حکومت دینی و ضرورت صداقتی فراتر از صداقت درحوزه اخلاق فردی ✍هادی سروش
🔰 حکومت دینی و ضرورت صداقتی فراتر از صداقت درحوزه اخلاق فردی
✍هادی سروش
چکیده :
نمونه روشن حکومت دینی ؛ حکومت رسول الله (ص) است . عنصر اصلی نبوت ؛ صداقتِ حکومتی است و صداقتِ حکومتی ؛ صداقتی فرا از حوزه فردی است چنانچه پیامبر رحمت (ص) در حوزه صداقت و راستی ؛ فقط دارای یک صداقتِ اخلاقیِ فردی منحصر با امت اش نبود، بلکه صداقت او در پیدایش و پای بندی پیمان هایش با مشرکان و نیز با تبری جوئی از تندروی های خودسرانه که پای بر حقوق الناس گذاشته میشود ، ظهور و بروز دارد. امروز چشم های بینا هر گونه بی صداقتی که مبتنی بر دغل و فریب ویا دروغ و ظاهر سازی باشد بخوبی تشخیص میدهد.
🔹پیوستگی حکومت دینی با صداقت
در تبیین شخصیت اخلاقی و سیره حکومتی رسول الله (ص) که مهمترین معیار برای داعیه داران حکومت های دینی است ، باید به "صداقت پیامبرانه" آن حضرت توجه ویژه نمود.
تردیدی نیست که صداقت از ضروریات پیامبری است که منظومه نبوت جایگاه ویژه ای دارد تا جائیکه در صورت نبود صداقت ، اجازه امکان تحقق پیامبری در یک شخص محال است .
مهم این است این صدقی که از آن سخن میگوییم یک صدق در قاموس اخلاق فردی نیست تا در شرح آن از صدق در زبان و صداقت با امت بگوییم ، چون صداقت پیامبرانه را نه فقط در زبان ، بلکه باید در روش حکمرانی پیامبر رحمت مشاهده کرد.
🔹نقطه آغازیین انتخاب در نبوت ؛ صداقت است
در منظومه نبوت "صداقت" یک عنصر اصلی و حیاتی است که کوچکترین بی صداقتی انسان را با اینکه دارای کمالات دیگری باشد ، از حریم نبوت و امامت و رهبری دور میکند .
در کافی نقل شده امام صادق (ع) فرمود : خداوند عزّوجلّ هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر به راستگويى و برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكار . اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبيّا اِلاّ بِصِدْقِ الْحَديثِ وَ اَداءِ الاَْمانَةِ اِلَی الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ.
🔹دروغ قبح ذاتی دارد
از آنجا که اصل اساسی شخصیت اخلاقی و اجتماعی و سیاسی انسان را صداقت شکل میدهد ؛ دروغ و بی صداقتی نمیتواند یک قبیح اعتباری باشد بلکه دارای یک قبیح ذاتی است که حتا در موارد ضروت به دروغ گفتن ، قُبح او باقی است . و این سخن حق ریشه در کلمات شیخ انصاری دارد و در اثار فقهی امام خمینی به خوبی تبیین و تشریح شده .
شاهد اینکه دروغ در همه بد قبیح و زشت است، بله ، اگر دروغ در تزاحم با یک مهم قرار گیرد مثلا جان کسی در خطر باشد و با فساد ممهی شکل گیرد آن دروغ جایز شمرده میشود ولی همواره یک قبیح است . از اینجاست که کسی با دروغ جانی را نجات دهد ، پیش خود فطرتاً دوست دارد که ای کاش با راست گویی میتوانستم ان فرد را نجات دهم .
🔹چهره های پرورش یافته صداقت پیامبر خدا
مهمترین ره آور نبوت رسول خدا تربیت صادق ترین افراد است که حاضر به انجام کوچکترین دروغ و بی صداقتی نبودند.
نمونه هایی چون ؛ علی (ع) و ابوذر و سلمان از آن است .
در مورد صداقت امام علی (ع) ، کلینی نقل میکند امام صادق (ع) فرمود:ببين على (ع) به سبب چه چيز آن منزلت را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيدا كرد، همان را پيروى كن. او، در حقيقت، با راستگويى و امانتدارى ، آن مقام و منزلت را نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يافت ؛ إنّما بَلغَ ما بَلغَ بهِ عندَ رسولِ اللّه(ص) بصِدقِ الحديثِ و أداءِ الأمانة
راستگویی ابوذر آفتاب درخشان تاریخ است ؛ وقتی پیامبر را در درون روپوشی از خانه بیرون آورد و کفار و مشرکین از داخل پارچه سوال کردند ، گفت : این پیامبر است ! مشرکان گفتند : ابوذر ما را مسخره میکند و رهایش کردند و بعد پیامبر (ص) علت آن سخن را از ابوذر پرسید که چطور شد، در این موقعیّت پرخطر؛ راستش را گفتی؟! ابوذر گفت:هر چه بر خود فشار آوردم که دروغی بگویم، دیدم دروغ، بلد نیستم! از اینرو رسول خدا فرمود: مَا أَظَلَّتِ اَلْخَضْرَاءُ وَ لاَ أَقَلَّتِ اَلْغَبْرَاءُ عَلَى ذِي لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِي ذَرٍّ الغفارّی/ آسمان سایه نیانداخت، و زمین بر روی خود برنداشت صاحب لهجهای را که راستگوتر از ابوذر باشد.» (امالی طوسی/ ۸۳)
این صداقت را ابوذر در ارتباط تربیتی با رسول الله کسب نمود.
🔹برخورد صادقانه پیامبر در جریات تلخ خالد
صداقت پیامبرانه رسول خدا را نباید فقط در حوزه اخلاق فردی ردیابی نمود . صداقت او به پهنای گیتی است و مهمترین و سخترین مواضع را سایه انداخته .
یکی از مواضع سخت برای اِعمال صداقت و راستی و دوری از هر فریب نسبت به افکار عمومی ، جایی است که نیروهای منتسب به حاکمیت دینی پا بر حق الناس گذاشته و به داعیه اینکه ما حق هستیم و یا بخاطر مصلحت جامعه و یا تقویت دین ، دست به رفتار خشنونت آمیز زده و پا بر حقوق الناس گذارند ! اینجا جایی که صداقت رهبران الهی محک میخورد .
نمونه مهمی در این زاویه در تاریخ صدر اسلام داریم ؛ در مدت حدود ۲۰ روزی که پیامبر بعد از فتح مکه در مکه حضور داشت ، افرادی را به اطراف اعزام میفرمود برای دعوت به اسلام . از این روی خالد بن ولید عازم منطقه ای شد که فبیله خَذیمه بودند . خالد برخورد قهری داشت و نیمه فردی فردا زد که تمام قبیله به اسارات بگیرید که باعث درگیری شد و عده ای کشته شدند ! خبر به رسول الله رسید و پیامبر امام علی را برای بررسی و جبران خسارات وارده فرستاد و امام هم با مقدار پول و امکانات راهی شد و تمام خسارات مالی و دیه افراد را پرداخت نمود و بازگشت و پیامبر (ص) کار امام را تایید نمود و علاوه بر پرداخت خسارت و جلب رضايت افراد قبيله ، رسول خدا اعلان بيزاری و برائت از اعمال ظالمانه خالد بن وليد کرد و این مطابق با فرمان الهي بود که در قرآن فرمود: «فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنيّ ِ بَرِي ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون ؛ اگر تو را نافرماني كنند بگو : من از آنچه شما انجام مي دهيد بيزارم!» (شعراء۲۱۶). و سپس رسول خدا دستهایش تا نهایت به طرف آسمان بلند كرد و با انابه به خدا عرضه داشت : اللهم إني أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ! (تاريخ الطبري ، ج۲ص۱۶۴ ، السيرة النبوية ، ج۵ص۹۶۶)
🔹راه صداقت و صداقت آفرینی باز است
راه صداقت و رسیدن مقام "صدیق" شدن باز است.
امام باقر (ع) به ربیع فرمودند : اى ربيع ، همانا مرد راست ميگويد، تا اينكه خدا او را صدّيق [بسيار راستگو] مينويسد. یا رَبِيعُ إِنَّ اَلرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكْتُبَهُ اَللَّهُ صِدِّيقاً .
این راه رفتنی را ابوذر رفت و از "صدیقین" بشمارد میرود چنانچه پیامبر در حدیثی می فرماید: ابوذر صدّیق هذه الامه؛ / ابوذر، راست گوی این امت است .(بحار ج۲۲ص۴۰۵)
از حوزه اخلاق فردی در بحث "صداقت" مهمتر ؛ بحث صداقت و راستی و درستی در میان کارگزاران و حکمرانان مطرح است.
امروز و هر روزی چشم های بینای افکار عمومی در همه جهان و خصوصا در کشور ما به صداقت مسئولین دوخته شده و این چشم های ذره بین اگر ذره ای بی صداقتی در حُکمرانی ببینند، یعنی چیزی مبتنی بر دغل و فریب ویا دروغ و ظاهر سازی را تشخیص دهند ؛ محال است کوچکترین حسابی برای او حساب باز کنند و در مقام دفاع از او برآیند .
🆔https://t.me/soroushmarefat