قال الله تعالی: هو الذی یصلی علیکم وملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور
 

حوزه قم موضع گیری دارد اما....

مقاله حجت الاسلام استاد هادی سروش در روزنامه جمهوری اسلامی ۹۵/۱۰/۲۶   :



                    *حوزه قم "لا" و "نعم" دارد اما....*

یکی از علمای حوزه در ملاقات با ستاد تیپ محترم امام صادق (ع) فرمودند :
حوزه باید "لا" و نعم" داشته باشد و باید موضع گیری کند...

راقم سطور با کمال احترام نسبت به ایشان که شاگرد امام ، و مبارز قبل از انقلاب بوده ، نکاتی را بعنوان یک طلبه ای که  قریب سی سال در حوزه ، مشغول به تحصیل و مباحثه سطوح عالی میباشد ، خدمت شان عرض میدارد :

مقصود شما از حوزه کیست ؟؟

آیا طلاب مبتدی حوزه است که در مدارس مشغول هستند ؟
یا فضلاء مشغول درس خارج ؟
یا اساتید سطوح عالی و خارج حوزه ؟
یا مراجع معظم تقلید ؟

قسم اول تقریبا؛ جملگی و طبقه دوم هم؛ تا حدودی در مراسمی که بدعوت جامعه محترم مدرسین و شورای مدیریت ، غالباساعت 11 در مدرسه فیضیه تشکیل میشود ،حاضرند و موضع گیری هم نموده اند . پس جای ورود سوال به عملکردشان نیست .

اما طبقه اساتید و بالاترش که مرجعیت است ؛ با قرینه ی ادامه مطالب ایشان ، احتمالا مورد توجه ایشان همین دو طبقه مهم حوزه میباشد ، عرض شود که :

در مورد طبقه اساتید ؛
که واقعش ، در میان شان ، کسانی هستند که دل به انقلاب و آرمانهای مقدسش دارند کم نیستند ، و راقم این سطور از نزدیک آشنا و مطلع میباشد ، لیک از آنجا که اینان جملگی ، یا مجتهد مسلم و یا قریب الاجتهاد هستند ، خود صاحب نظر بوده واز برخی پیشامدهای درون حوزوی مثل امور درسی و آموزشی و .... حتی حضور و بلکه ورود به تشکل های مدیریتی حوزوی دارای نقطه نظراتی هستند .
  اما چون شاید محل نزاع و یا سفارش و گله سخنران محترم در این بخش قرار نداشته باشد، از او میگذرم.

واما پیشامدهای سیاسی خود حدیث مفصلی است  ؛
آیا آنچه از بلندگوی فیضیه بعنوان حوزه علمیه شیعه در قم بلند میشود که همواره خرسند کننده یک جناح سیاسی کشور و یک سلیقه بوده ، باید مورد قبول همه ی اساتید مجتهد و قریب الاجتهاد سطوح عالی باشد ؟
بله اگر اینان باید جملگی به "نعم" سروران مان در جامعه مدرسین "نعم" گفته و به "لا"ی آنان نیز "لا" بگویند ، بفرمائید تا روشن شود.

یک سوال مطرح است که در جاییکه شما اعزه در مسائل امور دولتی رهنمون و بعضا انتقاد و گله دارید و حق هم دارید ، پس چرا نسبت به مثل رد صلاحیت بخش مهمی از اساتید گرانقدر حوزه که در صلاحیت نامزدی برای خبرگان ثبت نام کرده و حتی از آموزن هم موفق بیرون آمدند هیچ حمایتی نفرمودید و از ورود بدون آزمون برخی دیگر که فضل شان در مقایسه با مردودین برای ما روشن است ، عکس العملی عنایت نفرمودید؟!
و مسائل دیگر...
واقعا این طبقه از حوزه یعنی اساتید بزرگوار ، با چه انگیزه ای "لا" و "نعم" بگویند ؟

اما در مورد طبقه مرجعیت ؛ که فرمودید اهل موضع گیری باشند ... چه عرض کنم !
ای کاش برای چاپ ، بحث ولایت فقیه از "کتاب البیع" مرجعی ، به صرف متفاوت بودن نظرش، حذف نمیشد.
ای کاش درب خانه مرجعی شکسته نمیشد .
ای کاش در پایان نمازجمعه ای با شعارهایی... به شخصیتی که درجهان تشیع نمونه ندارد یعنی  شیخنا الاستاذ آیه الله جوادی آملی اهانت نمیشد تا درس بی نظیر نهج البلاغه اش در نمازجمعه تعطیل نشود.
و ای کاش لازم نمیشد که برای چاپ رساله بزرگواری و یا دفن مرجعی ، مقام معظم رهبری ورود فرمایند و یا آیه الله سیستانی پیغام بفرستند.
و ....

بزرگوار اجازه دهید به درخواست شما نسبت حوزه ، پاسخی متفاوت ،تقدیم کنم تا تثبیت شود هم حوزه اهل موضع گیری و هم " انقلابی" است ؛
موضع گیری اخیر حوزه مقدسه قم (که اگر دوستانتان مقایسه آماری آن را با مثل تجمعات سیاسی در مدرسه فیضیه داشته باشند و خدمت تان تقدیم کنند بسیار بجاست ) ، در رابطه با مجلس ترحیم مظلوم ثانی انقلاب ،  ایت الله هاشمی رفسنجانی بود که  با شرکت محیرالعقول خویش ، در شب جمعه ،  هم "نعم" گفت و هم "لا" ، تا چه گوش های شنوایی در درون و برون حوزه بشنود .
و فى ذلك فليتنافس المتنافسون .

ملاقاتی فراموش نشدنی

حجت الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه علمیه قم در یادداشتی به مناسبت درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت:

روزی از روزهای ماه رمضان توفیق ملاقات خصوصی حدود چهل دقیقه با آنکه مغز متفکر نهضت و انقلاب امام خمینی بود یعنی آیت الله هاشمی نصیب گشت …

اول :
ایشان ذکر خیری از ابوی ما کردند و دوران تحصیل در محضر امام و چاپ و انتشار رساله امام.

دوم :
از موقعیت و شرائط حوزه قم سوال فرمودن و بنده هم ارزیابی خود را در این مورد تقدیم کردم و ایشان خرسند بودند که حوزه در حال اعتدال قرار گرفته و معتقد بودند که رفته رفته اعتدال و عقلانیت حوزه در مواجهه با سیاستهای پیش رو بیشتر هم خواهد شد .

سوم :
به ایشان عرض کردم آمده ام تا چیزی تقدیم کنم و چیز دیگری از شما گرفته باشم ؛
اما آنچه آورده ام این است که برخورد اخلاقی شما با همه بداخلاقی ها و بی مهری ها حتی از برخی از دوستان و به ویژه از برخی که موقعیت کنونی شان مدیون مجاهده شما بوده ، حقیقتا تحسین برانگیزست و نه تنها روزی این روش اخلاقی شما مورد تحسین و تعریف امثال مرحوم آیت الله آقامجتبی تهرانی در محضر مقام رهبری بوده ، بلکه امروز همین حس و مقبولیت اخلاقی شما را با توجه به ارتباطی که با اساتید و اعاظم قم و تهران دارم ،بعینه مشاهده میکنم – نا گفته نمانده که هاشمی بزرگوار و مظلوم، در شنیدن این سخنم آثار بغض سختی ، در سیمایش پدیدار گشت – .

چهارم :
اما آنچه آمده ام تا از شما بگیرم و به یادگار محفوظش دارم این است که اگر امروز شما در سن بنده باشید و همین موقعیت حوزوی و تبلیغی را میداشتید،چه می کردید؟
تاملی کرد و فرمود :
من در طول زندگی ام از اولین سفر تبلیغی که مورد حساسیت دستگاه امنیتی قرار گرفتم تا امروز به سه اصل پایبندم ؛
۱- توجه و تحقیق در قرآن و الگوی گیری از سیره اهلبیت در شرائط مختلفی که از ایشان بروز نموده.
۲- استعمار وظلم را با عمومیت و توسعه معنایش ، شناسایی نموده و بشکل پخته و عاقلانه با آن مبارزه خواهم کرد .
۳- در پیشبرد آن، از صبر و استقامت و اعتدال خارج نخواهم شد.

پنجم :
برای رفع زحمت و خداحافظی برخاستم که صورت گرمش را بصورتم نهاد و دست در جیب نمود و انگشتری لطف کرد و با حالت خاصی فرمود :
“نگین اش از سنگ مطهر مضجع امام حسین (ع) است ” .

روح و ریحان از گلشن حضور در محضر رب العالمین گوارایش انشاالله

 
  BLOGFA.COM