برکرانه معرفت پیامبررحمت وکرامت. نوشته هادی سروش
زمان انتشار : ۱۱ آبان ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۰:۵۱ | کد خبر : 1038584 | پرینت
بر کرانه معرفت پیامبر رحمت و کرامت (ص)/ نوشتاری از هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش به مناسبت میلاد پیامبر رحمت در نوشتاری آورده است: پیامبر عزیز عالَم اسلام ب بلکه عالَم بشریت ، یک حقیقت ممتد آسمانی و زمینی است.
آسمانی است از نظر اینکه شدیدالربط با خدای متعال است و همواره به آن مبداء نور وصل است.
زمینی است از آن جهت که برای بشریت یک الگوی زوال ناپدیر است.
«محمد امین» (ص)؛ مانند قرآن است که در عین آسمانی بودن، زمینی است و مبداء هدایت، چرا که قرآن از بالا به پایین آمده، اما سر رشته حقیقتش به همان عالَم بالا وصل است؛《انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم》( زخرف ۴)
در زمینه ارتباط برخی از انبیاء با امت شان قرآن کلمات قابل توجهی دارد.
مثلا در مورد قوم ثمود می فرماید؛ برای آنان، برادرشان صالح را فرستادیم. (ر.ک : اعراف/ ۷۳)
و یا در مورد قوم عاد می فرماید؛ برای آنان، برادرشان هود را فرستادیم. (ر.ک: هود/۵۰)
اما در مورد پیامبر اسلام (ص) می فرماید:
پیامبری از خودشان ارسال نمودیم؛ 《رسولُ مِن انفسِکم》 (توبه۱۲۸)
و این نیست مگر بخاطر آنکه به ما یادآور شود که ؛ «پیامبری برخاسته از جانتان» فرستادیم.
این پیامبر برخاسته از جان انسانهای مثبت و واقع بین در جهت معنویت ، به نهایت کمال بار یافت؛
از سوئی فرمود به سدره المنتهی رسید که نهایت سیر الی الله جان و عمل مومنان است؛ 《و لقد رآه نزله اخری عند سدره المنتهی》(سوره نجم).
از سوی دیگر به ملاقات با حق و درجه ای از قرب به او نائل شد که برای غیر او ، مطرح نشده است؛ 《قاب قوسین او ادنی》(سوره نجم).
آن عزیز عالَم هستی به معراج رفت تا دو مقام والایش بیشتر از بیش نمایان شود:
اول) چیزی از محضر و رویت آن عصاره هستی، مخفی نماند.
طبق فرمایش امام سجاد (ع) به معراج رفت تا حقائق عالَم را از نزدیک مشاهده کند؛
عن الامام السجاد (ع) عن الله عز وجل : هل یوصف بمکان ؟ فقال : «تعالى عن ذلک» قیل: فلم أسری به إلى السماء ؟ قال:« لیریه ملکوت السموات وما فیها من صنعه وبدائع خلقه» قیل: فقول الله عز وجل { ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى } قال : «ذلک رسول الله (ص) دنا من حجب النور فرأى ملکوت السموات ثم تدلى فنظر تحته ملکوت الأرض حتى ظن أنه فی القرب من الأرض کقاب قوسین أو أدنى»[ علل الشرائع ]
دوم ) که مهمتر از اولی است این است که؛ خدا با معراج عبد بی نظیرش حضرت خاتم (ص) خواست به ملکوتیان شرافت بیشتری کرامت فرماید و آنان را متنعم به زیارت رسول الله (ص) نماید ؛
امام صادق (ع) : «….ان الله اَرادَ اَنْ یُشَرِّفَ بِهِ مَلائِکَتَهُ وَ سُکّانَ سَماواتِهِ، وَ یُکْرِمَهُمْ بِمُشاهَدَتِهِ، وَ یُرِیَهُ مِنْ عَجائِبِ عَظَمَتِهِ ما یُخْبِرُ بِهِ بَعْدَ هُبُوطِهِ»[علل الشرائع]
رسول الله (ص) شخصیتی است که تمامی ملک و ملکوت، امکنه و ازمنه به برکت وجود با عظمت او آفریده شده اند.
ذرات هستی، در موجودشان مدیون او هستند.
تمام خلقت از جمادات و جانداران ، تا جن و انس و مَلَک از سفره پر برکت آن حضرت ، بهره مندند که اگر «محمد» (ص) نبود از هیچ موجودی دیگری خبری نبود چرا که فرمود: «لو لاک لما خلقت الافلاک».
و این یکی از معنای تجلی «رحمت» است که بوسیله آن پیامبر بر عالَم و آدم نازل گشت.
آیه شریفه سوره انبیاء، یعنی؛ « وَ ما اَرسَلناکَ الارحمه للعالمین» ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.
دارای دقائق و لطائف و اشاراتی است.
واژه «عالمین» دربرگیرنده تمام موجودات است.
واژه «الاّ» معنای استثناء دارد.
شکل جمله، نکره در سیاق نفی است و خروجی معنای آیه این است که؛ وجود خاتم الانبیاء؛ آنچنان رحمت فراگیر و وسیعی را به همراه دارد که تمام موجودات عالَم در تمام اعصار و قرون و حتی تمام ملائکه الهی را شامل می شود.
شاهد این معنا این روایت شریفه است که؛ وقتی این آیه سوره انبیاء نازل شد پیامبر از جبرئیل سوال فرمود: « آیـا چیـزی ازفیض ایـن رحمـت نصیب شما شـده؟ جبرئیل عرضه داشت: بله ؛من از پایان کار خویش بیمناک بودم، اما بخاطر شما که رحمت برای جهانیان هستی از وضع خود مطمئن شدم. – هل اصابک من هذه الرحمه شیئی . قال : نعم ، انّی کنتُ اخشی عاقبه الامر فامنت بک.»
پس والاترین وجود ملکوتی که جناب جبرئیل است ، هم میهمان سفره با کرامت آن حضرت (ص) است.
هیچ موجودی در مرتبه او نیست.
به تصریح امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه؛ هیچ موجودی از میان فرشتگان و انبیاء به نصاب او نیست. عبارت صحیفه چنین است:
«حتی لا یساوی فی منزله و لا یکافا فی مرتبته و لا یوازیه لدیک ملک مقرب و لا نبی مرسل.»
هیچ کسی در رتبه با او برابری نمی کند و در مقام همانند او نمی باشد و هیچ فرشته عالی مقامی و پیامبر مرسلی همپایه او نبوده و نخواهد بود. (صحیفه دعای دوم)
حال که به دین او مفتخریم؛ پس بیاییم هر چه بیشتر سیره او و خصوصا «اخلاق» او را تابلوی شخصیت و زندگی خود قرار دهیم.
انتهای پیام
