرت طلبی، در تفکر سیاسی ملاصدرا جای بسی مهم دارد.
او شیوه های نو منافقانه رابخوبی ترسیم ، و بدین شکل معرفی میکند؛

اول ؛ 
اهل نفاق خود را "در لباس فقه و صلاح نمایان میکنند." 
مقصود ملاصدرا این است که اهل نفاق برای نهادینه کردن قدرت و ثروت از یک سوی از "اصطلاحات فقهی" بهره میگیرند و امیال خود را به فروع فقهی و قوانین حقوقی در می آورند !  واز سوی دیگر در حوزه رفتار سیاسی خود را "مصلح" معرفی میکنند!

دوم ؛
سبک و روش شان بر "عناد و لجاجت" استوار است. نه حرفی را میپذیرند و نه حاضرند از تفکر و برنامه خود عقب نشینی داشته باشند !

سوم‌؛
در بسیاری از ناهنجاری ها و آسیب ها ؛ "بی تفاوت" هستند . 
اگر در جامعه انبوهی از جرائم و فقر و .. دیده شود ، گویا آنان اصلا ندیده اند و یا نمیخواهند ببینند!

چهارم‌؛
ملاصدرا نشانه و یا شیوه دیگر منافقان "افتخاروتکبر" معرفی نموده.
در نتیجه کسانی که به ساعت ها سخنرانی و جلسه و مصاحبه و .. به "افتخارات متوهمانه" مشغول میشوند در حالیکه آن افتخارات؛ دارای زیر بنای غیر قابل استناد وحتی بر اساس کذب محض است!
و شگفتی اینجاست که بر آن افتخارات موهوم ؛ نسبت به عالَم و آدم تکبر می ورزند وخواسته ویا ناخواسته گرفتار شیوه های اهل نفاق شده اند.

🟢  رهنمون به راه و رسم "حقیقت"

ملاصدرا حکیمی که اگر درد را میگوید ، از ارائه نسخه درمان را هم دریغ نمیکند.
او که خود و جامعه خود را گرفتار دردهای دینی و دنیوی میبیند و روزگار را آشفته می یابد،سیره و مشی اهل بیت(ع) را به عنوان الگو برای خود و عالمان دینی تعریف میکند تا گرفتار حیله ورزی "اصحاب قدرت وثروت" نشوند و با روش های آگاهانه، قدرت طلبان را نسبت به دین ورزیِ دروغین رسوا کنند و آنان در رسیدن به همه مطامع دنیوی شان ناکام گذارند. و آن سیره مشعشع ؛ پرداختن به علوم حقیقیه وجدا کردن خود از صف دنیاخواهان حیله گراست.

بخشی ازجملات شجاعانه او چنین است؛
 "اهل بیت عصمت وطهارت(ع) ؛ گرچه مورد مکر ارباب رزق و ریا قرارگرفتند ، اماچون مفتونِ اهل ریا و حیله و متشبّهان به اهل علم و تقوا نشدند، ذره ای از قدر و منزلت شان کم نگشت ودر دنیا وآخرت مُعزز و مکرّم بودند و دشمنان دین را دردین ودنیا رسوا کردند."

✅ در پایان بدین سر انجام رسیدیم که ملاصدرا نه تنها در بحث های "حکمت متعالیه" مانند؛ هستی شناسی و تبیین قاعده "الواحد" درمبداشناسی،و معاد جسمانی،سرآمد است.
بلکه دراندیشه های سیاسی- اجتماعی بسیار باریک بین است.
سلام الله علیه وحشره الله مع الصالحین


🆔https://t.me/soroushmarefat

 
  BLOGFA.COM