عاشورا درمصاف با هدم دین با پوشش دینی؛ بنی امیه و ریل گذاری برای نابودی همه چیز!/ نوشتاری از هادی سروش/ بخش دهم

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در سلسله نوشتارهای خود با عنوان«عاشورا درمصاف با هدم دین با پوشش دینی» که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است: مسئله اصلی در عاشورا چیست؟ و کجاست؟

در اینجا نظریاتی مطرح است:

۱- مسئله شخصی بود و آن هم مربوط به شخص امام حسین(ع) است که چون با روح بلند او و عزت خواهی او و کنار آمدن او با ظلم سازگار نبود.

خودش فرمود: من کسی نیستم که از مرگ بترسم و مرگ در راه عزت حیات ابدی است …. شما بنی امیه نمیتوانید عظمت مرا از بین ببرید و عزت و شرف مرا تباه کنید.(موسوعه ، ۴۳۶)

بله ؛ این نظریه که برخی روشنفکران معاصر مطرح است ، بجاست اما کامل نیست و باید بررسی بیشتر کنیم‌.

۲- مسئله شخصی بود و در مورد یزید بود که این فرد نباید در راس حاکمیت اسلام باشد.

بله؛ این نظریه هم درست است ولی کامل نیست.
حضرت فرمود: یزید آدم فاسدی است، اهل شرب خمر است و آدم کُش است و اهل فسق و فجور علنی است و تمام آنها را بدون کمترین حیائی انجام می دهد.
(موسوعه/۳۴۴)

در جمله دیگری امام حسین (ع) فرمود: چگونه بر امّت پیامبر فردی شراب خوار متولی شود در حالیکه شراب خوار بر یک درهم نیز امین نیست.(موسوعه/۳۱۸)

بله این تئوری هم بجاست ولی کامل نیست، چون مبارزات امام حسین؛ محدود به یزید نیست و خطبه امام در زمان معاویه و برخوردهای ایشان با معاویه، مسئله را از محدود بودن به یزید خارج می کند.

۳- مسئله ترکیدن بُغض جامعه بوده که عاشورا را به پا کرده است.

مانند مردم کوفه که نامه ها نوشتند و به امام گفتند: ما بدون شما مُرده ایم و با شتاب به کوفه بیایید(موسوعه ، ۳۷۷)

این هم عامل قابل درک و تاییدی است ولی تمام قصه در این نظریه محدود نمی شود و شاهدش این است اگر چنین بود، امام وقتی دید کوفیان عقب زدند، می بایست حرکت خود را کلا متوقف سازد.

۴- به نظر می رسد مسئله اصلی در عاشورا؛ ریل گذاری بنی امیه در مورد اسلام بوده که می خواستند؛ همه پول و قدرت اسلام را در مصرف خوش گذرانی خود و نسل خود تا قیامت هزینه کنند و بر تمام احکام اسلام در جهان، خط قرمز کشند !!

بر این اساس تغییرات ذیل را بدون هیچ گونه رودربایسی انجام دادند:

تغییر باورها و عقائد جامعه به جبرگرائی که ترویج اشعری مسلکی بوده داشتند، این گوشه ای از کارهای مهم بنی امیه است!

وقتی معاویه آمد مدینه برای گرفتن بیعت برای یزید و سخنرانی کرد و یزید را معرفی کرد ، عایشه اعتراض کرد! معاویه گفت: خلافت یزید خواست خداست و به ما ارتباطی ندارد! (الامامه والسیاسه/۲۱۲)

سنن دینی مانند زهد و بی رغبتی به دنیا را نابود کردند و اشرافی گری با توجیه اینکه ما در همسایگی کشور دشمن هستیم و باید آبرویمان حفظ شود، نهادینه کردند!

اخلاق را تغییر دادند و مانند خدعه را جایگزین عقلانیت، و فحش و اهانت را جای ادب نشاندند!

حتی به احکام خدا دستبرد زدند و بسادگی تغییر دادند!

می خواستند که حج ؛ در شام انجام شود!

خوراکشان را ظرف طلا می خوردند!

نمازجمعه روز چهارشنبه خواندند!

بت های روم را تغییر می دادند و به هند می فروختند!

دروغ را به توجیه مصلحت آمیز بودن سکه معروف بازارشان کردند!

و برای حفظ حاکمیت ؛ تعدی به حریم شخصی و قتل و غارت، کار رسمی شان بود!

تغییر فرآیند و ریل گذاری بنی امیه توسط امام حسین(ع)

مهم این است:

اولا؛ امام حسین موفق شد با خون خود ریل گذاری و فرآیند تصمیمات خطرناک بنی امیه را تغییر دهد.

این کار امام (ع) یعنی ؛ آنچه فتنه اعظم میدید و آن ولایت معاویه با آن اهداف را تباه نمود. انی لا اعلم علی هذه الامه من ولایتک علیها و لااعلم نظرا لنفسی و لدینی و لامه محمد ص و علینا من ان اجاهدک.(موسوعه ۳۱۵ از رجال کشی)

و ثانیا؛ نفوس مستعده را برای مقابله با اساس ظلم در هر عصر و نسلی آماده سازی نمود.
فرمود: خودم با شما و خانواده ام با خانواده شما برای همیشه الگو می باشد. – نفسی مع انفسکم و اهلی مع اهلیکم و اولادکم فلکم فی اُسوه.(موسوعه/ ۴۵۸ از الفتوح).

انتهای پیام