تحقيقي معرفتي در باب"عــــزت "
عزّت آدمی در گرو چیست؟
--------------------
عزت تمایل درونی همه انسانها
تمایل شخصیت روحی و روانی انسان بسمت و سوی عزیز شدن است. هیچ انسانی نیست مگراینکه فطرتاً دوست دارد عزیز باشد و این امر جبلی و فطری مورد عنایت قرآن شریف است.
"من کان یرید العزه فللّه العزّة جمیعاً". (فاطر 10)
طالبان دنیاوآخرت به مطلوب خودمیرسند
بنای خدای متعال بر این است که انسان به خواستههایش برسند و حتی کسانی که همه افق دیدشان محدود به دنیاست و دنیا را میطلبند خداوند نوید رسیدن به آرزوها و تمایلتشان را داده.
"من کان یرید حرث الدنیا نؤیه منها"
که در این ایه تعبیر «منها» آمده یعنی گوشهای از دنیا را به این طالبان و شیفتگان دنيا خواهیم داد. در مقابل به آنانکه خواهان معنویت وآخرتند که نوید عنایت بیش از حد انتظارشان را داده است.
"من کان یرید حرث الاخرة نزدله فیحرثه"
از همین منظر است که میگوئیم خدا به طالبان عزت، عزت را عنایت میفرماید وآنان را «عزیز» قرار خواهد داد.
نقطه صدور عزّت
این سؤال سؤال اساسی این بحث است که آنانيکه به عزت میرسند از چه منبعی و جایگاهی تغذیه شدند و عزیز در میان دیگران شدند؟
در حدیث زیبائی رسول اعظم(ص) از قول خداوند متعال فرمود:
«انا العزیز و من اراد ان یعز فلیطع العزیز»
«من عزیزم و هر نبادار عزیز شود از من اطاعت کند»
برخی اشتباه میکنند عزت را از مسیر غیر الهی میطلبند و ریاست را از راه غیر شرعی و قدرت را از مسیر غیر خدائی و یا ثروت رااز غیر منبع معنوی جویا میشوند قرآن صریحاً این گونه مسیرهای غیر الهی را تخطئه میکند:
اخذته العزه بالائم (بقره206)
اینان از راه گناه در تلاشند به عزیز شدن راه پیدا کنند که نشدنی است.
راه عزیز شدن
پس طبق آیه سوره فاطر و حدیث ذکر شده راه عزیز شدن در خدائی شدن آدمی است که اولین ثمره خدائی شدن انسان این که از گناه دوری میکند.
« من يعظم حرمات الله فهو خیرله عند ربه» (حج 32)
آنکه از «حرام» صرف نظر میکند به منافع خیالی که تصور میکرد از راه حرام به آن منافع میتواند برسد، خداوند متعال از مسیر صحیح به این عبد با تقوی خود کرامت میکند که این معنا بسادگی از تعبیر «فهوخیر له عند ربه» قابل برداشت است.
اهل بیت (ع) سنبل عزت
غیر از راه «خدائی شدن» که همان مفاد آیه
ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین
میباشد که آدمی همه و همه ابعاد و شئون حیاتی و زندگی خود را به سمت و سوی رب العالمین قرار دهد، راه دوم و جذابی وجود دارد که در «عزیز شدن» سهم مهمی به خود اختصاص داده وآن ارتباط و اتصال به چهرهائی است که بعنوان و سنبل عزّت معرفی شدهاند.
هرکس توانست در دنیای خود به هر اندازهای به اهل بیت(ع) قرب معنوی پیدا کند عزیز شده است از کارگر و پیشه ور گرفته تا عالمان ربانی.
اگر در قرآن توجه همگان را به «طهارت» و «عصمت» و «مودت» این ذوات مقدسه قرار داده نشان از همین اصل اصيل است که اگر میخواهید به منابع نورانی «عزت» و «عظمت» و «معنویت» راه پیدا کنید «راهنما» و «راهبر» شما این بزرگواران هستند.
دعای مستجاب پیامبر(ص)
وجودمبارک خاتم النبین(ص) دعای و معرفی پر باری در حق حضرت امیر و فاطمه دارد که گویای سر مقام و شأن مهم این بزرگواران است:
«جعل الله نسلهما مفاتیح الرحمة و معادن الحکمة و امن الاّمه»
مفاتیح الرحمة
اولین وصف حضرات معصومین(ع) آن است که کلید رحمت الهی هستند، با وجود اینان و ارتباط با اینان دربهای رحمت الهی به سوی افراد ارادتمند گشوده میشود.
چقدر افراد بودند که در حیات ائمه(ع) و بعد از شهادت ائمه اطهار متوسل به مقامات رحمانی و رحیمی معصومین شدند و به مطلوب خود رسیدند.
در زمانی حضرت امیر(ع) در کوفه بودند کنیزی در کنار بازارچه کوفه گریان که حضرت علت گریه او سؤال کردند عرض کرد اربابم مأمورم کرد خرما بخرم و خریدم و بردم منزل ولی او بعلت نامرغوب بودن قبول نکرد و گفت برو به از آن شخصی که خریدی بازگردان و من حال که امدهام خرما فروش قبول نمیکند. حضرت آمد پیش خرما فروش و چون حضرت را نشناخت از قبول خرماها سر باز زد و وقتی جدیت حضرت علی را دید و حضرت را شناخت به ناچار قبول کرد و خرما خوبی به کنیز داد و کنیز باز هم کنار بازار ایستاد ولی حضرت علت را جویا شد گفت: چون الان مدتی از بیرون آمدن من از خانه میگذرد چه بسا ارباب من درب را روی من باز نكند ومورد توبيخ او قرار گیرم. حضرت شخصاً آمد تا وساطت کنیزک را کند که وقتی مالک کنیز درب را باز کرد و مولی(ع) را پشت در دید به احترام قدم حضرت ان کنیز را ازاد کرد. این رفتار از غیر انسانی که مظهر رحمت الهی باشد انتظار نمیرود.
یا وقتی حضرت علی در روز جمعهای به نماز جمعه حاضر میشود و ظاهر چهره حضرت حاکی از ناراحتی بود و میثم تمار علت ناراحتی را جویا شد.
فرمودند: دیشب سرم درد میکرد و آن بدان جهت بود که سر تو درد میکرد.
صد البته که فرزند برومندش حضرت مهدی(ع) چنين است لذا در توقیع به شیخ مفید نوشت:
« انا غیر مهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم»
یعنی ما شما را رها نکرده و نام شما را از خاطر نمیبریم.
و رد جریان پسر مهریاز و ملاقاتش با حضرت حجت(ع) هم منقول است که حضرت فرمود: شیعیان آخرالزمان چنان را دوست میدارم که اگر آنان از محبت من مطلع باشند از شوق جان میدهند.
اینها گوشهای از صدها حدیث و حکایت است که بیان کننده چهره «رحمت» و «عطوفت» آن سروران از اوصیاء اللهی است.
معادن الحکمة
مقام «حکمت» و «علم» حضرات معصومین خود قصه بسیار مفصلی است که گوشهای از آن در کتب قیمه امامیه مثل «اصول کافی» باب الحجه و «بصائرالدرجات» و ... به تصویر کشیده شده .
سخن در این است که ائمه اطهار(ع) فقط مظهر حکمت نیستند بلکه معدن حکمت هستند.
چقدر فراخور توجه است که مولی الموحدین(ع) فرمود:
اگر بسمالله الرحمن الرحیم را تفسیر کنم و قلم بدستی بنویسد، نوشتهها بیش از هفتاد بار شتر مشود در حالیکه من از تفسیر «باء» بسمالله خارج نشدهام.
در کتاب توحید صدوق آمده که امام سجاد(ع) فرمود: میتوانم از کلمه «الصمد» همه معارف را استخراج کرده و به زبان آورم.
آیا این غیر از معدنیت نسبت به «حکمت و علم» است؟
گوشهای از «حکمت و علم» این خاندان سلمان فارسی تا ابوبصیر و زراره و محمد بن مسلم و ابان بن تغلب و ... درست کرد و نیز نمی از اقیانوس بی پایان علوم خاندان عصمت(ع) شیخ طوسی تا بحرالعلوم و تا علامه طباطبائی و امام خمینی به عالم عرضه کرد.
امن الأمة
وصف سومی که پیامبر اعظم(ص) در دعا و معرفی خود از خاندان پاک خود دارد این است که «اینان عامل امنیت » هستند.
دلیلی قائم نشده که ائمه اطهار عامل امنیت فقط در قیامت باشند بلکه در تمامی مراحل و منازل و مراتب هستی انسان از قبل از دنیا تادر دنیا و بعد از دنیا اين عزيزان عالم هستي «عامل امنیت» هستند.
نمونهای از این «امنیت» این حدیث است که در مورد فرشته اماته نقل شده:
«ترحم ملک الموت علی محبتی علی(ع) کما یترحم علی الانبیاء»
سنگین ترين لحظة برای انسان لحظه خروج از دنیاست که شیعیان حضرت علی(ع) در آن لحظه مورد محبت ملک الموت قرار میگیرد و آن محبت هم ریشه در قدرشناسی فرشتگان نسبت به ائمه اطهار(ع) دارد.