سخنی درباره سخت انگاریِ یا سهل انگاریِ "توبه مجرمان" ✍️ هادی سروش
🔰 سخنی درباره سخت انگاریِ یا سهل انگاریِ "توبه مجرمان"
✍️ هادی سروش
✅️اخیرا متن "شیوه نامه احراز توبه" از سوی مقامات محترم دستگاه قضاء صادر شده که در آن بخشش مجرمان در صورت "توبه" مطرح شده و دارای مطالب سودمندی است .
از آن رهگذر که "توبه" از گناه و جرم یک مقوله دینی است که در شاخه های مختلف علوم دینی فقهی و کلامی و اخلاقی مطرح است ، جای دقت نظر دارد.
🔻مواردی که در شیوه نامه در رابطه با "احرازتوبه مجرمان" است چنین آمده است :
الف - التزام عملی به انجام فرائض دینی
ب - جبران ضرر و زیان ناشی از جرم یا برقراری ترتیبات جبران یا تلاش برای تحصیل گذشت شاکی یا مدعی خصوصی
پ - اظهار ندامت و تعهد کتبی مبنی بر عدم ارتكاب جرم به ویژه چنانچه ندامت خود را به نماید
ت - همکاری موثر مرتکب در کشف جرم یا معرفی شرکاء یا معاونین جرم
ث - تعهد به خودداری از ارتباط و معاشرت با اشخاص شرور شركاء و معاونین جرم
ج- ارائه خدمات عام المنفعه با مشارکت در امور خیر
چ - اقدام به درمان و ترک اعتیاد
ح - گزارش کتبی مددکار اجتماعی مبنی بر اصلاح رفتار مرتکب (ایسنا ؛ ۱۲ تیر ۱۴۰۳)
✅️ آنچه موارد مذکور مطرح شده به دوبخش تقسیم میشود ؛ مواردی که مستند به "دین" است مانند ؛ بند الف و ب که مربوط به ضرورت انجام فرائض دینی و یا جبران حق الناس پایمال شده . و بخش دوم ضرورتِ رعایت برخی دستوراتی که ناظر به نظم و ارتقاء امنیت جامعه است. مانند بند ت، ث، ج .
💠این نوشتار در رابطه آنچیزی است که ارتباط با موضوعات و مسائل دینی در باب توبه دارد میباشد.
🔹️ مطلب اول ؛ توبه چیست ؟
معنای توبه عبارت است از بازگشت بخدا . یکی از مهمترین کتابهای لغت در عرب ، کتاب لسان العرب است که در معنای توبه همین معنا را ضبط کرده و مینوبسد : توبه ؛ رجع الیه بالرحمة .
در مورد مفهوم شناسی "توبه" در علوم اسلامی از فقه و کلام گرفته تا اخلاق و عرفان ؛ مطالب متنوعی مطرح است که دو نمونه از دو کارشناس بزرگ دینی تقدیم میشود؛
حکیم و شخصیت اخلاقی بزرگ اسلام خواجه نصیرالدین طوسی در "اوصاف الاشراف" مینویسد: «توبه به معنای بازگشت از معصیت است»
فقبه بزرگ محقق اردبیلی مفهوم توبه را بر پشیمانی و اراده بر عدم بازگشت به رفتار زشت ترسیم نمود: «التوبة هی الندامة و العزم علی عدم الفعل»
پس نتیجه میگیریم اگر بحث راجع مفهوم توبه و تحقق آن است ، با تامل در نصوص دینی استنباط میشود که برای توبه؛ ندامت حقیقی و عزم بر ترک گناه کافی است و حتی برای تحقق توبه ، نیاز به لفظ خاص یا اعمال خاص نیست.
🔹️مطلب دوم ؛ اسقاط عذاب و کیفر
علامه حلی صاحب کشف المراد ادعای اجماع بر سقوط عقاب نسبت به توبه کننده کرده است و در این باره مینویسد: «الناس اتفقوا علی سقوط العقاب بالتوبة.»
اما سقوط عذاب اُخروی را نباید با کیفر و اجرای حد توسط قاضی خلط نمود. در برخی موارد توبه باعث برداشته شدن کیفر از مجرم میشود و در برخی موارد نمیشود.
به نمونه توجه فرمایید ؛ دو بزرگ حدیث و فقه یعنی؛ شیخ صدوق و شیخ مفید بر این باور فقهی هستند ؛ جرائم جنسی که مستوجب حد است، در صورتی که مجرم پیش از اقامۀ شهادت نزد حاکم، توبه کند، حد از او برداشته میشود واگر بعد از اقامۀ شهادتِ شهود بر وقوع جرم توبه کند، حاکم با در نظر گرفتن مصالح مسلمانان در اجرای حد یا عفو مخیر است. اما اگر مرتکب جرم جنسی و حتی محارب ، قبل دستگیری و رسیدن به محکمه شرع توبه کند، مشهور فقهای امامیه بر این نظرند که مجازات ساقط میشود.
با نظاره این موارد که در فقه بر اساس نصوص دینی توسط فقیهان ترسیم شده به این نتیجه میتوان رسید ؛ توبه عذاب اُخروی را بر میدارد و فقط در موارد نادر و خاصی توبه نمیتواند کیفر و حد شرعی را منتفی کند.
🔹️مطلب سوم ؛ ضرورت اداء حقوق
توبه از عبادت انجام نشده و یا توبه از حقوق تضییع شده باید توام با انجام آن فرائض و اعطاء حقوق تضییع شده به ذوی الحقوق باشد. این به عنوان شرط توبه مطرح است و نه حقیقت توبه.
این حقیقت بصورت آشکار از قرآن کریم استفاده میشود که میفرماید: "فمن تاب من بعد ظلمه واصلح فان الله یتوب علیه" (مائده /۳۹)
اما این ضرورت فقهی و اخلاقی را نباید با تحققِ توبه خلط کرد. بین تحقق توبه و پذیرش توبه فاصله است ، چون ضرورت جبران از سوی توبه کننده به شرائط توبه بازگشت دارد و نه به مفهوم توبه . تفاوت در اینجا ظاهر میشود که اگر توبه کننده ای نمازهای فوت شده را نخواند و یا اموال سرقتی را بازنگرداند ، ولی نمازهای بعدی را خواند و دیگر دست به سرقت نبرد ، این شخص توبه کننده محسوب میشود و آثار مثبت توبه را داراست در عین اینکه حق الله یا حق الناس را نیز به ذمه دارد. درست بدین خاطر است به ندرت فقیهان بین تحقق توبه و پذیرش توبه تفاوت قائل شده اند و انجام عبادات قضاء شده در حق الله ، و یا بازگشت حق الناس را بر تحقق «شرایط توبه» مترتب دانستهاند. مثلا شهیدثانی اشاره دارد که فقها، خروج از مظالم را گاه جزء و گاه شرط توبه شمردهاند.
بار دیگر تاکید میکنیم ؛ توبه کننده از حق الناس، توبه اش قبول است اما باید شرط توبه را نیز رعایت کند و آن رد مظالم و حقوق به صاحبان آن، یا طلب عفو و اِبراء از آنان است.
در روایتی نقل شده است: «یکی از بزرگان قبیله نخع به امام باقر (ع) عرض کرد: از زمان حجاج تا کنون والی بودهام، آیا راه توبهای برای من وجود دارد؟ حضرت ساکت شد. وی بار دیگر سؤالش را تکرار کرد. امام فرمود: خیر، مگر اینکه حق تمام صاحبان حق را به آنها برسانی.»
🔹️ مطلب چهارم ؛ نمایان شدنِ آثار توبه از کمال توبه است و نه شرط تحقق یا پذیرش توبه
ضرورت بازگشت حقوقی که در انجام گناه از دست رفته ، با ضرورت نمایان شدنِ آثار توبه متفاوت است.
در باب توبه از گناه و جرم موضوع نمایان و آشکار بودن آثار توبه است .
پیامبر خدا (ص) میفرماید: «توبه کننده باید اثر توبه را آشکار کند، که در غیر این صورت تائب نخواهد بود.»
بله ، با توجه به برخی نصوص دینی بجاست که از شخص توبه کننده آثار توبه دیده شود ولی این مرتبه ای بیرون از مفهوم توبه است و شامل کمال توبه است . چرا که با توبه عقاب الهی ساقط میشود که در ادامه این مقاله تقدیم خواهد شد.
از این رهگذر است که در تحقق توبه و باور آن توسط ناظرانِ شخصِ توبه کننده ، تکلیف کردنِ توبه کننده به انجام مستحبات و یا شرکت در محافل دینی دارای پایگاه فکری در نصوص دینی نیست.
🔹️ مطلب پنجم ؛ روا یا نارواییِ آزمودنِ توبه کننده
از آن رهگذر که مفهوم توبه در بازگشت ارتباط بین عبد و خدایش تفسیر شده ، آزمودن توبه کننده خارج از معیارهای اخلاق و فقه است.
بله در اینجا نیز ، اگر مسئله حق الناس مطرح باشد و یک نوع اطمینان خاطر برای ذوی الحقوق که صاحب حق هستند مطرح باشد ، آن صاحب حق میتواند توبه ی توبه کننده را مورد آزمون قرار دهد.
شیخ طوسی بر این باور است ؛ "درصورتی که مردی زنی را به زناکاری بشناسد و به باور این که توبه کرده است، تصمیم به ازدواج با وی بگیرد، نزد برخی فقها، اظهار توبه کافی نیست و لازم است صحت توبه آزموده شود."
البته در همین جا ، اجازه آزمودن داده اند و نه ضرورت بر آزمودن . لذا جناب شیخ مفید میگوید؛ "اگر زنی اصرار بر زنا داشته باشد، بر همسر او روا نیست که آن زن را نگاه دارد، اما در صورتی که زن حتی اظهار توبه کند، مرد اجازه دارد او را به زنی نگاه دارد ."
از اینروست که برخی فقیهان بر این باورند ؛ توبه کننده ای که باید بر او اجرای حد شود اگر خدای نخواسته اصرار بر گناه کبیرهای داشته باشد و این معنا به ثبوت رسیده باشد، ولی در مورد جدید گناه پیش آمده باز اظهار توبه نماید ، درصورت تحقق شرایط، میتواند "رافع حد" باشد.
آنچه ما از نصوص دینی در باب توبه استنباط میکنیم؛ توبه و ترغیب به توبه آسان و بدون پی گیری های پردرسرساز است. روشن است که از نظر روانشناسی اخلاقی و جامعه شناسی ؛ وقتی در مورد گناهکاران و مجرمان، بجای ترغیب به توبه تکیه جدی بر اظهار توبه و آشکار بودن نتایج توبه باشد ، رنگ توبه غلیظ میشود و مورد استقبال کمتر قرار میگیرد.
🔹️ مطلب ششم ؛ اقدامات تامینی و تربیتی
همانطوریکه مجرمان در یک شخصیت روانی و اخلاقی خلاصه نمیشوند ، جرائم نیز یک نواخت نیست .
روشن است که در بسیاری موارد توبه مجرم غیرحرفه ای پذیرفته شده است و نباید برای آینده او تعیین تکلیف کرد و توبه را در ذهن او سخت و تلخ کرد.
اما در میان مجرمان و جرم ها برخی مواقع که منجر به سلب امنیت اجتماعی و مشابه آن مطرح است ، موارد استثنایی است و طبعا توبه مجرم اگر بخواهد دارای اثر حقوقی باشد و به موجب آن سقوط مجازات قانونی و آزادیِ مجرم در نظر گرفته شود، نیاز به احراز و اثبات توبه در نزد کارشناسان خُبره قضایی مطرح است.
اما همه سخن در این است که نباید موارد خاص را به موارد شایع در جرم و مجرمان جامعه سرایت داد.
نکته شایان توجه دیگری که قابل دقت است این است که اگرچه توبه میتواند مجازات را از بین ببرد ولی چه بسا باید بر یک مجرم خاص، اقدامات تامینی و تربیتی اعمال شود. در عین اینکه این قاعده را میپذیریم اما نباید از یک نکته علمی غفلت ورزید که بارگذاری اقدامات تامینی و تربیتی باید توسط کارشناس خبره روانشناسی و آشنای به اخلاق و جامعه صورت پذیرد. و نا گفته پیداست که راه درست در اقدامات تربیتی برای امتیاز و اعطاء مزیت گذاشتن باشد و نه مشروط کردن توبه به تحقق آن دستورات اخلاقی و تربیتی.
https://t.me/soroushmarefat