قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

آدرس دین گریزی ها - هادی سروش

📝 آدرس "دین گریزی" ها !


🖋 نوشته هادی سروش:



✅ طبق بیان قرآن کریم ؛
«فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ» (مائده/۳)، بیرون از دایره ی اسلام و دشمنان خارجی هراسی نداشته باشید، اما خوف و  تهدید در داخل اسلام وجود دارد، یعنی حملاتی با نام و شناسنامه "دینی"  بر «علیه دین» شکل می‏گیرد.



✅ امروز بخش مهمی از صاحبان فکر و اندیشه در حوزهای دینی و جامعه شناسی و روان شناسی در پی چرایی "دین گریزی" اند .
به نظر میرسد یکی از عوامل مهم دین گریزی ؛ سبک و نمونه های غلطِ برخی از دینداری ها در ارائه "مفاهیم دینی" و "رفتاردینی" آنان است .

اینجاست که واکاوی در دین داری ما و جامعه ما ضرورت پیدا میکند .

🔷 اقسام دین‏داری
 
✅۱. دینداری واقعی:
شخصی در تمام شئون فردی(خصوصی) و اجتماعی خویش بصورت کامل در مدار تعیین شده از سوی دین باشد یعنی در سه بخش :
احکام و فقه اسلامی، و اعتقادات، و اخلاق و حقوق .


✅۲ . دین‏داری سطحی:
در این نوع دین‏داری، بخش‏هایی از «لایه‏ های اولیه» یعنی ملاحظات مربوط به احکام(نماز، روزه، حج) رعایت می‏شود، اما در بخش‏های «اعتقادات» و «اخلاق» مشکلات و چالش‏های اساسی وجود دارد.
این سنخ دینداری ؛ چه از سوی پدر و مادر در خانه نسبت به فرزندان ، و چه از سوی حاکمان نسبت به سطح جامعه  باعث جدایی و گریز از دین میشود.

ما این سبک از دینداری را در زمان حاکمیت معاویه در میان مردمان شام میبینیم که ظاهر جمعه و جماعتشان و شاید دیگر مناسک شان مانند اعتکاف، پررونق بود اما.... !!
این قسم از دینداری حوادث تلخی را بر علیه دین رقم میزند ؛ مثلا جریان "سقیفه" و "نهروان و صفین" تا  «کربلا» !

دستور دین بر فهم عمیق و دقیق دین است چنانچه امام رضا علیه السلام می‏فرماید:
 «الکمال و کل الکمال ؛ التفقه فی الدین ...» بالاترین کمال  «فهم دین» است ، از این منظر باید ملاحظه شود .

یک شخص دیندار که دین داریش  سطحی است ، بر اساس سیره و سنت اسلامی چیزکی می‏داند ولی جای آن را بخوبی نمیداند کجاست .
مثلا میداند که:
اولا؛ باید از حاکم دفاع کرد .
وثانیا؛نباید بیعت را شکست .
و ثالثا باید به حکم "لزوم الجماعه" باید جماعت مسلمین را حفظ نمود و... ،
اما مثلا در نسبت و تشخیص آن با رفتار و گفتار فرزند رسول خدا(ص)؛ حضرت حسین(ع) ، دچار اشتباه و سقوط می‏شود و همه این عناوین سه گانه مقدس را بر فردی ناپاک بنام یزید منطبق میکند !
چرا که «فهم» در دین ندارد و آنچه یاد گرفته چیزی بیشتر از سطح دین نبوده .

✅۳ . دین داری عاریه ‏ای
در این بخش فرد ممکن است تفقه و فهم درستی هم از دین داشته باشد.
اما «خطر» اینجاست که در بعضی مواقع دین و دستوراتش را «رها» می‏کند و هوی و هوس ش را دنبال می‏کند، یعنی دین در جانش رسوخ نکرده است و در دوراهی های دنیا و آخرت؛ خدا و مادیات ، دنیا را برمی‏گزیند.
نماز اول وقت هم می‏خواند اما منافع خویش را مرتبتا در نظر دارد که  کوچکترین هزینه ای را نشود که مجبور به تحملش شود !
بفرمایش حضرت رسول اعظم(ص): «حُبُّ الدنيا رَأسُ كلّ خطيئةٍ»، این قماش دینداران ؛ دوست داشتن دنیایشان ریشه ی همه ی خطاهایشان میشود !
و طبق بیان نورانی حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا :
«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون » ، مردم بندگان دنیایند . و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار میگیرند دین داران واقعی اندک می گردند.
مهم اینجاست که این دنیازدگان با اینکه در مقابل دین ، دنیا را ترجیح میدهند اما در انتخابشان بسیار متضرر میشوند ؛ بیان حضرت امیر(ع) این است :
لَا یَتْرُکُ النَّاسُ شَیْئاً مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْیَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ
مردم، هیچیک، از امور دینى را براى بهبود امور دنیوى، ترک نکنند جز آنکه، خداوند برایشان وضعى پیش آورد که زیانش بیش از سودش باشد.(نهج ،ح ۱۰۶).


✅ ۴. دین داریِ ابزاری
برخلاف افراد گروه های قبل، اهالی این گروه اصلاً دین ندارند، یعنی هرجا به سودشان باشد ، برای رسیدن به آن ثروت یا قدرت ، در ظاهرِ دین داری قرار میگیرند !
زیباترین تعبیر در مورداین قماش از دینداران بیان نهج البلاغه است که فرمود:"
تا جای ممکن از دین برای آبادی دنیایشان میدوشند و میدوشند..."

دو حزب فراگیر سیاسی بنام بنی امیه و بنی عباس بیش از ششصد سال ، مصداق گویای این نوع از دینداری بودند !!

غرض ؛
گروه دوم وسوم وچهارم ازدینداران ، مهلکترین ضربات را به دین زده تا جایی که ؛ازسویی دینداران واقعی را بزحمت انداخته ،وازسوی دیگر دل های پاکی که میتوانست "مآوایِ دین" باشدرابه شدیدترین دین گریزان تبدیل نموده ومینمایدچراکه امروزه برای یک جوان برومند،بی دینی هادر پوشش دینداری ها مخفی نیست.
https://t.me/sorooshmarefat

سیره پیامبر رحمت - هادی سروش

تمسک به سیره پیامبر رحمت ، خیلی سخت و خیلی راحت

نوشته : هادی سروش


✔در اینکه به " لکم فی رسول الله اسوه حسنه" مکلف هستیم ، هیچ تردیدی نیست .
باید روش های رفتاری حضرت پیامبر (ص)  در اخلاق و ادب و زندگی و معاشرت و حکومت و عبادت ایشان مورد توجه اعتقادی و رفتاری ما باشد.

✔آنچه مورد بحث قرار میگیرد سیره حضرت در مباحث حکومتی است که سر کارش فقط با مسایل شخصی نیست که عمل به سیره منقول از آنجناب بر اساس قاعده "تسامح درادله وسنن" دارای حُسن و ثواب است.
بلکه سیره حکومتی حضرت (ص) با در رابطه با حقوق انسانها میشود و در این راستا کوچکترین استفاده مردود ، دو مشکل حاد را بهمراه خواهد داشت ؛
اولا  با تمسک به یک سیره غیر ثابت و حتی مردود ، چه بسا جمعی از "دم تیع" گذرانده شوند !!
و مشکل حاد دیگر در این رابطه "خلل اعتقادی" در زمینه عصمت پیش میاید که یک معصوم چگونه چنین عملی را مرتکب گشته ؟!

✔از این رهگذر؛ باید برای حل موضوع راهی اندیشیده شود و در برابر ذهن پرسشگر جوان امروز قرار داده شود.
و راهی بهتر از استدلال و توجیه عقلانی موضوعات و موارد تاریخیِ مورد خدشه نداریم .

اما غیر از ورود به موارد اتهامی و بازشناسی چند حادثه تاریخی منسوب به پیامبر  ص ، باید اصول و رویکردهای کلی سیره نبوی عرضه شود ، تا ناخالصی های منسوب به پیامبر ص خودبخود در کوره عقلانیت و اخلاق رفته و ذوب گردد و سیره منقح و پاک و آموزنده به عام و خاص نمایان گردد.

🔹 برای حل این معضل نفس گیر ، به عنوان مقدمه  به نقاط ذیل توجه فرمایید :

۱-  فعل معصوم در صورت قطعیت حجیتش مثل قول اوست بدین معنا که همه سیره ائمه حجت قطعی است و میتوان از آن در "حلال و حرام الهی" بهره جست ؛ اما این حجیت در گرو سه شرط مهم است :
اولا ؛ تاریخی که آن سیره را نقل میکند ،دارای سند معتبر باشد .

ثانیا ؛ متن نقل شده تاریخی، دارای اجمال و ابهام و نقصان نباشد ، چرا که وجود زوایای مخفی یک حادثه میتواند عقلانیت را ، به چالش کشد و سوال برانگیز شود.

ثالثا ؛ مخالف با قواعد قطعیه کتاب و سنت مثل کرامت انسان ، عدالت ، حفظ حقوق ، و....  در بخش شریعت و عقلانیت و اخلاق ،نباشد.


۲- در فقه در صورتی که سیره نقل شده از معصوم مبتلا به یکی از این مناقشات شود فقهاء توقف کرده واز آن سیره حکمی را  استفاده نمیکنند.
و شاهدش روش فقها ماست که در طول هزار سال برای ایراد حکم قطعی به سیره غیر قطعی تمسک نکرده اند و فقط در بخشی از فروعات فقهی بعد از ارائه ادله ای از کتاب و سنت ، بعنوان تایید، گاهی سیره ای از معصومی را متذکر شده اند.


۳- باید توجه داشت که نوع سیره نویسان که از اهل سنت هستند ، با دو ذهنیت دست به قلم برده اند :
الف) براین باور ناصوابند که پیامبر ص و اهلبیت ع معصوم نبودند و احتمال اشتباه و یا بقول آنان "اجتهاد" وجود دارد .

ب) نوع آنان در دستگاه حاکمیت مانند امویان، مشغول بوده اند  ، و اغراض و تمایلات حاکمان در تاریخ نویسی آنان بی اثر نبوده .

الانه ما به عینه میبینیم چگونه تاریخ نویسان جاهل یا معاند ، تاریخ معاصر عینی ما را و یا تاریخ مصور را بخوبی دستکاری میکنند و به خورد وهم و خیال مردم میدهند !


۴ - در صورتی که سیره قطعی باشد یعنی دارای شرائط سه گانه فوق باشد ، بازهم مانند روایات معتبر باید شرائط زمان و مکان و به تعبیری "مصالح عامه مسلمین" رعایت شود.
از این رهگذر ممکن است رفتاری به سند قطعی و نیز ، روشن بودن جوانب تاریخی آن مورد دستور پیامبر باشد ولی هم اکنون در عرف و جامعه واقعا مورد پذیرش نباشد ، عدم انجام آن روش نبوی ضرورت پیدا نمیکند همانطوری که عدم وجوب خضاب کردن را امام علی به همین نکته منتهی فرموده اند که خضاب به عللی در زمان رسول الله ص وجوب داشت که ان علل امروزه وجود ندارد.
این استنباط زمان و مکان محور ، در مورد "ادله لفظی" هم میاید ؛  سید مرتضی در اجرای حدود الهیه که حکم قطعی شرع مطهر است ، تمکن و امکان فردی و اجتماعی آن را شرط میداند.


۵ - که در واقع یک سفارش است ؛
 تاریخی که با این مشکلات مبتلا شده نمیتواند نشان دهنده سیره معصوم باشد ، پس ضروری است با نقل هایی که بر اساس نقل مکرر مشهور گشته ما مهمترین اعتقادات مقدس خود را آماج تیرهای مسموم قرار ندهیم .



۶ - موضوعاتی مانند :
- ازدواج پیامبر با زینب
- عدم اجرای حد یا کیفر خالدبن ولید
- دستور پیامبر هجو کردن دشمن
- کشتن دو اسیر در بدر
- دستور به کشتن ۱۰نفر یا کمتر در فتح مکه
- کشتن جمعی از اسرای بنی قریظه
- کشتن دونفر در راه برگشت از جنگ در غزوه حمراءالاسد
و..
جملگی فاقد شرط اول هستند یعنی منقولات دربارشان پر از ابهامات و اجمالات است و هماهنگ با اصول و ضوابط دیگر از کتاب و سنت در بخش احکام و اخلاق و عقلانیت نیست ، و با فقدان شرط اول ، نوبت به شرط سوم نمیرسد که عرض کنیم بسیاری از این نقلیات با تقلبات در هم آمیخته !!
https://t.me/sorooshmarefat

درباره صلح امام حسن ع - هادی سروش

درباره صلح امام مجتبی

نوشته : هادی سروش

 

۱- اطرافیان امام (ع) که به اصطلاح از یاران حضرت بودند ، دور امام را خلوت کردند...
ضعف ایمانی از یک سو و هجده ماه در صفین بودن و امام علی را از دست دادن از سوی دیگر ، اینان را روحا و روانا  خسته کرده بود !

۲- از دوازده هزارنفر اطرافیان امام ، چهارهزارنفر باقی ماندند که آنها هم شعار صلح سر دادند : "البقیه امض الصلح"

۳- سه تن از مهمترین فرماندهان لشگرهای امام(ع) تسلیم خدعه و پول و ریاست معاویه شدند.

۴- انبوهی از آنان به معاویه نامه نوشتند که "حسن را دست بسته تحویلت میدهیم!!"
که معاویه تمام نامه ها را بهمراه سه نفر به خود امام(ع) تحویل داد.

۵- با این شرائط پیش آمده ، عده ای مشتاق حاکمیت امویان و خصوصا معاویه شده اند .
بسیار خوب ؛ بقول استادمطهری ، باید صابون معاویه (در تحریف دین و کشتار انسانهای ارزشمند و تقسیم بیت المال در مصارف شخصی شان و ملوک الطوائفی کردند ریاست ها و... ) به تن جامعه اسلامی بخورد !


https://t.me/sorooshmarefat

یادی از حضرت زینب

بسمه تعالی

نوشته ای کوتاه از هادی سروش



به بهانه اربعین ؛ یادی از حضرت زینب(س) :

۱) طبق نقل تاریخ ابن عباس هم از زینب به ؛
"عقیلتنا بنی هاشم "
نام برده ، پس ایشان قبل از کربلا هم به یک دختر و یا زن کاملی از جهت فهم نام برده شده.
درتاریخ و تفسیر نوشته شده ایشان در ایام زندگیش در زمان حیات پدر ، در شهر کوفه برای زنان سوره مریم را تفسیر میفرموده .

۲) اما معنای عقیله بنی هاشم ؛
"عقل" یعنی فهم صحیح و رفتار درست است  و  "عقیل" یعنی کسی که همواره در امور از عقل بهرمند است و "عقیله" که مبالغه است ، یعنی کسی که بسیار اندیشمند و فهیم است و هیچ چیزی و از حیث زمان و مکان و شرایط اطراف ، او را از اندیشه صحیح و انتخاب درست غافل نمیکند .

۳) زینب کبرا از دسته سوم است که بسیار اندیشمند و درست کار و صحیح النظر بوده ؛ چرا که آن همه مصائب که چه بسا هر فردی را از تصمیم گیری صحیح و به موقع ، محروم میکند ، ایشان را متزلزل و محروم نساخت !

۴) شاهد این ادعا ؛
الف) رفتار او در مدیریت کاروان اهلبیت از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام است .

ب)  برخورد اعجاب آفرینش در مقابل ابن زیاد و یزید .

ج)  خطبه ایشان در کوفه .

 چنین شخصی باید از قبل مقدماتی را در قلب و رفتار خود تعبیه کرده باشد.

۵) آن مقدمات ؛ طبق حدیث پیامبر (ص) ایمان است و وزیر ایمان که علم است و وزیر علم که ظرفیت بالاست و وزیرش که رفق و محبت به دیگران و وزیرش که صبر و شکیبایی میباشد.

۶) ذکاوت و قدرت عقل زینب کبرا در تشخیص صحیح مسیر حق و انحرافات فکری و سیاسی زمان خویش بود .

۷) در این پایان نوشته کوتاهم نباید از "شجاعت" زینب (س) غافل باشم ... در شجاعت ش چه میتوان نوشت ؟!

او کسی است که در کوفه وقتی یک اشارت نمود مردمان کوفه در خاموشی رفتند و معترف بودند آن لحظه علی(ع) را دیدیم که ظهور کرده !

و او با یک تشر به یزید در آن مجلس غیر قابل توصیف که اجازه اظهار حشمت و شوکت و شجاعت ، به کسی نمیداد ، یزید را سکه یک پول سیاه کرد!



https://t.me/sorooshmarefat

 
  BLOGFA.COM