کرامتِ اخلاقی را به عنوان یک ایده فرا دینی از امام حسن(ع) بیاموزیم: نوشتاری از استاد هادی سروش

کرامتِ اخلاقی را به عنوان یک ایده فرا دینی از امام حسن(ع) بیاموزیم: نوشتاری از استاد هادی سروش
انتشار : پنجشنبه ۲۳ / ۱۲ /۱۴۰۳ | ساعت ۱۶:۰۷

حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در مطلبی نوشت:
حقیقت “کرامت” در اندیشه امام مجتبی(ع)امام حسن(ع) فرمود: “کرامت؛ بذل و عنایت است قبل از هرگونه درخواستی ، و نیکی کردن بدون ذره ای چشم داشت ، و اطعام و پذیرایی های بجا و به موقع –
الکرم ؛ العطیة قبل السوال و التبرع بالمعروف و الاطعام فى المحل .. (تاريخ يعقوبى/ ٢١٥)
هدف در این توشتارِ تقدیمی این است که این آموزه بزرگ اخلاقی را بر اساس الگو گیری از امام حسن (ع)؛ بصورت فرادینی ببینیم وهرگز حد و حدود کرامت در حق دیگران را با خط کش اعتقادات و یا سلیقه سیاسی معین نکنیم.
اعترافات مهم علماء اهل سنت بر کرامت امام مجتبی (ع)
امام مجتبی (ع) خورشید تابناک کرامتِ اخلاقی است و چنان این نور هیمنه دارد که علماء اهل سنت هم بر آن صحه گزارده اند.
ابن حجر عسقلانی از شخصیت نگاران سنی مسلک و بسیار متعصب مینویسد :
که وقتی حسن بن علی (ع) از دنیا رفت یکی از دشمنان سرسخت آن حضرت در تشییع جنازه او گریه می کرد. حسین بن علی (ع) به او گفت: «تـو بـا آن هـمه اذیت و آزار و مخالفت که در باره بـرادرم روا مـی داشتی بـاز هم گریه می کنی؟!»
او گفت: «من با کسی دشمنی می کردم که صبورتر و حلیم تر از این کوه ها بود.» [تهذیب التهذیب، ج۲ص۲۵۹]
و جلال الدین سیوطی از دیگر دانشمندان مهم اهل سـنت می نویسد: «حسن بن علی دارای امتیازات اخلاقی و فضایل انـسانی فـراوان بود، او شخصیتی بزرگوار، بردبار، با وقار، متین، سخاوتمند، و مورد ستایش بود.»[تاریخ الخلفاء۱۸۹]
بررسی نمونه هایی از کرامات حضرت امام حسن مجتبی (ع) که توجه تاریخ را به خود جلب کرده ، میتواند بر روح و روان آدمی تاثیر گذار باشد.
کرامت به کسی که سابقه لطف و خدمت داشته
کنیزی شاخه گلی را به حضرت مجتبی هدیه دادند.
حضرت مجتبی (ع) او را در راه خدا آزاد کردند.
شخصی که ناظر این محبت کریمانه امام حسن مجتبی (ع) بود ، پرسید:
مگر میشود کسی به شما شاخه گلی بدهد و شما او را آزاد کنید؟
حضرت امام حسن (ع) در پاسخ این آیه مهم قرآن را تلاوت فرمودند:
«وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها» (نساء/۸۶)
هروقت کسی به شما خوبی کرد، با بهترین شکل ممکن و بالاتر از آن جوابش را بدهید.[بحار،ج۴۳ص۸۴]
کرامت به اهلِ محبت و معرفت
امام صادق (ع) نقل می فرمایند؛
در یکی از این سفرها حضرت امام حسن (ع) پیاده مشرف به بیت الله الحرام میشدند ، پای حضرت آسیب دیده و متورم شد.
فردی که شاهد این منظره بود عرضه داشت:
خواهش میکنم سوار شوید.
امام (ع) فرمودند:
“من سوار نمیشوم. اگر میخواهی به من خدمتی کنی، به این منزلی که میرسیم یک کسی هست که یک روغنی دارد. برای ورم پای ما خوب است. این روغن را از این خریداری کن و بیا من پایم را درمان کنم.”
و حضرت مجتبی (ع) به آن فرد سفارش کردند که با او سر قیمت چانه نزن و هرچه قیمت گفت: بده.
به آن منزل رسیدند و آن شخص مشخصاتی که حضرت فرموده بود را پیدا کرد.
به آن مرد مراجعه کرد و گفت: شما یک چنین روغنی برای ورم پا دارید؟ گفت: بله. چند میدهی؟ گفت: برای چه میخواهی؟ گفت: برای امام حسن!
گفت: جانم فدای او! امام حسن اینجا وسط بیابان چه میکند؟
قصه را گفت که حضرت مجتبی پیاده آمده است.
گفت: من خودم خدمت حضرت میآیم.
خدمت حضرت آمد و روغن را تقدیم کرد و پول نگرفت. هرچه آقا اصرار کرد، پول نگرفت.
خدمت امام مجتبی (ع) عرضه داشت : آقا من در این بیابان شما را پیدا کردم اصلاً باور نمیکردم. من کجا و دیدار شما کجا؟ فقط از شما یک تقاضایی از شما دارم. و آن یک دعاست !
امام (ع) فرمود : چه دعایی؟
گفت: من از خانه که میآمدم، همسرم در آستانه وضع حمل بود. دعا کنید خداوند به من فرزندی بدهد، که «یحبکم اهل البیت» از محبیین و شیعیان شما اهل بیت باشد.
حضرت امام مجتبی(ع) فرمود: “الان که به منزل بروی ، خدا به تو یک پسری بدهد، و از شیعیان ما خواهد بود”. [اصول کافی/۲۷۷]
کرامت به نیازمند گرفتار
ابن عباس گوید در مسجدالحرام با امام مجتبی معتکف بودیم .. در حال طواف بودیم که فردی به او مراجعه کرد که مقروض ام و میخواهند مرا حبس کنند!
امام (ع) فرمود : بخدای کعبه الان چیزی ندارم . آن مرد گفت : پس ضامن من شوید تا حبسم نکنند ! امام طواف را قطع کرد و با آن نرد همراه شد .. من به امام گفتم : مگر در اعتکاف نبودید؟! امام (ع) فرمود : از پیامبر (ص) شنیدم : هر که نیازِ نیازمندی از مومنان را رفع کند مانند کسی است که نُه هزار سال روزها روزه دار و شبها شب زنده دار بوده است. (عدةالداعى/ ١٧٩)
کرامت به مومنِ ناشناس
شخصی در مسجد داشت راز و نیاز میکرد و از خدا میخواست؛ ده هزار درهم به او دهد تا با آن رفع حاجت و مشکلش نماید، امام مجتبی (ع) شنید و فوری آمد منزل و ده هزار درهم برای او فرستاد. [کشف الغمه ج۱ص۵۵۸]
کرامت به دشمن ناآگاه
مردی [گویا از شام] از دشمنان شاخته شده امیرالمومنین (ع) وارد مدنیه و در شرائط بدی قرار گرفت و از نظر مالی درمانده شد .. از هرکسی طلب رفع نیاز کرد پاسخی نگرفت تا به او گفتند به محضر امام مجتبی (ع) رود . او گفت ؛ اگر در این وضع ام بخاطر کنیه با پدر او و خود اوست ، چگونه به ملاقات او بروم ! بالاخره از درماندگی خود را به امام حسن رساند و مشکل خود را گفت. امام به او کمک کرد و مرکبی هم به او اهداء نمود. آن مرد به حقانیت امام حسن اعتراف نمود .
وقتی از امام (ع) علت کمک او به یک دشمن سابق دار نسبت به پدرش را جویا شدند ؟ فرمود : آیا آبروی خود را با توشه و مرکبی ، از او خریداری نکنم ؟! _ افلااشتری عرضی منه بزاد و راحلة ؟! [تاریخ ابن عساکر /۱۴۹]کرامت به دشمن آگاه و مُغرض
مروان به امام مجتبی اهانت کرد! امام بعد از سکوت او فرمود: گناه تو را پاک نمکنم اما دیدار من و تو در پیشگاه خداست که اگر آنچه گفتی راست است پاداش میگیری ، ولی اگر دورغ گفتی ؛ خدا سزای دروغت را دهد و خدا کیفرش از کیفر من بسیارسخت تر است _ انی والله لا امحو عنک شیئا ولکن موعدک الله فلئن کنت صادقا فجزاک الله و ان کنت کاذبا فجزاک الله بکذبک والله اشد نقمة منى. [ مقتل الحسین خوارزمی/۱۳۱]
کرامت به هر جانداری
نجیح گوید ؛امام مجتبی (ع) را در حالیکه غذا میل میکرد و در بین ، لقمه ای هم به سگی که آنجا بود میدادند . من خواستم آن سگ را از ایشان دور کنم که خطاب به من فرمود :
“من از خدا حیاء میکنم جانداری مرا در حال غذا خوردن ببیند و من چیزی به او ندهم _ دعه انی لاستحیی من الله ان یکون ذوروح ینظر فی وجهی وانا آکل ثم لا اطعمه.”( بحار ج ۴۳ص ۳۵۲)
سفارش به نیک رفتاری برای پس شهادتش
امام باقر(ع) میفرماید؛ امام مجتبی(ع) در آخرین لحظات عمرش به امام حسین (ع) وصیت نمود :
برادرم وصیتی دارم حتما آن را انجام ده ؛ پس از ارتحال ، جنازه مرا به کنار جدم رسول الله (ص) برده تا با ایشان عهدی داشته باشم و بعد به کنار مادرم فاطمه زهرا(س) برده و بعد از آن مرا در بقیع دفن کن . میدانم که اگر چنین نشود ، دشمن آماده خونریزی و هتک حرمت است و من چنین چیزی را رضایت ندارم. (ر.ک: اصول کافی۳۰۲/۱ و علل الشرائع ۲۱۵/۱ و الارشاد /۱۷۵)
نکته پایانی؛ به فرشته شدن و کریم بودن دعوتیم
قرآن ملائکه را به عنوان موجودات کریم نام برده و از آنان به “عِباد مکرمون” (انبیاء ۲۶) یاد کرده. در نتیجه هر کسی به هر مقدار که بتواند جان و جوارح و نِیات خود را آراسته به کرامتِ اخلاقی کند بهمان مقدار فرشته شده است. و این راه برای همگان باز است.
در این آموزه بزرگ اخلاقی بر اساس آنچه از سیره امام حسن (ع) قلم زدیم ؛ موظف به کرامتِ اخلاقی بصورت فرادینی هستیم تا حدوحدود کرامت خود در حق دیگران را با خط کش اعتقادات و یا سلیقه سیاسی معین نکنیم.
- برچسب ها
- استاد هادی سروش
- امام حسن مجتبی(ع)
- ایده فرا دینی
- کرامتِ اخلاقی
اخبار مرتبط

در جستجوی معنای «حق تلاوت قرآن»: نوشتاری از استاد هادی سروش

استاد هادی سروش: شناسایی نسخه اصلِ حکومت حضرت مهدی(عج)، نسخه های...

تغییر دنیایِ «ظلم» به دنیایِ «عدالت» در ظهور حضرت مهدی(عج): نوشتاری...

استاد هادی سروش: راهکارِ اهل بیت (ع) در دوران غیبت و...

استاد هادی سروش مطرح کرد: امام حسین(ع) و امتیازِ توحیدِ ناب...

پیامبر (ص) منحصر به انسان و باوری خاص نیست/ بر اساس...