🔰گذری متفاوت بر عالَم برزخ ( ۴۹ )

🔷 نشانی از بی نشانهای برزخ !

✍#هادی_سروش

 

✅باور الهیون بر این است خدا انسان را از این عالم به عالم دیگری منتقل میکند که مسلمین به تبع قرآن از آن عالَم به برزخ نام میبرند.

✅ سرنوشت بدن روشن است . وقتی در این عالَم ؛ روح توسط ماموران الاهی قبض میشود و بدن ازادامه حیات باز مانده و به تعبیر "نهج البلاغه" مردار میشود.

✅اما نکته مبهم در سرنوشت "روح" است که چه میشود؟ طبق نصوص دینی و براهین عقلی و شهودِ اهل معرفت ؛ روح بعد از جدایی از بدن ، با یک وسعت متفاوتی روبرو شده و وارد عالم برزخ میشود و در آنجا بدن برزخی او ظهور میکند و با او همنشین میشود.

🔺این حقائق را میتوان از جمله کوتاه پیامبر رحمت (ص) که فرمود : "شما از این خانه به خانه ای دیگر منتقل میشوید / انما تنتقلون من دار الی دار " استنباط نمود ؛ "تنتقلون من دار" ؛ یعنی روح از این مرحله توسط ملک الموت قبض میشود و کوچ میکند . و تعبیر "الی دار" ؛ اشاره به عالَم برزخ و بدنِ برزخی آدمی است.

 

🔸حالات شگفت آور روح

✅در نهج البلاغه از حالات اهل برزخ که درشرائط منفی قرار دارند پوسیدگی ابدان را میبینند،چنین گزارش آمده: "مردگان سخن مى گويند، ولى نه به زبان. به زبان حال مى گويند كه چهره هاى شاداب ما گرفته و زشت شده و پيكرهاى نرم ما بيجان گرديده. جامه هايى كهنه و فرسوده در برداريم و تنگى جاى به رنجمان افكنده و وحشت، ميراثى است كه به ما رسيده. سراى خاموش گور بر سرمان ويران گرديده و زيباييهاى جسم ما را محو و نابود كرده زيبايى از چهره هاى ما گريخته و درنگمان دراين سراى وحشت به دراز كشيده. از محنتمان رهايى نبود و اين تنگنا، كه در آن افتاده ايم، گشادگى نيافت./ تَكَلَّمُوا مِنْ غَيْرِ جِهَاتِ النُّطْقِ، فَقَالُوا كَلَحَتِ الْوُجُوهُ النَّوَاضِرُ وَ خَوَتِ الْأَجْسَامُ النَّوَاعِمُ وَ لَبِسْنَا أَهْدَامَ الْبِلَى وَ تَكَاءَدَنَا ضِيقُ الْمَضْجَعِ وَ تَوَارَثْنَا الْوَحْشَةَ و تَهَكَّمَتْ عَلَيْنَا الرُّبُوعُ الصُّمُوتُ، فَانْمَحَتْ مَحَاسِنُ أَجْسَادِنَا وَ تَنَكَّرَتْ مَعَارِفُ صُوَرِنَا... (نهج البلاغه خ/ ۲۲۱ بند ۲۰)

✅اما از درباره شرائط مناسب و بسیار فرح بخش ارواح نورانی در برزخ طبق نهج البلاغه چنین گزارش شده که ؛ همین قدر بدانید که اگر می دانستید چه ها در آنجا برقرار است ، مجالست با "علی"(ع) را ترک گفته و به آن سوی می شتابید ؛ / فَلَوْ شَغَلْتَ قَلْبَكَ أَيُّهَا الْمُسْتَمِعُ بِالْوُصُولِ إِلَى مَا يَهْجُمُ عَلَيْكَ مِنْ تِلْكَ الْمَنَاظِرِ الْمُونِقَةِ، لَزَهِقَتْ نَفْسُكَ شَوْقاً إِلَيْهَا وَ لَتَحَمَّلْتَ مِنْ مَجْلِسِي هَذَا إِلَى مُجَاوَرَةِ أَهْلِ الْقُبُورِ اسْتِعْجَالًا بِهَا. (خطبه/ ۱۶۵)

✅ نهج البلاغه درباره حالات ارواح و همسایگان عالَم برزخ سخنانی حیرت آور دارد. مانند این جمله امام علی (ع) : "آنان ديگر از صحنه هاى ترسناك نمى ترسند ‌.. و از زلزله ها نگرانى ندارند و گوشهايشان بانگی نمى شنود. غايبان اند و كس چشم به راهشان نيست و در حضرند و حضور ندارند. مجتمع بودند و متفرق شدند. به هم الفت گرفته بودند و اكنون پراكنده اند. همسايگان اند و به هم انس نگيرند، دوستان اند و به ديدار هم نروند. رشته هاى آشنايي شان كهنه و فرسوده شده و پيوندهاى برادريشان گسسته است. تنهايند، هر چند، در كنار هم اند. در عين نزديكى و دوستى از هم دورند. نه شب را بامدادى مى شناسند و نه روز را، شبى. اگر در شب يا روز به سفر مرگ رفته باشند همان برايشان جاودانه است... / جِيرَانٌ لاَ يَتَآنَسُونَ وَ أَحِبَّاءُ لاَ يَتَزَاوَرُونَ، بَلِيَتْ بَيْنَهُمْ عُرَى اَلتَّعَارُفِ، وَ اِنْقَطَعَتْ مِنْهُمْ أَسْبَابُ اَلْإِخَاءِ فَكُلُّهُمْ وَحِيدٌ وَ هُمْ جَمِيعٌ... خطبه /۲۲۱

🔺سه نکته:

۱ ) این عبارات تفسیر باطنی از برزخ است. بر اساس این جملات پر رازورمز نهج البلاغه عالَم برزخ مشابه ساختمانی است که هر واحد مسکونی آن از واحد مجاور بی خبر و بی اطلاع است. چیزی مانند آپارتمان های زمان ما که همسایه از همسایه بی خبر است. کسانی است که در عالَم برزخ از روحِ آزادی بهرمند نباشند! پس از مرگ ، ارواح شان نمیتواند بر دیگران اشراف داشته باشد و قهرا از ملاقات با خوبان بی بهره خواهند بود.

۲) ارتباطات در عالَم برزخ براساس ارواح است ونه اجسادوگورستان. بله در برخی شرایط همسایگی ها دردفن ها میتواند بی اثر نباشد.ولی کُلیت ندارد.اگر بنا بود همسایگی در دفن،علت تامه درتاثیرات مثبت برای دیگرارواح باشد، قبرهارون الرشیدازبرکات مضجع امام رضا(ع)بهرمندبود! ۳) مُردن درشب وادامه دار بودن آن شب مرگ،از "تمثلات" آن عالَم است و برای افراد میتواندگوناگون رخ دهد.

✅جهان بررخ برای ماکه نرفته ایم "بی نشان" است وگوشه هایی از آن توسط امیرالمومنین نشان داده شده. این مقالات ادامه دارد.انشاءالله https://t.me/soroushmarefat