مهجوریت و مظلومیت سیره عقلانی امام حسن (ع) در جامعه دینی امروز؛ نوشتاری از استاد هادی سروش
مهجوریت و مظلومیت سیره عقلانی امام حسن (ع) در جامعه دینی امروز؛ نوشتاری از استاد هادی سروش

شفقنا- حجت الاسلام والمسلمین هادی سروش در نوشتاری با عنوان «امام حسن(ع) تجسم به تمام به معنای عقل و عقلانیت» لین گونه آورده است:

یکی از جهات مخفی در سیره و گفتار حضرت مجتبی (ع) نگاه ایشان به ضرورت عقل و رفتارعقلانی اوست .
پیامبر گرامی خدا (ص) در وصف امام حسن مجتبی (ع) میفرمود: “اگر عقل به صورت انسانی مجسم شود، همانا به صورت حسن جلوه میكند. / لَوْ كانَ العَقْلُ رَجُلا لَكانَ الْحَسَن”
عقل چیست ؟
عقل ؛ تشخیص درست و عمل طبق آن است . فیلسوفان از فهم خوب ؛ به “عقل نظری” و از عمل درست و بی خطاء به آن فهمِ خوب تعبیر میکنند به “عقل عملی”. طبعا کسی عاقل است که دارای فهم درست و مطابق با واقع و رفتار صحیح باشد.
بی عقلی و آلودگی
قرآن بر کسانیکه در این دو زاویه راه فکری درست و رفتاری صحیح ندارند تعبیر “آلودگی و پلیدی” به کار برده و فرموده : “يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ” (یونس/۱۰۰) . یعنی ؛ کسانی که درست تشخیص نمیدهند و درست عمل نمیکنند مبتلای به پلیدی فکری و رفتاری هستند.
خاصیت عقل
عظمت عقل و عقلانیت در دریافت خاصیت عقل نهفته است. اگر آدمی نظر دقت به خواص عقل داشته باشد آنگاه است که عظمت این نعمت بزرگ را دریافت میکند.
مجموعه خواصی که برای عقل شمرده اند و یا میشود شمرد از این قرار است؛
۱ – غربال گری ؛ صاحبِ عقل قدرت غربالگری دارد و آنهم نه فقط تشخیص خوب از بد ، بلکه تمایر خوبتر از خوب ، که بسیار مشکل است.
۲ – تجزیه و تحلیل ؛ عقلانیت باعث اِعمالِ نظر دقیق به ریشه و هدف و اصول مورد اعتناء شده و توانایی تجزیه و تحلیل دارد.
۳ – دور اندیشی و آینده نگری که سهم مهمی در شخصیت آدمی و موفقیت انسان را بهمراه دارد.
۴ – استقلال از تمکین های در برابر قدرت ها و ثروت ها و نیز تقلیدهای کور و متعصبانه.
۵ – دریافت و حساسیت به دردها جامعه خاصیت دیگر اصحابِ عقلانیت است.
عقل در کلام امام حسن(ع)
با توجه به اینکه موضوع “عقل” را بر محور امام مجتبی (ع) مورد نظر داریم مناسب است کلام ایشان را که در تعبیر پیامبرخدا به عقل مجسم آمده بررسی نماییم.
اولِ ؛ عقلِ دقت و توجه عمیق
امام حسن(ع) ؛ عقل این است که انیان اندیشمند و عقل گرا در برابر افکار مختلف نگاه نقادانه و دقیق داشته و به سادگی باورهای خود را تسلیم هر فکری نمیکند.
امام حسن(ع) فرمود: “در شگفتم از كسى كه درباره خوراك جسم خود مى انديشد چگونه درباره خوراك فكر خود نمى انديشد؟ شكمش را از آنچه زيانبار است پرهيز مى دهد، اما در سينه خود چيزهايى مى سپارد كه مايه نابوديش مى شود. ؛ – عَجَبٌ لِمَن يَتَفَكَّرُ في مَأكولِهِ كَيفَ لا يَتَفَكَّرُ في مَعقولِهِ ، فيُجَنِّبَ بَطنَهُ ما يُؤذيهِ ، و يُودِعَ صَدرَهُ ما يُردِيهِ.”
این عقلِ دقت و توجه است.
دوم ؛ عقلِ عمل
رفتار عقلانی یعنی رفتاری که دور از شتاب زدگی و خرافه گرایی باشد .
در رفتار عقلانی به مناسبات مربوطه توجه وافر میشود و اقدامات بیرون از حدود آن مناسبات نیست .
در رفتار عقلانی عملکردها پوچ و توخالی نیست بلکه با فائده است و در عین حال نیز در تضاد منافع بالادستی خود شخص هم نیست .
شرطِ رشد عقلانی جامعه
وقتی بی عقلی در رفتار برخی افراد جامعه دیده شود ، این فقدان عقلانیت به متن جامعه سرایت میکند.
استاد مطهری مینویسد: “رشد عقلى وسطح شعور هر قومى دائرمدار میزان آزادى تفکر و امکان تبادل فکر و نظر آن قوم است؛ واین فلسفه آزادی است.نبودن آزادى و تمرکز قدرت در یک نقطه طبعاً سبب پیدایش جماعتى به نام اطرافى مىشود که گِرد مرکز قدرت جمع مىشوند و با مداهنه و تملق که خوشایند طبیعت آدمى است، کسب قدرت میکنند” .
سوم ؛ عقلِ تحمل
زندگی آدمی پیچیده در مشکلات و نارسایی هاست ؛ «لَقَد خَلَقنَا الإِنسانَ فِی کَبَدٍ- آدمی را در رنج و برای رنج آفریدیم.» (بلد آیه ۴)
آیا امکان دارد آدمی از چیزی که جزئی از حقیقت اوست، بکلی جدا شود ؟
اینجا ، جای عقل است و ساز کار عقل در اینجا مورد تعریف امام مجتبی است که وقتی از ایشان در رابطه با عقل سوال کردند ، فرمود: “التجرع للغصة حتى تنال الفرصة”. – هضم کردن و خوردن جرعه جرعه غصه ها و نارسایی در وجود خویش تا رسیدن به سرمنزل مقصود ؛ عقل و عقلانیت است.
علامه مجلسی میگوید ؛ آنچه از سختی ها که به انسان رو می آورد و تحملش طاقت فرساست باید آن را تحمل کرد و با یک همت بلند از شکست و یا انتقام به استقبال فرصت پیروزی رفت. (بحار ج ۱ ص۱۱۶)
بُردباری در علم اخلاق به “مالکیت بر نفس” که همان مدیریت خویشتن است تفسیر شده و چنین آمده ؛ “الحلم بمعنى انضباط النفس و الطبع عن هیجان الغضب و عن الإحساسات، و حصول حالة السکون و الطمأنینة فی مقابل ما لا یلائم الطبع”. پس ؛ آرامش در برابر احساسات و هیجانات و هر بد اخلاقی ، خصوصا در جائی که توان تقاص و انتقام باشد ، جائی است که ؛ “حلم” معنا عینی پیدا میکند.
گاهی هم لزوما “عقلِ تحمل” در برابر نابسامانی ها نیست ، بلکه رفتار ابتدایی در بالاترین سطح اخلاقی میتواند نشان از حلم باشد.
کنیزی شاخه گلی را به حضرت مجتبی (ع) هدیه داد. امام حسن او را در راه خدا آزاد کردند. کسی پرسید: مگر میشود کسی به شما شاخه گلی بدهد و شما او را آزاد کنید؟ حضرت فرمودند: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها» (نساء/۸۶) هروقت کسی به شما خوبی کرد، با بهترین شکل ممکن و بالاتر از آن جوابش را بدهید
چهارم ؛ عقل امامت
این عقل اختصاص به معصوم دارد و نهایت عقلانیت است و شاید ابتداءا برخی مدعیان عقلانیت انتخابهای روش مند و عقلانیِ امام (ع) را برنتابند ولی باگذر زمان افق بلند دیدعقلانی امام معصوم خود را نمایان میکند.
امام مجتبی (ع) در زندگی خود یک کار عقلانی و با عظمتی داشته که بسیاری از مدعیانِ عقل آن را نپدیرفتند اما خیلی زود نگاه درست و متکی بر معیارهای بلند عقل و اندیشه بر همگان تابش مستقیم پیدا کرد و آن جریان صلح است.
زمانی که امام حسن (ع) از نزد معاویه به کوفه بازگشت. حجر بن عدی بر آن حضرت وارد شد و بدین گونه سلام کرد: «السلام علیک یا مذل المؤمنین.»! امام حسن (ع) فرمود: آرام باش! ما مؤمنان را خوار نساختیم، بلکه من سر بلند کنندهی مؤمنان و عزت بخش آنانم. و من میخواهم آنها زنده و پایدار بمانند [سپس آن حضرت وارد خیمه شد و با قدرت امامت و اعجاز پای مبارکش را به پردهی خیمه زد، در این هنگام ما احساس کردیم پشت شهر کوفه قرار داریم. عمروعاص را در مصر و معاویه را در شام دیدیم. و آن حضرت افزود: اگر میخواستم آنها را بر میکندم.اما هیهات که محمد (ص) بر اساس نظام و روشی از دنیا رفت و علی علیهالسلام بر اساس روشی، آیا من با آنها مخالفت کنم؟ هرگز! این امر از من برنیاید. ؛ – قال (ع) : مه ما کنت مذلهم، بل أنا معز المؤمنین، و انما أردت البقاء علیهم [ثم ضرب برجله فی فسطاطه فاذا أنا فی ظهر الکوفة، و قد خرق الی دمشق و مصر حتی رأینا عمرو بن العاص بمصر و معاویة بدمشق] و قال (ع): لو شئت لنزعتهما و لکن هاه هاه و مضی محمد (ص) علی منهاج و علی(ع) علی منهاج و أنا أخالفهما؟ لا یکون ذلک منی.”
مهجوریت و مظلومیت سیره عقلانی امام حسن (ع) در جامعه دینی امروز
این سیره عقلانیِ امام مجتبی (ع) که از هضم آن بزرگانی چون حجر بن عدی محروم هستند متکی بر یک نگاه عقلانی بسیار دقیق است که نهایت آن حفظ اسلام و حراست از خون مسلمین و آرامش مردم در زندگی است.
شهیدآیت الله صدر میگوید؛ امام حسن نمیخواست وارد جنگ با معاویه شود بلکه خواست جامعه را از آلودگی پاک کند کسی که مقام مقدسی دارد حق تخریب مقام خود را ندارد تا باعث تضعیف اسلام شود.
بجاست بدانید ؛ وقتی از علامه طباطبایی سوال شد که در مورد صلح امام حسن (ع) چه نظری دارید ؟ با ناراحتی فرمود: “مثل اینکه امام مجتبی (ع) در زندگی و در امامت شان مرتکب خلافی شده اند !! و در طول تاریخ هرکس با نوعی مسآله را توجیه کرده و حالا هم لابد نوبت به من رسیده که آن را توجیه کنم ! وای بر ما که امام مجتبی در بین شیعه یک چهره مظلوم و نعوذبالله گُنه کار است که عملکردش احتیاج به توجیه دارد ! مظلومیت امامحسن ع در این است که بین ما شیعیان یک چهره “متهم” است !
تشخیصِ راه حفظ عزتمندانه اسلام و مسلمین و نیز اداره شرافتمندانه جامعه خیلی سخت نیست . آنجا این تشخیص و رفتار راهبردی بر آن معیار سخت میشود که پای دشمن واقعی و یا خیالی در میان باشد ، اینجاست که انبوهی از مدعیان عقلانیت که بظاهر متشرع اند به مقابله و معارضه برخاسته و اجازه قدم از قدم نمیدهند! در این خاستگاه های تاریخی نیاز به عقلی بالاتر از یک عقلِ متعارف و متشرع است.
