معرفت حسینی در شناسائی :

          ابعاد پنهان حادثه

    

         عاشورا(۴)

=====================

نقش  عالم سوء در جریان کربلا (قسمت دوم )

-----------------------------------------------------

متوجه کدامین عالم هستیم؟ 

در سوره عبس /۲۴آمده "فلینظرالانسان الی طعامه"یعنی ضروری است که باید انسان به غذای مقابل خود توجه کند، در روایتی که در اصول کافی است زید الشحام از حضرت صادق(ع)نقل میکند که فرمود :معنای این آیه این است که انسان باید به "معلم" خود نظر کند که کیست که از او "علم" می اموزد ؟

استفاده از این آیه در اینکه باید "عالم" مورد نظر و تمسک خودرا مورد مداقه جدی قرار داد ، چرا که سرنوشت آدمی بدست آن عالم مورد توجهش میباشد . پس عقلی و شرعی نیست سخن هر عالمی ناشناخته و دارای عدم سابقه روشن مورد اتکاء در مقام عمل قرار گیرد .

نمونه ای از انحراف یک عالم

فخررازی نمونه ای روشن از عالم غیر قابل تمسک است . شما یکی از سخنان او که در مقام اثبات  امکان اشتباه و  ضرورت توجه به "صحابه" را ببینید:

میگوید : اهل البیت کشتی نجاتند که "مثل اهل بیتی کسفینةنوح من رکبها نجی" و صبق حدیث دیگر پیامبر(ص) "صحابه" مانند ستارگان آسمانندکه عهدار راهنمائی کشتی های دریا هستند .  پس باید برای تشخیص مسیر صحیح اهل بیت به مسیر صحابه نظر کرد !!

خوب ، اگر بناباشد به هر عالمی تمسک کنیم باهمین استدلال فخر رازی باید بکلی از اهل بیت در جدی ترین مسائل تاریخ اسلام مثل "خلافت بعداز رسول اسلام "  دست از علی (ع) و اولاد طاهرینش برداشت چون جریان امامت ائمه اثنی عشریه مورد تقابل جدی صحابه است !

در حالیکه در این استدلال "مغالطه"جدی وجود دارد :اولا مگر آن ۱۲نفری که با خلیفه اول بیعت نکردند از "صحابه " نبودند ؟؟

ثانیا دو حدیث در مقام تمثیل وتشبیه است و احدی از علمای بلاغت نگفته بین مثال وممثل شباهت همه جانبه باید برقرار باشد .

ثالثا کدام عقل سالم میپذیرد که علی(ع)که اول مسلمان است و ذره اشتباه واشکال در او دیده نشده باید باتوجه به عمروبن عاص  تعیین مسیر دهد که از "طلقاء" است و سه در مقابل اسلام در زمان پیامبر شمشیر کشیده؟؟

خلاصه خواستیم نمونه ای از افکار سوء از عالم شناخته شده ای را عرضه کنیم .

مشخصات عالم منحرف

 مهم این که از منابع دینی این سؤال را مطرح کنیم راه تشخیص عالم سوء از عالم ربانی چیست؟

در خطبه ۸۷ نهج البلاغه که سخن مولایمان در مورد "عالم" است در فصل دوم آن سخن از" عالم سوء" است و آنحضرت مشخصه های عالم سوء را معرفی میفرماید:

۱) ارتباط با بی خردان "فاقتبس جهائل من جهال"

۲)تفسیر برأی قرآن " قدحمل الکتاب علی آرائه "

۳)ترجیح هوی نفس بر حق "عطف الحق علی اهوائه"

۴)ایجاد لاقیدی و بی توجهی و سکولار ،در جامعه " یؤمن الناس من   العظائم " .

بعد حضرت تندترین تعبیر را در مورد این اسنفاده میکند 

  "الصورة صورة انسان و القلب وقلب الحیوان "  .

چراکه چنین عالمی عاشورا بر پا میکند و سرمقدس امام را بالای نیزه میکند !!

 

خلاصه عالم "نیرنگ باز" ویا  "دروغگو"  ویا  " شهرت طلب"  و یا " ریاست محور"  و یا  " توجیه کننده عمل خلاف دیگران "  ویا   ""سوء استفاده کننده از بیت المال " و یا    " مجوز دهنده تعدی به جان ومال انسان محترم " و.... مصداق  ""عالم سوء "" هستند .