قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

تبیین چهارجمله آیت الله جوادی

بررسی چهار جمله متفاوت  از  " آیةالله استاد جوادی آملی"

نوشته:هادی سروش 


🔻جمله اول:
حداقل نتیجه بی عدالتی؛
 آبروریزی وبی حیثیتی است.

🔻جمله دوم:
داشتن رهبرخوب یک طرف قضیه است، رهبرولوعلی(ع)باشد،مادامی که مردم در صحنه نباشند،شکست قطعی است.

🔻جمله سوم:
باهمه وجودباید تلاش کنیم ؛دین به اسارت نرود! 

🔻 جمله چهارم:
ونیز؛ مردم از دین جدانشوند!


🔰 تردیدی نیست ازآنجاکه ایشان دارای بالاترین جایگاه درحوزه یعنی ؛ مرجعیت را داراست ،و مهمتر ؛یگانه نمادعقلانیت درحوزه شیعه است ،باید به کلام ایشان توجه عمیق داشت.

🔻برداشت این قلم با توجه به بیش از سی سال توفیق حضور در محضرش ، از چهار جمله بالا نکات ذیل است.


🔷️ درباره جمله اول :
مصالح ساختمانی جهان آفرینش بر "حق و حقانیت" است .
شاید باطل دیده شود ، اما نمایشی بیش نیست از بالاترین قدرت ها تا دیگران .
استدلال قرآن چنین است ؛
《فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ》(رعد ۱۷) 
تمام هیاهوها ، سر وصداها و همه ابهت ها ، بیش از "کف روی آب" نیستند و همه رفتنی است و حق و حقانیت میماند .
پس هر بی عدالتی مانند اختلاس ، ظلم ، تحقیر دیگری ، تحکّم بر دیگران و... ، از هر کسی گرچه با کف پوشیده شده باشد اما عاقبتش رسوائی است .
علامه در المیزان میگوید : الدوله للحق و ان کان للباطل جوله


🔷️ درباره جمله دوم :
"اهمیت حضورمردم"
جامعه ، خیابان یک طرفه نیست که فقط یک نفر حق بهرمندی و ظهور و بروز را داشته باشد.
اگر امام مسلمین که در مقام عصمت است هم باشد ، خودش و خودش نیست ،بلکه شهروندانی هم هستندکه حق و حقوقی دارند که در خطبه ۲۱۶نهج البلاغه آمده.

استدلال مستحکم امام علی (ع) این است ؛
"مردم" به هر شکلی که باشند ؛ چه "امت" باشند و چه "شهروند" و چه "رعیت" باشند و یا هر چیز دیگر  - که هر کدام دارای بار خاص فقهی و حقوقی خود میباشد - 《 ستون دین و عامل برقراری جامعه اسلامی و نیروی مدافع در برابر دشمن هستند .  - " إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَ الْعُدَّةُ للْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمه " (نامه۵۳)》.
یادتان هست امام میفرمود : میزان رای ملت است.
پس ؛
اگر مردم در کار نباشند عالی رتبه ترین رهبر ، ناموفق است .


🔷️ درباره جمله سوم :
"اسارت دین" !
اصل این جمله در نامه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر است که در نهج البلاغه آمده ؛ " ان هذا الدین کان اسیرا فی ایدی اشرار " .

استفاده از کلمه اسارت و اسیر ، در جائی صدق میکند که اولا جنگ و دشمنی باشد وثانیا نیروی و قوایی خودی هم باشد‌.

اگر در جامعه عده ای بخواهند قدرت خود را کامل کنند ، غیر از سلاح و تجهیزات خود که همان ریاست و ثروت است، باید عامل مهمی دیگری برای حفظ ریاست و ثروت خود داشته باشندو آن دین است،واینجاست که
 طمع دراختیارگرفتن "دین" را میکنند.

امااگر همه قدرت دین؛دراختیارمردم باشد وهادیان راستین نقش هدایتی خودرا داشته باشند، شکست هر دژخیمی قطعی است.

اماوقتی"دین اسیر" است که اعلام شود؛همه چیزدین دیگر دست ماست ؛ جماعت و جمعه ، مسجد و محراب و منبر و عزاداری و نیز امور مالی مانند زکوات و صدقات و امور حقوقی و قضایی اجرای حدود الهی و کیفرهای قضایی و‌..
نمونه دو حکومتی که بصورت فاحش و بدون پرده ، بادین چنین کردند ؛ بنی امیه و بنی عباس بودند! 

پس حق با حضرت استاد است که باید تلاش کنیم ؛ نهاد "دین" مستقل از هر سلیقه حاکمیتی و حکومتی و دولتی و جناحی باشد.
پس نه تنها "دین" نباید ملعبه گروه و نمادهای سیاسی نشود بلکه بالاتر ؛ نباید اجازه داد به اسارت در دست کسی در نیاید.


🔷️و اما درباره جمله چهارم :
"جدائی مردم از دین"
این جمله از خطرناکترین موضوعات در "حوزه دین" است !
ببینین ؛ روشن است اگر رهبری مانند پیامبر (ص)وکارگزاران داخلی اش مانند علی وسلمان وابوذر باشدوکارگزارن بین المللی اش مانندجعفربن ابیطالب باشد، نتیجه میشود؛ 
《وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا☆ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا داخل میشوند》

ولی اگرمتولیان اموریاخودخیانت وجنایت کنندویاشایسته وبایسته بانیازهای دینی واجتماعی و فردی آحاد جامعه،مواجه نشوندومردم را به دین بدبین ساخته ؛به قول استادمطهری منتظر ؛ "یخرجون من دین الله افواجا"!! باشند .
و خطردراین نقطه است.
 
درقرآن سه واژه داریم تبشیر (بشارت و مثبت اندیشی ومثبت خواهی)، تنذیر (اعلام خطر )، تنفیر(ایجاد نفرت وکینه وفراری دادن).

درباب عرضه دین،قرآن جانب"تبشیر"را مقدم داشته وفرموده《إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً》(فاطر۲۴)

پیامبربه معاذ که عازم نقش یک  مسئولیت ازسویش بودفرمود:《بابشارت واردشو،کسی راازخودمران وبرمردم آسان بگیر؛ -یا معاذبشّرولاتنفّر ،یسر ولاتعسر》
https://telegram.me/sorooshmarefat

نقد هادی سروش به آیت الله مصباح

🔵نقدی بر اظهارات آیت الله مصباح درباره‌ی «سازش»

آیت الله مصباح یزدی گفته است:

«اگر عده‌ای پیش از انقلاب و یا اوائل جنگ می‌ترسیدند و فرار می‌کردند کمابیش قابل اغماض بود؛ خب می‌دیدند که حتی سیم خاردار به ما نمی‌فروشند و در مقابل،  دشمن هر سلاحی اراده کند، در اختیارش قرار می‌گیرد. اما امروز که تجربه‌ی عینی را با چشم خودمان دیده‌ایم، اگر بترسیم، چه حجتی نزد خدا داریم؟ کسانیکه امروز بعد از دیدن مددهای الهی می‌ترسند و در باطن به دنبال سازش هستند، اینها از شمر بدترند».


🔻حجت‌الاسلام «هادی سروش» مدرس حوزه، در یادداشت نقدی به اظهار نظری از آیت الله مصباح یزدی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

“هوالله

با اجازه حضرت استاد؛

یکم]

از این که جناب استاد عزیز، علت “سکوت ده ساله” اول و دوم‌شان را تبیین نمودند، باید مغتنم شمرد.

ده سال قبل از پیروزی انقلاب، در دوران مبارزات نهضت!

و ده سال دوران اول انقلاب و جنگ؛ که ایشان؛ سخت پی گیرِ درس و بحث و اداره دو موسسه در راه حق و باقر العلوم(ع) بودند.

دوم‌]

بله من هم مانند ایشان فکر می‌کنم که این دوران، دوران سازش نیست.

اما اگر امروز کسی بعنوان تاکتیک و به تعبیر فقهی؛ “تقیه”، به سازش باور داشته باشد، کما اینکه برخی ازعلماء و کارشناسان چنین‌اند، چه اشکال اعتقادی و فقهی بر او لازم میآید؟

مگرنه این است که اصلِ صلح و سازش در قرآن؛ جائز و مورد رغبت است؛ «وإِن جنحو اللسلم فاجنح لها و توكل على الله إنه هوالسميع العليم «انفال ۶۱» و اگر دشمنان به صلح تمايل داشتند، شما هم تمايل نشان داده و به خدای سمیع و آگاه توکل نما»

سوم]

استاد فرموده‌اند؛ “کسانی که در باطن بدنبال سازش هستند از شمر بدترند.”

منِ طلبه هر چه فکر کردم نتوانستم درک کنم که؛ چگونه در عصر غیبت که ما با نظریات فقهی متفاوتی مواجهیم، اگر فقیهی بر اساس”اجتهاد” و یا شخص مومنی که “مقلد” است با تمسک به فتوای فقیهی به “سازش” رسیده باشد، فاسق باشد و در فسق از شمر کافر بدتر باشد؟!”

ادامه‌ی مطلب👇
http://www.ensafnews.com/160917/
@ensafnews

آیت الله سیستانی از نگاه هادی سروش

.
🔻به بهانه اولین دیدار یک رئیس جمهور ایران با آیت الله اقای سیستانی ؛
✔ دارای نظرات عمیق فقهی است.
✔ نگاه فقهی او بسیار با حقوق آدمی ، هماهنگ است.
✔از دخالت مستقیم در روند سیاسی عراق ، همیشه خودداری نموده ، مگر در موارد حساسی مانند جریان داعش و یا تغییر دولت عراق(نوری مالکی).
✔در تشخیص مصلحت مردم عراق سرآمد دیگران است .
✔به جد متوجه حفظ همزیستی مسالمت آمیز شیعیان با اهل سنت است .
✔ نفوذ معنوی او در ملت و دولت عراق ، زبان زد همگان است در حالیکه سالهاست پای از درب منزل بیرون نگذاشته و در هیچ جمع کشوری و لشگری شرکت نداشته .
✔چنان شخصیتی دارد که بزرگان دیگر کشورهای اسلامی به او احترام میگذارند.
✔از اوضاع و احوال کشورهای اسلامی خصوصا ایران اطلاعات جامع و کاملی دارد که شاهد این مدعا مذاکرات ایشان با مرحوم اقای هاشمی رفسنجانی است ، و نیز اینکه ، از منبع موثقی شنیدم که فرموده بود : تمام سخنرانی های امام خمینی را گوش داده ام .
✔ تاکنون تشکیلات او مانند سایت او از هیچ عنوانی مانند "امام" ، "آیت الله" ، "العظمی" و ... استفاده نکرده .
✔ وقتی از تریبون رسمی نمازجمعه تهران به او اهانت کردند و مرجع و عامل انگلیسی نامیدند ، با کرامت تمام ، از آن گذشت کرد.
✔ در هزینه وجوهات شرعیه ، به روزتر است یعنی ؛ غیر از توجه به نیازهای حوزه علمیه ، توجه به نیازها و نیازمندان جامعه اسلامی خصوصا در بخش دانش و بهداشت دارد.
.
✔و ده ها امتیاز دیگر .. .
.
🔰خداوند متعال ، سایه اش را مستدام دارد... .
.
هو الودود .
#هادی_سروش

استعفاء وزریر خاجه

🗒چند نکته درباره‌ی استعفای ظریف وزیر امور خارجه

✍🏻هادی سروش 

📌یکم؛ فراموش نمیکنیم که دست و زبان او بود که با استادی تمام؛ مفتخر به مذاکرات عزتمندانه شد و سایه ترس و جنگ را از جامعه محو نمود.

📌دوم؛ او اهل استعفاء نبوده و نیست چون مرد روزهای سخت است، اما غیرت دینی و وطنی اش اجازه نشستن غبار بر چهره‌ی بین المللی شهروندان کشورش که همان چهره دیپلماسی است را نمیدهد.

📌سوم؛ افتخار محبوب‌ترین دیپلمات چهل ساله‌ی تاریخ جمهوری اسلامی این شد که در برابر استعفایش، مقام رسمی اسرائیل بگوید: "ظریف رفت، راحت شدیم. و بعد این مثَل عربی را گفت : "رَحَل ظریفُ حیثُ اَلقَت؛ برود که دیگر باز نگردد.

📌چهارم؛ استعفای او گزارش از فعال بودن رقبای انتخابات ریاست جمهوری نیست چون این توفیق را همواره آنان داشته و خواهند داشت  بلکه گزارش از رخنه "دلواپسان" به بخش‌هایی در دولت است تا احیانا هماهنگی‌های ضروری را نابود کنند. 

📌پنجم؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ قوام بین المللی "جبهه مقامت"؛ از راه دقیق دیپلماسی عبور میکند، چون روشن است که نبود چهره های محبوب دیپلماتیک در ملاقاتهای مهم مسئولان، اگرچه مفتخر به حضور چهرهای عزیز سرداران جبهه مقاومت هم باشد، ناقص است و خدای نکرده به "محاق" میرود. 

📌ششم؛ نه تنها در ادبیات سیاسی برخی بخاطر "عطش قدرت" سالهاست که ادبیات دشمن نهادینه شده! بلکه روشن شد که برخی از مدعیان حضور در "جبهه مقاومت" وقتی در سخت ترین روزهای عملیات دیپلماسی که سربازان دیپلماتیک کشور مشغول جانفشانی‌اند، آنان بی‌شرمانه نقش نفوذی دشمن را دارند و دیدیم مانند اسرائیل حرف زدنند!

📌هفتم؛ جناب رئیس جمهور بداند و صدالبته که میداند که رقیبان بی انصاف به چیزی غیر از بی اعتبار کردن دولتش راضی نمیشوند، پس وزرایی که همه اعتبار دولت هستند را به هر قیمتی که شده حفظ کند. 

📌هشتم؛ سیره امام خمینی از ابتدای پیروزی انقلاب و سخت ترین روزهای سخت جنگ، تا دعوت شوروی سابق و مکتب کمونیسم به الهیات و اسلام؛ احترام به دیپلماسی کشور بود./ اینستاگرام نویسنده

انجمن حجتیه

صدای انجمن حجتیه از کدام تریبون؟!

نوشته هادی سروش 


نام "انجمن حجتیه" از معدود نامهایی است که به طول کل نهضت وانقلاب و برقراری نظام ؛ یعنی بیش از۵۰سال است که مطرح است.

اگرتادیروز میگفتیم؛ "صدای پای انجمنی" ها میآیدولی باید اعتراف کنیم اکنون صدای ظهور و حضورشان در پشت تریبون ها می آید!

عجباچه زودشعله قلم آتشین امام راحل درباره این گروه دارد به خاموشی میرود!
که نوشت:
《حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌اند》.

نه بعید است فرزندان فکری امام چنین اجازه ای دهند.

🔷️ طبیعی است که دوستان جوان از پیشینه این گروه بی اطلاع باشند ، گزارشی مختصر را ملاحظه کنید :

اینان گروهی هستند که در سال ۱۳۳۲ تاسیس شده و برای مبارزه با بهائیت شروع بکار کرد و ابتدا” از میان گروه فرهیخته جامعه مانند فرهنگیان یار گیری نمود و بعدها در همه مراکز علمی و مذهبی ورود پیدا کرد و عمده تفکرات و تئوری های خود را در مورد حصرت ولیعصر(ع) متمرکز نمود.

بعد از سخنرانی مهم امام و اشاره مستقیم به این گروه ، اینان با کسب اجازه از رهبر فکریشان اقای شیخ محمود حلبی به کار خود در صورت ظاهری پایان داد.

متن سخن امام (ره) در تیرماه ۱۳۶۲ این بوده :
«یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، .. برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.» 

دربیانیه رسمی آوردند:
《محرز شد که مخاطب امام ، این انجمن می‌باشد؛ لذا موضوع توسط مسئولان انجمن به عرض مؤسسه و استادآقای حلبی رسید و فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه‌ها و برنامه‌ها باید تعطیل شود》.

اما این اعلام چیزی غیر از سیاسی بازی و خدعه نبود ، چرا که همواره در فعالیت بوده اند البته با تابلویی دیگر ! که در ذیل این مدعا را اثبات خواهیم نمود.


💠 مهمترین خصوصیات فکری و رفتاری انجمن حجتیه


📌۱ ) نگرشهای ارتجاعی و تحجر مآبانه به منابع دینی

در واقع "اخباری گری" یعنی صِرف توجه و اصرار به عمل به ظواهر روایات ، بدون توجه به هر گونه اقتضاء زمانی و مکانی و یا مصالح امت اسلامی ،  از اصول مهم فکری آنها است.

بعنوان نمونه ؛ درست براساس همین گمان باطل ، به خاطر یک حدیث غیر مستند که میفرماید ؛ "هر قیامی قبل از قیام حضرت بقیه الله روا نیست " ! آمدند و قلم بطلان بر ده ها آیه قرآن و صدها حدیث درباب "امر به معروف و نهی از منکر" کشیدند ! 

از این رهگذرست که فقط خود را به ظاهر یک حدیث مناسب با عقایدشان پای بند میدانند ، و هیچ کاری به قرآن و عقل ندارند و حتی به احادیث متفاوت دیگر هم ، نظری نمیکنند ! 

از روی همان تحجر ؛ به شدت با "عرفان و فلسفه" مخالفند و بلکه بالاتر ؛ هر نظریه فقهی که متمرکز بر تاثیر عنصر زمان و مکان باشد ، که گفتمان جدی امام خمینی بود ، مخالفند و در برابر ابراز هر بروز و ظهوری غیر از اندیشه دگم خود "فریاد وااسلاما" سر میدهند !

ما نمونه این برخورد را در زمان امام راحل دیدیم که چگونه با فتوای حلیت بازی با شطرنج قیام کردندو چقدر نامه پراکنی نمودند !
و امروز به طرز دیگر ، با فتواهای دیگر و قوانین موضوعه دیگر !
اگر میبینیم با هر نوآوری در صحنه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مانند ؛ مسائل دقیق و کارشناسانه پول و یا فضای مجازی و یا حضور زنان و یا هنر و فیلم و یا روابط و قرار های بین المللی و ...  مخالفت میکنند و انگ ضددینی به آن میچسبانند ، دور از ان نگاه های متحجرانه نبود و نیست.

 

📌۲ ) تغییرات تاکتیکی در امور اجتماعی و سیاسی

ابتداء فقط بنای مبارزه با بهائیت را داشتند ، اما در دوره بعدی از ایشان هیچ عکس و العملی در این موضوع دیده نمیشود!

و وقتی شناسنامه سیاسی این گروه را مورد دقت قرار میدهیم میبینیم ؛ امام در پیام به وزیر وقت کشور تصریح میکند که 《اینان با شاه همکاری میکردند》! 

در دوره ابتدای نهضت بر این گمان باطل اند که  " مبارزه با شاه شیعه حرام است" !
متاسفانه در رفتارشان با بی اعتنای به مبارزات نفس گیر مردم ، شکنجه های رژیم گذشته در زندان ها ، فقط غصه کم رنگ شدن جشن نیمه شعبان را دارند ! و بر خلاف نظر صریح و روشن امام بر عدم برقراری جشن نیمه شعبان ، رسما اقدام میکنند و جشن به پا میکنند.

در تاکتیک دیگر بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی که ملت شریف ایران مورد تجاوز صدام  قرار گرفته ، برای عدم ادامه دفاع مقدس و ختم جنگ ، همه همت خود را بکار میگیرند و داعیه شان این است :
《جواب این خون ها چه کسی میدهد》؟!

و در برنامه ای دیگر ؛ به بهانه برخی  نارسایی های اقتصادی و یا برخی از تخلفات شرعی در گوشه و کنار کشور؛《حسرت زمان شاه را خورده و آرزوی آن روزها را میکنند!》

حضرت امام به صراحت از آن رهگذر که حکیم ژرف بین است ، همه تاکتیک ها و اهداف آنان که مورد رصدش بوده ، تمام نیات سوء ایشان را بخوبی بر ملاء کرد و فرمود :
《دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شده‌اند! ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجّر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده‌است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه رامی‌خورند!》


📌 ۳ ) توجه وافر به مناسبات "قدرت" 

به روز بودن در تناسبات با قدرت از روش های مهم ایشان در کار فرهنگی و مدیریتی است.

درست همین گزاره در اساسنامه شان آمده :
«تبصره ۱: موضوع و هدف انجمن، ثابت و تا زمان ظهور حضرت بقیه‌ الله امام زمان «ارواحنا فداه» لایتغیر خواهد بود، اما برنامه ‌های آن با توجه به شرایط زمان و نیاز جامعه، می‌ تواند بر اساس حفظ هدف ملی و رعایت مقررات این اساسنامه تغییر و یا تعمیم شود.»

امام راحل که از برنامه و اهداف آنان مطلع است ، در دستوری به جناب اقای ناطق وزیر وقت کشور دستور فرمود:《به آنها پست کليدي ندهيد،خطرناکند》.

و البته اینان ساکت ننشسته و در دوره ای دیگر ؛ بشکل مرموزی وارد عرصه سیاست شدند و با نزدیک شدن به برخی از یاران امام ، توانستند به استراژی خود جامه عمل بپوشانند!
بله ؛ در عین اینکه دلخوشی از امام نداشتند ، اما با نزدیک شدن به برخی از عناصر انقلابی و خصوصا بعضی از اعضاء شورای نگهبان وقت ، از روزنه های بسیار ناشناخته ای بر صاحبان تصمیم در کشور نفوذ پیدا میکردند!
ریشه برخی از عتاب های حضرت امام در دهه شصت را باید در این نقطه جستجوکرد.

و امروز برای آنان که اینان را میشناسند و نهیب های امام را در موردشان را شنیده اند؛ ناشناخته نیست که میبینند ؛ عناصر شناخته شده انجمن حجتیه که "قاعدین" دیروز بودند ، امروز با دست یابی به بوجه های کلان دولتی ؛ بلندگودار و حامی چند آتشه از ولایت و ارزش ها شده اند و برای مانند برجام و یا دیگر قراردادهای بین المللی کنوانسیونی که تایید و تشخیص و تصویب آن به عهده مراکز تقنینی است و  نه ایشان ؛ سخنرانی میکنند و سر و صدا به راه می اندازند و صد البته برخی از جوانان پاک و خوش نیت که دهه شصت امام خمینی را ندیده اند ، ناخداگاه متوجه اینان میشوند !

نشانی برخی از تفرقه ها بین نیروهای وفادار انقلاب اعم از اصولگرا و یا اصلاح طلب را باید در یکی از عبارات امام راحل جستجو کرد ، آنجا که در ادامه به آقای ناطق فرمود:
《وقتي آمدند بين شما تفرقه ايجاد مي کنندو برادران را به جان هم مي اندازند، آنها کار ديگري دارند، دنبال مسئله ديگري هستند》.


🔻کلام آخر ، همان کلام جاودانه امام راحل است که امام (ره) از آنان به مار خوش خط وخال نام برد که هرگز خاموش نیستند ‌:
《روحانیون وابسته و مقدس ‏نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند ... لحظه‏ ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند.》 

https://telegram.me/sorooshmarefat

آیت الله مومن

🔰زاویه ای دیگر از شخصیت فکری آیةالله مومن

نوشته : هادی سروش


💠در مورد شخصیت فکری آیت الله مومن "رحمه الله علیه" به مطالبی در آثارشان برمیخوریم که قابل دقت است.


🔹️در نوشته های فقهی اش بر این باور است :

"در حاکمیت حکومت اسلامی  رضایت شهروندانش نقشی ندارد و ولی فقیه درصورت عدم رضایت مردم حق اِعمال حکومت دارد و میتواند در شئون زندگی خصوصی و عمومی آنان ورود کند".

🔹️در کتاب خاطرات ایشان که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده ، وقتی  به ماجراهای  انتخابات دوره سوم  مجلس می رسند ؛ با ذکر مطالبی به صورت کنایه و اشاره  چنین  القا میکنند که ؛
"حضرت امام تحت تاثیر اطرافیان قرار داشتند و  بعضی از آنها گزارشهای غلط به ایشان می دادند و ایشان بر طبق آن گزارش های غلط تصمیم می گرفتند بعد هم برای تایید اظهارات خویش از مرحوم آیت الله احمدی میانجی  مطلبی نقل می کنند که در طول تاریخ هم این چنین بوده و حتی در اثر گزارش های غلطی که به حضرت امیر (ع) در مورد محمد بن  ابی بکر دادند حضرت او را از استانداری مصر عزل و توبیخ کرده و به جایش مالک را فرستادند که در اثر این گزارش غلط  ، هم محمد بن  ابی بکر  از دست رفت هم مالک کشته شد و هم مصر از دست رفت".

🔻پ.ن :

📌در مورد مطلب اول ؛ 
در عین احترام به نظریه اجتهادی ایشان ، اما باید توجه داشت که همخوانی با نظریه حضرت امام (ره) ندارد.

📌و در مورد مطلب دوم ؛

اولا؛ شناخت ایشان از امام محل تاسف است! 

وثانیا؛  آیا اصلا ؛کسی که برخی از تصمیماتش دستخوش اطرافیان و گزارش آنان شود ، میتواند طبق مبنای ایشان ؛ ولایت اش بدون رضایت مردم بوده باشد و نیز ولایت بر سّر و علن شهروندان داشته باشد ؟ و آیا ایشان این شبهه را در مورد هر ولی فقیه جاری و ساری میدانسته ؟

وثالثا؛ مهمتر ؛ در مورد تحت تاثیر بودن حضرت امیر(ع) از گزارشات نابجائی که به ایشان ارائه می شد است ، که اگر نسبت آن تحلیل به آیت الله احمدی میانجی (ره) درست باشد ! از منظر مباحث امام شناسی علم کلام مانند "عصمت" و نیز از منظر تاریخ و حدیث مانندنهج البلاغه قابل تامل جدی است.  

بله ؛ بررسی و پاسخ برهانی به چنین شبهاتِ تاریخی و کلامی ، فرصت مناسب خود را می طلبد.


https://telegram.me/sorooshmarefat

به خود و یکدیگر رحم کنیم

به خود و به یکدیگر ؛ "رحم کنیم"

نوشته : هادی سروش


در اینکه دشمن ، دشمن است تردیدی نیست .
ببینید نظریه رسمی کاخ سفید این است : 
"می‌خواهیم فشار اقتصادی بر ایران به سطحی غیر قابل تحمل برسد".

بنده هم مثل شما در رسانه ها بارها خوانده ام که اصلاح طلب میگوید ؛ فلان اصولگرا مقصر است ! و یا اصولگرا میگوید ؛ فلان اصلاح طلب مقصر ماجراست !

این بحث و جدال ؛ اگر هم بجا باشد ولی مفید نیست.
 
خارج از بررسی های کارشناسانه اقتصادی و جستجوی راه حل موثر ، آنچه که برای دولت و شهروندان مفید است ، پاسخ درست به این پرسش است که ؛  
ما چه باید بکنیم؟

بنگرید ؛ مشابه و بلکه بدتر از شرائط امروز ما را خدا در قرآن در سوره "بلد" به تصویر کشیده و سختی های شدید و طاقت فرسای اقتصادی آن روز را ترسیم نموده و از آن به "عقبه" یعنی "گردنه" نام برده ، و نهایتاً در پایان سوره دستور به دو چیز داده که همان دو چیز میتواند در شرائط بحرانی و جنگی امروز ما تاثیر بسزائی داشته باشد :

اول ؛ 
توصیه یکدیگر به "خویشتن داری وثُبات قدم" نموده که کمترین نتیجه اش "امیدوارانه سخن گفتن" است .

آیا رسانه ها و شخصیت های کشور این دستور قرآنی را رعایت می کنند و یا بخاطر قلع وقمع کردن رقیب ، از کاه ، کوه ساخته و تحویل میدهند؟

قبول کنیم در این بخش ، صاحبان سخن و تصمیم ؛ چنان نبوده اند!

دوم ؛ 
توصیه به "رحم داشتن" نسبت به یکدیگر است .

در قرآن آمده ؛
《تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ》

واژه "مرحمه" مصدر میمی از کلمه "رحمت" است و به معنای "رحم کردن به یکدیگر" است ؛ که صاحب تفسیر مجمع البیان از این معنا تعبیر کرده به؛ "فرحموا الناس کلهم".

پس در رحم کردن ،  "رحم بیکدیگر" ملاک است نه فقط رحم به فقراء داشتن ملاک باشد که فخر رازی در تفسیرش گفته .

آیا در این ماه ها که شرائط اقتصادی بهم پیچیده ، ما مردم یعنی آن تولید کننده و یا آن پخش کننده و یا آن وارد کننده و یا آن کاسب جزء سر کوچه ، "به هم رحم" کرده ایم ؟!

اگر رحمی بود که فروشندگان از مشتری ،منصفانه پول می گرفتند و به سود متعارف و قیمت خرید قانع بودند.

واقعا ؛
آیا مشتریان به اندازه نیاز میخرند؟
آیا فروش خودرو به این انبوهی ، آن هم در عرض ۴۵ دقیقه !  معقول و مقبول است ؟

کلام قرآن ، یک کلمه است ؛
"به خود رحم کنیم..."


https://telegram.me/sorooshmarefat

جشن تکلیف

در سال ۱۳۸۸ به درخواست پدر یکی از اقوام متنی برای دخترخانم گلش نوشتم تا او در مراسم جشن تکلیفش بخواند و بعد از سالها این روزها پدری دیگر درخواست متنی داشت که همان را تقدیم نمودم.
این متن را تقدیم میکنم تا شاید در مراسم مشابه مورد استفاده قرار گیرد.

#جشن_تکلیف
#هادی_سروش

 


🔰به نام خدا


⭕از عالمان ديني شنيده‌ام، وقتي عارف بزرگ،  سيدبن طاووس، به سن تكليف رسيد مراسم جشن و سپاسگزاری در مقابل اين نعمت بر پا کرد.

امروز من هم به تكليف شرعي رسيدم.

🔻تكليف یعنی در سه مورد وظیفه دارم:

🌷اول، اعتقاد به اصول دين.

🌷دوم، عمل به فروع دين يعني: نماز‌ـ روزه ‌ـ خمس‌ـ زكات‌ـ جهاد ـ حج ـ امر به معروف و نهي از منكر.

🌷سوم، باید سعی کنم ازگناهان كبيره مثل شرك‌ -حسد‌ـ ظلم‌ـ غيبت‌ـ دروغ‌ـ تهمت‌ ، دوري جويم.


📌در جمع به یاد ماندنی شما ميهمانان عزيز ؛  میگویم :

🌷خدايا تو را شكر كه مرا مسئول قرار داده و حفظ حدود شرعي را به گردنم نهادي.  

🌷خدايا تو را شكر كه به تكليف رسيدم و مي‌توانم مثال:«فتبارك الله احسن الخالقين» شوم.

🌷خدايا تو را شكر از اين مومنان مي‌گوئی ( یا ايها الذن امنوا...) شامل من هم مي‌شود و در جرگه در اهل ايمان قرار دارم.

🌷خدايا تو را شكر كه مي‌توانم از نردبان تكليف بالا روم و به درجات مقربين برسم.

🌷خدايا تو را شكر، مكلفم كردي تا عبد تو باشم و صداي مرا بشنوي و دعاي بنده كوچكت را بپذيري.

🌷خدايا تو را شكر كه به من با خواندن نماز اجازه ورود به حريم قدسيان داده‌اي و با خواندن قرآن مي‌توانم به پاي سخنان دلنشين تو قرار گيرم.

🌷خدايا تو را شكر، من ناچيز را به حساب آوردي و كتاب مقدس قرآن را بوسيله پيامبر بزرگ اسلام برايم فرستادي تا به حيات و زندگي معنوي برسم.

🌷خدايا تو را شكر كه هم‌اكنون كه به تكليف رسيدم دستور تو را در سوره مائده می خواندم كه دستورم فرمودي:
«امامم بايد آن كسي باشد كه در حال ركوع انگشتر خود را به مستحق داد» من هم با هزاران افتخار، حضرت علي و يازده فرزند پاكش كه همه‌شان از چشمه‌جوشان حضرت فاطمه(س) سيراب شده‌اند را بعنوان امامان خود معرفی میكنم.


🔻خدايا ؛ دوست دارم :

🌷براساس آيه سوره آل عمران: از تو تبعيت كنم تا تو مرا دوست داشته باشي و بتوانم مانند حضرت مريم حرمت حجاب را نگه داشته و محراب نشين عبادت درگاه تو باشم تا از امدادهاي غيبي سيراب شوم.

🌷دوست دارم:
 در مسير كمال و انسانيت از ديگر بندگان با سرعت سبقت گرفته و مشمول لطف خاص تو باشم.

🌷دوست دارم:
براساس آيه سوره نساء در تمام دوره تكليف‌ام، از گناهان كبيره دوري كنم تا تو هم از گناهان كوچكم در گذري.

🌷دوست دارم:
طبق دستورات تو در سوره لقمان: پدر و مادر خود را راضي نگه داشته و با تمام وجودم در مقابل آنان فروتن باشم.


🌷دوست دارم: 
زنده باشم اما به آن زنده بودني كه در سوره انعام از آن به زندگي معنوي ياد كرده‌اي و آن نيست مگر توجه به دستورات تو و فرستاده‌ات پيامبر اكرم و ائمه اطهار .

🌷دوست دارم:
همانی باشم كه در سوره نباء دستورم فرمودي :« كه براي تو باشم»

🌷دوست دارم:
از آيه سوره اسراء لحظه‌‌اي غافل شوم كه فرمودي(به آنچه يقين نداريد معتقد نشويد گوش و چشم و ديگر اعضايتان در مقابل آنچه انجام مي‌دهند مسئوولند)

🌷دوست دارم:
قرآن كتاب زندگي‌ام، نهج‌البلاغه كتاب ساعات بفكر نشستنم و صحيفه سجاديه كتاب سجاده عبادتم باشد.

🌷دوست دارم: 
حالا كه به تكليف رسيده‌ام و هر صبح جمعه پرونده اعمال يك هفته‌ام را به حضور امام زمان (عج) مي‌رسانند او را از خودم خرسند كنم.

خدايا‌ ؛ من را دوست داشته هایم برسان..

آمين رب العالمين

https://telegram.me/sorooshmarefat

در رثای مادر شهید

🌷"مادر شهید"🌷

⭕وقتی مادرموسی؛فرزندش را به امرخدا رهاکرد، دید همه هستیش رفت .. اینجا بود که خدایش فرمود :
«انا رادوه الیک» من بچه ی تورا،به تو بر میگردانم...(سوره قصص)

🔹️بله ؛
در عصر کنونی ما نیز ؛ مادرانی سرشار از ایمان ، فرزند خود را به دل حادثه فرستادند...
با الهام از آن آیه ؛ به مادران شهداء گوییم :
روزی فرزند شما به شما بازمیگردد..

🔰اینکه در روز مشخصی مانند روز منسوب به ام البنیین ، از مادران شهید داده قدرشناسی کنیم ، حداقل وظیفه ای است که نسبت به معلمان بزرگ شهادت و ایثار داریم ... 

من ناچیز ؛ با همه وجود به همه آنان ، خصوصا ؛
مادر شهید مهدی  و حمید سروش ،
مادر شهید مهدی رجبی ،
مادر شهید حسن رضائی ،
مادر شهید احمد سروش ،
مادر شهید مهدی رضائی ،
که با حقیر ارتباط خویشاوندی دارند ، اداء احترام دارم.


⭕همه ما مراقب باشیم :

📌اولا ؛ 
احترام شان را محفوظ داشته،

📌وثانیا ؛ 
از بیان هر سخنی در پیشگاه شان که خاستگاه سیاسی و جناحی دارد و چه بسا آنان را نسبت به سرمایه بزرگی که اهداء نموده اند ، آزرده خاطر و یا  دل سرد کند ، به شدت پرهیز کنیم .


هو الودود

#هادی_سروش

https://telegram.me/sorooshmarefat

 
  BLOGFA.COM