قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

گذری متفاوت بر عالَم برزخ (۴۳)  🔷 مسلمان مُردن !   ✍#هادی_سروش

🖤 تقدیم به روحِ آسمانی شده همسرم


🔰گذری متفاوت بر عالَم برزخ (۴۳)

🔷 مسلمان مُردن ! 

✍#هادی_سروش


به نام خدا 

✅ بر اساس آموزه های قرآن انسان باید به اصول دین اسلام معتقد و باور داشته باشد و آن اعتقادات حق و درست را با خود به جهان ابدی ببرد. 
این با "خود بردن" در خور توضیح است. 

✅ هر انسانی فطرتاً دوست دارد همواره  زنده باشد و چیزی حیات او را تهدید نکند ، در نتیجه به چگونگی و کجا و به شکل "مُردن" حساس است.
اما توجه قرآن‌ به کجا و کی مُردن نیست بلکه توجه به حال انسان دارد که در زمان ارتحال از این نشئه ، از جهات اعتقادی و باورهای دینی چگونه باید باشد .

✅ دعای انبیاء و اولیاء  شاهد بر دغدغه آنان نسبت به چگونه مُردن است که در چه باوری و در چه جایگاهی از ایمان ، این جهان را ترک میکنند ؟
اما به مُردن خود از حیث زمان و یا مکان و یا امکانات رفاهی و یا امکانات پزشکی توجه ندارند. 

✅ بر اساس تعالیم آسمانی ؛ وظیفه ایمانی فقط منحصر در "مسلمان" زندگی کردن نیست ، بلکه مهم ؛ مسلمان مُردن است.

"مسلمان"در اصطلاح قرآن، تسلیم بی چون و چرا در مورد خداست که نتیجه آن توحید کامل و معرفت خالص از هر گونه شرک است که نمونه کامل آن در قرآن حضرت ابراهیم (ع) است.

✅ یوسف صدیق (ع) در اوج فرمانروایی و دسترسی به همه ی امکانات حکومتی از خدا میخواهد که "مسلمان و در حال تسلیم بخدا" بمیرد.
" أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني مُسْلِماًوَأَلْحِقْني بِالصَّالِحين."(یوسف/۱۰۱)

علامه طباطبایی این درخواست مرگ در حال مسلمان بودن و تسلیم بودن را ، به "بقاء اخلاص و استمرار حالت تسلیم" در برابر پروردگار معنا نموده است. (المیزان۲۵۰/۱۱)

✅ اگر یوسف در حالیکه در مقام نبوت قرار دارد به چنین حاجت معرفتانه ای آگاهی دارد جای تعجب نیست ، اما برای این قلم بسیار شگفت آور است که ساحرانِ دربار فرعون که مشرک بودند و معجزه موسی (ع) دیدند و بعد ایمان آوردند ، چگونه در حالی که آنچنان زمانِ زیادی بر خداپرستی آنان نمی گذشت چنین حاجت عارفانه ای را مطرح کردند و از خدا خواستند ؛ مرگ ما در مسلمانی و تسلیم قرار بده ؟!
این نیست مگر نفوذ آموزه های مکتب موسوی (ع) درجان آنان که باعث چنین انقلاب روحی در آنان گشت و طبق صراحت قرآن از خدا خواستند ؛ خدایا ظرف نفسِ ما را مملو از صبر فرما و توفیق مسلمان مُردن به ما عنایت کن ؛ 
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ (اعراف/۱۲۶)

و بر این اساس باید دعای همیشگی ما چنین باشد تا در مراحل بعدی دعاهای والاتری چون  ؛ وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (آل عمران/۱۹۳) داشته باشیم.

✅ مهم ؛ "تسلیم خدا" بودن است که از آن در قرآن به اسلام و مسلمانی نام برده شده است.
این حالت تسلیم ، به زبان و ظاهر نیست ، بلکه باید در وجود انسان و خمیره ذات آدمی پیاده شود و جای گیرد تا در مواقع حساس و پر فشار از دست نرود.
دیدن رفتن از این جهان ، و ترک مال و جاه و همسر و فرزند و .. بسیار بسیار سخت است ، و وقتی آدمی خود را در آن شرائط میبیند در صورتی با حالت تسلیم و مسلمانی جهان را بدرود میگوید که از قبل روی خود بسیار کار کرده باشد و خود را به تسلیم مقدرات پروردگار بودن آشنا و سپس عادت داده باشد .
ولی اگر ایمان ضعیف باشد و تسلیم امر پروردگار نباشد خطر "بی دینی" در لحظه مرگ میرود !

✅ راه این است که آدمی ؛ اول ، خدا را بپذیرد . بعد به او اعتقاد جدی و باور پیدا کند ، و سپس تسلیم خواسته حق تعالی باشد .
اگر مدتی بر این کمالات در جان خود کار کند و ریاضت کشد ، ایمان ، "ملکه" نفس و جان انسان می شود و در اینصورت است که در حالت "اسلام و تسلیم" خواهد مُرد.

🟢نتیجه : برای مسلمان مُردن ، مسلمان شناسنامه ای بودن معیار نیست ، چه مسلمان شناسنامه ای که لحظه ای مسلمان واقعی نبوده و نهایتا هم مسلمان نخواهد مُرد .
پس مهم این است که باید فقط و همیشه "تسلیم خدا" بود . 
به این نمونه از احادیث در این موضوع نظر دقت کنید؛
پیامبر (ص) فرمود: 
"کسى که در دنیا به امانتى خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار مى‏ کند در حالى که بر او خشمگین است =  مَن خانَ أَمانَةً فِى الدُّنیا وَلَم یَرُدَّها إِلى أَهلِها ثُمَّ أَدرَکَهُ المَوتُ ماتَ عَلى غَیرِ مِلَّتى وَیَلقَى اللّه‏َ وَ هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ."
[جامع الاحادیث الشیعه، ج٢٣/۱۱۵۴]

این سلسله مقالات بصورت هفتگی ادامه دارد. انشالله

🆔https://t.me/soroushmarefat

گذری متفاوت بر عالَم برزخ (۴۲)  🔶موضوع: اهمیت حُسن خُلق در برزخ  ✍#هادی_سروش

🖤 تقدیم به روح همسرِ آسمانی شده ام


🔰گذری متفاوت بر عالَم برزخ (۴۲)

🔶موضوع: اهمیت حُسن خُلق در برزخ

✍#هادی_سروش

به نام خدا


🟢حُسن خلق در برزخ وجهان آخرت

 تاثیرات حسن خلق بر آخرتِ آدمی یعنی بربرزخ وقیامت شگفت آور است که برخی آنها چنین است ؛

✅ ۱)موجب نیل به درجات عالی می‌شود؛ 
پیامبر اكرم(ص) فرمود:
«به درستی كه بنده در سایه خوش خلقی به درجات بزرگ و مقامات والایی در آخرت می‌رسدگرچه عبادتش ضعیف باشد؛ = اِنَّ الْعَبْدَ لَیَبْلُغُ بِحُسْنِ خُلْقِهِ عَظیمَ دَرجاتِ الاخِرَهِ وَ اَشْرَفَ‌ الْمَنازِلِ وَ اِنَّهُ ضَعیفُ الْعِبادَهِ»[بحار۳۰۶/۵] 

✅ ۲) عنوان برجسته نامه عمل است؛
حضرت علی(ع) فرمود:
«عنوانُ صحیفةُ المؤمن حسنُ خُلقه؛ = سرلوحه نامه عمل انسان با ایمان حسن خلق او است».[بحار،۳۹۲/۶] 
عنوان نامه اعمال، بیانگر مهم ترین اعمال نیکی است که قبل از هر چیز نظرها را به خودجلب میکند.

✅ ۳) حساب و کتاب آدمی را سهل می‌كند؛ 
امام علی(ع) می‌فرماید:
«اخلاق را نیكو كن تا خداوند حسابت را آسان كند ؛ = حَسَّنْ خُلْقَكَ یُخَفِّفِ اللهُ حِسابَكَ»[بحار،۱۵۲/۷۷]

✅ ۴ ) سنگین ترین ها در میزان الهی است ؛
امام رضا بوسیله پدراتش از رسول الله (ص) فرمود: « در میزان اعمال قیامت، هیچ چیزی سنگین تر ازخلق نیکو نیست ؛ = ما مِنْ شَیْ ءٍ اَثْقَلَ فِی الْمیزانِ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ.»[عیون ۳۸/۲]

✅ ۵ ) آمرزش گناهان را در پی دارد؛
 امام صادق (ع) فرمود: 
« اِنَّ الْخُلْقَ الْحَسَنَ یُمیثُ الْخَطیئَهَ كَما تُمیثُ الشَّمْسُ الْجَلیدَ ؛ = خوش اخلاقی لغزش‌ها را ذوب می‌كند همان گونه كه آفتاب یخ را آب میکند.[بحار؛۲۹۶/۱۶]

✅ ۶) ورود به بهشت را به انسان هدیه میکند؛ 
رسول خدا (ص) فرمود:
 «بیشترین امتیازی كه امت من به سبب داشتن آن به بهشت می‌رود، تقوای الهی و خوش خلقی است ؛ = اَكْثَرُ ما تَلْجُ بِهِ اُمَّتیَ الْجَنَّهَ تُقْوی اللهِ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ.» [اصول كافی،۶۶۳/۲]

🟢 چیستی حُسن خُلق

حُسن خُلق ویاخوش اخلاقی؛ نرم‌خوئی وخوش‌سخنی وگشاده‌روئی است.

🔸امام صادق(ع)؛"حُسن اخلاق رابه نرم خوئی ومهربانی، گفتارمودبانه و خوشرویی تعریف فرمود = تُلیّن جانبک و تُطیب کلامک و تلقی اخاک ببشرٍ حَسن."[معاني الاخبار/۲۵۳]

🔸ازعالمانِ طراز اول درتبیین اخلاق؛ مرحوم محقق نراقی است، ایشان در جامع السعادت معتقد است مراداز "حُسن خلق" درروایات، به معنای خوش اخلاقی است ونه بمعنای جامع بودن کمالات اخلاقی.


🟢اهمیت حُسن خُلق

حُسن خلق؛ تجلی گاه وبلکه سازنده هویت هویت آدمی وهویت دینی است.

🔸این ادعا رامیتوان از بیان رسول خدا (ص) دریافت نمود که پیامبر رحمت وکرامت فرمود:
«الْاسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ؛ - اسلام همان خوش رویی است».[كنز العمّال۱۷/۳]
پس چکیده وعصاره همه ی آموزه های اسلام؛ "حسن خلق" است.


🟢 سه نکته مهم و عمیق اخلاقی و عرفانی از سه عارف بزرگ

🔻حکیم ملاصدرا ، توصیه می کند که آدمی باید روی تقویت زیبایی های اخلاق خودتلاش کند و خود راملتزم و متعهد به حسن خلق کند. و سپس این حدیث را که از امیرالمومنین (ع) نقل میکند ؛
" رفتارشما به شما بازمیگردد، خود را به رفتار اخلاقی در آرید و به آن پای بند باشید که فردا با شما آن میکنند که شما با مردمان کردید = انما هی اعمالکم ترد الیکم فالتزموا مکارم الاخلاق هو غدا یعامکم بما عامتم به عباده ."
[شواهدربوبیه/۳۶۷]

🔻امام خمینی میگوید:
"درتمام مراحل برزخ وقیامت ، محتاج معارف حقه الهیه واخلاق حسنه واعمال صالحه هستیم."

پس کار آمدی "حُسن خلق" تنها برای ورود مسرورانه به برزخ نیست ، بلکه حسن خُلق در قدم به قدم سیر در مراحل برزخی و عوالم قیامت سهم تعیین کننده دارد.

🔻شیخ بزرگوارما در معارف الهیه علامه حسن زاده آملی در نکته ۴۷۸ از کتاب پر ارزش "هزارویک نکته" نوشته است ؛
"هریک از اخلاق فاسده شاخه ای از درخت دوزخ است و اتصال به آن انسان را به دوزخ می کشاند !  و اگر اخلاق فاسد در ذات انسان فرو رود ، ذات انسان شاخه ای از دوزخ میشود. همین معنا در حدیث منقول در امالی شیخ طوسی از رسول الله (ص) تبیین شده که آن حضرت فرمود : 
"سخاوت درختى است در بهشت،پس هر كس داراى سخاوت شود به يكى از شاخه‌هاى آن چنگ زده است،و اين شاخه او را رها نمى‌كند،تا او را وارد بهشت سازد،و حرص و آز نيز درختى است از آتش،هر كس آزمند باشد به شاخه‌اى از آن چنگ زده است،تا اينكه وارد آتش جهنم شود .  = السخاء شجره فی الجنه فمن کان سخیا اخذ بغصن منها.."

🔸نکته مهم علمی این است که فقط نماز وروزه وخیرات ویا رفتارمنفی مجسم نمیشود،بلکه اخلاق ما هم مجسم میشود و"تجسم اخلاق" فرا از تجسم اعمال است.
غرض اینکه؛اخلاق مثبت، مانند؛ خوشرویی،ادب، محبت،صبر، آرامش،سخاء، و همه آنچه که ضد این اوصاف مثبت است تجسم عینی پیدا میکندوباماعجین میشود. عارفان ازآن به "بهشت ویاجهنم اخلاق" نام میبرند.

🆔https://t.me/soroushmarefat

پاسخ به شبهاتی در مورد آیات قرآن   #هادی_سروش

💠یکی از دوستان شبهاتی که در فضای مجازی مطرح است و البته توسط یک آدم معلوم الحالی ابتداً طرح شده را فرستاد و پاسخ خواست .
واقعش این شبهات چیز تازه ای نیست و جواب های روشنی دارد که بنده اجمالش را عرض میکنم و میتوانید در کتاب های مختلف تفسیری از جمله "المیزان" و "تسنیم" و "نمونه" بصورت مفصل مطالعه کنید :

🔹️شبهه اول : 
پيامبر اسلام با دختر بچه  بنام عایشه ٧ الي ٨ ساله ازدواج مي كند. 
 در كتاب تحريرالوسيله ، ازدواج با طفل شيرخواره را با اذن پدر ، جايز مي داند و دفع شهوت را مجاز مي داند!
🔻پاسخ به شبهه اول ؛ ازدواج پیامبر با عایشه در کودکی او از دروغ های شاخدار است که بنی امیه در اوردند . در مورد سن ازدواج عایشه بر اساس تاریخ اسلام حدود ۲۲ سال بوده 
و فتوا در تحریر الوسیله هم با توجه شروط متعدد است که در خود آن کتابآمده و نمیشود یک فتوا را دید و شروط آن را ندید ،  تازه در همین مورد هم نظر امام و مراجع بر رعایت قانون است و قانون کشور ما ۱۸ سالگی است . گذشته از اینکه برخی مراجع صیغه کردن دختر بچه را جائز نمیدانند.

🔹️ شبهه دوم : 
 در سوره احزاب آيه ٥٠ :
 اي محمد دختران خاله تو ، دختران عمو و عمه و دايي تو ، و هر زن مهاجر و انصار كه خود را رايگان ببخشد ، بر تو حلال است.
یعنی همه زنان بر پیامبر حلال است!
🔻پاسخ ؛
این هم تهمت و دروغ است 
کجا همه زنان حق داشتند خود را ببخشند  و چنین کردند؟! چرا تاریخ موردی را نقل نکرده؟!
کجا همه زنان بر پیامبر حلال شده ! ازدواج دختر عمو که برای دیگران هم جائز است . پیامبر (ص) مانند یکی از مسلمانان مامور به رعایت احکام ازدواج است.

🔹️شبهه  سوم :
 در سوره احزاب ايه ٣٧ آمده:
 ای پيامبر تو اگر عاشق زن پسرخوانده ات ( زيد) شدی اشكالی ندارد!
🔻پاسخ ؛
این هم تحریف است و در سوره احزاب حرفی از عشق نیست !
مهم این است که در عرب جاهلی روش غلطی داستند که کسی نمیتوانست با زن پسر خوانده خود ازدواج کند ، خدا این را ، حلال اعلام فرمود و به پیامبر دستور داد انجام دهد تا آن قُبح غلطی که پیدا شده بود عملاً شکسته شود.

🔹️شبهه چهارم :
 در سوره مائده آيه ٣٣  امده : كافران را در جنگ بكشيد و زنانشان را به كنيزی ببريد !
 اين رفتارها خلاف منشور حقوق بشراست.
🔻پاسخ :
در هر جنگی مرد و زن اسیر میشوند و قوانین خود را در مانند نگه داشتن و یا مبادله و .. که برخی از آن در قرآن اشاره شده .  اما همین اسلام میگوید اگر با دشمن در مورد جنگ و اسیر پیمانی امضا نمودید ،باید به آن پای بند باشید. امروز منشور حقوق بشر پیمان است و دولت های اسلامی در صورت امضا و موافقت باید رعایت کنند.

🔹️شبهه پنجم : 
در سوره لقمان علم به سه چیز را مخصوص خدا دانسته ؛ روز قیامت ، بارش باران ، جنسیت کودک قبل از تولد .
در حالیکه علم به اینها دست پیدا کرده است !
🔻پاسخ:
این هم تحریف قرآن است!
خدا میفرماید : علم الساعه یعنی قیامت را میداند و باران را نازل میکند و فرزند در رحم را میداند.
کجا فرموده ؛ کسی نمیتواند بداند . 
مهم این است او بدون ابزار بررسی  میداند و به شکل علم حضوری میداند ، درحالیکه انسان در برخی این سه مورد با ابزار میتواند بداند ولی زمان قیامت را اصلا نمیداند . آنچه که خدا میفرماید نمیدانید و هنوز هم بشر نمیداند چگونه مردن و در کجا مردن است .این مورد ربطی به سه مورد قبلش ندارد

🔹️شبهه ششم :
 در سوره صافات ايه ٨ و ٩ و ١٠ آمده :
 شهاب سنگ هایی كه می بينيم ، زمانی است كه خدا  دارد با فرشتگان صحبت می كند و شيطان می خواهد به حرف آنها گوش دهد و خدا با اين سنگ های آتشين ، شيطان را دنبال می كند.
🔻پاسخ به سوال ششم‌؛
آیه سوره صافات را نباید خارج از معنایش معنا و تفسیر نمود.
واقعیت این است که چون امورات این عالم را فرشتگان بدستور خدا اراده میکنند و از آنجا که شیاطین که موجوداتی از جنس جن هستند و در همه حضور دارند ، اگر خبرهایی از چگونگی اداره عالم را آگاه شوند تخریب میکنند بخاطر جنس شیطینتی که دارند ، نمونه اش سحر و جادویی که برخی ساحران با ارتباط با جن انجام میدهند و مثلا ازدواج و کاسبی کسی را خراب میکنند ! خدا براساس رحمتش آنان دور میکند تا جهان طبق نظم اداره شود

🔹️شبهه هفتم :
 اين همه جملات ضد  و نقيض ( ناسخ و منسوخ ) در قرآن ، از تفاوت اعداد درمورد حضورفرشتگان و یا خلقت روز و شب و ..
🔻پاسخ : 
نزول قرآن تدریجی و براساس شرائط روز بوده و اگر چنین نبود اصلا یک کتاب قانون دائمی نبود . و خود قرآن ، احکام زمان دار را از احکام دائمی جدا فرموده است . و ذکر "اعداد خاص"  در قرآن نشانه کثرت و یا قِلت است و نه چیز دیگری . و این نحوه حرف زدن در زبان و محاورات متعارف است .


✅https://www.instagram.com/p/CNhD4jBl-WK/?igshid=7m45nva3ywec

🆔https://t.me/soroushmarefat

جامعه در رنج است !   ✍#هادی_سروش

🔰 "جامعه در رنج است!"

✍هادی سروش


♈️شرائطی به گونه ای است که دیگر نمیتوان گفت فلان شخص و یا فلان صنف و گروه در رنج است، نه همه در رنج هستند مگر عده ای اصحاب قدرت و ثروت که ظاهرا خیلی راحتند و راحتی را میتوان از سخنان و مواضع و درگیری های باندی شان مشاهده نمود !

♈️این  روزهای اخیر در خبرها آمد؛ 
"ماهانه پانصد پرستار به خارج از کشور مهاجرت میکنند!"
واقعا چه شده که بعد از مهاجرت بخشی از پزشکان و استادان که سرمایه های ملی و غیر قابل جبران یک کشور به حساب میآیند ، نوبت به فرشتگان جامه سفید جامعه یعنی پرستاران رسیده؟!
آیا اپیدمی بیماری کرونا آنان را کلافه کرده ؟ آیا از حق و حقوق قطعی شان محروم هستند؟ آیا در فشار زندگی هستند؟ و آیا ... ،  خلاصه علت این مهاجرت ها هر چه باشد ، در یک نقطه متمرکز است و آن این است که جامعه در "رنج" است!

♈️آیا این سنخ "رنج" هایِ  مردمان ما در صنوف مختلف ،اهمیت ندارد ؟!

اگر حکومت مان حکومت اسلامی است  و نگاه مان به الگوی حکومت علوی باشد ، بعید میدانم مسئولین نظام از بالا تا پایین ، بعد از شنیدن این خبر و از این دست اخبار ، خواب راحت داشته باشند !

♈️امام علی(ع) چهارده قرن قبل ، خیلی پایین تر از "فرار مغزها" را مطرح نمود و آن "مهاجرت" است !
آنجا که به‌ حاکم بخش مرکزی ایران که به فارس شناخته میشد ، نوشت :
«با عدل‌ و انصاف رفتار كن، و از تندروى و ستم بپرهيز؛ زيرا تندروى منجر به ‌"مهاجرت" شده ، و ستمكارى باعث قیام مسلحانه مى ‌گردد ! 
- اِسْتَعْمِلِ  الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ ؛ فَإِنَّ الْعَسْفَ  يَعُودُ  بِالْجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ.»(نهج ، حکمت ۴۷۶).
براساس این نامه امام علی (ع) جلاء وطن و مهاجرت براساس یکی از سه عاملِ بی انصافی و عدالت کُشی  ، و یا تندروی ، و یا ستم در جامعه معرفی فرمود .

♈️ یادمان نمی رود که "تحریم" مورد تمسخرِ رییس دولت گذشته قرار گرفت و به "کاغذپاره" تعریف شد !
و دیگرانی فاقد عقل و یا متملق و یا کاسب ، آمدند و "تحریم" را ستودند تا جایی که آن را نعمت دانستند! و برعلیه "هاشمی" ؛ آن شخصیت نام آشنای انقلاب که گفت: "تحریم پدر مردم را در آورده" ، آنچه که خودشان خواستند ، بر او روا داشتند ! و آنچه را هم که خودشان نخواستندعوامل شان از خجالت در آمدند و آن شخصیت مدیر و دلسوز را تخریب کردند!
و متاسفانه امروز هم ، علاقمندند تا قدمی برای رفع تحریم برداشته نشود!
 
بگذریم !!

♈️ امروز مهمترین نمونه از مشکلات جامعه "کرونا" است که به سلامت مردم بازگشت دارد . 
پیشگیری و درمان ، و مهمتر ؛ "واکسن" ، در اولویت اول قرار دارد و اهمیت این موضوع نسبت به هر گرانی و یا کمبودی ، غیرقابل انکار است.
چرا باید اپیدمی را تمام شده معرفی شود ! و یا درمورد واکسن چه داخلی و چه خارجی مورد اظهار نظرهای عجیب و غیر کارشناسی قرار گیرد؟!
و دست آخر ؛ مردمِ مظلوم عامل بدبختی کشور در اپیدمیِ کرونا معرفی شوند!!

♈️ به امید روزی هستیم که دست اندرکاران با ارائه اطلاعات درست وواقع بینانه به مسئولین نظام ، آنان را در اتخاذ  تصمیم بجا مدد رسانند و در نتیجه مرهمی بر رنج جامعه گذاشته شود.

♈️ در پایان در حسرت آن پیامبر رحمت و عقلانیت رسول خاتم (ص) هستیم که آنچنان دلسوز مردم بود که برای سلامت و سعادت امتش جان میداد (ر.ک ؛ شعراء /۳)  و در آخرین سخنرانی رسمی اش در مسجد مدنیه در خطاب به همه مسئولینِ جوامع اسلامی که در آینده زمان می آیند ، فرمود : 
"مبادا مردم را گرفتار فقر کنید ، و مبادا آنان را با درگیر کردن به ذلت کشانید."

🆔https://t.me/soroushmarefat

متفکری نواندیش در حوزه اندیشه دینی _ هادی سروش

🔰متفکری نواندیش درحوزه اندیشه دینی

🌷 ۱۹ فرودین ۱۳۵۹ روز شهادت ایت الله سیدمحمدباقر صدر است.

🔷️او متفکری نواندیش در حوزه اندیشه دینی بود.

🔻در زمینه "قدرت تفکر" آن شهید بزرگوار شاگردش میگوید :

✅ایشان فرمود: «اگر کسی از من بپرسد باقر صدر چطور باقر صدر شد، جواب خواهم داد که باقر صدر مساوی است با ۱۰ درصد مطالعه و ۹۰ درصد تفکر.» 

✅ و فرمود: «اگر سؤال کنید روزی چند ساعت مطالعه می کنید، ممکن است من به شما پاسخ بدهم، روزی شش ساعت یا روزی ۱۰ ساعت، اما وقتی سؤال کنید روزی چند ساعت با کتاب بودید، من در یک جمله به شما پاسخ می دهم که تا خواب نبودم با کتاب بودم. مثلاً من در دکانی ایستاده ام، با کتاب هستم، چون یک مسئله فکری در ذهنم هست و دارم آن را حل می کنم.»

🔻درباره جدیت او در مسیر دانش اندوزی میگوید:

✅و فرمود: «من به مدت پنج سال از نجف خارج نشدم. [معمول بود که بزرگان شب های جمعه برای زیارت حضرت امام حسین(ع) به کربلا می رفتند،] اما ایشان می گفتند که پنج سال از نجف بیرون نرفتند، نه کربلا و نه کاظمین که محل ولادت و وطن ایشان بود . می گفتند: وقتی به کاظمین رفتم، در خیابان های این شهر گم شدم، چون پنج سال بود که به این شهر نرفته بودم.»

🔻 شاگرد دیگرش درباره احاطه آن شهید بزرگوار به مسائل سیاسی واجتماعی جهان اسلام و شناخت شخصیت های اسلامی ، گوید ؛ 

✅« شهید آیت الله صدر تنها کسی بود که در نجف برای شهادت استاد مطهری مراسم ترحیم برقرار کرد و مورد اعتراض شدید صدام قرار گرفت.»

✅و از سوی دیگر به مقالاتی که آن روز در جهان اسلام توسط چهره های دینی نوشته می شد ، توجه داشت و آن ها را تهیه میکرد و میخواند و حتی نقد میکرد . 
نمونه آن مقالات مرحوم آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان بود که ما از ایشان شنیدیم این دو نفر در مورد مرجعیت و روحانیت مقالاتی نوشته اند.


🔵 تئوریِ حکومتیِ "شهید آیت الله صدر" ؛ 
۱) مردم هستند بعنوان صاحبان حق ، اما از ناحیه خدا ، 
۲)در عین اینکه رهبری هست اما مرجعیت هم هست ،
۳) اِعمال نظر بر مردم در حد نظارت است.
این تئوری در باب "حکومت از دیدگاه اسلام" ؛ تئوری متفاوتی است . خصوصا کاملا متفاوت از نظریه فقیهان شورای نگهبان میباشد .

ناروایی پرسش و اظهار نظر درباره زمانِ ظهور و زمانِ قیامت  یادداشتی از: هادی سروش

 

ناروایی پرسش و اظهار نظر درباره زمانِ ظهور و زمانِ قیامت

یادداشتی از: هادی سروش

با نگاه اجمالی به تفکر ایشان که در آثار علمی شان متبلور است و نیز شکل مدیریتی ایشان در زمان نهضت و بعد از پیروزی، می یابیم‌ که آن عزیز دوران به کلی از این مقوله بدور است. در حالیکه او می توانست با ذکر نام حضرت حجت(عج) و ذکر علائم ظهور و ذکر زمان احتمالی ظهور و یا خبر ملاقات افرادی با حضرت، تنور نهضت و بازار انقلاب را داغ تر کند! و البته اگر چنان می کرد، دیگر «امام خمینی» نبود.

ناروایی پرسش و اظهار نظر درباره زمانِ ظهور و زمانِ قیامت

پایگاه خبری جماران، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در یادداشتی در پاسخ به یادداشت حجت الاسلام و المسلمین خمیس پور نوشت:

همانطوریکه در نوشته های قبلی از حضرت استاد علامه حسن زاده نقل نمودم که ایشان در درس فرمودند: همه شئون حضرت صاحب الامر(عج) سرّالله است. در نتیجه زمان ظهور قطعا از موارد پر راز و رمز خداست .

در زبان و بیان  نورانی پیامبر خاتم(ص) زمان ظهور به زمان قیامت تشبیه شده که فرمودند: «مَثَلُهُ‌ مَثَلُ‌ السَّاعَةِ» همین عبارت کوتاه می تواند ما را به بسیاری از پاسخ ها برساند.

برای اهل پژوهش متن حدیث چنین است؛ امام رضا(ع)، به واسطه اجدادش از پیامبرخاتم(ص)، نقل فرمودند: به ایشان، عرض شد: قائم از نسل شما، چه وقت ظهور می‌کند؟ حضرت رسول(ص) فرمودند: ظهور او مانند قیامت است که؛«تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می‌سازد... «ان النبی (ص)، قیل له: یا رسول الله متی یخرج القائم من ذریتک؟ فقال: مثله مثل الساعة التی "لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السموات و الارض لا یاتیکم الا بغتة».(اعراف /۱۸۷)(کمال الدین)

راه معرفت در مورد زمان قیامت، آیات قرآن است. به این دو آیه کریمه دقت کنید:

«اللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ»(شوری / ۱۷)

خدا همان کسى است که کتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد، و تو چه مى‌دانى شاید رستاخیز نزدیک باشد.

«یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَتَکُونُ قَرِیبًا.» (احزاب /۶۳)

مردم از تو در باره رستاخیز مى‌پرسند؛ بگو: «علم آن فقط نزد خداست.» و چه مى دانى؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد.

نکته مهم این است :

در عبارت صریح آیه از کلمه«لعل» بمعنای«شاید» استفاده شده است.

پس در مورد قیامت که یکباره پدیدار می شود قرآن نفرمودند؛ نزدیک است، بلکه فرمودند: شاید نزدیک باشد. این نشان دادن اهمیت زمان قیامت است که قابل تشخیص و نظردهی بکلی نیست.

خوب، از اینجا می فهمیم«ظهور» حضرت اصلا قابل نظر دهی نیست همانطوریکه در نزدیک بودن هم باید بدون ذکر زمان معین و یا مبهم، از تعبیر«شاید» استفاده کرد.

برخی گفته اند: با توجه به معنای«وقّتَ»؛ اگر در روایات ما را از زمان و وقت ظهور نهی کرده اند، زمان دقیق ظهور است، مثل اینکه کسی بگوید در فلان روز و فلان ساعت، حضرت(عج) ظهور می نماید و نه به معنای صرف نزدیک شمردن زمان ظهور و امید داشتن و بشارت دادن به نزدیکی زمان آن.

در پاسخ عرضه بدارم؛ توقیت و تعیین زمان؛ یک امر نسبی و عرفی است. گاه با اینکه کسی روز و ساعت را ذکر نمی کند اما با تعیین مقدار نامعینی از زمان، باز هم زمان را معین می کند. مانند کسی بگوید؛ وقتی باران ببارد ظهور محقق می شود و یا بگوید پیرمردها ظهور را درک می کنند و نظائر آن .

آنچه مهم است در مورد تعیین«زمان ظهور» این است که«تعیین» به هر شکلی مورد نهی است و به اصطلاح طلبگی بر اساس علم الاصول؛ عبارت«کذب الوقاتون» چنان اطلاقی دارد که هرگونه ذکر«زمان معین» و یا «زمان مبهم» را در بر می گیرد .

چگونه است این مقداری که در عصر غیبت از ظهور حرف زده شده و زمان معین و یا مبهم برای آن تعریف نموده اند، در سیره اهل بیت(ع) در طول ۲۵۰ سال که عصر حضور یازده امام(علیهم السلام) بوده، خبری نیست !

بلکه بر ضدش حدیث ها داریم که نمونه ای از آن چنین است؛ امام صادق(ع) به محمدبن سلم فرمودند:

ای محمد بن مسلم! هر کس برای تو حدیثی از ما درباره تعیین وقت [ظهور] نقل کرد، در تکذیب او درنگ نکن‌. زیرا ما [اهل بیت] برای هیچکس وقت ظهور را تعیین نکرده ایم. «یا محمد، من اخبرک عنا توقیتا فلاتهابّن ان تکذبه، فانا لانوقت لاحد وقتا.»(غیبت نعمانی)

تعیین«زمان ظهور» بسیار سهمگین و پرخطر است. از این روست که امام باقر(ع) درپاسخ به فضیل بن یسار که از زمان ظهور پرسید، سه بار فرمودند: «آنانکه وقت برای ظهور تعیین می کنند دروغگویند دروغگویند دروغگویند.«کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتن»

این مسئله، در تخریب«اعتقادات» چنان کارگر است که امام باقر(ع) بعد جملات بالا، اشاره می فرمایند: وقتی وعده بازگشت موسی از سی روز به چهل روز رسید، بسیاری از بنی اسرائیل کافر شدند و گوساله پرست شدند !!

و این هشداری مهمی است به همه کسانی که در پی«تعیین وقت»،چه وقت معین و چه وقت مبهم برای ظهورند.

بر این اصل اصیل، هر گفتاری از هر عالم بزرگواری نقل شود که صراحت و یا شائبه ی تعیین ظهور داشته باشد، حتما باید توجیه شود و اگر قابل توجیه نبود، مردود است.

لازم به ذکر است در برخی نوشته ها«تعیین زمان ظهور» را به حضرت امام نسبت می دهند که این نسبت دارای منبع قابل اعتمادی نیست و با بررسی صحیفه امام، چیزی درباره«تعیین زمان ظهور» نمی بینیم.

و با نگاه اجمالی به تفکر ایشان که در آثار علمی شان متبلور است و نیز شکل مدیریتی ایشان در زمان نهضت و بعد از پیروزی، می یابیم‌ که آن عزیز دوران به کلی از این مقوله بدور است. در حالیکه او می توانست با ذکر نام حضرت حجت(عج) و ذکر علائم ظهور و ذکر زمان احتمالی ظهور و یا خبر ملاقات افرادی با حضرت، تنور نهضت و بازار انقلاب را داغ تر کند! و البته اگر چنان می کرد، دیگر "امام خمینی نبود".

 جای تردید نیست که آیت الله بهجت(ره) ظهور را نزدیک می شمرد اما ...

 به بهانه سخنان آقای پناهیان؛ خطر بی دینی..

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

سروش : انتخابات در ظهور منجی(عج) دخالتی ندارد

خبر: ۳۹۶۲۲۴۵

تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۸

معارف » اندیشه

انتخابات در ظهور منجی(عج) دخالتی ندارد

حجت‌الاسلام هادی سروش معتقد است: براساس آموزه‌های متقن دینی، ظهور یک حقیقت جهانی و فراجغرافیایی است، در نتیجه دینیّات و اجتماعیات و سیاسیات یک کشور، مانند انتخابات و ... در آن دخالت ندارد.

به گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، پژوهشگر دینی و استاد حوزه علمیه، در یادداشتی به طرح بحث در زمینه سخن آیت‌الله جوادی‌آملی پرداخت که گفته‌اند: «ظهور جهانی است، درحالی که ایران یک‌صدم جمعیت جهان را در بردارد». در ادامه این یادداشت را می‌خوانید:

براساس آموزه‌های متقن دینی، ظهور یک حقیقت جهانی و فراجغرافیایی است. در نتیجه دینیّات و اجتماعیات و سیاسیات یک کشور، مانند انتخابات و ... در آن دخالت ندارد. قرآن فرمود: «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ؛ [خدا] وعده فرمود که در زمین خلافتشان دهد(نور/۵۵). طبق روایات مورد اعتماد و تصریح مفسران بزرگ از شیخ الطائفه تا علامه طباطبایی، این آیه در مورد «ظهور» است.

مهم این است که قرآن برای «ظهور» از واژه «الارض» استفاده نموده و کلمه «الارض» شامل تمام اقصی نقاط زمین می‌شود که انسانی در آن زیست می‌کند. پس آمادگی و تکاملِ همه انسان‌ها در عقل و عدل، تأثیرگذار بر ظهور است.

به درستی استاد بزرگوار آیت‌الله جوادی آملی فرمودند: اگر تمام افراد در ایران؛ سلمان و ابوذر هم بشوند، ظهور مطمئن و قطعی نیست. چون ظهور جهانی است و ایران یکصدم جمعیت جهان را در بردارد (تفسیر سوره نور جلسه ۹۰/۹/۲۷).

«ظهور» که یک امرِ جهانی است، ربط انحصاری یا اثرگذار به ایران و انقلاب و انتخابات و دیگر مسائل سیاسی، نظامی و اقتصادی ندارد. متأسفانه جامعه ما نزدیک دو دهه، یعنی از زمان دولت معجزه هزاره سوم، به صورت نهادینه گرفتار ادعاهای نامربوطی در مورد حضرت مهدی(عج) شده است.

از رسانه ملی انتظار است از این آنتن که از بارزترین مصادیق حقوق الناس است و شرح وظائف مدون و قانونی دارد، برای عرضه و دفاع از ایده‌های شخصی و متوّهَم، در شرایط عدم حضور کارشناسان نام‌آشنای حوزه علمیه، تولید برنامه نکند و ضرورت دارد، نوتئوری‌پردازان حوزه دینی، حداقلی از سه دانش مهم حوزوی که زیر مجموعه قرآن و روایات است، یعنی؛ فقه، تفسیر و فلسفه را  نزد استاد خوانده باشند تا به دین مردمِ مظلوم، آسیب وارد نشود.

در پایان، ذکر این ‌نکته چندان نیاز به تصریح و توضیح ندارد که مسئله انتظار و امید که مربوط به آینده‌نگریِ مثبت و ظفرمندانه دین است، با مسئله ظهور متفاوت است و نباید مورد خلط و مغالطه قرار گیرد.

انتهای پیام

تحریف امام زمان موعود به امام زمان موهوم

 

تحریف امام زمان موعود به امام زمان موهوم

هادی سروش

درد و دل عارف بزرگ میرزا جواد آقاملکی در مورد دوران غیبت را ملاحظه کنید که راز و رمزهایی به همراه دارد ؛
“آدمی بایدبیندیشد که چه سعادتهایى را به جهت غیبت از دست داده و به دیگران بنگرد که چگونه در قلمرو او تصرف نموده ، و حق حکومت او را غصب نموده و بر دوستانش حکمرانى مى کنند.

 

حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش نوشت:

چکیده: درجمهوری اسلامی توقع نداشتیم “موهوم گرایی” دیده شود ولی امروز افول معنادار شادی مردم و زینت خیابان ها در نیمه شعبان نسبت به قبل از انقلاب را شاهدیم ! و این مهم ،نیاز به آسیب شناسی دینی و اجتماعی و سیاسی دارد.
براساس آموزه امام علی ؛ اثرات “موعود گرائی” در امر به معروف ، عدل و احسان ظاهر میشود. ودراینصورت ؛ نهاد حاکمیت به سمتِ محبت و تکریم مردم ، رعایت حقوق شهروندی و رعایت حقوق مخالفین ، و نیز برقراری آرامش ، و در دسترس بودن زندگی راحت ، و بهرمندی از سرمایه گذاری های اقتصادی حرکت میکند . و از آقازاده پروری ، حذف رقیب با استفاده از نظارت های انتخاباتی ، رانت های خُرد و کلان اقتصادی ، و پرونده سازی برای جناح رقیب خبری دیده نخواهدشد.

به نام خدا

باورِ ایمانی به حضرت مهدی موعود (عج) در طول قریب به ۱۴ قرن گذشته ، پایگاه بی بدیل شیعه بوده و خواهدبود اما نمیتوان طوفان هایی که بر این باورایمانی گذشته و میگذرد را منکر شد . طوفان هایی که در عین موهوم بودن ، اما بنیان کَن است و قصه ی دردناکی را برای شیعه رقم زده !
واقعا اگر این طوفان های فکری که خاستگاه دینی و سیاسی داشته ، واقعیت خارجی نداشته و ندارد ، چرا امام صادق (ع) در مواجهه با کسی که “حکومت طائفه ای” را در ظهور دخیل میدانست،سخت برخورد نمود ؟! (کافی)

امام زمان گراییِ موهوم

“موهومات دینی” و یا “الهیات موهوم” وقتی به مهدویت و ظهور دست پیدا میکند خسارت های بزرگی ایجاد میشود که کمترین آن چنین است :

به راحتی ؛ مقدس سازی می شود !
از آدم های عادی ، آدم های فوق ماورایی ساخته می شود !
از حقایقی که در دین به عنوانِ “مقدسات واقعی” تعریف شده مانند “امامت” ، مفهوماتی فاقد هرگونه تقدس معرفی می گردد!
بر خطاهای خواسته و ناخواسته حکومت ها و انسان ها ، پرده کشیده میشود و حکومت و افراد حکومتی را در برابرِ کرده هایشان ، غیر پاسخگو معرفی میکند !
و دست آخر ؛ بازارِ “نام و نان” برای افراد و یا گروه ها داغ می شود و افراد بی مقدار و یا کم مقدار و یا منحرف ، رسانه ای و میلیاردی میشوند !

سوء استفاده از “مهدویت و ظهور”

روزی ؛ “حاکم عباسی” فرزند خود را مهدی موعود ، معرفی کرد !

حدود هشتصد سال قبل ، برخی چهره های دینی ، حمله وحشیانه مغول را نشانه‌ی ظهور معرفی کردند !

چهارصد سال پیش درمورد دولت صفویه چنین توهم باطلی از زبان برخی بزرگان رواج پیدا کرد که دولت صفویه ، دولت آماده کننده و متصل به ظهور است ! شیخ حر عاملی کتابِ «الایقاظ من الهجعه» در رد آن نوشت.
و خروجی این انحراف ؛ محمدعلی باب و ادعای بابیت شد ! و بعدها جناب امیرکبیر مبارزه جانانه ای با ادامه آن تفکر و جریان انحرافی داشت.

در دروان اخیر، “انجمن حجتیه” قصه پر درد دیگری در رابطه با مهدویت است که باید بصورت مستقل به آن پرداخته شود . نقطه غیر قابل محو در مبارزه با آن انحراف که با هیچ “پاک کن” سیاسی و حتا دینی پاک نمیشود ، مبارزه جدی مرجعیت شیعه ، یعنی ؛ امام راحل با آنان است .

نمونه دیگر از سوء استفاده از مهدویت که شاید حیرت زده شوید وجود برخی از مبلغان “داعش” است که با تمسک به احادیث نبوی در پی اثبات حقانیت خلافت ابوبکر بغدادی بوده و او را زمینه‌ساز ظهور میداند !

امثال “احمدالحسن” و پیروانش غصه ی دیگری در این ماجرای “موهوم گراییِ مهدویت” است .

درجمهوری اسلامی توقع نداشتیم “موهوم گرایی” دیده شود ، ولی امروز افول معنادار شادی مردم و زینت خیابان ها در نیمه شعبان نسبت به قبل از انقلاب را شاهدیم ! و این مهم ،نیاز به آسیب شناسی دینی و اجتماعی و سیاسی دارد.

از باب‌ نمونه ، به این مصادیق توجه فرمایید ؛
گرچه در دوران دفاع مقدس در گوشه و کنار سخن از “اسب سفید” شنیده میشد ! اما موهوم گرایی سال ها بعد ، در دوره رئیس جمهور سابق ، جدی و نهادینه شد ! مثلا ؛ یارانه ها به حضرت (عج) اسناد داده شد و حرف از هاله نور زده شد و در برخی جلسات صندلی خالی برای حضرت گذاشته شد و تا جایی جلو رفتند که در پی احداث بزرگراه به جمکران برای زمان قریب الوقوع ظهور شدند !
و نیز تهیه و توضیع سی دی بنام ظهور و رواج روایت‌های جعلی در رابطه با نشانه‌های ظهور و ترویجِ مطابقت سید خراسانی با آیت‌الله خامنه‌ای ، و داستان سازی ها از نزدیک بودن ظهور ، توسط برخی خطیبان جمعه و واعظان حکومت ، و توسعه محیرالعقول مسجد جمکران در این مقوله جای دارد.

خروجی این “موهومات” ؛ تحقق عینی ومیدانیِ این بیان روشنِ حضرت رسول الله (ص) خواهد شد که فرمود: ” زمانی برای اسلام در پیش است که از قرآن شکل ظاهری آن میماند ، و از اسلام فقط نامی شنیده میشود ، و از مراکز مذهبی ؛ هرگونه هدایتگری دیگر دیده نمیشوند ، و از عالمان دینی فتنه بر می خیزد ! = یَأْتِیَ عَلَى امتی زَمَانٌ وَلا یَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلا رَسْمُهُ و لا یَبْقَى مِنَ الإِسْلامِ إِلا اسْمُهُ یسمون به و هم ابعد الناس عنه ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَهٌ , وَهِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى , فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت السماء منهم خرجت الفتنه و الیهم تعود. (منتخب الاثر)

باز گشت به “مهدی موعود”

در مواجه با خطربزرگی که از آن یاد شد ، راه منحصر بازگشت به “مهدی موعود” و فاصله گرفتن از “مهدوی موهوم” است.

بازگشت یعنی:

۱) از شبیه سازی افراد به آن حضرت ، و شبیه سازی حکومت به حکومت آن حضرت ، دست برداشته شود .
و این قدر روایات علائم ظهور که بیشترین آن فاقد سند صحیح است ، به خوردِ مردم داده نشود.

به این دو سخن گهربار از دو استاد عزیزم توجه فرمایید ؛
آیت الله جوادی آملی میفرمودند : مبادا کسی خیال کند کار [ ولی عصر (ع)] از هر ملتی و از هر امتی در هر دوره ای هر عصری هر مصری بر می آید !
و علامه حسن زاده آملی بیان میداشت : حضرت صاحب الامر (ع) سِرّ الله الاعظم است و همه شئون از اسرار الهیه است.

۲) برقراریِ حاکمیت عدالت و محبت در حکومت

بر اساس آموزه حضرت امیر (ع) تکلیف جامعه واقعی دینی و موعودگرا مشخص است که فرمود :
« اولوالأمر [که امامان شیعه هستند را] به امر به معروف و عدل و احسان بشناسید = اعْرِفُوا .. أُولِى الامْرِ بِالامْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الإحْسَانِ. » (کافی)

جامعه مهدوی و موعودگرا نشانه دارد و نشانه ی آن خلاصه میشود در سه امر مهم ؛
اول ؛ اجازه امر به معروف از سوی افراد جامعه ، خصوصا نخبگان به عالی ترین سطوح مدیریتی داده میشود .
دوم ؛ پیاده شدن عدالت و رعایت انصاف در تمام سطوح سیاسی و اقتصادی و قضایی می باشد. در نتیجه نباید در جامعه ی موعود گرا ؛ آقازاده پروری ، حذف رقیب با استفاده از نظارت های انتخاباتی ، رانت های خُرد و کلان اقتصادی ، و پرونده سازی برای جناح رقیب دیده شود .
و سوم ؛ محبت حاکمیت به مردم و تکریم یک به یک انسان ها ، رعایت حقوق شهروندی و رعایت حقوق مخالفین ، و نیز برقراری آرامش و در دسترس بودن زندگی راحت ، و بهرمندی از سرمایه گذاری های اقتصادی برای همگان ، حرف اول را میزند.

۳) اقتدا و الگو گیری از آن حضرت در مقام عمل که مقام دیانت و اخلاق است .
رَسُولُ اَللَّه (ص) فرمود :
” خوشا بحال کسی که در دروان غیبت به او اقتداء میکند ، چنین اشخاصی باکرامت ترین افراد امت من هستند = طُوبَى لِمَنْ أَدْرَکَ قَائِمَ أَهْلِ بَیْتِی وَ هُوَ یَأْتَمُّ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیَامِهِ.. (کمال الدین)

بله ؛ امام غائب است و اقتداء از این جهت بی معناست ، اما “امامت” حاضر است و اقتداء به آن بسیار پر بار است.
اقتداء به امامت او ؛ اقتدا به راهکارهای امامان شیعه است ، یعنی ؛ همان چیزی که جامعه در طول ۲۵۰ سال که دوران حضور امامان بوده و از یازده امام معصوم از معنویت و احکام و اخلاق و معارف و عقلانیت مشاهده کرده اند ، مورد تاسی و تبعیت قرار گیرد.

حضرت امیر(ع) در خُطبه رسمی و علنی خود بر فراز مِنبرکُوفه فرمود :
اگر امام از دیدگاه غائب باشد ، اما علم و آداب و اخلاق او در دسترس است و عامل هدایت است .. = إِنْ غَابَ عَنِ اَلنَّاسِ شَخْصُهُ فِی حَالِ هِدَایَتِهِمْ فَإِنَّ عِلْمَهُ وَ آدَابَهُ فِی قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِینَ مُثْبَتَهٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ. (کمال الدین)

۴ ) در بُعد شخصی ؛ باید ارتباط معنوی با آن “عزیزعالَم وجود” تنگا تنگ محفوظ ماند و در تمام حالات ، به یاد تمام حالت او بوده تا پیوسته در ایمان و دعا برای او باشیم .
از حضرت إمام کاظم (ع) دررابطه “غیبت” پرسش نمودند و حضرت فرمود : “او از نظرها غائب میشود اما یاد و نام او در دل ها پایدار است = یغیب عن أبصار الناس شخصه ولا یغیب عن قلوب المؤمنین ذکره .” (کمال الدین)

۵ ) در پایان؛ درد و دل عارف بزرگ میرزا جواد آقاملکی در مورد دوران غیبت را ملاحظه کنید که راز و رمزهایی به همراه دارد ؛
“آدمی بایدبیندیشد که چه سعادتهایى را به جهت غیبت از دست داده و به دیگران بنگرد که چگونه در قلمرو او تصرف نموده ، و حق حکومت او را غصب نموده و بر دوستانش حکمرانى مى کنند؛ ظالمانه آنان را به سوى امیال خود مى برند .. او را با سوز دل صدا زده ، فرج او را بخواهد و براى او تضرع و زارى کند که بر او منت گذاشته و دیدار جمال ، فرمانبردارى کامل ، رسیدن به خوشنودى و راهنمایى با هدایت او را نصیبش نماید.” (المراقبات)

 

منبع: کانال شخصی نویستده

🔰 تحریف امام زمان موعود به امام زمان موهوم !  ✍#هادی_سروش

🔰 تحریف امام زمان موعود به امام زمان موهوم !

✍#هادی_سروش


✅چکیده : درجمهوری اسلامی توقع نداشتیم "موهوم گرایی" دیده شود ولی امروز افول معنادار شادی مردم و زینت خیابان ها در نیمه شعبان نسبت به قبل از انقلاب را شاهدیم ! و این مهم ،نیاز به آسیب شناسی دینی و اجتماعی و سیاسی دارد.
براساس آموزه امام علی ؛ اثرات "موعود گرائی" در امر به معروف ، عدل و احسان ظاهر میشود. ودراینصورت ؛ نهاد حاکمیت به سمتِ محبت و تکریم مردم ، رعایت حقوق شهروندی و رعایت حقوق مخالفین ، و نیز برقراری آرامش ، و در دسترس بودن زندگی راحت ، و بهرمندی از سرمایه گذاری های اقتصادی حرکت میکند . و از آقازاده پروری ، حذف رقیب با استفاده از نظارت های انتخاباتی ، رانت های خُرد و کلان اقتصادی ، و پرونده سازی برای جناح رقیب خبری دیده نخواهدشد.


==به نام خدا 

باورِ ایمانی به حضرت مهدی موعود (عج) در طول قریب به ۱۴ قرن گذشته ، پایگاه بی بدیل شیعه بوده و خواهدبود اما نمیتوان طوفان هایی که بر این باورایمانی گذشته و میگذرد را منکر شد . طوفان هایی که در عین  موهوم بودن ، اما بنیان کَن است و قصه ی دردناکی را برای شیعه رقم زده !
واقعا اگر این طوفان های فکری که خاستگاه دینی و سیاسی داشته ، واقعیت خارجی نداشته و ندارد ، چرا امام صادق (ع) در مواجهه با کسی که "حکومت طائفه ای" را در ظهور دخیل میدانست،سخت برخورد نمود ؟! (کافی)


🔴 امام زمان گراییِ موهوم 

 "موهومات دینی" و یا "الهیات موهوم" وقتی به مهدویت و ظهور دست پیدا میکند خسارت های بزرگی ایجاد میشود که کمترین آن چنین است :
🔺به راحتی ؛ مقدس سازی می شود !
از آدم های عادی ، آدم های فوق ماورایی ساخته می شود !
🔺از حقایقی که در دین به عنوانِ "مقدسات واقعی" تعریف شده مانند "امامت" ، مفهوماتی فاقد هرگونه تقدس معرفی می گردد!
🔺بر خطاهای خواسته و ناخواسته حکومت ها و انسان ها ، پرده کشیده میشود و حکومت و افراد حکومتی را در برابرِ کرده هایشان ، غیر پاسخگو معرفی میکند !
🔺و دست آخر ؛ بازارِ "نام و نان" را برای افراد و یا گروه ها داغ می شود و افراد بی مقدار و یا کم مقدار و یا منحرف ، رسانه ای و میلیاردی میشوند !


🔴 سوء استفاده از "مهدویت و ظهور"

🔺️روزی ؛ "حاکم عباسی" فرزند خود را مهدی موعود ، معرفی کرد !

🔺️حدود هشتصد سال قبل ، برخی چهره های دینی ، حمله وحشیانه مغول را نشانه‌ی ظهور معرفی کردند !

🔺️چهارصد سال پیش درمورد دولت صفویه چنین توهم باطلی از زبان برخی بزرگان رواج پیدا کرد که دولت صفویه ، دولت آماده کننده و متصل به ظهور است  ! شیخ حر عاملی کتابِ «الایقاظ من الهجعه» در رد آن نوشت.
و خروجی این انحراف ؛ محمدعلی باب و ادعای بابیت شد ! و بعدها جناب امیرکبیر مبارزه جانانه ای با ادامه آن تفکر و جریان انحرافی داشت .

🔺️در دروان اخیر ،  "انجمن حجتیه" قصه پر درد دیگری در رابطه با مهدویت  است که باید بصورت مستقل به آن پرداخته شود . نقطه غیر قابل محو در مبارزه با آن انحراف که با هیچ "پاک کن" سیاسی و حتا دینی پاک نمیشود ، مبارزه جدی مرجعیت شیعه ، یعنی ؛ امام راحل با آنان است .

🔺نمونه دیگر از سوء استفاده از مهدویت که شاید حیرت زده شوید وجود برخی از مبلغان "داعش" است که با تمسک به احادیث نبوی در پی اثبات حقانیت خلافت ابوبکر بغدادی بوده و او را زمینه‌ساز ظهور میداند !

🔺امثال "احمدالحسن" و پیروانش غصه ی دیگری در این ماجرای "موهوم گراییِ مهدویت" است .

🔺درجمهوری اسلامی توقع نداشتیم "موهوم گرایی" دیده شود ، ولی امروز افول معنادار شادی مردم و زینت خیابان ها در نیمه شعبان نسبت به قبل از انقلاب را شاهدیم ! و این مهم ،نیاز به آسیب شناسی دینی و اجتماعی و سیاسی دارد.

از باب‌ نمونه ، به این مصادیق توجه فرمایید ؛ 
گرچه در دوران دفاع مقدس در گوشه و کنار سخن از "اسب سفید" شنیده میشد ! اما موهوم گرایی سال ها بعد ، در دوره رئیس جمهور سابق ، جدی و نهادینه شد ! مثلا ؛ یارانه ها به حضرت (عج) اسناد داده شد و حرف از هاله نور زده شد و در برخی جلسات صندلی خالی برای حضرت گذاشته شد و تا جایی جلو رفتند که در پی احداث بزرگراه به جمکران برای زمان قریب الوقوع ظهور شدند !
و نیز تهیه و توضیع سی دی بنام ظهور و رواج روایت‌های جعلی در رابطه با  نشانه‌های ظهور و ترویجِ مطابقت سید خراسانی با آیت‌الله خامنه‌ای ، و داستان سازی ها از نزدیک بودن ظهور ، توسط برخی خطیبان جمعه و واعظان حکومت ، و توسعه محیرالعقول مسجد جمکران در این مقوله جای دارد.


ادامه مقاله 👇👇

ادامه مقاله ، /۲

🔺خروجی این "موهومات" ؛ تحقق عینی ومیدانیِ این بیان روشنِ حضرت رسول الله (ص) خواهد شد که فرمود :
" زمانی برای اسلام در پیش است که از قرآن شکل ظاهری آن میماند ، و از اسلام فقط نامی شنیده میشود ، و از مراکز مذهبی ؛ هرگونه هدایتگری دیگر دیده نمیشوند ، و از عالمان دینی فتنه بر می خیزد ! = يَأْتِيَ عَلَى امتی زَمَانٌ  وَلا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلا رَسْمُهُ و لا يَبْقَى مِنَ الإِسْلامِ إِلا اسْمُهُ یسمون به و هم ابعد الناس عنه ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ , وَهِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى , فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت السماء منهم خرجت الفتنه و الیهم تعود. (منتخب الاثر)

🔵باز گشت به "مهدی موعود"

در مواجه با خطربزرگی که از آن یاد شد ، راه منحصر بازگشت به "مهدی موعود" و فاصله گرفتن از "مهدوی موهوم" است.

🔻بازگشت یعنی :

🔷۱) از شبیه سازی افراد به آن حضرت ، و شبیه سازی حکومت به حکومت آن حضرت ، دست برداشته شود . 
و این قدر روایات علائم ظهور که بیشترین آن فاقد سند صحیح است ، به خوردِ مردم داده نشود.

به این دو سخن گهربار از دو استاد عزیزم توجه فرمایید ؛
آیت الله جوادی آملی میفرمودند : مبادا کسی خیال کند کار [ ولی عصر (ع)] از هر ملتی و از هر امتی در هر دوره ای هر عصری هر مصری بر می آید !
و علامه حسن زاده آملی بیان میداشت : حضرت صاحب الامر (ع) سِرّ الله الاعظم است و همه شئون از اسرار الهیه است.


🔷 ۲) برقراریِ حاکمیت عدالت و محبت در حکومت

بر اساس آموزه حضرت امیر (ع) تکلیف جامعه واقعی دینی و موعودگرا مشخص است که فرمود :
« اولوالأمر [که امامان شیعه هستند را] به امر به معروف و عدل و احسان بشناسید  = اعْرِفُوا .. أُولِى الامْرِ بِالامْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الإحْسَانِ. » (کافی)

جامعه مهدوی و موعودگرا نشانه دارد و نشانه ی آن خلاصه میشود  در سه امر مهم ؛
اول ؛ اجازه امر به معروف از سوی افراد جامعه ، خصوصا نخبگان به عالی ترین سطوح مدیریتی داده میشود .
دوم ؛ پیاده شدن عدالت و رعایت انصاف در تمام سطوح سیاسی و اقتصادی و قضایی می باشد. 
در نتیجه نباید در جامعه ی موعود گرا ؛ آقازاده پروری ، حذف رقیب با استفاده از نظارت های انتخاباتی ، رانت های خُرد و کلان اقتصادی ،  و پرونده سازی برای جناح رقیب دیده شود . بلکه محبت حاکمیت به مردم و تکریم یک به یک انسان ها ، رعایت حقوق شهروندی و رعایت حقوق مخالفین ، و نیز برقراری آرامش و در دسترس بودن زندگی راحت ، و بهرمندی از سرمایه گذاری های اقتصادی برای همگان ، حرف اول را میزند.

🔷 ۳) اقتدا و الگو گیری از آن حضرت در مقام عمل که مقام دیانت و اخلاق است . 
رَسُولُ اَللَّه (ص) فرمود : 
" خوشا بحال کسی که در دروان غیبت به او اقتداء میکند ، چنین اشخاصی باکرامت ترین افراد امت من هستند  = طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ يَأْتَمُّ بِهِ فِي غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ.. (کمال الدین) 

بله ؛ امام غائب است و اقتداء از این جهت بی معناست ، اما "امامت" حاضر است و اقتداء به آن بسیار پر بار است. 
اقتداء به امامت او ؛ اقتدا به راهکارهای امامان شیعه است ، یعنی ؛ همان چیزی که جامعه در طول ۲۵۰ سال که دوران حضور امامان بوده و از یازده امام معصوم از معنویت و احکام و اخلاق و معارف و عقلانیت مشاهده کرده اند ، مورد تاسی و تبعیت قرار گیرد.

حضرت امیر(ع) در خُطبه رسمی و علنی خود بر فراز  مِنبركُوفه فرمود : 
اگر امام از دیدگاه غائب باشد ، اما علم و آداب و اخلاق او در دسترس است و عامل هدایت است  .. = إِنْ غَابَ عَنِ اَلنَّاسِ شَخْصُهُ فِي حَالِ هِدَايَتِهِمْ فَإِنَّ عِلْمَهُ وَ آدَابَهُ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ. (کمال الدین)


🔷 ۴ ) در بُعد شخصی ارتباط معنوی را با آن "عزیزعالَم وجود" تنگا تنگ محفوظ ماند و در تمام حالات ، به یاد تمام حالت او بوده تا پیوسته در ایمان و دعا  برای او باشیم .
از حضرت إمام كاظم (ع) دررابطه "غیبت" پرسش نمودند و حضرت فرمود : "او از نظرها غائب میشود اما یاد و نام او در دل ها پایدار است = يغيب عن أبصار الناس شخصه ولا يغيب عن قلوب المؤمنين ذكره ." (کمال الدین)

🔷 ۵ ) در پایان؛ درد ودل عارف بزرگ میرزا جواد آقاملکی در مورد دوران غیبت را ملاحظه کنید که راز و رمزهایی به همراه دارد ؛
"آدمی بايدبينديشد كه چه سعادتهايى را به جهت غيبت از دست داده و به ديگران بنگرد كه چگونه در قلمرو او تصرف نموده ، و حق حكومت او را غصب نموده و بر دوستانش حكمرانى مى كنند؛ ظالمانه آنان را به سوى اميال خود مى برند ..  او را با سوز دل صدا زده ، فرج او را بخواهد و براى او تضرع و زارى كند كه بر او منت گذاشته و ديدار جمال ، فرمانبردارى كامل ، رسيدن به خوشنودى و راهنمايى با هدايت او را نصيبش نمايد." (المراقبات)

🆔https://t.me/soroushmarefat

به بهانه روز جوان _ زیباترین نامه به جوان ، نوشته هادی سروش

🔻به بهانه روز جوان 

🔰 زیباترین نامه به "جوان"

✍#هادی_سروش


نامه سی ویکم نهج البلاغه ، نامه ای است که امیرالمومنین (ع) به فرزندش حضرت مجتبی (ع) نوشت.

این نامه در واقع "منشورجوانی" است.

گزارشی اجمالی ازاین نامه رابه شما جوان عزیزم تقدیم میکنم؛


✅حکومت ها ومسئولیت آینده جوانان
 
استعداد جوان مانند زمین ناکِشته است که هر چه درآن افکنده شود میپذیرد. 
والدین و معلمان و مربیان و خصوصا حکومت ها، کشاورزان این زراعت معنوی و فرهنگی هستند و مسئولیت چگونگی تربیت جوانان به عهده آنان است.

امام علی(ع) نوشت:
«دل جوان مانند زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنده شود میپذیرد، پس به ادب شما پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و قدرت درکت به جای دیگری مشغول شود = انّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأرضِ الخالیَهِ مَا اُلقِیَ فیهَا مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُکَ بِالأدَبِ قَبْل اَنْ یَقْسو قَلْبُکَ وَ یَشتَغِلَ لُبُّکَ.. »


✅ حفظ حریم بایدها و نبایدها الهی

از این حفظ حریم ، به "تقوا" نام برده میشود.
جوانی؛دوران تـمایلات و احساسات است که اگر کنترل عاقلانه شود دوران شکوفایی خواهد بودواگر کنترل نشود تبدیل به طوفان خانه برافکن میشود.
با استفاده از شادی ها و تفریحات و ارتباطات، باید به حریم حلال و حرام الهی احترام گذاشته شود و جوان مستعد شکوفایی در قلعه مستحکم تقوا خودرا ایمن کند.

امام علی(ع) مرقوم فرمود: "بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است = اعلموا عبادالله ان الـتـقـوی دار حـصـن ."

چه زیبا اسـتـاد مطهری می گوید: 
تقوا از مختصات دیـن داری نیسـت ، بلکه لازمه انسانیت اسـت. انـسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود باید تقوا داشته باشد.


✅حس بزرگ منشی

امام علی(ع) در فرازی دیگر از این نامه زیباو منشور جوانی،توجه به یک حس مهم درجوانان دارد و آن حس"بزرگ منشی و عزت" است.

والدین و مربیان و هم حکومت ها باید نه تنها مانع پرورش و تعالی این حس نشوند بلکه باید در شکوفایی آن نهایت تلاش خود را داشته باشند.

بی احترامی ، توهین ، بد بینی و میدان ندادن به جوان ، نابود کردن حس بزرگ منشی جوانان است.

والبته این مسئولیت به عهده خود جوان است که از حس عزت و شرافت خود به هرقیمتی در مقابل تحقیرکردن ها ، استقامت بورزد.

امام علی (ع) در این راستا نوشت : "اکرم نفسک عن کل دنیه .. ولاتـکـن عبد غیرک وقد جعلک الله حرا ; بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند .. و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است."

زیر بار سلطه نرفتن شرط اول برای داشتن حسِ شرافتمندی است . قرآن تابلوی زیبایی از زیر بار سلطه نرفتن جوانان ، چه سلطه شیطان و چه سلطه دیکتاتورهای زمانه ، در دسترس قرار داده که نمونه عالی آن "جوانان اصحاب کهف" هستند .


✅ تقویت وجدان اخلاقی:

وجدان در دوران جوانی بسیار زلال است.
وجدان که قرآن از او به "نفس لوامه" یاد میکند نه تنها آدمی در بازگشت از مسیر خطاء کمک میکند بلکه سبب ایجاد و دوام دوستی های پایدار و ارتباطات سالم اجتماعی میشود .

 حضرت امیر (ع) خطاب به فرزندش فرمود: 
" پـسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده = یا بُنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک."

"انصاف" این گوهرکمیاب ، اصل مهم اخلاقی است که آدمی را از هر نوع تیرگی در روابط دوسـتـانـه خود با خانواده و جامعه دور میکند و تـضـمـین کننده بهترین دوستی ها با والدین و همسر وفرزندان وتمام سطوح اجتماعی میشود.


✅دوست و دوستی در جوانی

امام علی (ع) به فرزندش نوشت :
"ناتوان ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از اوفردی است که دوست را از دست بدهد."

دراینجا لازم است متذکراین نکته مهم شوم که "انتخاب دوست" در دوران جوانی ازاساسی ترین واستراژیک ترین امورسنِ جوانی است که پویایی و یا نابودی رادرپی دارد.

امام علی(ع) فرمود :
« کسیکه ناسنجیده با دیگران پیمان دوستى می ‏بندد، بناچار به دوستى اشرارتن در می‏دهد = مَنِ‏ اتَّخَذَ اَخا مِنْ غَیْرِ اخْتبارٍ اَلجأهُ الاضْطِرارُ الى مُرافَقَهِ الاَشْرار».(غرر الحکم)


✅نگاه عمیق به پیشینیان

چه بسا جـوان؛ بـه مـقـتـضای سن،دارایِ ذهنی زودباور است که به سادگی مورد هجوم فریبکاران سیاسی، اجتماعی، ویاگرگانِ اقتصادی واخلاقی قرارگیرد! در اینجاست که نگاه به تجربه دیگران و تاریخ گذشتگان سهم تعیین کننده ای دارد.
حضرت امیر(ع)می فرماید: 
"اخبارگذشتگان را بر خودت عرضه کن و آن چه را به پـیـشینیان رسیده به یاد آر، دیار وآثار مخروبه آنها نظرکـن که چه کرده اند. ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند = اعرض علیه اخبار الـمـاضـیـن وذکـره بـمـا اصاب من کان قبلک .. فی دیـارهم و آثارهم."

این سخن،راهگشای خوبی برای اتخاذ تدابیر سیاسی واجتماعی برای هر جوانی است.


🆔https://t.me/soroushmarefat

🔰 شخصیت اخلاقی شویم - ۹ ، نقطه آغاز   #هادی_سروش

🔰 شخصیت اخلاقی شویم - ۹ ، نقطه آغاز

#هادی_سروش

 

🔵 وظیفه اخلاقی بودن را فراموش نکنیم

اگرجامعه غیراخلاقـــی بود یا اطرافیان انسان رعایت اخلاق را نمی کنند دلیـــل نمی شود که انسان هم به شخصه رعایت اخــلاق را نکند .

آیـه ۱۰۵سوره مبــارکه مائده فرمود : یا ایها الذین آمنواعلیکم انفسکم . حتــماً براخلاقتان و برجانتان و براوصاف تان توجه و مراقبت کنید و درذیل آیه فرمود اگرکسانی به ضلالت برسند وقتی شما متخلق به اخلاق باشید آسیبی به شما نخواهد رسید .

🔵 اخلاق قرآنی کاملترین اخلاق
از  آیات قرآن و روایات استفاده میکنیم ؛ کامل ترین اخلاق ،اخلاق اهل بیت است .
ما اخلاقی که دریونان ، درهند، درمیان صوفیه ، درمیان فلاسفه غرب مثل کانت مطرح است که اخلاق وجدانی است هیچ کدام از این ها را به صورت کامل نفی نمی‌کنیم .همه این ها یک جانبی ویک گوشه‌ای از اخلاق را مطرح کردند . کاملترین اخلاق ، اخلاقی است که اهل بیت به ما معرفی فرمودند .

براساس قرآن شریف . آن کسی که جان را آفرید ، نـفس انسان را آفرید ، عقل انسان را آفریـــد . « نفـخت فــیه من روحــی » فرمـود . اوست که اوصاف اخلاقی انسان را به بهترین شکل و کاملترین وجه آن آگاه است . و ما پای ارشاد او برای به دست آوردن یک اخلاق کامل باید زانو بزنیم .

 

🔵 سختیِ اخلاقی شدن

پیامبر(ص) اخلاق را معرفی فرمود به جهـاد اکــبر، روایت معروف که شیعه وسنی نقل کردند همه شما حتما شنیده اید وقتی پیامبراکرم (ص)با اصحابشان ازیک نبرد پیروزمندانه برگشتندهمه خوشحال بودند ازآن ظفروپیروزی پیامبر(ص) آنجا فرمودند : ما درجهــــاد اصغر موفق و پیـــروز شدیم ، اما جهــاد اکـــبرهنوز باقی است . وقتی سئوال کردند جهاد اکبــرکدام مجاهده و مبارزه هست پیامبر (ص) فرمودند : جهاد با هواهای نفسانی .

 

🔵حفظ زبان نقطه شروع در اخلاق

اولین مطلبی که برای شروع اخلاق بسیاربسیارمهم است . زبان است .
طبق مباحث گذشته ؛ انسان باید متفکر باشد ، باید خیالات خودش ، توهمات خودش را کنترل کند و مدیــــریت کند .
اما در بُعد رفتاری  اولین نکته و اولین مکان آغاز « زبان » است وحفظ زبان به این سادگی ها نیست . حفظ زبان خیلی مهم است .
خیـلی سخت است انسان درهمین نقطه شروع بتواند زبان را مدیریت کند. این سختی است که باعث شده پیامبر(ص) این مبارزه را به مبارزه و جهــاد اکبرنام ببرد . اگرآسان بودکه جهاد نبود اگرآسان بود که جهاد اکبرنبود .

 

🔵 دعای امام سجاد و اخلاقی شدن

دعای امام سجاد (ع) در شخصیت اخلاقی شدن دعای بسیاربسیارقابل توجهی است .
دردعای بیست و دوم آمده :
"اللهم انک کفلتنی من نفسی ماانت املک به منی" ؛ توضیح این عبارت چنین است ؛ خدایا مسئولیتی به من دادی که درآن مسئولیت شما بیشــترازمن می توانـی مدیریت کنی ، مالکیــتت نسبـت به من ازخود من به من بیشــتراست . آن چه که مرا مکلف فرموده ای ، تهذیب نفس است و اخلاق است و آدم اخلاقی شدن است . خـدایا تـوهستی که می توانـــی و قـــدرت داری که ازمن یک انسان متخـلق بسازی هم بر اخلاق وصفات پسندیده مدیریت ومالکیت داری وهم برمن مالکیت داری .قدرت تو خیلی غالب ترازقدرت من است ، من ضعیفم ، توانایی کمی دارم . خدایا آن اموری را از نفس و جان را درمن بوجود بیاور و همـــان طور بساز که توراضی هستی .
پس معلوم می شودمتخلق شدن وشخصیت اخلاقی بودن کارکوچکی نیست بایدهمه عمررا گذاشت برای اینکه اخلاقی باشیم .اگرشوهری یک شوهراخلاقی ، اگرزنی یک زن درمقام همسرداری یک همسراخلاقی ، اگر پدری یک پدراخــلاق‌مدار، اگرفرزنــدی یک فرزند اخلاق مدار ، اگریک دوستی یک دوست با شخصیت تمام اخلاقی ، واگر فــردی از افراد این جامعه هستی . شهروندی ازشهروندان این جامعه هستی . یک شهرونـد به تمام معنا اخــلاق باشید. می خواهیم این چنین باشیم نقطه آغازش زبان است . باید زبان را مدیریت کنیم باید زبان را حفظ کنیم .

 

🔵 تاثیر زبان در ایمان

امیرالمومنین (ع) فرمود :
"لایستقیم ایمان وعبد حتی یستقیم قلبه"  ؛ توضیح این عبارت نهج البلاغه چنین است که ؛ ایمان درشخصیت یک انسانی استوارونهادینه نمی شود مگر آنکه ایمان دردلش رسوخ بکند ، وایمــان عبــدی درقلب مستــقرنمی شود پایگاه محکـــمی پیدا  نمی کند مگراین که زبـان و لسان انسان و گفـــته های انسان بر یک ثبات و بریک مدیریت صحیح و زیبایی قراربگیرد. زبان باید استقرار پیدا کند و از کجی ها و از اعوجاج ها وانحراف ها واز زشت گویی ها فاصله بگیرد.

 

🔵 تعبیر زیبای علامه حسن زاده در مورد زبان

خدا حفظ کند استادعظیم الشان ما ، شیخ عرفان ما ، علامه حسن زاده آملی را که می فرمودند : دو سال طول کشید تا ما زبان بازکردیم ، خــدا می داند چــند سال باید زحمت بکشیم تا چانه مان را در اختیاربگیریم .
کودکی تا بخواهد زبان بازکند دو سال طول می کشد حالا چنــد سال باید زحمت بکشیم تا بتوانیم این چانه را نگهداریم .
زبان اولین قدم است . آدمی که زبان بـد اخلاقــی دارد زبان تلخی دارد گفته های تندی دارد هیچ وقت باورنکنید این انسان، انسان متخلقی باشد.
آدمی که درفضای سیاسی قرارمی‌گیرد تند حرف می زند. بی ادبانه صحبت می‌کند آدم اخلاقی نیست خیالتـان راحت باشد. آب پاکی را روی دست خودم و شما بریزم که هرآدمی ولو با پررنگ ترین تابلوهای ارزشی وارد جامعه بشود اگرزبانش زبان غیراخلاقی باشد این آدم ، آدم اخلاقی نیست ، آدم ارزشی نیست .

 

🔵 التماس اعضاء آدمی به زبان

دو روایت از کتاب حقایق مرحوم فیض کاشانی است . فیــض کاشانی کتاب مفصل اخلاقی دارد به نام محجة البیضاء درهشت جلد ، که این هشت جــلد را دریک جـلد خلاصه کردند بنام الحقایق ، ازکتاب های مهم اخلاقی شیعه است و امــام (ره) درکتاب های عرفانــی و اخلاقـــی شان نصیحت و سفارش می کنند کتاب های مرحوم نراقی ومرحوم فیض کاشانی را مطالــعه کنید . یکی از کتــاب‌ها همین کتاب حقایــق است . دراین کتاب صفحه هفتاد یک روایتی ازامـــام سجاد (ع ) ذکر کرده مرحوم فیض کاشانی ازکتاب اصول کافـــی وخصال صــدوق ، نقل کرده است که امام سجاد (ع) می فرماید :
"ان لسان ابن آدم یشرف علی جمیع جواره کل صباح .. "  ؛ صبح که می شود این زبان برهمه اعـضا و جوارح اشراف پیدا می کند بر گوش و چشم و دست و پا وشکم بردامن انسان اشراف پیدامی‌کند ومی پرسد امروز صبح تان چگونه است و این سوال ، درعالم حقیـقت و درعالم واقعیــت است که ازاعضــا و جوارح خودش سئوال می کند که امروزتان چگونه شروع شده است ؟ پاسخ می دهند ما در حالت خوبی هستیم اگرتو بگذاری ! زبــان که قدرت نـــطق دارد شروع به صحبت می‌کند ومی پرسد حال شما چطوراست ؟همه این ها جواب می دهندما حالمان خوب است اگر شما اجازه بدهید .
ببینید، لقمه حرام با زبان شروع می شود، یعنی انسان باید صحبت کند تا لقمه حرام را بدست بیاورد . اگر بخواهــد حرامی را گــوش بدهد شروع اش با زبــــان است . چشم هم همین طوراست .
من درکتاب های اخلاقی ندیدم کسی ازنقطه زبان شروع کند ، شاید باشد و بعضی از بزرگان اخلاق فرموده باشند . من خودم ازهمان جمله ای که از نهج البـلاغه برای شما خوانـدم الهــام گرفتم که نقطه شروع زبان است . باید زبانمان را حفظ کنــیم ، باید صحبت هایمان را کنــترل کنیم .
پس دو قــدم داریــم ؛ یک صحبت هایمان را کنترل کنیم . به خدا اگراین زبان ها جمع بشود این قــدرفتــنه در خانواده‌ها نیست ، این قدر درگیری نیست ، این قـــدر طلاق نیست این قـدرمشکلات نیست ، این قــدر بی احترامی ها به بزرگترها درخانـواده شکل نمی گیرد ، این قــدر درجامعه ما بد اخلاقــی دیده نمی شود . این زبانی که پدرهمه را درآورده . اول زبان را کنترل کنیم .
دوم ، وقتی زبان بنا دارد حرفی بگوید ، خوب بگوید ، زیبا بگوید ، مودبانه صحبت کند این وظیــفه آدم اخلاقـی است . اگر می خواهیم شخصیت مان ، شخصیت اخلاقـی باشد این طور باید باشد . غــیرازاین راهی نیست .

 

🔵 ورود شیطان به مملکت بدن

اجــازه ندهیم دشمن وارد این مملکت شخصیت ما بشود . خدا رحمت کند صدرالمتالهین ، ملاصـــدرا می گویــد : انسان شخصیتش یک مملکت است نه یک فرد ، یک مملکت است .دست او ، چشم او ، گوش او ، افــکار او، دانش او ، عمـل او ، رفتـار او ، یک مملکت را تشکیل میدهد . ملاصدرا درشرح اصول کافی می فرماید : در این مملکت وجود تان دشمن را راه ندهید . در پا ، در چشم ، در زبان ، در گوش و دیگر اعضاء . اگر دشمن وارد این مملکت بشود برون کردن او بسیار سخت است چون هردشمنی که وارد شهر بشود و بعد وارد خانه ها بشود . دیگربیرون کردن این دشمن از درون خانه ، خیلی سخت است پس مواظب باشید این دشــمن وارد این ممــلکت نشود همه درهای این شهر و این کشـورِ وجودِ خودتان را به روی دشمن ببندید و اولین درب آن است که زبان روکنترل کنیم .

 

🔵 اولین سفارش مرحوم قاضی

عزیزان این یادگاررا از بنده داشته باشید ؛ از امیرالمومنین علیه السلام علم وعقل بخواهید. حوائج دیگررا ازائمه دیگرازامام زاده ها از اولیاء خدا می شود گرفت ، اما از امیرالمومنین انسانیت به معنای واقعی که خودش داشت آن انسانیت را طلب کنید . یعنی ؛  علم ودانش و اخــلاق ، خیلی این که واسطه در این مقامات امیرالمومنین (ع) باشد ، بسیار کارآمد است .

علامه طباطبایی می گویـد: برای تحصیل از تبـریز به نجـف رفتم . وقتی وارد نجف شدم رفتم محضرمولامان مولی الموحــدین ، امام العــارفین ، امیر المومنین (ع) عرض کردم آقا من آمده ام نجف درس بخوانم و از شما یک استاد خوب می خواهم ، شما راهنمایی کنید و یک استادی را برای من قرار بدهیــد . علامه طباطبایی می گوید : زیارت کردم وآمدم ازحرم بیرون ، آن روز یا روز بعدش، سید بزرگواری بنام آیت الله مرحوم سید علی آقا قاضی با من مواجه شد . به من فرمود : آقای سید محمد حسین آمدی نجف ، تلاش کن دو کار را اول انجام دهی. عرض کردم شماجناب آقای قاضی با بنده ، ارتباط مان ، آشناییمان ازکجاست ؟ مرحوم آیت الله قاضی فرمودند : شما مگر از امیرالمومنین (ع) استاد طلب نکردی ؟ علامه طباطبایی می گوید : همان جا فرو نشستم . عرض کردم آقا امربفرمایید . ایشان فرمودند : آقای محمدحسین طباطبایی دو کار ابتدائاً بر تـو لازم است . یک ، با اخلاص درس بخوان. دوم ، آقای سید محمد حسین ، زبانت را نگهدار.
و این سفارش معنوی مرحوم قاضی بود که شخصیت اخلاقی علامه طباطبایی را پایه ریزی کرد .یک جمله ، یک کلمه خلاف ادب ، حتی یک جمله خلاف حیا ازعلامه طبـاطبــایی کسی نشنید .

 

🔵بیست آفت برای زبان

مرحوم فیض کاشانی در کتاب حقـایق بیست مورد را میشمارد که این ها آفات زبان است . اگرزبان را حفظ کنیم بیست خسارت را جلوگیری کرده ایم . فقـط آمار این بیست مورد را ملاحظه کنید ؛ اشتباه گویی ، دروغگویی ، غیبت گویی ، خلف وعده ، سخن چینی ، ریا گویی ، نفاق ، فحش و ناسزاگویی ، جـدال ، خود ستایی ، دشمن تراشی ، اضافه گویی ، تحریف کردن یک مطلب حق، افزدون برمطلبی که دیگری گفته ، کم گذاشتن درنقل مطالب دیــگران ، نیش زدن نسبت به دیگران ، برملا کردن اسرارمردم ، مسخره کردن دیگران ، تمام این ها مربوط به زبان است مربوط به چشم نیست . مربوط به گوش نیست .

 

🔵 توجه ویژه قرآن به زبان

وقتی هم صحبت می‌کنیم به تعبیرقرآن شریف : "قـولوا قولا لینا" . چقدراین آیه قشنگ است که میفرماید ؛ وقتی صحبت می کنید لین ونرم وبا اخلاق صحبت کنید.
آیه ۸ سوره بلد خیلی آیه صریحی است ، میفرماید: "الم نجعل له عینین و شفتین " . آیاما برای شما انسان ها دونعمت خیلی مهم ، یکی چشم ، و دیگری  زبان قرار ندادیم ؟ آیا ما به شما دوچشم ندادیم ؟ ما به شما دو لب ندادیم ؟ لب که غذا را در دهان حفظ می کند ، درسخن گفتن کمک می کند ، زبان به تنهایی که نمی تواند سخن بگوید ، زبان با کمک لب این اصوات را ایجاد می کند ، حروف را ایجاد می کند .


 

🔵 مسئولیت دو لب در نگه داشتن زبان

تفسیر دقیق ولطیفی از آیه ۸ سوره بلد درمجمع البیان هست که خداوند متعال زبان را عنایت کرد به عنوان قدرت نطق انسان و قدرت گفتارانسان است ، اما "شفتین" یعنی دو لب را نام میبرد . چون  این دو لب برای این است که این زبان حفظ بشود. زبان بسته بشود این دو لب یکی ازخاصیت هاش هم همین است که می تواندزبان را هم به گفتاربیاورد .ولی مهم تر این است که درجاهای زبــان می تواند به هم بزند و آتشی را روشن کند . این زبان می تواند شخصیت اخلاقی انسان را نابودکند.این دولب است که می تواند قفل بشود ومانند یک درب بسیارمحکمی زبان را ببندد.

 
  BLOGFA.COM